شناق
کلمهی "شناق" را اولین بار از زینت شنیدم. وقتی هفت هشت سالم بود. شناق گفتنِ ما گیلکها، همان معرفت و قدرشناسی شماها میشود.
ما میگوییم فلانی شناق دارد.
محبت توی چشمش میماند.
یا غر میزنیم بیساری چقدر بیشناق است. یک من عسل توی دهانش کنی نه تنها یادش نمیماند، شاید دستت را هم گاز بگیرد.
بعدها فهمیدم شناق داشتن به آدم وحیوان نیست. این را هم زینت گفت.
بعد از آمدن آن قووی زخمی.
حیوان، یک زمستان شبی پیداش شد.
باد و بوران پشت پنجره و دالانها عوعو میکرد.
هیچکس نفهمید چطور بالش شکسته. چطور با آن بال آویزان از کتف، خودش را از حصار پرت کرد و روی ایوان رساند.
زینت صبح که دیدش، اول خوف کرد. بعد دید حیوان جان ندارد تکان بخورد. از همان لحظه پرستارش شد. قو هم شد همدم زینت. تا خود بهار، تر و خشکش کرد.
همسایهها دم در صف میکشیدند تا راه رفتنش را ببینند. حیوان گردنش را طوری دراز میکرد که انگار میخواست آخر انزلی را ببیند.
همسایهها گفتند گناه دارد. این قو روی زمین خشک دوام نمیآورد. گفتند نبین حالا هر جا میروی پشت سرت کون میزند و میآید. یک وقت دیدی بیخبر بال باز میکند و میرود، پس این قدر بهش دل نبند. زینت گفته بود نه این شناق دارد. از چشمانش مشخص است.
چند باری پیش ما دست به کمر حیوان کشیده بود که هر وقت میخواهی برو. لابد کسوکارت تا الان کانادا پانادا را هم رد کردهاند. حیوان گردنش را خوابانده بود روی پاهاش و نرفته بود.
اوایل زینت براش یک تشت آب گذاشت. بعد دید حیوانی نمیتواند توی آن یکوجب جا کلهپا شود. شالاپشلوپ راه بیندازد. یک روز بردش توی کوچهیپشتی که به مرداب میخورد. حیوان عینهو یک بچه با منقار گوشه چادر زن را گرفته بود. زینت تالاب را نشانش داد.خم شد یک مشت آب مانده روی بالهاش ریخت. گفت برود سروجانش را بشورد.
حیوان افتاد توی آب. اولش شیرجه زد، کونش را هوا داد، بعد یکدفعهای رفت زیر آب. زینت دلش داشت در میآمد. از پرکِش شانههاش فهمیدیم. از لپجی که چانهاش را جمع کرده بود.
قو دورتر رفت. بالهاش را باز کرد تا نوک نیزار پرید. همسایهها گفتند دیگر تمام شد. دوباره تنهاییهای این زن شروع شد..
چادر افتاد روی شانههای زینت. چشمان ریزش خیس شد. داشت سمت خانهاش پا میکشید که قو برگشت. کنار پای پرستارش ایستاد. آب از سر و گردنش میریخت. گوشه چادر زن را کشید. بالش را به پاش مالید. همان بال شکستهاش را.
همان بالی که زینت دو ماه با "شالاکی" بسته بودش. بعد زودتر از همه سمت خانه راه افتاد.
زینت مثل قو گردن راست کرد
که دیدید گفتم شناق داشتن آدم و حیوان ندارد.
همهی اینها را گفتم تا بگویم حالا تو هی بیا به آدمهای دوروبرت خوبی کن. هی بیا کیلوکیلو عسل توی حلقشان بریز.
شناق که نباشد همه چیز خراب میشود. آدم وحیوان هم ندارد... / فاطمه رهبر
@LDplus
کلمهی "شناق" را اولین بار از زینت شنیدم. وقتی هفت هشت سالم بود. شناق گفتنِ ما گیلکها، همان معرفت و قدرشناسی شماها میشود.
ما میگوییم فلانی شناق دارد.
محبت توی چشمش میماند.
یا غر میزنیم بیساری چقدر بیشناق است. یک من عسل توی دهانش کنی نه تنها یادش نمیماند، شاید دستت را هم گاز بگیرد.
بعدها فهمیدم شناق داشتن به آدم وحیوان نیست. این را هم زینت گفت.
بعد از آمدن آن قووی زخمی.
حیوان، یک زمستان شبی پیداش شد.
باد و بوران پشت پنجره و دالانها عوعو میکرد.
هیچکس نفهمید چطور بالش شکسته. چطور با آن بال آویزان از کتف، خودش را از حصار پرت کرد و روی ایوان رساند.
زینت صبح که دیدش، اول خوف کرد. بعد دید حیوان جان ندارد تکان بخورد. از همان لحظه پرستارش شد. قو هم شد همدم زینت. تا خود بهار، تر و خشکش کرد.
