همگی بیست یا بیست و یک ساله بودیم. یکی از پسرها داشت به بقیه از سختی زندگی که تا همون موقع کشیده بود حرف میزد، که خیلی زودتر از موعد مجبور شده از خونه بزنه بیرون و مستقل بشه، چون با پدرخونده نمیشد کنار اومد، و خیلی از شبها بالش رو از اشک خیس میکرده، چون خیلی کارها رو بلد نبوده و برای خیلی از تصمیمها نمیدونسته باید چه کنه و اینکه هیچکس نبوده که ازش کمک بخواد، آزارش میداده. از من کمی ناراحت شد وقتی گفتم «این بهتر ازینه که فکر کنی پدر داری و بعدن بفهمی نداری». چون هم مسابقه کی بدبختتره؟ باعث شد بش برخوره، و هم نمیتونست بگه حرفم ناصوابه. چون خودش هم میدونست که واقعیته. تندی حس اینکه بدونی پولی تو حسابت نیست که چیزی که میخوای رو بخری، به تندی حس اینکه فکر کنی پولی تو حسابت هست و بری که بخری، و موقع پرداخت بفهمی نداری، نیست. توهم پدر داشتن، یه اشتباه بزرگ در چک کردن داراییته.
آدمها یک پدر ندارند. طبقاتی از پدرها رو دارند. پدر اولیه همونیه که ژنشون رو ازش گرفتن. که اگه خوششانس باشند معلمشون هم میشه. و خیلی وقتها این شانس وجود نداره. پدر بعدیشون میتونه مادرشون باشه. یا برادرشون. وقتی از همه اینها گذشت میتونه همسرشون باشه. ازون که گذشت میتونه رفیقشون باشه. اگه ازون هم گذشت، میتونه مزیتهای بدنیشون باشه. مثل قدرت بیانشون. زبان بعضیها پدرشونه. دستشون رو میگیره و به جاهای مختلفی هدایتشون میکنه. زبانشون جای عقلشون میشینه، و درست و غلط رو تعیین میکنه. تا جایی که انقدر بش وابسته میشن که به خودشون میگن «اگه این زبان رو نداشتم معلوم نبود چه بلایی سرم میاومد!». اما از همه اینها که گذشت، در مرحله آخر، پدر نهایی پول خواهد بود. پول چیزیه که بشون پناه میده، بشون کمک میکنه تصمیم بگیرند، بشون امکان میده از بنبست خارج بشن. پول همونیه که میتونند در هر زمان و مکانی باش تماس بگیرن و بش بگن «کمک» و سریع به دادشون برسه. پدر نهایی، تنها پدریه که هم تکیهگاهه، هم نصیحت نمیکنه. هم راهحل میسازه هم توقع نداره. پدر نهایی تنها پدریه که میتونه تمام ترسها رو برطرف کنه، نه فقط تعدادی ازونها رو.
اگه یه روز پول دیگه پول نباشه، یعنی در مرحله آخر خبری نیست، و پدر نهایی وجود نداره. مردم مرگ پدرشون رو تحمل میکنند، و مرگ برادرشون رو، و مرگ همسرشون رو، و مرگ رفیقشون رو، و حتی مرگ مزیتهای بدنشون رو، اما مرگ پول رو نمیتونند تحمل کنند. چون بعد ازون، شناور شدن در اقیانوسه، در حالی که هوا تاریکه. وحشتی که قویترین مردان رو هم از پا میندازه.
مردم ما دارند مرگ پدر نهایی خودشون رو میبینند، و برای همین وحشتزده و عزادارند.
#اقتصاد #سیاست #پول #هوش_مالی
@anarchonomy
@LDplus
آدمها یک پدر ندارند. طبقاتی از پدرها رو دارند. پدر اولیه همونیه که ژنشون رو ازش گرفتن. که اگه خوششانس باشند معلمشون هم میشه. و خیلی وقتها این شانس وجود نداره. پدر بعدیشون میتونه مادرشون باشه. یا برادرشون. وقتی از همه اینها گذشت میتونه همسرشون باشه. ازون که گذشت میتونه رفیقشون باشه. اگه ازون هم گذشت، میتونه مزیتهای بدنیشون باشه. مثل قدرت بیانشون. زبان بعضیها پدرشونه. دستشون رو میگیره و به جاهای مختلفی هدایتشون میکنه. زبانشون جای عقلشون میشینه، و درست و غلط رو تعیین میکنه. تا جایی که انقدر بش وابسته میشن که به خودشون میگن «اگه این زبان رو نداشتم معلوم نبود چه بلایی سرم میاومد!». اما از همه اینها که گذشت، در مرحله آخر، پدر نهایی پول خواهد بود. پول چیزیه که بشون پناه میده، بشون کمک میکنه تصمیم بگیرند، بشون امکان میده از بنبست خارج بشن. پول همونیه که میتونند در هر زمان و مکانی باش تماس بگیرن و بش بگن «کمک» و سریع به دادشون برسه. پدر نهایی، تنها پدریه که هم تکیهگاهه، هم نصیحت نمیکنه. هم راهحل میسازه هم توقع نداره. پدر نهایی تنها پدریه که میتونه تمام ترسها رو برطرف کنه، نه فقط تعدادی ازونها رو.
اگه یه روز پول دیگه پول نباشه، یعنی در مرحله آخر خبری نیست، و پدر نهایی وجود نداره. مردم مرگ پدرشون رو تحمل میکنند، و مرگ برادرشون رو، و مرگ همسرشون رو، و مرگ رفیقشون رو، و حتی مرگ مزیتهای بدنشون رو، اما مرگ پول رو نمیتونند تحمل کنند. چون بعد ازون، شناور شدن در اقیانوسه، در حالی که هوا تاریکه. وحشتی که قویترین مردان رو هم از پا میندازه.
مردم ما دارند مرگ پدر نهایی خودشون رو میبینند، و برای همین وحشتزده و عزادارند.
#اقتصاد #سیاست #پول #هوش_مالی
@anarchonomy
@LDplus
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارتباط وضعیت سخت اقتصادی با بحران بیمعنایی در زندگی. چیزی که ممکن است حتی با بهبود وضعیت اقتصادی در زندگی فرد ماندگار شود.
#سیاست #اقتصاد #معنا #بیمعنایی #معنای_زندگی #امیل_دورکیم
@LDplus
#سیاست #اقتصاد #معنا #بیمعنایی #معنای_زندگی #امیل_دورکیم
@LDplus
حتما زیاد شنیدید که میگن پلهای پشت سرت رو خراب نکن. این معرف فرهنگ ماست. مقصد همواره یک هدف موقت بوده، یک پناهگاه، جایی برای فرار. پل پشت سر در این فرهنگ مثل ناموسه، چون میخواد یه روز برگرده، و دوباره ساکن گذشته بشه. کسی که میخواد ادامه بده، و در مقصد یک زندگی نو بسازه، به پل پشت سر فکر نمیکنه.
وقتی ارنان کورتس به سواحل قاره آمریکا رسید، که به نظر میاومد قراره یا از گرسنگی بمیرند، یا توسط قبیلههای بومی زنده زنده خورده بشن، دستور داد کشتیها رو بسوزونند. تا هیچ ملوانی فکر نکنه شانسی برای برگشت هست. چون دقیقا برای حشمت و جاه آمده بود و میخواست ادامه بده، و با حتی یک درصد احتمال برگشت، نمیشد ادامه داد.
