دمیس هاسابیس به دانشجویان توصیه میکند: در عصر هوش مصنوعی، روی «یادگیری نحوه یادگیری» تمرکز کنید!
در گفتوگویی در کالج کوئینز دانشگاه کمبریج، دمیس هاسابیس، مدیرعامل دیپمایند و برنده جایزه نوبل، بر اهمیت سازگاری و یادگیری مداوم برای دانشجویانی که در آستانه ورود به دنیای کار هستند، تأکید کرد. او خاطرنشان کرد که حوزههایی مانند هوش مصنوعی (AI)، واقعیت مجازی (VR)، واقعیت افزوده (AR) و رایانش کوانتومی در پنج تا ده سال آینده شاهد رشد چشمگیری خواهند بود که منجر به دگرگونیهای بزرگی در صنایع مختلف میشود.
هاسابیس به دانشجویان توصیه کرد که به جای تمرکز صرف بر یادگیری مهارتهای سخت خاص که ممکن است بهزودی منسوخ شوند، روی درک نحوه یادگیری خود تمرکز کنند. او معتقد است که دوران کارشناسی باید برای رشد خودآگاهی و توانایی جذب سریع اطلاعات جدید مورد استفاده قرار گیرد، چراکه این مهارتهای متا در برابر تغییرات فناورانه پایدارتر و ارزشمندتر هستند. همچنین او پیشنهاد داد که دانشجویان در وقت آزاد خود به کاوش در زمینههای نوظهور و آزمایش فناوریهای جدید بپردازند تا توانایی سازگاری خود را افزایش دهند.
او با اشاره به دوره تحولآفرین دهه ۱۹۹۰ که همزمان با ظهور اینترنت و فناوریهای موبایلی بود، تأکید کرد که عصر حاضر نیز فرصتهای مشابهی برای نوآوری و رشد فراهم کرده است. هاسابیس از دانشجویان خواست که انعطافپذیر باشند و فناوریهای جدید را بپذیرند و دورانهای پر از اختلال را بهعنوان دورههایی سرشار از فرصت در نظر بگیرند.
علاوه بر این، هاسابیس بر توان بالقوه هوش مصنوعی برای تسریع در کشفهای علمی تأکید کرد و پروژه AlphaFold دیپمایند را نمونهای از نحوه تحولآفرینی ابزارهای هوش مصنوعی در حوزههایی مانند زیستشناسی دانست. او ابراز امیدواری کرد که در آستانه ورود به عصری طلایی از کشف علمی قرار داریم که در آن ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی نقش کلیدی در پیشرفت علوم مختلف ایفا خواهند کرد. / گردآورنده: فاطمه حیدری
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
#آموزش #یادگیری #هوش_مصنوعی
@Dexign
@LDplus
در گفتوگویی در کالج کوئینز دانشگاه کمبریج، دمیس هاسابیس، مدیرعامل دیپمایند و برنده جایزه نوبل، بر اهمیت سازگاری و یادگیری مداوم برای دانشجویانی که در آستانه ورود به دنیای کار هستند، تأکید کرد. او خاطرنشان کرد که حوزههایی مانند هوش مصنوعی (AI)، واقعیت مجازی (VR)، واقعیت افزوده (AR) و رایانش کوانتومی در پنج تا ده سال آینده شاهد رشد چشمگیری خواهند بود که منجر به دگرگونیهای بزرگی در صنایع مختلف میشود.
هاسابیس به دانشجویان توصیه کرد که به جای تمرکز صرف بر یادگیری مهارتهای سخت خاص که ممکن است بهزودی منسوخ شوند، روی درک نحوه یادگیری خود تمرکز کنند. او معتقد است که دوران کارشناسی باید برای رشد خودآگاهی و توانایی جذب سریع اطلاعات جدید مورد استفاده قرار گیرد، چراکه این مهارتهای متا در برابر تغییرات فناورانه پایدارتر و ارزشمندتر هستند. همچنین او پیشنهاد داد که دانشجویان در وقت آزاد خود به کاوش در زمینههای نوظهور و آزمایش فناوریهای جدید بپردازند تا توانایی سازگاری خود را افزایش دهند.
او با اشاره به دوره تحولآفرین دهه ۱۹۹۰ که همزمان با ظهور اینترنت و فناوریهای موبایلی بود، تأکید کرد که عصر حاضر نیز فرصتهای مشابهی برای نوآوری و رشد فراهم کرده است. هاسابیس از دانشجویان خواست که انعطافپذیر باشند و فناوریهای جدید را بپذیرند و دورانهای پر از اختلال را بهعنوان دورههایی سرشار از فرصت در نظر بگیرند.
علاوه بر این، هاسابیس بر توان بالقوه هوش مصنوعی برای تسریع در کشفهای علمی تأکید کرد و پروژه AlphaFold دیپمایند را نمونهای از نحوه تحولآفرینی ابزارهای هوش مصنوعی در حوزههایی مانند زیستشناسی دانست. او ابراز امیدواری کرد که در آستانه ورود به عصری طلایی از کشف علمی قرار داریم که در آن ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی نقش کلیدی در پیشرفت علوم مختلف ایفا خواهند کرد. / گردآورنده: فاطمه حیدری
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
#آموزش #یادگیری #هوش_مصنوعی
@Dexign
@LDplus
India Today
DeepMind CEO shares career advice with students: AI is here, focus on how to learn and not on hard skills
In a world powered by AI skills like how quickly you adapt and learn could be more important than just mastery in one subject, says DeepMind CEO Demis Hassabis.
کارآفرینان بزرگی که فرزندخوانده بودند و دنیا را تغییر دادند
ویژگی مشترک جابز، بزوس و الیسون این بود که فرزندخواندگی به آنها نوعی استقلال فکری بخشید. آنها از همان ابتدا آموختند که مسیر زندگی همیشه بر اساس الگوهای سنتی پیش نمیرود. همین تفاوت، ذهنشان را برای ریسکپذیری، خلاقیت و شکستن قواعد باز کرد. پژوهشگران روانشناسی نیز معتقدند تجربههای دوران کودکی میتواند بر انگیزه و شیوه مواجهه با چالشها اثر عمیق بگذارد. در مورد این سه نفر، تجربه فرزندخواندگی تبدیل به یک موتور محرک برای حرکت به سوی نوآوری شد.
https://www.1pezeshk.com/archives/2025/09/adopted-entrepreneurs-jobs-bezos-ellison.html
#کاروکسب #کارآفرینی #خانواده #فرزندخواندگی #شخصیت
@LDplus
ویژگی مشترک جابز، بزوس و الیسون این بود که فرزندخواندگی به آنها نوعی استقلال فکری بخشید. آنها از همان ابتدا آموختند که مسیر زندگی همیشه بر اساس الگوهای سنتی پیش نمیرود. همین تفاوت، ذهنشان را برای ریسکپذیری، خلاقیت و شکستن قواعد باز کرد. پژوهشگران روانشناسی نیز معتقدند تجربههای دوران کودکی میتواند بر انگیزه و شیوه مواجهه با چالشها اثر عمیق بگذارد. در مورد این سه نفر، تجربه فرزندخواندگی تبدیل به یک موتور محرک برای حرکت به سوی نوآوری شد.
https://www.1pezeshk.com/archives/2025/09/adopted-entrepreneurs-jobs-bezos-ellison.html
#کاروکسب #کارآفرینی #خانواده #فرزندخواندگی #شخصیت
@LDplus
جهان به یک رژیم فناوری نیاز دارد: نقش طراحان در بازطراحی رابطه انسان و فناوری
در مقالهای با عنوان «جهان به یک رژیم فناوری نیاز دارد: چگونه طراحان میتوانند کمک کنند»، نویسنده به بررسی تاثیرات منفی فناوریهای دیجیتال بر زندگی انسانها میپردازد و نقش طراحان را در کاهش این تأثیرات برجسته میکند. با افزایش وابستگی به فناوری و گسترش استفاده از دستگاههای دیجیتال، بسیاری از افراد احساس میکنند که کنترل زندگیشان را از دست دادهاند. این وضعیت منجر به کاهش تمرکز، افزایش اضطراب و کاهش کیفیت روابط انسانی شده است.