همسایهها دم در صف میکشیدند تا راه رفتنش را ببینند. حیوان گردنش را طوری دراز میکرد که انگار میخواست آخر انزلی را ببیند.
همسایهها گفتند گناه دارد. این قو روی زمین خشک دوام نمیآورد. گفتند نبین حالا هر جا میروی پشت سرت کون میزند و میآید. یک وقت دیدی بیخبر بال باز میکند و میرود، پس این قدر بهش دل نبند. زینت گفته بود نه این شناق دارد. از چشمانش مشخص است.
چند باری پیش ما دست به کمر حیوان کشیده بود که هر وقت میخواهی برو. لابد کسوکارت تا الان کانادا پانادا را هم رد کردهاند. حیوان گردنش را خوابانده بود روی پاهاش و نرفته بود.
اوایل زینت براش یک تشت آب گذاشت. بعد دید حیوانی نمیتواند توی آن یکوجب جا کلهپا شود. شالاپشلوپ راه بیندازد. یک روز بردش توی کوچهیپشتی که به مرداب میخورد. حیوان عینهو یک بچه با منقار گوشه چادر زن را گرفته بود. زینت تالاب را نشانش داد.خم شد یک مشت آب مانده روی بالهاش ریخت. گفت برود سروجانش را بشورد.
حیوان افتاد توی آب. اولش شیرجه زد، کونش را هوا داد، بعد یکدفعهای رفت زیر آب. زینت دلش داشت در میآمد. از پرکِش شانههاش فهمیدیم. از لپجی که چانهاش را جمع کرده بود.
قو دورتر رفت. بالهاش را باز کرد تا نوک نیزار پرید. همسایهها گفتند دیگر تمام شد. دوباره تنهاییهای این زن شروع شد..
چادر افتاد روی شانههای زینت. چشمان ریزش خیس شد. داشت سمت خانهاش پا میکشید که قو برگشت. کنار پای پرستارش ایستاد. آب از سر و گردنش میریخت. گوشه چادر زن را کشید. بالش را به پاش مالید. همان بال شکستهاش را.
همان بالی که زینت دو ماه با "شالاکی" بسته بودش. بعد زودتر از همه سمت خانه راه افتاد.
زینت مثل قو گردن راست کرد
که دیدید گفتم شناق داشتن آدم و حیوان ندارد.
همهی اینها را گفتم تا بگویم حالا تو هی بیا به آدمهای دوروبرت خوبی کن. هی بیا کیلوکیلو عسل توی حلقشان بریز.
شناق که نباشد همه چیز خراب میشود. آدم وحیوان هم ندارد... / فاطمه رهبر
@LDplus
دلار ۷۰ هزار تومان... ۷۰۰،۰۰۰ ریال جمهوری اسلامی. ارزش ریال عمان امروز ۲/۶۱ دلار یعنی حدود ۱۸۲،۰۰۰ تومان است. پیرو همین موضوع این ویدیوی علی بندری رو ببینید:
دوقلوهای خیلی ناهمسان: یمن و عمان
عمان و یمن، دو کشوری که خیلی شبیه همن و هیج شباهتی به هم ندارن. یکی چند دهه است که فقیرترین کشور عربه روز به روز شبیهتر میشه به سومالی اون طرف خلیج عدن، یک سومالی عربی در همسایگی یک سوییس عربی.
https://youtu.be/NKEKTG6UBTk?si=WKchBMYDAyDQZdWb
#سیاست #دلار #فقر
@LDplus
دوقلوهای خیلی ناهمسان: یمن و عمان
عمان و یمن، دو کشوری که خیلی شبیه همن و هیج شباهتی به هم ندارن. یکی چند دهه است که فقیرترین کشور عربه روز به روز شبیهتر میشه به سومالی اون طرف خلیج عدن، یک سومالی عربی در همسایگی یک سوییس عربی.
https://youtu.be/NKEKTG6UBTk?si=WKchBMYDAyDQZdWb
#سیاست #دلار #فقر
@LDplus
YouTube
دوقلوهای خیلی ناهمسان: عمان و یمن
عمان و یمن، دو کشوری که خیلی شبیه همن و هیج شباهتی به هم ندارن. یکی چند دهه است که فقیرترین کشور عربه روز به روز شبیهتر میشه به سومالی اون طرف خلیج عدن، یک سومالی عربی در همسایگی یک سوییس عربی.
