... ما فلاسفه، بر خلاف مردم، آنقدر آزاد نیستیم که بدن و نفس را از هم تفکیک کنیم، و حتی آنقدر آزاد نیستیم که نفس را از اندیشه متمایز سازیم. ما قورباقههای اندیشمند نیستیم که دستگاههای سرد و بیروح ضبطکننده باشیم. ما باید اندیشههای خود را همواره از میان درد و رنج به دنیا آوریم و همچون یک مادر آنچه را که از خون، قلب، آتش، شادی، شور و شعف، بیقراری، خودآگاهی، تقدیر و سرنوشت برایمان باقی مانده به آنها ببخشیم. برای ما زیستن یعنی تبدیل پیوستهی آنچه که هستیم، و آنچه که به ما مربوط میشود، به نور و به شعله. ما کاری جز این نمیتوانیم انجام دهیم.
#کتاب #حکمت_شادان #فردریش_نیچه
@LDplus
#کتاب #حکمت_شادان #فردریش_نیچه
@LDplus
تو رابطه اصیل و واقعی، آدما تو تاریکی کنار هم میمونن، باهم با مشکلات میجنگن و شرایط رو درست میکنن.🤍/دههبیست
@LDplus
@LDplus
شرکتهای از خوب به عالی، چگونه افراد شایسته را انتخاب میکنند؟
شرکتهای از خوب به عالی در تشخیص و انتخاب «افراد شایسته»، بیشتر از آنکه به سوابق تحصیلی خاص، مهارتهای مفید، دانش تخصصی یا تجربه کاری اهمیت دهند، به ویژگیهای شخصیتی توجه میکنند.
این بدان معنا نیست که دانش تخصصی یا مهارت بیاهمیت است، بلکه آنها عقیده دارند که دانش یا مهارت خاص را میتوان آموخت درحالیکه خصیصههایی همچون شخصیت، وجدانکاری، هوش پایه، تعهد به وظایف و ارزشها، بیشتر در سرشت انسانها ریشه دارد.
#کتاب #از_خوب_به_عالی نوشته #جیم_کالینز
#مدیریت #کاروکسب
@LDplus
شرکتهای از خوب به عالی در تشخیص و انتخاب «افراد شایسته»، بیشتر از آنکه به سوابق تحصیلی خاص، مهارتهای مفید، دانش تخصصی یا تجربه کاری اهمیت دهند، به ویژگیهای شخصیتی توجه میکنند.
این بدان معنا نیست که دانش تخصصی یا مهارت بیاهمیت است، بلکه آنها عقیده دارند که دانش یا مهارت خاص را میتوان آموخت درحالیکه خصیصههایی همچون شخصیت، وجدانکاری، هوش پایه، تعهد به وظایف و ارزشها، بیشتر در سرشت انسانها ریشه دارد.
#کتاب #از_خوب_به_عالی نوشته #جیم_کالینز
#مدیریت #کاروکسب
@LDplus
👍1
چالش استفاده از لپتاپ در کافههای اروپا نسبت به آمریکا
بسیاری از نقاط توریستی اروپا، ممنوعیت استفاده از لپتاپها را به دلیل اشغال طولانی مدت میزها توسط افراد اعمال کردهاند. این مشکل باعث شده که کافهها و بارها در شهرهای مختلف مانند والنسیا، سانتیاگو و بارسلونا قوانین سختگیرانهای برای این افراد وضع کنند. صاحبان این مکانها میگویند که افرادی که از راه دور کار میکنند، برای ساعتها میزها را اشغال میکنند و این مسئله به ضرر کسبوکار است.