اسپانیاییها کم کثافتکاری نکردند. اما فکر نکنم بهانه ایرانی برای نسوزوندن کشتیها پاکی و عصمت باشه. دلیلش اینه که همیشه میخواد ساکن گذشته بمونه، و «پاسپورت پشت سر» رو حفظ کنه. ولی دنیای جدید رو کورتسها ساختند، و در گذشتهماندگان، به پاورقی تاریخ منتقل شدند.
حالا فرهنگت رو انتخاب کن.
@anarchonomy
@LDplus
وقتی ارنان کورتس به سواحل قاره آمریکا رسید، که به نظر میاومد قراره یا از گرسنگی بمیرند، یا توسط قبیلههای بومی زنده زنده خورده بشن، دستور داد کشتیها رو بسوزونند. تا هیچ ملوانی فکر نکنه شانسی برای برگشت هست. چون دقیقا برای حشمت و جاه آمده بود و میخواست ادامه بده، و با حتی یک درصد احتمال برگشت، نمیشد ادامه داد.
اسپانیاییها کم کثافتکاری نکردند. اما فکر نکنم بهانه ایرانی برای نسوزوندن کشتیها پاکی و عصمت باشه. دلیلش اینه که همیشه میخواد ساکن گذشته بمونه، و «پاسپورت پشت سر» رو حفظ کنه. ولی دنیای جدید رو کورتسها ساختند، و در گذشتهماندگان، به پاورقی تاریخ منتقل شدند.
حالا فرهنگت رو انتخاب کن.
@anarchonomy
@LDplus
چابکی در توسعه فنی یا در خلق ارزش؟
در طول تجارب حرفهای خودم با استارتاپها و سازمانهای مختلفی صحبت کردهام که بیشتر آنها هم مدعی چابکی بودهاند(استارتاپها مدعی شماره یک چابکی هستند!). اما هر کدام از خطاهای رایج در بسیاری از سازمانها، برداشت نادرست از مفهوم چابکی است. هنگامی که از «چابک بودن» یا «تحلیلمحور بودن» صحبت میشود، معمولاً با تفسیرهای متفاوتی مواجه هستیم که بخش قابلتوجهی از آنها با روح واقعی چابکی فاصله دارند. به همین منظور در اینجا سعی دارم مراحل مختلف چابکی را از نگاه خودم توضیح دهم:
گروه صفر: مقید به ساختارهای قدیمی
این شرکتها معتقد به همان راهکارهای قدیمی هستند و مراحل شناخت نیازمندی مشتری و ... را مطابق الگوهای قدیمی طی میکنند. مشکل این نگاه این است که بسیاری از محصولات با هزینه بالا به شکست خواهد انجامید. تیمها محصولاتی را توسعه میدهند که کسی نمیخواهد و زمانی این موضوع را متوجه میشوند که هزینه از دست رفته زیادی را هم متحمل شدهاند.
گروه اول: چابکی بهمثابه متدولوژی
در میان سازمانهایی که به دنبال چابکی و رشد سریع هستند برخی چابکی را صرفاً معادل استفاده از یک چارچوب اجرایی مانند اسکرام میدانند. در این رویکرد، اگرچه مراسمات، اصطلاحات، آیینها و نقشها پیادهسازی میشوند، اما ساختار قدرت، شیوه تصمیمگیری و منطق مدیریت تغییر نمیکند. در این تیمها تفویض اختیار واقعی وجود ندارد، تیمها self-managed نیستند و یادگیری تجربی جای خود را به اجرای دستوری داده است. در چنین تیمهایی، مدیر محصول یا اسکرام مستر عملاً نقش «مرجع دانای کل» را ایفا میکند. این فرد نیازمندیها را میداند، خروجی مطلوب را خودش میداند و کارها از بالا تخصیص به افراد داده میشود. نتیجه، سازمانی است با ساختار سنتی و پوستهای چابک.
گروه دوم: سرعت بدون جهت
دستهی دوم تیمهایی هستند که از نظر فنی و اجرایی بسیار سریع عمل میکنند. این تیمها چابکی را به معنای سرعت توسعه فنی محصول دانند و قادرند در زمان کوتاه، راهحلها و محصولات متعددی تولید کنند. با این حال، تمرکز اصلی آنها بر تحویل خروجی (Output) است، نه ایجاد پیامد معنادار (Outcome).
در این وضعیت، گویا یک بایاس به سمت ساختن وجود دارد و گویی تیم برای اثبات کارآمدی خود ناگزیر از تولید مداوم است، حتی اگر این تولید به حل واقعی مسئله منجر نشود. به عبارت دیگر محصول به یک موضوع فنی تقلیل داده شده است و بدون توجه به اثرات آن، کسب و کار هر محصول و شیوه رشد آن فقط کدنویسی انجام میشود. نتیجه، انباشت تجربههای فنی و مصنوعات متعدد است، بدون آنکه اثر مشخصی بر تجربه کاربر یا ارزش کسبوکار ایجاد شود.
گروه سوم: چابکی مبتنی بر یادگیری و تأثیرگذاری
چابکی واقعی زمانی شکل میگیرد که تیم بتواند با سرعت، به یادگیری معنادار و تأثیرگذاری واقعی برسد. این تیمها پیش از ساخت، تلاش میکنند مسئله را بهدرستی بفهمند، ریشههای آن را بهصورت اولیه تحلیل کنند و با کاربران خود همدلی فعال (Empathy) برقرار نمایند. این تیمها معمولا با گروه خیلی کوچکی از مشتریان (حتی 1 نفر) شروع میکنند و تلاش دارند مساله همان ذینفع را خیلی خوب درک و حل کنند.
فرآیند توسعه در این تیمها سریع است، اما این سرعت در خدمت آزمایش فرضیات، دریافت بازخورد و اصلاح مسیر قرار دارد. تیم همراه با کاربر پیش میرود و موفقیت را نه در تعداد فیچرها، بلکه در میزان حل مسئله و خلق ارزش میسنجد. از این منظر، چابکی بیش از آنکه یک روش اجرا باشد، یک قابلیت سازمانی برای یادگیری مستمر در شرایط عدم قطعیت است.
/کارخانه
#کاروکسب #رهبری #مدیریت #چابک #چابکی
@LDplus
در طول تجارب حرفهای خودم با استارتاپها و سازمانهای مختلفی صحبت کردهام که بیشتر آنها هم مدعی چابکی بودهاند(استارتاپها مدعی شماره یک چابکی هستند!). اما هر کدام از خطاهای رایج در بسیاری از سازمانها، برداشت نادرست از مفهوم چابکی است. هنگامی که از «چابک بودن» یا «تحلیلمحور بودن» صحبت میشود، معمولاً با تفسیرهای متفاوتی مواجه هستیم که بخش قابلتوجهی از آنها با روح واقعی چابکی فاصله دارند. به همین منظور در اینجا سعی دارم مراحل مختلف چابکی را از نگاه خودم توضیح دهم:
گروه صفر: مقید به ساختارهای قدیمی
این شرکتها معتقد به همان راهکارهای قدیمی هستند و مراحل شناخت نیازمندی مشتری و ... را مطابق الگوهای قدیمی طی میکنند. مشکل این نگاه این است که بسیاری از محصولات با هزینه بالا به شکست خواهد انجامید. تیمها محصولاتی را توسعه میدهند که کسی نمیخواهد و زمانی این موضوع را متوجه میشوند که هزینه از دست رفته زیادی را هم متحمل شدهاند.