متن: زهره سروشفر، علی بندری
ویدیو: حمیدرضا فرخسرشت
0:00…
متن: زهره سروشفر، علی بندری
ویدیو: حمیدرضا فرخسرشت
0:00…
👍1
عکسهایی از دوران کودکی و جوانی دونالد ترامپ و کامالا هریس + تاریخچهای از زندگی آنها
▫️دونالد جان ترامپ در ۱۴ ژوئن ۱۹۴۶ در محله جامائیکا استیتس منطقه کویینز، نیویورک به دنیا آمد. او چهارمین فرزند از پنج فرزند خانواده ترامپ بود. پدرش فرد ترامپ، یک توسعهدهنده املاک موفق با اصالت آلمانی بود و مادرش، مری آن مکلود ترامپ اصالتی اسکاتلندی داشت. خانواده ترامپ به دلیل موقعیت مالی مناسب و دیدگاههای محافظهکارانه، در محلهای ثروتمندنشین زندگی میکردند. پدرش به عنوان یک الگو در تجارت، تاثیر زیادی بر دونالد گذاشت و به او یاد داد که چگونه میتوان در دنیای کسبوکار به موفقیت دست یافت.
▫️کامالا دِوی هریس در ۲۰ اکتبر ۱۹۶۴ در اوکلند کالیفرنیا به دنیا آمد. مادر او، شیامالا گوپالان، دانشمند برجسته و محقق سرطان با اصالت هندی بود که به آمریکا مهاجرت کرده بود. پدرش، دونالد هریس، اقتصاددان جامائیکایی، هر دو در کامالا روحیهای سرشار از عدالتخواهی و تلاش برای تغییر را ایجاد کردند. مادرش به عنوان یک فعال اجتماعی تاثیرگذار، دختران خود، کامالا و خواهرش مایا را به فعالیتهای اجتماعی و حقوق بشری علاقهمند کرد./یکپزشک
@LDplus
▫️دونالد جان ترامپ در ۱۴ ژوئن ۱۹۴۶ در محله جامائیکا استیتس منطقه کویینز، نیویورک به دنیا آمد. او چهارمین فرزند از پنج فرزند خانواده ترامپ بود. پدرش فرد ترامپ، یک توسعهدهنده املاک موفق با اصالت آلمانی بود و مادرش، مری آن مکلود ترامپ اصالتی اسکاتلندی داشت. خانواده ترامپ به دلیل موقعیت مالی مناسب و دیدگاههای محافظهکارانه، در محلهای ثروتمندنشین زندگی میکردند. پدرش به عنوان یک الگو در تجارت، تاثیر زیادی بر دونالد گذاشت و به او یاد داد که چگونه میتوان در دنیای کسبوکار به موفقیت دست یافت.
▫️کامالا دِوی هریس در ۲۰ اکتبر ۱۹۶۴ در اوکلند کالیفرنیا به دنیا آمد. مادر او، شیامالا گوپالان، دانشمند برجسته و محقق سرطان با اصالت هندی بود که به آمریکا مهاجرت کرده بود. پدرش، دونالد هریس، اقتصاددان جامائیکایی، هر دو در کامالا روحیهای سرشار از عدالتخواهی و تلاش برای تغییر را ایجاد کردند. مادرش به عنوان یک فعال اجتماعی تاثیرگذار، دختران خود، کامالا و خواهرش مایا را به فعالیتهای اجتماعی و حقوق بشری علاقهمند کرد./یکپزشک
@LDplus
👍1
ساختارهای ریاضی
«Mathematical Structures»
ساختارها در ریاضی به چهار دسته تقسیم میشن:
۱-ساختارهای جبری
«Algebraic Structures»
▫️مثل فیلدها،گروهها،حلقهها،میدانها،روابط جزئی و روابط ترتیبی و ...
۲-ساختارهای هندسی
«Geometric Structures»
▫️مثل منحنیها،فضاهای اقلیدسی،فضاهای غیراقلیدسی،سطوح و مجتمعهای توپولوژیکی و ...
۳-ساختارهای محاسباتی
«Computational Structures»
▫️مثل ماشینهای محاسباتی،ماشینهای تورینگ،حسابگرها،سیستمهای محاسباتی و ...
۴-ساختارهای دیفرانسیل
«Differential Structures»
▫️مثل تنسورها، فضاهای دیفرانسیل و میدانهای برداری و .../ مغز سرخ.
#ریاضی #ریاضیات
@LDplus
«Mathematical Structures»
ساختارها در ریاضی به چهار دسته تقسیم میشن:
۱-ساختارهای جبری
«Algebraic Structures»
▫️مثل فیلدها،گروهها،حلقهها،میدانها،روابط جزئی و روابط ترتیبی و ...
۲-ساختارهای هندسی
«Geometric Structures»
▫️مثل منحنیها،فضاهای اقلیدسی،فضاهای غیراقلیدسی،سطوح و مجتمعهای توپولوژیکی و ...
۳-ساختارهای محاسباتی
«Computational Structures»
▫️مثل ماشینهای محاسباتی،ماشینهای تورینگ،حسابگرها،سیستمهای محاسباتی و ...
۴-ساختارهای دیفرانسیل
«Differential Structures»
▫️مثل تنسورها، فضاهای دیفرانسیل و میدانهای برداری و .../ مغز سرخ.
#ریاضی #ریاضیات
@LDplus
افرادی که دیدگاه مثبتی نسبت به پیری دارند، مشکلات شناختی کمتری را گزارش میکنند.
