افشای اطلاعات دانشگاه آزاد واحد نجفآباد
مجموعه بزرگی حاوی بیش از ۵۰ هزار خط نام، نام خانوادگی، نام پدر، شماره ملی، جنسیت، تاریخ تولد، آدرس یا نشانی، رشته تحصیلی، مدرک تحصیلی، آدرس ایمیل، کلمه عبور، شماره تلفن همراه، کد پرسنلی، موقعیت شغلی و اطلاعات دیگری از دانشجویان، اساتید و کارکنان "دانشگاه آزاد واحد نجف آباد" در لیست فروشندگان بانک اطلاعاتی مشاهده شده است.
📌 اطلاعات افشاشده میتواند پیامدهای جدی برای افراد آسیبدیده از جمله خطر سرقت هویت، فیشینگ، یا دسترسی غیرمجاز به حسابهای شخصی و سازمانی به همراه داشته باشد.
✅ صحت دادههای نمونه بررسی شده و قابل تایید است! /leakfarsi
#امنیت
@LDplus
مجموعه بزرگی حاوی بیش از ۵۰ هزار خط نام، نام خانوادگی، نام پدر، شماره ملی، جنسیت، تاریخ تولد، آدرس یا نشانی، رشته تحصیلی، مدرک تحصیلی، آدرس ایمیل، کلمه عبور، شماره تلفن همراه، کد پرسنلی، موقعیت شغلی و اطلاعات دیگری از دانشجویان، اساتید و کارکنان "دانشگاه آزاد واحد نجف آباد" در لیست فروشندگان بانک اطلاعاتی مشاهده شده است.
📌 اطلاعات افشاشده میتواند پیامدهای جدی برای افراد آسیبدیده از جمله خطر سرقت هویت، فیشینگ، یا دسترسی غیرمجاز به حسابهای شخصی و سازمانی به همراه داشته باشد.
✅ صحت دادههای نمونه بررسی شده و قابل تایید است! /leakfarsi
#امنیت
@LDplus
ﻭﺻﻴﺖ ﺳﮓ:
ﺳﮓ ﮔﻠﻪﺍﻯ ﺑﻤﺮﺩ ، ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺧﻴﻠﻰ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﺑﺮث ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ ﺩﻓﻦ ﻛﺮﺩ!
ﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﻗﺎﺿﻰ ﺷﻬﺮ ﺭﺳﻴﺪ و ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﻨﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻭ ﺳﮓ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺨﺎﻙ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﻭﻗﺘﻰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻭ ﻧﺰﺩ ﻗﺎﺿﻰ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﮔﻔﺖ؛
ﺍﻯ ﻗﺎﺿﻰ، ﺍﻳﻦ ﺳﮓ ﻭﺻﻴﺘﻰ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻋﺮﺽ ﻛﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﺮ ﺫﻣﻪ ﻣﻦ ﭼﻴﺰﻯ ﺑﺎﻗﻰ ﻧﻤﺎﻧﺪ!
ﻗﺎﺿﻰ ﭘﺮﺳﻴﺪ؛ﻭﺻﻴﺖ ﭼﻴﺴﺖ؟
ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ؛ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺳﮓ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﻮﺕ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﻭﺻﻴﺖ ﻛﻦ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻛﺴﻰ ﺑﺪﻫﻢ؟ و ﺳﮓ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻤﺎ ﻛﻪ ﻗﺎﺿﻰ ﺷﻬﺮ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩ!
ﺍﻳﻨﻚ ﮔﻠﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ، ﻭ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﺍﺳﺖ!
ﻗﺎﺿﻰ ﺑﺎ ﺗﺎﺛﺮ ﻭ ﺗﺎﺳﻒ ﮔﻔﺖ؛
ﻋﻠﺖ ﻓﻮﺕ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺳﮓ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟ ﺁﻳﺎ ﺑﻪ ﭼﻴﺰ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻭﺻﻴﺖ ﻧﻜﺮﺩ؟ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﻌﻤﺎﺕ ﺍﺧﺮﻭﻯ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻣﻨﺖ ﻧﻬﺪ ﻭ ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺮﻭ، ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻭﺻﺎﻳﺎﻯ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺁﮔﺎﻩ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺗﺎ بدان ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻴﻢ!/پیدیاف بوک
عبید زاکانی
@LDplus
ﺳﮓ ﮔﻠﻪﺍﻯ ﺑﻤﺮﺩ ، ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺧﻴﻠﻰ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﺑﺮث ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ ﺩﻓﻦ ﻛﺮﺩ!
ﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﻗﺎﺿﻰ ﺷﻬﺮ ﺭﺳﻴﺪ و ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﻨﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻭ ﺳﮓ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺨﺎﻙ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﻭﻗﺘﻰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻭ ﻧﺰﺩ ﻗﺎﺿﻰ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﮔﻔﺖ؛
ﺍﻯ ﻗﺎﺿﻰ، ﺍﻳﻦ ﺳﮓ ﻭﺻﻴﺘﻰ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻋﺮﺽ ﻛﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﺮ ﺫﻣﻪ ﻣﻦ ﭼﻴﺰﻯ ﺑﺎﻗﻰ ﻧﻤﺎﻧﺪ!
ﻗﺎﺿﻰ ﭘﺮﺳﻴﺪ؛ﻭﺻﻴﺖ ﭼﻴﺴﺖ؟
ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ؛ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺳﮓ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﻮﺕ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﻭﺻﻴﺖ ﻛﻦ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻛﺴﻰ ﺑﺪﻫﻢ؟ و ﺳﮓ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻤﺎ ﻛﻪ ﻗﺎﺿﻰ ﺷﻬﺮ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩ!
ﺍﻳﻨﻚ ﮔﻠﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ، ﻭ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﺍﺳﺖ!
ﻗﺎﺿﻰ ﺑﺎ ﺗﺎﺛﺮ ﻭ ﺗﺎﺳﻒ ﮔﻔﺖ؛
ﻋﻠﺖ ﻓﻮﺕ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺳﮓ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟ ﺁﻳﺎ ﺑﻪ ﭼﻴﺰ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻭﺻﻴﺖ ﻧﻜﺮﺩ؟ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﻌﻤﺎﺕ ﺍﺧﺮﻭﻯ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻣﻨﺖ ﻧﻬﺪ ﻭ ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺮﻭ، ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻭﺻﺎﻳﺎﻯ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺁﮔﺎﻩ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺗﺎ بدان ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻴﻢ!/پیدیاف بوک
عبید زاکانی
@LDplus
دو سال قبل در چنین روزی قیمت بیتکوین ۱۶ هزار دلار بود و تحلیلگرانی که بیشتر گزارشگر هستند از نابودی همیشگی این بازار و کلاهبرداری بودن بیتکوین میگفتند.
اما امروز و دوسال بعد در حالیکه ارزش ریالی بورس تهران برابر دوسال قبل و ارزش دلاری آن ۳۰٪ کمتر است؛ ارزش دلاری بیتکوین ۶ برابر شده است.
نکته مهم از دید فلسفه حکمرانی : بازار کریپتو کارنسی تنها بازار تقریبا بدون رگولاتور و کاملا خودانتظام دنیاست که دولتها تقریبا هیچ نقشی در آن ندارند و نخبگان دنیا آن را اداره میکنند.
میزان سعادت و رفاه انسانها ارتباط مستقیم دارد با محدودیت و نبود نهاد دولت و اقتصاد و فرهنگ و سیاست دستوری، نمونه آخر برای اثبات صحت این گزاره آرژانتین است که خاویر میلی کشوری که هیچ امیدی به آن نبود را با تعطیلی نهاد دولت احیا کرد.
یکی از دلایل اصلی حضور پررنگ ایلان ماسک در انتخابات امریکا این بود که به عنوان مهمترین بیزینس من و کارآفرین دنیا میدانست که با رای اوردن چپها در امریکا و بیشتر شدن دخالت دولت در اقتصاد وضعیت توسعه بیزینس با چالشهای جدی مواجه خواهد شد./توییتر مهدی رباطی
@LDplus
اما امروز و دوسال بعد در حالیکه ارزش ریالی بورس تهران برابر دوسال قبل و ارزش دلاری آن ۳۰٪ کمتر است؛ ارزش دلاری بیتکوین ۶ برابر شده است.
نکته مهم از دید فلسفه حکمرانی : بازار کریپتو کارنسی تنها بازار تقریبا بدون رگولاتور و کاملا خودانتظام دنیاست که دولتها تقریبا هیچ نقشی در آن ندارند و نخبگان دنیا آن را اداره میکنند.
میزان سعادت و رفاه انسانها ارتباط مستقیم دارد با محدودیت و نبود نهاد دولت و اقتصاد و فرهنگ و سیاست دستوری، نمونه آخر برای اثبات صحت این گزاره آرژانتین است که خاویر میلی کشوری که هیچ امیدی به آن نبود را با تعطیلی نهاد دولت احیا کرد.