کاربران دیگر نیز اشاره کردند که کافهها در اروپا بیشتر به عنوان مکانی برای استراحت و لذت بردن از یک قهوه در بعدازظهر شناخته میشوند نه برای کار کردن بر روی استارتاپها. این نشاندهنده تفاوتهای فرهنگی بین اروپا و آمریکا در استفاده از فضاهای عمومی مانند کافهها است./یکپزشک با اندکی تغییر
@LDplus
بسیاری از نقاط توریستی اروپا، ممنوعیت استفاده از لپتاپها را به دلیل اشغال طولانی مدت میزها توسط افراد اعمال کردهاند. این مشکل باعث شده که کافهها و بارها در شهرهای مختلف مانند والنسیا، سانتیاگو و بارسلونا قوانین سختگیرانهای برای این افراد وضع کنند. صاحبان این مکانها میگویند که افرادی که از راه دور کار میکنند، برای ساعتها میزها را اشغال میکنند و این مسئله به ضرر کسبوکار است.
کاربران دیگر نیز اشاره کردند که کافهها در اروپا بیشتر به عنوان مکانی برای استراحت و لذت بردن از یک قهوه در بعدازظهر شناخته میشوند نه برای کار کردن بر روی استارتاپها. این نشاندهنده تفاوتهای فرهنگی بین اروپا و آمریکا در استفاده از فضاهای عمومی مانند کافهها است./یکپزشک با اندکی تغییر
@LDplus
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در قفسشون باز شده بود. فکر کردن بیان بیرون مادرشون رو میبینن شیر میخورن اما...
برای ما خندهدار هست اما برای اونها رنجآوره
@LDplus
برای ما خندهدار هست اما برای اونها رنجآوره
@LDplus
😍2
پست ایلان ماسک که به این تصور اشاره میکند:
روزی بدن انسانها در موزه خواهد بود!
و رباتها از بدن و مغز بشر بازدید می کنند و میگویند: «و این پردازنده اصلی است.»
@LDplus
روزی بدن انسانها در موزه خواهد بود!
و رباتها از بدن و مغز بشر بازدید می کنند و میگویند: «و این پردازنده اصلی است.»
@LDplus
شش نوع استراحتی که همه نیاز دارند
زندگی پرمشغلهی امروزی نیازمند مدیریت دقیق زمان و انرژی است. یکی از مهمترین عناصر حفظ سلامتی و تعادل در زندگی، استراحت کافی و مناسب است. استراحت به اشکال مختلفی انجام میشود و هر کدام نقش ویژهای در بهبود وضعیت روانی و جسمی ما دارند. در اینجا به تفصیل شش نوع استراحت که برای هر فرد ضروری است، پرداختهایم.
برای بهرهمندی از انواع مختلف استراحت، میتوانید برنامه روزانه خود را به گونهای تنظیم کنید که هر روز زمانی را به هر نوع استراحت اختصاص دهید. به عنوان مثال، صبحها مدیتیشن کنید تا ذهنتان آرام شود، بعد از ظهرها به یک پیادهروی آرام بروید تا بدنتان انرژی بگیرد، و شبها به اندازه کافی بخوابید تا بدن و ذهنتان به طور کامل استراحت کنند. همچنین، زمانی را برای گذراندن با دوستان نزدیک یا خانواده و طبیعت اختصاص دهید تا از استراحت اجتماعی و روحی بهرهمند شوید./یکپزشک
#استراحت
@LDplus
زندگی پرمشغلهی امروزی نیازمند مدیریت دقیق زمان و انرژی است. یکی از مهمترین عناصر حفظ سلامتی و تعادل در زندگی، استراحت کافی و مناسب است. استراحت به اشکال مختلفی انجام میشود و هر کدام نقش ویژهای در بهبود وضعیت روانی و جسمی ما دارند. در اینجا به تفصیل شش نوع استراحت که برای هر فرد ضروری است، پرداختهایم.
