Lifedefender plus
75 subscribers
2.05K photos
788 videos
9 files
1.06K links
کانال اصلی به آدرس زیر درباره کتاب، علم عمومی، و هر آنچه برای زندگی مفید است مطلب منتشر می‌کند.
@LifeDefender

*سایر مطالب اضافی و همچنین مطالب سرگرم کننده در کانال LDplus انتشار می‌یابد.
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فساد و ناکارآمدی ۱۱ میلیارددلاری بانک مرکزی

دکتر مسعود نیلی:
در سال ۱۴۰۲ بانک مرکزی بیش از ۱۱ میلیارد دلار اشتباهات و از قلم افتادگی در گزارش تراز پرداخت‌ها ثبت کرده است!


@LDplus
🤯2
اومدن سوالای المپیاد ریاضی امسال آمریکا رو بلافاصله بعد آزمون دادن به LLM هایی که reasoning دارن و کل اثبات رو چک کردن. نتیجه این شده که همه‌شون کمتر از 5% نمره رو تونستن بگیرن. این نشون می‌ده که نمره‌های خیلی خوب این مدلا تو تستای دیگه؛ احتمالا بخاطر اینه که سوالای شبیهش تو دیتای ترین وجود داشته یا اینکه با اثبات و منطق اشتباه صرفا تونستن جواب آخرو درست دربیارن. (مقاله) /توییتر mohammadsh377

#هوش_مصنوعی #ریاضی
@LDplus
👍1
هرچه بیشتر عمر و تجربه می‌کنم، بیشتر به عمق آموزه‌های پدرم پی می‌برم.

یک جمله‌ای که همیشه تکرار می‌کرد این بود: «در زندگی زور زیادی نزن».

معتقد بود باید کار کرد، تلاش کرد، ولی زور زیادی نباید زد؛ یعنی آنچه می‌شود را باید انجام داد و آنچه نمی‌شود را باید رها کرد. با زور زدن، چیزهای نشدنی شدنی نمی‌شوند. نه‌تنها نمی‌شوند، که خودت هم از کار می‌افتی.

بودیست‌ها هم همین را می‌گویند: شکوفه را با زور و فشار نمی‌شود به گل تبدیل کرد.

پدر می‌گفت: همه یک‌روز می‌میریم. هرچی بیشتر زور بزنی، زودتر می‌میری.

فقط هم حرف نبود؛ زندگی خودش تجلی همین فلسفه بود (و هست). همیشه پرتلاش بود و به‌قول خودش «کار مفیدی» برای انجام داشت، اما زور نمی‌زد.

حتی در روش تربیتی هم همین بود؛ هیچ‌وقت چیزی را زور نمی‌کرد. معتقد بود: «بچه رو باید آزاد بذاری راه خودش رو پیدا کنه». راست هم می‌گفت... بچه کم‌کم بزرگ شد و راه خودش رو پیدا کرد./bayanz

پ.ن:
👈۱. ده الی بیست سال پیش، سر کلاس اسمبل کامپیوتر و نصب سیستم‌عامل... به مهارت‌آموزانی که می‌خواستن یاد بگیرن فن cpu رو نصب کن یا جدا کنن... یا ram با سوکت برق منبع تغذیه رو‌ مادربرد ... می‌گفتم لازم به زور زدن نیست... هر جا دیدید دارید زور می‌زنید، بدونید دارید اشتباه می‌کنید. کار رو متوقف کنید. به قطعه بیشتر نگاه کنید... از اهل فن بپرسید یا با اینترنت سروکار داشته باشید ببینید دیگرون چطور اینکارو کردند.

👈۲. فصل دوم کتاب یادگیری آزاد (نوشته پیتر گری) رو امروز شروع می‌کنم. این فصل درباره روش تربیتی کودکان قبایل شکارگر-خوراک‌جو امروزیست که در نقاط مختلف دنیا تعداد کمی از آنها باقی مانده است. آنها ناظر کودکان هستند اما مداخله نمی‌کنند و بچه‌ها آزادند تا راه خودشان را پیدا کنند... چیزهایی دربارشون خواندم که شگفت‌زده شدم!

