مسیو ریشارخان یا میرزا رضاخان...؟!
✍️علی مرادی مراغهای
تاریخ ایران پر از حوادث تلخ یا طنز و برخی موارد نیز هم تلخ و هم طنز است. این موردی که می آورم از نوع سوم یعنی هم تلخ و هم طنز است!
ژول ریشار متولد فرانسه در ۱۸۱۶م و فوتش در ۱۸۹۱م در تهران.
ریشار خان در ۱۸ ژوئیه ۱۸۴۴ پاریس را به مقصد ایران ترک کرد در ایران در ۵ دسامبر ۱۸۴۴ از ولیعهد ناصرالدین میرزای سیزده ساله و خواهرش عکسی نقرهای گرفته که بقول اعتمادالسلطنه اولین کسی بود که در ایران عکس داگرئوتیپ گرفت.
(مرآت البلدان ناصری، اعتمادالسلطنه...ج۱، صص۱۳۰-۱۳۱).
میرزا ابوالحسن خان ایلچی شیرازی، وزیر امور خارجه، او را در ۹ مارس ۱۸۴۵ برای ملاقات با محمدشاه قاجار برد. پس از اینکه ریشارخان چند عکس از شاه و حاج میرزا آقاسی(وزیر اعظم) گرفت، محمدشاه در فرمانی او را به عنوان کارمند دولت منصوب کرد.
ریشار خان به عکاسی از محمد شاه، شاهزادگان و درباریان ادامه داد و تقریباً هر روز به اندرون میرفت و از شاه هدایایی شامل پول و شالهای کشمیری دریافت میکرد.
(مقالات تاریخی سیاسی ادبی اجتماعی نوشته دکتر خلیل ثقفی اعلم الدوله...صص۴۴ ،۴۸، ۱۱۷).
پس از درگذشت محمد شاه، با تاسیس دارالفنون در زمان ناصرالدین شاه، ریشارخان استاد دارالفنون شد.
(مرآت البلدان ناصری، اعتمادالسلطنه، ۱۹۸۴، ج۱، ص۴۰۳).
امیرکبیر او را مأمور کرد تا به کردستان برود و معادن آنجا را مطالعه کند.
(امیرکبیر و ایران،آدمیت،...ص۳۸۹).
اما در همین سفر بود که این مسیحی یک رسوایی بزرگ ببار آورد!.
او یک دختر کردی را لباس پسرانه پوشانده با خود به تهران آورده حتی به نوشته برخی منابع «از آنجا که ریشار نمی خواست این دختر را در پرده نگهدارد، لباس مردانه تن او میکرده و او را بیرون می برد اما عباس(مهترِ ریشار) این راز او را فاش کرد و در نتیجه، در تهران چنان غوغایی بر پا شد که نزدیک بود میان ایران و فرانسه قطع رابطه شود و عده ای نیز قربانی گردند»!
(قدرت و مقام زن در ادوار تاریخ، غلامرضا انصافپور...صص۴۳۱_۴۳۲)
کاردار فرانسه، کنت دو گوبینو، نخستوزیر و حتی خود شاه، همگی درگیر این ماجرا شدند، چرا که یک مسیحی دختر مسلمان را گرفته و لباس پسرانه پوشانده و بیرون می برده!!!
وقتی حمله آغاز شد دختر گفت که ریشارخان او را ربوده است، اما ریشارخان ادعا کرد که او را از خانوادهاش خریده است.
سرانجام ریشارخان برای مصون ماندن از مرگ حتمی، در آوریل ۱۸۵۷ در حرم عبدالعظیم بست نشست. بست نشینی یک مسیحی در حرم عبدالعظیم!
اما او برای مصون ماندن از خشم مردم متعصب، در آنجا به مذهب شیعه گروید و نام رضا را برای خود برگزید. یعنی ریشار رفت به داخل حرم و رضا آمد بیرون.
در سال۱۸۷۱م توسط ناصرالدین شاه به لقب خان مفتخر شد و شد رضاخان.
