«تقریبا همه زنانِ» تحصیلات تکمیلی در رشتههای STEM احساس تقلبیبودن دارند
پژوهشی از دانشگاه بینگهمتون نشان میدهد احساس خودتردیدیِ فریبکارانه یا سندروم ایمپاستر (Impostorism) در میان زنانِ در حال تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی رشتههای علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) بسیار شایع است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، ۹۷٫۵ درصد از زنان شرکتکننده دستکم سطح متوسطی از احساسات ایمپاستر را گزارش کردند.
ایمپاستریسم به وضعیتی گفته میشود که فرد، حتی در حضور شواهد عینی از موفقیت، همچنان تواناییهای خود را کافی نمیداند و تصور میکند دیگران درباره استعداد و شایستگی او بیش از حد مثبت قضاوت کردهاند.
چنین فردی ممکن است موفقیتهایش، مانند نمرات بالا، دریافت جایزه یا موفقیت در فعالیت علمی، را به شانس، زمانبندی مناسب یا کمک دیگران نسبت دهد و نه توانایی و تلاش خودش. در نتیجه، همواره نگران است که سرانجام دیگران متوجه بیکفایتی او شوند.
این پدیده با اعتمادبهنفس پایین یا افسردگی یکسان نیست و میتواند در افراد بسیار موفق نیز دیده شود. با این حال، پژوهش جِییون الیزابت شین نشان داد که میزان بیشتر ایمپاستریسم در زنانِ تحصیلات تکمیلی STEM با سلامت روانی ضعیفتر، فرسودگی تحصیلی و شغلی بیشتر و افزایش فکرِ ترک تحصیل ارتباط دارد.
به گفته پژوهشگران، شرایط اجتماعی نیز ممکن است این احساسات را تشدید کند. زنان و دیگر گروههای کمترنمایشیافته در رشتههای STEM ممکن است با کلیشههایی مواجه شوند که بهاشتباه توانایی ذاتی زنان برای موفقیت در حوزههای علمی و فنی را زیر سوال میبرند.
کمبود نمایندگان یک گروه در یک حوزه نیز میتواند این تصور را تقویت کند که فرد به آن محیط تعلق ندارد.
عامل دیگری که با ایمپاستریسم ارتباط دارد، ذهنیت ثابت است؛ یعنی باور به اینکه هوش و تواناییهای فرد تقریبا تغییرناپذیرند. در چنین شرایطی، یک شکست یا اشتباه ممکن است بهجای آنکه بخشی طبیعی از یادگیری تلقی شود، بهعنوان مدرکی برای بیاستعدادی فرد تعبیر شود.
پژوهشگران معتقدند ایجاد محیطهای حمایتی، گفتوگوی صریح درباره این احساسات و تقویت نگرش انعطافپذیر نسبت به توانایی و یادگیری میتواند به کاهش ایمپاستریسم کمک کند. با این حال، برای شناسایی موثرترین راهکارها به پژوهشهای بیشتری نیاز است.
SpringerNature
#آموزش #یادگیری #زن #زنان #سندرم_ایمپاستر
@Ofoghroydadd
@LDplus
پژوهشی از دانشگاه بینگهمتون نشان میدهد احساس خودتردیدیِ فریبکارانه یا سندروم ایمپاستر (Impostorism) در میان زنانِ در حال تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی رشتههای علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) بسیار شایع است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، ۹۷٫۵ درصد از زنان شرکتکننده دستکم سطح متوسطی از احساسات ایمپاستر را گزارش کردند.
ایمپاستریسم به وضعیتی گفته میشود که فرد، حتی در حضور شواهد عینی از موفقیت، همچنان تواناییهای خود را کافی نمیداند و تصور میکند دیگران درباره استعداد و شایستگی او بیش از حد مثبت قضاوت کردهاند.
چنین فردی ممکن است موفقیتهایش، مانند نمرات بالا، دریافت جایزه یا موفقیت در فعالیت علمی، را به شانس، زمانبندی مناسب یا کمک دیگران نسبت دهد و نه توانایی و تلاش خودش. در نتیجه، همواره نگران است که سرانجام دیگران متوجه بیکفایتی او شوند.
این پدیده با اعتمادبهنفس پایین یا افسردگی یکسان نیست و میتواند در افراد بسیار موفق نیز دیده شود. با این حال، پژوهش جِییون الیزابت شین نشان داد که میزان بیشتر ایمپاستریسم در زنانِ تحصیلات تکمیلی STEM با سلامت روانی ضعیفتر، فرسودگی تحصیلی و شغلی بیشتر و افزایش فکرِ ترک تحصیل ارتباط دارد.
به گفته پژوهشگران، شرایط اجتماعی نیز ممکن است این احساسات را تشدید کند. زنان و دیگر گروههای کمترنمایشیافته در رشتههای STEM ممکن است با کلیشههایی مواجه شوند که بهاشتباه توانایی ذاتی زنان برای موفقیت در حوزههای علمی و فنی را زیر سوال میبرند.
کمبود نمایندگان یک گروه در یک حوزه نیز میتواند این تصور را تقویت کند که فرد به آن محیط تعلق ندارد.
عامل دیگری که با ایمپاستریسم ارتباط دارد، ذهنیت ثابت است؛ یعنی باور به اینکه هوش و تواناییهای فرد تقریبا تغییرناپذیرند. در چنین شرایطی، یک شکست یا اشتباه ممکن است بهجای آنکه بخشی طبیعی از یادگیری تلقی شود، بهعنوان مدرکی برای بیاستعدادی فرد تعبیر شود.
