This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لپتاپ جدید لنوو با هوش مصنوعی حرکات کاربر را دنبال میکند و جهت صفحه نمایش را به صورت خودکار تطبیق میدهد / یکپزشک
#خلاقیت_و_نوآوری
@LDplus
#خلاقیت_و_نوآوری
@LDplus
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی میتوان با کوچکترین آثار بجای مانده از فرد مانند بزاق، مو یا ... چهره او را بازسازی کرد.
#فناوری #پزشکی_قانونی
@LDplus
#فناوری #پزشکی_قانونی
@LDplus
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برند چه چیز نیست؟
پرسونال برندینگ PB، یا برندسازی شخصی چیست؟
امکان دیدن همین ویدیو از طریق آپارات نیز ممکن است. (عدم مصرف حجم vpn):
https://www.aparat.com/v/D90nO
#کاروکسب #برند #رشد_فردی #برندسازی_شخصی #پرسونال_برندینگ
@LDplus
پرسونال برندینگ PB، یا برندسازی شخصی چیست؟
امکان دیدن همین ویدیو از طریق آپارات نیز ممکن است. (عدم مصرف حجم vpn):
https://www.aparat.com/v/D90nO
#کاروکسب #برند #رشد_فردی #برندسازی_شخصی #پرسونال_برندینگ
@LDplus
زندانی آجر میسازد، زمین بیل میزند، گچکاری میکند، ساختمان میسازد، و در همهٔ این کارها هدف و مفهومی هست. زندانی گاه حتی از این کارها خوشش میآید و دلش میخواهد سریعتر و بیشتر و بهتر کار کند، اما اگر مجبور به کاری بیهوده شود ـ مثل ریختن آب از این پیمانه به آن پیمانه و از آن پیمانه به پیمانهای دیگر و برگرداندن آن از پیمانهٔ سوم به اولی، یا آب در هاون کوبیدن، یا کندن یک چاله و ریختن خاک آن در چالهای دیگر و برعکس ــ گمان میکنم چند روز نشده خودش را بهدار بیاویزد یا دست به هزار جنایت دیگر بزند تا او را بکشند و از این حقارت و خفت و عذاب خلاص شود. بهنظرم چنین مجازاتی به نوعی شکنجه و انتقامِ احمقانه بدل شده بود، چراکه هیچ هدف عقلانیای را دنبال نمیکرد.
#کتاب یادداشتهایی از خانۀ مردگان | #فیودور_داستایفسکی | ترجمه سعیده رامز (ترجمه از روسی) | نشر نو، چاپ هفتم ۱۴۰۲، قطع رقعی، جلد سخت، ۴۰۸ صفحه
@LDplus
#کتاب یادداشتهایی از خانۀ مردگان | #فیودور_داستایفسکی | ترجمه سعیده رامز (ترجمه از روسی) | نشر نو، چاپ هفتم ۱۴۰۲، قطع رقعی، جلد سخت، ۴۰۸ صفحه
@LDplus
ایران کارخانه چاپ پول جهان
ایران با ۷۵ هزار تریلیون ریال نقدینگی در سال ۲۰۲۳، ۶۷ درصد نقدینگی جهان (بر اساس مجموع ارزهای ملی) را به سبب نرخ رشد بالای نقدینگی و کم نکردن صفرهای پول ملی، به خود اختصاص داد.
بر این اساس ریال ایران را می توان بی ارزش ترین پول جهان محسوب کرد.
در کنار رشد بالای نقدینگی، در ایران بر خلاف کشورهای با رشد نقدینگی بالا، دولتهای پوپولیست اقدام به کاهش تعداد صفرهای پول ملی نکرده اند.
دولتها و روسای بانکهای مرکزی ایران رتبه اول بی انظباطی مالی و سوء مدیریت اقتصادی در سطح جهان را به خود اختصاص داده اند./ اکونومیستپارسی
#رهبری #مدیریت #اقتصاد
@LDplus
ایران با ۷۵ هزار تریلیون ریال نقدینگی در سال ۲۰۲۳، ۶۷ درصد نقدینگی جهان (بر اساس مجموع ارزهای ملی) را به سبب نرخ رشد بالای نقدینگی و کم نکردن صفرهای پول ملی، به خود اختصاص داد.
بر این اساس ریال ایران را می توان بی ارزش ترین پول جهان محسوب کرد.
در کنار رشد بالای نقدینگی، در ایران بر خلاف کشورهای با رشد نقدینگی بالا، دولتهای پوپولیست اقدام به کاهش تعداد صفرهای پول ملی نکرده اند.
