تنها ناپایداریست که پایدار است.
طبیعت تعهد سفت و سختی به بازپسگرفتن چیزهایی دارد که خود داده بود.
@LDplus
طبیعت تعهد سفت و سختی به بازپسگرفتن چیزهایی دارد که خود داده بود.
@LDplus
👍1
خواب دیدم ما را بریدند،
و به کارخانه چوببری بردند،
آن که عاشق بود پنجره شد،
آن که بیرحم بود چوبه دار،
از من اما، دری ساختند برای گذشتن ...
پل الوار
@LDplus
و به کارخانه چوببری بردند،
آن که عاشق بود پنجره شد،
آن که بیرحم بود چوبه دار،
از من اما، دری ساختند برای گذشتن ...
پل الوار
@LDplus
👍1
وقتی هیچ انتظاری نداشته باشی، قطعا در لحظه زندگی میکنی. تو نگران آینده یا پس زدن گذشته نیستی. تو هر موقعیتی را که برایت پیش بیاید با آغوش باز میپذیری. وقتی هر چیزی را پذیرا باشی، البته به این معنی نیست که با آن موافق یا راحت هستی، بلکه به این معنیست که مالک آن و مسئول آن هستی. به یاد بیاور که وقتی مالک یا مسئول چیزی باشی، میتوانی همیشه آن را تغییر دهی. گاهی اوقات این موثرترین راه برای حل کردن دشواریهایت است.
#کتاب خودت را به فنا نده، نوشته گری جان بیشاپ
@LDplus
#کتاب خودت را به فنا نده، نوشته گری جان بیشاپ
@LDplus
👍5
تو زندگی نگاه میکنی و میبینی سادهترین چیزهایی که تو براشون باید پاره بشی، تلاش کنی و ایا به دست بیاری یا نه رو خیلیها یا مادرزاد دارن با بدون اینکه بخوان یا براش تلاش کردن به دست اوردن. / توییتر hanieh35
پ.ن:
زندگی هرگز عادلانه نیست.
@LDplus
پ.ن:
زندگی هرگز عادلانه نیست.
@LDplus
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فیلم رو دیدید؟ بازیگر نقش اصلی رو میشناسید؟
این فیلم بر اساس یک واقعه تاریخی ساخته شده است.
@LDplus
این فیلم بر اساس یک واقعه تاریخی ساخته شده است.
@LDplus
اختراع باتری بسیار سبک؛ امید به تولید تلفن همراه به نازکی کارت اعتباری و پرواز هواپیماهای برقی
استفاده از فیبرهای کربن برای ساخت باتریها نخستین بار در سال ۲۰۱۸ آزمایش شد، اما چگالی انرژی آن به اندازهای کافی نبود که بتوان از آن در کاربردهای تجاری استفاده کرد.
https://www.independentpersian.com/node/409677/%2F
#باتری #فیبرکربن
@LDplus
استفاده از فیبرهای کربن برای ساخت باتریها نخستین بار در سال ۲۰۱۸ آزمایش شد، اما چگالی انرژی آن به اندازهای کافی نبود که بتوان از آن در کاربردهای تجاری استفاده کرد.
https://www.independentpersian.com/node/409677/%2F
#باتری #فیبرکربن
@LDplus
ایندیپندنت فارسی
اختراع باتری بسیار سبک؛ امید به تولید تلفن همراه به نازکی کارت
دانشمندان یک باتری فوقالعاده قوی و سبک از جنس فیبر کربن اختراع کردهاند و مدعیاند به قدر کافی چگالی انرژی دارد تا بتواند برق هواپیماهای برقی را تامین کند. تیمی از دانشگاه صنعتی چالمرز در سوئد این
👏1
Lifedefender plus
تنها ناپایداریست که پایدار است. طبیعت تعهد سفت و سختی به بازپسگرفتن چیزهایی دارد که خود داده بود. @LDplus
مهارت شگفتانگیز طبیعت این است که هرچیزی را که به مرحله پوسیدگی، پیری و بیفایدگی برسد تغییر شکل میدهد و آن را به چیز جدیدی تبدیل میکند. بنابراین، نه به مادهای خارجی نیاز دارد و نه به جایی برای دور ریختن پسماندههایش؛ خودش به اندازه کافی فضا، ماده و مهارت دارد.
#کتاب تاملات، مارکوس اورلیوس
@LDplus
#کتاب تاملات، مارکوس اورلیوس
@LDplus
👍1
تو برای من چیزی هستی شبیه دریا
بر من چیره میشوی
مجذوبم میکنی...