حدود ۱۰ هزار سال پیش، با شروع کشاورزی و یکجانشینی، اجداد انسان‌های امروزی کم‌کم از شکار‌گری و خوراک‌جویی فاصله گرفتند و سبکی از زندگی را شروع کردند که ادامه آن به زندگی امروزی ما ختم شده است.

اگر به‌صورت دلخواه یک‌میلیون سال قبل را آغاز تاریخ انسان انتخاب کنیم، آنگاه در طول ۹۹ درصد از این زمان ما شکارگرخوراکجو بوده‌ایم.

آیدی کانال:
@Ketanoos

#فرزند #فرزند‌پروری #خودشناسی #تربیت #استعداد
@LDplus
یکی از عجیب‌ترین و شاید تاثیرگذار داستان‌های کوتاه جهان، داستانی است به نام Boule de suif نوشته گی‌دو موپاسانِ فرانسوی که در فارسی به تُپُلی ترجمه شده است و در سال ۱۹۴۵ نیز فیلمی به همین نام، بر روی پرده سینمای جهان رفت.

تُپُلی، روایت اولویت غریزه‌ی بقا و پیشی گرفتن آن از تمام اخلاقیات ساخته‌ی بشر در مواقعی است که منافع و امنیت آدمیزاد به خطر می‌افتد و چقدر در جامعه ما روایتی آشناست!
داستان در خلال یکی از جنگ‌های پروس (آلمان) و فرانسه در قرن نوزدهم اتفاق می‌افتد. ده تن از اهالی یکی از شهرهای مرزی فرانسه برای فرار از نیروهای اشغالگر پروس تصمیم می‌گیرند سوار یک کالسکه شوند.

یک فاحشه که نام اصلی او الیزابت روزت (Elisabeth Rousset) است، یک کُنت، یک زوج مغازه دار از طبقه متوسط، یک کارخانه دار ثروتمند و همسرش، یک روشنفکر جمهوری خواه،  دو زن راهبه و چند بورژوای دیگر که سبب می‌شوند کالسکه، یک جهان کوچک از جامعه فرانسه را تشکیل بدهد.

الیزابت که برخلاف باقی مهمان‌ها شخصیتی رُک و غیرنمایشی دارد نه به نظرات سیاسی باقی حاضران در کالسکه گوش می‌دهد و نه محافظه‌ کار و محاسبه گر است. برخلاف بقیه که پس از پیمودن چند ساعت از راه، گرسنگی را سرکوب می‌کنند و آذوقه‌هایشان را رو نمی‌کنند، تُپُلی(الیزابت) سبد غذایش را باز می‌کند و به بقیه هم تعارف می‌کند.

مهمان‌ها که در بدو ورود و به دلیل دانستنِ شغل تُپلی با اکراه و انزجار به او نگاه می‌گردند و از همسفر بودن با او احساس حقارت می‌کردند، دست رد به غذاهای خوشمزه تُپُلی نمی‌زنند!

در این میان، کالسکه به دلیل هوای بد و مه گرفتگی، وارد نواحی تحت اشغال آلمانی‌ها می‌شود و اعضای کالسکه که برای شب‌مانی به یک مسافرخانه مراجعه می‌کنند، متوجه حضور نظامیان پروس در آنجا می‌شوند.

افسر آلمانی، تمام اعضای کالسکه را در مسافرخانه بازداشت می‌کند و پس از دو روز که فرانسوی‌ها جویای دلیل می‌شوند افسر آلمانی به آنها می‌گوید شرط آزادی شان این است که تُپُلی بپذیرد که یک شب پیش او بخوابد.

فرانسوی‌ها که ابتدا از شنیدن این درخواست بی‌شرمانه، خشمگین شده بودند، رفته‌رفته از غرور و مقاومت الیزابت برای نخوابیدن با افسر آلمانی به ستوه می‌آیند.