گروه اول: چابکی بهمثابه متدولوژی
در میان سازمانهایی که به دنبال چابکی و رشد سریع هستند برخی چابکی را صرفاً معادل استفاده از یک چارچوب اجرایی مانند اسکرام میدانند. در این رویکرد، اگرچه مراسمات، اصطلاحات، آیینها و نقشها پیادهسازی میشوند، اما ساختار قدرت، شیوه تصمیمگیری و منطق مدیریت تغییر نمیکند. در این تیمها تفویض اختیار واقعی وجود ندارد، تیمها self-managed نیستند و یادگیری تجربی جای خود را به اجرای دستوری داده است. در چنین تیمهایی، مدیر محصول یا اسکرام مستر عملاً نقش «مرجع دانای کل» را ایفا میکند. این فرد نیازمندیها را میداند، خروجی مطلوب را خودش میداند و کارها از بالا تخصیص به افراد داده میشود. نتیجه، سازمانی است با ساختار سنتی و پوستهای چابک.
گروه دوم: سرعت بدون جهت
دستهی دوم تیمهایی هستند که از نظر فنی و اجرایی بسیار سریع عمل میکنند. این تیمها چابکی را به معنای سرعت توسعه فنی محصول دانند و قادرند در زمان کوتاه، راهحلها و محصولات متعددی تولید کنند. با این حال، تمرکز اصلی آنها بر تحویل خروجی (Output) است، نه ایجاد پیامد معنادار (Outcome).
در این وضعیت، گویا یک بایاس به سمت ساختن وجود دارد و گویی تیم برای اثبات کارآمدی خود ناگزیر از تولید مداوم است، حتی اگر این تولید به حل واقعی مسئله منجر نشود. به عبارت دیگر محصول به یک موضوع فنی تقلیل داده شده است و بدون توجه به اثرات آن، کسب و کار هر محصول و شیوه رشد آن فقط کدنویسی انجام میشود. نتیجه، انباشت تجربههای فنی و مصنوعات متعدد است، بدون آنکه اثر مشخصی بر تجربه کاربر یا ارزش کسبوکار ایجاد شود.
گروه سوم: چابکی مبتنی بر یادگیری و تأثیرگذاری
چابکی واقعی زمانی شکل میگیرد که تیم بتواند با سرعت، به یادگیری معنادار و تأثیرگذاری واقعی برسد. این تیمها پیش از ساخت، تلاش میکنند مسئله را بهدرستی بفهمند، ریشههای آن را بهصورت اولیه تحلیل کنند و با کاربران خود همدلی فعال (Empathy) برقرار نمایند. این تیمها معمولا با گروه خیلی کوچکی از مشتریان (حتی 1 نفر) شروع میکنند و تلاش دارند مساله همان ذینفع را خیلی خوب درک و حل کنند.
فرآیند توسعه در این تیمها سریع است، اما این سرعت در خدمت آزمایش فرضیات، دریافت بازخورد و اصلاح مسیر قرار دارد. تیم همراه با کاربر پیش میرود و موفقیت را نه در تعداد فیچرها، بلکه در میزان حل مسئله و خلق ارزش میسنجد. از این منظر، چابکی بیش از آنکه یک روش اجرا باشد، یک قابلیت سازمانی برای یادگیری مستمر در شرایط عدم قطعیت است.
/کارخانه
#کاروکسب #رهبری #مدیریت #چابک #چابکی
@LDplus
بر اساس یک پژوهش ژاپنی، سفید شدن موها میتواند خبر خوبی برای سلامت شما باشد؛ اما چرا؟
مدتهاست که داشتن موهای سفید تنها بهعنوان نشانهای از افزایش سن تلقی میشوند؛ اما پژوهشهای جدید این نگاه سادهانگارانه را به چالش کشیدهاند و نشان میدهند که موهای خاکستری یا سفید ممکن است بازتاب بیرونی سازوکارهای پیچیده دفاعی بدن در برابر سرطان باشند.
یک مطالعه جدید که روی موشها انجام شده، سازوکارهای قابلتوجهی را آشکار کرده است که نشان میدهد بدن چگونه با آسیبهای سلولی مقابله میکند؛ فرآیندی که هم در پیری و هم در شکلگیری سرطان نقشی اساسی دارد. با افزایش سن، آسیبهای سلولی بهتدریج سلولها را تضعیف کرده و عملکرد طبیعی آنها را مختل میکند. در مورد سرطان، سلولهای معیوب یا ترمیمنشده میتوانند منجر به رشد کنترلنشده و تشکیل تومور شوند.
این پژوهش پیوند شگفتانگیزی میان از دست رفتن رنگدانههای مو و مکانیسمهایی را نشان میدهد که میتوانند از بروز سرطانهای کشنده جلوگیری کنند.
نقش کلیدی سلولهای بنیادی ملانوسیتی
«فداکاری سلولی» با سفید شدن موها
👈ادامه مطلب در کامنت
https://parsi.euronews.com/2025/12/15/japanese-study-graying-hair-could-be-good-news-for-your-health-why
#سلامت #مو #موی_سفید #سرطان
@LDplus
مدتهاست که داشتن موهای سفید تنها بهعنوان نشانهای از افزایش سن تلقی میشوند؛ اما پژوهشهای جدید این نگاه سادهانگارانه را به چالش کشیدهاند و نشان میدهند که موهای خاکستری یا سفید ممکن است بازتاب بیرونی سازوکارهای پیچیده دفاعی بدن در برابر سرطان باشند.
یک مطالعه جدید که روی موشها انجام شده، سازوکارهای قابلتوجهی را آشکار کرده است که نشان میدهد بدن چگونه با آسیبهای سلولی مقابله میکند؛ فرآیندی که هم در پیری و هم در شکلگیری سرطان نقشی اساسی دارد. با افزایش سن، آسیبهای سلولی بهتدریج سلولها را تضعیف کرده و عملکرد طبیعی آنها را مختل میکند. در مورد سرطان، سلولهای معیوب یا ترمیمنشده میتوانند منجر به رشد کنترلنشده و تشکیل تومور شوند.
این پژوهش پیوند شگفتانگیزی میان از دست رفتن رنگدانههای مو و مکانیسمهایی را نشان میدهد که میتوانند از بروز سرطانهای کشنده جلوگیری کنند.
نقش کلیدی سلولهای بنیادی ملانوسیتی
در قلب این کشف، «سلولهای بنیادی ملانوسیتی» قرار دارند. این سلولها در عمق فولیکولهای مو مستقر هستند و بهعنوان مخزنی برای ملانوسیتها عمل میکنند؛ سلولهایی که مسئول تولید رنگدانه و تعیین رنگ مو و پوست هستند.
در شرایط طبیعی، سلولهای بنیادی ملانوسیتی از طریق بازسازی چرخهای، سلولهای تولیدکننده رنگدانه را تجدید میکنند؛ فرآیندی که شامل مراحل متوالی فعالیت، استراحت و نوسازی است و با چرخه طبیعی رشد و ریزش مو هماهنگ میشود. این مکانیسم باعث میشود که در بیشتر سالهای زندگی، موها رنگ طبیعی خود را حفظ کنند.
اما سلولهای بدن هر روز در معرض آسیب به دیانای قرار دارند؛ آسیبهایی که میتوانند ناشی از پرتوهای فرابنفش، مواد شیمیایی یا حتی فرآیندهای طبیعی متابولیسم سلولی باشند. این آسیبها هم در پیری و هم در افزایش خطر سرطانهایی مانند «ملانوم» به عنوان نوعی سرطان پوست نقش دارند.
«فداکاری سلولی» با سفید شدن موها
این مطالعه جدید نشان میدهد زمانی که سلولهای بنیادی ملانوسیتی دچار آسیب به دیانای، چه اتفاقی رخ میدهد. در چنین شرایطی، این سلولهای بنیادی ممکن است وارد فرآیندی به نام«سنودیفرنشیایشن/senodifferentiation» شوند.