شیفتهام میکنی...
حتی در عین حال ترس در دلم مینشانی..
از بیحدیات واهمه دارم...!
فرانس کافکا
@LDplus
بر من چیره میشوی
مجذوبم میکنی...
شیفتهام میکنی...
حتی در عین حال ترس در دلم مینشانی..
از بیحدیات واهمه دارم...!
فرانس کافکا
@LDplus
❤1🤣1
پناهندههای لهستانی در کمپ در حال آموختن خیاطی - تهران سال ۱۳۲۲ خورشیدی/توریست افکار
#تاریخ #جنگ_جهانی_دوم #لهستان
@LDplus
#تاریخ #جنگ_جهانی_دوم #لهستان
@LDplus
این درست است که نباید در گذشته ماند اما این به معنای فراموشی درسهای آن نیست. امروز سالروز عقد پیمان آخال است ( رکورددار بیشترین میزان جدایی از خاک ایران)که بین ایران قاجار ناصری و امپراتوری روسیه منعقد و باعثشد آسیای میانه، خوارزم، خیوه، شرق مازندران و مرو، سمرقند و بخارا (شامل ترکمنستان و بخشهای بزرگی از تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان امروزی با بیش از ۱میلیون و ۲۲۶ هزار کیلومترمربع ) از ایران جدا شود. محمود محمود در کتاب تاریخ روابط ایران وانگلیس به پیمان آخال میان ایران و روسیه هم اشاره میکند و میگوید:
اشتباه طرف ایرانی «اعتماد بیش از حد» به وعدههای روسیه بود. در جریان مذاکرات، تیم ایرانی به تصور اینکه روسها در قبال امتیازاتی که از ایران میگیرند، دیگر به سمت تصرف بیشتر اراضی ایرانی نخواهند رفت، با شرایط روسیه موافقت کرد. این در حالی بود که روسیه پس از معاهده آخال همچنان به نفوذ خود در مناطق شمالی ایران ادامه داد و معاهده هیچگاه مانع توسعهطلبی روسها نشد.
منطقهای که حتی پس از پیمان آخال و خارج از مفاد آن مورد دستبرد روسها قرار گرفت روستای فیروزه بود. منطقهای ییلاقی و تفریحی در ترکمنستان امروز که تا دورانپهلوی برای بازگرداندن آن تلاش شد اما سرانجام، ایران از دنبال کردن بازگرداندن مالکیت آن دست کشید./توییتر سهند ایرانمهر
#تاریخ #ایران
@LDplus
اشتباه طرف ایرانی «اعتماد بیش از حد» به وعدههای روسیه بود. در جریان مذاکرات، تیم ایرانی به تصور اینکه روسها در قبال امتیازاتی که از ایران میگیرند، دیگر به سمت تصرف بیشتر اراضی ایرانی نخواهند رفت، با شرایط روسیه موافقت کرد. این در حالی بود که روسیه پس از معاهده آخال همچنان به نفوذ خود در مناطق شمالی ایران ادامه داد و معاهده هیچگاه مانع توسعهطلبی روسها نشد.
منطقهای که حتی پس از پیمان آخال و خارج از مفاد آن مورد دستبرد روسها قرار گرفت روستای فیروزه بود. منطقهای ییلاقی و تفریحی در ترکمنستان امروز که تا دورانپهلوی برای بازگرداندن آن تلاش شد اما سرانجام، ایران از دنبال کردن بازگرداندن مالکیت آن دست کشید./توییتر سهند ایرانمهر
#تاریخ #ایران
@LDplus
در زندگی اکثر ما کسانی بودهاند که هرگز آنها را به معنای واقعی نداشتهایم.
کسانی که بیتفاوتیشان مدتها آزارمان داده و برای به دست آوردن محبت و توجهشان بسیار تلاش کردهایم.
این فرد میتواند پدر، مادر، پارتنر و یا یک دوست باشد.
زمانی که بپذیریم حقیقت این آدمها با آن تصویری که ما در ذهنمان داریم بسیار متفاوت است، کمکم میتوانیم شروع به خداحافظی کنیم.
خداحافظیای که میتواند سرآغاز سلامی به خودمان و دیگرانی باشد که ما را میبینند./توییتر MEDinfinit
#ارتباط_خانوادگی #ارتباط_اجتماعی
@LDplus
کسانی که بیتفاوتیشان مدتها آزارمان داده و برای به دست آوردن محبت و توجهشان بسیار تلاش کردهایم.