نویسنده پیشنهاد میکند که طراحان باید به جای تمرکز صرف بر افزایش تعامل کاربران با محصولات دیجیتال، به طراحیهایی بپردازند که استفاده آگاهانه و متعادل از فناوری را تشویق میکند. این رویکرد شامل ایجاد فضاهایی برای استراحت دیجیتال، کاهش اعلانهای غیرضروری و طراحی رابطهایی است که کاربران را به تفکر و انتخابهای آگاهانهتر ترغیب میکند.
علاوه بر این، مقاله تاکید میکند که طراحان باید با درک عمیقتری از روانشناسی انسانی و نیازهای واقعی کاربران، به طراحیهایی بپردازند که به بهبود کیفیت زندگی کمک میکند. این شامل ایجاد تعادل بین نیازهای تجاری و رفاه کاربران است. طراحان باید از ابزارها و روشهایی استفاده کنند که به آنها امکان میدهد تاثیرات طراحیهای خود را بر رفتار و احساسات کاربران ارزیابی کنند.
در نهایت، نویسنده از طراحان میخواهد که نقش خود را به عنوان واسطهای بین فناوری و انسانها بازتعریف کنند. با اتخاذ رویکردی اخلاقیتر و انسانیتر در طراحی، طراحان میتوانند به کاهش اثرات منفی فناوری بر زندگی انسانها کمک کرده و به ایجاد دنیایی متعادلتر و پایدارتر یاری رسانند. گردآورنده: فاطمه حیدری
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
#فناوری_اطلاعات_ارتباطات #رابط_کاربری #تجربه_کاربری
@Dexign
@LDplus
در مقالهای با عنوان «جهان به یک رژیم فناوری نیاز دارد: چگونه طراحان میتوانند کمک کنند»، نویسنده به بررسی تاثیرات منفی فناوریهای دیجیتال بر زندگی انسانها میپردازد و نقش طراحان را در کاهش این تأثیرات برجسته میکند. با افزایش وابستگی به فناوری و گسترش استفاده از دستگاههای دیجیتال، بسیاری از افراد احساس میکنند که کنترل زندگیشان را از دست دادهاند. این وضعیت منجر به کاهش تمرکز، افزایش اضطراب و کاهش کیفیت روابط انسانی شده است.
نویسنده پیشنهاد میکند که طراحان باید به جای تمرکز صرف بر افزایش تعامل کاربران با محصولات دیجیتال، به طراحیهایی بپردازند که استفاده آگاهانه و متعادل از فناوری را تشویق میکند. این رویکرد شامل ایجاد فضاهایی برای استراحت دیجیتال، کاهش اعلانهای غیرضروری و طراحی رابطهایی است که کاربران را به تفکر و انتخابهای آگاهانهتر ترغیب میکند.
علاوه بر این، مقاله تاکید میکند که طراحان باید با درک عمیقتری از روانشناسی انسانی و نیازهای واقعی کاربران، به طراحیهایی بپردازند که به بهبود کیفیت زندگی کمک میکند. این شامل ایجاد تعادل بین نیازهای تجاری و رفاه کاربران است. طراحان باید از ابزارها و روشهایی استفاده کنند که به آنها امکان میدهد تاثیرات طراحیهای خود را بر رفتار و احساسات کاربران ارزیابی کنند.
در نهایت، نویسنده از طراحان میخواهد که نقش خود را به عنوان واسطهای بین فناوری و انسانها بازتعریف کنند. با اتخاذ رویکردی اخلاقیتر و انسانیتر در طراحی، طراحان میتوانند به کاهش اثرات منفی فناوری بر زندگی انسانها کمک کرده و به ایجاد دنیایی متعادلتر و پایدارتر یاری رسانند. گردآورنده: فاطمه حیدری
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
#فناوری_اطلاعات_ارتباطات #رابط_کاربری #تجربه_کاربری
@Dexign
@LDplus
The world needs a tech diet; here is how designers can help
It’s time we bridge the gap between feel-good Design & Ethics panels and the work we do everyday as digital product designers.
چرندیات شبهعمیق
مقالهای که اخیراً منتشر شده سرنخهای جالبی را در مورد علل انتشار گستردهی چرندیات شبهعمیق در اختیارمان میگذارد.
چرندیات شبهعمیق کلامی است که با هدف تحت تاثیر قرار دادن یا متقاعد کردن دیگران بیان میشود، بدون اینکه به حقیقت یا وضوح مطلب اهمیتی داده شود: جملات پرطمطراقی که عمیق به نظر میرسند اما معنای مشخصی ندارند.
چند نمونه: آگاهی کوانتومی، واقعیت را در سطح ارتعاشات سلولی بازآرایی میکند؛
محدودیت در ذهن کسی وجود دارد که مرزها را باور کرده است؛
پذیرش کامل، دروازهی ورود به حقیقت وجودی توست؛
کائنات در سکوت درون تو طنینانداز میشود.
پرسشی این است که آیا کسانی که چنین چرندیاتی میگویند از چرند بودن آن آگاه هستند و به نحوی شارلاتانگونه چنین میکنند یا واقعا گمان دارند سخنان عمیقی میگویند؟ پژوهشی جدید نشان میدهد که افرادی که در تشخیص جملات پوچ و بیمعنی از جملات عمیق، ضعیفترین عملکرد را دارند، بیش از همه فکر میکنند که در این کار ماهر هستند. این دسته نه فقط توانایی خود را بیش از حد تخمین میزنند، بلکه معتقدند از دیگران هم بهترند و این یک «نقطه کور» شناختی است.
توانایی شناختی مهم است، اما همه چیز نیست
پژوهش همچنین نشان داد که هوش و مهارتهای کلامی بالاتر به افراد کمک میکند تا چرندیات را بهتر تشخیص دهند. اما جالبتر اینکه، کسانی که توانایی شناختی ضعیفتری دارند، بیشتر از چرندیات برای متقاعد کردن دیگران استفاده میکنند. انگار این کار روشی برای جبران ضعفشان است.
اعتماد به نفس بالا شمشیری دولبه است
پژوهش نکتهی جالب دیگری را نیز آشکار ساخت و آن اینکه افراد با اعتماد به نفس بالا، صرفنظر از اینکه واقعا چقدر در تشخیص چرندیات مهارت دارند، تمایل دارند به خودشان نمرهی بالایی بدهند. اعتماد به نفس به آنها کمک نمیکند بهتر تشخیص دهند، بلکه فقط باعث میشود دربارهی توانایی خودشان احساس بهتری داشته باشند، که میتواند خطرناک باشد.
شخصیتهای تاریک، بازیگران متفاوتی در این میدان هستند
اما پژوهش نشان داد ویژگیهای شخصیتی نیز نقشی در این میانه دارند. افراد #خودشیفته یا #نارسیست هم در تشخیص چرندیات ضعیف هستند و هم اعتماد به نفس کاذب بالایی دارند. غرورشان مانع از دیدن ضعفشان میشود.
افراد ماکیاولیست جالبترین موارد هستند زیرا با اینکه خودشان استاد استفاده از چرندیات برای فریب دیگران هستند، اما در تشخیص آن بسیار ماهرند. این یعنی آنها بهخلاف گروه اول، آگاهانه از چرندیات به عنوان یک ابزار برای رسیدن به اهدافشان استفاده میکنند، نه از روی نادانی.
