رویای قله یا کابوس دره؟
این روزها که وسط هزاران مشکل کوچک و بزرگ کشور، نمایندهها سرگرم سرگرمیهایشان هستند، دیدم زمان خوبی است تا کتابی از دیوید گادارد را معرفی کنم:
Making Laws That Work
گادارد در این کتاب دوستداشتنی به سیاستگذاران پیشنهاد میکند وقتی میخواهید قانون وضع کنید، فرض کنید یک مسافر زمان از آیندهٔ نزدیک (مثلاً پنج سال بعد) آمده و به شما میگوید قانونتان شکست خورد و شما از او علت را میپرسید. همهٔ پاسخهای او را تصور کنید و سپس دربارهٔ قانون تصمیم بگیرید.
سیاستگذاران ما معمولاً در رویای "قلههای پیشرفت" زندگی میکنند. اما به توصیهٔ گادارد، روش رسیدن واقعی به قلهٔ پیشرفت این است که همواره "کابوس دره" در ذهنمان زنده باشد. یعنی مدام بگوییم: آن روز که موفق نشویم، آن روز که ببازیم، نباشیم، شکست بخوریم، دربارهٔ علتش چه خواهند نوشت؟
آنها که ظاهراً حوصلهٔ مطالعه ندارند. اما شما برای کسبکارها و پروژههایتان از این روش استفاده کنید.
با هم بنشینید. فرض کنید پروژهتان شکست خورده و علتها را فهرست و بررسی کنید.
این تصویر تلخ فرضی، بهترین ابزار برای ساختن آیندهای شیرین است. /bamotamem
@LDplus
این روزها که وسط هزاران مشکل کوچک و بزرگ کشور، نمایندهها سرگرم سرگرمیهایشان هستند، دیدم زمان خوبی است تا کتابی از دیوید گادارد را معرفی کنم:
Making Laws That Work
گادارد در این کتاب دوستداشتنی به سیاستگذاران پیشنهاد میکند وقتی میخواهید قانون وضع کنید، فرض کنید یک مسافر زمان از آیندهٔ نزدیک (مثلاً پنج سال بعد) آمده و به شما میگوید قانونتان شکست خورد و شما از او علت را میپرسید. همهٔ پاسخهای او را تصور کنید و سپس دربارهٔ قانون تصمیم بگیرید.
سیاستگذاران ما معمولاً در رویای "قلههای پیشرفت" زندگی میکنند. اما به توصیهٔ گادارد، روش رسیدن واقعی به قلهٔ پیشرفت این است که همواره "کابوس دره" در ذهنمان زنده باشد. یعنی مدام بگوییم: آن روز که موفق نشویم، آن روز که ببازیم، نباشیم، شکست بخوریم، دربارهٔ علتش چه خواهند نوشت؟
آنها که ظاهراً حوصلهٔ مطالعه ندارند. اما شما برای کسبکارها و پروژههایتان از این روش استفاده کنید.
با هم بنشینید. فرض کنید پروژهتان شکست خورده و علتها را فهرست و بررسی کنید.
این تصویر تلخ فرضی، بهترین ابزار برای ساختن آیندهای شیرین است. /bamotamem
@LDplus
گردش ایام تضادهای جالبی رو به نمایش میذاره. چندسال پیش که پست «رضاخان پدر ماست» رو نوشتم (با این استدلال که زندگی امروزی ما رو اون شکل داده، همونطور که زندگی هر کسی رو باباش شکل داده، و اینکه باباش آدم بیخودی بوده باشه تغییری در این واقعیت ایجاد نمیکنه) سلطنتطلبها کیف کردن ازش. در حالی که از همون موقع تا الان دارم درباره ضرورت دموکراسی در ایران و رد هرگونه رضاخانخواهی مینویسم و اینکه «غلط میکند هرکس که میگوید دموکراسی به ما نیامده». و همین باعث شد که بگن این کانال چندتا نویسنده داره و گرنه نمیشه یه نفر انقدر مواضع متناقض داشته باشه، که اونم همون علتی رو داره که تو پست «مغزهای شاخکی» توضیح دادم خیلی وقت پیش، که چون شاخکشون چندتا واژه تو مطلب میبینه فقط به همونها واکنش نشون میده و قادر به هضم مفهوم نیست.
در مقابل خیلیهای دیگه بودند و هستند در تلگرام، که اون موقع فحش میبستند به رضاخان و پهلوی و هرچه مربوط به کانسپت «شاه» میشد، و الان دارن میگن «فقط یکی بیاد وضعیت رو ازین حالت هرج و مرج دربیاره، نخواستیم دموکراسی». حالا ممکنه گفته بشه قیمت دلار عقاید مذهبی آدم رو هم میتونه تغییر بده چه برسه به عقاید سیاسی. ولی این علت اصلیش نیست. البته خستگی از بیچارگی، عقایدکوب خشنیه، ولی علت اصلی نیست. علتش این مکانیزم روانیه که به انسان القاء میکنه «سحر نزدیک است». این گرایش «فقط یکی بیاد که درست کنه» مبتنی بر این فرضیهست که درست شدنیه. و این همون سحریه که قرار نیست بیاد.
👈یه نگاه به آمریکا بندازید. رییسجمهور در حد کینگ شده. صبح پا میشه چهارتا امضاء میکنه و هزاران نفر بیکار میشن، یا هزینه تجارت هزاران کسب و کار دو برابر میشه. دادگاه عالی برای این بوده که جلوی کینگ شدن رییسجمهور رو بگیره، اما قضاتش رو خود رییسجمهور تعیین کرده، بنابراین اونا هم سعی میکنند بش وفادار بمونند (اینکه حکمهای پاندولی میدن که یکیش به نفع کینگه و یکیش به ضررش، برای اینه که یکی دو نفرشون یکم تردید دارند که روحشون رو بفروشند یا نفروشند). و این یه سیستم عالیه و برای ما رویاست. این چیزیه که دویست سال تمرین دموکراسی پشتشه، و باز وضعش اینه. تصور شما اینه که همین فردا دموکراسی در ایران برقرار بشه چه خواهد شد؟ افتضاح. افتضاح خواهد شد. اگه رضاخان ۲ پیدا بشه چطور؟ باز هم افتضاح خواهد شد. چون هیچ راهی برای بقا نداره جز اینکه با بقیه خلافکاران جهان هماهنگ باشه، و اگه بخواد هماهنگ باشه «باید» ایران رو به سبک مافیا و خلافکاران اداره کنه.