استراحت ذهنی (Mental Rest):
استراحت ذهنی به معنای فراهم آوردن زمانی برای خاموش کردن ذهن و رهایی از افکار پیوسته است. استراحت ذهنی میتواند از طریق تکنیکهای مختلفی مانند مدیتیشن (Meditation) یا پیادهروی آرام در طبیعت به دست آید. در طول روز، مغز ما با پردازش اطلاعات، تصمیمگیری و حل مسائل، به شدت فعال است. این فعالیت مداوم میتواند منجر به خستگی ذهنی و کاهش کارایی شود. با مدیتیشن روزانه یا پیادهروی در طبیعت، میتوانیم ذهن خود را آرام کرده و تمرکز و خلاقیت خود را بازیابی کنیم.
استراحت جسمی (Physical Rest)
استراحت جسمی شامل فراهم کردن زمانی برای بازیابی انرژی بدنی است. این نوع استراحت میتواند از طریق خواب کافی، کشش عضلات (Stretching)، تمرینات آرام بدنی مانند یوگا (Yoga) و یا حتی فقط دراز کشیدن و استراحت کردن به دست آید. استراحت جسمی نه تنها به رفع خستگی کمک میکند، بلکه برای حفظ سلامت عمومی بدن نیز ضروری است. خواب مناسب شبانه، کلید حفظ سلامت و پیشگیری از بیماریها است. علاوه بر خواب، فعالیتهای فیزیکی آرام نیز میتوانند به تقویت عضلات و کاهش تنشهای بدنی کمک کنند.
استراحت احساسی (Emotional Rest)
استراحت احساسی به معنای پذیرفتن و ابراز احساسات واقعی خود است. بسیاری از افراد در زندگی روزمره احساسات خود را سرکوب میکنند که این امر میتواند منجر به خستگی احساسی و حتی افسردگی شود. استراحت احساسی به ما اجازه میدهد تا با احساسات خود صادق باشیم و در مواقع لازم نه بگوییم. برای مثال، اگر احساس میکنید تحت فشار هستید و نیاز به زمانی برای خود دارید، به خود اجازه دهید که این زمان را اختصاص دهید. میتوانید با یک دوست نزدیک صحبت کنید یا در یک دفترچه یادداشت احساسات خود را بنویسید.
استراحت اجتماعی (Social Rest)
استراحت اجتماعی به معنای گذراندن زمانی با افراد نزدیک و دوستان صمیمی است، بدون نیاز به شرکت در تجمعات بزرگ و پرهیاهو. این نوع استراحت به شما امکان میدهد تا از فشارهای اجتماعی فاصله بگیرید و در فضایی آرام و دوستانه انرژی بگیرید. بسیاری از ما زمان زیادی را در محیطهای اجتماعی پرتنش میگذرانیم که میتواند به خستگی اجتماعی منجر شود. اما گذراندن زمان با افرادی که به شما انرژی مثبت میدهند و از شما حمایت میکنند، میتواند به بازسازی روحیه و انرژی شما کمک کند.
استراحت روحی (Spiritual Rest)
استراحت روحی به معنای یافتن معنای زندگی و ارتباط با خود درونی است. این نوع استراحت میتواند از طریق تمرینات ذهنآگاهی (Mindfulness)، گذراندن وقت در طبیعت و یا فعالیتهای مذهبی به دست آید. استراحت روحی به ما کمک میکند تا با خود و ارزشهای زندگیمان ارتباط برقرار کنیم و احساس آرامش و رضایت بیشتری داشته باشیم. برای مثال، میتوانید روزانه چند دقیقه را به مراقبه (Meditation) اختصاص دهید یا در طبیعت به تماشای زیباییهای طبیعی بپردازید. این فعالیتها میتوانند به شما کمک کنند تا از دغدغههای روزمره فاصله بگیرید و به آرامش درونی دست یابید.
