@LAHZEHAL
شاید متوجه شده باشید که سعی در نادیده گرفتن ترس هایتان معمولا فایده ای ندارد. هر قدر سعی کنید، باز هم در مواقع فشار یا دلشکستگی دوباره آشکار می شوند؛ مگر این که در آغوش گرفته شده باشند. به قصد آن که از مانع میان خود و شجاعتتان رو برگردانید و آن را نادیده بگیرید، می توانید ترس هایتان را با خوردن و نوشیدن، خريد، جنب و جوش، پرکاری، شکایت، غیبت و هر واکنش دیگری بپوشانید. پس از آن که پذیرفتید شما ترس های خاص خود را دارید و قبول کردید که سپردن اختیار زندگی تان به دست آنها چه هزینه ای دارد، اندک اندک فضایی برای تنفس به خود می دهید و در این فضا می توانید ترس های خود را با روشنی و درک بیش تری مشاهده نمایید. آنگاه در آغوش کشیدن ترس هایتان را آغاز می کنید و رفته رفته از زیر آنها بیرون می آیید.
شاید این مثل قدیمی را شنیده باشید: «در برابر هر چه مقاومت کنی، مقاومت می کند.» درک این گفته، کلید در آغوش کشیدن ترس های شماست. مقاومت، قضاوت و نفرت از ترس ها، فقط این امکان را به آنها می دهد که مسلط تر شوند. هنگامی که آنها را نادیده می گیرید، قضاوت می کنید یا پنهان می سازید، در واقع نیروی خود را به آنها وامی گذارید. راه پس گرفتن این نیرو، آن نیست که ترس هایتان را تار و مار کنید، این است که قلبتان را به روی بخش زخمی خود، یعنی «گربه ترسوی كوچولويتان» بگشایید.
#دبی_فورد
#کتاب_شجاعت
@LAHZEHAL
شاید متوجه شده باشید که سعی در نادیده گرفتن ترس هایتان معمولا فایده ای ندارد. هر قدر سعی کنید، باز هم در مواقع فشار یا دلشکستگی دوباره آشکار می شوند؛ مگر این که در آغوش گرفته شده باشند. به قصد آن که از مانع میان خود و شجاعتتان رو برگردانید و آن را نادیده بگیرید، می توانید ترس هایتان را با خوردن و نوشیدن، خريد، جنب و جوش، پرکاری، شکایت، غیبت و هر واکنش دیگری بپوشانید. پس از آن که پذیرفتید شما ترس های خاص خود را دارید و قبول کردید که سپردن اختیار زندگی تان به دست آنها چه هزینه ای دارد، اندک اندک فضایی برای تنفس به خود می دهید و در این فضا می توانید ترس های خود را با روشنی و درک بیش تری مشاهده نمایید. آنگاه در آغوش کشیدن ترس هایتان را آغاز می کنید و رفته رفته از زیر آنها بیرون می آیید.
شاید این مثل قدیمی را شنیده باشید: «در برابر هر چه مقاومت کنی، مقاومت می کند.» درک این گفته، کلید در آغوش کشیدن ترس های شماست. مقاومت، قضاوت و نفرت از ترس ها، فقط این امکان را به آنها می دهد که مسلط تر شوند. هنگامی که آنها را نادیده می گیرید، قضاوت می کنید یا پنهان می سازید، در واقع نیروی خود را به آنها وامی گذارید. راه پس گرفتن این نیرو، آن نیست که ترس هایتان را تار و مار کنید، این است که قلبتان را به روی بخش زخمی خود، یعنی «گربه ترسوی كوچولويتان» بگشایید.
#دبی_فورد
#کتاب_شجاعت
@LAHZEHAL
👍11🔥5🤩1
@LAHZEHAL
خویش (خدا) همچون آهنربایی قدرتمند در درون ماست. او ما را به تدریج به درون خود میکشاند، هرچند تصور کنیم که ما به اختیار خود به سمتش میرویم:
وقتی که به اندازه کافی نزدیک باشیم، او به فعالیتهای ما پایان میدهد ، ما را خاموش میکند و سپس هویت شخصی ما را میبلعد، در نتیجه هویت اشتباه (کاذب) ما را از بین میبرد.