پژوهشگران معتقدند ایجاد محیطهای حمایتی، گفتوگوی صریح درباره این احساسات و تقویت نگرش انعطافپذیر نسبت به توانایی و یادگیری میتواند به کاهش ایمپاستریسم کمک کند. با این حال، برای شناسایی موثرترین راهکارها به پژوهشهای بیشتری نیاز است.
SpringerNature
#آموزش #یادگیری #زن #زنان #سندرم_ایمپاستر
@Ofoghroydadd
@LDplus
SpringerLink
Impostorism: prevalence and its relationships with mental health, burnout, dropout consideration, and achievement among graduate…
Social Psychology of Education - Impostorism is a psychological phenomenon characterized by persistent self-doubt and a fear of being exposed as an intellectual fraud, despite objective records of...
نیویورک تایمز مطلبی نوشته درباره سوریه بعد از سقوط حکومت بشار اسد و این سؤال سخت که چطور هم جنایتکارها مجازات بشن و هم کشور دوباره وارد جنگ و انتقامگیری نشه.
ماجرا از محله «تضامن» دمشق شروع میشه؛ جایی که در دوران حکومت اسد چندین قتلعام اتفاق افتاده. هنوز بین خرابهها استخوان و بقایای آدمهایی پیدا میشه که کشته شدن. حتی بچههای محله موقع بازی استخوان پیدا میکنن و هنوز معلوم نیست خیلی از این بقایا متعلق به چه کسانیه.
بعد از سقوط حکومت اسد در سال ۲۰۲۴، خیلی از سوریهایی که خودشون یا خانوادههاشون قربانی حکومت بودن، انتظار داشتن عاملان شکنجه، اعدام و کشتار خیلی سریع محاکمه بشن. ولی دولت جدید سوریه با یه مشکل بزرگ روبهرو شده: اگه بخواد همه کسانی رو که به شکلی با حکومت قبلی همکاری داشتن محاکمه کنه، ممکنه دوباره کشور به سمت درگیری و جنگ داخلی بره.
احمد الشرع، رئیسجمهور جدید سوریه، برای سربازهای عادی دوره اسد عفو اعلام کرده، ولی گفته کسانی که مستقیماً دستشون به خون مردم آلوده بوده باید محاکمه بشن.
مسئول کمیسیون عدالت انتقالی سوریه خیلی ساده میگه: اگه بگیم میخوایم یک میلیون نفر رو محاکمه کنیم، انگار داریم میگیم «بیاید یه جنگ داخلی دیگه راه بندازیم.»
برای همین برنامه اینه که تمرکز اصلی روی جنایتهای خیلی سنگین باشه؛ مثل حملات شیمیایی، شکنجه و اعدام در زندانها و قتلعام مردم. برای بقیه پروندهها ممکنه از عفو، آشتی یا پرداخت غرامت استفاده بشه.
ابعاد فاجعه هم خیلی بزرگه. طبق آمار سازمان ملل دستکم ۵۸۰ هزار نفر در جنگ سوریه کشته شدن. حدود ۱۴۰ هزار نفر هم مفقود شدن و احتمال میره خیلیهاشون در زندانهای حکومت اسد یا جاهای دیگه کشته شده باشن.
اما مردم صبرشون داره تموم میشه. بعضیها خودشون دنبال انتقام افتادن و موارد کتکزدن، حمله و حتی کشتن کسانی که متهم به همکاری با حکومت اسد هستن بیشتر شده. نگرانی اینه که اگه دادگاهها نتونن عدالت رو اجرا کنن، مردم عدالت رو خودشون به دست بگیرن.
ماه گذشته هم یک دادگاه سوری بشار اسد و هشت نفر دیگه رو به جرم قتل، شکنجه و جنایت علیه بشریت به اعدام محکوم کرد. البته اسد در روسیهست و فقط یکی از این افراد، عاطف نجیب، پسرعموی اسد، در بازداشت سوریه قرار داره.
صدور این حکم باعث خوشحالی خیلی از مردم شد، اما کارشناسان حقوق بشر میگن معلوم نیست دادگاه چقدر عادلانه و استاندارد بوده. سوریه هنوز داره سیستم قضایی جدیدش رو میسازه؛ قاضیها باید آموزش ببینن، تیمهای پزشکی قانونی تشکیل بشن و قوانین مربوط به جنایتهای دوران جنگ مشخص بشه.
یکی از دردناکترین بخشهای گزارش درباره یه مادر ۷۰ سالهست. پسرش سال ۲۰۱۳ رفت دخترش رو از مدرسه بیاره و دیگه هیچوقت برنگشت. مادرش فکر میکنه استخوانهای پسرش شاید بین همین بقایایی باشه که در تضامن پیدا شده. وقتی یکی از متهمان اصلی قتلعام این منطقه بازداشت شد، مادر گفت: پس بقیه چی؟
و این دقیقاً مشکل امروز سوریهست: خانوادههایی که عزیزانشون رو از دست دادن، عدالت کامل میخوان؛ ولی دولت میگه نمیشه صدها هزار نفر رو زندانی کرد و همزمان انتظار داشت جامعه دوباره بتونه کنار هم زندگی کنه.
برای همین حتی صحبت از مدلی شبیه کمیسیون حقیقت و آشتی آفریقای جنوبی شده؛ یعنی بعضی پروندهها بهجای زندان و محاکمه، از راه اعتراف به حقیقت، آشتی و پرداخت غرامت حل بشه.