روشنفکر و ثروتمند و راهبه و تاجر و فرهیخته همه دست به یکی می‌کنند تا تُپُلی را راضی به قحبگی کنند!

موپاسان در این داستان، به طرزی شگفت‌انگیزی، وابسته بودن اخلاق به شرایط را نشان می‌دهد. تمام کسانی که تا چند ساعت پیش ظاهرا فاحشگی را زشت و قبیح می‌دانستند به هر روشی که ...به هر روشی که بلد بودند از توجیهات مذهبی تا شیوه‌های رایزنی تجاری استفاده می‌کنند تا دختر بینوا را راضی کنند با افسر آلمانی بخوابد ...

صحنه‌های پایانی داستان، یک تراژدی محض است تپلی برخلاف غرور و خواست قلبی فقط فقط برای خیر جمعی با افسر آلمانی خوابیده در حال حرکت است و افرادی که در روز و کالسکه روشن برای تپلی دیوثی کرده‌اند حالا آذوقه‌هایشان را در آورده‌اند و می‌خورند. تپلی گرسنه و غمگین در گوشه کالسکه نشسته است و به جماعتی نگاه می‌کند که دوباره بر سر میهن و غرور و آزادی و خدا و پاکدامنی دارند حرف می‌زنند هیچکس به الیزابت نگاه نمی‌کند ولی گی دو موپاسان او را در تاریخ ادبیات جهان جاودانه می‌کند. دختری مهربان و پاک که بین فاحشه‌های واقعی نشسته است. / اینستاگرام dr.neurosafari

#ادبیات #داستان_کوتاه #فیلم #سینما #گی_دو_موپاسان

@LDplus
1👍1
هر از گاهی خلاصه بازی‌های فوتبال رو می‌بینم. دیشب بازی آرسنال و رئال‌مادرید‌ بود. هر ۳ گل آرسنال زیبا بودن، بخصوص ۲ فوق‌العاده دکلر رایس‌...

بازی در ورزشگاه امارات آرسنال انجام شد و جالبه روی پیراهن هم دو تیم تبلیغ هواپیمایی امارات انجام شده!

ویدیو خلاصه بازی

#سرگرمی #فوتبال #آرسنال #رئال‌مادرید.
@LDplus
👍1🔥1
گردان آزوف نیروی داوطلب جذب می‌کنه برای یک سال، با دستمزد ۲۴ هزار دلار. که میشه به پول ما ۲ میلیارد و پونصد. تازه مزایا و حق ماموریت‌های ویژه جداست.
اگه قصد خودکشی دارید، کاری که اون کتابفروش کرد انجام ندید. برید اوکراین. هم مرگ شرافتمندانه‌تری خواهید داشت، هم به درد میخورید، هم خانواده‌تون میتونند این پول رو به یکی از زخم‌‌هاشون بزنند. مفت مردن هنر نیست.

anarchonomy
@LDplus
👎2👍1🤯1
گزارش دانشگاه استنفورد میگه موسسه‌های آمریکایی تو سال ۲۰۲۴ تعداد ۴۰ مدل هوش مصنوعی مهم تولید کردن، چین ۱۵ مدل و اروپا فقط ۳ مدل.

یه نقشه هم گذاشتن و کشورهایی رو نشون میده که علوم کامپیوتری رو توی مدارس آموزش میدن، ایران، افغانستان و عراق از کمتر کشورهایی هستن که آموزش نمیدن./geekalerts

👈ادامه در کامنت

#هوش_مصنوعی
stanford
@LDplus
روند خوب مرمت ایوان خسرو در تیسفون عراق.