این تحقیق نشان داد که افرادی که دیدگاه مثبتتری نسبت به پیری دارند کمتر احتمال دارد مشکلاتی را در عملکردهای شناختی مانند مشکل در تمرکز یا پیگیری وظایف گزارش کنند.
نیکی هیل، نویسنده اول این مطالعه میگوید: «انتظارات سالمندی انعطافپذیر هستند و بر ادراک فرد از عملکرد شناختیشان تاثیر میگذارند».هیل خاطرنشان کرد که ترویج انتظارات واقعیتر و مثبتتر از سالمندی میتواند با تقویت آگاهی بهتر و فرضیات دقیق در مورد روند پیری، پیری شناختی سالم تر را به همراه داشته باشد.
مطالعات قبلی نشان دادهاند که باورهای مربوط به پیری میتواند نتایج سلامتی متفاوتی را شکل دهد. افرادی که انتظارات منفی دارند اغلب زوال جسمی و شناختی سریعتری را تجربه میکنند، در حالی که باورهای مثبت با رفتارهایی مرتبط هستند که از بهزیستی حمایت میکنند، مانند ورزش منظم.
محققان امیدوارند که راه های موثری برای حمایت از سالمندان و رفع نیازهای سلامت شناختی آنها به طور پیشگیرانه کشف کنند.
https://www.tandfonline.com/doi/full/10.1080/13607863.2024.2399080
#سلامت #پیری #عملکرد_شناختی
@LDplus
این تحقیق نشان داد که افرادی که دیدگاه مثبتتری نسبت به پیری دارند کمتر احتمال دارد مشکلاتی را در عملکردهای شناختی مانند مشکل در تمرکز یا پیگیری وظایف گزارش کنند.
نیکی هیل، نویسنده اول این مطالعه میگوید: «انتظارات سالمندی انعطافپذیر هستند و بر ادراک فرد از عملکرد شناختیشان تاثیر میگذارند».هیل خاطرنشان کرد که ترویج انتظارات واقعیتر و مثبتتر از سالمندی میتواند با تقویت آگاهی بهتر و فرضیات دقیق در مورد روند پیری، پیری شناختی سالم تر را به همراه داشته باشد.
مطالعات قبلی نشان دادهاند که باورهای مربوط به پیری میتواند نتایج سلامتی متفاوتی را شکل دهد. افرادی که انتظارات منفی دارند اغلب زوال جسمی و شناختی سریعتری را تجربه میکنند، در حالی که باورهای مثبت با رفتارهایی مرتبط هستند که از بهزیستی حمایت میکنند، مانند ورزش منظم.
این مطالعه از طریق یک نظرسنجی آنلاین از 581 آمریکایی 65 ساله و بالاتر که بدون هیچ گونه تشخیص زوال عقل یا اختلالات شناختی قابل توجهی به طور مستقل زندگی می کردند، انجام شد.
در میان شرکت کنندگان، 51 درصد زن بودند و 74 درصد سفیدپوستان غیر اسپانیایی بودند. در این نظرسنجی از پاسخ دهندگان خواسته شد تا انتظارات خود را در مورد سلامت جسمی، ذهنی و شناختی خود با افزایش سن ارزیابی کنند و عملکرد شناختی خود را در هفته گذشته بررسی کنند و توانایی های فعلی خود را با توانایی های یک دهه قبل از ارزیابی کاهش درک شده مقایسه کنند.
نتایج نشان داد که شرکتکنندگانی که انتظارات مثبت پیری را حفظ میکردند، احتمالا عملکرد شناختی خود را بهتر ارزیابی میکردند و کاهش درک کمتری را در کوتاهمدت و بلندمدت گزارش کردند.
محققان امیدوارند که راه های موثری برای حمایت از سالمندان و رفع نیازهای سلامت شناختی آنها به طور پیشگیرانه کشف کنند.
https://www.tandfonline.com/doi/full/10.1080/13607863.2024.2399080
#سلامت #پیری #عملکرد_شناختی
@LDplus
Taylor & Francis
Just as expected? Older adults’ aging expectations are associated with subjective cognition
This study investigated the relationship between older adults’ expectations regarding aging and subjective cognition. Specifically, we examined whether the three domains of aging expectations (phys...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️بیاعتنایی مراجع قضایی به مرگ ۷۰ بیمار دیالیزی با داروی آلوده شرکت وابسته به آستان قدس
▫️صفاق، غشائی است که جدار داخلی حفره شکم را میپوشاند و در روش دیالیز صفاقی، از این پوشش برای پاک کردن مواد زائد از خون استفاده میشود.
براساس اظهارات سلمان اسحاقی، نماینده مجلس ایران و سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان:
در ایران ۸۰۰ هزار بیمار کلیوی، دیالیز صفاقی میشوند. در وهله اول، ۱۰ تا ۱۲ بیمار دیالیزی در شهرهای مشهد و اصفهان به دلیل استفاده از محلول و با علائم مغزی، عفونتی، تشنجی و کما جان خود را از دست دادند و پس از مدتی آمار فوتیها به ۵۰ نفر رسید و تاکنون ۷۰ نفر جان خود را از دست دادند.»