با این حال، روند کار خیلی کنده. در تضامن تازه بعد از مدتها تیمهای دولتی اومدن تعدادی استخوان رو جمع کردن و یک گور دستهجمعی رو باز کردن. مردم میگن هنوز تعداد زیادی جسد زیر خاکه و حتی بچهها همچنان بین خرابهها بقایای آدمها رو پیدا میکنن.
در واقع سؤال اصلی اینه: سوریه چطور میتونه جنایتهای دوران اسد رو فراموش نکنه و عاملان اصلی رو مجازات کنه، ولی در عین حال نذاره عدالت تبدیل به انتقام و یک دور تازه از خشونت بشه.
#جنگ #جنایت #سوریه #دادگاه #عدالت
https://www.nytimes.com/2026/09/03/world/middleeast/syria-justice-abuse-assad.html
Twitter, Link
@LDplus
ماجرا از محله «تضامن» دمشق شروع میشه؛ جایی که در دوران حکومت اسد چندین قتلعام اتفاق افتاده. هنوز بین خرابهها استخوان و بقایای آدمهایی پیدا میشه که کشته شدن. حتی بچههای محله موقع بازی استخوان پیدا میکنن و هنوز معلوم نیست خیلی از این بقایا متعلق به چه کسانیه.
بعد از سقوط حکومت اسد در سال ۲۰۲۴، خیلی از سوریهایی که خودشون یا خانوادههاشون قربانی حکومت بودن، انتظار داشتن عاملان شکنجه، اعدام و کشتار خیلی سریع محاکمه بشن. ولی دولت جدید سوریه با یه مشکل بزرگ روبهرو شده: اگه بخواد همه کسانی رو که به شکلی با حکومت قبلی همکاری داشتن محاکمه کنه، ممکنه دوباره کشور به سمت درگیری و جنگ داخلی بره.
احمد الشرع، رئیسجمهور جدید سوریه، برای سربازهای عادی دوره اسد عفو اعلام کرده، ولی گفته کسانی که مستقیماً دستشون به خون مردم آلوده بوده باید محاکمه بشن.
مسئول کمیسیون عدالت انتقالی سوریه خیلی ساده میگه: اگه بگیم میخوایم یک میلیون نفر رو محاکمه کنیم، انگار داریم میگیم «بیاید یه جنگ داخلی دیگه راه بندازیم.»
برای همین برنامه اینه که تمرکز اصلی روی جنایتهای خیلی سنگین باشه؛ مثل حملات شیمیایی، شکنجه و اعدام در زندانها و قتلعام مردم. برای بقیه پروندهها ممکنه از عفو، آشتی یا پرداخت غرامت استفاده بشه.
ابعاد فاجعه هم خیلی بزرگه. طبق آمار سازمان ملل دستکم ۵۸۰ هزار نفر در جنگ سوریه کشته شدن. حدود ۱۴۰ هزار نفر هم مفقود شدن و احتمال میره خیلیهاشون در زندانهای حکومت اسد یا جاهای دیگه کشته شده باشن.
اما مردم صبرشون داره تموم میشه. بعضیها خودشون دنبال انتقام افتادن و موارد کتکزدن، حمله و حتی کشتن کسانی که متهم به همکاری با حکومت اسد هستن بیشتر شده. نگرانی اینه که اگه دادگاهها نتونن عدالت رو اجرا کنن، مردم عدالت رو خودشون به دست بگیرن.
ماه گذشته هم یک دادگاه سوری بشار اسد و هشت نفر دیگه رو به جرم قتل، شکنجه و جنایت علیه بشریت به اعدام محکوم کرد. البته اسد در روسیهست و فقط یکی از این افراد، عاطف نجیب، پسرعموی اسد، در بازداشت سوریه قرار داره.
صدور این حکم باعث خوشحالی خیلی از مردم شد، اما کارشناسان حقوق بشر میگن معلوم نیست دادگاه چقدر عادلانه و استاندارد بوده. سوریه هنوز داره سیستم قضایی جدیدش رو میسازه؛ قاضیها باید آموزش ببینن، تیمهای پزشکی قانونی تشکیل بشن و قوانین مربوط به جنایتهای دوران جنگ مشخص بشه.
یکی از دردناکترین بخشهای گزارش درباره یه مادر ۷۰ سالهست. پسرش سال ۲۰۱۳ رفت دخترش رو از مدرسه بیاره و دیگه هیچوقت برنگشت. مادرش فکر میکنه استخوانهای پسرش شاید بین همین بقایایی باشه که در تضامن پیدا شده. وقتی یکی از متهمان اصلی قتلعام این منطقه بازداشت شد، مادر گفت: پس بقیه چی؟
و این دقیقاً مشکل امروز سوریهست: خانوادههایی که عزیزانشون رو از دست دادن، عدالت کامل میخوان؛ ولی دولت میگه نمیشه صدها هزار نفر رو زندانی کرد و همزمان انتظار داشت جامعه دوباره بتونه کنار هم زندگی کنه.
برای همین حتی صحبت از مدلی شبیه کمیسیون حقیقت و آشتی آفریقای جنوبی شده؛ یعنی بعضی پروندهها بهجای زندان و محاکمه، از راه اعتراف به حقیقت، آشتی و پرداخت غرامت حل بشه.