یکی از دلایل اصلی حضور پررنگ ایلان ماسک در انتخابات امریکا این بود که به عنوان مهمترین بیزینس من و کارآفرین دنیا میدانست که با رای اوردن چپها در امریکا و بیشتر شدن دخالت دولت در اقتصاد وضعیت توسعه بیزینس با چالشهای جدی مواجه خواهد شد./توییتر مهدی رباطی
@LDplus
یک همکار هندی داریم که تا بهش سلام میکنیم، میخنده. حالش رو میپرسیم، میخنده. جوک براش تعریف کنیم، از خنده میمیره. تو چهرهش هیچ پدر سوختگی نداره این بشر. انگار یه بچه گربهی سیاه و معصومه.
امروز از صبح دیدم نمیخنده. پرسیدم چشه گفتن «تو غذاش گوشت بوده نفهمیده خورده.»[گیاهخوار هست]/توییتر Siavash
@LDplus
امروز از صبح دیدم نمیخنده. پرسیدم چشه گفتن «تو غذاش گوشت بوده نفهمیده خورده.»[گیاهخوار هست]/توییتر Siavash
@LDplus
دونالد ترامپ احتمالا برای اولین بار در کاخ سفید فردی را مسئول رمزارزها میکند
تیم انتقالی دونالد ترامپ در حال بررسی ایجاد یک سمت جدید در کاخ سفید است که فردی را مسئول سیاستگذاری در زمینه ارزهای دیجیتال کند.
طبق گزارشها، نمایندگان صنعت رمزارز که ارتباط مستقیم با ترامپ دارند، در حال فشار آوردن برای ایجاد این سمت هستند.
این نقش میتواند بهعنوان رابط میان کنگره، کاخ سفید و سایر نهادها عمل کند. ترامپ که در دوره اول ریاست جمهوریاش انتقاداتی به رمزارزها داشت، در دوران انتخابات اخیر حمایت خود را از بیتکوین و صنعت رمزارز اعلام کرده و وعده داده بود تا سیاستهای سختگیرانه دولت بایدن علیه رمزارزها را تغییر دهد./دیجیاتو
#رمزارز
@LDplus
تیم انتقالی دونالد ترامپ در حال بررسی ایجاد یک سمت جدید در کاخ سفید است که فردی را مسئول سیاستگذاری در زمینه ارزهای دیجیتال کند.
طبق گزارشها، نمایندگان صنعت رمزارز که ارتباط مستقیم با ترامپ دارند، در حال فشار آوردن برای ایجاد این سمت هستند.
این نقش میتواند بهعنوان رابط میان کنگره، کاخ سفید و سایر نهادها عمل کند. ترامپ که در دوره اول ریاست جمهوریاش انتقاداتی به رمزارزها داشت، در دوران انتخابات اخیر حمایت خود را از بیتکوین و صنعت رمزارز اعلام کرده و وعده داده بود تا سیاستهای سختگیرانه دولت بایدن علیه رمزارزها را تغییر دهد./دیجیاتو
#رمزارز
@LDplus
استفاده از قانون ۱۰-۱۰-۱۰ برای تصمیمگیری بهتر
خیلی وقتها ما در هنگام تصمیمگیری فقط پیامدهای کوتاهمدت (تا ۱۰ دقیقه آینده) تصمیممان را در نظر میگیریم و به پیامدهای بلندمدت آن تصمیم فکر نمیکنیم. این موضوع باعث میشود در لحظه راضی باشیم اما در طولانیمدت با پیامدهایی که پیشبینی نمیکردیم روبهرو بشویم.
قانون ۱۰ ۱۰ ۱۰ میگوید که ما اگر بخواهیم تصمیمی بگیریم، فکر میکنیم که طی ۱۰ دقیقه آینده، ۱۰ ماه آینده و ۱۰ سال آینده چه حسی نسبت به عملی کردن یا نکردن آن تصمیم خواهیم داشت. بر این اساس ما میتوانیم بعد از بررسی این موارد، با آگاهی بیشتری تصمیمگیری کنیم.
@LDplus
خیلی وقتها ما در هنگام تصمیمگیری فقط پیامدهای کوتاهمدت (تا ۱۰ دقیقه آینده) تصمیممان را در نظر میگیریم و به پیامدهای بلندمدت آن تصمیم فکر نمیکنیم. این موضوع باعث میشود در لحظه راضی باشیم اما در طولانیمدت با پیامدهایی که پیشبینی نمیکردیم روبهرو بشویم.