او در سن ۷۷ سالگى وفات يافته و در آب انبار قاسم خان بر سر راه طهران به حضرت عبدالعظیم مدفون شد»
(ظل السلطان،سعادت نوری...ج۱ص۱۲۸)
اوژن اوبن در مورد ریشارخان می نویسد:
«ما در تهران يك هم میهن مسلمان هم داریم هنگامی که در سال ۱۸۴۴م برای عزیمت به هند از ایران عبور می کرد، محمد شاه او را در تهران نگاه داشت تا معلم فرزندانش باشد همانطور که میدانیم اسلام ارتباط مسیحیان را با زنان مسلمان هرگز تحمل نمیکند اما او تحت تاثیر وسوسه ی شیطان به این تجربه ی تلخ دست زد و سخت رسوائی به بار آورد تا آنجا که مجبور شد از بیم جان به شاهزاده عبدالعظیم پناهنده شود از عجائب آنکه او به آنجا مسیحی وارد شد ولی مسلمان بیرون آمد در نتیجه این پیشامد يك خانواده ایرانی فرانسوی الاصل در تهران تشکیل گردید...»
(ايران امروز، اوژن اوبن، ترجمه سعيدى...ص۲۵۰)
ارنست اورسول نیز در مورد وی مینویسد «...اين تنها اروپايى مقيم تهران است كه ولو به ظاهر به دين اسلام گرويده است و ظاهرا اين كار بيشتر به علت نجات زندگى خود و دخترى بوده است كه نسبت به يكديگر صميمانه عشق مىورزيدند»
(سفرنامه قفقاز و ایران...ص ۲۶۶)
جالب است که برادر این ریشارخانِ مسلمان شده، اسقف بزرگ پاریس بوده و ژان هردوان فرانسوی که دو سال در ایران بوده در سفرنامه خودش می نویسد:
اسقف بزرگ از يك نفر نماینده سیاسی که از ایران رفته بود سراغ برادرش را گرفت و اظهار نگرانی نمود که چند سال است از او خبری ندارم نمیدانم چه بر سرش آمده؟
آن مأمور سیاسی گفت: خدا به شما صبر بدهد.
اسقف نگران شده پرسید مگر مرده است؟
او در جواب اظهار داشت خیر مسلمان شده !!!
اسقف نفسی به راحت کشید و با کمال مسرت گفت:
سابقاً برادر من لا مذهب بود شکر خدا را که حالا به یکی از مذاهب معتقد شده است».
(ظل السلطان، نوشته حسین سعادت نوری...ج اول، صص۱۲۸_۱۲۹)
@tarikhanehmoradi
@LDplus
✍️علی مرادی مراغهای
تاریخ ایران پر از حوادث تلخ یا طنز و برخی موارد نیز هم تلخ و هم طنز است. این موردی که می آورم از نوع سوم یعنی هم تلخ و هم طنز است!
ژول ریشار متولد فرانسه در ۱۸۱۶م و فوتش در ۱۸۹۱م در تهران.
ریشار خان در ۱۸ ژوئیه ۱۸۴۴ پاریس را به مقصد ایران ترک کرد در ایران در ۵ دسامبر ۱۸۴۴ از ولیعهد ناصرالدین میرزای سیزده ساله و خواهرش عکسی نقرهای گرفته که بقول اعتمادالسلطنه اولین کسی بود که در ایران عکس داگرئوتیپ گرفت.
(مرآت البلدان ناصری، اعتمادالسلطنه...ج۱، صص۱۳۰-۱۳۱).
میرزا ابوالحسن خان ایلچی شیرازی، وزیر امور خارجه، او را در ۹ مارس ۱۸۴۵ برای ملاقات با محمدشاه قاجار برد. پس از اینکه ریشارخان چند عکس از شاه و حاج میرزا آقاسی(وزیر اعظم) گرفت، محمدشاه در فرمانی او را به عنوان کارمند دولت منصوب کرد.
ریشار خان به عکاسی از محمد شاه، شاهزادگان و درباریان ادامه داد و تقریباً هر روز به اندرون میرفت و از شاه هدایایی شامل پول و شالهای کشمیری دریافت میکرد.
(مقالات تاریخی سیاسی ادبی اجتماعی نوشته دکتر خلیل ثقفی اعلم الدوله...صص۴۴ ،۴۸، ۱۱۷).
پس از درگذشت محمد شاه، با تاسیس دارالفنون در زمان ناصرالدین شاه، ریشارخان استاد دارالفنون شد.
(مرآت البلدان ناصری، اعتمادالسلطنه، ۱۹۸۴، ج۱، ص۴۰۳).
امیرکبیر او را مأمور کرد تا به کردستان برود و معادن آنجا را مطالعه کند.
(امیرکبیر و ایران،آدمیت،...ص۳۸۹).
اما در همین سفر بود که این مسیحی یک رسوایی بزرگ ببار آورد!.
