Lifedefender plus
75 subscribers
2.05K photos
787 videos
9 files
1.06K links
کانال اصلی به آدرس زیر درباره کتاب، علم عمومی، و هر آنچه برای زندگی مفید است مطلب منتشر می‌کند.
@LifeDefender

*سایر مطالب اضافی و همچنین مطالب سرگرم کننده در کانال LDplus انتشار می‌یابد.
Download Telegram
هر از چندی عکس یه کوزه باستانی رو گیر میارن و زیرش می‌نویسن عمر این کوزه دوازده برابر آمریکاست! حواسشون نیست به ترامپ میگن ۴۷ امین رییس‌جمهور آمریکا. یعنی ۲۳۶ ساله که ۶۰ انتخابات رییس‌جمهوری انجام شده و ۴۷ نفر آدم مختلف دولت رو در دست گرفتن، و این دولت  که ترامپ بدستش گرفته همون دولتیه که نفر اول بدستش گرفت. یعنی از زمان لطفعلی‌خان زند در ایران، این دولت همون دولته. پیرمردهای مملکت ما، اگه خوب عمر کرده بودند، نه در ۲۳۶ سال، بلکه در طول عمر خودشون، دو تا انقلاب دیدن، دو تا کودتا دیدن، و سه تا حکومت، که پسر همون پیرمردها با حمله اخیر اسراییل امیدوار بودن چهارمیش هم ببینند! ازین لحاظ آمریکا خیلی قدیمی‌تر از ایرانه. شما برای حفظ کوزه کاری انجام ندادی که. زیر خاک بوده و اکسیژن و مواد خورنده بش نرسیده و سالم مونده. این نگه داشتن سیستم‌هاست که ارزش داره، چون آدم‌ها توش دخیلند، نه قلیایی/اسیدی بودن خاک! آدم ایرانی تو حفظ اون کوزه هیچ دخالتی نداشته. بلکه اگه به دخالت نداشتنش ادامه می‌داد و میذاشت همون زیر بمونه بازم به ماندگاریش برای چند قرن دیگه می‌شد امیدوار بود، ولی الان که اومده بیرون باید فاتحه‌ش رو خوند. از کلوسئوم که نباید قدمت ایتالیا رو تعیین کرد. اون مقداری قطعه سنگیه که خودش قرن‌ها بدون مراقبت کسی زیر آفتاب مونده، و اتفاقا همینکه بدون دخالت انسان، یا با دخالت‌های تخریبی انسان، اینهمه مدت همینقدرش باقی مونده، جزء عجایبه، نه خود ساختش‌. قدمت رو بریتانیا داره که ۷۰۰ ساله پارلمان داره. اینکه در طول هفت قرن آدم‌های مختلف با فرهنگ‌ها و عقاید و سلایق متفاوت بیان و برن و سیستم سر جاش بمونه، یعنی عُمر! و گرنه پایه پل آجری رو مگه من و تو بابامون و بابای بابامون نگه داشتیم رو شونه‌مون؟

@anarchonomy
@LDplus
👍3
Lifedefender plus
تقصیر تو نیست
شناخت خودشیفته‌ها و التیام از زخم‌های رابطه با آن‌ها، رامنی دورواسلا، ترجمه‌ی ناهید شیرزاد، نشر میلکان
⁉️ آیا شما هم با یک خودشیفته در ارتباط هستید؟

📌خودشیفتگی طیف گسترده‌ای از ویژگی‌ها و الگوهای رفتاری را در بر می‌گیرد که به‌شکل‌های مختلف بروز می‌کند:

۱) نیاز به تأمین آذوقه: نیاز دائمی به تحسین، اعتبار و تأیید از سوی دیگران دارند.

۲) خودمحوری: اولویت دادن به نیازهای خودشان با بی‌ارزش کردن نیازهای دیگران همراه است.

۳) بی‌ثباتی مستمر: خلق‌وخوی آن‌ها به‌سرعت و بسته به میزان تأییدی که دریافت می‌کنند، تغییر می‌کند.

۴) بی‌قراری: به دنبال هیجان و تازگی مداوم هستند و به‌سرعت حوصله‌شان سر می‌رود.