او هوش را غرق میکند و تمامیت ما را در هم میشکند. ما فکر میکنیم که ما روی او مراقبه میکنیم و در جهت او توسعه مییابیم،
در حالی که حقیقت این است که ما برادهیهای آهن هستیم و او آهنربایی که ما را به سمت خود میکشد. بنابر این سلوک یافتن آن خویش، حالتی از مغناطیس الهی است.
#رامانا_ماهارشی
@LAHZEHAL
خویش (خدا) همچون آهنربایی قدرتمند در درون ماست. او ما را به تدریج به درون خود میکشاند، هرچند تصور کنیم که ما به اختیار خود به سمتش میرویم:
وقتی که به اندازه کافی نزدیک باشیم، او به فعالیتهای ما پایان میدهد ، ما را خاموش میکند و سپس هویت شخصی ما را میبلعد، در نتیجه هویت اشتباه (کاذب) ما را از بین میبرد.
او هوش را غرق میکند و تمامیت ما را در هم میشکند. ما فکر میکنیم که ما روی او مراقبه میکنیم و در جهت او توسعه مییابیم،
در حالی که حقیقت این است که ما برادهیهای آهن هستیم و او آهنربایی که ما را به سمت خود میکشد. بنابر این سلوک یافتن آن خویش، حالتی از مغناطیس الهی است.
#رامانا_ماهارشی
@LAHZEHAL
❤15🔥8👍3🤩1
Forwarded from اتچ بات
#جو_دیسپنزا
🎥افکار زبان مغز هستند و احساسات زبان بدن. افکار و احساساتتان واقعیت زندگی شما را خلق میکنند☝️
🔺در وبینار فوق دکتر جو دیسپنزا در مورد"ماوراء طبیعی شدن"توضیح میدهد
@LAHZEHAL
🎥افکار زبان مغز هستند و احساسات زبان بدن. افکار و احساساتتان واقعیت زندگی شما را خلق میکنند☝️
🔺در وبینار فوق دکتر جو دیسپنزا در مورد"ماوراء طبیعی شدن"توضیح میدهد
@LAHZEHAL
Telegram
attach 📎
❤5👍3🔥1
@LAHZEHAL
روشنبینی به معنی فرار از آسیبپذیر بودنِ آدمی نیست،
بلکه شهامتِ در آغوش رفتن آن است.
آنهایی که ادعا میکنند که از احساسات انسانی فراتر رفتهاند،
آنهایی که مصون بودنِ خود را لاف میزنند،
در واقع از انسان بودنِ خود بسیار ترسیدهاند.
شهامت بسیار زیادی لازم است تا در این دنیای سخت، نرم و انعطافپذیر باشیم.
قهرمانِ حقیقی داستان، محدودیتهای انسانی خویش را میشناسد.
قدرتِ حقیقی در در آغوش گرفتن ِانرژی ها و احساساتِ سخت است:
تردید، شرم، ترس و قلب درد.
و دیدن آنها به عنوان یک جنبش دوست داشتنی!
پس امروز، روشن باش و بدرخش.
آنچه را دوست نداری ببینی، ببین
در لحظههای سخت، نرم باش.
با نقصها و کمبودها مهربان باش.
تاریکی را در آغوش بگیر،
مانند نوزادی تازه متولد شده.
#جف_فاستر
@LAHZEHAL
روشنبینی به معنی فرار از آسیبپذیر بودنِ آدمی نیست،
بلکه شهامتِ در آغوش رفتن آن است.
آنهایی که ادعا میکنند که از احساسات انسانی فراتر رفتهاند،
آنهایی که مصون بودنِ خود را لاف میزنند،
در واقع از انسان بودنِ خود بسیار ترسیدهاند.
شهامت بسیار زیادی لازم است تا در این دنیای سخت، نرم و انعطافپذیر باشیم.
قهرمانِ حقیقی داستان، محدودیتهای انسانی خویش را میشناسد.
قدرتِ حقیقی در در آغوش گرفتن ِانرژی ها و احساساتِ سخت است:
تردید، شرم، ترس و قلب درد.
و دیدن آنها به عنوان یک جنبش دوست داشتنی!
پس امروز، روشن باش و بدرخش.
آنچه را دوست نداری ببینی، ببین
در لحظههای سخت، نرم باش.
با نقصها و کمبودها مهربان باش.
