وسط گپ و گفت همکارانم سر میرسم....صحبت از حمام کردن بچهها در دهه شصت است....حمام کردنی که بیشتر به شکنجه با آب داغ شبیه بود و نظافت با اعمال شاقه....چنان کیسه میکشیدند که انگار به جای چرک، میخواستند استخوان را از زیر پوست بیرون بکشند.....گویی زیر پوست بچهها نه چرک که رد جرمی بود که باید پاک شود!.....همین بود که خیلی از کودکان آن زمان از حمام هراس داشتند و از آن میگریختند....انگار امیرکبیر را به حمام فین میبرند.....با ترس و لرز میرفتند و از نفس افتاده بر میگشتند.....والدینی که گویی چغندر میگرفتند و لبو تحویل میدادند!....حمام کردنی طولانی با لیف و کیسههایی طوفانی که له میکرد.....گاهی چنان بچه را لای پایشان محکم قفل میکردند و میشستند که انگار کودک را به اسیری گرفتهاند و شکنجه میکنند....بچه هم مدام دست و پا میزد تا از آن منطقه عذاب فرار کند و گاهی به همین دلیل کتک هم میخورد....این نسل سوخته نه فقط در سختیهای ایام که در سختی حمام هم سوخت!......شیوه حمام کردنی که شکلی از شکنجه سفید بود....نه شست و شو که رفت و رو بود.... نه سبک زندگی که سد کردن زندگی بود!/ کافهمتن
@LDplus
@LDplus
💔2👍1
برخی از بشقابهای شاهنشاهی ساسانی
برای اطلاعات بیشتر کاوش کنید: Sassanian plates و به سایت موزهها بروید./افق رویداد
#تاریخ #باستانشناسی
@LDplus
برای اطلاعات بیشتر کاوش کنید: Sassanian plates و به سایت موزهها بروید./افق رویداد
#تاریخ #باستانشناسی
@LDplus
مهندسی بینهایت؛ دستگاه تراشهسازی فوقپیشرفته EUV
آیا شگفتانگیز نیست که در قلب تراشهی گوشی هوشمند درون جیب شما، میلیاردها ترانزیستور بر روی تراشهای به اندازهی ناخن انگشت قرار دارد؟ از این هم شگفتانگیزتر، دستگاهی است که این ترانزیستورها را بر روی تراشه میسازد: دستگاه لیتوگرافی فرابنفش بسیار شدید (EUV).
این دستگاه خارقالعاده که قیمت آن به بیش از ۱۵۰ میلیون دلار نیز میرسد، از نوری استفاده میکند که طول موجی فقط به اندازهی ۱۳٫۵ نانومتر دارد: اندازهای کوچکتر از یک ویروس! دستگاه EUV الگوهای پیچیدهای را روی ویفرهای سیلیکونی حک میکند و پایه و اساس ریزتراشههایی را میسازد که همه چیز از ابرکامپیوترها گرفته تا خودروهای خودران را به حرکت درمیآورند.
اما آنچه دستگاههای EUV را واقعا شگفتانگیز میکند، دقت فوقالعادهی آنها نیست، بلکه ابعاد نوآوری در پس این فناوری است. تولید نور از قطرات قلع مذاب، تنظیم اجزا با دقتی کمتر از اندازهی یک اتم و انجام میلیاردها عملیات بدون نقص در هر ثانیه، فرایندی در دنیای واقعی را نشان میدهد که شبیه داستانهای علمیتخیلی به نظر میرسد. فناوری EUV به عنوان یک دستاورد مهندسی، مرزهای نوآوری را جابهجا و راه را برای نسل بعدی محاسبات هموار میکند.
در این مقاله میخواهیم شما را به سفری هیجانانگیز به قلب تپندهی تکنولوژی ببریم. برای آشنایی با دستگاههای فوقپیشرفتهی لیتوگرافی فرابنفش بسیار شدید که تنها یک شرکت هلندی قادر به ساخت آن است، با ما همراه شوید.