بنابراین مهم است که بدونیم باید سحر رو فراموش کرد، و اگه قراره شب پابرجا باشه، باید شمعی که میخوای دستت نگه داری رو درست انتخاب کنی. میخوای شمع دیکتاتوری رو دستت نگه داری یا شمع دموکراسی رو؟
anarchonomy
@LDplus
در مقابل خیلیهای دیگه بودند و هستند در تلگرام، که اون موقع فحش میبستند به رضاخان و پهلوی و هرچه مربوط به کانسپت «شاه» میشد، و الان دارن میگن «فقط یکی بیاد وضعیت رو ازین حالت هرج و مرج دربیاره، نخواستیم دموکراسی». حالا ممکنه گفته بشه قیمت دلار عقاید مذهبی آدم رو هم میتونه تغییر بده چه برسه به عقاید سیاسی. ولی این علت اصلیش نیست. البته خستگی از بیچارگی، عقایدکوب خشنیه، ولی علت اصلی نیست. علتش این مکانیزم روانیه که به انسان القاء میکنه «سحر نزدیک است». این گرایش «فقط یکی بیاد که درست کنه» مبتنی بر این فرضیهست که درست شدنیه. و این همون سحریه که قرار نیست بیاد.
👈یه نگاه به آمریکا بندازید. رییسجمهور در حد کینگ شده. صبح پا میشه چهارتا امضاء میکنه و هزاران نفر بیکار میشن، یا هزینه تجارت هزاران کسب و کار دو برابر میشه. دادگاه عالی برای این بوده که جلوی کینگ شدن رییسجمهور رو بگیره، اما قضاتش رو خود رییسجمهور تعیین کرده، بنابراین اونا هم سعی میکنند بش وفادار بمونند (اینکه حکمهای پاندولی میدن که یکیش به نفع کینگه و یکیش به ضررش، برای اینه که یکی دو نفرشون یکم تردید دارند که روحشون رو بفروشند یا نفروشند). و این یه سیستم عالیه و برای ما رویاست. این چیزیه که دویست سال تمرین دموکراسی پشتشه، و باز وضعش اینه. تصور شما اینه که همین فردا دموکراسی در ایران برقرار بشه چه خواهد شد؟ افتضاح. افتضاح خواهد شد. اگه رضاخان ۲ پیدا بشه چطور؟ باز هم افتضاح خواهد شد. چون هیچ راهی برای بقا نداره جز اینکه با بقیه خلافکاران جهان هماهنگ باشه، و اگه بخواد هماهنگ باشه «باید» ایران رو به سبک مافیا و خلافکاران اداره کنه.
بنابراین مهم است که بدونیم باید سحر رو فراموش کرد، و اگه قراره شب پابرجا باشه، باید شمعی که میخوای دستت نگه داری رو درست انتخاب کنی. میخوای شمع دیکتاتوری رو دستت نگه داری یا شمع دموکراسی رو؟
anarchonomy
@LDplus
Lifedefender plus
گردش ایام تضادهای جالبی رو به نمایش میذاره. چندسال پیش که پست «رضاخان پدر ماست» رو نوشتم (با این استدلال که زندگی امروزی ما رو اون شکل داده، همونطور که زندگی هر کسی رو باباش شکل داده، و اینکه باباش آدم بیخودی بوده باشه تغییری در این واقعیت ایجاد نمیکنه) سلطنتطلبها…
«به انقلابیها که میرسه، فقط به اونهاشون که غمگینند اعتماد کن. اوناشون که هیجان دارند قراره سرکوبگران فردا بشن».
anarchonomy
پ.ن:
👈این دیدگاه میتونه از نظر علمی درست باشه یا بر اثر تجربه یا مطالعه افراد از انقلابها اونا رو هیجانزده میکنه و فکر میکنن درسته؟!
@LDplus
anarchonomy
پ.ن:
👈این دیدگاه میتونه از نظر علمی درست باشه یا بر اثر تجربه یا مطالعه افراد از انقلابها اونا رو هیجانزده میکنه و فکر میکنن درسته؟!
@LDplus
اون چیزی که میگن جایگزین بخشی از مشاغل میشه چتباتهای AI نیستن، بلکه agent ها میشن، وقتی یه فرایند کامل رو AI میتونه خودش انجام بده، الان پایهایترین نمونش agent های برنامهنویسی هستن که یه کدنویسی کامل انجام میدن، بعد تلاش میکنن خودشون ارورهارو پیدا و رفع کنن و مجدد تست بگیرن، هرچند شروع کارن ولی امسال خیلی پیشرفت میکنن.
ولی OpenAI میخواد چند تا Agent یپشرفته برای خود موقعیتهای شغلی مثل مهندس نرمافزار و تحلیلگیر فروش ارائه بده که بعضیهاشون ممکنه هزینه اشتراکشون ماهانه تا ۱۰ هزار دلار باشه. یه ایجنت هم به اسم کارمند با دانش بالا میدن با قیمت ۲۰۰۰ دلار، دلیل اینکه گرون هستن اینه که میتونن کار ۱۰۰ نفر یا ۱۰۰۰ نفر آدم توی همون موقعیت شغلی رو انجام بدن.
احتمال زیادی هست که حداقلی یکی از این ایجنتها امسال معرفی بشه./geekalerts
techcrunch
#هوش_مصنوعی #شغل #استخدام
@LDplus
ولی OpenAI میخواد چند تا Agent یپشرفته برای خود موقعیتهای شغلی مثل مهندس نرمافزار و تحلیلگیر فروش ارائه بده که بعضیهاشون ممکنه هزینه اشتراکشون ماهانه تا ۱۰ هزار دلار باشه. یه ایجنت هم به اسم کارمند با دانش بالا میدن با قیمت ۲۰۰۰ دلار، دلیل اینکه گرون هستن اینه که میتونن کار ۱۰۰ نفر یا ۱۰۰۰ نفر آدم توی همون موقعیت شغلی رو انجام بدن.
احتمال زیادی هست که حداقلی یکی از این ایجنتها امسال معرفی بشه./geekalerts
techcrunch
#هوش_مصنوعی #شغل #استخدام
@LDplus
TechCrunch
OpenAI reportedly plans to charge up to $20,000 a month for specialized AI 'agents' | TechCrunch
OpenAI may be planning to charge up to $20,000 per month for specialized AI 'agents,' according to The Information.
▪️سالها پس از مرگ زودهنگام یک نابغه ریاضی، ایدههای او جان تازهای میگیرند
در اوایل دهه ۲۰۰۰، مریم میرزاخانی، دانشجوی تحصیلات تکمیلی در دانشگاه هاروارد، به کاوش در دنیای ریاضیات پرداخت و به شکلهایی با خواص هندسی عجیب و غریب، معروف به سطوح هذلولوی، علاقهمند شد. این سطوح به دلیل ویژگیهای منحصر به فردشان در ریاضیات و حتی نظریه ریسمان اهمیت دارند. میرزاخانی به عنوان یک نقشهبردار برجسته در این حوزه، تکنیکهای نوآورانهای توسعه داد که به او اجازه داد این اشکال را دستهبندی کند. او امیدوار بود که در آینده به این نقشهها بازگردد و جزئیات بیشتری را کشف کند، اما در سال ۲۰۱۷ در سن ۴۰ سالگی به دلیل سرطان سینه درگذشت.