۵) توهم خودبزرگ‌بینی: باوری اغراق‌آمیز و بی‌اساس به اهمیت، برتری و خاص بودن خود دارند.

۶) تغییر چهره: بین شخصیتی جذاب و کاریزماتیک و شخصیتی خشمگین و آزارگر در نوسان هستند.

۷) استحقاق: معتقدند خاص هستند، قوانین شامل حالشان نمی‌شود و مستحق رفتار ویژه هستند.

۸) جبران ناامنی: رفتار مغرورانه آن‌ها پوششی برای احساس عمیق شکنندگی و ناامنی است.

۹) حساسیت به انتقاد: درحالی‌که به‌شدت از دیگران عیب‌جویی می‌کنند، تحمل هیچ انتقادی را ندارند.

۱۰) ناتوانی در خودتنظیمی: نمی‌توانند احساسات خود را مدیریت کنند و واکنش‌های تند و تکانشی دارند.

۱۱) نیاز به سلطه‌گری: انگیزه اصلی‌شان در روابط، کسب قدرت، کنترل و تسلط بر دیگران است.

۱۲) همدلی بی‌ثبات: همدلی آن‌ها سطحی و ابزاری است و فقط برای رسیدن به خواسته‌هایشان از آن استفاده می‌کنند.

۱۳) تحقیر دیگران: نسبت به دیگران به‌ویژه ضعف‌هایشان، نگاه بالا به پایین و احساس برتری دارند.

۱۴) فرافکنی شرم: ویژگی‌های منفی و شرم‌آور خود را به دیگران نسبت می‌دهند.

۱۵) جذابیت فوق‌العاده اما سطحی: در ابتدا بسیار جذاب، با اعتمادبه‌نفس و کاریزماتیک به نظر می‌رسند.


⚠️ ریشه‌ی اصلی این ویژگی‌ها احساس شکنندگی، آسیب‌پذیری و ناامنی شدید فرد خودشیفته است که او با ترفندهایی مثل سلطه‌گری، دست‌کاری روانی و ذهن‌فریبی می‌کوشد روی این نقاط ضعفش سرپوش بگذارد و اوضاع را کنترل کرده و از خودش محافظت کند.

کتاب «تقصیر تو نیست» نوشته رامنی دورواسلا، نشر میلکان

#کتاب #روانشناسی #اختلااچل_شخصیت #خودشیفته #خودشفتگی #نارسیسم

@LDplus
👏1
هفته‌ی پیش تهویه‌ی دستشویی سوخت. همین یک جمله می‌تواند شروع یک فیلم درام برای خانواده‌ای باشد که آشِ‌کلم، غذای محبوب‌شان است. که البته ما از آن خانواده‌ها نیستیم. اما به هر حال تهویه‌ی دستشویی ما سوخت. رفتم یکی خریدم و تصمیم گرفتم خودم عوضش کنم. مگر عوض کردن تهویه چقدر می‌تواند سخت باشد؟ برای عوض کردنش مجبور بودم بروم توی اتاق زیر شیروانی. تا قبل از مهاجرتم هر وقت اسم اتاق زیر شیروانی را می‌شنیدم، یاد گربه‌های اشرافی و باربی و شاهزاده‌های مراکشی می‌افتادم. اما اتاق زیر شیروانی ما هیچ شباهتی با خاطرات من ندارد. یک اتاق با سقف کوتاه، بدون پنجره و بدون تهویه و بدون کولر و حتی بدون هوا. ساعت دوازده ظهر که دمای هوا رسید به دمای جهنم موعود، رفتم توی اتاق زیر شیروانی سروقت تهویه. مجبور بودم برای این‌که زودتر از زمان مقرر راهی جهنم واقعی نشوم، فیوز را قطع کنم. جا کم بود و تاریک بود. پاهایم را تا جایی که فیزیک و آناتومی انسان اجازه می‌داد، باز کردم. جایی برای نگه داشتن چراغ‌قوه نبود. گذاشتمش توی دهانم و روشنش کردم. سیم‌ها را از تهویه‌ی قدیمی جدا کردم و تهویه‌ی جدید را آماده اتصال کردم. سه تا سیم را باید وصل می‌کردم. سیم فاز را وصل کردم به سیم سیاهِ تهویه. سیم نول را هم وصل کردم به سیم سفید. از یکی برق می‌آمد و از یکی می‌رفت. نوبت رسید به سیم سوم که سیم اِرت بود و اتفاقا لخت هم بود و باید وصلش می‌کردم به پیچ متصل به بدنه‌ی تهویه. بد جا بود. پیچ‌گوشتی سر می‌خورد. دانه‌های عرق چکه‌چکه از پیشانیم‌سُر می‌خوردند و از وسط نور چراغ قوه رد می‌شدند و می‌افتادند پایین. لبه‌ی تهویه‌ی بنجلِ ساخت چین مثل شمشیر زورو خط می‌انداخت روی دستم. مفاصل و عضلاتم که عادت به این‌همه گشایش نداشتند و شگفت‌زده شده بودند، شروع کردند به درد گرفتن و کم کم مور مور شدن و به خوابی عمیق فرو رفتن. هر کاری ‌کردم نمی‌توانستم سیم را دور پیچ بپیچانم و سفتش کنم. نشد که نشد. با خودم فکر کردم که گور بابای سیم لخت سوم. وصلش نمی‌کنم. نه قرار است برق از آن بیاید و نه قرار است برود و بدون آن هم، چرخ زندگی تهویه می‌گردد.