ادامه مطلب:
مهندسی بینهایت؛ دستگاه تراشهسازی فوقپیشرفته EUV
@LDplus
آیا شگفتانگیز نیست که در قلب تراشهی گوشی هوشمند درون جیب شما، میلیاردها ترانزیستور بر روی تراشهای به اندازهی ناخن انگشت قرار دارد؟ از این هم شگفتانگیزتر، دستگاهی است که این ترانزیستورها را بر روی تراشه میسازد: دستگاه لیتوگرافی فرابنفش بسیار شدید (EUV).
این دستگاه خارقالعاده که قیمت آن به بیش از ۱۵۰ میلیون دلار نیز میرسد، از نوری استفاده میکند که طول موجی فقط به اندازهی ۱۳٫۵ نانومتر دارد: اندازهای کوچکتر از یک ویروس! دستگاه EUV الگوهای پیچیدهای را روی ویفرهای سیلیکونی حک میکند و پایه و اساس ریزتراشههایی را میسازد که همه چیز از ابرکامپیوترها گرفته تا خودروهای خودران را به حرکت درمیآورند.
اما آنچه دستگاههای EUV را واقعا شگفتانگیز میکند، دقت فوقالعادهی آنها نیست، بلکه ابعاد نوآوری در پس این فناوری است. تولید نور از قطرات قلع مذاب، تنظیم اجزا با دقتی کمتر از اندازهی یک اتم و انجام میلیاردها عملیات بدون نقص در هر ثانیه، فرایندی در دنیای واقعی را نشان میدهد که شبیه داستانهای علمیتخیلی به نظر میرسد. فناوری EUV به عنوان یک دستاورد مهندسی، مرزهای نوآوری را جابهجا و راه را برای نسل بعدی محاسبات هموار میکند.
در این مقاله میخواهیم شما را به سفری هیجانانگیز به قلب تپندهی تکنولوژی ببریم. برای آشنایی با دستگاههای فوقپیشرفتهی لیتوگرافی فرابنفش بسیار شدید که تنها یک شرکت هلندی قادر به ساخت آن است، با ما همراه شوید.
ادامه مطلب:
مهندسی بینهایت؛ دستگاه تراشهسازی فوقپیشرفته EUV
@LDplus
زومیت
مهندسی بینهایت؛ دستگاه تراشهسازی فوقپیشرفته EUV - زومیت
دستگاههای فوقالعاده پیچیده EUV برای ساخت تراشههای پیشرفته امروزی حیاتی است؛ دستگاهی که فقط یک شرکت در دنیا قادر به ساخت آن است.
توی فایل صوتی هدفگذاری یکی از محورهای اصلی حرفم این بود که هدفگذاری اسمارت و اساساً نگاه نتیجهگرا خیلی جاها مفید نیست. نقدها رو هم توضیح دادم.
توی تمرین درس هدف گذاری عملکردی هم یه مثال تجاری و سازمانی رو نوشتم.
اما یه نمونه از زندگی روزمره هست که دیدم بد نیست اینجا تعریف کنم: دربارهٔ عطر.
نگاه من به عطر سالها یه نگاه عملکردی و نتیجهگرا بوده: عطر از برند خوبی باشه و منم دوستش داشته باشم و تمام.
وقتی نگاهمون عملکردیه، کم ریسک میکنیم و به مسیرهای تکراری و «پاخورده» و پیشنهادهای دیگران و ترندهای روز محدود میشیم.
شاید انتخابهامون خوب باشه و بقیه بپسندن، اما جهانمون کوچیک میشه.
توی این ماجرای ساده، من سالها انتخابهام به چند عطر خاص محدود میشد:
Mont Blanc Explore
Bleu de Chanel
Creed Aventus
طبیعتاً بسته به استفادهٔ روزمره یا جلسات رسمی، انتخاب میکردم که کدوم رو استفاده کنم. اینها از نظر من عطرهای کمریسک بودن و با سلیقهام هم جور. تنها زمانهایی عطر دیگه استفاده میکردم که هدیه بگیرم.
این سبک من، ویژگی نگاهِ نتیجهگراست: ریسک کم و خروجی قابلاتکا، اما یادگیری و تجربه بسیار کم و جهان محدود.