قانون ۱۰ ۱۰ ۱۰ میگوید که ما اگر بخواهیم تصمیمی بگیریم، فکر میکنیم که طی ۱۰ دقیقه آینده، ۱۰ ماه آینده و ۱۰ سال آینده چه حسی نسبت به عملی کردن یا نکردن آن تصمیم خواهیم داشت. بر این اساس ما میتوانیم بعد از بررسی این موارد، با آگاهی بیشتری تصمیمگیری کنیم.
@LDplus
👌1
چرا حالا که شب به نیمه رسیده و من مثل سربازی تیرخورده، از فرط خواب تلو تلو میخورم، باید یاد این خاطرهی بیاهمیت بیفتم؟ یک بار رفته بودیم سفر. با ماشین. شب سوم رسیدیم به یک شهر خلوت که سگ در آن پر نمیزد. البته ساعت یک صبح بود. گرسنه بودیم. فقط یک عرقفروشی باز بود. آبجو سفارش دادیم و قارچ تفتداده و لیموترش. چیز بیشتری نداشت. خدا را شکر کردیم. زن پا به سن گذاشتهای هم آنجا بود که به گمانم یک دبهی چهار لیتری را کامل نوشیده بود. مست و ملنگ. چرخید و آمد نشست کنار ما. بیتعارف. بعد به شکل خودجوش شروع کرد به تعریف کردن داستان زندگیاش. اینکه سی سال پیش در همین میکده با شوهرش که راننده کامیون بوده آشنا شده و اینکه پارسال شوهرش با موتور تصادف کرده و مرده. اینکه هنوز میآید اینجا به امید اینکه یک بار بالاخره در میکده باز بشود و شوهرش بیاید داخل و بگوید من زندهام و تصادف یک شوخی پشتوانتی در حد دوربین مخفی بوده و الخ. خیلی حرف زد. از زمان مهدکودکش تا همین دو ساعت قبل از رسیدن به میکده. واو ننداز.
ترکیب عجیبی بود. ترکیبِ آبجو و قارچ و لیمو و زنی که تا خرتناق مست بود و یکی از شیشههای عینکش گم شده بود و روایت زندگیاش که انگار ترکیبی از فیلم ترمیناتور بود و کیک محبوب من. هفت هشت سالی از آن شب گذشته. بزرگوار با آن مصرف بالای الکل، احتمالا تا حالا درِ یکی از میکدههای بهشت را باز کرده و به شوهرش سلام داده و رفته به دیار باقی. اگر اینطور باشد، یعنی یک روایت جذاب مرده و هیچ کس دیگر به آن دسترسی ندارد. انگار که تنها نسخهی یک کتاب خوانده نشده بیفتد توی تنور نانوایی و جزغاله بشود. همین شد که خواب از سر من پرید. دفن شدن روایتها.
یکی از فتیشهای من هم همین شنونده بودن روایت آدمهاست. از قدیم هم همین بوده است و همیشه آرزو میکردم شغلم طوری باشد که این امکان را به من بدهد. اما چه کاره شدم؟ مهندس. شنونده چه روایتهایی هستم؟ در بهترین حالت، اعتراض مردم از سیستم فاضلاب یا شکایت از ترافیک کوچهی فلان. چه کاره دوست داشتم بشوم؟ مثلا دوست داشتم آن زمانی که مردم برای هم نامه میفرستادند، شغلم پستچی بود. یک پستچی بیشرف و بیاخلاق. صبح به صبح نامهها را از اداره تحویل میگرفتم و سوار ماشین میشدم و میرفتم یک جایی خارج از شهر. زیر درخت کُنار، چای میخوردم با خرما مضافتی. همزمان تک تک نامهها را باز میکردم و داستان آدمها را میخواندم. بعد در پاکتها را با تف یا سریش میبستم و آخر شب میرساندم دست صاحبشان. میبینید؟ خیلی هم بیشرف و بیاخلاق نیستم.