برای بهرهمندی از انواع مختلف استراحت، میتوانید برنامه روزانه خود را به گونهای تنظیم کنید که هر روز زمانی را به هر نوع استراحت اختصاص دهید. به عنوان مثال، صبحها مدیتیشن کنید تا ذهنتان آرام شود، بعد از ظهرها به یک پیادهروی آرام بروید تا بدنتان انرژی بگیرد، و شبها به اندازه کافی بخوابید تا بدن و ذهنتان به طور کامل استراحت کنند. همچنین، زمانی را برای گذراندن با دوستان نزدیک یا خانواده و طبیعت اختصاص دهید تا از استراحت اجتماعی و روحی بهرهمند شوید./یکپزشک
#استراحت
@LDplus
👍4
آمادهسازی کنسرت کارلهاینز اشتوکهاوزن در تخت جمشید. جشن هنر شیراز ١٣۵١./توییتر Salman Matinfar
@LDplus
@LDplus
استالین با ممنوعیت واردات آنتی بیوتیک از امریکا باعث مرگ صدهاهزار نفر شد
کشف پنیسیلین در اواخر دهه بیست قرن بیستم توسط الکساندر فلمینگ و سپس تولید انبوه آنتی بیوتیکها در غرب در اوایل دهه چهل شاید بزرگترین اتفاق در عالم پزشکی و درمان بیماران مبتلا به انواع عفونتهای میکروبی بود.آنتیبیوتیکها به ویژه جان صدها هزار سرباز مجروح را طی جنگ جهانی دوم از مرگ حتمی نجات دادند.اما استالین، رهبر خودکامه شوروی، بیآنکه کوچکترین سواد و دانش علمیای داشته باشد مخالفت خود را با آنتیبیوتیکها اعلام کرد و این را ترفندی از سوی آمریکاییها برای زیر سوال بردن پیشرفت های علمی اتحاد شوروی در زمینه مبارزه با بیماریهای عفونی عنوان کرد.
رژیم شوروی تقریبا از بدو استقرارش با تأسیس چند موسسه پژوهشی در صدد یافتن راهی برای مبارزه با بیماریهای عفونی بود و همه تمرکز خود را روی توسعهی باکتریوفاژها(استفاده از ویروس ها برای نابود کردن باکتریها) گذاشته بود اما سی سال کار پژوهشی در این زمینه به هیچ نتیجه ملموسی منجر نشده بود و سالیانه دهها هزار تن در شوروی بر اثر بیماریهای عفونی میمردند.دولت آمریکا در هزار و نهصد و چهل و دو ، در زمانی که متحد جنگی شوروی علیه آلمان هیتلری بود، به استالین پیشنهاد کرد که تکنولوژی تولید داروهای آنتی بیوتیکی را در اختیار شوروی بگذارد تا از آن برای مداوای سربازان مجروح خود استفاده کند.اما استالین این پیشنهاد را نپذیرفت.
دیکتاتور شوروی ورود آنتی بیوتیک ها از غرب را ممنوع کرد و به دانشمندان میکروبشناس شوروی دستور داد که تلاشهای خود را برای تولید داروهای باکتریوفاژی تشدید کنند.استالین گفت «ما باید به امپریالیست های غربیها ثابت کنیم که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از حیث علمی از آنها سرتر است.»ممنوعیت ورود آنتیبیوتیکها به شوروی به قدری جدی بود که حتی سران حکومت شوروی هم حق استفاده از آن ها را نداشتند.برای نمونه خروشچف که در آن زمان جزو ده مقام اصلی حزب کمونیست و دولت شوروی بود در پی ابتلا به آنفلوآنزا و ذاتالریه تا آستانه مرگ پیش رفت و اگر زنده ماند صرفا به لطف یک قوطی کپسول آنتی بیوتیکی بود که یک پزشک غربی قاچاقی همراه خودش به شوروی آورده و آن را به خروشچف داده بود.