او یک دختر کردی را لباس پسرانه پوشانده با خود به تهران آورده حتی به نوشته برخی منابع «از آنجا که ریشار نمی خواست این دختر را در پرده نگهدارد، لباس مردانه تن او میکرده و او را بیرون می برد اما عباس(مهترِ ریشار) این راز او را فاش کرد و در نتیجه، در تهران چنان غوغایی بر پا شد که نزدیک بود میان ایران و فرانسه قطع رابطه شود و عده ای نیز قربانی گردند»!
(قدرت و مقام زن در ادوار تاریخ، غلامرضا انصافپور...صص۴۳۱_۴۳۲)
کاردار فرانسه، کنت دو گوبینو، نخستوزیر و حتی خود شاه، همگی درگیر این ماجرا شدند، چرا که یک مسیحی دختر مسلمان را گرفته و لباس پسرانه پوشانده و بیرون می برده!!!
وقتی حمله آغاز شد دختر گفت که ریشارخان او را ربوده است، اما ریشارخان ادعا کرد که او را از خانوادهاش خریده است.
سرانجام ریشارخان برای مصون ماندن از مرگ حتمی، در آوریل ۱۸۵۷ در حرم عبدالعظیم بست نشست. بست نشینی یک مسیحی در حرم عبدالعظیم!
اما او برای مصون ماندن از خشم مردم متعصب، در آنجا به مذهب شیعه گروید و نام رضا را برای خود برگزید. یعنی ریشار رفت به داخل حرم و رضا آمد بیرون.
در سال۱۸۷۱م توسط ناصرالدین شاه به لقب خان مفتخر شد و شد رضاخان.
او در سن ۷۷ سالگى وفات يافته و در آب انبار قاسم خان بر سر راه طهران به حضرت عبدالعظیم مدفون شد»
(ظل السلطان،سعادت نوری...ج۱ص۱۲۸)
اوژن اوبن در مورد ریشارخان می نویسد:
«ما در تهران يك هم میهن مسلمان هم داریم هنگامی که در سال ۱۸۴۴م برای عزیمت به هند از ایران عبور می کرد، محمد شاه او را در تهران نگاه داشت تا معلم فرزندانش باشد همانطور که میدانیم اسلام ارتباط مسیحیان را با زنان مسلمان هرگز تحمل نمیکند اما او تحت تاثیر وسوسه ی شیطان به این تجربه ی تلخ دست زد و سخت رسوائی به بار آورد تا آنجا که مجبور شد از بیم جان به شاهزاده عبدالعظیم پناهنده شود از عجائب آنکه او به آنجا مسیحی وارد شد ولی مسلمان بیرون آمد در نتیجه این پیشامد يك خانواده ایرانی فرانسوی الاصل در تهران تشکیل گردید...»
(ايران امروز، اوژن اوبن، ترجمه سعيدى...ص۲۵۰)
ارنست اورسول نیز در مورد وی مینویسد «...اين تنها اروپايى مقيم تهران است كه ولو به ظاهر به دين اسلام گرويده است و ظاهرا اين كار بيشتر به علت نجات زندگى خود و دخترى بوده است كه نسبت به يكديگر صميمانه عشق مىورزيدند»
(سفرنامه قفقاز و ایران...ص ۲۶۶)
جالب است که برادر این ریشارخانِ مسلمان شده، اسقف بزرگ پاریس بوده و ژان هردوان فرانسوی که دو سال در ایران بوده در سفرنامه خودش می نویسد:
اسقف بزرگ از يك نفر نماینده سیاسی که از ایران رفته بود سراغ برادرش را گرفت و اظهار نگرانی نمود که چند سال است از او خبری ندارم نمیدانم چه بر سرش آمده؟
آن مأمور سیاسی گفت: خدا به شما صبر بدهد.
اسقف نگران شده پرسید مگر مرده است؟
او در جواب اظهار داشت خیر مسلمان شده !!!
اسقف نفسی به راحت کشید و با کمال مسرت گفت:
سابقاً برادر من لا مذهب بود شکر خدا را که حالا به یکی از مذاهب معتقد شده است».
(ظل السلطان، نوشته حسین سعادت نوری...ج اول، صص۱۲۸_۱۲۹)
@tarikhanehmoradi
@LDplus
سیرک مذاکرات
بعد از سالها، که میگفتن با «همه غیر از آمریکا» مذاکره میکنن، حالا میگن «فقط با آمریکا» مذاکره میکنن.