یا مثلا یک کشیش کاتولیک بیشرف و بیاخلاق میشدم. سه شیفت توی کلیسا کنار اتاقک اعتراف مینشستم و چای و خرما مضافتی میخوردم و به اعترافات مردم معمولی گوش میدادم. به گناهانشان که حتما جذابترین بخش زندگیشان است. حتی شاید داستانهایشان را مینوشتم و بعد از مردنشان چاپ میکردم. هر کدام از این آدمها معمولی یک کتاب منحصر به فرد است که هیچ نسخهی دومی از آن وجود ندارد و قبل از افتادن در تنور شاطر، باید از آن کپی گرفت. من داستان ابرقهرمانها و آدمهای مشهور را دوست ندارم. به درد من نمیخورند. من داستان آدمهای معمولی را دوست دارم. چون خودم معمولیام. داستان زندگی جورج واشنگتن به درد کجای من میخورد؟ من داستان یک مهندس فاضلاب را میخواهم بشنوم که نیمهی تاریک ذهنش پر از هیاهوست و هیچ کس از آن خبر ندارد. من دوست داشتم نجاتغریق روایتها باشم. هر وقت کسی میمیرد، انگار ستارهای در آسمان تاریک خاموش میشود. حالا چطور داستان آن درخشش را ثبت کنیم؟ همین ماجراست که من را مغبون میکند.
اصلا باید یک ادارهی روایات تاسیس کنند. اسمش را هم بگذارند سازمان حفاظت روایات (سحر). مردم به اجبار باید بروند سحر و روایتشان را آنجا ثبت کنند. مثل اظهارنامههای مالیاتی. هیچ روایتی دیگر نمیمیرد. اصلا خودم باید این سازمان را راه بیندازم. به عنوان شغل جانبی. میشوم یک مهندس بیشرف و بیاخلاق که نیتش خیر است. شنیدن روایت به نیت حفاظت از آنها. چه کسی بدش میآید که ستارهاش در دل آسمان تا ابد سو سو بزند و ردش باقی بماند؟ مردیم از بس داستان موفقت و شکست گاندی و کلینتون و کاوه گلستان و چرچیل و بنیصدر را دوره کردیم. من به دنبال داستان زندگی یک خیاط تنها هستم که ته یکی از بنبستهای نظامآباد زندگی میکند. معمولی./فهیم عطار
@LDplus
ترکیب عجیبی بود. ترکیبِ آبجو و قارچ و لیمو و زنی که تا خرتناق مست بود و یکی از شیشههای عینکش گم شده بود و روایت زندگیاش که انگار ترکیبی از فیلم ترمیناتور بود و کیک محبوب من. هفت هشت سالی از آن شب گذشته. بزرگوار با آن مصرف بالای الکل، احتمالا تا حالا درِ یکی از میکدههای بهشت را باز کرده و به شوهرش سلام داده و رفته به دیار باقی. اگر اینطور باشد، یعنی یک روایت جذاب مرده و هیچ کس دیگر به آن دسترسی ندارد. انگار که تنها نسخهی یک کتاب خوانده نشده بیفتد توی تنور نانوایی و جزغاله بشود. همین شد که خواب از سر من پرید. دفن شدن روایتها.
یکی از فتیشهای من هم همین شنونده بودن روایت آدمهاست. از قدیم هم همین بوده است و همیشه آرزو میکردم شغلم طوری باشد که این امکان را به من بدهد. اما چه کاره شدم؟ مهندس. شنونده چه روایتهایی هستم؟ در بهترین حالت، اعتراض مردم از سیستم فاضلاب یا شکایت از ترافیک کوچهی فلان. چه کاره دوست داشتم بشوم؟ مثلا دوست داشتم آن زمانی که مردم برای هم نامه میفرستادند، شغلم پستچی بود. یک پستچی بیشرف و بیاخلاق. صبح به صبح نامهها را از اداره تحویل میگرفتم و سوار ماشین میشدم و میرفتم یک جایی خارج از شهر. زیر درخت کُنار، چای میخوردم با خرما مضافتی. همزمان تک تک نامهها را باز میکردم و داستان آدمها را میخواندم. بعد در پاکتها را با تف یا سریش میبستم و آخر شب میرساندم دست صاحبشان. میبینید؟ خیلی هم بیشرف و بیاخلاق نیستم.