تاریکی را در آغوش بگیر،
مانند نوزادی تازه متولد شده.
#جف_فاستر
@LAHZEHAL
❤12👍7🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر بتوانی موسیقی درونی ات
حقیقت درونی ات
عشق درونی ات
و امید درونی ات را احساس کنی
آنرا در پیرامونت نیز تشخیص خواهی داد
کل کیهان برای تو تغییرخواهدکرد
زیرا تو تغییر کرده ای...
@LAHZEHAL
حقیقت درونی ات
عشق درونی ات
و امید درونی ات را احساس کنی
آنرا در پیرامونت نیز تشخیص خواهی داد
کل کیهان برای تو تغییرخواهدکرد
زیرا تو تغییر کرده ای...
@LAHZEHAL
❤21🔥4👍3
همانطور که سگ دوست دارد
دندان خود را دراستخوان فرو کند،
ذِهن نیز دوست دارد
دندان خود را در مسئله ها فرو کند.
#اکهارت_تله
@LAHZEHAL
دندان خود را دراستخوان فرو کند،
ذِهن نیز دوست دارد
دندان خود را در مسئله ها فرو کند.
#اکهارت_تله
@LAHZEHAL
👍16❤14🔥4
Forwarded from 🕯Aram Candle🕯
نور الهی و دلهای پاک
نور به طور یکسان و بیطرفانه بر همهی دلها میتابد، اما دلهای پاک، معصوم و انسانهای مقدس آن نور را به خوبی دریافت و منعکس میکنند.
نور به طور یکسان و بیطرفانه بر همهی دلها میتابد، اما دلهای پاک، معصوم و انسانهای مقدس آن نور را به خوبی دریافت و منعکس میکنند.
❤15👍10🔥3🤩1
قبل از تحول آگاهی، من سالها درگیر معنویت بودم. به معابد ذن میرفتم و عادت داشتم از همسرم بپرسم که چگونه میتواند به معنویت بی علاقه باشد؟ چنین چیز مهمی چگونه مورد علاقه ی او نیست؟ او چگونه میتواند اینقدر سطحی باشد که از خرید کردن چیزهای غیرضروری لذت ببرد؟
او واقعا بسیار راضی بود. او به من میگفت:"من با زندگی ام شادم. من از با تو بودن شادم. از داشتن بچه ها و خوانواده مان شادم. "
من نمیتوانستم درک کنم چگونه او میتواند اینقدر سطحی باشد. آنگاه پس از تحول، فهمیدم که او فردی شاد است و من احمق بودم. من فردی بودم که به دنبال چیزی میگشتم و جستجو و تحقیق میکردم. احساس میکردم چیزی کم است و هنوز باید چیزی خاص تر یا برتر وجود داشته باشد.
واقعیت این است که - و این برای من روشن شد که - آن، همیشه اینجاست.
این مٓثل قدیمی را میدانید که : "وقتی من بودایی بودم، خانواده ام نمیتوانست مرا تحمل کند و وقتی یک بودا شدم آنها دوباره مرا دوست داشتند."
(#دکتر_ریک- "نه تو و نه من، فقط آگاهی بامحبتی که همه چیز در آن شکل می گیرد")
@LAHZEHAL
او واقعا بسیار راضی بود. او به من میگفت:"من با زندگی ام شادم. من از با تو بودن شادم. از داشتن بچه ها و خوانواده مان شادم. "
من نمیتوانستم درک کنم چگونه او میتواند اینقدر سطحی باشد. آنگاه پس از تحول، فهمیدم که او فردی شاد است و من احمق بودم. من فردی بودم که به دنبال چیزی میگشتم و جستجو و تحقیق میکردم. احساس میکردم چیزی کم است و هنوز باید چیزی خاص تر یا برتر وجود داشته باشد.
واقعیت این است که - و این برای من روشن شد که - آن، همیشه اینجاست.
این مٓثل قدیمی را میدانید که : "وقتی من بودایی بودم، خانواده ام نمیتوانست مرا تحمل کند و وقتی یک بودا شدم آنها دوباره مرا دوست داشتند."