طنز تلخ قضیه اینجاست که تا قبل از این (یعنی زمانی که ج.ا میگفت با هر کسی مذاکره میکنه جز آمریکا) مشکل عمدتاً از طریق مذاکره با آمریکا قابلحل بود؛ اما حالا که برای موضوع تحریمها نیاز به توافق با اروپاییها هم هست میگه فقط با آمریکا مذاکره میکنه (و معنیش اینه که مشکل ج.ا فقط جنگه و مطلقا مشکلی با تحریمها نداره)
خلاصه که مثل همهی ۲۰ سال گذشته، هم از طرف ج.ا هم از طرف آمریکا و هم از طرف اروپا، و هم از طرف بقیه، همه چیز جوری تنظیم میشه که بیشترین تحریم و تعلیق و سرکوب و جنگ و خطر جنگ و ... متوجه مردم بشه. و لابد این قضیه اتفاقیه!
@paradoxizer
@LDplus
بعد از سالها، که میگفتن با «همه غیر از آمریکا» مذاکره میکنن، حالا میگن «فقط با آمریکا» مذاکره میکنن.
طنز تلخ قضیه اینجاست که تا قبل از این (یعنی زمانی که ج.ا میگفت با هر کسی مذاکره میکنه جز آمریکا) مشکل عمدتاً از طریق مذاکره با آمریکا قابلحل بود؛ اما حالا که برای موضوع تحریمها نیاز به توافق با اروپاییها هم هست میگه فقط با آمریکا مذاکره میکنه (و معنیش اینه که مشکل ج.ا فقط جنگه و مطلقا مشکلی با تحریمها نداره)
خلاصه که مثل همهی ۲۰ سال گذشته، هم از طرف ج.ا هم از طرف آمریکا و هم از طرف اروپا، و هم از طرف بقیه، همه چیز جوری تنظیم میشه که بیشترین تحریم و تعلیق و سرکوب و جنگ و خطر جنگ و ... متوجه مردم بشه. و لابد این قضیه اتفاقیه!
@paradoxizer
@LDplus
👍4
این میشه کیلو ۷ دلار. مردم خودمون هم دارن کیلو ۷ دلار میخرن. اگه قراره مردم خودمون هم به قیمت صادرات بخرن، برای چی باید آب سفرههای زیرزمینی زیر پاشون رو مفت بدن به باغدار؟ عا.. ما تو نظام ارباب رعیتی هستیم و این حرفها به رعیت نیومده؟ اوکی.
@AnimalsQuotes
@LDplus
@AnimalsQuotes
@LDplus
❤3
Lifedefender plus
این میشه کیلو ۷ دلار. مردم خودمون هم دارن کیلو ۷ دلار میخرن. اگه قراره مردم خودمون هم به قیمت صادرات بخرن، برای چی باید آب سفرههای زیرزمینی زیر پاشون رو مفت بدن به باغدار؟ عا.. ما تو نظام ارباب رعیتی هستیم و این حرفها به رعیت نیومده؟ اوکی. @AnimalsQuotes…
حالا اگه کسی بگه مردم حق دارند اون باغها رو بسوزونند، میگن «یعنی میخوای یه ذره ارز میاد داخل هم دیگه نیاد؟». اون باغها بالاخره خواهند سوخت، ولی وقتی که دیگه آبی هم باقی نمونده، و پولدارهایی که جمع کردن و رفتن، و مردمی که مثل مدمکس دنبال مهاجرتن.
@AnimalsQuotes
@LDplus
@AnimalsQuotes
@LDplus
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در اتحاد جماهیر شوروی، برای خرید خودرو باید ده سال در صف میایستادی و پیشپرداخت ماشین را میدادی. روزی یک خریدار میآید، پیشپرداخت را میدهد و کارمند به او میگوید: تمام شد، ده سال دیگر برای گرفتن ماشینت بیا. خریدار میپرسد: صبح بیایم یا ظهر؟ کارمند میگوید: ده سال دیگه است، چه فرقی میکند؟خریدار: فقط صبح با یک لولهکش قرار دارم.
این جوک مورد علاقه رونالد ویلسون ریگان، رئیسجمهور بزرگ آمریکا است که توانست اتحاد جماهیر شوروی را در «جنگ سرد» مجبور به تسلیم کند.
در این ویدیو ریگان جوک مورد علاقهاش
درباره شوروی را تعریف میکند.
#شوروی #جوک_دوران_شوروی
@LDplus
این جوک مورد علاقه رونالد ویلسون ریگان، رئیسجمهور بزرگ آمریکا است که توانست اتحاد جماهیر شوروی را در «جنگ سرد» مجبور به تسلیم کند.
در این ویدیو ریگان جوک مورد علاقهاش
درباره شوروی را تعریف میکند.