اکنون، دو ریاضیدان به نامهای نالینی آنانتارامان از کالج دو فرانس و لورا مانک از دانشگاه بریستول، تحقیقات میرزاخانی را ادامه دادهاند. آنها در مقالهای که اخیراً منتشر شده است، بر اساس کارهای میرزاخانی نشان دادهاند که سطوحی که قبلاً نادر یا حتی غیرممکن تصور میشدند، در واقع رایج هستند. در حقیقت، اگر شما به صورت تصادفی یک سطح هذلولوی انتخاب کنید، تقریباً مطمئن خواهید بود که دارای ویژگیهای بحرانی خاصی است./ofoghroydadd
برای خواندن کامل مقاله، میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید.
https://www.quantamagazine.org/years-after-the-early-death-of-a-math-genius-her-ideas-gain-new-life-20250303/
▪️چرا برخی افراد در حل مسائل ریاضی بهتر از دیگران هستند؟
https://www.1pezeshk.com/archives/2025/03/why-are-some-people-better-at-solving-mathematical-puzzles.html
#ریاضی #ریاضیات
@LDplus
در اوایل دهه ۲۰۰۰، مریم میرزاخانی، دانشجوی تحصیلات تکمیلی در دانشگاه هاروارد، به کاوش در دنیای ریاضیات پرداخت و به شکلهایی با خواص هندسی عجیب و غریب، معروف به سطوح هذلولوی، علاقهمند شد. این سطوح به دلیل ویژگیهای منحصر به فردشان در ریاضیات و حتی نظریه ریسمان اهمیت دارند. میرزاخانی به عنوان یک نقشهبردار برجسته در این حوزه، تکنیکهای نوآورانهای توسعه داد که به او اجازه داد این اشکال را دستهبندی کند. او امیدوار بود که در آینده به این نقشهها بازگردد و جزئیات بیشتری را کشف کند، اما در سال ۲۰۱۷ در سن ۴۰ سالگی به دلیل سرطان سینه درگذشت.
اکنون، دو ریاضیدان به نامهای نالینی آنانتارامان از کالج دو فرانس و لورا مانک از دانشگاه بریستول، تحقیقات میرزاخانی را ادامه دادهاند. آنها در مقالهای که اخیراً منتشر شده است، بر اساس کارهای میرزاخانی نشان دادهاند که سطوحی که قبلاً نادر یا حتی غیرممکن تصور میشدند، در واقع رایج هستند. در حقیقت، اگر شما به صورت تصادفی یک سطح هذلولوی انتخاب کنید، تقریباً مطمئن خواهید بود که دارای ویژگیهای بحرانی خاصی است./ofoghroydadd
برای خواندن کامل مقاله، میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید.
https://www.quantamagazine.org/years-after-the-early-death-of-a-math-genius-her-ideas-gain-new-life-20250303/
▪️چرا برخی افراد در حل مسائل ریاضی بهتر از دیگران هستند؟
https://www.1pezeshk.com/archives/2025/03/why-are-some-people-better-at-solving-mathematical-puzzles.html
#ریاضی #ریاضیات
@LDplus
Quanta Magazine
Years After the Early Death of a Math Genius, Her Ideas Gain New Life | Quanta Magazine
A new proof extends the work of the late Maryam Mirzakhani, cementing her legacy as a pioneer of alien mathematical realms.
❤1
از هوش مصنوعی پرسیدم:
پاسخ در کامنت
#هوش_مصنوعی #پرسش_از_هوش_مصنوعی
#راست_سیاسی #چپ_سیاسی #راست_گرا #چپ_گرا
@LDplus
در مطالب مربوط به سیاست، اقتصاد و ... میشنوم چپ یا راست یا چپ افراطی یا راست افراطی این رو گفتن این رو میخوان... در کل منظور از چپ و راست چیه. کامل توضیح بده.
پاسخ در کامنت
#هوش_مصنوعی #پرسش_از_هوش_مصنوعی
#راست_سیاسی #چپ_سیاسی #راست_گرا #چپ_گرا
@LDplus
👍4
نه رقابت کامل، و نه همکاری مطلق /هادی صمدی evophilosophy
قسمت اول:
در دفاع از نظام بازار آزاد، یا از سوسیالیسم، اشتراکی وجود دارد زیرا طرفداران هر دو سوی طیف راست و چپ دعوی واحدی دارند: اینکه اگر رقابت را آزاد گذاریم، یا در سوی مقابل اگر رقابت را به نفع همکاری کنار نهیم، وضعیت جامعه در درازمدت بهتر خواهد شد.
نتایج پژوهشی که به تازگی در مؤسسه فناوری ماساچوست و دانشگاه زوریخ انجام و منتشر شده از طرفداران هر دو سوی طیف راست و چپ دعوت میکند در اندیشههای خود بازنگری کنند. این پژوهش به واقع فراتر از یک دادهی علمی معمولیست زیرا همزمان هر دو سوی طیف طرفداران رقابت افراطی و همکاری افراطی را نقد میکند و بنابراین نقش مهمی در نقد ایدئولوژهای سیاسی و اقتصادی رایج دارد.
پژوهش ابزار برنامهریزی نوینی را معرفی میکند که به نهادهای مستقل در تصمیمگیری پیرامون سرمایهگذاری در پروژههای مشترک یاری میرساند. این ابزار با تلفیق هوشمندانه رقابت و همکاری، چارچوبی عرضه میکند که به متصدیان سامانههای حمل و نقل و سایر بخشها امکان میدهد تا با اتخاذ رویکردی راهبردی، منافع جمعی را حداکثر ساخته و به نتایج بهتری دست یابند.
در کلانشهرهای بزرگ در غرب، معمولاً چندین سامانه قطار مجزا وجود دارد که از خطوط درونشهری تا قطارهای منطقهای را شامل میشوند. چگونه رقابت میان این سامانهها را مدیریت کنیم؟
احتمالا طرفداران بازار آزاد خواهند گفت که بهترین راه عدم مداخله است و باید اجازه داد که سامانهها رقابت کنند تا به تعادلی برسند. در مقابل طرفداران رویکردهای چپ پیشنهاد میکنند که ادغام آنها در یک سامانهی واحد میتواند تعارض منافع صاحبان شرکتها را به نفع مسافران از بین ببرد و در نتیجه به نفع اکثریت مردم خواهد بود. هر دو سوی طیف نیز ممکن است استدلالهای پیشینی خوبی در دفاع از نظرات خود مطرح کنند و به نحوی گزینشی با اشاره به بخشهایی از شواهد تجربی برآمده از اقتصاد در نقاط مختلف جهان اشاره کنند. اما پژوهش کنونی تلاشی بوده است برای آزمودن مستقیم دعوی دو سوی طیف.
بنابراین پرسش اصلی پژوهش این است: در طراحی و توسعهی شبکههای قطار و مترو، آیا متصدیان باید به صورت مستقل عمل کرده و صرفا به دنبال بهینهسازی منافع خود باشند، یا آنکه باید بهطور کامل با یکدیگر همکاری نموده و منافع شخصی را در راستای اهداف مشترک قربانی کنند؟ پاسخ نهایی مقاله آن است که هیچیک از این دو رویکرد افراطی در دنیای واقعی کارآمد نیست.