با این حال، روند کار خیلی کنده. در تضامن تازه بعد از مدتها تیمهای دولتی اومدن تعدادی استخوان رو جمع کردن و یک گور دستهجمعی رو باز کردن. مردم میگن هنوز تعداد زیادی جسد زیر خاکه و حتی بچهها همچنان بین خرابهها بقایای آدمها رو پیدا میکنن.
در واقع سؤال اصلی اینه: سوریه چطور میتونه جنایتهای دوران اسد رو فراموش نکنه و عاملان اصلی رو مجازات کنه، ولی در عین حال نذاره عدالت تبدیل به انتقام و یک دور تازه از خشونت بشه.
#جنگ #جنایت #سوریه #دادگاه #عدالت
https://www.nytimes.com/2026/09/03/world/middleeast/syria-justice-abuse-assad.html
Twitter, Link
@LDplus
Nytimes
Syrians Demand Justice for Assad-Era Abuses. Some Are Growing Impatient.
Hundreds of thousands were killed and tortured. But prosecuting everyone involved in atrocities could be impractical and risk renewed civil strife.
موهایت را به آرایشگر میسپاری،
چشمانت را به دیدن مناظر شرمآور،
بویاییات را به بوهای متعفن،
دهانت را به خوراکهای نکبتبار
کودکیات را
به دست مراقبت احمقها میسپاری،
بهترین ساعتهای جوانیات را
به سربازخانه کثیف مدرسه،
سالهای جوانیات را
به بحث و جدل با انبوهی از کوتولههای فکری،
و عشقت ــ آن عشق شریف ــ را به زنی میسپاری که در رویای... مرد بعدی است.
دوران پختگیات را به «خدمت» میسپاری؛ آن هیولای خاکستری.
و چشمانت کمسو میشوند،
موهایت خاکستری،
آن بینی ظریف و خوشتراشت شکل بینی درشکهچی خوابآلود را به خود میگیرد، دهانت زمخت میشود،
و روحت؛ آن روح اندوهگین را
در گرداب امور روزمره فرو میبری
لعنت به همهچیز!
انگار تمام زندگیام را از دست دادهام!
#هنر #ادبیات #شعر
@LDplus
چشمانت را به دیدن مناظر شرمآور،
بویاییات را به بوهای متعفن،
دهانت را به خوراکهای نکبتبار
کودکیات را
به دست مراقبت احمقها میسپاری،
بهترین ساعتهای جوانیات را
به سربازخانه کثیف مدرسه،
سالهای جوانیات را
به بحث و جدل با انبوهی از کوتولههای فکری،
و عشقت ــ آن عشق شریف ــ را به زنی میسپاری که در رویای... مرد بعدی است.
دوران پختگیات را به «خدمت» میسپاری؛ آن هیولای خاکستری.
و چشمانت کمسو میشوند،
موهایت خاکستری،
آن بینی ظریف و خوشتراشت شکل بینی درشکهچی خوابآلود را به خود میگیرد، دهانت زمخت میشود،
و روحت؛ آن روح اندوهگین را
در گرداب امور روزمره فرو میبری
لعنت به همهچیز!
انگار تمام زندگیام را از دست دادهام!
ونیامین بلاژنی
#هنر #ادبیات #شعر
@LDplus
💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایجاد توهم بینایی توسط هنرمند اسپانیایی، گونسالو بوروندو، به عنوان بهترین اثر هنری خیابانی در فرانسه شناخته شده است.
#هنر #هنر_خیابانی
@LDplus
#هنر #هنر_خیابانی
@LDplus
👍1
-اگر اونقدری زندگی کنی که به به اندازهی من پیر شی، خیلی چیزا رو عجیبوغریب میبینی.
-شما حکیم و خردمند به نظر میرسین.
-نه، این بزرگترین مغلطه هستش؛ حکمت آدمای پیر. آدمای پیر حکیمتر و خردمندتر نمیشن. اونا محتاطتر میشن.
-شاید همین خودش یه جور حکمت هست.
-آره، از نوع ناخوشایندش.
#کتاب #ارنست_همینگوی #پیری #کهنسالی
@LDplus
-شما حکیم و خردمند به نظر میرسین.
-نه، این بزرگترین مغلطه هستش؛ حکمت آدمای پیر. آدمای پیر حکیمتر و خردمندتر نمیشن. اونا محتاطتر میشن.
-شاید همین خودش یه جور حکمت هست.
-آره، از نوع ناخوشایندش.
کتاب وداع با اسلحه، نوشته ارنست همینگوی
#کتاب #ارنست_همینگوی #پیری #کهنسالی
@LDplus
👍1
به زودی شاهد نوستالژیهای متوهمانه برای «دنیای زیبای قبل از هوش مصنوعی» خواهیم بود؛
دنیایی که در آن انسانها به کارهایی که عاشقش هستند مشغول بودند،
همهچیز رنگ و بوی انسانی و واقعی داشت،
همه در حال یادگیری و پیشرفت بودند،
و زندگیها سرشار از معنا بود...
تا این که هوش مصنوعی آمد و این دنیای زیبا را خراب کرد! 🤡
#هوش_مصنوعی
@bayanz
@LDplus
دنیایی که در آن انسانها به کارهایی که عاشقش هستند مشغول بودند،
همهچیز رنگ و بوی انسانی و واقعی داشت،
همه در حال یادگیری و پیشرفت بودند،
و زندگیها سرشار از معنا بود...
تا این که هوش مصنوعی آمد و این دنیای زیبا را خراب کرد! 🤡
#هوش_مصنوعی
@bayanz
@LDplus
زندگی، چیزی است که بیش از همه به آن بها میدهیم و کمترین توجهی به آن میکنیم.