جالبه که تجربه و دایرهٔ واژگان، با هم کوچیک و بزرگ میشن. زبانم هم به همون نسبت در زمینهٔ عطر فقیر بود: عطر سرد و گرم و تلخ و شیرین و گاهی هم اشاره به رنگ (عطرهای زرد، عطرهای تم مشکی، عطرهای تم آبی و ...). لابد اگر داریوش آشوری عزیز بود میگفت "زبانمایهٔ عطری" ضعیفی داشتم.
دو سه سال پیش تصمیم گرفتم نگاهم رو در این زمینه Learning-oriented یا یادگیریمحور بکنم. یعنی خیلی درگیر نتیجه نباشم و سعی کنم رایحههای مختلف (نوتها) رو بهتر از قبل بشناسم.
روشم هم ساده بود. میرفتم توی سایت Fragrantica چند تا عطر رو انتخاب میکردم و ترتیب رایحههاشون رو مینوشتم. بعد میرفتم عطرفروشی اون چند تا عطر رو بو میکردم و با اون نوتها تطبیق میدادم.
دیگه کمکم دستم اومد که بوی زنبق، عنبر، تنباکو، لیمو، ترنج، برگ بنفشه، وانیل و ... چهجوریه و وقتی نوت اول باشه با نوت دوم یا سوم چه فرقی میکنه.
تازه فهمیدم چه دنیای جذاب و بانمکیه و این همه سال ازش غافل بودم. با همین پولهایی که تا الان دادهام یا حتی کمتر، میشد چه چیزهایی رو تست کنم اما نکردهام.
و جالبه که الان وقتی توضیحات مکتوب عطر رو میبینم، یعنی هفت هشت تا نوت اصلی رو میبینم، بوش رو روی صفحهٔ مانیتور کاملاً حس میکنم!
دیگه خریدن عطر برام سخت نیست و انتخابم هم توی عطرفروشی انجام نمیشه. اول فکر میکنم که دوست دارم نوت اول عطرم چی باشه. نوت دومش چی باشه. سومش چی باشه. بعد که بو رو توی ذهنم تجسم کردم سرچ میکنم ببینم کدوم برندها اون ترکیب رو تولید کردهان. میرم همونها رو بو میکنم و میخرم.
ما قرار نیست متخصص عطر باشیم. اما اگر استفادهکنندهاش هستیم، میشه تلاش کنیم یک استفادهکنندهٔ مطلع (Informed User) باشیم در حد خودمون.
مثالی که گفتم خیلی پیشپاافتاده بود. اما میخواستم بگم نگاه یادگیریمحور در مقابل عملکردمحور در همهٔ وجوه زندگی، افساری رو که «عرف، سنّت، انتخابهای پیشفرض، ترجیحات و سلیقهٔ دیگران، مُد و ترند روز» به گردن ما انداخته از گردنمون برمیداره و فرصت میده جهان رو بیشتر کشف کنیم. / محمدرضا شعبانعلی
#آموزش #یادگیری #نگرش #عطر
@LDplus
توی تمرین درس هدف گذاری عملکردی هم یه مثال تجاری و سازمانی رو نوشتم.
اما یه نمونه از زندگی روزمره هست که دیدم بد نیست اینجا تعریف کنم: دربارهٔ عطر.
نگاه من به عطر سالها یه نگاه عملکردی و نتیجهگرا بوده: عطر از برند خوبی باشه و منم دوستش داشته باشم و تمام.
وقتی نگاهمون عملکردیه، کم ریسک میکنیم و به مسیرهای تکراری و «پاخورده» و پیشنهادهای دیگران و ترندهای روز محدود میشیم.
شاید انتخابهامون خوب باشه و بقیه بپسندن، اما جهانمون کوچیک میشه.