بررسیهای شرکت ثامن تولید کننده وابسته به آستان قدس، نشان داد که از دیماه سال گذشته دو منبع وجود داشته که ناخالصی بالایی داشتهاند و باعث غلظت بالای آلومینیوم در سرمهای صفاقی شده و عوارض آن هم با آلودگی مورد اشاره انطباق داشت. اطلاعات بیشتر درباره دیالیز صفاقی ./ فرازتد
@LDplus
▫️صفاق، غشائی است که جدار داخلی حفره شکم را میپوشاند و در روش دیالیز صفاقی، از این پوشش برای پاک کردن مواد زائد از خون استفاده میشود.
براساس اظهارات سلمان اسحاقی، نماینده مجلس ایران و سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان:
در ایران ۸۰۰ هزار بیمار کلیوی، دیالیز صفاقی میشوند. در وهله اول، ۱۰ تا ۱۲ بیمار دیالیزی در شهرهای مشهد و اصفهان به دلیل استفاده از محلول و با علائم مغزی، عفونتی، تشنجی و کما جان خود را از دست دادند و پس از مدتی آمار فوتیها به ۵۰ نفر رسید و تاکنون ۷۰ نفر جان خود را از دست دادند.»
بررسیهای شرکت ثامن تولید کننده وابسته به آستان قدس، نشان داد که از دیماه سال گذشته دو منبع وجود داشته که ناخالصی بالایی داشتهاند و باعث غلظت بالای آلومینیوم در سرمهای صفاقی شده و عوارض آن هم با آلودگی مورد اشاره انطباق داشت. اطلاعات بیشتر درباره دیالیز صفاقی ./ فرازتد
@LDplus
🤬2
رویکردی انقلابی در درمان سرطان: ایجاد ترکیب پروتئینی که سلولهای سرطانی را از درون نابود میکند
در بدن انسان، فرایند آپوپتوز (apoptosis) یا خودکشی سلولی، نقشی حیاتی در حفظ سلامت بافتها و جلوگیری از رشد سلولهای معیوب دارد. در این فرایند، سلولها در صورت تشخیص آسیبهای جدی یا اختلالات عملکردی، خود را نابود میکنند تا از گسترش مشکلات به سلولهای سالم جلوگیری کنند. این مکانیسم در بسیاری از بیماریها نقشی کلیدی دارد و دانشمندان از دیرباز به دنبال راهی برای استفاده از این مکانیسم طبیعی در درمان سرطان هستند؛ بیماریای که ناشی از تکثیر بیرویه و نابودیناپذیر سلولهای سرطانی است.
هدف پژوهشگران برای استفاده از آپوپتوز در درمان سرطان
از آنجا که روشهای درمانی مرسوم مانند شیمیدرمانی و پرتودرمانی میتوانند به سلولهای سالم نیز آسیب بزنند، محققان مدتهاست به دنبال راهکاری هدفمندتر هستند که تنها سلولهای سرطانی را هدف قرار دهد. پژوهشهای جدید دانشمندان به رویکردی دست یافتهاند که شاید بتواند این آرزوی دیرینه را محقق کند: ترکیب پروتئینهایی که مستقیماً ژنهای مرتبط با آپوپتوز را در سلولهای سرطانی فعال میکنند و باعث خودتخریبی آنها میشوند.
ادامه مطلب...
https://bgr.com/science/scientists-found-a-new-way-to-make-cancer-cells-self-destruct/?bgr-partner=flipboard
#خبر_علمی #سرطان
@LDplus
در بدن انسان، فرایند آپوپتوز (apoptosis) یا خودکشی سلولی، نقشی حیاتی در حفظ سلامت بافتها و جلوگیری از رشد سلولهای معیوب دارد. در این فرایند، سلولها در صورت تشخیص آسیبهای جدی یا اختلالات عملکردی، خود را نابود میکنند تا از گسترش مشکلات به سلولهای سالم جلوگیری کنند. این مکانیسم در بسیاری از بیماریها نقشی کلیدی دارد و دانشمندان از دیرباز به دنبال راهی برای استفاده از این مکانیسم طبیعی در درمان سرطان هستند؛ بیماریای که ناشی از تکثیر بیرویه و نابودیناپذیر سلولهای سرطانی است.
هدف پژوهشگران برای استفاده از آپوپتوز در درمان سرطان
از آنجا که روشهای درمانی مرسوم مانند شیمیدرمانی و پرتودرمانی میتوانند به سلولهای سالم نیز آسیب بزنند، محققان مدتهاست به دنبال راهکاری هدفمندتر هستند که تنها سلولهای سرطانی را هدف قرار دهد. پژوهشهای جدید دانشمندان به رویکردی دست یافتهاند که شاید بتواند این آرزوی دیرینه را محقق کند: ترکیب پروتئینهایی که مستقیماً ژنهای مرتبط با آپوپتوز را در سلولهای سرطانی فعال میکنند و باعث خودتخریبی آنها میشوند.