بهطور خلاصه، این بدان معناست که سلولهای بنیادی بهطور برگشتناپذیر به سلولهای رنگدانهای بالغ تبدیل شده و سپس میمیرند و از مخزن سلولهای بنیادی حذف میگردند. نتیجه این فرآیند، ظهور تدریجی موهای سفید است.
محققان دانشگاه توکیو، خاطرنشان کردند: «این فرآیند که با فعال شدن مسیر «p53-p21» هدایت میشود، منجر به خاکستری شدن مو میشود و به طور موثر در برابر ملانوما، نوعی سرطان پوست، حفاظت ایجاد میکند.»
هر تار موی سفید نمادی از یک فداکاری سلولی است، سلولی که ترجیح میدهد کنار برود تا به یک سلول سرطانی تبدیل نشود.
این مکانیسم محافظتی بهطور دقیق توسط مسیرهای پیامرسانی درونسلولی تنظیم میشود. حذف این سلولهای بالغ از جمعیت سلولهای بنیادی مانع از تجمع و گسترش جهشهای ژنتیکی یا آسیبهای دیانای میشود که در غیر این صورت میتوانستند به سرطان منجر شوند. بهبیان دیگر، هر تار موی سفید میتواند نمادی از یک فداکاری سلولی باشد، سلولی که ترجیح میدهد کنار برود تا به یک سلول سرطانی تبدیل نشود.
👈ادامه مطلب در کامنت
https://parsi.euronews.com/2025/12/15/japanese-study-graying-hair-could-be-good-news-for-your-health-why
#سلامت #مو #موی_سفید #سرطان
@LDplus
خواب و بالش در دردهای گردنی و کمری | چگونه انتخاب درست، درد را کاهش میدهد
خواب و دیسکها؛ چرا بدن شبها «ترمیم» میخواهد؟
دیسکهای بینمهرهای مانند بالشتکهایی پر از ماده ژلاتینی هستند که فشارهای روزانه را جذب میکنند. در طول روز، آب بیشتری از آنها خارج میشود. شب هنگام، وقتی بدن افقی میشود، دیسکها فرصت پیدا میکنند دوباره آب جذب کنند. این روند، بخشی از ترمیم طبیعی بدن است.
اگر ستون فقرات در حین خواب در وضعیت نامناسب قرار گیرد، این بازآبگیری همراه با فشار جانبی رخ میدهد و دیسک به یک سمت رانده میشود. همین موضوع میتواند علت تشدید درد در ابتدای صبح باشد. افراد مبتلا به فتق دیسک کمری گاهی میگویند: «بعد از چند دقیقه راه رفتن بهتر میشوم». دلیلش این است که با حرکت آرام، فشار به صورت یکنواختتر توزیع میشود.
سالها تصور میشد که فقط فعالیت روزانه به دیسکها آسیب میزند. امروزه میدانیم که خواب نامناسب نیز میتواند روند دژنراسیون را تسریع کند. رعایت ارگونومی در خواب، نوعی سرمایهگذاری بلندمدت روی ستون فقرات است.
در این میان، وزن بدن نیز نقش دارد. اضافه وزن، حتی هنگام خواب، فشار پایه را افزایش میدهد. مدیریت وزن، بخشی از مراقبت شبانه ستون فقرات محسوب میشود. بدن در سکوت شب، با ما گفتوگو میکند.
لینک خواندن مطلب بصورت کامل:
https://www.1pezeshk.com/archives/2025/12/sleep-and-spine.html
#سلامت #خواب #خواب_شبانه #کمر_درد #گردن_درد #دیسک_کمر #دیسک_گردن
@LDplus
خواب و دیسکها؛ چرا بدن شبها «ترمیم» میخواهد؟
دیسکهای بینمهرهای مانند بالشتکهایی پر از ماده ژلاتینی هستند که فشارهای روزانه را جذب میکنند. در طول روز، آب بیشتری از آنها خارج میشود. شب هنگام، وقتی بدن افقی میشود، دیسکها فرصت پیدا میکنند دوباره آب جذب کنند. این روند، بخشی از ترمیم طبیعی بدن است.
اگر ستون فقرات در حین خواب در وضعیت نامناسب قرار گیرد، این بازآبگیری همراه با فشار جانبی رخ میدهد و دیسک به یک سمت رانده میشود. همین موضوع میتواند علت تشدید درد در ابتدای صبح باشد. افراد مبتلا به فتق دیسک کمری گاهی میگویند: «بعد از چند دقیقه راه رفتن بهتر میشوم». دلیلش این است که با حرکت آرام، فشار به صورت یکنواختتر توزیع میشود.
سالها تصور میشد که فقط فعالیت روزانه به دیسکها آسیب میزند. امروزه میدانیم که خواب نامناسب نیز میتواند روند دژنراسیون را تسریع کند. رعایت ارگونومی در خواب، نوعی سرمایهگذاری بلندمدت روی ستون فقرات است.
در این میان، وزن بدن نیز نقش دارد. اضافه وزن، حتی هنگام خواب، فشار پایه را افزایش میدهد. مدیریت وزن، بخشی از مراقبت شبانه ستون فقرات محسوب میشود. بدن در سکوت شب، با ما گفتوگو میکند.
لینک خواندن مطلب بصورت کامل:
https://www.1pezeshk.com/archives/2025/12/sleep-and-spine.html
#سلامت #خواب #خواب_شبانه #کمر_درد #گردن_درد #دیسک_کمر #دیسک_گردن
@LDplus
یک پزشک
خواب و بالش در دردهای گردنی و کمری | چگونه انتخاب درست، درد را کاهش میدهد
خواب و بالش در سلامت گردن و کمر نقش اساسی دارند. با ارگونومی درست میتوان دردهای مزمن ستون فقرات را کاهش داد و کیفیت خواب را بهبود بخشید.
ازونجایی که بخش قابل توجهی از خوانندگان اینجا سن پایینی دارند، میطلبه یک نصیحت درباره سلامت دندان و دهان در ژانر «از ما که گذشت، شما مراقب باشید» بشون بکنم. نصیحتی در سه بخش:
- اگه دندونهاتون زیادی بهم چسبیده یا ترکیب نامنظمی داره ارتودنسی کنید، یا هر کاری که دکتر پیشنهاد میده. همیشه دندونها از کنار پوسیده میشن، و اگه بد کنار هم نشسته باشند حتی نخ هم از لای اونها رد نخواهد شد که بتونید تمیز کنید، چه برسه مسواک. زمان ما فقط بچه پولدارها ارتودنسی میکردند. نه فقط برای اینکه ما نمیتونستیم هزینهش رو بدیم. بلکه برای اینکه فکر میکردیم فقط کاربرد زیبایی داره و برای مایی که ازش بیبهرهایم موضوعیتی نداره. با منطق «اگه در ورودی خونه کاهگلی رو از چوب گردو بسازیم کاخ نمیشه». و وقتی فهمیدیم که فقط کاربرد زیبایی نداشته که دیگه دیر بود. اگه دندانپزشک مطمئنه که مقصر اصلی بهم ریختگی ترتیب دندون عقله، بکشیدش، و به «حیفه، بعدن بدرد میخوره» افراد غیرمتخصص گوش ندید.