عکس از Lwis Siberian

فلات ایران

@LDplus
👏2
چگونه مردم تاجیکستان علیرغم ۷۰ سال فشار فرهنگی در دوران اتحاد جماهیر شوروی توانستند هویت و فرهنگی ایرانی خود را حفظ کنند؟

در جایی خواندم که دانش‌آموزی در شهر دوشنبه، زیر نور شمع شعر حافظ می‌خواند، چون معلمش گفته بود این زبان، زبان نیاکانش است. مسئله هویت فرهنگی ایرانی در تاجیکستان، یکی از شگفتی‌های قرن بیستم است. کشوری که بیش از هفتاد سال تحت سلطه اتحاد جماهیر شوروی قرار داشت، اما توانست پیوند خود را با زبان پارسی و ادب ایرانی قطع نکند. مفهوم هویت فرهنگی ایرانی در تاجیکستان، چیزی فراتر از زبان یا تاریخ است؛ این یک مبارزه خاموش و در عین حال عمیق بوده است. کسانی که تاریخ آسیای مرکزی را مطالعه می‌کنند، همواره از این ایستادگی بی‌صدا حیرت‌زده می‌شوند. هویت فرهنگی ایرانی در تاجیکستان، معجونی‌ست از مقاومت مردمی، ریشه‌های عمیق تاریخی و عشق به ادبیات...

خواندن مطلب:

https://www.1pezeshk.com/archives/2025/04/how-tajikistan-preserved-its-persian-identity-during-the-soviet-era.html

#تاریخ #فرهنگ #تاجیکستان #ایران
@LDplus
▫️دانشمندان یک بنای ۱۲ هزار ساله در جنوب ترکیه پیدا کردند که شاید قدیمی‌ترین تقویم خورشیدی بشر باشد. | لینک

▫️میزان چربی بدن هر شخص ممکن است به ماهِ لِقاح او بستگی داشته باشد. | لینک

▫️یک تکنیک روان‌شناسی ساده برای وقتی که همه‌چیز خسته‌کننده شده. | لینک

▫️با کنار هم قرار نهادن نتایج هزاران پژوهش، بهترین راه برای حفط توان حافظه با گذشت سن مشخص شد | لینک

#LifeLink

@LDplus
گوگل ظاهرا به برخی کارمندان رده بالای بخش هوش مصنوعی خودش برای یک سال حقوق میداده تا کاری انجام ندن!

هدف گوگل از اینکار این بوده که این افراد به شرکتهای رقیب ملحق نشن و در این بازار به شدت رقابتی شرکتهای رقیب مثل OpenAI به این نیروها دسترسی نداشته باشن و موقعیت گوگل در بازار رو حداقل برای یک سال که در حوزه هوش مصنوعی زمان طولانی هست، تضعیف نکنن.

چنین قراردادهایی که به non-compete معروف هستن، در ایالت کالیفرنیا (مقر گوگل) ممنوع هستن ولی در شعبه انگلیس Google DeepMind، گوگل دستش برای این جور کارها بازتر هست. /TechTube

🔎 tomshardware

#هوش_مصنوعی #گوگل
@LDplus
🤩1
▫️«مرد زنی را می‌بیند و از زشت‌رویی او شوکه می‌شود. بااین‌حال، اگر زن شروع به خودستایی و خودنمایی نکند، به زودی منش و شخصیتِ ظاهری‌اش سبب می‌شود مرد مشخصه‌های عیب‌ناکش را فراموش کند، او را جذاب ببیند و درک کند که چرا می‌توان عاشق‌اش شد. یک هفته بعد، مرد امیدهایی دارد؛ هفته‌ی بعدتر، این امیدها انکار شده‌اند، و هفته‌ی دیگر او دیوانه‌ی زن شده است

کتاب درباره‌ی عشق، استاندال، ترجمه‌ی گلاره جمشیدی، نشر قطره، ١٣٩۵، ص ٧٧


عشق از نظر استاندال نيرویی دارد که حتی فاکتور مهمی همچون زیبایی را هم از میدان به در می‌کند. و این برای هر دو جنس صدق می‌کند.