تصمیم گرفتم که ولش کنم به حال خودش و پروژه را بدون اتصال سیم سوم لخت به پایان برسانم. ولی ته مغز من یک مرد کوتاه و کچل و بدبین زندگی می‌کند که وظیفه‌اش زدن نفوس بد و پاشیدن بدبینی است. همین مرد مجبورم کرد که در همان حالت منبسطی که نشسته بودم، چراغ قوه را از دهنم بکشم بیرون و تلفنم را روشن کنم. توی گوگل گشتم که اگر سیم لخت ارت را وصل نکنم چه اتفاقی ممکن است بیفتد. گفت که اتفاق‌های بد. گرما، آتش‌سوزی، برق‌گرفتگی، انفجار و پکاندن فیوز. بیشتر حالت تهدید داشت تا اطلاع‌رسانی. ترسیدم. دوباره چراغ‌قوه را فرو کردم سر جایش و افتادم به جان سیم سوم لخت. بعد از نیم ساعت تقلا و عرق‌ریزی و فحاشی به کارخانه‌های تولیدی چین، بالاخره وصل شد. یک سیم لخت که بودن یا نبودنش در چرخیدن تهویه هیچ اثری نداشت اما جان من را می‌توانست در برابر خیلی چیزها نجات بدهد.

کار انجام شد و تهویه روشن شد. سیم لخت هم آن‌جا بود و آماده بود برای جلوگیری از اتصالی و حادثه‌های احتمالی. آمدم جلوی کولر ولو شدم روی زمین. جان فحش دادن نداشتم.
به هیچ چیز فکر نمی‌کردم به جز به رفیق ایام دور و درخشانم. آن رفیقی که سال‌ها سیم سوم لخت زندگی من بود. کسی که همیشه بود. توی دستور کار رفاقتش چرخاندن چرخ زندگی من وجود نداشت و چه بود و چه نبود، چرخ زندگی من می‌چرخید. ولی فرشته‌ی محافظ من بود. جلوی منفجر شدن و اتصالی کردن و ترکیدنم را هزار بار گرفته بود. هزار بار من را از جریان‌های خطرناک رهاند و خودش را سپر بلا کرد. یک گوشه، متصل به بدنه‌ی زندگی من. گوش به زنگ. آماده. بی‌توقع. حالا کجایی سیم سوم لخت من؟


@fahimattar
@LDplus
2😁1
اگر می‌خواهید روزی یک روبات را جایگزین شما نکنند، امروز مثل روبات کار نکنید.