حال با در دست داشتن این سرنخها، میتوانیم روایتی تکاملی عرضه کنیم و به این پرسش بپردازیم که این سازوکار چگونه به یک چرخه بازخوردی پیشرونده برای گسترش خرافات در جامعه تبدیل میشود؟
پاسخ در تعامل ویرانگر میان دو گروهی است که پژوهش به خوبی آنها را از هم تفکیک کرده است: «تولیدکنندگان آگاه» (ماکیاولیستها) و «توزیعکنندگان ناآگاه» (قربانیان اثر دانینگ-کروگر). این چرخه احتمالا در چند مرحله شکل گرفته و خود را تقویت کرده است.
چرخه ممکن است با افرادی آغاز شود که دارای ویژگیهای ماکیاولیستی هستند و به خوبی میدانند که سخنانشان پوچ و بیاساس است، و شاید هم با افرادی آغاز شود که صادقانه به صحت آن چرندهای شبهعمیق باور دارند. در هر دو صورت این چرندیات، به مخاطب ایدهآل خود میرسد: افرادی که به دلیل «نقطه کور شناختی» (اثر دانینگ-کروگر)، نه تنها قادر به تشخیص پوچ بودن این سخنان نیستند، بلکه با اعتماد به نفس کاذب، خود را در فهم این «حقایق عمیق» برتر از دیگران میبینند. این گروه با شور و حرارت فراوان، چرندیات دریافتشده را بازنشر میکنند و این کار را نه از روی بدخواهی، بلکه شاید با نیت خیر و از موضع یک فرد «دانا» انجام میدهند.
وقتی تعداد زیادی از «توزیعکنندگان ناآگاه» یک چرند را تکرار میکنند، این باور در سطح جامعه عادیسازی میشود. دیگران با دیدن این حجم از تکرار، گمان میکنند حتما چیزی در آن هست که همه میگویند. این پدیده حتی افراد شکاک را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. اینجاست که ماکیاولیستها تشویق میشوند تا چرندیات بیشتری تولید کنند. وقتی میبینند که بازار برای محصولاتشان داغ است و با کمترین هزینه، بیشترین نفوذ را به دست میآورند چرا چنین نکنند؟
@evophilosophy
@LDplus
مقالهای که اخیراً منتشر شده سرنخهای جالبی را در مورد علل انتشار گستردهی چرندیات شبهعمیق در اختیارمان میگذارد.
چرندیات شبهعمیق کلامی است که با هدف تحت تاثیر قرار دادن یا متقاعد کردن دیگران بیان میشود، بدون اینکه به حقیقت یا وضوح مطلب اهمیتی داده شود: جملات پرطمطراقی که عمیق به نظر میرسند اما معنای مشخصی ندارند.
چند نمونه: آگاهی کوانتومی، واقعیت را در سطح ارتعاشات سلولی بازآرایی میکند؛
محدودیت در ذهن کسی وجود دارد که مرزها را باور کرده است؛
پذیرش کامل، دروازهی ورود به حقیقت وجودی توست؛
کائنات در سکوت درون تو طنینانداز میشود.
پرسشی این است که آیا کسانی که چنین چرندیاتی میگویند از چرند بودن آن آگاه هستند و به نحوی شارلاتانگونه چنین میکنند یا واقعا گمان دارند سخنان عمیقی میگویند؟ پژوهشی جدید نشان میدهد که افرادی که در تشخیص جملات پوچ و بیمعنی از جملات عمیق، ضعیفترین عملکرد را دارند، بیش از همه فکر میکنند که در این کار ماهر هستند. این دسته نه فقط توانایی خود را بیش از حد تخمین میزنند، بلکه معتقدند از دیگران هم بهترند و این یک «نقطه کور» شناختی است.
توانایی شناختی مهم است، اما همه چیز نیست
پژوهش همچنین نشان داد که هوش و مهارتهای کلامی بالاتر به افراد کمک میکند تا چرندیات را بهتر تشخیص دهند. اما جالبتر اینکه، کسانی که توانایی شناختی ضعیفتری دارند، بیشتر از چرندیات برای متقاعد کردن دیگران استفاده میکنند. انگار این کار روشی برای جبران ضعفشان است.
اعتماد به نفس بالا شمشیری دولبه است
پژوهش نکتهی جالب دیگری را نیز آشکار ساخت و آن اینکه افراد با اعتماد به نفس بالا، صرفنظر از اینکه واقعا چقدر در تشخیص چرندیات مهارت دارند، تمایل دارند به خودشان نمرهی بالایی بدهند. اعتماد به نفس به آنها کمک نمیکند بهتر تشخیص دهند، بلکه فقط باعث میشود دربارهی توانایی خودشان احساس بهتری داشته باشند، که میتواند خطرناک باشد.
شخصیتهای تاریک، بازیگران متفاوتی در این میدان هستند
اما پژوهش نشان داد ویژگیهای شخصیتی نیز نقشی در این میانه دارند. افراد #خودشیفته یا #نارسیست هم در تشخیص چرندیات ضعیف هستند و هم اعتماد به نفس کاذب بالایی دارند. غرورشان مانع از دیدن ضعفشان میشود.
افراد ماکیاولیست جالبترین موارد هستند زیرا با اینکه خودشان استاد استفاده از چرندیات برای فریب دیگران هستند، اما در تشخیص آن بسیار ماهرند. این یعنی آنها بهخلاف گروه اول، آگاهانه از چرندیات به عنوان یک ابزار برای رسیدن به اهدافشان استفاده میکنند، نه از روی نادانی.
حال با در دست داشتن این سرنخها، میتوانیم روایتی تکاملی عرضه کنیم و به این پرسش بپردازیم که این سازوکار چگونه به یک چرخه بازخوردی پیشرونده برای گسترش خرافات در جامعه تبدیل میشود؟
پاسخ در تعامل ویرانگر میان دو گروهی است که پژوهش به خوبی آنها را از هم تفکیک کرده است: «تولیدکنندگان آگاه» (ماکیاولیستها) و «توزیعکنندگان ناآگاه» (قربانیان اثر دانینگ-کروگر). این چرخه احتمالا در چند مرحله شکل گرفته و خود را تقویت کرده است.
چرخه ممکن است با افرادی آغاز شود که دارای ویژگیهای ماکیاولیستی هستند و به خوبی میدانند که سخنانشان پوچ و بیاساس است، و شاید هم با افرادی آغاز شود که صادقانه به صحت آن چرندهای شبهعمیق باور دارند. در هر دو صورت این چرندیات، به مخاطب ایدهآل خود میرسد: افرادی که به دلیل «نقطه کور شناختی» (اثر دانینگ-کروگر)، نه تنها قادر به تشخیص پوچ بودن این سخنان نیستند، بلکه با اعتماد به نفس کاذب، خود را در فهم این «حقایق عمیق» برتر از دیگران میبینند. این گروه با شور و حرارت فراوان، چرندیات دریافتشده را بازنشر میکنند و این کار را نه از روی بدخواهی، بلکه شاید با نیت خیر و از موضع یک فرد «دانا» انجام میدهند.
وقتی تعداد زیادی از «توزیعکنندگان ناآگاه» یک چرند را تکرار میکنند، این باور در سطح جامعه عادیسازی میشود. دیگران با دیدن این حجم از تکرار، گمان میکنند حتما چیزی در آن هست که همه میگویند. این پدیده حتی افراد شکاک را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. اینجاست که ماکیاولیستها تشویق میشوند تا چرندیات بیشتری تولید کنند. وقتی میبینند که بازار برای محصولاتشان داغ است و با کمترین هزینه، بیشترین نفوذ را به دست میآورند چرا چنین نکنند؟
بنابراین، رواج چرندیات شبهعمیق محصول اکوسیستم معیوبی است که در آن، عدهای فریبکار آگاه (#ماکیاولیست-ها) از نقاط کور شناختی و نیازهای روانی تودهای از افراد خوشباور (قربانیان #دانینگ_کروگر) بهرهبرداری میکنند و هر دو گروه، یکی خواسته و دیگری ناخواسته، یکدیگر را در مسیری قهقرایی تقویت میکنند.مبارزه با چرندیات در این دو گروه سازوکارهای متمایزی میطلبد، زیرا سازوکارهای تولید آن در آنها متفاوت است.