این فرد میتواند پدر، مادر، پارتنر و یا یک دوست باشد.
زمانی که بپذیریم حقیقت این آدمها با آن تصویری که ما در ذهنمان داریم بسیار متفاوت است، کمکم میتوانیم شروع به خداحافظی کنیم.
خداحافظیای که میتواند سرآغاز سلامی به خودمان و دیگرانی باشد که ما را میبینند./توییتر MEDinfinit
#ارتباط_خانوادگی #ارتباط_اجتماعی
@LDplus
دیروز در مسیر، مصاحبهی جنسون هوانگ، بنیانگذار و مدیرعامل انویدیا، رو گوش میدادم.
اکیدا توصیه میکنم که حداقل ۱۰ دقیقهی اولش رو ببینید.
یه جمله داشت که خیلی دوست داشتم:
«از گذشتهتون نمیتونید فرار کنید، پس گذشتهی خوبی داشته باشید»
میگفت ظرفشویی که میکردم، خوب بودم. شاید بهترین ظرفشوی اون رستوان بودم. بعدا که به شرکت الاسآی لاجیک رفتم هم یکی از بهترین کارمندان اونجا بودم.
همین باعث شد که وقتی قصد راهاندازی انویدیا رو داشتم، مدیر اونجا تلفن رو برداشت و به دن ولنتاین (بنیانگذار شرکت سرمایهگذاری جسورانهی سکویا) زنگ زد که این بهترین کارمند من بوده، روی شرکتش سرمایهگذاری کن. /توییتر Nasser Ghanemzadeh
#کاروکسب #موفقیت
@LDplus
اکیدا توصیه میکنم که حداقل ۱۰ دقیقهی اولش رو ببینید.
یه جمله داشت که خیلی دوست داشتم:
«از گذشتهتون نمیتونید فرار کنید، پس گذشتهی خوبی داشته باشید»
میگفت ظرفشویی که میکردم، خوب بودم. شاید بهترین ظرفشوی اون رستوان بودم. بعدا که به شرکت الاسآی لاجیک رفتم هم یکی از بهترین کارمندان اونجا بودم.
همین باعث شد که وقتی قصد راهاندازی انویدیا رو داشتم، مدیر اونجا تلفن رو برداشت و به دن ولنتاین (بنیانگذار شرکت سرمایهگذاری جسورانهی سکویا) زنگ زد که این بهترین کارمند من بوده، روی شرکتش سرمایهگذاری کن. /توییتر Nasser Ghanemzadeh
#کاروکسب #موفقیت
@LDplus
👍2👏1
#آزادی برای شما چه معنایی دارد؟ گزینههای بیشتر؟ زمان بیشتر؟ فرصتهای بیشتر؟ آزادی تبدیل به کیفیتی شده است که توضیح میدهد چرا ما امروزه معتقدیم زندگی کردن خوب است. آیا ما امروزه ـ شاید نسبت به هر دوره دیگری از تاریخ ــ از آزادیهای بیشتری برخوردار نیستیم؟ آیا اکنون بهترین زمان برای زنده بودن نیست؟
پس چرا این گزینهها و فرصتها صرفا باری بر دوشمان حس میشوند؟ یادم میآید یک بار در یک غذاخوری خواستم برایم نان و نیمرو بیاورند. رویه میز پلاستیکی غذاخوری زیر نور آفتاب برق میزد و در همان حال پیشخدمت لبخندزنان از من میپرسید که میخواهم نیمرویم شل باشد، یا یک رویش شل باشد و یک رویش سفت، یا دو رویش سفت، یا همزده ... و بعد، نوبت نان شد: گندم باشد یا جو یا چاودار؟ سبوسدار یا بیسبوس؟ ساده یا تستشده؟... گزینهها خودشان آنقدر پروپیمان بودند که اشتهایم را کور کور کردند. آنچه آن غذاخوری در اختیارم گذاشت آزادی انتخاب غذا نبود، بلکه استبداد گزینههای بیش از حد بود.