آرنو پنزیاس

@bamotamem
@LDplus
روزی فهمیدم درباره‌ی آدم‌هایی که به آن‌ها #حسادت می‌کنم، حق ندارم وجوه دل‌خواه زندگی‌شان را انتخاب کنم.

نباید بگویم ظاهر فیزیکی فلانی را، پول فلانی را و شخصیت فلانی را می‌خواهم. باید کل شخصیت آن آدم را قبول داشته باشم.

آیا حاضریم واقعا مانند آن شخص باشیم با تمام واکنش‌هایش، خواسته‌هایش، خانواده‌اش، دیدگاهش راجع‌به زندگی، سطح شادکامی‌اش و تصویری که از خودش دارد؟

اگر حاضر نیستیم هر ۲۴ ساعت در هر ۷ روز هفته از زندگی او و ۱۰۰ درصدِ موجودیت و شخصیتش را بپذیریم، غبطه و رشک و حسادت به او هیچ توجیهی ندارد.

#کتاب مثل همیشه نوشته‌ی مورگان هازل، نشر میلکان

@LDplus
حالا می‌فهمیم که چرا اهالی ادبیات عمدتا در کشور ما دلبسته‌ی نظریه‌ی مارکسیستی شده‌اند، چون آن‌ها کسانی‌اند که کمترین میزان نگرش علمی را دارند و با آغوش باز این تصور را می‌پذیرند که «علم» نوع جدیدی از خطاناپذیری است.

جان دیویی، کتاب "آزادی و فرهنگ"، ترجمه‌ی رضا یعقوبی، نشر کرگدن، ص۹۴.


جان دیویی در این نقل‌قول از کتاب آزادی و فرهنگ به نقد گرایش اهالی ادبیات به نظریه‌ی مارکسیسم می‌پردازد و دلیل این گرایش را فقدان نگرش علمی در میان آن‌ها می‌داند. او معتقد است که این گروه، به دلیل نداشتن درک عمیق از روش علمی، مارکسیسم را به‌ عنوان یک نظام فکری «خطاناپذیر» می‌پذیرند، گویی که این ایدئولوژی نوعی «علم» مطلق و  بی‌چون‌ و چرا است. دیویی اینجا به‌ طور ضمنی به خطای ساده‌سازی در پذیرش ایدئولوژی‌ها اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که نگرش علمی واقعی مستلزم تردید، آزمایش و بازنگری مداوم است، نه پذیرش بی‌ چون‌ و چرای یک چارچوب فکری.

#کتاب #علم #نگرش_علمی #آزادی #مارکسیسم

@rezayaghoubipublic
@LDplus
...این بی‌توجهی به اینکه کجا زندگی می‌کنند مصادیق بسیار متنوعی داره، و شامل زنانی هم میشه که وسط ظهر که ایندکس اشعه ماوراء بنفش ۱۱ پلاسه، که ده دقیقه هم نباید در معرضش بود، بدون روسری و با یقه باز تردد می‌کنند، و لازمه یکی بشون بگه «آزادی پوشش سرجاش عزیزم، ولی الان و در این نقطه از خاورمیانه که ایستادی، باید به کرم ضدآفتابت که صد در صد تقلبیه اتکاء نکنی و مثل یه بادیه‌نشین عرب خودت رو بپوشونی، چون هر اتفاقی برای پوستت بیفته، نه پزشک داریم نه بیمارستان داریم نه دارو داریم»...(ل)

@LDplus
👍3
بهترین مدیر از دیدگاه روزولت

تفویض امور به کارکنان زمانی اثربخش است که مدیر از دخالت در امور تفویض‌شده خودداری کند.

#رهبری #مدیریت #سازمان #کاروکسب
@orgteachings
@LDplus
گوگل ترنسلیت داره قابلیت تمرین زبان به اسم Practice رو اضافه میکنه، یه چیزی شبیه به دولینگو هست. میشه سطح مهارت فعلی زبانت رو مشخص کنی و یه سری تمرین‌ها بهت میده. حتی سناریوهای آماده و سفارشی هم داره. مثلا سناریو آدرس پرسیدن که شامل موضوعاتی مثل گم شدن نزدیک هتل، پیدا کردن یک رستوران خاص، یا پیدا کردن ایستگاه قطار میشه. اگه هم دوست نداشتید میتونید سناریو دلخواه بسازید.