@evophilosophy
@LDplus
PsyPost
Overconfidence in bullshit detection linked to cognitive blind spots and narcissistic traits
People who struggle to distinguish pseudo-profound nonsense from genuine insight often believe they are better than others at doing so, according to new research in Thinking & Reasoning. Personality traits like narcissism also play a role.
Lifedefender plus
جهان به یک رژیم فناوری نیاز دارد: نقش طراحان در بازطراحی رابطه انسان و فناوری
مرتبط با مطلب reply شده...
لایحه «عدالت دیجیتال» اتحادیه اروپا: پایان طراحی شبکههای اجتماعی اعتیادآور؟/ نیاز زرینبخش
اتحادیه اروپا باز هم قصد دارد در تنظیمگری دیجیتال دست بالا را داشته باشد و پیشنویس «قانون عدالت دیجیتال» (Digital Fairness Act) قرار است در سال ۲۰۲۶ معرفی شود و مستقیماً سراغ طراحیهای اعتیادآور شبکههای اجتماعی و شیوههای بازاریابی گمراهکننده برود.
هدف؟ ساختن فضایی امنتر و عادلانهتر برای همه کاربران—بهویژه کودکان و نوجوانان—و بستن شکافهایی که در قوانین فعلی دیده میشود.
مسئله دقیقا چیست؟
این قانون چهار محور نگرانی را برجسته میکند:
۱. اعتیاد دیجیتال و سلامت روان
اسکرول بیپایان، پخش خودکار محتوا و نوتیفیکیشنهای مداوم، زمان ماندن را بالا میبرند و خصوصاً در کودکان و نوجوانان با اضطراب و افت سلامت روان گره میخورند.
۲. بازاریابی گمراهکننده
تاکتیکهایی که پلتفرمها و اینفلوئنسرها بهکار میگیرند، کاربران را به خریدهای نامناسب یا بیارزش سوق میدهد.
۳. عدم شفافیت و کنترل داده
بیشتر کاربران نمیدانند دادههایشان چطور جمعآوری، پردازش و برای شخصیسازی محتوا استفاده میشود.
۴. آسیبپذیری کودکان
کودکان و نوجوانان از طراحیهای اعتیادآور و تبلیغات فریبنده ضربه بیشتری میبینند؛ به همین دلیل محور حفاظت از زیرسن قانونیها پررنگتر است.
خداحافظ «الگوهای تاریک» (Dark Patterns)
همان ترفندهای رابط کاربری که دکمه «رد کردن» را پنهان یا ریز میکنند تا کاربر نادانسته در مسیر دلخواه پلتفرم بیفتد، هدف مستقیم لایحهاند.
چه اقداماتی روی میز است؟
ممنوعیت طراحیهای اعتیادآور: مانند اسکرول بیپایان و پخش خودکار محتوا.
اختیار بیشتر کاربر در تجربه کاربری: خاموشکردن ویژگیها یا تغییر معیارهای الگوریتمی.
پیشفرضهای امن برای کودکان: خاموش بودن ویژگیهای اعتیادآور بهصورت پیشفرض.
مقابله با الگوهای تاریک: از دکمههای ردِ ریز و مخفی تا مسیرهای خروج پیچیده.
ضمانت اجرا: شوخی نیست و بر اساس تجربه قوانین قبلی مانند قانون خدمات دیجیتال (DSA) و قانون بازارهای دیجیتال (DMA)، انتظار میرود جریمههای این لایحه نیز سنگین و بازدارنده باشد. شدت و مدت تخلف احتمالاً تعیینکننده رقم نهایی است. پیام واضح است: اینبار تغییرِ واقعیِ طراحی محصول!
فراتر از اروپا: همگرایی جهانی
این تلاشها در اروپا با اقدامات مشابهی در دیگر کشورها همسو است. برای مثال:
استرالیا: از ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵ دسترسی زیر ۱۶سالها به شبکههای اجتماعی را ممنوع میکند؛ پلتفرمها باید فرآیند تأیید سن قابل اعتماد را اجرا کنند وگرنه با جریمههای سنگین روبهرو میشوند.
فرانسه: از ۲۰۲۳ برای کاربران زیر ۱۵سال رضایت والدین را الزامی کرده؛ پیشنهادهای تازه از ممنوعیت کامل زیر ۱۵سال تا «حریم دیجیتال شبانه» برای ۱۵ تا ۱۸ سالهها روی میز است. به این معنی که دسترسی آنان به شبکههای اجتماعی در ساعاتی خاص محدود باشد.
نروژ: در حال تصمیمگیری درباره حداقل سن ۱۵ سال برای شبکههای اجتماعی است.
جمعبندی
«عدالت دیجیتال» تمرکزش فقط بر محتوا نیست؛ سراغ ساختارهای طراحی و رفتار کاربر میرود. اگر تصویب شود، شرکتهای فناوری ناچارند فراتر از سودآوری کوتاهمدت و به «مسئولیت اجتماعی در طراحی» فکر کنند. این موج محدود به اروپا نمانده و بهسرعت در حال تبدیل شدن به الزامهای جهانی برای حفاظت از سلامت روان و رفاه کودکان در عصر شبکههای اجتماعی است.
#سلامت #امنیت #شبکههای_اجتماعی #محتوا #اعتیاد #بازاریابی #کودک #نوجوان #رابط_کاربری #طراحی_محصول
@NooshDaroo_web
@LDplus
لایحه «عدالت دیجیتال» اتحادیه اروپا: پایان طراحی شبکههای اجتماعی اعتیادآور؟/ نیاز زرینبخش
اتحادیه اروپا باز هم قصد دارد در تنظیمگری دیجیتال دست بالا را داشته باشد و پیشنویس «قانون عدالت دیجیتال» (Digital Fairness Act) قرار است در سال ۲۰۲۶ معرفی شود و مستقیماً سراغ طراحیهای اعتیادآور شبکههای اجتماعی و شیوههای بازاریابی گمراهکننده برود.
هدف؟ ساختن فضایی امنتر و عادلانهتر برای همه کاربران—بهویژه کودکان و نوجوانان—و بستن شکافهایی که در قوانین فعلی دیده میشود.
مسئله دقیقا چیست؟
این قانون چهار محور نگرانی را برجسته میکند:
۱. اعتیاد دیجیتال و سلامت روان
اسکرول بیپایان، پخش خودکار محتوا و نوتیفیکیشنهای مداوم، زمان ماندن را بالا میبرند و خصوصاً در کودکان و نوجوانان با اضطراب و افت سلامت روان گره میخورند.
۲. بازاریابی گمراهکننده
تاکتیکهایی که پلتفرمها و اینفلوئنسرها بهکار میگیرند، کاربران را به خریدهای نامناسب یا بیارزش سوق میدهد.
۳. عدم شفافیت و کنترل داده
بیشتر کاربران نمیدانند دادههایشان چطور جمعآوری، پردازش و برای شخصیسازی محتوا استفاده میشود.
۴. آسیبپذیری کودکان
کودکان و نوجوانان از طراحیهای اعتیادآور و تبلیغات فریبنده ضربه بیشتری میبینند؛ به همین دلیل محور حفاظت از زیرسن قانونیها پررنگتر است.
خداحافظ «الگوهای تاریک» (Dark Patterns)
همان ترفندهای رابط کاربری که دکمه «رد کردن» را پنهان یا ریز میکنند تا کاربر نادانسته در مسیر دلخواه پلتفرم بیفتد، هدف مستقیم لایحهاند.
چه اقداماتی روی میز است؟
ممنوعیت طراحیهای اعتیادآور: مانند اسکرول بیپایان و پخش خودکار محتوا.