#شوروی #جوک_دوران_شوروی
@LDplus
😁5
خبر داغ این روزها توی دنیای تکنولوژی، ایده جدید اسپیسایکس برای فرستادن دیتاسنترها به مداره. ایلان ماسک داره روی پروژهای کار میکنه که قراره حجم عظیم پردازشهای هوش مصنوعی رو بهجای زمین، توی فضا انجام بده. این یعنی قراره خوشههایی از ماهوارههای استارلینک، نقش سرورهای غولآسایی رو بازی کنن که با لیزر به هم وصلن. این کار نهتنها مشکل گرمای زیاد دیتاسنترهای زمینی رو با سرمای فضا حل میکنه، بلکه سرعت انتقال دادهها رو هم بهشدت بالا میبره.
@LDplus
@LDplus
❤3👍1
«بیدینی آنقدر عیب نیست که ترک آدمیت و دوری از انسانیت عیب است. دین از برای انسان شدن بوده است، اگر آدم نباشی چه دينی چه کشکی......در آن روزگار که فرهنگ و تمدن اسلامی در اعتلا بود و مسلمانان اهل حکمت و معرفت بودند در سرزمین ایران آدمیت قدر و قیمت داشت و از تعصبات احمقانهی مذهبی اثری اینجا دیده نمیشد.»
#کتاب آزادی و آزادفکری، نوشته مجتبی مینوی
@LDplus
#کتاب آزادی و آزادفکری، نوشته مجتبی مینوی
@LDplus
👍6
«[شهریاران] اگر دردها را پیشاپیش ببینند آنها را بهزودی چاره میتوان کرد (و این کار تنها از فرمانروای خردمند برمیآید). اما اگر بههنگام شناخته نشوند و پروبال گیرند، روزی رسد که همه آن را میبینند اما هیچ کس چارهای نتواند کرد.»
#کتاب شهریار، نوشته نیکولو ماکیاولی، ترجمهی داریوش آشوری، نشر آگه، ۱۳۹۹
@LDplus
#کتاب شهریار، نوشته نیکولو ماکیاولی، ترجمهی داریوش آشوری، نشر آگه، ۱۳۹۹
@LDplus
دومین ارتش گودرتمند جهان زیرساخت مخابراتی امن برای خط مقدم نداره، و دارن از تلگرام استفاده میکنند. اما تلگرام تو روسیه داره پلتفرم غر زدن کاربران ناشناس از وضع مملکت میشه. بنابراین امنیتیها فتوا میدن که «ببندید». وقتی میبندن واحدهایی که تو خط مقدم هستن هم ارتباطشون قطع میشه! فکر کن فرماندهت بگه کدوم گوری بودید؟ و بگی فیلترشکنم وصل نمیشد! حالا نظامیها دارن به امنیتیها میگن نرینید تو نت پدسگا.
همه دارن مینویسن چنین چیزی در تاریخ جنگهای بشر سابقه نداشته.
@AnimalsQuotes
@LDplus
همه دارن مینویسن چنین چیزی در تاریخ جنگهای بشر سابقه نداشته.
@AnimalsQuotes
@LDplus
🤣6
اینها احتمالا یعنی فرسایش روانی جمعی
«اگر فردی در محیطی زندگی کند که پیام غالب بیرونی با باور رسمی در تعارض باشد، تنش درونی افزایش مییابد.»
افزایش خطاهای نمادین میتونه نشانه تنش مزمن در سیستم روانی حامیان باشه. یعنی شکاف اجتماعی آنقدر پررنگ شده که به سطح ناخودآگاه زبانی رسیده است.
این مهمتر از سوتی است. این یعنی شعار دیگر یک واحد بسته و پایدار ذهنی نیست.
لغزش زبانی نشانه فعال بودن گفتمان رقیب است، و نشانه فرسایش اعتقادی.
فعال بودن یعنی:
عبارت مخالف به اندازه کافی در محیط تکرار شده که در شبکه معنایی همه حتی مخالفان جای گرفته است.
فرسایش اعتقادی یعنی:
فرد واقعاً در باور خود دچار تردید شده.
شاید در این مورد، دومی دلیلش نباشه، ولی اولی حتما هست و رخ داده.
@ofoghroydad
@LDplus
«اگر فردی در محیطی زندگی کند که پیام غالب بیرونی با باور رسمی در تعارض باشد، تنش درونی افزایش مییابد.»
افزایش خطاهای نمادین میتونه نشانه تنش مزمن در سیستم روانی حامیان باشه. یعنی شکاف اجتماعی آنقدر پررنگ شده که به سطح ناخودآگاه زبانی رسیده است.