توی این ماجرای ساده، من سالها انتخابهام به چند عطر خاص محدود میشد:
Mont Blanc Explore
Bleu de Chanel
Creed Aventus
طبیعتاً بسته به استفادهٔ روزمره یا جلسات رسمی، انتخاب میکردم که کدوم رو استفاده کنم. اینها از نظر من عطرهای کمریسک بودن و با سلیقهام هم جور. تنها زمانهایی عطر دیگه استفاده میکردم که هدیه بگیرم.
این سبک من، ویژگی نگاهِ نتیجهگراست: ریسک کم و خروجی قابلاتکا، اما یادگیری و تجربه بسیار کم و جهان محدود.
جالبه که تجربه و دایرهٔ واژگان، با هم کوچیک و بزرگ میشن. زبانم هم به همون نسبت در زمینهٔ عطر فقیر بود: عطر سرد و گرم و تلخ و شیرین و گاهی هم اشاره به رنگ (عطرهای زرد، عطرهای تم مشکی، عطرهای تم آبی و ...). لابد اگر داریوش آشوری عزیز بود میگفت "زبانمایهٔ عطری" ضعیفی داشتم.
دو سه سال پیش تصمیم گرفتم نگاهم رو در این زمینه Learning-oriented یا یادگیریمحور بکنم. یعنی خیلی درگیر نتیجه نباشم و سعی کنم رایحههای مختلف (نوتها) رو بهتر از قبل بشناسم.
روشم هم ساده بود. میرفتم توی سایت Fragrantica چند تا عطر رو انتخاب میکردم و ترتیب رایحههاشون رو مینوشتم. بعد میرفتم عطرفروشی اون چند تا عطر رو بو میکردم و با اون نوتها تطبیق میدادم.
دیگه کمکم دستم اومد که بوی زنبق، عنبر، تنباکو، لیمو، ترنج، برگ بنفشه، وانیل و ... چهجوریه و وقتی نوت اول باشه با نوت دوم یا سوم چه فرقی میکنه.
تازه فهمیدم چه دنیای جذاب و بانمکیه و این همه سال ازش غافل بودم. با همین پولهایی که تا الان دادهام یا حتی کمتر، میشد چه چیزهایی رو تست کنم اما نکردهام.
و جالبه که الان وقتی توضیحات مکتوب عطر رو میبینم، یعنی هفت هشت تا نوت اصلی رو میبینم، بوش رو روی صفحهٔ مانیتور کاملاً حس میکنم!
دیگه خریدن عطر برام سخت نیست و انتخابم هم توی عطرفروشی انجام نمیشه. اول فکر میکنم که دوست دارم نوت اول عطرم چی باشه. نوت دومش چی باشه. سومش چی باشه. بعد که بو رو توی ذهنم تجسم کردم سرچ میکنم ببینم کدوم برندها اون ترکیب رو تولید کردهان. میرم همونها رو بو میکنم و میخرم.
ما قرار نیست متخصص عطر باشیم. اما اگر استفادهکنندهاش هستیم، میشه تلاش کنیم یک استفادهکنندهٔ مطلع (Informed User) باشیم در حد خودمون.
مثالی که گفتم خیلی پیشپاافتاده بود. اما میخواستم بگم نگاه یادگیریمحور در مقابل عملکردمحور در همهٔ وجوه زندگی، افساری رو که «عرف، سنّت، انتخابهای پیشفرض، ترجیحات و سلیقهٔ دیگران، مُد و ترند روز» به گردن ما انداخته از گردنمون برمیداره و فرصت میده جهان رو بیشتر کشف کنیم. / محمدرضا شعبانعلی
#آموزش #یادگیری #نگرش #عطر
@LDplus
تحولی در کشت گلخانهای؛ مزرعه AirFarm تا ۹۹ درصد آب کمتری مصرف میکند
در نمایشگاه CES 2025، شرکت اردنی AirFarm ماژولهای جدید و خلاقانهای معرفی کرد که از ایروپونیک (هواکشت) برای رشد سریعتر محصولات استفاده میکند و کارایی بینظیری دارد. این روش رویکردی جدید و نوآورانه برای کشاورزی در محیطهای داخلی مانند گلخانهها است.