ویلیام سیدنی پورتر، نویسنده آمریکایی
@LDplus
ویلیام سیدنی پورتر، نویسنده آمریکایی
@LDplus
👍1
یه چینیه یه کامنتی درباره روسیه نوشته تو توعیتر که داره به عنوان حدیث قدسی دست به دست میشه:
«پوتین از منابع قرن بیست و یکمی استفاده کرد تا یه جنگ قرن بیستمی رو انجام بده تا بتونه یه قلمرو قرن نوزدهمی امپراتوری رو دوباره زنده کنه و تو این پروسه قرن بیست و دو روسیه رو از الان به فنا داد»
#اوکراین #روسیه
@aqvalanam
@LDplus
«پوتین از منابع قرن بیست و یکمی استفاده کرد تا یه جنگ قرن بیستمی رو انجام بده تا بتونه یه قلمرو قرن نوزدهمی امپراتوری رو دوباره زنده کنه و تو این پروسه قرن بیست و دو روسیه رو از الان به فنا داد»
#اوکراین #روسیه
@aqvalanam
@LDplus
🤣4😁1
❤1
عشق هم میتواند از قوانین ریاضی پیروی کند
دانشمندان میگویند تغییرات احساسات در یک رابطه عاطفی ممکن است آنقدر الگوهای مشخصی داشته باشد که بتوان آن را با مدلهای ریاضی بررسی کرد. در این رویکرد، رابطه مانند یک «سیستم پویا» در نظر گرفته میشود؛ یعنی حالتی که دائما تحت تاثیر اتفاقات مختلف تغییر میکند و ممکن است به سمت ثبات یا فروپاشی حرکت کند.
پروفسور لوران پوجوـمنژوئه از دانشگاه لیون ۱ و همکارانش سالهاست از ایدههای ریاضی برای بررسی روابط استفاده میکنند. این مدلها در ابتدا ارتباطی با عشق نداشتند و برای مطالعه تغییرات جمعیت جانوران، مانند خرگوشها و شکارچیانی مانند سیاهگوش، توسعه یافته بودند.
یکی از مفاهیم مهم در این مدلها آستانه بحرانی است. برای مثال، اگر جمعیت یک گونه از حد مشخصی کمتر شود، احتمال ادامه حیات آن بهشدت کاهش مییابد. پژوهشگران معتقدند میتوان ایده مشابهی را درباره روابط عاطفی نیز مطرح کرد.
این مدلها سه عامل اصلی را برجسته میکنند: جاذبه متقابل، کاهش طبیعی احساسات در طول زمان و نحوه واکنش عاطفی هر فرد به طرف مقابل. همچنین استرس، مشکلات کاری، بیماری، مسائل مالی و اختلافات خانوادگی میتوانند سیستم را از حالت تعادل خارج کنند.
در آینده حتی ممکن است هوش مصنوعی با این مدلهای ریاضی ترکیب شود تا نوعی سیستم هشدار زودهنگام برای روابط ایجاد کند؛ سیستمی که نشانههای نزدیک شدن رابطه به یک وضعیت ناپایدار را شناسایی کند.
بااینحال، دانشمندان تاکید میکنند که این معادلات قرار نیست آینده یک رابطه را بهطور قطعی پیشبینی کنند. بسیاری از مدلها بر اساس روابط در جوامع غربی ساخته شدهاند و تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی میتواند نتایج را تغییر دهد. انسانها نیز میتوانند رفتار خود را تغییر دهند، از مشاوره کمک بگیرند و تصمیمهایی بگیرند که مدل ریاضی انتظارش را ندارد.
بنابراین، ریاضی قرار نیست عشق را به یک معادله ساده تبدیل کند؛ بلکه میتواند الگوهای تغییر، بحران و بازگشت به تعادل در روابط را بهتر نشان دهد.
ScienceDaily
#روابط_خانوادگی #روابط_عاطفی #عشق #ریاضی #هوش_مصنوعی
@Ofoghroydadd
@LDplus
دانشمندان میگویند تغییرات احساسات در یک رابطه عاطفی ممکن است آنقدر الگوهای مشخصی داشته باشد که بتوان آن را با مدلهای ریاضی بررسی کرد. در این رویکرد، رابطه مانند یک «سیستم پویا» در نظر گرفته میشود؛ یعنی حالتی که دائما تحت تاثیر اتفاقات مختلف تغییر میکند و ممکن است به سمت ثبات یا فروپاشی حرکت کند.
پروفسور لوران پوجوـمنژوئه از دانشگاه لیون ۱ و همکارانش سالهاست از ایدههای ریاضی برای بررسی روابط استفاده میکنند. این مدلها در ابتدا ارتباطی با عشق نداشتند و برای مطالعه تغییرات جمعیت جانوران، مانند خرگوشها و شکارچیانی مانند سیاهگوش، توسعه یافته بودند.
یکی از مفاهیم مهم در این مدلها آستانه بحرانی است. برای مثال، اگر جمعیت یک گونه از حد مشخصی کمتر شود، احتمال ادامه حیات آن بهشدت کاهش مییابد. پژوهشگران معتقدند میتوان ایده مشابهی را درباره روابط عاطفی نیز مطرح کرد.