اختیار بیشتر کاربر در تجربه کاربری: خاموشکردن ویژگیها یا تغییر معیارهای الگوریتمی.
پیشفرضهای امن برای کودکان: خاموش بودن ویژگیهای اعتیادآور بهصورت پیشفرض.
مقابله با الگوهای تاریک: از دکمههای ردِ ریز و مخفی تا مسیرهای خروج پیچیده.
ضمانت اجرا: شوخی نیست و بر اساس تجربه قوانین قبلی مانند قانون خدمات دیجیتال (DSA) و قانون بازارهای دیجیتال (DMA)، انتظار میرود جریمههای این لایحه نیز سنگین و بازدارنده باشد. شدت و مدت تخلف احتمالاً تعیینکننده رقم نهایی است. پیام واضح است: اینبار تغییرِ واقعیِ طراحی محصول!
فراتر از اروپا: همگرایی جهانی
این تلاشها در اروپا با اقدامات مشابهی در دیگر کشورها همسو است. برای مثال:
استرالیا: از ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵ دسترسی زیر ۱۶سالها به شبکههای اجتماعی را ممنوع میکند؛ پلتفرمها باید فرآیند تأیید سن قابل اعتماد را اجرا کنند وگرنه با جریمههای سنگین روبهرو میشوند.
فرانسه: از ۲۰۲۳ برای کاربران زیر ۱۵سال رضایت والدین را الزامی کرده؛ پیشنهادهای تازه از ممنوعیت کامل زیر ۱۵سال تا «حریم دیجیتال شبانه» برای ۱۵ تا ۱۸ سالهها روی میز است. به این معنی که دسترسی آنان به شبکههای اجتماعی در ساعاتی خاص محدود باشد.
نروژ: در حال تصمیمگیری درباره حداقل سن ۱۵ سال برای شبکههای اجتماعی است.
جمعبندی
«عدالت دیجیتال» تمرکزش فقط بر محتوا نیست؛ سراغ ساختارهای طراحی و رفتار کاربر میرود. اگر تصویب شود، شرکتهای فناوری ناچارند فراتر از سودآوری کوتاهمدت و به «مسئولیت اجتماعی در طراحی» فکر کنند. این موج محدود به اروپا نمانده و بهسرعت در حال تبدیل شدن به الزامهای جهانی برای حفاظت از سلامت روان و رفاه کودکان در عصر شبکههای اجتماعی است.
#سلامت #امنیت #شبکههای_اجتماعی #محتوا #اعتیاد #بازاریابی #کودک #نوجوان #رابط_کاربری #طراحی_محصول
@NooshDaroo_web
@LDplus
👏1
در کتاب امثال سلیمان، که منسوب به حضرت سلیمانه، مجموعهای از اندرزها جمعآوری شده، و یه جاش میگه «کسی که رو زمینش کار میکنه، غذای فراوان خواهد داشت، و اونی که دنبال رویاها و خیالاته، عقل نداره (گرسنه خواهد موند)».
وقتی در یه متن باستانی، نویسنده این زحمت رو به خودش داده تا چیزی رو نفی کنه، علامت اینه که در زمان خودش پدیده رایجی بوده. مثلا قبل ازین جمله، یکی دیگه داره: «بهتره هیچکس نشناسدت اما کلفت داشته باشی، تا اینکه وانمود کنی کسی هستی ولی شب گشنه بخوابی». یعنی اون زمان هم آدمهای زیادی بودهاند که سعی میکردند معروف یا مقبول باشند، اما این نفعی براشون نداشته. به همین ترتیب، آدمهایی هم بودهاند که کار روی زمین رو ول کرده و دنبال رویاها افتاده بودهاند. اون زمان، کار نکردن روی زمین معادل خودکشی بود. چون معمولا تنها راه زنده ماندن بود. اما اون دوران مگه چه رویاهایی وجود داشت که بشه دنبالشون افتاد یا نیفتاد؟ نه زرق و برق دنیای امروز وجود داشت، نه امکانات و تفریحات امروز. اگه ترجمه دقیقتری ازش بشه، یه جور دیگه معنی میده. نویسنده عقل رو اینطور تعریف میکنه که هرکار انجام شده، معادل کاشت بذر باشه، و هر کاری که ازش محصول درنمیاد، حماقته. اون زمان کالاها و خدمات متنوع امروز نبود که بشه پول رو خرجش کرد، اما میشد کارهایی کرد که محصول نده. و همین نفی کردن، و پرهیز دادن، نشون میده آدمهای زیادی این کارها رو میکردهاند.
یکی از چیزهایی که از زمان سلیمان، که معلوم نیست چندهزارساله، تغییری نکرده، همین گرایش به بیمحصولیهاست. بلکه میشه گفت امروز ابعاد صنعتی هم پیدا کرده. میلیونها نفرساعت صرف تحصیلات میشه، که کاملا بیمحصوله. حجم زیادی از عصبانیتها و برافروختگیهای سیاسی شکل میگیره، که کاملا بیمحصوله. شغلهایی ایجاد شده که درآمد دارند اما کاملا بیمحصولند. حتی ازدواجها بیمحصولند و طرفین در دنیای ایزوله هم زندگی میکنند. ریاضتهایی ابداع شده، در فعالیت تا رژیم غذایی، که رنج میسازند، اما بیمحصولند. حتی شهرکهایی ساخته میشه که خالی از سکنه میمونند، که یعنی بیمحصولند.
این بیمحصولی چنان به یک پدیده نرمال و پذیرفته تبدیل شده، که حتی بیمحصولی ایدئولوژیک هم بوجود اومده، که از لحاظ تئوریک نباید بوجود میاومد، چون ذات ایدئولوژی برمبنای دنبال کردن یک هدف مشخصه. بیمحصولی ایدئوژیک یعنی عدهای به این باور داشته باشند که سعادت در بیمحصولی است! و این باعث میشه یک مسیر رو با اینکه مشخصه هیچ محصولی نداره همینطور ادامه بدن، و براش خرج کنند، و خیلی چیزها رو به پاش قربانی کنند. بنابراین فایده نخواهد داشت که بشون بگی به محصول نخواهند رسید. چون براشون نرماله که نرسند.
ما در دورانی هستیم که اگه سلیمان زنده میشد و همون حرف رو میزد، کسی مخالفتی نشون نمیداد. بلکه کسی متوجه نمیشد چی میگه. و با حالت گیجشدگی ازش میپرسیدند «مگه چه مشکلی داره کار آدم نتیجه نداشته باشه؟».
@anarchonomy
@LDplus
وقتی در یه متن باستانی، نویسنده این زحمت رو به خودش داده تا چیزی رو نفی کنه، علامت اینه که در زمان خودش پدیده رایجی بوده. مثلا قبل ازین جمله، یکی دیگه داره: «بهتره هیچکس نشناسدت اما کلفت داشته باشی، تا اینکه وانمود کنی کسی هستی ولی شب گشنه بخوابی». یعنی اون زمان هم آدمهای زیادی بودهاند که سعی میکردند معروف یا مقبول باشند، اما این نفعی براشون نداشته. به همین ترتیب، آدمهایی هم بودهاند که کار روی زمین رو ول کرده و دنبال رویاها افتاده بودهاند. اون زمان، کار نکردن روی زمین معادل خودکشی بود. چون معمولا تنها راه زنده ماندن بود. اما اون دوران مگه چه رویاهایی وجود داشت که بشه دنبالشون افتاد یا نیفتاد؟ نه زرق و برق دنیای امروز وجود داشت، نه امکانات و تفریحات امروز. اگه ترجمه دقیقتری ازش بشه، یه جور دیگه معنی میده. نویسنده عقل رو اینطور تعریف میکنه که هرکار انجام شده، معادل کاشت بذر باشه، و هر کاری که ازش محصول درنمیاد، حماقته. اون زمان کالاها و خدمات متنوع امروز نبود که بشه پول رو خرجش کرد، اما میشد کارهایی کرد که محصول نده. و همین نفی کردن، و پرهیز دادن، نشون میده آدمهای زیادی این کارها رو میکردهاند.