👈ادامه در کامنت
#خلاقیت_و_نوآوری
@LDplus
در نمایشگاه CES 2025، شرکت اردنی AirFarm ماژولهای جدید و خلاقانهای معرفی کرد که از ایروپونیک (هواکشت) برای رشد سریعتر محصولات استفاده میکند و کارایی بینظیری دارد. این روش رویکردی جدید و نوآورانه برای کشاورزی در محیطهای داخلی مانند گلخانهها است.
👈ادامه در کامنت
#خلاقیت_و_نوآوری
@LDplus
عمر آدمی لحظهای بیش نیست؛ وجودش جریانی گذرا، احساساتش مبهم، جسمش طعمهی کرمها، نَفَسش گردبادی ناآرام، سرنوشتش نامعلوم و شهرتش ناپایدار است. مختصر اینکه آدمی از لحاظ جسمانی همچون آبِ جاری و از لحاظ نفسانی همچون خواب و خیال و بخار است. زندگی چیزی نیست جز نبرد، اقامتی کوتاه در سرزمین بیگانه و پس از شهرت، گمنامی فرا میرسد. پس چه چیزی میتواند راهنما و پاسدار آدمی باشد؟ فقط و فقط یک چیز: فلسفه.
#کتاب تاملات، مارکوس اورلیوس
@LDplus
#کتاب تاملات، مارکوس اورلیوس
@LDplus
❤1
حق هیچوقت با اکثریت نیست. تأکید میکنم، هیچوقت! این یکی از اون دروغهای مرسومه که انسانِ آزاده و فکور باید علیهش بشوره. اونهایی که اکثریت رو در یک کشور تشکیل میدن کیها هستن؟ عقلا یا سفها؟ فکر میکنم در این باره باید موافق باشیم که، در حال حاضر، در سراسر دنیا اکثریت وحشتناک و سرکوبگر سفها اطرافمون رو گرفتهن. ولی، مردهشور، یقیناً هرگز درست نیست که سفها باید بر عقلا حکومت کنن. بله، بله، میتونید با داد و قال خفهم کنین، حقیقت رو نمیتونین انکار کنین. اکثریت قدرت داره...بدبختانه... ولی حق با اکثریت نیست. حق با من و چندتای دیگهس. حق همیشه با اقلیته.
#کتاب دشمن مردم، هنریک ایبسن، ترجمه بهزاد قادری، نشر بیدگل
@LDplus
#کتاب دشمن مردم، هنریک ایبسن، ترجمه بهزاد قادری، نشر بیدگل
@LDplus
👍2
چاپ سیویکم منتشر شد...
همه میدانند که برای روییدن نیلوفر به گِلولای نیاز است. اگرچه آن گِلولای بدبوست اما رایحۀ نیلوفر بسیار دلنشین است. اگر آن گِلولای نباشد، نیلوفر شکوفا نمیشود. شما نمیتوانید بر روی سنگ مرمر نیلوفر برویانید. این گُل بدون گِلولای نمیتواند شکوفا شود.
هنگامی که ناامیدی شما را به زانو درمیآورد به هرجا که بنگرید تنها رنج را میبینید و احساس میکنید که در بدترین شرایط هستید، اما باید به یاد بیاوریم که رنج نوعی گِلولای است که برای خلق لذت و شادی به آن نیاز داریم. بدون رنج شادکامی معنا ندارد.
#کتاب نیلوفر و مرداب، تیچ نات هان، ترجمه علی امیرآبادی، نشر بیدگل
@LDplus
همه میدانند که برای روییدن نیلوفر به گِلولای نیاز است. اگرچه آن گِلولای بدبوست اما رایحۀ نیلوفر بسیار دلنشین است. اگر آن گِلولای نباشد، نیلوفر شکوفا نمیشود. شما نمیتوانید بر روی سنگ مرمر نیلوفر برویانید. این گُل بدون گِلولای نمیتواند شکوفا شود.
هنگامی که ناامیدی شما را به زانو درمیآورد به هرجا که بنگرید تنها رنج را میبینید و احساس میکنید که در بدترین شرایط هستید، اما باید به یاد بیاوریم که رنج نوعی گِلولای است که برای خلق لذت و شادی به آن نیاز داریم. بدون رنج شادکامی معنا ندارد.