فعلا تو نسخه بتا دیده شده، از فرانسوی و اسپانیایی پشتیبانی میکنه ولی زبان‌های دیگه هم بهش اضافه میشن. چیزهای دیگه‌ای مثل سطح سختی، اسپیکینگ هم داره. فعلا باید منتظر باشید تا به صورت رسمی معرفی بشه. [L]

#آموزش #آموزش_زبان

@geekalerts
@LDplus
1
گاهی این دانش‌آموز نیست که در ارزیابی شکست می‌خورد، بلکه ممکن است خود ارزیابی نتواند توانایی‌های دانش‌آموز را به‌طور کامل بسنجد.

کریستال فرامرت. معلم.
#آموزش
@LDplus
👍1
جولان گرما در جنوب با ثبت دمای ۵۲ درجه در استان بوشهر!

مدیرکل هواشناسی استان بوشهر گفت: در شبانه‌روز گذشته دمای هوا در شهرهای اهرم و خورموج مراکز شهرستان‌های تنگستان و دشتی به ۵۲ درجه و در برازجان مرکز دشتستان به ۵۰ درجه سانتیگراد رسید. سایر شهرهای استان نیز بیشینه دمایی بین ۴۰ تا ۴۶ درجه را تجربه کردند!
این در حالیست که در سایر مناطق کشور به غیر از غرب و جنوب، دمایی کمتر از میانگین بلندمدت حاکم شده است.

@LDplus
به محض این‌که
انسان‌ها به نتیجه می‌رسند که
در جنگ با شر،
استفاده از هر ابزاری صحیح است،
دیگر نمی‌توان ایشان را
از شری که با آن می‌جنگند تشخیص داد.

کریستوفر داوسون


پی‌نوشت
حرف نیچه هم حتما یادتونه: آن‌کس که با غول‌ها می‌جنگد، باید مراقب باشد که خود به غول تبدیل نشود.


@Bamotamem
@LDplus
👍2
نتایج یک پژوهش؛ افزایش خطر «حمله قلبی» در کودکانی که بیش از حد به صفحه نمایش‌ها نگاه می‌کنند

نتایج یک پژوهش؛ افزایش خطر «حمله قلبی» در کودکانی که بیش از حد به صفحه نمایش‌ها نگاه می‌کنند
این پژوهش که روز چهارشنبه ۶ اوت منتشر شد، حاکی از آن است که گذراندن زمان زیاد مقابل صفحه نمایش از هر نوع (چه تبلت، چه تلفن‌همراه یا تلویزیون) می‌تواند در کودکان خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی و متابولیک را افزایش دهد.
 
در بیانیه مطبوعاتی منتشر شده از این مطالعه در نشریه انجمن قلب آمریکا (Journal of the American Heart Association) آمده است: «کودکان و نوجوانانی که ساعت‌های زیادی را صرف استفاده از صفحات و دستگاه‌های الکترونیکی می‌کنند، ممکن است در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به بیماری‌های کاردیومتابولیک از جمله فشار خون بالا، کلسترول بالا و مقاومت به انسولین قرار داشته باشند.»

این وضعیت در ادامه می‌تواند احتمال بروز بیماری‌های قلبی-عروقی یا دیابت را در آن‌ها افزایش دهد.