(#دکتر_ریک- "نه تو و نه من، فقط آگاهی بامحبتی که همه چیز در آن شکل می گیرد")
@LAHZEHAL
❤11🔥5👍1
اکنون که توجه شما جلب شده است، درمورد این روند بیداری چه باید بکنید؟ چگونه بلیط لاتاریِ جهانی را نقد کنید قبل از اینکه مرگ، شما را نقد کند؟ خب، این کتاب طراحی شده تا به شما کمک کند که در هیچ کاری نکردن آرام بگیرید. فقط باشید و آرام بگیرید بی هیچ تلاش عمدی برای ایجاد رخداد بیداری. همه اش موضوع سرنوشت و فیض است. لحظه ای که نطفۀ شما بسته شد، بلیط را خریده اید، و شماره های برنده قبلاً ارسال شده است. بنابراین هیچ کاری وجود ندارد که شما اکنون بتوانید درمورد آن انجام دهید، جز اینکه منتظر بمانید و ببینید چه اتفاقی می افتد.
اگر هنوز در جستجویتان به سوی عمل کردن کشیده می شوید، لااقل آنرا با این آگاهی انجام دهید که شما کنندۀ کارها نیستید، بلکه منبع از طریق شما این بازیِ محدودیت را بازی می کند. شما طوری عمل خواهید کرد که "انگار" هنوز کننده هستید، اما در اعماق وجودتان می دانید که آن فقط یک نما برای منبع است. در خلوت تنهایی آرام بگیرید، این همان عروسک "پیچ کلمی" است که معجزات تحول می تواند از آن نشأت بگیرد. اکنون که لااقل به صورت عقلی درک می کنید که ما درمورد چه چیزی بحث می کنیم، این درک می تواند به اتاقهای شهودیِ قلبتان نفوذ کند و آنگاه از سینه شما با دانشی مطلق و ورای کلمات و ورای شرح، منفجر می شود.
درحالیکه همۀ اینها دارد اتفاق می افتد شما می توانید به آن بخش از وجودتان که هنوز شک و ترس را درمورد بخشهای ترسناک زندگی به دوش می کشد اطمینان دهید که اینجا منبع مسئولِ امور است، با پشتوانۀ خردی بینهایت و یک طرحِ بازی که کامل است. تا بیدار نشوید آن طرح را نخواهید فهمید و وقتی بیدار شوید دیگر به آن توجه نخواهید کرد! وقتی سرانجام در موقعیتی هستید که همۀ پاسخ ها را به زندگی دارید، همۀ سؤالها خشک می شوند. پس از بیداری فقط یک آواز در آن جعبۀ جوک در سر شما پخش می شود: «آگاهی همۀ چیزی است که هست و من آن هستم!» درحقیقت چند سال پس از رهایی، آن آواز به "مَن-مَن" تغییر کرد. به بیان دیگر، شما شروع به رابطه گرفتن با زندگی به عنوان منبع بدون شکل می کنید، به جای منبع در پدیدار و فرم.
#ساتیام_نادن
"از پیاز به مروارید"
@LAHZEHAL
اگر هنوز در جستجویتان به سوی عمل کردن کشیده می شوید، لااقل آنرا با این آگاهی انجام دهید که شما کنندۀ کارها نیستید، بلکه منبع از طریق شما این بازیِ محدودیت را بازی می کند. شما طوری عمل خواهید کرد که "انگار" هنوز کننده هستید، اما در اعماق وجودتان می دانید که آن فقط یک نما برای منبع است. در خلوت تنهایی آرام بگیرید، این همان عروسک "پیچ کلمی" است که معجزات تحول می تواند از آن نشأت بگیرد. اکنون که لااقل به صورت عقلی درک می کنید که ما درمورد چه چیزی بحث می کنیم، این درک می تواند به اتاقهای شهودیِ قلبتان نفوذ کند و آنگاه از سینه شما با دانشی مطلق و ورای کلمات و ورای شرح، منفجر می شود.