دولتها و روسای بانکهای مرکزی ایران رتبه اول بی انظباطی مالی و سوء مدیریت اقتصادی در سطح جهان را به خود اختصاص داده اند./ اکونومیستپارسی
#رهبری #مدیریت #اقتصاد
@LDplus
😡1
احساس خشم، رابطه را خراب نمیکند، زیرا که هر کسی ممکن است از دیگری عصبانی شود؛ بلکه این برونریزی خشم به شکلی ناسالم و پرخاشگرانه است که بین دو نفر فاصله میاندازد. مثل اینکه به جای قاطعیت، از قهر کردن، توهین، تحقیر، نادیدهگرفتن و فریاد زدن بر سر دیگری، استفاده کنم./وحید اکبری (درمانگر)
#مدیریت_خشم #خشم
@LDplus
#مدیریت_خشم #خشم
@LDplus
👍1
آیا پیروزمند، فاتح خویش، فرمانروای حواس، و سَرورِ فضیلتهایت هستی؟ از تو چنین میپرسم.
یا آنچه از نَهُفتِ آرزویات زبان میگشاید حیوان است و نیاز؟ یا تنهایی؟ یا ناسازگاری با خویش؟
میخواهم پیروزمندی و آزادیات را شوق فرزند باشد. بهر پیروزمندی و آزادی خویش میباید یادمانهای زنده بنا کنی.
میباید برتر و فراتر از خویش بنا کنی؛ امّا نخست خود میباید بنا کرده شَوی، با تن و روانی سازوار.
نهتنها چون خودی را، که برتر از خودی را میباید فراآوری. باغ زناشویی درین کار تو را یار باد.
#فریدریش_نیچه
@LDplus
یا آنچه از نَهُفتِ آرزویات زبان میگشاید حیوان است و نیاز؟ یا تنهایی؟ یا ناسازگاری با خویش؟
میخواهم پیروزمندی و آزادیات را شوق فرزند باشد. بهر پیروزمندی و آزادی خویش میباید یادمانهای زنده بنا کنی.
میباید برتر و فراتر از خویش بنا کنی؛ امّا نخست خود میباید بنا کرده شَوی، با تن و روانی سازوار.
نهتنها چون خودی را، که برتر از خودی را میباید فراآوری. باغ زناشویی درین کار تو را یار باد.
#فریدریش_نیچه
@LDplus
«هرکس به اندازهی لیاقت خودش، دیگران را ستایش میکند». شعار آنها این است که: «نادانها و فقط نادانها باید در جهان باشند تا ما بتوانیم کسی باشیم!» و غریزهی جلوگیری از مقبولیت یافتن دیگران برای آنها مثل غریزهی موش گرفتن برای گربه، طبیعی است. کوتهفکری و حماقت، همواره و همهجا، و در همهی اوضاع و شرایط، از هیچچیز جهان به اندازهی عقل و فهم و استعداد، اینطور عمیقا و شدیدا نفرت ندارد. اینجا میانمایگی، به همان صورتی که در همهی شئون و اموری که به زندگی مربوط میشوند نشان داده شده، به خودش وفادار میماند، چون میکوشد ویژگیهای برتر را سرکوب و در واقع قلع و قمع و ریشهکن کند، برای اینکه تنها خودش بماند. هیچ مهربانی و لطافتی نمیتواند آن را با برتری عقلی آشتی دهد. به همین دلیل تغییرناپذیر است و همواره خواهد ماند؛ و چه اکثریت ترسناکی را هم در کنار خود دارد!
#کتاب متعلقات و ملحقات
#آرتور_شوپنهاور
@LDplus
#کتاب متعلقات و ملحقات
#آرتور_شوپنهاور
@LDplus
👍2
چی میشه آدما خرافاتی یا معتقد به مسائل ماورائی میشن؟
در سال ۱۹۴۷، تو یه تحقیق به کبوترها به صورت تصادفی و بدون نیاز به اقدام خاصی از طرف کبوتر، غذا میدن.
بعد یه مدت، کبوترها شروع میکنن به نشان دادن رفتارهای تکراری یا آیینی مثل چرخیدن به دور خود یا تکان دادن سر!!
کبوترها فکر میکردن این کاراشون باعث دریافت غذا میشه. در واقع کبوترها "خرافاتی" شده بودن و رفتارهای تصادفیشون رو با دریافت غذا ربط میدادن.
اصل این پدیده به این صورته که وقتی پاداشها به صورت تصادفی داده میشوند، حیوانات (و انسانها) تمایل دارند رفتارهایی را تکرار کنند که درست قبل از دریافت پاداش انجام داده بودند.