بر اساس این دیدگاه، هر رابطه ممکن است یک سطح بحرانی از «قدرت و پایداری» داشته باشد. اگر احساسات و پیوند میان دو نفر برای مدت طولانی از این سطح پایینتر برود، رابطه ممکن است به سمت جدایی حرکت کند. اما اگر زوج بتوانند پس از اختلاف یا فشار دوباره به وضعیت پایدار برگردند، رابطه میتواند ادامه پیدا کند.
مدلهای جدیدتر حتی تاخیر زمانی در واکنشهای عاطفی را نیز در نظر میگیرند. انسانها همیشه بلافاصله به رفتار طرف مقابل پاسخ نمیدهند و گاهی زمان برای فکر کردن میتواند شدت یک درگیری را کاهش دهد یا برعکس، آن را بیشتر کند.
این مدلها سه عامل اصلی را برجسته میکنند: جاذبه متقابل، کاهش طبیعی احساسات در طول زمان و نحوه واکنش عاطفی هر فرد به طرف مقابل. همچنین استرس، مشکلات کاری، بیماری، مسائل مالی و اختلافات خانوادگی میتوانند سیستم را از حالت تعادل خارج کنند.
در آینده حتی ممکن است هوش مصنوعی با این مدلهای ریاضی ترکیب شود تا نوعی سیستم هشدار زودهنگام برای روابط ایجاد کند؛ سیستمی که نشانههای نزدیک شدن رابطه به یک وضعیت ناپایدار را شناسایی کند.
بااینحال، دانشمندان تاکید میکنند که این معادلات قرار نیست آینده یک رابطه را بهطور قطعی پیشبینی کنند. بسیاری از مدلها بر اساس روابط در جوامع غربی ساخته شدهاند و تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی میتواند نتایج را تغییر دهد. انسانها نیز میتوانند رفتار خود را تغییر دهند، از مشاوره کمک بگیرند و تصمیمهایی بگیرند که مدل ریاضی انتظارش را ندارد.
بنابراین، ریاضی قرار نیست عشق را به یک معادله ساده تبدیل کند؛ بلکه میتواند الگوهای تغییر، بحران و بازگشت به تعادل در روابط را بهتر نشان دهد.
ScienceDaily
#روابط_خانوادگی #روابط_عاطفی #عشق #ریاضی #هوش_مصنوعی
@Ofoghroydadd
@LDplus
ScienceDaily
Scientists say love follows hidden mathematical rules
Could math help explain why some relationships survive life’s inevitable stresses while others slowly fall apart? Researchers have spent decades developing mathematical models that treat romantic feelings as changing systems, revealing patterns in attraction…
افرادی که به لحاظ هیجانی غفلت دیدهاند، معمولاً حس میکنند که باید خودِ واقعیشان را از دیگران پنهان کنند، زیرا اگر به دیگران اجازه بدهند که بیش از حد با آنها صمیمی شوند، نقصشان آشکار خواهد شد.
#کتاب از نفس افتاده نوشته جنیس وب نشر میلکان
@nashremilkan
@LDplus
#کتاب از نفس افتاده نوشته جنیس وب نشر میلکان
@nashremilkan
@LDplus
ترفند سادهای که میتواند روی افزایش فروش تأثیر چشمگیری بگذارد!
گاهی تغییر جزئی یک واژه در متن تبلیغ میتواند باعث شود مخاطب احساس نزدیکتری به محصول پیدا کند؛ این موضوع در چند پژوهش بازاریابی هم بررسی شده است.
در پژوهشی که سال ۲۰۲۰ در Journal of Product & Brand Management منتشر شد، پژوهشگران در چهار آزمایش بررسی کردند که استفاده از واژگانی مانند my، our و your در تبلیغات چگونه بر احساس مالکیت مخاطب نسبت به برند اثر میگذارد. نتایج نشان داد این نوع بیان میتواند احساس مالکیت روانشناختی، نگرش مثبت به برند و قصد خرید را افزایش دهد.
این ایده در پژوهش دیگری درباره فضاهای عمومی هم آزمایش شد. پژوهشگران از افراد خواستند تصور کنند وارد یک پارک میشوند. به یک گروه تابلوی «Welcome to the park» و به گروه دیگر «Welcome to YOUR park» نشان داده شد. گروه دوم احساس مالکیت بیشتری نسبت به پارک داشت و بهطور میانگین ۳۴ درصد بیشتر برای آن کمک مالی کرد.
حالا همین تکنیک را در تبلیغات خودتان امتحان کنید:
▫️با این سرویس یک سایت بسازید.
▫️سایت جدیدتان را با این سرویس بسازید.
محصول همان محصول است، اما یک تغییر کوچک در زبان تبلیغ، زاویه نگاه مخاطب را عوض میکند: «یک سایت» تبدیل میشود به «سایت شما». مخاطب دیگر فقط یک محصول را نمیبیند؛ بلکه نتیجه استفاده از آن را برای خودش تصور میکند. همین حسِ «این مال من است» میتواند محصول را از یک گزینه عمومی، به چیزی شخصی و متعلق به مخاطب تبدیل کند؛ مفهومی که پژوهشگران آن را Psychological Ownership مینامند.
#فروش #بازاریابی #تبلیغات
@iranservercom
@LDplus
گاهی تغییر جزئی یک واژه در متن تبلیغ میتواند باعث شود مخاطب احساس نزدیکتری به محصول پیدا کند؛ این موضوع در چند پژوهش بازاریابی هم بررسی شده است.