درحالیکه همۀ اینها دارد اتفاق می افتد شما می توانید به آن بخش از وجودتان که هنوز شک و ترس را درمورد بخشهای ترسناک زندگی به دوش می کشد اطمینان دهید که اینجا منبع مسئولِ امور است، با پشتوانۀ خردی بینهایت و یک طرحِ بازی که کامل است. تا بیدار نشوید آن طرح را نخواهید فهمید و وقتی بیدار شوید دیگر به آن توجه نخواهید کرد! وقتی سرانجام در موقعیتی هستید که همۀ پاسخ ها را به زندگی دارید، همۀ سؤالها خشک می شوند. پس از بیداری فقط یک آواز در آن جعبۀ جوک در سر شما پخش می شود: «آگاهی همۀ چیزی است که هست و من آن هستم!» درحقیقت چند سال پس از رهایی، آن آواز به "مَن-مَن" تغییر کرد. به بیان دیگر، شما شروع به رابطه گرفتن با زندگی به عنوان منبع بدون شکل می کنید، به جای منبع در پدیدار و فرم.
#ساتیام_نادن
"از پیاز به مروارید"
@LAHZEHAL
❤4👍3🔥2
شوخی های بزرگ کیهانی
شما فکر می کنید که باید به روشنضمیری برسید.
اما پیشاپیش روشنضمیر هستید!
شما فکر می کنید باید مسیری را دنبال کنید تا به آنجا برسید.
مسیری وجود ندارد!
شما فکر می کنید روشنضمیری یک هدف است.
هدفی وجود ندارد!
شما فکر می کنید باید خود و جهان را تغییر دهید تا آنرا مکان بهتری سازید.
هیچ کاری برای انجام دادن وجود ندارد!
شما فکر می کنید می توانید خدا را در هند یا تبت بیابید.
هیچ جایی برای رفتن نیست. آگاهی در همه جا یکسان است!
شما فکر می کنید که حاصلِ داستانِ شخصیِ شما مهم است.
همه اش یکسان است بدون توجه به اینکه چه از آب در می آید!
شما فکر می کنید که داستان شما واقعی است.
آن یک توهم، یک رؤیاست!
شما فکر می کنید که مسئول زندگی تان هستید.
اما چیزی جز عروسکی در دست منبع نیستید!
شما فکر می کنید که ارادۀ آزاد دارید و انتخاب می کنید.
فقط سرنوشت در حال آشکار شدن قانونی است!
شما فکر می کنید در بیرون دشمنانی دارید.
در بیرون فقط منبع وجود دارد!
شما فکر می کنید که فرمولی جادویی برای یافتن خدا هست.
آرام باشید. شما پیشاپیش در آن، خانه دارید!
شما فکر می کنید نمایش غمبار زندگیِ هرکسی یک واقعیت است.
همه اش با دود و آینه انجام می شود!
شما فکر می کنید که خدا آگاهی برتری روی سیاره می خواهد.
منبع فقط اینجاست تا در محدودیت بازی کند!
شما سرگرم قضاوت، مقایسه، نظرات و ترجیحات هستید.
فقط "آنچه هست" وجود دارد، همانطور که هست، دقیقاً همانطور که باید باشد!
شما می خواهید مهم و مورد تحسین باشید.
فقط باشید!
شما از مرگ به عنوان غمبارترین رویداد می ترسید.
مرگ پایان توهم است!
شما امید دارید که دفعۀ بعد زندگی بهتری داشته باشید.
خودی برای متناسخ شدن وجود ندارد. فقط منبع به صورت "من هستم" وجود دارد!
شما پشیمان از گذشته، نگران حال و هراسان از آینده هستید.
اما شما منبع بینهایت هستید که رؤیایی بازیگوشانه دارد. آرام باشید!
شما مجذوب تئوریهای توطئۀ پیچیده می شوید.
فقط منبع وجود دارد که با خودش تفریح می کند!
شما فکر می کنید در زندگی هدفی دارید.
اما هیچ "من فردی" وجود ندارد که هدفی داشته باشد. فقط منبع وجود دارد. منبع هدفی از این پدیدار دارد. شما نمی توانید از طریق یک ذهن محدود آن هدف را بشناسید!
#ساتیام_نادن
@LAHZEHAL
شما فکر می کنید که باید به روشنضمیری برسید.
اما پیشاپیش روشنضمیر هستید!
شما فکر می کنید باید مسیری را دنبال کنید تا به آنجا برسید.
مسیری وجود ندارد!
شما فکر می کنید روشنضمیری یک هدف است.
هدفی وجود ندارد!
شما فکر می کنید باید خود و جهان را تغییر دهید تا آنرا مکان بهتری سازید.
هیچ کاری برای انجام دادن وجود ندارد!
شما فکر می کنید می توانید خدا را در هند یا تبت بیابید.