یا مثلا یک کشیش کاتولیک بیشرف و بیاخلاق میشدم. سه شیفت توی کلیسا کنار اتاقک اعتراف مینشستم و چای و خرما مضافتی میخوردم و به اعترافات مردم معمولی گوش میدادم. به گناهانشان که حتما جذابترین بخش زندگیشان است. حتی شاید داستانهایشان را مینوشتم و بعد از مردنشان چاپ میکردم. هر کدام از این آدمها معمولی یک کتاب منحصر به فرد است که هیچ نسخهی دومی از آن وجود ندارد و قبل از افتادن در تنور شاطر، باید از آن کپی گرفت. من داستان ابرقهرمانها و آدمهای مشهور را دوست ندارم. به درد من نمیخورند. من داستان آدمهای معمولی را دوست دارم. چون خودم معمولیام. داستان زندگی جورج واشنگتن به درد کجای من میخورد؟ من داستان یک مهندس فاضلاب را میخواهم بشنوم که نیمهی تاریک ذهنش پر از هیاهوست و هیچ کس از آن خبر ندارد. من دوست داشتم نجاتغریق روایتها باشم. هر وقت کسی میمیرد، انگار ستارهای در آسمان تاریک خاموش میشود. حالا چطور داستان آن درخشش را ثبت کنیم؟ همین ماجراست که من را مغبون میکند.
اصلا باید یک ادارهی روایات تاسیس کنند. اسمش را هم بگذارند سازمان حفاظت روایات (سحر). مردم به اجبار باید بروند سحر و روایتشان را آنجا ثبت کنند. مثل اظهارنامههای مالیاتی. هیچ روایتی دیگر نمیمیرد. اصلا خودم باید این سازمان را راه بیندازم. به عنوان شغل جانبی. میشوم یک مهندس بیشرف و بیاخلاق که نیتش خیر است. شنیدن روایت به نیت حفاظت از آنها. چه کسی بدش میآید که ستارهاش در دل آسمان تا ابد سو سو بزند و ردش باقی بماند؟ مردیم از بس داستان موفقت و شکست گاندی و کلینتون و کاوه گلستان و چرچیل و بنیصدر را دوره کردیم. من به دنبال داستان زندگی یک خیاط تنها هستم که ته یکی از بنبستهای نظامآباد زندگی میکند. معمولی./فهیم عطار
@LDplus
❤1
جذب ویتامین از هوا؟ آیا کیفیت هوای تنفس شده مهمتر از چیزی است که تصور میشد؟/دکتر علیاصغر هنرمند
ما روزانه حدود ۹۰۰۰ لیتر هوا تنفس میکنیم و حالا چند پژوهشگر میگویند این احتمال وجود دارد که دستگاه تنفس انسان توانایی جذب برخی ویتامینها، مواد معدنی و اسیدهای چرب مفید را داشته باشد.
آنها کلمهی aeronutrients را هم برای این موضوع پیشنهاد کردهاند که شاید به فارسی بتوان آن را «موادغذایی هوایی!» ترجمه کرد.
علاوه بر این، آنها میگویند باکتریهای معلق در هوا هم مشابه باکتریهای دستگاه گوارش، روی عملکرد و سلامت سیستم تنفس ما تاثیرگذار هستند.
آنها حتی به این نکته هم اشاره میکنند که استفادهی طولانیمدت از دستگاههای تصفیه هوا هم ممکن است شمشیر دو لبه باشد روی سلامت دستگاه تنفس ما تاثیر منفی بگذارند، چون احتمالا برخی از مواد و باکتریهای مفید هوا را هم حذف میکنند.
توجه کنید که تمام موارد گفته شده، فعلا به شکل «نظریه» ارائه شدهاند. اما یک نگاه جدید در اختیار ما قرار میدهند و ممکن است پژوهشهای آینده صحت برخی از آنها را اثبات کند.
همین الان هم برخی شرکتها (مثلا در سوئیس و چین) هوای کوهستان را در قوطی و به شکل فشرده بهفروش میرسانند. اما محصول آنها مورد تمسخر بسیاری از افراد قرار میگیرد!
شاید در آینده بفهمیم این هوا واقعا ارزشمند است و خودش تبدیل به یک تجارت بزرگ شود!
https://www.sciencealert.com/your-body-can-absorb-vitamins-directly-from-air-evidence-shows
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/39486624/
#سلامت #تغذیه #هوا #کنجکاوی
@LDplus
ما روزانه حدود ۹۰۰۰ لیتر هوا تنفس میکنیم و حالا چند پژوهشگر میگویند این احتمال وجود دارد که دستگاه تنفس انسان توانایی جذب برخی ویتامینها، مواد معدنی و اسیدهای چرب مفید را داشته باشد.
آنها کلمهی aeronutrients را هم برای این موضوع پیشنهاد کردهاند که شاید به فارسی بتوان آن را «موادغذایی هوایی!» ترجمه کرد.
علاوه بر این، آنها میگویند باکتریهای معلق در هوا هم مشابه باکتریهای دستگاه گوارش، روی عملکرد و سلامت سیستم تنفس ما تاثیرگذار هستند.