#کتاب نیلوفر و مرداب، تیچ نات هان، ترجمه علی امیرآبادی، نشر بیدگل
@LDplus
تصویر میتولوژیک از خدا
حدود دو تا سه هزار سال قبل، کوههای المپ شلوغتر از زمین آتن بود. خدایان با هم میجنگیدند. پوزیدون از عصبانیت زمین را میلرزاند و طوفان راه میانداخت. هرا به ازدواج خدایی دیگر حسودی میکرد. افرودیت دلبری میکرد. هرمس پیامها را جابهجا میکرد و مشغول سفر بود. دیونیسوس گاهی غمزده بود، گاهی خوشحال و گاهی مست.
اتفاقهای زمین، انعکاس حالواحوال این خدایان بود.
در نقاطی دیگر هم کسوف و خسوف، خشم خدای آسمان بر اهل زمین تصور میشد.
اکنون ما دوباره با "خدای میتولوژیک" روبهرو هستیم که ۴۰ هزار نفر در جایی کشته میشوند و میرود جای دیگر جان ۱۵ یا ۲۰ نفر را میگیرد.
"انتقام خدای غزه" تیتری است که باید
دینداران را بیشتر از بیدینها دلگیر کند:
سقوط روایت دینی
به جهان میتولوژیک سههزار سال قبل، اما سادهتر و زشتتر
محمدرضا شعبانعلی
@LDplus
حدود دو تا سه هزار سال قبل، کوههای المپ شلوغتر از زمین آتن بود. خدایان با هم میجنگیدند. پوزیدون از عصبانیت زمین را میلرزاند و طوفان راه میانداخت. هرا به ازدواج خدایی دیگر حسودی میکرد. افرودیت دلبری میکرد. هرمس پیامها را جابهجا میکرد و مشغول سفر بود. دیونیسوس گاهی غمزده بود، گاهی خوشحال و گاهی مست.
اتفاقهای زمین، انعکاس حالواحوال این خدایان بود.
در نقاطی دیگر هم کسوف و خسوف، خشم خدای آسمان بر اهل زمین تصور میشد.
اکنون ما دوباره با "خدای میتولوژیک" روبهرو هستیم که ۴۰ هزار نفر در جایی کشته میشوند و میرود جای دیگر جان ۱۵ یا ۲۰ نفر را میگیرد.
"انتقام خدای غزه" تیتری است که باید
دینداران را بیشتر از بیدینها دلگیر کند:
سقوط روایت دینی
به جهان میتولوژیک سههزار سال قبل، اما سادهتر و زشتتر
محمدرضا شعبانعلی
@LDplus
وقتی موضوعی بهکلی قدیمی و از کارافتاده شد، دانشگاهها آن را به واحد درسی اجباری تبدیل میکنند.
از علاقه من به پیتر دراکر خبر دارید. توی فایل صوتی دراکر براتون خیلی دربارهاش گفتم.
مهمترین ویژگی دراکر اینه که بسیاری از آثارش هنوز کاملا اموزنده هستن و متاسفانه بیشتر ناشران مترجم ما در مدیریت و توسعه فردی یه جوری افتادهان روی کتابهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ که فرصت دیدن این آثار کلاسیک رو ندارن.
البته علت دیگه هم اینه که در موضوعات علمی برخلاف حوزههای ادبی، کار روی کلاسیکها جرئت، برند قوی و سواد زیاد میخواد. اگر خودت اسم بزرگ و معتبر نداشته باشی، میترسی از کلاسیکها حرف بزنی. چون نگرانی فکر کنن دنیای جدید رو نمیشناسی که رفتی سراغ قدیمیها. اما با ترجمه کتاب روز، تو هستی که سوار برند و موج زحمت دیگران میشی و نه برعکس.
حالا به هر حال. خواستم بگم بعضی از ایدههایی که در کتاب Age of Discontinuity مطرح میشه هنوز هم جالب و مفید و کاربردیه (۱۹۶۹ نوشته شده).