این مهمتر از سوتی است. این یعنی شعار دیگر یک واحد بسته و پایدار ذهنی نیست.
لغزش زبانی نشانه فعال بودن گفتمان رقیب است، و نشانه فرسایش اعتقادی.
فعال بودن یعنی:
عبارت مخالف به اندازه کافی در محیط تکرار شده که در شبکه معنایی همه حتی مخالفان جای گرفته است.
فرسایش اعتقادی یعنی:
فرد واقعاً در باور خود دچار تردید شده.
شاید در این مورد، دومی دلیلش نباشه، ولی اولی حتما هست و رخ داده.
@ofoghroydad
@LDplus
👍4🤣2
انتظار بدبختی، بدبختیای بدتر از خود بدبختی است.
تورکواتو تاسّو، شاعر ایتالیایی قرن شانزدهم (۱۵۴۴-۱۵۹۵)
پ.ن:
خیلیها این روزا دلشون رو هیچ کاری نمیره، حتی سادهترین وظایف زندگی شخصیشون... شاید یکی از دلایل مهمش این باشه که ناآگاهانه تحث تاثیر تصوری هستیم که شرایط باید نرمال باشه تا زندگی کرد. این تصور رو بزارید کنار و در هر شرایطی سعی کنید برای بهبود وضعیت خودتون، خانواده و جامعهتون کاری کنید. با محبتهای کوچک به خودتون و دیگران شروع کنید... و سپس کارهای بزرگتری انجام بدید.
@LDplus
تورکواتو تاسّو، شاعر ایتالیایی قرن شانزدهم (۱۵۴۴-۱۵۹۵)
پ.ن:
خیلیها این روزا دلشون رو هیچ کاری نمیره، حتی سادهترین وظایف زندگی شخصیشون... شاید یکی از دلایل مهمش این باشه که ناآگاهانه تحث تاثیر تصوری هستیم که شرایط باید نرمال باشه تا زندگی کرد. این تصور رو بزارید کنار و در هر شرایطی سعی کنید برای بهبود وضعیت خودتون، خانواده و جامعهتون کاری کنید. با محبتهای کوچک به خودتون و دیگران شروع کنید... و سپس کارهای بزرگتری انجام بدید.
@LDplus
👍5
اگر نظرات مخالف بیان نشود، چیزی برای انتخاب بهترین وجود ندارد.
هرودوت، تاریخنگار و جغرافیدان یونان باستان (۴۸۴-۴۲۵ قبل از میلاد)
@LDplus0
هرودوت، تاریخنگار و جغرافیدان یونان باستان (۴۸۴-۴۲۵ قبل از میلاد)
@LDplus0
👍2
در معجزه اقتصادی آخوند ارزش خودروسازی که سالی ۷۰۰ هزاردستگاه ظرفیت داره ۲ میلیارد دلاره، که معادل تولید یک سالشه.
همین چندماه پیش یه زن و شوهر کشاورز برند نوشیدنی پروبیوتیکشون رو به پپسی فروختن ۲ میلیارد دلار.
فکر کن کل سایپا یه طرف، استفن و آلیسون کشاورز یه طرف.
@AnimalsQuotes
@LDplus
همین چندماه پیش یه زن و شوهر کشاورز برند نوشیدنی پروبیوتیکشون رو به پپسی فروختن ۲ میلیارد دلار.
فکر کن کل سایپا یه طرف، استفن و آلیسون کشاورز یه طرف.
@AnimalsQuotes
@LDplus
😁2👍1🤬1😢1
یک سرباز زن عاشق یه سرباز همقطارش شده بود اما اصلا دربارهش چیزی بهش نگفته بود. تا اینکه یک روز جنازه اون پسر رو آوردند. بقیه گروهان به این زن گفتند اول تو برو باش خداحافظی کن. اونجا میفهمه که بقیه خبر داشتن که عاشق اون پسر بوده. وقتی میره بالا سر جنازه، همزمان با بغض، ذوقزده هم میشه. بهش میگه اگه همه گروهان فهمیده بودند، پس تو هم فهمیده بودی.
فکر میکنید این داستان واقعی مربوط به ارتش کدوم کشوره؟
شوروی. جنگ جهانی دوم.
در دل اون همه کثافت و جنایت و خشونت، و ازون جامعه تندخو و وحشی، چنین احساساتی هم کشف میشد.
حالا مختاری دو برداشت متفاوت داشته باشی. میتونی نتیجه بگیری عشق مثل گل ریز اما سرسختیه که از شکافهای سنگ یخزده هم سر بیرون میاره.