- از خوردن سه دسته از مواد توبه کنید: هرچیزی که اسیدیه، هرچیزی که شکر داره، هرچیزی که نشاستهایه. منظور از توبه این نیست که اگه غذایی خوردید که اینها رو داشت، دیگه نخورید. بلکه «بلافاصله» بعد از خوردن، دهانتون رو با آب قرقره کنید، طوری که انگار گناهی مرتکب شدید و بلافاصله پشیمان شدید. چیزهایی مثل نوشابه و آبمیوه که هم اسیدی و هم شکردار هستند، گناه بزرگتری هستند، پس سریعتر توبه کنید. هرجا که غذا هست شیر آب هم پیدا میشه که سه مشت آب ازش بگیرید و قرقره کنید، مگر اینکه در جنگل باشید. اگه ازینهایی هستید که بطری آب معدنی با خودشون همهجا میبرند، همیشه سه قلپ تهش رو برای قرقره نگه دارید. اگه جاییه که نمیشه آب قرقره رو بیرون ریخت، قورتش بدید. اگه زهر مار نخورده باشید مشکلی ایجاد نمیکنه. این کار حفاظت دندونهاتون رو بیشتر نمیکنه، اما تعداد سربازان دشمن رو کم میکنه. یک مزیت جانبی عادت قرقره کردن هم اینه که آب، مخصوصا اگه کمی سرد باشه، حساسیت دمایی دندونی که پوسیدگی داره و ظاهرش نشون نمیده رو، لو میده.
- هربار که شوک فقر به جامعه وارد میشه، اولین چیزی که تغییر میکنه تایم مراجعه به پزشکه. چون همه فکر میکنند وقتی هزینهها بالاست، مراجعه رو باید به وقتی موکول کرد که اوضاع خیلی خیت شده. و این اشتباه گرونیه. در مورد دندون هم، مثل بقیه موارد بدن، هرچه زودتر مراجعه انجام بشه، در درازمدت ارزونتر تموم میشه. هر ششماه یا هرسال یک عکس اوپیجی بگیرید و ببرید نشون بدید تا اگه دندونی پوسیدگی، حتی سطحی، داشت قبل ازینکه به عصب برسه ترمیم بشه. اگه مجبور بشید عصبکشی کنید، باید غزل خداحافظی با اون دندون رو آغاز کنید. چون مثل بمب ساعتی یک روز که اصلا انتظارش رو ندارید میشکنه، و معمولا اونجوری که میل ماست نمیشکنه و مجبور خواهید شد از ریشه درش بیارید. درسته که میشه بعدن ایمپلنت کرد، اما هر اقدامی بعد از از دست دادن دندون، مثل مادربزرگ ژاپنیه که بعد از مرگ گلدون خاکسترش رو میذارن روی طاقچه. جلوش میشه عود روشن کرد، اما مادربزرگ برنخواهد گشت.
شکستن دندون عصبکشیده شده دو دلیل داره. یک اینکه دندون بیعصب یک تکه استخوان بیصاحبه، و به مرور استحکامش رو از دست میده. دو اینکه دندونها مثل یک تیم با هم کار میکنند. دندونهایی که عصب دارند به مغز پیام میدن که «من اینجام و حالم خوبه فعلا». موقع جویدن، تصور میکنید دارید خودتون مدیریتش میکنید و لقمه رو با زبونتون جا به جا میکنید، ولی سیکل پیچیدهای از حرکات عضلاتی وجود داره که توسط مغز کنترل میشه. هربار که ماده غذایی میره به سمت هر دندون، اون دندون به مغز پیام میده «اوه خیلی واسه من سنگین شد، بده بغلی». اما دندون بیعصب نمیتونه این رو به مغز بگه، و چون از تیم خارج شده، بقیه مظلوم گیرش میارن، و در فرآیند جویدن بار بیشتری روی دوشش انداخته میشه. برای همینه که حتی موقع خوردن غذاهای نرم هم میشکنن، چون طرف فکر میکرده که فشار زیادی وارد نکرده، اما فشار زیادی وارد شده بوده. چون مغز خبر نداشته که چقدر وارد شده.
این روزها هر نوع ترمیمی گرونه، اما اگه لازم شد از خرج کافهنشینی و بیرون رفتن با دوستان بزنید و برای ترمیمهای سطحی که هنوز به عصب نرسیدن جمع کنید. برای رفیقبازی همیشه وقت هست، اما برای نجات دندان همیشه وقت نیست.
ادامه در کامنت
#سلامت #تغذیه #دندان #دندانپزشکی
@Anarchonomy
@LDplus
- اگه دندونهاتون زیادی بهم چسبیده یا ترکیب نامنظمی داره ارتودنسی کنید، یا هر کاری که دکتر پیشنهاد میده. همیشه دندونها از کنار پوسیده میشن، و اگه بد کنار هم نشسته باشند حتی نخ هم از لای اونها رد نخواهد شد که بتونید تمیز کنید، چه برسه مسواک. زمان ما فقط بچه پولدارها ارتودنسی میکردند. نه فقط برای اینکه ما نمیتونستیم هزینهش رو بدیم. بلکه برای اینکه فکر میکردیم فقط کاربرد زیبایی داره و برای مایی که ازش بیبهرهایم موضوعیتی نداره. با منطق «اگه در ورودی خونه کاهگلی رو از چوب گردو بسازیم کاخ نمیشه». و وقتی فهمیدیم که فقط کاربرد زیبایی نداشته که دیگه دیر بود. اگه دندانپزشک مطمئنه که مقصر اصلی بهم ریختگی ترتیب دندون عقله، بکشیدش، و به «حیفه، بعدن بدرد میخوره» افراد غیرمتخصص گوش ندید.
- از خوردن سه دسته از مواد توبه کنید: هرچیزی که اسیدیه، هرچیزی که شکر داره، هرچیزی که نشاستهایه. منظور از توبه این نیست که اگه غذایی خوردید که اینها رو داشت، دیگه نخورید. بلکه «بلافاصله» بعد از خوردن، دهانتون رو با آب قرقره کنید، طوری که انگار گناهی مرتکب شدید و بلافاصله پشیمان شدید. چیزهایی مثل نوشابه و آبمیوه که هم اسیدی و هم شکردار هستند، گناه بزرگتری هستند، پس سریعتر توبه کنید. هرجا که غذا هست شیر آب هم پیدا میشه که سه مشت آب ازش بگیرید و قرقره کنید، مگر اینکه در جنگل باشید. اگه ازینهایی هستید که بطری آب معدنی با خودشون همهجا میبرند، همیشه سه قلپ تهش رو برای قرقره نگه دارید. اگه جاییه که نمیشه آب قرقره رو بیرون ریخت، قورتش بدید. اگه زهر مار نخورده باشید مشکلی ایجاد نمیکنه. این کار حفاظت دندونهاتون رو بیشتر نمیکنه، اما تعداد سربازان دشمن رو کم میکنه. یک مزیت جانبی عادت قرقره کردن هم اینه که آب، مخصوصا اگه کمی سرد باشه، حساسیت دمایی دندونی که پوسیدگی داره و ظاهرش نشون نمیده رو، لو میده.
- هربار که شوک فقر به جامعه وارد میشه، اولین چیزی که تغییر میکنه تایم مراجعه به پزشکه. چون همه فکر میکنند وقتی هزینهها بالاست، مراجعه رو باید به وقتی موکول کرد که اوضاع خیلی خیت شده. و این اشتباه گرونیه. در مورد دندون هم، مثل بقیه موارد بدن، هرچه زودتر مراجعه انجام بشه، در درازمدت ارزونتر تموم میشه. هر ششماه یا هرسال یک عکس اوپیجی بگیرید و ببرید نشون بدید تا اگه دندونی پوسیدگی، حتی سطحی، داشت قبل ازینکه به عصب برسه ترمیم بشه. اگه مجبور بشید عصبکشی کنید، باید غزل خداحافظی با اون دندون رو آغاز کنید. چون مثل بمب ساعتی یک روز که اصلا انتظارش رو ندارید میشکنه، و معمولا اونجوری که میل ماست نمیشکنه و مجبور خواهید شد از ریشه درش بیارید. درسته که میشه بعدن ایمپلنت کرد، اما هر اقدامی بعد از از دست دادن دندون، مثل مادربزرگ ژاپنیه که بعد از مرگ گلدون خاکسترش رو میذارن روی طاقچه. جلوش میشه عود روشن کرد، اما مادربزرگ برنخواهد گشت.