کم‌خوابی، عامل تشدیدکننده خطر
پژوهشگران با استفاده از داده‌های دو گروه سنی ۱۰ سال و ۱۸ سال بیش از هزار نفر که شامل اطلاعاتی درباره عادت‌های استفاده از صفحه نمایش و الگوهای خواب آن‌ها بود، رابطه میان زمان استفاده از صفحات نمایش و عوامل خطر کاردیومتابولیک را بررسی کردند.
تحلیل‌ها نشان دادند که هر ساعت اضافه‌ بر زمان استفاده از صفحه نمایش، خطر بیماری را افزایش می‌دهد و این افزایش در افراد ۱۸ ساله بیشتر از کودکان ۱۰ ساله است. علاوه بر این، کاهش مدت زمان خواب نیز این خطر را تشدید می‌کند.
دیوید هورنر، نویسنده اصلی این پژوهش و پژوهشگر در دانشگاه کپنهاگ می‌گوید: «یعنی کودکی که روزانه سه ساعت از صفحه نمایش استفاده می‌کند، به‌طور میانگین با خطری حدود یک‌چهارم تا نیم انحراف معیار بالاتر از هم‌سالانش مواجه است.»
او هشدار داد: «اگر این الگو را در مقیاس کل جمعیت کودکان در نظر بگیریم، شاهد افزایش معنادار در خطرات کاردیومتابولیک زودهنگام خواهیم بود که ممکن است تا بزرگسالی ادامه یابد.»
هرچند که همه محققان بر تأثیرات منفی استفاده زیاد از صفحه نمایش در کودکان و نوجوانان توافق ندارند، اما اکثریت آن‌ها معتقدند که افراد کم‌سن‌تر نسبت به بزرگسالان در برابر این خطرات آسیب‌پذیرتر هستند

#سلامت #کودک #کودکان #موبایل #تلویزیون #تبلت #کم‌خوابی #بی‌خوابی #خواب_شبانه #قلب #حمله_قلبی

@LDplus
«هرچه بیشتر بشریت را کلا دوست ‌می‌دارم، کمتر می‌توانم انسان را به طور خاص دوست بدارم. در رویاهایم، اغلب نقشه‌هایی برای خدمت به بشریت می‌کشم، و شاید اگر لازم باشد، حتی آماده‌ام که بر صلیب هم کشیده شوم. اما در عمل، حتی نمی‌توانم دو روز با کسی در یک اتاق زندگی کنم؛ این را از سر تجربه می‌گویم. همین که کسی به من نزدیک می‌شود، شخصیتش مرا آشفته می‌کند و آزادی‌ام را محدود می‌سازد. در عرضِ بیست‌وچهار ساعت، حتی بهترین آدم‌ها را هم نمی‌توانم تحمل کنم: یکی چون غذایش را بیش از حد طول می‌دهد، ديگری چون سرما خورده و مدام از بینی‌اش آب می‌ریزد. وقتی آدم‌ها به من نزدیک می‌شوند، بی‌درنگ نسبت به آن‌ها احساسِ خصومت می‌کنم. اما همیشه این‌گونه بوده: هر چه بیشتر از انسان‌ها به‌صورت فردی بیزار می‌شوم، عشقم نسبت به بشریت بیشتر می‌شود.»

#کتاب #برداران_کارامازوف، #فیودور_داستایوسکی

@LDplus
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روشی جالب برای جلوگیری از سرازیر شدن بهمن در مناطق برفی

#جالب #برف #بهمن

@LDplus
بیشتر کسانی که می‌گویند به روان‌شناسی علاقه دارند، صرفاً به شناخت و کمک به خودشان و دیگران علاقه‌مندند - که هیچ ایرادی هم در این علاقه نیست.

اما آن‌چیزی که واقعا علم روان‌شناسی محسوب می‌شود، به‌قدری جزییات و پیچیدگی دارد که برای اکثریت به‌شدت خسته‌کننده است.

هرجا دیدید مطالب روان‌شناسی، مورد پسند مخاطب عام واقع شده، با احتمال خوبی مطمئن باشید که در بهترین حالت با «برداشت‌هایی» از علم طرف هستید و بسیاری از جوانب مهم و تعیین‌کننده‌ی مطلب قیچی شده که مخاطب خوشش بیاید و خسته یا گیج نشود.

در هر مبحث علمی روان‌شناسی (حتی به‌ظاهر ساده‌ترین مباحث) اگر کسی جزییات علمی مبحث را باز کند، غیرممکن است که مخاطب عام جذب محتوا شود.

#روانشناسی

@bayanz
@LDplus
👍1👏1
قانون هشتاد و پنجمین صدک

توی مهندسی ترافیک در آمریکا یه قانون دارن به اسم 85th percentile rule که میگن باید سرعت تمام راننده ها توی یک جاده رو اندازه گیری کنن بعد سرعتی که ۸۵ درصد از راننده با اون حرکت میکنن رو به عنوان مبنای سرعت اون جاده در نظر بگیرن.