پژوهشگران ابزاری برای برنامهریزی طراحی کردند که رویکردی میانه را اتخاذ میکند. این ابزار با بهرهگیری از نظریهی بازیها (راهحل مذاکره)، چارچوبی را ارائه میدهد که به متصدیان اجازه میدهد تا به صورت راهبردی تصمیم بگیرند چه زمان و چگونه با یکدیگر همکاری نمایند. ویژگی برجستهی این چارچوب، در نظر گرفتن سازوکارهای سرمایهگذاری مشترک و تقسیم سود است. این سازوکارها به ذینفعان کمک میکنند تا پروژههای زیرساختی مشترکی را شناسایی کنند که سرمایهگذاری در آنها با مشارکت سایر اپراتورها، منافع جمعی را به حداکثر میرساند.
قسمت دوم
قسمت اول:
در دفاع از نظام بازار آزاد، یا از سوسیالیسم، اشتراکی وجود دارد زیرا طرفداران هر دو سوی طیف راست و چپ دعوی واحدی دارند: اینکه اگر رقابت را آزاد گذاریم، یا در سوی مقابل اگر رقابت را به نفع همکاری کنار نهیم، وضعیت جامعه در درازمدت بهتر خواهد شد.
نتایج پژوهشی که به تازگی در مؤسسه فناوری ماساچوست و دانشگاه زوریخ انجام و منتشر شده از طرفداران هر دو سوی طیف راست و چپ دعوت میکند در اندیشههای خود بازنگری کنند. این پژوهش به واقع فراتر از یک دادهی علمی معمولیست زیرا همزمان هر دو سوی طیف طرفداران رقابت افراطی و همکاری افراطی را نقد میکند و بنابراین نقش مهمی در نقد ایدئولوژهای سیاسی و اقتصادی رایج دارد.
پژوهش ابزار برنامهریزی نوینی را معرفی میکند که به نهادهای مستقل در تصمیمگیری پیرامون سرمایهگذاری در پروژههای مشترک یاری میرساند. این ابزار با تلفیق هوشمندانه رقابت و همکاری، چارچوبی عرضه میکند که به متصدیان سامانههای حمل و نقل و سایر بخشها امکان میدهد تا با اتخاذ رویکردی راهبردی، منافع جمعی را حداکثر ساخته و به نتایج بهتری دست یابند.
در کلانشهرهای بزرگ در غرب، معمولاً چندین سامانه قطار مجزا وجود دارد که از خطوط درونشهری تا قطارهای منطقهای را شامل میشوند. چگونه رقابت میان این سامانهها را مدیریت کنیم؟
احتمالا طرفداران بازار آزاد خواهند گفت که بهترین راه عدم مداخله است و باید اجازه داد که سامانهها رقابت کنند تا به تعادلی برسند. در مقابل طرفداران رویکردهای چپ پیشنهاد میکنند که ادغام آنها در یک سامانهی واحد میتواند تعارض منافع صاحبان شرکتها را به نفع مسافران از بین ببرد و در نتیجه به نفع اکثریت مردم خواهد بود. هر دو سوی طیف نیز ممکن است استدلالهای پیشینی خوبی در دفاع از نظرات خود مطرح کنند و به نحوی گزینشی با اشاره به بخشهایی از شواهد تجربی برآمده از اقتصاد در نقاط مختلف جهان اشاره کنند. اما پژوهش کنونی تلاشی بوده است برای آزمودن مستقیم دعوی دو سوی طیف.
بنابراین پرسش اصلی پژوهش این است: در طراحی و توسعهی شبکههای قطار و مترو، آیا متصدیان باید به صورت مستقل عمل کرده و صرفا به دنبال بهینهسازی منافع خود باشند، یا آنکه باید بهطور کامل با یکدیگر همکاری نموده و منافع شخصی را در راستای اهداف مشترک قربانی کنند؟ پاسخ نهایی مقاله آن است که هیچیک از این دو رویکرد افراطی در دنیای واقعی کارآمد نیست.
پژوهشگران ابزاری برای برنامهریزی طراحی کردند که رویکردی میانه را اتخاذ میکند. این ابزار با بهرهگیری از نظریهی بازیها (راهحل مذاکره)، چارچوبی را ارائه میدهد که به متصدیان اجازه میدهد تا به صورت راهبردی تصمیم بگیرند چه زمان و چگونه با یکدیگر همکاری نمایند. ویژگی برجستهی این چارچوب، در نظر گرفتن سازوکارهای سرمایهگذاری مشترک و تقسیم سود است. این سازوکارها به ذینفعان کمک میکنند تا پروژههای زیرساختی مشترکی را شناسایی کنند که سرمایهگذاری در آنها با مشارکت سایر اپراتورها، منافع جمعی را به حداکثر میرساند.
قسمت دوم
ScienceDaily
Sometimes, when competitors collaborate, everybody wins
A framework helps rail system operators or other planners identify the best joint infrastructure projects to collaborate on with other firms. Their tool can tell an operator how much to invest, the proper time to collaborate, and how the shared profits should…
Lifedefender plus
نه رقابت کامل، و نه همکاری مطلق /هادی صمدی evophilosophy قسمت اول: در دفاع از نظام بازار آزاد، یا از سوسیالیسم، اشتراکی وجود دارد زیرا طرفداران هر دو سوی طیف راست و چپ دعوی واحدی دارند: اینکه اگر رقابت را آزاد گذاریم، یا در سوی مقابل اگر رقابت را به نفع…
قسمت دوم (پایانی)
به بیان دقیقتر، این ابزار به متصدیان حمل و نقل، دولتها، سازمانهای مرتبط و شرکتها کمک میکند تا ۱. زمان مناسب برای آغاز همکاری را تعیین کنند؛ ۲. میزان بهینهی سرمایهگذاری در پروژههای مشارکتی را مشخص نمایند؛ ۳. روش عادلانهای برای تقسیم سودهای حاصل از پروژههای مشترک اتخاذ کنند؛ ۴. پیامدهای احتمالی خروج از مذاکرات همکاری را ارزیابی کنند.
نتایج نشان داد که رویکرد نیمههمکارانه، بالاترین بازدهی را برای همهی ذینفعان به همراه دارد. به عنوان مثال، در یک سناریو، سرمایهگذاری مشترک ۵۰ درصدی در پروژههای زیرساختی، بازدهی را به حداکثر رساند. در سناریوی دیگر، سرمایهگذاری اولیه ۳.۳ درصدی در یک پروژه چندساله، منجر به بهبود ۳۰ درصدی در افزایش درآمد، کاهش هزینه مشتری و کاهش آلودگی شد.
این نتایج نشان میدهد که سرمایهگذاری اولیه اندک در همکاری، میتواند مزایای بلندمدت قابل توجهی به همراه داشته باشد. همچنین، در شبکههای واقعیتر با مناطق ناهمگون، نتایج به مراتب بهتری حاصل شد.