شکستن دندون عصبکشیده شده دو دلیل داره. یک اینکه دندون بیعصب یک تکه استخوان بیصاحبه، و به مرور استحکامش رو از دست میده. دو اینکه دندونها مثل یک تیم با هم کار میکنند. دندونهایی که عصب دارند به مغز پیام میدن که «من اینجام و حالم خوبه فعلا». موقع جویدن، تصور میکنید دارید خودتون مدیریتش میکنید و لقمه رو با زبونتون جا به جا میکنید، ولی سیکل پیچیدهای از حرکات عضلاتی وجود داره که توسط مغز کنترل میشه. هربار که ماده غذایی میره به سمت هر دندون، اون دندون به مغز پیام میده «اوه خیلی واسه من سنگین شد، بده بغلی». اما دندون بیعصب نمیتونه این رو به مغز بگه، و چون از تیم خارج شده، بقیه مظلوم گیرش میارن، و در فرآیند جویدن بار بیشتری روی دوشش انداخته میشه. برای همینه که حتی موقع خوردن غذاهای نرم هم میشکنن، چون طرف فکر میکرده که فشار زیادی وارد نکرده، اما فشار زیادی وارد شده بوده. چون مغز خبر نداشته که چقدر وارد شده.
این روزها هر نوع ترمیمی گرونه، اما اگه لازم شد از خرج کافهنشینی و بیرون رفتن با دوستان بزنید و برای ترمیمهای سطحی که هنوز به عصب نرسیدن جمع کنید. برای رفیقبازی همیشه وقت هست، اما برای نجات دندان همیشه وقت نیست.
ادامه در کامنت
#سلامت #تغذیه #دندان #دندانپزشکی
@Anarchonomy
@LDplus
👍1
زوال
سال گذشته با دیدن طرح جلد زیبای کتاب ادوارد گیبن دربارهٔ امپراطوری روم، مطلب کوتاهی دربارهٔ طراحی عطف کتاب در روزنوشتهها نوشتم و به این بهانه، برخی از علل زوال امپراطوری روم را به روایت ادوارد گیبن و ویل دورانت فهرست کردم.
مهمترین عواملی که آنجا فهرست کردم اینها هستند:
🔸 گسترده کردن قلمرو قدرت، بیشتر از حدی که ظرفیت مدیریت آن را داشتند.
🔸 استفاده از مزدورها (کسانی که پول میگرفتند تا برای حکومت در جاهای مختلف بجنگند)
🔸 متمرکز شدن تصمیمگیریها در یک فرد
🔸 گسترش مسیحیت و باورهای دینی
🔸 فراگیر شدن بیماریهایی مثل طاعون
🔸 افزایش بی حسابوکتاب مالیاتها
🔸 رویکردهای مخرب زیستمحیطی
متن کاملتر اینجاست:
زوال امپراطوری روم
اینکه تفکر چپ جزو عوامل سقوط امپراطوری روم نیست به این علته که چپها هنوز به شکل منسجم وجود نداشتن.
وگرنه حتماً یه نقشی در سقوط ایفا میکردن 😂
#سیاست #زوال #فروپاشی #انقلاب
@bamotamem
@LDplus
سال گذشته با دیدن طرح جلد زیبای کتاب ادوارد گیبن دربارهٔ امپراطوری روم، مطلب کوتاهی دربارهٔ طراحی عطف کتاب در روزنوشتهها نوشتم و به این بهانه، برخی از علل زوال امپراطوری روم را به روایت ادوارد گیبن و ویل دورانت فهرست کردم.
مهمترین عواملی که آنجا فهرست کردم اینها هستند:
🔸 گسترده کردن قلمرو قدرت، بیشتر از حدی که ظرفیت مدیریت آن را داشتند.
🔸 استفاده از مزدورها (کسانی که پول میگرفتند تا برای حکومت در جاهای مختلف بجنگند)
🔸 متمرکز شدن تصمیمگیریها در یک فرد
🔸 گسترش مسیحیت و باورهای دینی
🔸 فراگیر شدن بیماریهایی مثل طاعون
🔸 افزایش بی حسابوکتاب مالیاتها
🔸 رویکردهای مخرب زیستمحیطی
متن کاملتر اینجاست:
زوال امپراطوری روم
اینکه تفکر چپ جزو عوامل سقوط امپراطوری روم نیست به این علته که چپها هنوز به شکل منسجم وجود نداشتن.
وگرنه حتماً یه نقشی در سقوط ایفا میکردن 😂
#سیاست #زوال #فروپاشی #انقلاب
@bamotamem
@LDplus
اینا هم مثل شیعیان همیشه از اهداف تعیین شده آمریکا خبر دارن، اما نمیتونند از قبل کسی رو خبر کنند.
@AnimalsQuotes
@LDplus
@AnimalsQuotes
@LDplus
😁2
ونزوئلا بزرگترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد.
در حال حاضر، قیمت نفت ۵۷ دلار است.
برخی از تحلیلگران معتقدند که حمله به ونزوئلا و دستگیری مادورو و فروپاشی حکومتش مقدمهای است برای کنترل بازار و قیمت نفت برای تقابل و درگیریهای احتمالی در خاورمیانه طی هفتهها و ماههای آینده!
@IRANSOCIOLOGY
@LDplus
در حال حاضر، قیمت نفت ۵۷ دلار است.
برخی از تحلیلگران معتقدند که حمله به ونزوئلا و دستگیری مادورو و فروپاشی حکومتش مقدمهای است برای کنترل بازار و قیمت نفت برای تقابل و درگیریهای احتمالی در خاورمیانه طی هفتهها و ماههای آینده!
@IRANSOCIOLOGY
@LDplus
🔥1
خودش رو جا میده بین مردهایی که ریختن سر مأمور حکومتی سرکوب، و دارن تنها گوشهای از خشونت شبه نظامیان امام زمان رو بشون پس میدن، که مقنعهش میره عقب و در همون حالت متشنج که سعی میکنه بشون بگه «ولش کنید ارزش نداره»، مقنعهش رو هم درست میکنه. حرکتی اتوماتیک که دیگه هیچ چیز جز اتوماتیک بودن پشتش نیست. نه حکومت داعشی، نه مردان نامحرم، نه خدا و شرع، نه قانون و اخلاق، ازش انتظار ندارند در اون مکان و زمان مقنعهش رو درست کنه. فقط مغز خودش از خودش انتظار داره که به شکل اتوماتیک انجامش بده.