ادامه مطلب...
https://bgr.com/science/scientists-found-a-new-way-to-make-cancer-cells-self-destruct/?bgr-partner=flipboard
#خبر_علمی #سرطان
@LDplus
ازآنجاکه تروما خیلی قبلتر از تولد ما اتفاق افتاده، اغلب در پس آگاهیمان پنهان میماند و از وجودش بیخبریم.
میدانیم که مشکلی وجود دارد؛ اما نمیتوانیم روی «آنچه اتفاق افتاده»، انگشت بگذاریم. در عوض، حدس میزنیم که مشکل خود ما هستیم و چیزی در درون ما «اشتباه» است./توییترMEDinfinit
از #کتاب با تو شروع نشده
نوشته Mark Wolynn
@LDplus
میدانیم که مشکلی وجود دارد؛ اما نمیتوانیم روی «آنچه اتفاق افتاده»، انگشت بگذاریم. در عوض، حدس میزنیم که مشکل خود ما هستیم و چیزی در درون ما «اشتباه» است./توییترMEDinfinit
از #کتاب با تو شروع نشده
نوشته Mark Wolynn
@LDplus
👍1
ارزش دلاری بورس تهران به زیر سقف سال ۹۲ یعنی ۱۰۰ میلیارد دلار سقوط کرد
به عبارت سادهتر ارزش کل شرکتهای بزرگ ایران اندازه سود یکسال آرامکو عربستان هم نیست/بهنام صمدی
@LDplus
به عبارت سادهتر ارزش کل شرکتهای بزرگ ایران اندازه سود یکسال آرامکو عربستان هم نیست/بهنام صمدی
@LDplus
🤣2
وقتی بچه گوزن با آدما برخورد میکنه ، آدما از روی محبت میان و نوازشش میکنن ولی بچه گوزن دیگه نمیتونه برگرده پیش خونوادش!
چون خونوادش به خاطر بویی که از آدما روی بدنش مونده ، پسش میزنن و بچه گوزن طرد میشه و آخر سر میمیره...
اینو ربط بده به خیلی از روابط و رفتارات!
#روابط_خانوادگی
@LDplus
چون خونوادش به خاطر بویی که از آدما روی بدنش مونده ، پسش میزنن و بچه گوزن طرد میشه و آخر سر میمیره...
اینو ربط بده به خیلی از روابط و رفتارات!
#روابط_خانوادگی
@LDplus
والپیپرهای رسمی HyperOS 2 شیائومی را میتوانید از اینجا در چند پست با کیفیت بالا دانلود کنید.
#والپیپر #پسزمینه
@LDplus
#والپیپر #پسزمینه
@LDplus
Telegram
Zoomit | زومیت
در عمق این عکس و پشت این قاب، در خیال خود، آدمی را میبینم که در یک عصر دل انگیز پاییزی به خانه برگشته و خستگیاش را با نوشیدن چای به در میکند....بی آنکه ذهنش آشفته از شهرآشوب روزگار و خیالی پرخراش باشد، یک رخوت دلپذیر را در خلوت خود میگذراند.....در حظ لحظه.....حسی از این دست، اینکه فقط در خود لحظه جاری شوی و از خودِ خود لحظه لذت ببری به گمانم تنها تجربه رهایی بخش زیستن است.....جایی که زمام ذهنت به دست زمان رفته و نیامده نیست تا حافظهای زخمی یا نگران، لذت ِبودن را ضایع کند...مثل لحظات کوتاهی در نیمه شب که درد دندانت آرام می گیرد....مثل احساس راحتی دستشوی کردن پس از تحمل زمانی طولانی پشت ترافیک ماندن...مثل پایان یک دلهره پس از تکذیب یک خبر بد.....مثل رفتن زیر پتو پس از دستشویی در شبهای سرد زمستان....مثل حسی بیدار شدن پس از خواب وقتی میفهمی که باز هم فرصت داری که بخوابی.....مثل تمام لحظههایی که خود لحظه به یک حظ وافر بدل میشود و آدمی در خود بودن حضور دارد نه در فکر چگونه بودن!/کافهمتن
@LDplus
@LDplus
👍1
طرفدار داستانهای جنایی واقعی هستید؟ پس Mindhunter رو از دست ندید. سریالی از نتفلیکس که به بصورت ریشهای به جرمشناسی بالینی میپردازه. سریال مایندهانتر دو مامور افبیآی در اواخر دهه ۱۹۷۰ رو نشون میده که با قاتلان سریالی بدنام مصاحبه میکنند تا روانشناسی جنایاتشون رو بفهمن. این سریال ۱۹ اپیزودی نه تنها یک درام جنایی هیجانانگیزه، بلکه بر اساس اتفاقات و افراد واقعی ساخته شده و این جذابترش میکنه. بنابراین تماشای شکارچی ذهن بر کسانی که به شناخت جنبههای تاریکتر روانشناسی انسان علاقهمند هستن حتما پیشنهاد میشه. /سایکولاجیک (با اندکی تغییر)