#رهبری #مدیریت #اقتصاد #سیاست #کاروکسب #چپگرا #راستگرا
@LDplus
به بیان دقیقتر، این ابزار به متصدیان حمل و نقل، دولتها، سازمانهای مرتبط و شرکتها کمک میکند تا ۱. زمان مناسب برای آغاز همکاری را تعیین کنند؛ ۲. میزان بهینهی سرمایهگذاری در پروژههای مشارکتی را مشخص نمایند؛ ۳. روش عادلانهای برای تقسیم سودهای حاصل از پروژههای مشترک اتخاذ کنند؛ ۴. پیامدهای احتمالی خروج از مذاکرات همکاری را ارزیابی کنند.
ایدهای برای جایگزینی راست و چپ
اصلیترین نکتهی پژوهش آن است که گاهی سرمایهگذاری در رقیب میتواند به نفع سرمایهگذار تمام شود. این رویکرد به ظاهر متناقض، در واقعیت میتواند با ایجاد ارزش افزوده و منافع متقابل، به سود همهی طرفهای درگیر، از جمله به سود مصرفکنندگان منجر شود، بعلاوه آنکه آلودگی محیط زیست نیز کاهش مییابد!
نتایج نشان داد که رویکرد نیمههمکارانه، بالاترین بازدهی را برای همهی ذینفعان به همراه دارد. به عنوان مثال، در یک سناریو، سرمایهگذاری مشترک ۵۰ درصدی در پروژههای زیرساختی، بازدهی را به حداکثر رساند. در سناریوی دیگر، سرمایهگذاری اولیه ۳.۳ درصدی در یک پروژه چندساله، منجر به بهبود ۳۰ درصدی در افزایش درآمد، کاهش هزینه مشتری و کاهش آلودگی شد.
این نتایج نشان میدهد که سرمایهگذاری اولیه اندک در همکاری، میتواند مزایای بلندمدت قابل توجهی به همراه داشته باشد. همچنین، در شبکههای واقعیتر با مناطق ناهمگون، نتایج به مراتب بهتری حاصل شد.
سیاستگذاری مبتنیبرشواهد دعوتیست به اینکه دادههای علمی را به جای ایدئولوژیهای سیاسی و اقتصادی بنشانیم. اما همهی شواهد و دادهها در یک سطح نیستند. شواهدی مانند این پژوهش راهنمایی تجویزی در اختیار مینهند که باید جایگزین ایدئولوژیهای اقتصادی و سیاسی سنتی شود.
#رهبری #مدیریت #اقتصاد #سیاست #کاروکسب #چپگرا #راستگرا
@LDplus
👍1🔥1
درباره Social Media و توهم دانایی: تفکر مدیایی!
گسترده شدن فناوری ارتباطی با وجود آنکه دامنهی دسترسی به منابع اطلاعاتی را به ارمغان آورده، اما یک برآیند فاجعهآمیز دیگر را هم بطور همزمان فراهم آورده است و آن چیزی نیست جز "توهم آگاهی".
توهم آگاهی زمانی ایجاد میشود که فرد با مطالعهی جسته گریخته و حفظ کردن چند تکه پاره از سخنان فردی که خود نیز از فرد دیگری نقل میکند، آن هم در بستر شبکههای اجتماعی، تصور آن را داشته باشد که حال دیگر همهچیز را میداند.
این توهم به حدی فراتر میرود که فرد خود را بینیاز از مطالعه بیشتر میداند و به همان لقمههای جویده بعضا مسموم و نادرست اکتفا میکند. البته وی هیچ تلاشی هم مبنی بر آموزش خویشتن ترتیب نمیدهد، چرا که همهچیز با یک Search ساده در دسترس است؛ پس قوهی آموزش پذیری و آن سلولهای خاکستری را هم روز به روز ضعیفتر از قبل میکند.
امّا مسئله اصلی اینجاست که آگاهی حقیقی حتی با مطالعهی صرف و خام هم میّسر نمیشود! اگر ما صرفا بخوانیم و تکرار کنیم و پشت آن هیچگونه تفکر، استدلال و به چالش کشیدنی نباشد، استاد همهی استادان، Chat GPT در این امر، دستی بالاتر از همهی ما دارد!
این دقیقا همان جنایتی است که "تفکر مدیایی" با ذهن آدمی میکند: تکرار فلان عقیده چون از فلان اینفلوئنسر بیان شده -بیآنکه خود اطلاع و تمایل شخصیای نسبت بدان داشته باشیم- همراهی با فلان جریان چون اینروزها همه راجبش صحبت میکنند، کنسل کردن بهمانی و نفرتورزی به او چرا که مگر میتوانیم از موج عظیمی که بر او تاخته -هر چند به غلط- عقب بمانیم؟! پیوستن به فلان مکتب و ایدئولوژی حتی بدون مطالعه اصول اولیه و مانیفست آن و... .
امّا بلای خانمان سوزتر و بدتری که سر همهمان آورده، سطحی شدن و کم عمق شدن آدمیست. چه بخواهیم چه نخواهیم خاصیت رسانه/Media در "نمایش" است، و تنها چیزهایی در قابِ نمایش جای میگیرند که بقدر کافی خیرهکننده و به حد مطلوبی مختصر باشند.
شاید یکی از راههای مبارزه با این اِپیدمی جهانی این باشد که ابتدا از خود شروع کنیم و از رسانه همان استفادهای را کنیم که بیشتر به همان مقصود ساخته شده است: "اطلاع رسانی صرف" و مطالعه و ارجاعات عمیقتر را به منابع دقیقتری چون کتابها، مقالات، مستندات و... بسپاریم؛ هر چند که تضمینی نیست حتی آنها هم کاملاً صحیح باشند، ولو چون صرفا "نمایش" خالی نیستند، زمینهی تفکّرورزی و آموزشپذیری را بهتر فراهم میآورند./MadcapWrites
#توهم_آگاهی #خطای_شناختی #کار_عمیق #آموزش #اینترنت #شبکههای_اجتماعی #رسانههای_اجتماعی
@LDplus
گسترده شدن فناوری ارتباطی با وجود آنکه دامنهی دسترسی به منابع اطلاعاتی را به ارمغان آورده، اما یک برآیند فاجعهآمیز دیگر را هم بطور همزمان فراهم آورده است و آن چیزی نیست جز "توهم آگاهی".
توهم آگاهی زمانی ایجاد میشود که فرد با مطالعهی جسته گریخته و حفظ کردن چند تکه پاره از سخنان فردی که خود نیز از فرد دیگری نقل میکند، آن هم در بستر شبکههای اجتماعی، تصور آن را داشته باشد که حال دیگر همهچیز را میداند.
این توهم به حدی فراتر میرود که فرد خود را بینیاز از مطالعه بیشتر میداند و به همان لقمههای جویده بعضا مسموم و نادرست اکتفا میکند. البته وی هیچ تلاشی هم مبنی بر آموزش خویشتن ترتیب نمیدهد، چرا که همهچیز با یک Search ساده در دسترس است؛ پس قوهی آموزش پذیری و آن سلولهای خاکستری را هم روز به روز ضعیفتر از قبل میکند.