باد زمان همهچیز رو با خودش میبره. حکومتها میرن، ارزشها منقرض میشن، رسم و آداب تغییر میکنند، سوژههایی که رگها رو باد میکردند، خالی میشن، فرهنگها فراموش میشن. تو فقط در یک پرانتز کوچک از زمان زندگی میکنی، و با این حال مغزت رو قفل میکنی روی چیزهایی که قراره برن؟ این پرانتز ارزشش رو داشت که کاری رو اتوماتیک انجام بدی؟ میخوای آخر عمرت بگی «خداروشکر، یه ماشین خوشرفتار بودم»؟خودش رو جا میده بین مردهایی که ریختن سر مأمور حکومتی سرکوب، و دارن تنها گوشهای از خشونت شبه نظامیان امام زمان رو بشون پس میدن، که مقنعهش میره عقب و در همون حالت متشنج که سعی میکنه بشون بگه «ولش کنید ارزش نداره»، مقنعهش رو هم درست میکنه. حرکتی اتوماتیک که دیگه هیچ چیز جز اتوماتیک بودن پشتش نیست. نه حکومت داعشی، نه مردان نامحرم، نه خدا و شرع، نه قانون و اخلاق، ازش انتظار ندارند در اون مکان و زمان مقنعهش رو درست کنه. فقط مغز خودش از خودش انتظار داره که به شکل اتوماتیک انجامش بده.
باد زمان همهچیز رو با خودش میبره. حکومتها میرن، ارزشها منقرض میشن، رسم و آداب تغییر میکنند، سوژههایی که رگها رو باد میکردند، خالی میشن، فرهنگها فراموش میشن. تو فقط در یک پرانتز کوچک از زمان زندگی میکنی، و با این حال مغزت رو قفل میکنی روی چیزهایی که قراره برن؟ این پرانتز ارزشش رو داشت که کاری رو اتوماتیک انجام بدی؟ میخوای آخر عمرت بگی «خداروشکر، یه ماشین خوشرفتار بودم»؟
@Anarchonomy
@LDplus
باد زمان همهچیز رو با خودش میبره. حکومتها میرن، ارزشها منقرض میشن، رسم و آداب تغییر میکنند، سوژههایی که رگها رو باد میکردند، خالی میشن، فرهنگها فراموش میشن. تو فقط در یک پرانتز کوچک از زمان زندگی میکنی، و با این حال مغزت رو قفل میکنی روی چیزهایی که قراره برن؟ این پرانتز ارزشش رو داشت که کاری رو اتوماتیک انجام بدی؟ میخوای آخر عمرت بگی «خداروشکر، یه ماشین خوشرفتار بودم»؟خودش رو جا میده بین مردهایی که ریختن سر مأمور حکومتی سرکوب، و دارن تنها گوشهای از خشونت شبه نظامیان امام زمان رو بشون پس میدن، که مقنعهش میره عقب و در همون حالت متشنج که سعی میکنه بشون بگه «ولش کنید ارزش نداره»، مقنعهش رو هم درست میکنه. حرکتی اتوماتیک که دیگه هیچ چیز جز اتوماتیک بودن پشتش نیست. نه حکومت داعشی، نه مردان نامحرم، نه خدا و شرع، نه قانون و اخلاق، ازش انتظار ندارند در اون مکان و زمان مقنعهش رو درست کنه. فقط مغز خودش از خودش انتظار داره که به شکل اتوماتیک انجامش بده.
باد زمان همهچیز رو با خودش میبره. حکومتها میرن، ارزشها منقرض میشن، رسم و آداب تغییر میکنند، سوژههایی که رگها رو باد میکردند، خالی میشن، فرهنگها فراموش میشن. تو فقط در یک پرانتز کوچک از زمان زندگی میکنی، و با این حال مغزت رو قفل میکنی روی چیزهایی که قراره برن؟ این پرانتز ارزشش رو داشت که کاری رو اتوماتیک انجام بدی؟ میخوای آخر عمرت بگی «خداروشکر، یه ماشین خوشرفتار بودم»؟
@Anarchonomy
@LDplus
آخوند همون اکسیری بود که دانشمندان ایرانی و عرب قرنها دنبالش بودند. ولی به جای اینکه فقط مس رو بکنه طلا، هرچیزی رو به هرچیزی تبدیل کرد. بچه مسلمون رو کرد عرقخور، قمارباز رو کرد مداح، مرجع تقلید رو کرد تاجر، تاجر رو کرد معتاد، معتاد رو کرد مشاور، جنگل رو کرد کویر، کویر رو کرد موشکخانه، پول رو کرد پشگل، پشگل رو کرد طلا، مدرک دانشگاه رو کرد کاغذپاره، کاغذپاره رو کرد تحریم، تحریم رو کرد نان، نان رو کرد کالای دیجیتال، شغل رو کرد عار، بیعاری رو کرد کار. و نهایتا اقلیت رو کرد پهلویست.
@AnimalsQuotes
@LDplus
@AnimalsQuotes
@LDplus
👍1😢1
حضور مدیرعامل ایرانی در رویداد AMD
شرکت AMD ساعاتی قبل در نمایشگاه CES 2026 با برگزاری کنفرانسی، از جدیدترین پردازندههایش رونمایی کرد. نکته جالب این کنفرانس، حضور یک مدیرعامل ایرانی به نام «رامین حسنی» روی صحنه و در کنار لیسا سو، مدیرعامل AMD، بود.
رامین حسنی مدیرعامل و همبنیانگذار Liquid AI است؛ شرکتی که در زمینه ساخت سیستمهای هوش مصنوعی فعالیت دارد. حسنی مدرک کارشناسی مهندسی برق از دانشگاه فردوسی مشهد گرفته و در ادامه در دانشگاههای پلیتکنیک میلان و دانشگاه فنی وین تحصیل کرده است. او پیش از تأسیس Liquid AI در سال ۲۰۲۳، به مدت ۵ سال در دانشگاه MIT فعالیت داشته است.
@Digiato
@LDplus
شرکت AMD ساعاتی قبل در نمایشگاه CES 2026 با برگزاری کنفرانسی، از جدیدترین پردازندههایش رونمایی کرد. نکته جالب این کنفرانس، حضور یک مدیرعامل ایرانی به نام «رامین حسنی» روی صحنه و در کنار لیسا سو، مدیرعامل AMD، بود.
رامین حسنی مدیرعامل و همبنیانگذار Liquid AI است؛ شرکتی که در زمینه ساخت سیستمهای هوش مصنوعی فعالیت دارد. حسنی مدرک کارشناسی مهندسی برق از دانشگاه فردوسی مشهد گرفته و در ادامه در دانشگاههای پلیتکنیک میلان و دانشگاه فنی وین تحصیل کرده است. او پیش از تأسیس Liquid AI در سال ۲۰۲۳، به مدت ۵ سال در دانشگاه MIT فعالیت داشته است.
@Digiato
@LDplus
❤1👍1
با وکیل ایلان ماسک آشنا شوید که رسما یک دلقک است!
جیمی پارکینن، وکیل برجسته ایلان ماسک در پروندههای حقوقی میلیاردی، زندگی دوگانهای دارد؛ او صبحها در دادگاهها میجنگد و عصرها کلاس دلقکبازی برگزار میکند. او در دعوای حقوقی ماسک و سم آلتمن، یکتنه مقابل سه وکیل OpenAI و مایکروسافت ایستاد. دلقکبازی پارکینن کمدی فیزیکی سطح بالا شبیه چارلی چاپلین است، نه دلقکهای سنتی، و راهی برای شناخت خود واقعی انسان و برقراری ارتباط عمیقتر با دیگران میداند.
پارکینن معتقد است هنر دلقکبازی به او کمک میکند وکیلی بهتر باشد، چون بخش بزرگی از دادگاه نمایش و برقراری ارتباط است. به باور او، دنیای خشک وکالت میتواند از کمی دلقکبازی سود ببرد تا وکلا محافظهکار نباشند و خلاقتر فکر کنند.