باری، ممنوعیت آنتیبیوتیکها در شوروی برای تقریباً ده سال ادامه یافت و در این فاصله صدها هزار تن دیگر جان خود را از دست دادند.عاقبت در پی مرگ استالین این ممنوعیت برطرف شد و حتی کمی بعد تبلیغاتچیهای شوروی مدعی شدند که کاشف پنیسیلین یک دانشمند شوروی بوده و نه الکساندر فلمینگ اسکاتلندی./فرازتد
بیژن اشتری
#سیاست #مدیریت
@LDplus
کشف پنیسیلین در اواخر دهه بیست قرن بیستم توسط الکساندر فلمینگ و سپس تولید انبوه آنتی بیوتیکها در غرب در اوایل دهه چهل شاید بزرگترین اتفاق در عالم پزشکی و درمان بیماران مبتلا به انواع عفونتهای میکروبی بود.آنتیبیوتیکها به ویژه جان صدها هزار سرباز مجروح را طی جنگ جهانی دوم از مرگ حتمی نجات دادند.اما استالین، رهبر خودکامه شوروی، بیآنکه کوچکترین سواد و دانش علمیای داشته باشد مخالفت خود را با آنتیبیوتیکها اعلام کرد و این را ترفندی از سوی آمریکاییها برای زیر سوال بردن پیشرفت های علمی اتحاد شوروی در زمینه مبارزه با بیماریهای عفونی عنوان کرد.
رژیم شوروی تقریبا از بدو استقرارش با تأسیس چند موسسه پژوهشی در صدد یافتن راهی برای مبارزه با بیماریهای عفونی بود و همه تمرکز خود را روی توسعهی باکتریوفاژها(استفاده از ویروس ها برای نابود کردن باکتریها) گذاشته بود اما سی سال کار پژوهشی در این زمینه به هیچ نتیجه ملموسی منجر نشده بود و سالیانه دهها هزار تن در شوروی بر اثر بیماریهای عفونی میمردند.دولت آمریکا در هزار و نهصد و چهل و دو ، در زمانی که متحد جنگی شوروی علیه آلمان هیتلری بود، به استالین پیشنهاد کرد که تکنولوژی تولید داروهای آنتی بیوتیکی را در اختیار شوروی بگذارد تا از آن برای مداوای سربازان مجروح خود استفاده کند.اما استالین این پیشنهاد را نپذیرفت.
دیکتاتور شوروی ورود آنتی بیوتیک ها از غرب را ممنوع کرد و به دانشمندان میکروبشناس شوروی دستور داد که تلاشهای خود را برای تولید داروهای باکتریوفاژی تشدید کنند.استالین گفت «ما باید به امپریالیست های غربیها ثابت کنیم که اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از حیث علمی از آنها سرتر است.»ممنوعیت ورود آنتیبیوتیکها به شوروی به قدری جدی بود که حتی سران حکومت شوروی هم حق استفاده از آن ها را نداشتند.برای نمونه خروشچف که در آن زمان جزو ده مقام اصلی حزب کمونیست و دولت شوروی بود در پی ابتلا به آنفلوآنزا و ذاتالریه تا آستانه مرگ پیش رفت و اگر زنده ماند صرفا به لطف یک قوطی کپسول آنتی بیوتیکی بود که یک پزشک غربی قاچاقی همراه خودش به شوروی آورده و آن را به خروشچف داده بود.
باری، ممنوعیت آنتیبیوتیکها در شوروی برای تقریباً ده سال ادامه یافت و در این فاصله صدها هزار تن دیگر جان خود را از دست دادند.عاقبت در پی مرگ استالین این ممنوعیت برطرف شد و حتی کمی بعد تبلیغاتچیهای شوروی مدعی شدند که کاشف پنیسیلین یک دانشمند شوروی بوده و نه الکساندر فلمینگ اسکاتلندی./فرازتد
بیژن اشتری
#سیاست #مدیریت
@LDplus
یکی از سه شرط اصلی برای خوشبختی که اپیکور لیست کرده بود، داشتن دوستان و همراهان همفکر بود. همه مثل اپیکور نیستند. اون آدمی با روابط عمومی بالا بود و میتونست رفقای زیادی داشته باشه. اگه در دنیای ما زندگی میکرد ازونهایی میشد که تو فونبوکشون هزاران شماره ذخیره شده. اما همه، یا اکثریت مطلق، در زندگیشون نگاهش رو تأیید میکنند. احاطه شدن با آدمهای همفکر انقدر برای مردم مهمه که اگه فراهم نباشه، هرچیز دیگهای که فراهم باشه بازم احساس خوشبختی نمیکنند. و شاید اگه این فراهم باشه، با فراهم نبودن همه چیزهای دیگه کنار میان.