در واقع افراد به اشتباه، بعضی کارای بیربط را با نتایج مثبت تصادفی مرتبط میکنند، در حالی که هیچ ارتباط سببی بینشون وجود نداره!
و اینجوریه که آدما به دخیل، انرژی مثبت، کارما، … معتقد میشن.
مقاله اصلی:
B.F. Skinner (1948). “Superstition” in the pigeon. Journal of Experimental Psychology, 38(2), 168-172.
@LDplus
در سال ۱۹۴۷، تو یه تحقیق به کبوترها به صورت تصادفی و بدون نیاز به اقدام خاصی از طرف کبوتر، غذا میدن.
بعد یه مدت، کبوترها شروع میکنن به نشان دادن رفتارهای تکراری یا آیینی مثل چرخیدن به دور خود یا تکان دادن سر!!
کبوترها فکر میکردن این کاراشون باعث دریافت غذا میشه. در واقع کبوترها "خرافاتی" شده بودن و رفتارهای تصادفیشون رو با دریافت غذا ربط میدادن.
اصل این پدیده به این صورته که وقتی پاداشها به صورت تصادفی داده میشوند، حیوانات (و انسانها) تمایل دارند رفتارهایی را تکرار کنند که درست قبل از دریافت پاداش انجام داده بودند.
در واقع افراد به اشتباه، بعضی کارای بیربط را با نتایج مثبت تصادفی مرتبط میکنند، در حالی که هیچ ارتباط سببی بینشون وجود نداره!
و اینجوریه که آدما به دخیل، انرژی مثبت، کارما، … معتقد میشن.
مقاله اصلی:
B.F. Skinner (1948). “Superstition” in the pigeon. Journal of Experimental Psychology, 38(2), 168-172.
@LDplus
👍1
از سال ۵٧ که هر کیلو شمش طلا ۴۵ هزار تومان بوده، تا امروز که نیم کیلو عنبرنسا ۴۵ هزار تومان است، در حال دادن وعده رونق اقتصادی و آبادانی مملکت هستید!
الآن با انتخابات نمایشی چه چیزی را قرار است درست کنید؟ خدا وکیلی اگه دوباره بیاییم به شما رأی بدیم، خودتون به ما نمیخندید؟!/توییتر محمد پارسی
#سیاست #اقتصاد #فقر
@LDplus
الآن با انتخابات نمایشی چه چیزی را قرار است درست کنید؟ خدا وکیلی اگه دوباره بیاییم به شما رأی بدیم، خودتون به ما نمیخندید؟!/توییتر محمد پارسی
#سیاست #اقتصاد #فقر
@LDplus
😡3
در شبکههای اجتماعی چین یک ژانر دائمی جریان داره، که گاهی اسپانسرش دستگاهها «فرهنگساز» حکومته، و گاهی نیست. در این ژانر میان یه داستان، یا یه عکس، یا یه فیلم از یه حادثه شهری میذارن، مثل یه تصادف رانندگی، مثل پرت کردن یه وسیله از بالکن خونه و افتادنش وسط خیابون، مثل جر و بحث پیک موتوری و گیرنده سفارش، مثل در رفتن یه جوان از موج سیل و گیر کردن یکی که سنش بیشتره، و بعد میپرسند «مقصر کدومشونه به نظر شما؟». طوری که انگار یه پازله که عصری که از سر کار اومدن باید حل کنند، که هم سرگرم بشن و هم تمرین کنند که یاد بگیرن مقصرها رو تشخیص بدن!
وقتی اسپانسر حکومته، انگیزه کاملا واضحه. میخوان بگن شما مشتی حیوان شهری هستید که کنترلتون سخته و اگه ما نبودیم که اصلا یه جنگل ناجوری میشد، نمونهش هم این حادثه!
ولی وقتی اسپانسر حکومت نیست، لزوما هدف این نیست که بگن «وای چه خوب شد یه حکومت مقتدر داریم که جلوی مقصرها رو میگیره». بلکه یه هدف موذیانهتر میتونه داشته باشه: «خرد جمعی خوب و بد رو تعریف میکنه، نه هیچ چیز دیگهای». در این چارچوب، فرد مقصر یعنی کسی که در یک موقعیت که لازم است تصمیم گرفته شود، تصمیمی که جامعه میگیرد را نمیگیرد. تمرین مقصریابی، برای اینه که تصمیم جامعه کشف بشه، و اونایی که باش هماهنگ نیستند باش هماهنگ بشن. که طرف ببینه در موقعیت ایکس جامعه فلانی رو مقصر دونست، پس حواسم باشه موقعیت مشابه برام پیش اومد کار اون فلانی رو انجام ندم. و این یه حس ترس دائمی ایجاد میکنه، یا هدفش اینه که ایجاد بکنه. ترس ازینکه نظر جامعه دربارهت چی باشه، و چه قضاوتی دربارهت بکنه. این البته در همه جوامع هست، اما نه به این عمق و نه به این سازمانیافتگی. چون در اینجا هر مرجعیت دیگهای حذف شده و فقط مرجعیت خرد جمعی باقی مونده.