#کتاب زندگی خوب: ۳۰ گام فلسفی برای کمال بخشیدن به هنر زیستن | مارک ورنون | ترجمه پژمان طهرانیان | نشرنو
@LDplus
پس چرا این گزینهها و فرصتها صرفا باری بر دوشمان حس میشوند؟ یادم میآید یک بار در یک غذاخوری خواستم برایم نان و نیمرو بیاورند. رویه میز پلاستیکی غذاخوری زیر نور آفتاب برق میزد و در همان حال پیشخدمت لبخندزنان از من میپرسید که میخواهم نیمرویم شل باشد، یا یک رویش شل باشد و یک رویش سفت، یا دو رویش سفت، یا همزده ... و بعد، نوبت نان شد: گندم باشد یا جو یا چاودار؟ سبوسدار یا بیسبوس؟ ساده یا تستشده؟... گزینهها خودشان آنقدر پروپیمان بودند که اشتهایم را کور کور کردند. آنچه آن غذاخوری در اختیارم گذاشت آزادی انتخاب غذا نبود، بلکه استبداد گزینههای بیش از حد بود.
#کتاب زندگی خوب: ۳۰ گام فلسفی برای کمال بخشیدن به هنر زیستن | مارک ورنون | ترجمه پژمان طهرانیان | نشرنو
@LDplus
هیچ چیز را روی سنگ نساختهاند. بنیان همه چیز بر ماسه است، ولی ما باید چنان بسازیم که انگار ماسه سنگ است.
خورخه لوییس بورخس
اول، هر روز قبل از شروع کار، بعد از صبحانه و دو و وزنه و راهی کردن دخترک به مدرسه، دو بار با دست میزنم روی میز کار و به خودم یادآوری میکنم که جهان سستبنیان است و همه این چیزها که ساختهایم ممکن است نیم ساعت دیگر نباشد. بعد یک مدیتیشن پنج دقیقهای دارم و بین نه تا ده ساعت با تمام وجودم کار میکنم. انگار نه انگار که فکر اول این بود که جهان سستبنیان است. این داستان سالهاست که هست. دو سال و نه ماه بود کار میکردم که به من گفتند موقع این است که دفتر خودت را داشته باشی و اولین صبحی که وارد دفتر خودم شدم، زدم روی میز و یاد سستبنیانی جهان افتادم. یک سال بعد از آن روز هم جمله آقای بورخس را خواندم.
دوم، دلیل برای نبودن همه این چیزها که ساختهام راستش زیاد است. ممکن است دکترت یک روز بیهوا زنگ بزند و بگوید یک چیزی توی خونت یک ذره بالا و پایین است، ممکن است مدیرعامل شرکت یک روز صبح بیدار شود و فکر کند که این خدمات آلودگی هوا دو تا عددش کم و زیاد شده بدهیم برود، ممکن است اقتصاد جهان از هم بپاشد، ممکن است مجبور شوی ناگهان همهچیز را بگذاری کنار که مدتها از عزیزی مراقبت کنی، یا ممکن است یک روز صبح بیدار شوی و بگویی دیگر بس است. جهان هر چقدر خواست تلاش کند، این دو روز عمر من باشد برای علایق شخصی.
سوم، دو سال و اندی پیش که آقای پدر فوت کرده بود و من دوربین به دست دور جهان دنبال ریستارت کردن ویندوزم میگشتم، بچههای شرکت فکر کرده بودند که از مرخصی برنمیگردم. برگشتم. به لطف همین که همیشه فکر کردهام بنیان جهان از ماسه است و از زندگی انتظار بیشتری نمیشود داشت. یعنی کلا از زندگی انتظاری نمیشود داشت، بیشترش بخورد توی سرش. دیگر مایی که یک سالگیمان انقلاب شد و توی ایران دهه شصت وسط جنگ بزرگ شدیم و هنوز بعد از سالها ناگهان متوجه میشویم که در حال راه رفتن داریم ناخودآگاه تم «انجزه انجزه انجزه وحده»ی اخبار آن زمان را زمزمه میکنیم باید بدانیم که بنیان جهان بر ماسه است. هزار بلای دیگر که زندگی سر خودمان آورده بماند. هیچکدام اینها ولی دلیل نیست که آدمیزاد همه وجودش را توی کارش، باورش، تصمیمش، یا لحظه لحظه زندگیش نریزد. شاید، فقط شاید، ماسه جهان برای خودش و دیگران کمی پرملاتتر شود. یک رفیقی یک زمانی نوشته بود که آدمهای دهه شصت قهرمان واقعی بودند که وسط آن همه ناپایداری جنگیدند و عشق ورزیدند و زندگی کردند. موافقم. حرف آقای بورخس را زندگی میکردند./ علی فرنودیان
@LDplus
👍1