در سیاست، مذهب، فلسفه و موضوعات پیچیده جامعه، بحثهای جدی زیادی وجود داره همیشه، اما در گوشه ذهن داشته باشید که درست و غلط در اون بحثها برای همه مهم نیست. اونها دنبال دوست میگردن. چون اگه همفکر در اطرافشون نداشته باشند احساس بدبختی میکنند./anarchonomy
پ.ن:
خیلیها فقط بخاطر این از شما دوری میکنن یا ترکتون میکنن که درست میگید. این دسته از مردم دنبال درستی یا حقیقت نیستند، دنبال تایید کننده هستند تا احساس کنن یکی دیگه هم هست که مانند اونا فکر میکنه تا احساس تنهایی و بدبختی نکنن. چون از قبل تصمیم گرفتن نظرشون درباره فلان موضوع همون باشه و تغییرش نمیدن بلکه دنبال تایید کننده برای دیدگاهشون میگردن تا درست در نظرگرفته بشه. واقعا نمیدونن ما تابع حقیقتم نه حقیقت تابع ما؟! کسانی بودن ازم مشورت خواستند. اگه از دیدگاه اون شخص اشتباه میکردم، کافی بود گفتگو رو ادامه نده اما حتی ۱ ساعت هم شده باهام بحث میکرد که چیزی که میگی درست نیست، چرا؟ چون اومده بود چشم بسته تاییدش کنم نه اینکه دیدگاهی بشنوه شاید حل مسله براش روشنتر شد و اگه نیست سراغ یه فرد دیگه رو بگیره.
#ارتباط_اجتماعی #ارتباط_خانوادگی
@LDplus
در سیاست، مذهب، فلسفه و موضوعات پیچیده جامعه، بحثهای جدی زیادی وجود داره همیشه، اما در گوشه ذهن داشته باشید که درست و غلط در اون بحثها برای همه مهم نیست. اونها دنبال دوست میگردن. چون اگه همفکر در اطرافشون نداشته باشند احساس بدبختی میکنند./anarchonomy
پ.ن:
خیلیها فقط بخاطر این از شما دوری میکنن یا ترکتون میکنن که درست میگید. این دسته از مردم دنبال درستی یا حقیقت نیستند، دنبال تایید کننده هستند تا احساس کنن یکی دیگه هم هست که مانند اونا فکر میکنه تا احساس تنهایی و بدبختی نکنن. چون از قبل تصمیم گرفتن نظرشون درباره فلان موضوع همون باشه و تغییرش نمیدن بلکه دنبال تایید کننده برای دیدگاهشون میگردن تا درست در نظرگرفته بشه. واقعا نمیدونن ما تابع حقیقتم نه حقیقت تابع ما؟! کسانی بودن ازم مشورت خواستند. اگه از دیدگاه اون شخص اشتباه میکردم، کافی بود گفتگو رو ادامه نده اما حتی ۱ ساعت هم شده باهام بحث میکرد که چیزی که میگی درست نیست، چرا؟ چون اومده بود چشم بسته تاییدش کنم نه اینکه دیدگاهی بشنوه شاید حل مسله براش روشنتر شد و اگه نیست سراغ یه فرد دیگه رو بگیره.
#ارتباط_اجتماعی #ارتباط_خانوادگی
@LDplus
👍3
آنتونی برجس ٤۰ ساله بود که دکترها به وی گفتند یک سال دیگر بیشتر زنده نیست، زیرا توموری در مغز خود دارد. وی بیشتر از خود نگران همسرش بود، که پس از وی چیزی برایش باقی نمیگذاشت.