دراکر توی این فصل میگه:
یه سری کارها، فعالیت، فرایندها، رفتارها و تصمیمها هستن که تا یه زمانی مفید بودهان و همه سراغشون میرفتهان. کارکرد داشتهان.
بعد از مدتی دیگه بهکار نمیان. قدیمی میشن. تاریخ مصرفشون میگذره.
و حالا باید مدیران و تصمیمگیران با این واقعیت که عدهای به اون مسائل و موضوعات رغبت نشون نمیدن، روبهرو بشن و در موردش فکر کنن.
اما چون تنبل هستن یا ریسکگریز هستن یا خلاق نیستن، ترجیح میدن از مواجهه با این تحولات اجتناب کنن. چهجوری؟ اون مسائل و موضوعات رو با فشار قانون اجباری میکنن.
حالا همهچیز درست بهنظر میاد! چون اون افراد بیرغبت، زیر سایهٔ فشار اجبار و قانون ناپدید میشن.
یکی از آرزوهام اینه که اگر زنده و سالم بودم، دو سه سال دیگه یه کتاب بنویسم و یه گزارشی از آثار دراکر ارائه بدم.
محمدرضا شعبانعلی
#کتاب #رهبری #مدیریت #دانشگاه #پیتر_دراکر
@LDplus
پیتر دراکر
از علاقه من به پیتر دراکر خبر دارید. توی فایل صوتی دراکر براتون خیلی دربارهاش گفتم.
مهمترین ویژگی دراکر اینه که بسیاری از آثارش هنوز کاملا اموزنده هستن و متاسفانه بیشتر ناشران مترجم ما در مدیریت و توسعه فردی یه جوری افتادهان روی کتابهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ که فرصت دیدن این آثار کلاسیک رو ندارن.
البته علت دیگه هم اینه که در موضوعات علمی برخلاف حوزههای ادبی، کار روی کلاسیکها جرئت، برند قوی و سواد زیاد میخواد. اگر خودت اسم بزرگ و معتبر نداشته باشی، میترسی از کلاسیکها حرف بزنی. چون نگرانی فکر کنن دنیای جدید رو نمیشناسی که رفتی سراغ قدیمیها. اما با ترجمه کتاب روز، تو هستی که سوار برند و موج زحمت دیگران میشی و نه برعکس.
حالا به هر حال. خواستم بگم بعضی از ایدههایی که در کتاب Age of Discontinuity مطرح میشه هنوز هم جالب و مفید و کاربردیه (۱۹۶۹ نوشته شده).
دراکر توی این فصل میگه:
یه سری کارها، فعالیت، فرایندها، رفتارها و تصمیمها هستن که تا یه زمانی مفید بودهان و همه سراغشون میرفتهان. کارکرد داشتهان.
بعد از مدتی دیگه بهکار نمیان. قدیمی میشن. تاریخ مصرفشون میگذره.
و حالا باید مدیران و تصمیمگیران با این واقعیت که عدهای به اون مسائل و موضوعات رغبت نشون نمیدن، روبهرو بشن و در موردش فکر کنن.
اما چون تنبل هستن یا ریسکگریز هستن یا خلاق نیستن، ترجیح میدن از مواجهه با این تحولات اجتناب کنن. چهجوری؟ اون مسائل و موضوعات رو با فشار قانون اجباری میکنن.
حالا همهچیز درست بهنظر میاد! چون اون افراد بیرغبت، زیر سایهٔ فشار اجبار و قانون ناپدید میشن.
یکی از آرزوهام اینه که اگر زنده و سالم بودم، دو سه سال دیگه یه کتاب بنویسم و یه گزارشی از آثار دراکر ارائه بدم.
محمدرضا شعبانعلی
#کتاب #رهبری #مدیریت #دانشگاه #پیتر_دراکر
@LDplus
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بزرگترین عدد دنیا
عدد گراهام، بهنوعی بزرگترین عدد قابلشمارش شناختهشده در دنیای ریاضیات محسوب میشود. این عدد چنان بزرگ است که فضای کافی برای نوشتن آن در جهان هستی وجود ندارد و محاسبه آن حتی از توان پیشرفتهترین کامپیوترهای کوانتومی نیز خارج است.