فلسفه پشتش اینه که اکثر راننده‌ها به شکل غریزی سرعتی رو توی جاده انتخاب میکنن از نظرشون امن و منطقی به نظر میرسه و به خاطر همین میشه به راننده‌ها اعتماد کرد.

الان میگن این قانون یه مشکل داره، راننده‌ها هر سال سریع‌تر رانندگی میکنن و این باعث میشه مبنای سرعت جاده‌ها بیشتر بشه. موسسه IIHS میگه هر ۵ مایل افزایش سرعت باعث میشه آمار مرگ‌و‌میر ۸.۵ درصد افزایش پیدا کنه. با تمام این‌ها این قانون طرفداران زیادی داره چون برای سال‌های طولانی در آمریکا خیلی خوب جواب داده، طرفدارانش میگن این قانون باید بمونه و ایالت‌ها باید جاده‌هارو ایمن‌تر کنن جای اینکه محدودیت سرعت بذارن. [L]

#رانندگی #آمریکا #جالب

@geekalerts
@LDplus
۱۷ آگوست، سال‌روز تولد مارگارت همیلتون، مدیر و سرپرست تیم نرم‌افزار آپولو ۱۱ بود.

مارگارت همیلتون-Margaret Hamilton، زاده ۱۷م آگوست سال ۱۹۳۶، یکی از تاثیرگذارترین و اولین شخصیت‌های این حوزه است. ایشون دانشمند کامپیوتر و مهندس سامانه‌ست. مارگارت در سال ۱۹۶۵ فهمید پروژه‌ای برای فرستادن انسان به ماه وجود داره و به شدت مشتاق بود به اون بپیونده. درنهایت اون به پروژه آپولو ۱۱ در آزمایشگاه چارلز استارک در MIT ملحق شد و بعد از مدتی به مدیریت و سرپرستی تیم نرم‌افزار آپولو ۱۱ و اسکای‌لب در اومد. اسکای‌لب نخستین ایستگاه فضایی ناسا بود که در مدار زمین قرار گرفت. تیم همیلتون در ناسا وظیفه ساخت و توسعه برنامه‌ای برای حرکت و فرود آپولو ۱۱ روی ماه رو داشتن و درنهایت زحماتشون به ثمر رسید و آپولو ۱۱ در ۲۰م ژوئیه ۱۹۶۹ روی ماه به فرود اومد و نخستین انسان پا روی ماه گذاشت. همیلتون در سال ۲۰۱۶ نشان افتخار آزادی رئیس‌جمهوری رو که مهم‌ترین جایزه مدنی آمریکاست دریافت کرد. همیلتون امسال تولد ۸۹سالگیش رو جشن می‌گیره.
تصویر: مارگارت همیلتون، ایستاده در کنار محاسبات مربوط به برنامه‌نویسی نرم‌افزار جهت‌یاب فضاپیمای آپولو ۱۱


@LDplus
2
سامورایی می‌گفت کتاب را بعد از مطالعه باید آتش زد.

ده دوازده سال پیش که این حرف را شنیدم، به‌نظرم جالب آمد و زیاد نقلش می‌کردم.

یک معنایی توش حس می‌کردم، اما نمی‌توانستم به کلمه تبدیلش کنم.

می‌دانستم معنی‌اش استعاری است؛ اما از استعاره از چی؟

اخیراً دوباره یادش افتادم.

احساس می‌کنم کلماتی برای توصیفش یافته‌ام.

برداشت من این است:

تنها آنچه از مطالعه کتاب درونی می‌شود مهم است.

آنچه باقی مانده،‌ پوسته‌ایست که باید دور انداخته شود.

جوهر روی کاغذ وسیله‌ی انتقال ایده‌ است؛ پس از این که ایده منتقل شد، کاغذ و کتاب را باید رها و ایده را در عمل زندگی کرد.

#کتاب #مطالعه #سامورایی #ژاپن

@bayanz
@LDplus