در پژوهشی که سال ۲۰۲۰ در Journal of Product & Brand Management منتشر شد، پژوهشگران در چهار آزمایش بررسی کردند که استفاده از واژگانی مانند my، our و your در تبلیغات چگونه بر احساس مالکیت مخاطب نسبت به برند اثر میگذارد. نتایج نشان داد این نوع بیان میتواند احساس مالکیت روانشناختی، نگرش مثبت به برند و قصد خرید را افزایش دهد.
این ایده در پژوهش دیگری درباره فضاهای عمومی هم آزمایش شد. پژوهشگران از افراد خواستند تصور کنند وارد یک پارک میشوند. به یک گروه تابلوی «Welcome to the park» و به گروه دیگر «Welcome to YOUR park» نشان داده شد. گروه دوم احساس مالکیت بیشتری نسبت به پارک داشت و بهطور میانگین ۳۴ درصد بیشتر برای آن کمک مالی کرد.
حالا همین تکنیک را در تبلیغات خودتان امتحان کنید:
▫️با این سرویس یک سایت بسازید.
▫️سایت جدیدتان را با این سرویس بسازید.
محصول همان محصول است، اما یک تغییر کوچک در زبان تبلیغ، زاویه نگاه مخاطب را عوض میکند: «یک سایت» تبدیل میشود به «سایت شما». مخاطب دیگر فقط یک محصول را نمیبیند؛ بلکه نتیجه استفاده از آن را برای خودش تصور میکند. همین حسِ «این مال من است» میتواند محصول را از یک گزینه عمومی، به چیزی شخصی و متعلق به مخاطب تبدیل کند؛ مفهومی که پژوهشگران آن را Psychological Ownership مینامند.
#فروش #بازاریابی #تبلیغات
@iranservercom
@LDplus
Emerald Publishing
Pseudo-ownership advertising appeal creates brand psychological ownership: the role of self-construal and customer type
Purpose. In the advertising strategy called pseudo-ownership advertising appeal, ownership-implying language (e.g. my, our or your) is used to induce consumers’ “ownership” of a brand. This study aims to investigate the influence of pseudo-ownership advertising…
❤1
🧠 ۱۰ مهارت زندگی که WHO برای داشتن زندگی شاد و سعادتمند توصیه میکند و بخش زیادی از تصمیمها، روابط و واکنشهای روزمره ما به مهارتهای زندگی وابسته است:
۱. خودآگاهی: شناخت احساسات، نقاط قوت، ضعفها و ارزشهای خود.
۲. همدلی: درک احساسات و شرایط دیگران، حتی بدون موافقت با آنها.
۳. ارتباط مؤثر: شفاف صحبتکردن، درست گوشدادن و انتقال دقیق پیام.
۴. روابط بینفردی: ساختن و حفظ روابط سالم و مؤثر با دیگران.
۵. تصمیمگیری: بررسی گزینهها و پیامدها و انتخاب آگاهانه.
۶. حل مسئله: شناخت ریشه مشکل و پیدا کردن راهحل مناسب.
۷. تفکر خلاق: نگاه کردن به مسائل از زاویههای جدید و یافتن راههای متفاوت.
۸. تفکر نقاد: بررسی اطلاعات، شواهد و فرضیات پیش از نتیجهگیری.
۹. مدیریت احساسات: شناخت هیجانات و جلوگیری از کنترل رفتار توسط واکنشهای لحظهای.
۱۰. مدیریت استرس: شناخت عوامل فشار و استفاده از روشهای مناسب برای مقابله با آن.
در نهایت، هدف این مهارتها این است که آگاهانهتر فکر کنیم، بهتر تصمیم بگیریم و ارتباط مؤثرتری با خودمان و دیگران داشته باشیم.
#تفکر #شناخت #تصمیمگیری #مدیریت_عواطف #مدیریت_احساسات
@productcademy
@LDplus
۱. خودآگاهی: شناخت احساسات، نقاط قوت، ضعفها و ارزشهای خود.
۲. همدلی: درک احساسات و شرایط دیگران، حتی بدون موافقت با آنها.
۳. ارتباط مؤثر: شفاف صحبتکردن، درست گوشدادن و انتقال دقیق پیام.
۴. روابط بینفردی: ساختن و حفظ روابط سالم و مؤثر با دیگران.
۵. تصمیمگیری: بررسی گزینهها و پیامدها و انتخاب آگاهانه.
۶. حل مسئله: شناخت ریشه مشکل و پیدا کردن راهحل مناسب.
۷. تفکر خلاق: نگاه کردن به مسائل از زاویههای جدید و یافتن راههای متفاوت.
۸. تفکر نقاد: بررسی اطلاعات، شواهد و فرضیات پیش از نتیجهگیری.
۹. مدیریت احساسات: شناخت هیجانات و جلوگیری از کنترل رفتار توسط واکنشهای لحظهای.
۱۰. مدیریت استرس: شناخت عوامل فشار و استفاده از روشهای مناسب برای مقابله با آن.
در نهایت، هدف این مهارتها این است که آگاهانهتر فکر کنیم، بهتر تصمیم بگیریم و ارتباط مؤثرتری با خودمان و دیگران داشته باشیم.
#تفکر #شناخت #تصمیمگیری #مدیریت_عواطف #مدیریت_احساسات
@productcademy
@LDplus
سالها میگذرند و به شتاب میروند،
دندانهای مصنوعی در دهان و دشواری نفس کشیدن.
به آینه مینگرم؛ چه منظرهی اندوهباری:
گردنی چروکخورده و چهرهای که گذر عمر بر آن خط انداخته است.