▫️«زیبایی چيزی نیست مگر وعده‌ی شادمانی

کتاب درباره‌ی عشق، استاندال، ترجمه‌ی گلاره جمشیدی، نشر قطره، ١٣٩۵، ص ٧٧


این تعریف از زیبایی توسط استاندال واقعا عجیب و تازه است، زیرا اگر بخواهیم بر مبنایی فیزیکی و زیبایی‌شناختی داوری کنیم، یعنی آن‌طور که مجله‌های فشن و مد داوری می‌کنند، باید فاکتورهایی کاملا فیزیکی و بیولوژیک را مد نظر قرار دهیم، مثلا تقارن صورت و چشم‌ها و ابروها و دهان و دندان و... و یا قد و وزن و رنگ پوست و از این دسته معیارها. ولی استاندال می‌گوید که، زیبایی در این مشخصات فیزیکی-بیولوژیکی نیست، بلکه زیبایی یعن "وعده‌ی شادمانی" دادن و این واقعا برای من جالب و تازه بود./ مشاهدات محمدحسین عارفی

#کتاب #زیبایی #عشق

@LDplus
👍1
دانلود رایگان کتاب هنر زندگی آسوده: ۹۹ تمرین روزانه از یک راهب ذن برای یک عمر زندگی با آرامش و لذت

در جهان پرسرعت و پرتلاطم امروز، آرامش همان چیزی است که همه‌ی ما، آگاهانه یا ناخودآگاه به دنبال آن هستیم. شون میو ماسه یو در کتاب هنر زندگی آسوده نشان می‌دهد که در چنین شرایطی، چگونه با انجام تمریناتی ساده اما تاثیرگذار، می‌توانیم به زندگی آسوده دست...

لینک دانلود: https://www.ketabrah.ir/go/b67551

#پست_موقت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیشرفت ربات اطلس بوستون داینامیکس با یادگیری تقویتی

#رباتیک #هوش_مصنوعی

@LDplus
اف‌بی‌آی رد یکی رو زده بود که تو دارک‌وب داشت پول‌شویی می‌کرد. کارش این بود که کریپتو ملت رو می‌گرفت دلار تو پاکت میفرستاد براشون. فهمیده بودن طرف هندیه و مدت‌هاست دنبال گرفتن ویزای آمریکاست. بش زنگ میزنند میگن کار ویزات تمومه فقط یه کار کوچیک مونده بیا فلان‌جا یه امضاء بزن و تموم. اونم میاد و همونجا دستگیر میشه. بعد که میگیرنش شبکه پولشوییش رو میگیرن دست خودشون و شروع می‌کنند به ادامه فعالیتش به جای خودش، و اینجوری به همه مشتری‌هاش دسترسی پیدا می‌کنند، که توشون از آدم‌های عادی بوده تا هکرها و دزدها و خلافکارها و باج‌بگیرها. اگه میخواستن اینارو خودشون تک به تک پیدا کنن شاید ده سال طول می‌کشید. کار تا اونجایی پیش میره که یه بار میان بریزن خونه یکی از پیک‌های پول و دستگیرش کنن، و اونم میفهمه زنگ میزنه به رابط خودش که حاجی اینا اومدن سراغم چیکار کنم؟ در حالی که اون رابط هم آدم اف‌بی‌آی بوده!

حالا من یک سوال مطرح می‌کنم:
به نظر شما این‌ها اگر می‌خواستن نمی‌تونستن بفهمن کدوم آخوندزاده و کدوم سپاهی‌زاده و کدوم اختلاسگرزاده پول مردم ایران رو برداشته برده اونجا؟

پ.ن:

Link1 - Link2 - Link3 (youtube)

anarchonomy
@LDplus
From Bacteria to Bach and Back.pdf
3.6 MB
کتاب «از باکتری تا باخ و بازگشت: سیر تکامل ذهن» (From Bacteria to Bach and Back) نوشته‌ی دنیل دنت، یکی از فیلسوفان برجسته‌ی ذهن و آگاهی، اثری است که به بررسی چگونگی شکل‌گیری و تکامل ذهن انسان می‌پردازد؛ از ساده‌ترین اشکال حیات (مثل باکتری‌ها) تا توانایی‌های پیچیده‌ی شناختی مانند درک موسیقی باخ، زبان، فرهنگ، و آگاهی.