امّا مسئله اصلی اینجاست که آگاهی حقیقی حتی با مطالعهی صرف و خام هم میّسر نمیشود! اگر ما صرفا بخوانیم و تکرار کنیم و پشت آن هیچگونه تفکر، استدلال و به چالش کشیدنی نباشد، استاد همهی استادان، Chat GPT در این امر، دستی بالاتر از همهی ما دارد!
این دقیقا همان جنایتی است که "تفکر مدیایی" با ذهن آدمی میکند: تکرار فلان عقیده چون از فلان اینفلوئنسر بیان شده -بیآنکه خود اطلاع و تمایل شخصیای نسبت بدان داشته باشیم- همراهی با فلان جریان چون اینروزها همه راجبش صحبت میکنند، کنسل کردن بهمانی و نفرتورزی به او چرا که مگر میتوانیم از موج عظیمی که بر او تاخته -هر چند به غلط- عقب بمانیم؟! پیوستن به فلان مکتب و ایدئولوژی حتی بدون مطالعه اصول اولیه و مانیفست آن و... .
امّا بلای خانمان سوزتر و بدتری که سر همهمان آورده، سطحی شدن و کم عمق شدن آدمیست. چه بخواهیم چه نخواهیم خاصیت رسانه/Media در "نمایش" است، و تنها چیزهایی در قابِ نمایش جای میگیرند که بقدر کافی خیرهکننده و به حد مطلوبی مختصر باشند.
شاید یکی از راههای مبارزه با این اِپیدمی جهانی این باشد که ابتدا از خود شروع کنیم و از رسانه همان استفادهای را کنیم که بیشتر به همان مقصود ساخته شده است: "اطلاع رسانی صرف" و مطالعه و ارجاعات عمیقتر را به منابع دقیقتری چون کتابها، مقالات، مستندات و... بسپاریم؛ هر چند که تضمینی نیست حتی آنها هم کاملاً صحیح باشند، ولو چون صرفا "نمایش" خالی نیستند، زمینهی تفکّرورزی و آموزشپذیری را بهتر فراهم میآورند./MadcapWrites
#توهم_آگاهی #خطای_شناختی #کار_عمیق #آموزش #اینترنت #شبکههای_اجتماعی #رسانههای_اجتماعی
@LDplus
👍3
اگر از AI برای تولید محتوای متنی استفاده میکنید، این سایت به شما کمک خواهد کرد تا محتوایی که تولید کردید را Humanize یا شبیه سازی نگارش انسان کند.
اینجا کلیک کنید و وارد سایت شوید
#هوش_مصنوعی #محتوا #محتوای_متنی #تولید_محتوا #تولید_محتوای_متنی
@LDplus
اینجا کلیک کنید و وارد سایت شوید
#هوش_مصنوعی #محتوا #محتوای_متنی #تولید_محتوا #تولید_محتوای_متنی
@LDplus
👍2
ذهنت از آن چه تو مکرر در افکارت نگه میداری شکل میگیرد، چرا که روح انسان رنگ احساساتش را میگیرد.
#کتاب #تاملات #مارکوس_اورلیوس
@LDplus
کتاب تاملات، نوشته مارکوس اورلیوس
#کتاب #تاملات #مارکوس_اورلیوس
@LDplus
👍2
▫️من هم همراه با مردم عزیز تصمیم گرفتم ازین پس وقتی دیدم دارم میروم زیر کامیون بگویم نه نه نه نه!
▫️مسخرگی در موضوعات اجتماعی همیشه پذیرفتگی بالاتری نشون میده تا موضوعات شخصی. مثلا خیلی راحت پویش نه به خشونت خانگی، یا نه به تصادف و این چیزها ایجاد میشه. اما اگه کسی مراجعه کنه به پزشک و بگه دکتر آلت من فانکشن نداره اخیرا، و دکتره بگه فامیل و آشناها رو جمع کن و همگی با هم بگید «بیا بیا، بالا بیا» تا درست بشه، تو مطب دعوا میشه و ممکنه از دکتره شکایت هم بکنه به خاطر توهین./AnimalsQuotes
@LDplus
▫️مسخرگی در موضوعات اجتماعی همیشه پذیرفتگی بالاتری نشون میده تا موضوعات شخصی. مثلا خیلی راحت پویش نه به خشونت خانگی، یا نه به تصادف و این چیزها ایجاد میشه. اما اگه کسی مراجعه کنه به پزشک و بگه دکتر آلت من فانکشن نداره اخیرا، و دکتره بگه فامیل و آشناها رو جمع کن و همگی با هم بگید «بیا بیا، بالا بیا» تا درست بشه، تو مطب دعوا میشه و ممکنه از دکتره شکایت هم بکنه به خاطر توهین./AnimalsQuotes
@LDplus
😁2
رئیس FCC، کمیسیون ارتباطات فدرال آمریکا که میشه آقای «برندن کار» میگه وابستگی ما به GPS خیلی زیاد شده، اگه مشکلی واسه GPS پیش بیاد و بحران واسه اقتصاد و امنیت ایجاد میکنه.
پیشنهاد داده که روی تکنولوژیهای دیگهای مثل Loran یا eLoran سرمایهگذاری بشه که بتونن به عنوان یه پشتیبان یا حتی جایگزین برای GPS عمل کنن و براش رایگیری گذاشتن. از طرفی دارن رو یه سیستم کار میکنن که وقتی کسی با شماره ۹۱۱ (پلیس و اورژانس) تماس گرفت موقعیت مکانی دقیقش حتی اینکه توی کدوم طبقه از ساختمون هست هم مشخص بشه تا بتونن بهتر امدادرسانی کنن./geekalerts
theverge
@LDplus
پیشنهاد داده که روی تکنولوژیهای دیگهای مثل Loran یا eLoran سرمایهگذاری بشه که بتونن به عنوان یه پشتیبان یا حتی جایگزین برای GPS عمل کنن و براش رایگیری گذاشتن. از طرفی دارن رو یه سیستم کار میکنن که وقتی کسی با شماره ۹۱۱ (پلیس و اورژانس) تماس گرفت موقعیت مکانی دقیقش حتی اینکه توی کدوم طبقه از ساختمون هست هم مشخص بشه تا بتونن بهتر امدادرسانی کنن./geekalerts
theverge
@LDplus
👍1
اگر بخواهیم خوبی چیزها را با میزان لذتی که به ارمغان میآورند بسنجیم، هیچ چیز بهتر از خودکنترلی نخواهد بود؛ اگر بخواهیم چیزهایی که باید از آنها دوری کنیم را با دردشان بسنجیم، هیچ چیز دردناکتر از نداشتن خودکنترلی نخواهد بود./anotetoself
#خودکنترلی #مدیریت_عواطف #مدیریت_احساسات
@LDplus
گایوس موسونیوس روفوس، فیلسوف رواقی رومی
#خودکنترلی #مدیریت_عواطف #مدیریت_احساسات
@LDplus
👍1
تاثیرات خطرناک نشستن طولانی بر سلامتی و راهکارهای هوشمندانه برای پیشگیری از اثرات منفی حتی در محیط ادارات معمولی./pezeshkweblog
نشستنهای بیش از ۶ ساعت در روز باعث افزایش خطر بیماریهای قلبی (Cardiovascular Diseases)، دیابت نوع ۲ (Type 2 Diabetes) و حتی کاهش طول عمر میشود. جالبتر اینجاست که این مشکل تنها به کارمندان اداری محدود نیست، بلکه بسیاری از مشاغل دیگر نیز درگیر این بحران خاموش هستند.