آنتونی قبل از آن هرگز نویسنده حرفهای نبود، اما در درون خود میل و کششی به داستاننویسی حس میکرد و میدانست که استعداد بالقوهای در وی وجود دارد. بنابراین تنها برای باقی گذاشتن حقالامتیاز نشر برای همسرش پشت میز تحریر نشست و شروع به تایپ کرد.
او حتی مطمئن نبود که آیا ناشری حاضر میشود داستان وی را چاپ کند یا نه؛ ولی میدانست که باید کاری انجام دهد.
در ژانویه ١٩٦۰ وی گفت: من فقط یک زمستان، بهار و تابستان دیگر را پشت سر خواهم گذاشت، و پاییز آینده همراه با برگریزان خواهم مرد.
در این یک سال، وی ۵ داستان را به انتها رساند و یکی دیگر را تا نیمه نوشت. بهرهوری او در این یک سال برابر با بهرهوری نصف عمر فورستر (رماننویس معروف انگلیسی) و دو برابر سلینجر (نویسنده معاصر آمریکایی) بود.
اما آنتونی برجس نمرد! وى ٧٦ سال عمر کرد و طی این سالها ۷۰ کتاب نوشت. مشهورترین #کتاب وی پرتقالکوکی است.بدون سرطان شاید وی هیچگاه نمینوشت، هیچگاه به چنین پیشرفتی نمیرسید.
بسیاری از ما نیز استعدادهایی پنهان داریم، مانند آنچه که در برجس بود و گاه منتظریم که یک وضع اضطراری بیرونی آن را بیدارکند.
اما بهتر است منتظر آن وضعیت اضطراری نشویم، و هماکنون از خودمان بپرسیم که اگر من در وضعیت آنتونی برجس بودم، چه میکردم؟ چگونه زندگی روزمرهی خود را تغییر میدادم؟/آموزههای سازمانی
@LDplus
آنتونی قبل از آن هرگز نویسنده حرفهای نبود، اما در درون خود میل و کششی به داستاننویسی حس میکرد و میدانست که استعداد بالقوهای در وی وجود دارد. بنابراین تنها برای باقی گذاشتن حقالامتیاز نشر برای همسرش پشت میز تحریر نشست و شروع به تایپ کرد.
او حتی مطمئن نبود که آیا ناشری حاضر میشود داستان وی را چاپ کند یا نه؛ ولی میدانست که باید کاری انجام دهد.
در ژانویه ١٩٦۰ وی گفت: من فقط یک زمستان، بهار و تابستان دیگر را پشت سر خواهم گذاشت، و پاییز آینده همراه با برگریزان خواهم مرد.
در این یک سال، وی ۵ داستان را به انتها رساند و یکی دیگر را تا نیمه نوشت. بهرهوری او در این یک سال برابر با بهرهوری نصف عمر فورستر (رماننویس معروف انگلیسی) و دو برابر سلینجر (نویسنده معاصر آمریکایی) بود.
اما آنتونی برجس نمرد! وى ٧٦ سال عمر کرد و طی این سالها ۷۰ کتاب نوشت. مشهورترین #کتاب وی پرتقالکوکی است.بدون سرطان شاید وی هیچگاه نمینوشت، هیچگاه به چنین پیشرفتی نمیرسید.
بسیاری از ما نیز استعدادهایی پنهان داریم، مانند آنچه که در برجس بود و گاه منتظریم که یک وضع اضطراری بیرونی آن را بیدارکند.
اما بهتر است منتظر آن وضعیت اضطراری نشویم، و هماکنون از خودمان بپرسیم که اگر من در وضعیت آنتونی برجس بودم، چه میکردم؟ چگونه زندگی روزمرهی خود را تغییر میدادم؟/آموزههای سازمانی
@LDplus
👍1