و میتونی نتیجه بگیری گول لطافت آدمها رو نخوری. چون رذلترینها هم احساسات دارند. همونهایی که به کسی رحم ندارند، داخل سنگر دلتنگ کسی هستند. پس همونایی که دلتنگ کسی هستند، کسانی هستند که به کسی رحم ندارند.
هر برداشت رو انتخاب کنی، مسیرت رو تغییر میده.
@anarchonomy
@LDplus
فکر میکنید این داستان واقعی مربوط به ارتش کدوم کشوره؟
شوروی. جنگ جهانی دوم.
در دل اون همه کثافت و جنایت و خشونت، و ازون جامعه تندخو و وحشی، چنین احساساتی هم کشف میشد.
حالا مختاری دو برداشت متفاوت داشته باشی. میتونی نتیجه بگیری عشق مثل گل ریز اما سرسختیه که از شکافهای سنگ یخزده هم سر بیرون میاره.
و میتونی نتیجه بگیری گول لطافت آدمها رو نخوری. چون رذلترینها هم احساسات دارند. همونهایی که به کسی رحم ندارند، داخل سنگر دلتنگ کسی هستند. پس همونایی که دلتنگ کسی هستند، کسانی هستند که به کسی رحم ندارند.
هر برداشت رو انتخاب کنی، مسیرت رو تغییر میده.
@anarchonomy
@LDplus
❤1
ایلان ماسک به صدر رتبهبندی «بزرگترین نوآوران آمریکا» تکیه زد
▪️مجله فوربز بهمناسبت ۲۵۰ سالگی آمریکا، لیست ۲۵۰ نوآور بزرگ این کشور را منتشر کرده و ایلان ماسک در صدر آن ایستاده است. این فهرست به افرادی اختصاص دارد که ایدههایشان را به محصولات و خدماتی تبدیل کردهاند که صنایع گستردهای را دگرگون ساخته. داوران با کمک هوش مصنوعی از جمله ChatGPT و Gemini، نامزدها را بر اساس خلاقیت، گستردگی تأثیر و اثرگذاری اقتصادی ارزیابی کردند.
▪️تنوع اعضا در این لیست بسیار چشمگیر است؛ بیش از یکسوم نامها به زنان و افراد رنگینپوست تعلق دارد و بسیاری از نوآوران برجسته حتی زادهی آمریکا نیستند. جف بیزوس، بیل گیتس، جنسون هوانگ، سم آلتمن و مارک زاکربرگ از دیگر چهرههای مهم این فهرست هستند که نقش کلیدی در تحول آفرینی دنیای فناوری داشتهاند.
#فناوری #علم #آمریکا #ایلان_ماسک
@thezoomit
@LDplus
▪️مجله فوربز بهمناسبت ۲۵۰ سالگی آمریکا، لیست ۲۵۰ نوآور بزرگ این کشور را منتشر کرده و ایلان ماسک در صدر آن ایستاده است. این فهرست به افرادی اختصاص دارد که ایدههایشان را به محصولات و خدماتی تبدیل کردهاند که صنایع گستردهای را دگرگون ساخته. داوران با کمک هوش مصنوعی از جمله ChatGPT و Gemini، نامزدها را بر اساس خلاقیت، گستردگی تأثیر و اثرگذاری اقتصادی ارزیابی کردند.
▪️تنوع اعضا در این لیست بسیار چشمگیر است؛ بیش از یکسوم نامها به زنان و افراد رنگینپوست تعلق دارد و بسیاری از نوآوران برجسته حتی زادهی آمریکا نیستند. جف بیزوس، بیل گیتس، جنسون هوانگ، سم آلتمن و مارک زاکربرگ از دیگر چهرههای مهم این فهرست هستند که نقش کلیدی در تحول آفرینی دنیای فناوری داشتهاند.
#فناوری #علم #آمریکا #ایلان_ماسک
@thezoomit
@LDplus
زومیت
ایلان ماسک به صدر رتبهبندی «بزرگترین نوآوران آمریکا» تکیه زد - زومیت
نشریهی فوربز بهکمک هوش مصنوعی لیست ۲۵۰ نوآور بزرگ آمریکا را منتشر کرد.