در ادامه، ۱۰ دانستنی جالب در مورد خطرات نشستن طولانی و روشهای عملی برای مقابله با آن را بررسی میکنیم:
https://www.1pezeshk.com/archives/2025/03/the-dangerous-effects-of-prolonged-sitting-and-smart-ways-to-prevent-it.html
#سلامت #نشستن_طولانی #ورزش #تحرک #دیابت #قلب #بیماری_قلبی
@LDplus
نشستنهای بیش از ۶ ساعت در روز باعث افزایش خطر بیماریهای قلبی (Cardiovascular Diseases)، دیابت نوع ۲ (Type 2 Diabetes) و حتی کاهش طول عمر میشود. جالبتر اینجاست که این مشکل تنها به کارمندان اداری محدود نیست، بلکه بسیاری از مشاغل دیگر نیز درگیر این بحران خاموش هستند.
در ادامه، ۱۰ دانستنی جالب در مورد خطرات نشستن طولانی و روشهای عملی برای مقابله با آن را بررسی میکنیم:
https://www.1pezeshk.com/archives/2025/03/the-dangerous-effects-of-prolonged-sitting-and-smart-ways-to-prevent-it.html
#سلامت #نشستن_طولانی #ورزش #تحرک #دیابت #قلب #بیماری_قلبی
@LDplus
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امکان منشن کردن @grok داره به پلتفرم X یا همون توییتر اضافه میشه، اینجوری که سوالی دارید میتونید این اکانت رو توی ریپلایها منشن کنید بعد میاد همونجا بهتون جواب میده، برای ترجمه هم خوبه میتونید ازش بخواید فارسی یا انگلیسی کنه یه توییترو.
فعلا در اختیار بعضی از کاربرها قرار گرفته ولی حتما یک ویژگی رایگان هست./geekalerts
nima_owji
#هوش_مصنوعی
@LDplus
فعلا در اختیار بعضی از کاربرها قرار گرفته ولی حتما یک ویژگی رایگان هست./geekalerts
nima_owji
#هوش_مصنوعی
@LDplus
تحولی در درمان فشار خون؛ روش جدید ۲۰ دقیقهای بدون نیاز به جراحی در بریتانیا معرفی شد.
دانشمندان بریتانیایی بهتازگی روشی جدید و غیرتهاجمی برای درمان نوعی از فشار خون بالا معرفی کردهاند که در برابر داروهای مرسوم مقاوم است.
فشار خون بالا یکی از شایعترین مشکلات سلامت در جهان است که از هر سه بزرگسال، یک نفر را تحت تأثیر قرار میدهد. در بسیاری از موارد فشار خون بالا با داروهای متداول کنترل میشود، اما برخی از بیماران به این درمانها پاسخ نمیدهند.
دلیل این امر این است که درمان سنتی آن نیازمند جراحی گسترده و برداشتن کل غده فوق کلیوی است که بسیاری از بیماران از انجام آن اجتناب میکنند.
اکنون اما محققان بریتانیایی به روش جدیدی دست یافتهاند که میتواند این مشکل را در مدت کوتاه و بدون نیاز به جراحی گسترده حل کند.
در این تکنیک پزشکان با استفاده از یک آندوسکوپ، که از طریق دهان وارد معده میشود، به تومورهای داخل غده فوق کلیوی دسترسی پیدا میکنند. سپس با استفاده از امواج فرکانس رادیویی، بافت تومور تخریب شده و عملکرد غده فوق کلیوی به حالت طبیعی بازمیگردد.
پروفسور مارک گورنل از دانشگاه کمبریج در این باره میگوید: «این پیشرفت به لطف توسعه مولکولهای موسوم به 'پت ترَیسِر' ممکن شد که به ما امکان میدهد تودههای آدرنال را بهدقت مکانیابی و درمان کنیم.»
بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳، محققان این روش را بر روی ۲۸ بیمار در سه بیمارستان بریتانیا آزمایش کردند. این بیماران که میانگین سنی آنها ۵۷ سال بود، شامل ۲۱ مرد و ۷ زن از قومیتهای مختلف میشدند.
👈به گفته محققان، نتایج این مطالعات بسیار امیدوارکننده بود: ۷۵ درصد از بیماران بهبود قابلتوجهی در سطح هورمونهای خود داشتند و ۴۳ درصد از بیماران کاهش معناداری در فشار خون تجربه کردند.
با این روش بیماران توانستند بهطور میانگین مصرف داروهای فشار خون خود را ۱.۴ دوز در روز کاهش دهند.
با توجه به این نتایج امیدوارکننده، محققان بر این باورند که این روش میتواند جایگزین جراحیهای پرخطر شود و به میلیونها بیمار در سراسر جهان کمک کند. نتایج مطالعات تازه در نشریه علمی «لنست» منتشر شده است.
#سلامت #فشارخون
@LDplus
دانشمندان بریتانیایی بهتازگی روشی جدید و غیرتهاجمی برای درمان نوعی از فشار خون بالا معرفی کردهاند که در برابر داروهای مرسوم مقاوم است.
فشار خون بالا یکی از شایعترین مشکلات سلامت در جهان است که از هر سه بزرگسال، یک نفر را تحت تأثیر قرار میدهد. در بسیاری از موارد فشار خون بالا با داروهای متداول کنترل میشود، اما برخی از بیماران به این درمانها پاسخ نمیدهند.
تحقیقات نشان میدهد که در برخی بیماران، منشا این بیماری یک تومور کوچک در غدد فوق کلیوی است که میزان بیش از حدی از هورمون «آلدوسترون» را تولید کرده و باعث افزایش فشار خون میشود.این عارضه که به «آلدوسترونیسم اولیه» معروف است، حدود ۱۳ درصد از مبتلایان به فشار خون بالا را تحت تأثیر قرار میدهد. با این وجود در حال حاضر کمتر از ۱ درصد از بیماران تشخیص داده شده و درمان میشوند.
دلیل این امر این است که درمان سنتی آن نیازمند جراحی گسترده و برداشتن کل غده فوق کلیوی است که بسیاری از بیماران از انجام آن اجتناب میکنند.
اکنون اما محققان بریتانیایی به روش جدیدی دست یافتهاند که میتواند این مشکل را در مدت کوتاه و بدون نیاز به جراحی گسترده حل کند.
این روش که تنها ۲۰ دقیقه زمان میبرد، بدون نیاز به جراحی باز، تومورهای کوچک تولیدکننده هورمون را از طریق دیواره معده از بین میبرد و راهکاری نوین برای بیماران فراهم میآورد.این روش که «درمان حرارتی هدفمند» (Triple T) نامیده میشود، نوعی درمان با امواج فرکانس رادیویی است که از طریق آندوسکوپی انجام میشود.