براساس نظریه رمسی، فرضی را برای مکعب n وجهی مطرح میکنیم. با این فرض، رئوس قرار گرفته روی مکعب را در نظر بگیرید. حال با در نظر گرفتن ۴ نقطه، آنها را دو به دو به همدیگر با خطوط آبی یا قرمز وصل کنید تا مستطیلی با دو قطر (مجموعاً ۶ خط) پدید آید. در این حالت، باید شانس یافتن ۴ نقطه با این ویژگی را پیدا کنید که خطوطی همرنگ را دارا باشند. عدد گراهام، تعداد وجههای مکعب برای حل این مسئله است. در واقع برای فراهم شدن چنین شرطی، باید مکعبی با تعداد وجههایی بهاندازه عدد گراهام را بسازید.
البته این مکعب با ۶ وجه هم پاسخ مسئله خواهد بود؛ اما پاسخ دوم و کلیتر، به همین عدد مرتبط است. این عدد در سال ١٩٧١ میلادی توسط «رونالد گراهام» و همکار وی کشف شد تا یکی از جذابترین معماهای تاریخ ریاضیات جهان باشد./دیجیاتو
#جالب #کنجکاوی #ریاضی
@LDplus
عدد گراهام، بهنوعی بزرگترین عدد قابلشمارش شناختهشده در دنیای ریاضیات محسوب میشود. این عدد چنان بزرگ است که فضای کافی برای نوشتن آن در جهان هستی وجود ندارد و محاسبه آن حتی از توان پیشرفتهترین کامپیوترهای کوانتومی نیز خارج است.
براساس نظریه رمسی، فرضی را برای مکعب n وجهی مطرح میکنیم. با این فرض، رئوس قرار گرفته روی مکعب را در نظر بگیرید. حال با در نظر گرفتن ۴ نقطه، آنها را دو به دو به همدیگر با خطوط آبی یا قرمز وصل کنید تا مستطیلی با دو قطر (مجموعاً ۶ خط) پدید آید. در این حالت، باید شانس یافتن ۴ نقطه با این ویژگی را پیدا کنید که خطوطی همرنگ را دارا باشند. عدد گراهام، تعداد وجههای مکعب برای حل این مسئله است. در واقع برای فراهم شدن چنین شرطی، باید مکعبی با تعداد وجههایی بهاندازه عدد گراهام را بسازید.
البته این مکعب با ۶ وجه هم پاسخ مسئله خواهد بود؛ اما پاسخ دوم و کلیتر، به همین عدد مرتبط است. این عدد در سال ١٩٧١ میلادی توسط «رونالد گراهام» و همکار وی کشف شد تا یکی از جذابترین معماهای تاریخ ریاضیات جهان باشد./دیجیاتو
#جالب #کنجکاوی #ریاضی
@LDplus
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تبلیغ خلاقانه از مرسدس بنز.
گزارشگر در شهر از یکی میپرسه چه خودروهای آلمانی میشناسی... از همه نام میبره بجز مرسدس بنز... در آخر کلیپ مشخص میشه طرف مکانیک هست. ذهن بیننده رو درگیر میکنه تا به تبلیغ فکر کند. تصور میکنم از بس مردم در ایران تبلیغات سطحی دیدند به راحتی نمیتونن پیام این جور تبلیغات رو درک کنن.
#خلاقیت_و_نوآوری
@LDplus
گزارشگر در شهر از یکی میپرسه چه خودروهای آلمانی میشناسی... از همه نام میبره بجز مرسدس بنز... در آخر کلیپ مشخص میشه طرف مکانیک هست. ذهن بیننده رو درگیر میکنه تا به تبلیغ فکر کند. تصور میکنم از بس مردم در ایران تبلیغات سطحی دیدند به راحتی نمیتونن پیام این جور تبلیغات رو درک کنن.
#خلاقیت_و_نوآوری
@LDplus
🔥1