اخیراً کتابی خواندم به اسم «دموکراسی یا دموقراضه». شاید شما هم خوانده باشید، شاید هم نه؛ اما نکتهٔ جالباش این بود که هم ساده بود و هم آموزنده. هرکس با هر سطح از دانش، میتواند آن را بخواند و بفهمد. به هر حال از کتابهای زرد بهتر است. کمی از داستاناش را لو میدهم و اگر قصد خواندن دارید این بخش را نخوانید (گرچه میدانم میخوانید):
پادشاهیست به نام «ممول». یک پادشاه معمولی با مردمی معمولی. ۱۲ فرزند دارد. میخواهد بنیانی بیفکند که بعد از مرگاش آشوب نشود. میان فرزنداناش هم دعوا راه نیفتد. در نتیجه اعلام میکند مردم حق دارند جانشین پادشاه را بعد از مرگاش انتخاب کنند، اما بین فرزنداناش! از قضا دوازدهمین فرزند کمی مُنگل است و عقل درست و حسابی ندارد. پس میمانَد ۱۱ تا. مردم بین این ۱۱ تا به صورت دورهای، بعد از فوت ممول، پادشاهشان را انتخاب میکنند. اما از آنجا که دورهها کوتاه است هرکدام سعی میکنند در دورهٔ ریاستشان تا میتوانند مال جمع کنند تا برای باقی عمرشان خیالشان جمع باشد. پس هرکدام که آمدند تا توانستند خوردند و چاپیدند، یکی از یکی بیشتر. مردم که به ستوه آمدند پس از انتخاب آنها، به فکر چاره افتادند. با خود اندیشیدند حالا که آنها زرنگی کردند، ما دوازدهمین فرزند که مُنگل است را انتخاب کنیم تا خودمان بر او سوار باشیم نه او بر ما. بنابراین به دوازدهمین فرزند رأی دادند. اتفاقی هولناک افتاد. او به محض رأی گرفتن گفت من از قبل برای چنین اتفاقی آماده بودم. او وقتی کنترل اوضاع را به دست گرفت ریاست هر بخش را به مُنگلهایی شبیه خودش سپرد و رسماً عقل سالم داشتن و بینا بودن را بهعنوان یک نقص اعلام کرد. مثلاً مرزها را به دست یک فرماندهٔ نابینا سپرد و امور مالیاتی را به دست یک بیسواد و...
#کتاب
@ReasonableMind
@LDplus
اخیراً کتابی خواندم به اسم «دموکراسی یا دموقراضه». شاید شما هم خوانده باشید، شاید هم نه؛ اما نکتهٔ جالباش این بود که هم ساده بود و هم آموزنده. هرکس با هر سطح از دانش، میتواند آن را بخواند و بفهمد. به هر حال از کتابهای زرد بهتر است. کمی از داستاناش را لو میدهم و اگر قصد خواندن دارید این بخش را نخوانید (گرچه میدانم میخوانید):
پادشاهیست به نام «ممول». یک پادشاه معمولی با مردمی معمولی. ۱۲ فرزند دارد. میخواهد بنیانی بیفکند که بعد از مرگاش آشوب نشود. میان فرزنداناش هم دعوا راه نیفتد. در نتیجه اعلام میکند مردم حق دارند جانشین پادشاه را بعد از مرگاش انتخاب کنند، اما بین فرزنداناش! از قضا دوازدهمین فرزند کمی مُنگل است و عقل درست و حسابی ندارد. پس میمانَد ۱۱ تا. مردم بین این ۱۱ تا به صورت دورهای، بعد از فوت ممول، پادشاهشان را انتخاب میکنند. اما از آنجا که دورهها کوتاه است هرکدام سعی میکنند در دورهٔ ریاستشان تا میتوانند مال جمع کنند تا برای باقی عمرشان خیالشان جمع باشد. پس هرکدام که آمدند تا توانستند خوردند و چاپیدند، یکی از یکی بیشتر. مردم که به ستوه آمدند پس از انتخاب آنها، به فکر چاره افتادند. با خود اندیشیدند حالا که آنها زرنگی کردند، ما دوازدهمین فرزند که مُنگل است را انتخاب کنیم تا خودمان بر او سوار باشیم نه او بر ما. بنابراین به دوازدهمین فرزند رأی دادند. اتفاقی هولناک افتاد. او به محض رأی گرفتن گفت من از قبل برای چنین اتفاقی آماده بودم. او وقتی کنترل اوضاع را به دست گرفت ریاست هر بخش را به مُنگلهایی شبیه خودش سپرد و رسماً عقل سالم داشتن و بینا بودن را بهعنوان یک نقص اعلام کرد. مثلاً مرزها را به دست یک فرماندهٔ نابینا سپرد و امور مالیاتی را به دست یک بیسواد و...
#کتاب
@ReasonableMind
@LDplus
👍2