در این تکنیک پزشکان با استفاده از یک آندوسکوپ، که از طریق دهان وارد معده میشود، به تومورهای داخل غده فوق کلیوی دسترسی پیدا میکنند. سپس با استفاده از امواج فرکانس رادیویی، بافت تومور تخریب شده و عملکرد غده فوق کلیوی به حالت طبیعی بازمیگردد.
پروفسور مارک گورنل از دانشگاه کمبریج در این باره میگوید: «این پیشرفت به لطف توسعه مولکولهای موسوم به 'پت ترَیسِر' ممکن شد که به ما امکان میدهد تودههای آدرنال را بهدقت مکانیابی و درمان کنیم.»
بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳، محققان این روش را بر روی ۲۸ بیمار در سه بیمارستان بریتانیا آزمایش کردند. این بیماران که میانگین سنی آنها ۵۷ سال بود، شامل ۲۱ مرد و ۷ زن از قومیتهای مختلف میشدند.
👈به گفته محققان، نتایج این مطالعات بسیار امیدوارکننده بود: ۷۵ درصد از بیماران بهبود قابلتوجهی در سطح هورمونهای خود داشتند و ۴۳ درصد از بیماران کاهش معناداری در فشار خون تجربه کردند.
با این روش بیماران توانستند بهطور میانگین مصرف داروهای فشار خون خود را ۱.۴ دوز در روز کاهش دهند.
با توجه به این نتایج امیدوارکننده، محققان بر این باورند که این روش میتواند جایگزین جراحیهای پرخطر شود و به میلیونها بیمار در سراسر جهان کمک کند. نتایج مطالعات تازه در نشریه علمی «لنست» منتشر شده است.
#سلامت #فشارخون
@LDplus
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نبرد سرقت در هالیوود شمالی در دهه ۹۰ میلادی
مشاهده ویدیو در کانال یوتبوب چیزومیز برای حمایت از تولیدکننده محتوا
#حوادث #سرقت
@LDplus
مشاهده ویدیو در کانال یوتبوب چیزومیز برای حمایت از تولیدکننده محتوا
#حوادث #سرقت
@LDplus
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو سرباز وظیفه در بندر انزلی به نامهای امین همتی و مهدی نظربین هنگام نصب پرچم جمهوری اسلامی با کابل برق دچار حادثه شدند و جان خود را از دست دادند. سرباز اجباری یعنی همین!
هرکس پرسید سربازی اجباری چیست برایش توضیح دهید نصب میله پرچم نهایتا یک ساعت کرایه جرثقیل، و یک ساعت حقوق دو تا نیروی متخصص متعلق به یک شرکت خصوصی میخواهد. ولی اینجا چون جوان مفت است دو تا جوان رعنا خرج نصب یک میله پرچم شد و آخرش هم میله افتاد./توییتر وحید اشتری
#حوادث #سربازی #سربازی_اجباری
@LDplus
هرکس پرسید سربازی اجباری چیست برایش توضیح دهید نصب میله پرچم نهایتا یک ساعت کرایه جرثقیل، و یک ساعت حقوق دو تا نیروی متخصص متعلق به یک شرکت خصوصی میخواهد. ولی اینجا چون جوان مفت است دو تا جوان رعنا خرج نصب یک میله پرچم شد و آخرش هم میله افتاد./توییتر وحید اشتری
#حوادث #سربازی #سربازی_اجباری
@LDplus
💔2
مقالهای با عنوان Search Engine Journal که تازگی توسط، مارتین اسپلیت (Martin Splitt)، یکی از افراد تیم گوگل، دربارهی مدیریت صفحات 404 (صفحاتی که پیدا نمیشن) صحبت کرده و هشدار داده که نباید همهی این صفحات رو به صورت خودکار با ریدایرکت 301 به صفحهی اصلی (Homepage) هدایت کرد.
خلاصهی حرفش اینه:
اگه همهی صفحات 404 رو به صفحهی اصلی ریدایرکت کنید، هم برای کاربرها آزاردهندهست و هم برای خزندههای موتور جستجو (مثل گوگل) گیجکننده میشه. چون وقتی خزندهها به یه صفحهی 404 میرسن، میفهمن که اون محتوا دیگه وجود نداره و میرن سراغ بقیهی سایت. اما اگه به صفحهی اصلی ریدایرکت بشه، انگار یه حلقهی بیپایان درست میشه و کارشون سختتر میشه.
پیشنهادش اینه که:
اگه محتوا به جای دیگهای منتقل شده، ریدایرکت رو به همون URL جدید بکنید.
اگه محتوا کلا حذف شده، بهتره همون کد 404 رو نگه دارید و بهش دست نزنید.
ریدایرکت کردن به صفحهی اصلی یا چیزی که فکر میکنید "نزدیکترین جایگزین" هست، کار درستی نیست.
به طور کلی، این کار (ریدایرکت 404 به صفحهی اصلی) میتونه روی تجربهی کاربر و عملکرد سایت تو نتایج جستجو تأثیر منفی بذاره. اسپلیت توی یه ویدیوی کوتاه از سری "SEO Office Hours" این موضوع رو توضیح داده و گفته که این روش باعث میشه هم کاربرها گمراه بشن و هم گوگل نتونه ساختار سایت رو درست بفهمه.
https://www.searchenginejournal.com/googles-martin-splitt-warns-against-redirecting-404s-to-homepage/541549/
#جستجو #سئو
@LDplus
خلاصهی حرفش اینه:
اگه همهی صفحات 404 رو به صفحهی اصلی ریدایرکت کنید، هم برای کاربرها آزاردهندهست و هم برای خزندههای موتور جستجو (مثل گوگل) گیجکننده میشه. چون وقتی خزندهها به یه صفحهی 404 میرسن، میفهمن که اون محتوا دیگه وجود نداره و میرن سراغ بقیهی سایت. اما اگه به صفحهی اصلی ریدایرکت بشه، انگار یه حلقهی بیپایان درست میشه و کارشون سختتر میشه.
پیشنهادش اینه که:
اگه محتوا به جای دیگهای منتقل شده، ریدایرکت رو به همون URL جدید بکنید.
اگه محتوا کلا حذف شده، بهتره همون کد 404 رو نگه دارید و بهش دست نزنید.
ریدایرکت کردن به صفحهی اصلی یا چیزی که فکر میکنید "نزدیکترین جایگزین" هست، کار درستی نیست.
به طور کلی، این کار (ریدایرکت 404 به صفحهی اصلی) میتونه روی تجربهی کاربر و عملکرد سایت تو نتایج جستجو تأثیر منفی بذاره. اسپلیت توی یه ویدیوی کوتاه از سری "SEO Office Hours" این موضوع رو توضیح داده و گفته که این روش باعث میشه هم کاربرها گمراه بشن و هم گوگل نتونه ساختار سایت رو درست بفهمه.
https://www.searchenginejournal.com/googles-martin-splitt-warns-against-redirecting-404s-to-homepage/541549/
#جستجو #سئو
@LDplus
👍1