#پیشنهاد_فیلم #پیشنهاد_سریال #داستان_واقعی #داستان_جنایی
@LDplus
#پیشنهاد_فیلم #پیشنهاد_سریال #داستان_واقعی #داستان_جنایی
@LDplus
👍1
من غلام خوشیهای کوچک و کوتاه هستم. البته قلبا دوست داشتم تا به وجود شادیهای بزرگ با ماندگاری دائمی و قلههای بلند باور میداشتم. اما چون خیلی وقت است که ایمانم را به اورست و کلیمانجارو از دست دادهام، به همین تپههای کوتوله و کوهان شتر کفایت میکنم. همین خوشیهای دم دستی. شوق قیمه. شوق قهوه. شوق خریدن کفش با پنجاه درصد تخفیف پاییزی. شوق شستن ماشینم که شبیه به تانک بازگشته از جنگ قادسیه شده است. از همین شادیهایی که مثل ادکلنهای تقلبیای که سر میدان فردوسی میفروشند و ماندگاریشان از دم در خانه است تا بیست دقیقه مانده به دیدن دلبر سر قرار. همین قدر کوتاه.
چرا برویم جای دور. همین زیرزمین خانهی ما. فضای عجیبی است. پنجره ندارد و وقتی لامپها خاموش باشند، مثل سیاهچالههای فضایی آنقدر تاریک میشود که حتی خفاش هم راه خودش را پیدا نمیکند. از آنطرف چهار تا لامپ روی سقف دارد که وقتی روشن میشوند، از شدت نور عنبیه چشم آدم را جر میدهند. هر کس که این خانه را ساخته، احتمالا برنامه داشته تا زیرزمین را تغییر کاربری بدهد به اتاق عمل قلب باز. یا تاریکی مطلق یا نور مطلق. من از صفر و یک بدم میآید. من طیف دوست دارم. همین شد که رفتم یک دیمر خریدم. دیمر چیه؟ همین کلیدهایی که با آن میشود نور خروجی لامپ را تنظیم کرد. یک دیمر خریدم و زدم جای کلید برق. حالا میتوانم نور را تنظیم کنم. از تاریکی سیاهچالگی تا وضعیت بیابانهای سمنان زیر نور ماه کامل، تا فضای رستورانهای کمنور باب شام خوردن با لیلای زندگی. تا نور مطلق و تجربهی زندگی روی خورشید. این دیمر خوشی کوچکی است که این روزها تجربهاش میکنم. نور و حس فضای زیرزمین را میتوانم با حال دلم تنظیم کنم. چه وقتهایی که دلم مثل آسمان ژاپن آفتابی است و چه وقتهایی که مثل آسمان لندن ابری است.
اصلا من به طیف اعتقاد دارم و از منطق صفر و یک خوف میکنم. قدیمها خانوادهی ما در خصوص تعریف خیر و شر کاملا صفر و یک بود. هر پسری که دوستدختر اختیار میکرد، محور شرارت بود. یا اگر برای الکل مصرفی به غیر از آمپول زدن داشت، خودِ خود شرارت بود. آدمها یا هابیل بودند یا قابیل. در این جهانِ سیاه و سفید هیچ آمیبی در منطقهی خاکستری نمیتوانست زندگی کند. هر آدم وضو گرفتهای با یک قطره اوره، چراغش خاموش میشد و از سمتِ طهارت به ورطهی نجاست میافتاد. به همین راحتی. درست مثل چراغ زیرزمین خانهی ما قبل از دیمر.
طیف خیلی خوب است. مخصوصا برای من که نه تاریکی زیاد را دوست دارم و نه روشنی زیاد را. آدمهای اطرافم را هم همینطوری انتخاب میکنم. از آدمهایی که پلیدِ مطلقند، هراس دارم و دور ازشان میمانم تا خواب آشفته نبینم. آدمهای قدیس هم که مثل بوم سفید و نقاشی نشدهاند و سفیدیشان حوصله را سر میبرند. کلا یک چیزی وسط طیف خوب است. یک بوم که خط افق داشته باشد و یک خورشید در حال طلوع و یک کشتی شکسته و چهار پرندهی سرگردان در آسمان و اینها. یک چیزی کشیده شده باشد. ولو شده خرابههای چغازنبیل. من نه با آلکاپون میتوانم سر کنم و نه با اسقف رم.