در نتیجه هوایی که تنفس میکنیم، از چیزی که قبلا تصورش میشد اهمیت بیشتری دارد. تا به حال نگران آلودگی هوا بودیم، اما حالا میتوانید یک مورد دیگر را هم به لیست اضافه کنید: این محققان میگویند که کیفیت هوا (شامل میزان مواد مغذی آن و باکتریهای مفیدش) هم اهمیت دارد.
آنها حتی به این نکته هم اشاره میکنند که استفادهی طولانیمدت از دستگاههای تصفیه هوا هم ممکن است شمشیر دو لبه باشد روی سلامت دستگاه تنفس ما تاثیر منفی بگذارند، چون احتمالا برخی از مواد و باکتریهای مفید هوا را هم حذف میکنند.
توجه کنید که تمام موارد گفته شده، فعلا به شکل «نظریه» ارائه شدهاند. اما یک نگاه جدید در اختیار ما قرار میدهند و ممکن است پژوهشهای آینده صحت برخی از آنها را اثبات کند.
همین الان هم برخی شرکتها (مثلا در سوئیس و چین) هوای کوهستان را در قوطی و به شکل فشرده بهفروش میرسانند. اما محصول آنها مورد تمسخر بسیاری از افراد قرار میگیرد!
شاید در آینده بفهمیم این هوا واقعا ارزشمند است و خودش تبدیل به یک تجارت بزرگ شود!
https://www.sciencealert.com/your-body-can-absorb-vitamins-directly-from-air-evidence-shows
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/39486624/
#سلامت #تغذیه #هوا #کنجکاوی
@LDplus
ScienceAlert
Your Body Can Absorb Vitamins Directly From Air, Evidence Shows
Why didn't we know about this?
خرده فروشی امریکایی Target از کفشهایی جدیدی به نام ÜNOS رونمایی کرده که به لطف طراحی Z شکل مانندی که در بخش کفی دارن، میتونن تا یک سایز کامل بزرگتر بشن و جا باز کنن، بدون اینکه شل و لق به نظر بیان.
این کفشها که اسم اونها مخفف Ü Need One Size هست، برای بزرگسالان تا یک سایز و برای کودکان تا نیم سایز میتونه بزرگتر بشه و به خصوص برای کودکان که در سنین رشد هستن میتونه گزینه مناسبی بدون تعویض کفشهاشون باشه.
نسخه کودکان این کفشها با قیمت ۳۵ دلار و نسخه بزرگسالان با قیمت ۵۰ دلار قابل خرید هستن./تکتیوب
theverge
پ.ن: وقتی بچه بودم و با پدرم میرفتیم بازار مثلا برامون کفش بخره، اگه کفشه اندازه پامون بود به فروشنده میگفت یه سایز بالاتر بده. کفشو پا میکردم خودش دست میزد یه کم جا داشته باشه.
یه بار من و فروشنده اصرار داشتیم که اون کفشی که اندازه پام هست رو بپوشم اما بابام قبول نمیکرد و میگفت بچهی رو به پیش (رو به رشد) هست و یه مدتی همین اندازه پاش میشه. حالا اگه زمان برگرده و این کفشها باشن و دلار قیمتش اینقدر بالا نباشه، حتما همینو برام میخره. (:
#خلاقیت_و_نوآوری #کفش
@LDplus
این کفشها که اسم اونها مخفف Ü Need One Size هست، برای بزرگسالان تا یک سایز و برای کودکان تا نیم سایز میتونه بزرگتر بشه و به خصوص برای کودکان که در سنین رشد هستن میتونه گزینه مناسبی بدون تعویض کفشهاشون باشه.
نسخه کودکان این کفشها با قیمت ۳۵ دلار و نسخه بزرگسالان با قیمت ۵۰ دلار قابل خرید هستن./تکتیوب
theverge
پ.ن: وقتی بچه بودم و با پدرم میرفتیم بازار مثلا برامون کفش بخره، اگه کفشه اندازه پامون بود به فروشنده میگفت یه سایز بالاتر بده. کفشو پا میکردم خودش دست میزد یه کم جا داشته باشه.