این کتاب ترجمه عطا کالیراد است.

👈اطلاعات بیشتر در کامنت

#کتاب #تفکر #ذهن #آگاهی #زبان #معنا #دنیل_دنت
@LDplus
ترسیم «بزرگ‌ترین» نقشه سه‌بعدی از مغز و ارتباطات پیچیده‌ی آن/دکتر علی‌اصغر هنرمند updatemd

پژوهشگران توانسته‌اند بزرگترین نقشه‌ی سه‌بعدی از مغز و فعالیتش را ترسیم کنند. البته وقتی صحبت از «بزرگ‌ترین» نقشه می‌شود، این تصور پیش‌ می‌آید که نقشه‌ی سه بعدی تمام مغز ترسیم شده، ولی ساختار مغز بسیار پیچیده‌تر از توانایی‌های فناوری‌‌های فعلی است.

در نتیجه‌ بزرگ‌ترین نقشه‌ی فعلی ما، فقط حاوی اطلاعات اسکن «یک میلی‌متر مکعب» از مغز موش است! جالب است بدانید که در همین فضای کوچک هم بیش از ۲۰۰ هزار سلول مغز وجود داشته که حدود ۸۲ هزارتای آنها از نوع نورون هستند.

به‌نظر باورنکردنی است، اما در همین یک میلی‌متر مکعب، بیشتر از ۵۰۰ میلیون سیناپس وجود داشته که محل اتصال سلول‌های عصبی (نورون‌ها) به‌شمار می‌آیند. هر سلول عصبی می‌تواند چندین‌هزار اتصال با سلول‌های اطرافش داشته باشد و این یکی از دلایل پیچیدگی و توانایی‌های خارق‌العاده‌ی مغز است.

ارتباطات میان سلول‌های مغز چیزی شبیه به سیم‌کشی برق است و در ترسیم همین یک میلی‌متر مکعب، مشخص شده که طول این سیم کشی‌ها بیش از ۴ کیلومتر است.

جالب است بدانید قبلا نقشه‌ی یک میلی‌متر مکعبی از مغز انسان هم تهیه شده بود که در آن ۱۶ هزار نورون و ۱۵۰ میلیون سیناپس وجود داشت. اما نقشه‌ی تازه، از بخش «بینایی» مغز موش انجام شده که تراکم بیشتری دارد.

ضمنا یک بخش مهم پژوهش این بوده که روی مغز موش زنده و بیدار انجام شده و در آن «فعالیت‌» سلول‌های مغزی هم ثبت شده. چیزی که تا به حال در این ابعاد بزرگ انجام نشده بود.

بامزه اینجا است که جهت ثبت‌ فعالیت‌های مغز، برای موش‌ها فیلم سینمایی پخش کرده‌اند که یکی از آنها ماتریکس بوده! جمع‌بندی اطلاعات هم با کمک هوش مصنوعی انجام شده.


https://www.nature.com/articles/s41586-025-08790-w/figures/1

https://www.nature.com/articles/d41586-025-01088-x


#شگفتی #کنجکاوی #مغز #نقشه_مغز

@LDplus
تو آمریکا Rainmaker خیلی مورد توجه قرار گرفته، حتی ۶.۳ میلیون دلار سرمایه جذب کردن، این‌ها پهپاد‌هایی ساختن که میرن سمت ابرها و موادی روی ابرها اسپره میکنن که باعث بارور شدن ابرها میشه، در واقع باعث میشه قطرات ریز یخ بزنن، سنگین بشن و به شکل #باران یا #برف ببارن.