یکی از چیزهایی که از زمان سلیمان، که معلوم نیست چندهزارساله، تغییری نکرده، همین گرایش به بیمحصولیهاست. بلکه میشه گفت امروز ابعاد صنعتی هم پیدا کرده. میلیونها نفرساعت صرف تحصیلات میشه، که کاملا بیمحصوله. حجم زیادی از عصبانیتها و برافروختگیهای سیاسی شکل میگیره، که کاملا بیمحصوله. شغلهایی ایجاد شده که درآمد دارند اما کاملا بیمحصولند. حتی ازدواجها بیمحصولند و طرفین در دنیای ایزوله هم زندگی میکنند. ریاضتهایی ابداع شده، در فعالیت تا رژیم غذایی، که رنج میسازند، اما بیمحصولند. حتی شهرکهایی ساخته میشه که خالی از سکنه میمونند، که یعنی بیمحصولند.
این بیمحصولی چنان به یک پدیده نرمال و پذیرفته تبدیل شده، که حتی بیمحصولی ایدئولوژیک هم بوجود اومده، که از لحاظ تئوریک نباید بوجود میاومد، چون ذات ایدئولوژی برمبنای دنبال کردن یک هدف مشخصه. بیمحصولی ایدئوژیک یعنی عدهای به این باور داشته باشند که سعادت در بیمحصولی است! و این باعث میشه یک مسیر رو با اینکه مشخصه هیچ محصولی نداره همینطور ادامه بدن، و براش خرج کنند، و خیلی چیزها رو به پاش قربانی کنند. بنابراین فایده نخواهد داشت که بشون بگی به محصول نخواهند رسید. چون براشون نرماله که نرسند.
ما در دورانی هستیم که اگه سلیمان زنده میشد و همون حرف رو میزد، کسی مخالفتی نشون نمیداد. بلکه کسی متوجه نمیشد چی میگه. و با حالت گیجشدگی ازش میپرسیدند «مگه چه مشکلی داره کار آدم نتیجه نداشته باشه؟».
@anarchonomy
@LDplus
🔥1👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞 سم التمن: موفقیت ربطی به باهوش بودن نداره!
💡خیلیها فکر میکنن بهترین فاندرها برنده میشن چون باهوشترن، شبکه قویتری دارن یا توی حوزهشون تخصص بالایی دارن. ولی سم التمن (باتجربه YC و OpenAI) میگه رمز اصلی این نیست.
اما سم التمن میگه رمز اصلی چیز دیگهست: سرسختی و پافشاری بیوقفه. همون چیزی که پل گراهام بهش میگه «relentlessly resourceful».
📌 التمن میگه سه ویژگی حیاتی توی همهی فاندرهای موفق مشترکه:
▫️تمرکز: حواسپرتیها رو کنار بذارن و فقط کار اصلی رو جلو ببرن.
▫️باور به خود: چون اگه خودت باور نکنی، هیچکس دیگهای باور نمیکنه.
▫️ارتباطات شخصی: از جذب تیم و سرمایه تا فروش ویژن و ساختن اعتماد.
📍و یک عامل مهم دیگه که خیلیها دستکم میگیرن: ارتباط شفاف و ساده. تقریباً همهی استارتاپهای بزرگ فاندرهایی داشتن که میتونستن ایدهشون رو در کمتر از ۲۵ کلمه توضیح بدن.
📌 فاندرهایی که این ویژگیها رو داشته باشن، تیم قوی میسازن، اعتماد میگیرن و ایدهشون رو به نتیجه میرسونن.
#کاروکسب #استارتاپ #هوش #باور #تمرکز #روابط_انسانی
@Investingfund
@LDplus
💡خیلیها فکر میکنن بهترین فاندرها برنده میشن چون باهوشترن، شبکه قویتری دارن یا توی حوزهشون تخصص بالایی دارن. ولی سم التمن (باتجربه YC و OpenAI) میگه رمز اصلی این نیست.
اما سم التمن میگه رمز اصلی چیز دیگهست: سرسختی و پافشاری بیوقفه. همون چیزی که پل گراهام بهش میگه «relentlessly resourceful».
📌 التمن میگه سه ویژگی حیاتی توی همهی فاندرهای موفق مشترکه:
▫️تمرکز: حواسپرتیها رو کنار بذارن و فقط کار اصلی رو جلو ببرن.
▫️باور به خود: چون اگه خودت باور نکنی، هیچکس دیگهای باور نمیکنه.
▫️ارتباطات شخصی: از جذب تیم و سرمایه تا فروش ویژن و ساختن اعتماد.
📍و یک عامل مهم دیگه که خیلیها دستکم میگیرن: ارتباط شفاف و ساده. تقریباً همهی استارتاپهای بزرگ فاندرهایی داشتن که میتونستن ایدهشون رو در کمتر از ۲۵ کلمه توضیح بدن.
📌 فاندرهایی که این ویژگیها رو داشته باشن، تیم قوی میسازن، اعتماد میگیرن و ایدهشون رو به نتیجه میرسونن.
#کاروکسب #استارتاپ #هوش #باور #تمرکز #روابط_انسانی
@Investingfund
@LDplus
این قشر تو آمریکا وقتی بازار سقوط میکنه میرن پودر پروتئین میفروشن، ولی اینجا چون پودر گرونه همون همایش اینا میذارن.
کل بورس کشور به دلار اندازه یه انبار لاستیک تو تگزاس ارزش داره، بعد سه هزارتا تحلیلگر بازار داریم. ایران حرم نیست. چادر سیرکه.
@AnimalsQuotes
@LDplus
کل بورس کشور به دلار اندازه یه انبار لاستیک تو تگزاس ارزش داره، بعد سه هزارتا تحلیلگر بازار داریم. ایران حرم نیست. چادر سیرکه.
@AnimalsQuotes
@LDplus
👍1👌1
جرئتورزی مشفقانه. کتابی برای رهایی از رنجهای غیرضروری
شاید همچون بسیاری از افراد وقتی کسی از شما میخواهد کاری را انجام دهید که تمایلی به انجامش ندارید، به خاطر ترس از آسیب رساندن به احساسات طرف مقابل یا ترس از عصبانی شدن یا ناامید شدن او، خواستهی او را قبول میکنید. شاید نظرتان را بیان نمیکنید چون نگراناید که دیگران از شما انتقاد کنند یا به خاطر ترس از طرد شدن درخواستهای معقولتان را ابراز نمیکنید. ممکن است از ابراز احساسات، از جمله احساسات مثبت، خودداری کنید چون مطمئن نیستید که طرف مقابل چگونه واکنش نشان خواهد داد. حتی ممکن است به مشکلات رسیدگی نکنید، از ترس اینکه در برخورد با آنها عصبانی شوید و حرفی بزنید یا کاری انجام دهید که بعداً به خاطرش پشیمان شوید.
متوجه شدم که میتوانم جنبههایی از ادبیات، ارتباطات، روانشناسی شناختی ـ رفتاری و فلسفهی بودایی را برای ایجاد مفهومی مفید برای عموم مردم و همچنین برای افرادی که مضطرب یا حساساند در هم ادغام کنم و بصورت یکپارچه در قالب کتابی بنام «جرئتورزی مشفقانه» منتشر کنم.