این وضعیت برای شکلدهی به رفتارهای داخل خیابان میتونه مفید باشه. اینکه افراد موقع رانندگی یا عبور از خط عابر علاوه بر دوربین مداربسته، به قضاوتی که جامعه ازشون خواهد داشت هم فکر کنند. اما در سطوح بالاتر این عارضه رو داره که فکر کنند به مرجع اصلی میشه کلک زد! ازونجایی که کل جامعه قابلیت خر شدن رو داره، اگه تنها مرجع تعیین خوبی و بدی خرد جمعی باشه، میشه تنها مرجع موجود رو خر کرد، و خیلی کارها کرد! مثلا میشه جامعه رو هل داد به سمت ناسیونالیسم سانتیمانتال، و بعد آدمهایی رو انداخت تو سبد مقصرها که باشون مشکل داری.
چینیها نمیدونند، یا دوست ندارند بدونند، که دو قطبی بودن جامعه، مثل آمریکا، یه خطر نیست. یه جور بیمهست، که تنها مرجع موجود نظر جامعه نباشه./anarchonomy
#سیاست #تمامیت_خواهی #اقتدار_گرایی #توتالیتاریانیسم #توتالیتر #خرد_جمعی #چین #آمریکا
@LDplus
وقتی اسپانسر حکومته، انگیزه کاملا واضحه. میخوان بگن شما مشتی حیوان شهری هستید که کنترلتون سخته و اگه ما نبودیم که اصلا یه جنگل ناجوری میشد، نمونهش هم این حادثه!
ولی وقتی اسپانسر حکومت نیست، لزوما هدف این نیست که بگن «وای چه خوب شد یه حکومت مقتدر داریم که جلوی مقصرها رو میگیره». بلکه یه هدف موذیانهتر میتونه داشته باشه: «خرد جمعی خوب و بد رو تعریف میکنه، نه هیچ چیز دیگهای». در این چارچوب، فرد مقصر یعنی کسی که در یک موقعیت که لازم است تصمیم گرفته شود، تصمیمی که جامعه میگیرد را نمیگیرد. تمرین مقصریابی، برای اینه که تصمیم جامعه کشف بشه، و اونایی که باش هماهنگ نیستند باش هماهنگ بشن. که طرف ببینه در موقعیت ایکس جامعه فلانی رو مقصر دونست، پس حواسم باشه موقعیت مشابه برام پیش اومد کار اون فلانی رو انجام ندم. و این یه حس ترس دائمی ایجاد میکنه، یا هدفش اینه که ایجاد بکنه. ترس ازینکه نظر جامعه دربارهت چی باشه، و چه قضاوتی دربارهت بکنه. این البته در همه جوامع هست، اما نه به این عمق و نه به این سازمانیافتگی. چون در اینجا هر مرجعیت دیگهای حذف شده و فقط مرجعیت خرد جمعی باقی مونده.
این وضعیت برای شکلدهی به رفتارهای داخل خیابان میتونه مفید باشه. اینکه افراد موقع رانندگی یا عبور از خط عابر علاوه بر دوربین مداربسته، به قضاوتی که جامعه ازشون خواهد داشت هم فکر کنند. اما در سطوح بالاتر این عارضه رو داره که فکر کنند به مرجع اصلی میشه کلک زد! ازونجایی که کل جامعه قابلیت خر شدن رو داره، اگه تنها مرجع تعیین خوبی و بدی خرد جمعی باشه، میشه تنها مرجع موجود رو خر کرد، و خیلی کارها کرد! مثلا میشه جامعه رو هل داد به سمت ناسیونالیسم سانتیمانتال، و بعد آدمهایی رو انداخت تو سبد مقصرها که باشون مشکل داری.
چینیها نمیدونند، یا دوست ندارند بدونند، که دو قطبی بودن جامعه، مثل آمریکا، یه خطر نیست. یه جور بیمهست، که تنها مرجع موجود نظر جامعه نباشه./anarchonomy
#سیاست #تمامیت_خواهی #اقتدار_گرایی #توتالیتاریانیسم #توتالیتر #خرد_جمعی #چین #آمریکا
@LDplus
🤯1👌1