یه بار من و فروشنده اصرار داشتیم که اون کفشی که اندازه پام هست رو بپوشم اما بابام قبول نمیکرد و میگفت بچهی رو به پیش (رو به رشد) هست و یه مدتی همین اندازه پاش میشه. حالا اگه زمان برگرده و این کفشها باشن و دلار قیمتش اینقدر بالا نباشه، حتما همینو برام میخره. (:
#خلاقیت_و_نوآوری #کفش
@LDplus
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Lifedefender plus
خراب شدن ماشین حمل جنازه فیدل کاسترو در مراسم تشییع جنازه او و چهره واقعی کشوری که او ساخته بود. /علی مرادی مراغهای #تاریخ @LDplus
امروز سالروز مرگ فیدل کاسترو در نوامبر۲۰۱۶م میباشد، بسیاری از رهبران جهان و سلبریتیها در مراسم تشییع جنازهاش شرکت کرده و پیام فرستادند و او را الهامبخش مردم جهان نامیدند. آن زمان حسن روحانی از ایران نیز در پیامی او را مبارز خستگی ناپذیر نامید که یک عمر برای اهتزاز پرچم عدالت و آزادیخواهی کوشیده!
اما اگر او برای عدالت و آزادی جنگید چرا آن بهشتی که ساخت به قفسی از فقر، استیصال و عقب ماندگی... بدل گردید که میلیونها نفر در پی فرار از آنجا و پناهنده شدن به امپریالیزم آمریکا بودند! در مراسم تشییع اش اتفاقی رخ داد که تمامی آن شعارها را کنار زد و چهره واقعی کوبا را نشان داد!
جسدش را سوزانده، تابوت حامل خاکسترش در امتداد مسیری ۹۰۰کیلومتری به سانتیاگو حمل شد همان مسیری که با رفقای شورشی اش در ژانویه ۱۹۵۹ طی کرده و بنام "کاروان آزادی" قدرت را به دست گرفته بودند، اما یک مرتبه آن ماشین حامل تابوتش خراب شده و سربازان مجبور به هل دادن آن میگردند و پلیس مخفی هم ۹۷ نفر از کسانیکه خندیده بودند زندانی کرد!.
این ماشین حامل تابوتش آیینه تمام نمایی از سیستم او بود...!
#تاریخ
@LDplus
اما اگر او برای عدالت و آزادی جنگید چرا آن بهشتی که ساخت به قفسی از فقر، استیصال و عقب ماندگی... بدل گردید که میلیونها نفر در پی فرار از آنجا و پناهنده شدن به امپریالیزم آمریکا بودند! در مراسم تشییع اش اتفاقی رخ داد که تمامی آن شعارها را کنار زد و چهره واقعی کوبا را نشان داد!
جسدش را سوزانده، تابوت حامل خاکسترش در امتداد مسیری ۹۰۰کیلومتری به سانتیاگو حمل شد همان مسیری که با رفقای شورشی اش در ژانویه ۱۹۵۹ طی کرده و بنام "کاروان آزادی" قدرت را به دست گرفته بودند، اما یک مرتبه آن ماشین حامل تابوتش خراب شده و سربازان مجبور به هل دادن آن میگردند و پلیس مخفی هم ۹۷ نفر از کسانیکه خندیده بودند زندانی کرد!.
این ماشین حامل تابوتش آیینه تمام نمایی از سیستم او بود...!
#تاریخ
@LDplus
خوراکیهایی با خاک رس که باور نمیکنید واقعی نباشند
تانیا، هنرمند اوکراینی است که مجسمههای مینیاتوری شگفتانگیزی را با خاک رس میسازد. هنرمند بااستعداد میوهها، سبزیجات و انواع خوراکیها و حیوانات را با خاک رس شکل میدهد و سپس رنگآمیزی میکند. این مجسمهها به قدری واقعی به نظر میرسند که گاهی ممکن است بیننده آنها را با خوراکیهای واقعی اشتباه بگیرد. در ادامه میتوانید تعدادی از کارهای خیرهکننده تانیا را ببینید و از او الهام بگیرید.
مشاهده همه تصاویر
#هنر
@LDplus
تانیا، هنرمند اوکراینی است که مجسمههای مینیاتوری شگفتانگیزی را با خاک رس میسازد. هنرمند بااستعداد میوهها، سبزیجات و انواع خوراکیها و حیوانات را با خاک رس شکل میدهد و سپس رنگآمیزی میکند. این مجسمهها به قدری واقعی به نظر میرسند که گاهی ممکن است بیننده آنها را با خوراکیهای واقعی اشتباه بگیرد. در ادامه میتوانید تعدادی از کارهای خیرهکننده تانیا را ببینید و از او الهام بگیرید.
مشاهده همه تصاویر
#هنر
@LDplus