ایده از این جهت خوبه که این پهپادها با #هوش_مصنوعی کار میکنن و میتونن تمام این فرایند‌هارو خودکار انجام بدن./geekalerts

hubspot
@LDplus
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شما هم از این جور حسرت‌ها دارید؟

@LDplus
😢1💔1
دو خط شرح حال بنویسم، صرفا بابت اثبات نفس کشیدنم. این ‌روزها دوبنده‌ی آبی‌ام را پوشیده‌ام و مشغول کشتی گرفتن با یک پروژه‌ی فزرتی هستم. ماه قبل جلسه داشتیم و سر شیب جاده‌‌ای که مشغول طراحی‌اش هستیم با کارفرما دست به یقه شدم. من می‌گفتم سه درصد و کارفرما گیر داده که سه و نیم درصد. یک ماه تمام است که درگیر همین نیم‌درصد اختلاف شیب هستم و جهان و آرمان‌ها و ایدئولوژی‌ام بخیه خورده به آن. شب‌ها خواب می‌بینم که با آن رنوی پلاک ب-پنجاه‌ودو که تهران داشتم، کارفرما را زیر می‌گیرم و جاده را با همان شیبی که دوست دارم طراحی می‌کنم. موقع صبحانه و ناهار و شام و خلا و حمام و جارو و رانندگی به این نیم درصد فکر می‌کنم، فحش می‌دهم و به دنبال راهی برای خارج شدن از این مخمصه هستم. جهان من این روزها جهانی نیم‌درصدی‌ است. حتی رقیق‌تر از شیر‌های کم‌چرب. انگار یک غول الدنگ نشسته روی صورت من و ساعت‌های زندگی من را می‌خورد و اجازه نمی‌دهم کار دیگری بکنم.

چند سال پیش هم یک پروژه‌ی دیگر بود که  با من جفت‌گیری کرد. در واقع جمله درست این است که: یک پروژه بود که چند سال با من جفت‌گیری کرد. شبانه‌روزی. جهان من را از آنِ خودش کرده بود و من هم خودم را از آنِ پروژه کرده بودم. که خب پروژه تمام شد و اتفاقا یک جایی به عنوان پروژه‌ی فلان برنده شد و جایزه‌ی فلان را گرفت و یک لوح کریستال به اندازه‌ی کف دست دادند بهمان که رویش نوشته بود «آفرین».  لوح را گذاشتم توی اتاقم. الان که جهانم نیم‌درصدی شده هم جلوی چشمم است. انگار تمام آن ساعت‌هایی که روی آن پروژه (زیر آن پروژه البته) کار کرده بودم را فشرده‌اند و یک لوح از آن‌ درست کرده‌اند. آفرین.

من از همه‌ی اتفاق‌ها و پدیده‌‌هایی که جهانم را کوچک می‌کنند هراس دارم. از این‌که یک غول الدنگ بنشیند روی صورتم و باعث شود که هیچ چیزی جز ماتحت خاردارِ مبارکش را نبینم خوشم نمی‌آید. مخصوصا اگر بدانم که آن‌طرف دیوار ابرهای سفید در آسمان آبی روانند و  یک جایی از جهان، بچه‌های تخس با چوب افتاده‌اند دنبال مرغ و خروس‌های محله و می‌خندند و جای دیگری یک زن زیبا دارد لبخند می‌زند بی‌آنکه من آن دل‌فریبی را ببینم و آن سمت دیگر‌تر یک بچه‌ دارد بزرگ می‌شود و یک نفر دارد مسن‌تر می‌شود و کائنات هر لحظه دارد کش می‌آید و بزرگ‌تر می‌شود. و من درگیر نیم‌درصد اختلاف نظر با یک نفر دیگر هستم. کسی که در زندگی شخصی‌ام هیچ جایگاهی ندارد. آن‌هم در مورد جاده‌ای که احتمالا هیچ وقت در زندگی‌ام قرار نیست در آن راه بروم یا رانندگی کنم. آفرین.

تف به هر چیزی که نشیمن‌گاهش را روی صورتم بگذارد و اجازه ندهد تا بوی جوی مولیان آید و یاد یار مهربان آید. /فهیم عطار fahimattar

@LDplus