کفش میخرم؛ درست همانند مدلهای مجلات پرزرقوبرق،
اما نمیتوانم بپوشمشان؛ چرا که کف پایم صاف است.
نه دور را خوب میبینم و نه از نزدیک کاری از دستم برمیآید؛
دوربینم؟ نزدیکبینم؟ چه کسی میداند کدامیک؟
و شنواییام هم دیگر آنطور که باید نیست:
اگر کسی بگوید «گم شو»، من در عوض قدمی به او نزدیکتر میشوم.
پوشکین با جسارت و اصرار برایمان سرود:
«تمامِ سنین سر در برابر فرمان عشق فرود میآورند،»
و مدعی بود که حتی در پیری نیز آتش عشق شعلهور میماند.
اما بگذارید بگویم: در واقعیت اصلا اینطور نیست!
دلم میخواهد دلبری کنم و با شرم و حیا چشمهایم را پایین بیندازم،
اما در عوض، مشغول گشتن کیفم برای یافتن داروهای قلبم هستم.
مشتاقم که خود را در آغوش مردی رها کنم،
اما عینکی که بر بینی دارم، مانع کار میشود.
و حافظهام نیز بهسرعت رو به افول رفته است.
با این حال، یک تسلیبخش همواره با من میماند:
وضعیتم بدتر از گذشته است، اما بهتر از آن چیزی است که در آینده خواهم بود!
#ادبیات #شعر
@LDplus
دندانهای مصنوعی در دهان و دشواری نفس کشیدن.
به آینه مینگرم؛ چه منظرهی اندوهباری:
گردنی چروکخورده و چهرهای که گذر عمر بر آن خط انداخته است.
کفش میخرم؛ درست همانند مدلهای مجلات پرزرقوبرق،
اما نمیتوانم بپوشمشان؛ چرا که کف پایم صاف است.
نه دور را خوب میبینم و نه از نزدیک کاری از دستم برمیآید؛
دوربینم؟ نزدیکبینم؟ چه کسی میداند کدامیک؟
و شنواییام هم دیگر آنطور که باید نیست:
اگر کسی بگوید «گم شو»، من در عوض قدمی به او نزدیکتر میشوم.
پوشکین با جسارت و اصرار برایمان سرود:
«تمامِ سنین سر در برابر فرمان عشق فرود میآورند،»
و مدعی بود که حتی در پیری نیز آتش عشق شعلهور میماند.
اما بگذارید بگویم: در واقعیت اصلا اینطور نیست!
دلم میخواهد دلبری کنم و با شرم و حیا چشمهایم را پایین بیندازم،
اما در عوض، مشغول گشتن کیفم برای یافتن داروهای قلبم هستم.
مشتاقم که خود را در آغوش مردی رها کنم،
اما عینکی که بر بینی دارم، مانع کار میشود.
و حافظهام نیز بهسرعت رو به افول رفته است.
با این حال، یک تسلیبخش همواره با من میماند:
وضعیتم بدتر از گذشته است، اما بهتر از آن چیزی است که در آینده خواهم بود!
لاریسا روبالسکایا
#ادبیات #شعر
@LDplus
💔2
Lifedefender plus
وضعیتم بدتر از گذشته است، اما بهتر از آن چیزی است که در آینده خواهم بود!
آزادی در ابتدا، یک مبادله ارزشمند به نظر میرسد. ابتدا آن را با غذا مبادله میکنند، سپس برای اینکه همیشه شرایط بهتر از حال حاضر باشد (ثبات)، و بعد برای امنیت، و تازه بعد از مدتی متوجه میشوند که دیگر نه ثباتی وجود دارد، نه امنیتی، نه غذایی و نه حتی آزادیی...
ولادیمیر واینوویچ، نویسنده و منتقد برجسته که شجاعتش در برابر قدرت بیسابقه بود. در سال ۱۹۸۱، پس از انتشار کتابی به نام: سرباز چونکین، لئونید برژنف حکمی مبنی بر سلب تابعیت شوروی از او صادر کرد. نویسنده به این حکم با یک نامه سرگشاده و هوشمندانه به دبیرکل پاسخ داد. در آن نامه، او صریحا گفت: دولت شوروی، به لطف تلاشهای رهبرانش و سهم شخصی شما، هیچ اعتباری ندارد. بنابراین، از نظر من، عادلانه این است که شما خودتان از تابعیت محروم شوید.
#کتاب #آزادی #امنیت #غذا #شوروی
@LDplus
ولادیمیر واینوویچ، نویسنده، شاعر، نمایشنامهنویس، آهنگساز و هنرمند روسی (۱۹۳۲-۲۰۱۸) کتاب: مسکو ۲۰۴۲
ولادیمیر واینوویچ، نویسنده و منتقد برجسته که شجاعتش در برابر قدرت بیسابقه بود. در سال ۱۹۸۱، پس از انتشار کتابی به نام: سرباز چونکین، لئونید برژنف حکمی مبنی بر سلب تابعیت شوروی از او صادر کرد. نویسنده به این حکم با یک نامه سرگشاده و هوشمندانه به دبیرکل پاسخ داد. در آن نامه، او صریحا گفت: دولت شوروی، به لطف تلاشهای رهبرانش و سهم شخصی شما، هیچ اعتباری ندارد. بنابراین، از نظر من، عادلانه این است که شما خودتان از تابعیت محروم شوید.
#کتاب #آزادی #امنیت #غذا #شوروی
@LDplus