#ایلان_ماسک
ماجرای وکیل دلقک ایلان ماسک را در زومیت بخوانید
@LDplus
جیمی پارکینن، وکیل برجسته ایلان ماسک در پروندههای حقوقی میلیاردی، زندگی دوگانهای دارد؛ او صبحها در دادگاهها میجنگد و عصرها کلاس دلقکبازی برگزار میکند. او در دعوای حقوقی ماسک و سم آلتمن، یکتنه مقابل سه وکیل OpenAI و مایکروسافت ایستاد. دلقکبازی پارکینن کمدی فیزیکی سطح بالا شبیه چارلی چاپلین است، نه دلقکهای سنتی، و راهی برای شناخت خود واقعی انسان و برقراری ارتباط عمیقتر با دیگران میداند.
پارکینن معتقد است هنر دلقکبازی به او کمک میکند وکیلی بهتر باشد، چون بخش بزرگی از دادگاه نمایش و برقراری ارتباط است. به باور او، دنیای خشک وکالت میتواند از کمی دلقکبازی سود ببرد تا وکلا محافظهکار نباشند و خلاقتر فکر کنند.
#ایلان_ماسک
ماجرای وکیل دلقک ایلان ماسک را در زومیت بخوانید
@LDplus
👍2🤣1
نسل من رو بیارتباط میخواستند، وقتی که ارتباط ممکن بود. دوست داشتند ندونیم که بقیه چطور فکر میکنند و چطور زندگی میکنند، در حالی که تکنولوژی امکانش رو فراهم کرده بود. وقتی داروی بیماریت وجود نداره، با سرنوشت راحتتر کنار میای، تا وقتی داروش وجود داشته باشه اما نذارن به دستت برسه. وقتی اینترنت داشت ذره ذره به دستمون میرسید، جز ارتباط با بقیه آدمها چیز دیگهای ازش نمیخواستیم. چون این تمام چیزی بود که میخواستیم. ما که اینترنت رو با جنبه «اتصال با دیگران» اون شناختیم، قدرش رو بیشتر میدونیم، تا نسلی که اینترنت رو با انفجاری از محتوای بصری یکطرفه در اسمارتفون شناخت، که براش یک تلویزیون عمودی بود. برای اینها ارتباط با دیگران هم، یک میانبر برای سریعتر رسیدن به محتوای مصرفی بود. «دوست نادیده» براشون ساقی فیلم و سریال بود و فیلترشکن. دوست نادیده برای ما، همه کسانی بود که در دنیای واقعی نداشتیم. برای اینها اعتیاد به اینترنت مفهوم داشت، چون «مصرف» با اعتیاد در ارتباطه، و اعتیاد هرچقدر سخت، قابل ترکه. ما ولی مصرفکننده نبودیم، و معتادش هم نشدیم. ما عطش ارتباط داشتیم. و این عطش از ما جدا نخواهد شد.
@Anarchonomy
@LDplus
@Anarchonomy
@LDplus
❤1👍1👌1
فرقه مرگسالار زندگی رو نجس میدونه، بنابراین مردن رو یک موفقیت حساب میکنه. حتی تاریخ مذهبی خودش رو هم از همین دریچه نگاه میکنه. اگه اصرار داره که دختر پیامبر در هنگام وفات هجده ساله بود برای اینه که بگه خیلی زود به موفقیت رسید! معنی نداره ازش بپرسی علیاصغر رو، که معلوم نیست وجود داشته، چرا انقدر بزرگ کردید. بزرگش کرده چون نوزادی بود که در مردن موفق بود! اگه شناخت درستی از جنس این حیاتستیزی نداشته باشی، تصور میکنی حرص آخوند در رسیدن به صدسالگی از روی علاقه به زندگیه. اما دلیلش صرفا دور بودن از عوامل پرریسکه. که یا یک دوری پسیوه یا یک دوری اکتیو. دوری پسیو از ریسک، در یک نمونه یعنی لازم نباشه کار کنی، پس لازم نباشه بری بیرون از خونه، و پس در معرض فاکتورهایی که عمرت رو کوتاه میکنند قرار نگیری. دوری اکتیو یعنی یه عده به عنوان پزشکان دربار حواسشون باشه که بدنت با کمبودی مواجه نشه. در هر دو حالت، تلاش برای بقا توجیه قبیلهای داره: «باید زنده بمانم چون فرقه به من نیاز دارد». همزمان که این تلاش رو انجام میده، از زندگی هم بدش میاد. برای همینه که دیوار خونه مرجع شیعه رطوبت داره و سالها برای اون رطوبت کاری انجام نمیده، و بوی نم به جزء جداییناپذیر فضای منزلش تبدیل میشه. چون زندگی نجسه، و چرا باید به نجاست اهمیت داد؟
در برابر چنین فرقهای، نباید به مرگ مراجعه کنی، چون نمیتونی تو بازیای که اونها قرنها داخلش هستند و الان در اوجش هستند، برنده بشی. خودکشی، افسردگی، عزا، غصهخوری رو باید برای خودت ممنوع کنی. چون مسئله فقط این نیست که پذیرفتن باخته، بلکه پذیرفتن بازی اونهاست. اونها از خداشونه که در خودت فرو بری، و سپس به یونگ و مونگ و جونگ مراجعه کنی، و نهایتا به دارو. اونها از خداشونه که تو هم به تدریج زندگی رو نجس ببینی. پس دقیقا باید آرزوشون رو به باد بدی، و طوری رفتار کنی که انگار مرگ وجود نداره. و برای اینکه نشون بدی مرگ وجود نداره لازم نیست یک حیات سرشار از حس خوب داشته باشی. دقیقا در بدترین شرایط اقتصادی، و بدترین شرایط خانوادگی، و بدترین شرایط عاطفی و بدترین شرایط اجتماعی باید از زندگی طرفداری کرد. دقیقا داخل سیاهچاله که باید به خدایان مرگ دهنکجی کرد.
@Anarchonomy
@LDplus
در برابر چنین فرقهای، نباید به مرگ مراجعه کنی، چون نمیتونی تو بازیای که اونها قرنها داخلش هستند و الان در اوجش هستند، برنده بشی. خودکشی، افسردگی، عزا، غصهخوری رو باید برای خودت ممنوع کنی. چون مسئله فقط این نیست که پذیرفتن باخته، بلکه پذیرفتن بازی اونهاست. اونها از خداشونه که در خودت فرو بری، و سپس به یونگ و مونگ و جونگ مراجعه کنی، و نهایتا به دارو. اونها از خداشونه که تو هم به تدریج زندگی رو نجس ببینی. پس دقیقا باید آرزوشون رو به باد بدی، و طوری رفتار کنی که انگار مرگ وجود نداره. و برای اینکه نشون بدی مرگ وجود نداره لازم نیست یک حیات سرشار از حس خوب داشته باشی. دقیقا در بدترین شرایط اقتصادی، و بدترین شرایط خانوادگی، و بدترین شرایط عاطفی و بدترین شرایط اجتماعی باید از زندگی طرفداری کرد. دقیقا داخل سیاهچاله که باید به خدایان مرگ دهنکجی کرد.
@Anarchonomy
@LDplus
❤2
صداسیما خیلی بهتر شده، دیگه سانسور نداره. میگه اومدن به آمبولانس حمله کردن و مجروح و پرسنل و هرکی توش بودن رو آتش زدن!
فقط فاعل رو اشتباه میگه، درباره خود فعل داره اطلاعرسانی میکنه.
@AnimalsQuotes
@LDplus
فقط فاعل رو اشتباه میگه، درباره خود فعل داره اطلاعرسانی میکنه.
@AnimalsQuotes
@LDplus
🤬2