#کتاب #روابط_انسانی #روابط_خانوادگی #روابط_شغلی #روابط_اجتماعی
@LDplus
شاید همچون بسیاری از افراد وقتی کسی از شما میخواهد کاری را انجام دهید که تمایلی به انجامش ندارید، به خاطر ترس از آسیب رساندن به احساسات طرف مقابل یا ترس از عصبانی شدن یا ناامید شدن او، خواستهی او را قبول میکنید. شاید نظرتان را بیان نمیکنید چون نگراناید که دیگران از شما انتقاد کنند یا به خاطر ترس از طرد شدن درخواستهای معقولتان را ابراز نمیکنید. ممکن است از ابراز احساسات، از جمله احساسات مثبت، خودداری کنید چون مطمئن نیستید که طرف مقابل چگونه واکنش نشان خواهد داد. حتی ممکن است به مشکلات رسیدگی نکنید، از ترس اینکه در برخورد با آنها عصبانی شوید و حرفی بزنید یا کاری انجام دهید که بعداً به خاطرش پشیمان شوید.
متوجه شدم که میتوانم جنبههایی از ادبیات، ارتباطات، روانشناسی شناختی ـ رفتاری و فلسفهی بودایی را برای ایجاد مفهومی مفید برای عموم مردم و همچنین برای افرادی که مضطرب یا حساساند در هم ادغام کنم و بصورت یکپارچه در قالب کتابی بنام «جرئتورزی مشفقانه» منتشر کنم.
#کتاب #روابط_انسانی #روابط_خانوادگی #روابط_شغلی #روابط_اجتماعی
@LDplus
کالای استوک چیست و چه خطراتی در خرید لپتاپ و محصولات دیجیتال استوک وجود دارد؟
https://www.1pezeshk.com/archives/2025/09/stock-products-in-iran.html
#لپتاپ #موبایل #استوک
@LDplus
https://www.1pezeshk.com/archives/2025/09/stock-products-in-iran.html
#لپتاپ #موبایل #استوک
@LDplus
یک پزشک
کالای استوک چیست و چه خطراتی در خرید لپتاپ و محصولات دیجیتال استوک وجود دارد؟
خرید کالاهای استوک بهویژه لپتاپ در ایران به دلیل اجبار اقتصادی رواج یافته است. مزایا، خطرات و راهکارهای احتیاطی این بازار را بررسی کنید.
یک فرد کمالگرا چندین نفر رو در یه نفر زندگی میکنه! بنابراین میزان توقعاتی که از خودش و توانمندیهاش داره، چند برابر یک آدم عادیه... به خاطر همین همیشه ناآروم و مضطربه و از زندگیش رضایت نداره.
#شخصیت #کمالگرا #کمالگرایی
@LDplus
#شخصیت #کمالگرا #کمالگرایی
@LDplus
❤1
لاکپشتها از دریا به ساحل میآیند تا تخم بگذارند و آنجا گرفتار سگهای وحشی میشوند. سگها لاکپشتها را به پشت برمیگردانند و پوستهی زیر شکمشان را از هم میدرند و گوشتشان را زنده زنده میخورند. اما بعد، اغلب پلنگی از راه میرسد و به سگها حمله میکند. حال این همه رنج هزاران و هزاران بار و سال از پیِ سال تکرار میشود.
پس این لاکپشتها برای این به دنیا میآیند! اما به چه گناهی باید گرفتار چنین عذابی شوند؟ مقصود از کلِ این نمایشِ وحشت چیست؟ واقعا حق با ارسطو است که میگوید: طبیعت الاهی نیست بلکه هیولایی است! چقدر این طبیعتی که ما نیز بخشی از آن هستیم هولناک است.
#کتاب جهان همچون اراده و تصور نوشته #آرتور_شوپنهاور
@LDplus
پس این لاکپشتها برای این به دنیا میآیند! اما به چه گناهی باید گرفتار چنین عذابی شوند؟ مقصود از کلِ این نمایشِ وحشت چیست؟ واقعا حق با ارسطو است که میگوید: طبیعت الاهی نیست بلکه هیولایی است! چقدر این طبیعتی که ما نیز بخشی از آن هستیم هولناک است.
#کتاب جهان همچون اراده و تصور نوشته #آرتور_شوپنهاور
@LDplus
❤1
استدلال خردمندانه نیازمند تنوع هیجان است، نه سرکوب هیجانات!
مطابق دیدگاه سنتی و رایج، خرد در گرو مهار و سرکوب هیجانها است.
پژوهشی تجربی درست عکس این را میگوید: استدلال خردمندانه نیازمند تنوع هیجانی است.
تنوع هیجانی چیست؟
نتیجه پژوهش
طی پنج مطالعهی مختلف و در زمینههای گوناگون از جمله چالشهای روزمره، تعارضات بین فردی، و حتی درگیریهای سیاسی، نتایج قاطعانه نشان داد که هرچه تنوع هیجانی فرد در یک موقعیت بیشتر باشد، احتمال اینکه او به صورت خردمندانهتری استدلال کند، بیشتر است، و نه آنطور که عموما فکر میکنیم کمتر.
بهخلاف تنوع هیجانی، رابطه بین شدت هیجانها و استدلال خردمندانه ضعیف بود؛ هرچند در برخی موارد، حتی شدت هیجانی بالاتر با استدلال خردمندانهتر همراه بود. این یافته مستقیما ایدهی رایج را رد میکند که برای خردمند بودن باید هیجانها را سرکوب کرد.
خرد از اطلاعاتی که هیجانهای مختلف از یک موقعیت در اختیار مینهند، تغذیه میکند. تجربهی طیف وسیعی از هیجانها به صورت متعادل، یعنی برخورداری از تنوع هیجانی فرد را قادر میسازد تا جنبههای مختلف مسئلهی پیچیده را ببیند، دیدگاههای گوناگون را درک کند، و در نهایت به راهحلهای جامعتری برسد. بنابراین، خرد در سرکوب هیجانها نیست.
چگونه تنوع هیجانی را افزایش دهیم؟
در کودکان بهترین راه، شرکت کودک در بازیهای جمعی است: جاییکه کودک طیف بزرگی از هیجانهای مثبت و منفی را تجربه میکند. هیجانها سواکردنی نیستند. کودکی که تجربههای منفی را در کنار تجربههای مثبت نداشته باشد از تنوع هیجانی برخوردار نیست و نباید از او توقع رفتارهای بخردانه را در بزرگسالی داشته باشیم.
در بزرگسالان نیز کماکان بازیهای جمعی بهترین ابزار است. تئاتر، سینما، و خواندن رمان از دیگر ابزارهای ایجاد تنوع هیجانی هستند.
خردمندانه استدلال کردن به چیزی بیش از منطق نیاز دارد؛ هر چند بعید است بدون آشنایی به اصول برهاناوری، بتوان استدلالهای بخردانهای عرضه کرد. اما شاید این اصول منطقی نیز به نحوی ضمنی با تقویت تنوع هیجانی، مثلا با خواندن رمانها یا مجادلات کودکان در بازیها آموخته شوند. مرسیه و اسپربر چنین نظری دارند و کارکرد اصلی استدلال در فرایند تکامل را متقاعد کردن دیگری میدانند. به عبارتی کودکان در بازیهای جمعی نه فقط بر تنوع هیجانی خود میافزایند بلکه مستقیما نیز تمرین برهاناوری میکنند زیرا به نحوی مستمر در حال متقاعد کردن همدیگراند.
#تفکر #شناخت #استدلال #عواطف #هیجانات #احساسات #خرد #خردمندی #کودکان #بزرگسالان #بازی_جمعی #رمان #تئاتر #سینما
@evophilosophy
@LDplus
مطابق دیدگاه سنتی و رایج، خرد در گرو مهار و سرکوب هیجانها است.
پژوهشی تجربی درست عکس این را میگوید: استدلال خردمندانه نیازمند تنوع هیجانی است.