پرت شدیم از موضوع. بله آقا. خوشیهای کوچک. داشتیم از خوشیهای کوچک میگفتیم. از زیرزمین که حالا از زیر یوغِ نور مطلق و تاریکی مطلق نجات پیدا کرده است. همین مطلق بیروح و ناسازگار که قدرت بیناییام را نابود میکرد. در عوض الان دیمر دارم. بسته به حال دل، فضا را روشن و تاریک میکنم. روشن برای مطالعه. کم نور برای نوشیدن با آوای زندگی. کمی تاریکتر برای بوسیدن. تاریکترتر برای خوابیدن. روشنتر برای بیدار شدن. من زندگی روی طیف را دوست دارم. سیال بودن روی محور خیر و شر و دوری کردن از خیر مطلق و شر مطلق./فهیم_عطار
@LDplus
چرا برویم جای دور. همین زیرزمین خانهی ما. فضای عجیبی است. پنجره ندارد و وقتی لامپها خاموش باشند، مثل سیاهچالههای فضایی آنقدر تاریک میشود که حتی خفاش هم راه خودش را پیدا نمیکند. از آنطرف چهار تا لامپ روی سقف دارد که وقتی روشن میشوند، از شدت نور عنبیه چشم آدم را جر میدهند. هر کس که این خانه را ساخته، احتمالا برنامه داشته تا زیرزمین را تغییر کاربری بدهد به اتاق عمل قلب باز. یا تاریکی مطلق یا نور مطلق. من از صفر و یک بدم میآید. من طیف دوست دارم. همین شد که رفتم یک دیمر خریدم. دیمر چیه؟ همین کلیدهایی که با آن میشود نور خروجی لامپ را تنظیم کرد. یک دیمر خریدم و زدم جای کلید برق. حالا میتوانم نور را تنظیم کنم. از تاریکی سیاهچالگی تا وضعیت بیابانهای سمنان زیر نور ماه کامل، تا فضای رستورانهای کمنور باب شام خوردن با لیلای زندگی. تا نور مطلق و تجربهی زندگی روی خورشید. این دیمر خوشی کوچکی است که این روزها تجربهاش میکنم. نور و حس فضای زیرزمین را میتوانم با حال دلم تنظیم کنم. چه وقتهایی که دلم مثل آسمان ژاپن آفتابی است و چه وقتهایی که مثل آسمان لندن ابری است.
اصلا من به طیف اعتقاد دارم و از منطق صفر و یک خوف میکنم. قدیمها خانوادهی ما در خصوص تعریف خیر و شر کاملا صفر و یک بود. هر پسری که دوستدختر اختیار میکرد، محور شرارت بود. یا اگر برای الکل مصرفی به غیر از آمپول زدن داشت، خودِ خود شرارت بود. آدمها یا هابیل بودند یا قابیل. در این جهانِ سیاه و سفید هیچ آمیبی در منطقهی خاکستری نمیتوانست زندگی کند. هر آدم وضو گرفتهای با یک قطره اوره، چراغش خاموش میشد و از سمتِ طهارت به ورطهی نجاست میافتاد. به همین راحتی. درست مثل چراغ زیرزمین خانهی ما قبل از دیمر.
طیف خیلی خوب است. مخصوصا برای من که نه تاریکی زیاد را دوست دارم و نه روشنی زیاد را. آدمهای اطرافم را هم همینطوری انتخاب میکنم. از آدمهایی که پلیدِ مطلقند، هراس دارم و دور ازشان میمانم تا خواب آشفته نبینم. آدمهای قدیس هم که مثل بوم سفید و نقاشی نشدهاند و سفیدیشان حوصله را سر میبرند. کلا یک چیزی وسط طیف خوب است. یک بوم که خط افق داشته باشد و یک خورشید در حال طلوع و یک کشتی شکسته و چهار پرندهی سرگردان در آسمان و اینها. یک چیزی کشیده شده باشد. ولو شده خرابههای چغازنبیل. من نه با آلکاپون میتوانم سر کنم و نه با اسقف رم.
پرت شدیم از موضوع. بله آقا. خوشیهای کوچک. داشتیم از خوشیهای کوچک میگفتیم. از زیرزمین که حالا از زیر یوغِ نور مطلق و تاریکی مطلق نجات پیدا کرده است. همین مطلق بیروح و ناسازگار که قدرت بیناییام را نابود میکرد. در عوض الان دیمر دارم. بسته به حال دل، فضا را روشن و تاریک میکنم. روشن برای مطالعه. کم نور برای نوشیدن با آوای زندگی. کمی تاریکتر برای بوسیدن. تاریکترتر برای خوابیدن. روشنتر برای بیدار شدن. من زندگی روی طیف را دوست دارم. سیال بودن روی محور خیر و شر و دوری کردن از خیر مطلق و شر مطلق./فهیم_عطار
@LDplus
❤2
هرگاه به واسطهی خرید کالایی، حس کردید موقعیت اجتماعیتان تغییر کرده، شما یک تازه به دوران رسیدهاید!
آلن دوباتن
@LDplus
آلن دوباتن
@LDplus
👍3🤯1