تنوع هیجانی چیست؟
مطابق این پژوهش تنوع هیجانی دو مؤلفه دارد: غنای هیجانی، به معنای تجربهی طیف وسیعی از هیجانهای مختلف در یک موقعیت خاص؛ و توازن هیجانی، به معنای عدم تسلط یک هیجان بر سایر هیجانها (یعنی هیجانهای مختلف با شدتی نسبتا متعادل تجربه شوند).استدلال خردمندانه چیست؟
مقاله استدلال خردمندانه را با ویژگیهایی چون فروتنی فکری (پذیرش محدودیتهای دانش خود)، به رسمیت شناختن دیدگاههای مختلف، فراتر رفتن از خود (نگاه کردن به مسئله از دید یک ناظر بیطرف)، و جستجو برای مصالحه و رسیدن به راهحلی وحدتبخش معرفی میکند.
نتیجه پژوهش
طی پنج مطالعهی مختلف و در زمینههای گوناگون از جمله چالشهای روزمره، تعارضات بین فردی، و حتی درگیریهای سیاسی، نتایج قاطعانه نشان داد که هرچه تنوع هیجانی فرد در یک موقعیت بیشتر باشد، احتمال اینکه او به صورت خردمندانهتری استدلال کند، بیشتر است، و نه آنطور که عموما فکر میکنیم کمتر.
بهخلاف تنوع هیجانی، رابطه بین شدت هیجانها و استدلال خردمندانه ضعیف بود؛ هرچند در برخی موارد، حتی شدت هیجانی بالاتر با استدلال خردمندانهتر همراه بود. این یافته مستقیما ایدهی رایج را رد میکند که برای خردمند بودن باید هیجانها را سرکوب کرد.
خرد از اطلاعاتی که هیجانهای مختلف از یک موقعیت در اختیار مینهند، تغذیه میکند. تجربهی طیف وسیعی از هیجانها به صورت متعادل، یعنی برخورداری از تنوع هیجانی فرد را قادر میسازد تا جنبههای مختلف مسئلهی پیچیده را ببیند، دیدگاههای گوناگون را درک کند، و در نهایت به راهحلهای جامعتری برسد. بنابراین، خرد در سرکوب هیجانها نیست.
علم گاهی ما را وامیدارد در برخی از بدیهیترین باورهایمان بازنگری کنیم.
چگونه تنوع هیجانی را افزایش دهیم؟
در کودکان بهترین راه، شرکت کودک در بازیهای جمعی است: جاییکه کودک طیف بزرگی از هیجانهای مثبت و منفی را تجربه میکند. هیجانها سواکردنی نیستند. کودکی که تجربههای منفی را در کنار تجربههای مثبت نداشته باشد از تنوع هیجانی برخوردار نیست و نباید از او توقع رفتارهای بخردانه را در بزرگسالی داشته باشیم.
در بزرگسالان نیز کماکان بازیهای جمعی بهترین ابزار است. تئاتر، سینما، و خواندن رمان از دیگر ابزارهای ایجاد تنوع هیجانی هستند.
خردمندانه استدلال کردن به چیزی بیش از منطق نیاز دارد؛ هر چند بعید است بدون آشنایی به اصول برهاناوری، بتوان استدلالهای بخردانهای عرضه کرد. اما شاید این اصول منطقی نیز به نحوی ضمنی با تقویت تنوع هیجانی، مثلا با خواندن رمانها یا مجادلات کودکان در بازیها آموخته شوند. مرسیه و اسپربر چنین نظری دارند و کارکرد اصلی استدلال در فرایند تکامل را متقاعد کردن دیگری میدانند. به عبارتی کودکان در بازیهای جمعی نه فقط بر تنوع هیجانی خود میافزایند بلکه مستقیما نیز تمرین برهاناوری میکنند زیرا به نحوی مستمر در حال متقاعد کردن همدیگراند.
#تفکر #شناخت #استدلال #عواطف #هیجانات #احساسات #خرد #خردمندی #کودکان #بزرگسالان #بازی_جمعی #رمان #تئاتر #سینما
@evophilosophy
@LDplus
PubMed
Wise reasoning benefits from emodiversity, irrespective of emotional intensity - PubMed
[Correction Notice: An Erratum for this article was reported in Vol 148(5) of <i>Journal of Experimental Psychology: General</i> (see record 2019-25114-002). In the original article, all references to Study 6 in the text and Table 5 should be omitted. The…
👍1
معجزه اقتصادی آخوند باعث شد بالاخره در یک شاخص به سوئیس برسیم. یک و چهل و چهار نرخ سوئیسه الان.
@AnimalsQuotes
@LDplus
@AnimalsQuotes
@LDplus
❤1
دانشمندان برای نخستینبار پیشرفت بیماری هانتینگتون را تا حد چشمگیر کاهش دادند
▪️ برای نخستین بار در تاریخ پزشکی، دانشمندان با نوعی ژندرمانی انقلابی توانستند پیشرفت بیماری کشنده هانتینگتون را تا ۷۵ درصد کاهش دهند. این دستاورد بیسابقه، نقطه عطفی در درمان این اختلال ژنتیکی است که به تخریب سلولهای مغزی منجر میشود و تاکنون تنها علائم آن کنترل میشد.
▪️ روش درمانی نوین با خاموشکردن ژن HTT عمل میکند و نتایج سهسالهی کارآزمایی بالینی، کاهش چشمگیر آسیب نورونی را نشان میدهد. برنامههای آینده شامل درخواست تأییدیه از سازمان غذا و داروی آمریکا است که امیدواری زیادی برای بیماران هانتینگتون فراهم میکند.
▪️ دکتر سارا تبریزی، پژوهشگر ایرانی و مدیر مرکز بیماری هانتینگتون در کالج دانشگاهی لندن، در توصیف نتایج کارآزمایی گفت: «این دادههای پیشگامانه، متقاعدکنندهترین شواهد تا به امروز از تأثیر رویکرد درمانی جدید در مهار بیماری هانتینگتون هستند.»
#سلامت #هانتینگتون #ژندرمانی
جزییات بیشتر درباره ژندرمانی هانتینگتون در زومیت
@LDplus
▪️ برای نخستین بار در تاریخ پزشکی، دانشمندان با نوعی ژندرمانی انقلابی توانستند پیشرفت بیماری کشنده هانتینگتون را تا ۷۵ درصد کاهش دهند. این دستاورد بیسابقه، نقطه عطفی در درمان این اختلال ژنتیکی است که به تخریب سلولهای مغزی منجر میشود و تاکنون تنها علائم آن کنترل میشد.
▪️ روش درمانی نوین با خاموشکردن ژن HTT عمل میکند و نتایج سهسالهی کارآزمایی بالینی، کاهش چشمگیر آسیب نورونی را نشان میدهد. برنامههای آینده شامل درخواست تأییدیه از سازمان غذا و داروی آمریکا است که امیدواری زیادی برای بیماران هانتینگتون فراهم میکند.
▪️ دکتر سارا تبریزی، پژوهشگر ایرانی و مدیر مرکز بیماری هانتینگتون در کالج دانشگاهی لندن، در توصیف نتایج کارآزمایی گفت: «این دادههای پیشگامانه، متقاعدکنندهترین شواهد تا به امروز از تأثیر رویکرد درمانی جدید در مهار بیماری هانتینگتون هستند.»
#سلامت #هانتینگتون #ژندرمانی
جزییات بیشتر درباره ژندرمانی هانتینگتون در زومیت
@LDplus
زومیت
دانشمندان برای نخستینبار پیشرفت بیماری هانتینگتون را تا حد چشمگیر کاهش دادند - زومیت
در دستاوردی امیدبخش، ژندرمانی انقلابی تازهای برای نخستین بار در تاریخ با موفقیت روند پیشرفت بیماری کشندهی هانتینگتون را به شکل چشمگیری کاهش میدهد.
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خانوادهای که بدون هرگونه تردیدی حامی کودکی محروم شدند و کودکی که قدردان این حمایت بود و باعث افتخار آنها شد. تصویری زیبا از لحظهی دیدار این دو
#روابط_انسانی #روابط_خانوادگی
instagram, Link
@LDplus
#روابط_انسانی #روابط_خانوادگی
instagram, Link
@LDplus
❤🔥2👍1