هیچ جایی برای رفتن نیست. آگاهی در همه جا یکسان است!
شما فکر می کنید که حاصلِ داستانِ شخصیِ شما مهم است.
همه اش یکسان است بدون توجه به اینکه چه از آب در می آید!
شما فکر می کنید که داستان شما واقعی است.
آن یک توهم، یک رؤیاست!
شما فکر می کنید که مسئول زندگی تان هستید.
اما چیزی جز عروسکی در دست منبع نیستید!
شما فکر می کنید که ارادۀ آزاد دارید و انتخاب می کنید.
فقط سرنوشت در حال آشکار شدن قانونی است!
شما فکر می کنید در بیرون دشمنانی دارید.
در بیرون فقط منبع وجود دارد!
شما فکر می کنید که فرمولی جادویی برای یافتن خدا هست.
آرام باشید. شما پیشاپیش در آن، خانه دارید!
شما فکر می کنید نمایش غمبار زندگیِ هرکسی یک واقعیت است.
همه اش با دود و آینه انجام می شود!
شما فکر می کنید که خدا آگاهی برتری روی سیاره می خواهد.
منبع فقط اینجاست تا در محدودیت بازی کند!
شما سرگرم قضاوت، مقایسه، نظرات و ترجیحات هستید.
فقط "آنچه هست" وجود دارد، همانطور که هست، دقیقاً همانطور که باید باشد!
شما می خواهید مهم و مورد تحسین باشید.
فقط باشید!
شما از مرگ به عنوان غمبارترین رویداد می ترسید.
مرگ پایان توهم است!
شما امید دارید که دفعۀ بعد زندگی بهتری داشته باشید.
خودی برای متناسخ شدن وجود ندارد. فقط منبع به صورت "من هستم" وجود دارد!
شما پشیمان از گذشته، نگران حال و هراسان از آینده هستید.
اما شما منبع بینهایت هستید که رؤیایی بازیگوشانه دارد. آرام باشید!
شما مجذوب تئوریهای توطئۀ پیچیده می شوید.
فقط منبع وجود دارد که با خودش تفریح می کند!
شما فکر می کنید در زندگی هدفی دارید.
اما هیچ "من فردی" وجود ندارد که هدفی داشته باشد. فقط منبع وجود دارد. منبع هدفی از این پدیدار دارد. شما نمی توانید از طریق یک ذهن محدود آن هدف را بشناسید!
#ساتیام_نادن
@LAHZEHAL
👍16❤10🔥2👎1
سلیقه من در موسیقی بیشتر کلاسیک است تا پاپ و از صدای هوی متال بدنم می لرزد. پس از دو سال حبس در زندان ایالتی که بیست و چهار ساعته چیزی جز "رپ گنگستا" از آن جعبه های غران [رادیوها] پخش نمی شد، حالا هر بار که آنرا می شنوم از سندرم "استرس پس از سانحه" رنج می برم.
یک روز بعد از ندای بیداری در گوشه ای خلوت مراقبه می کردم و کسی با یک رادیو که موسیقی رپ بلندی از بلندگوهایش پخش می شد آمد و درست در کنار من نشست. آنگاه در فضای درونی ام به آغوش گرفتن آن صدای ناهنجار توسط منبع را احساس کردم. و بنابراین من در دو سطح عمل می کردم. یک بخش هنوز در آگاهیِ حضور بود، و بخش دیگر اجازه می داد که موسیقی رپ بخشی از حضور باشد. یکدفعه کل صحنه یک تجربۀ خارج از بدن شد آنگاه شنیدم که موسیقی رپ به زیباترین صداها و رنگهای آسمانی بدل شد که اصلاً بخشی از تجربیات انسانی قبلی من نبود. در حیرت کامل، سعی کردم دریابم چه اتفاقی دارد می افتد و در آن هنگام یک صدای درونی واضح را شنیدم که می گوید: «منبع اینگونه موسیقی رپ را می شنود!» من آنرا درک کردم!
آن تجربه به من کمی نکرد که موسیقی رپ را بیشتر از قبل تحسین کنم، زیرا آن هنوز به صورت یک صدای بعد سوم پخش می شود. اما درک مرا از اجازه دادن به آنچه هست، همانطور که هست و دقیقاً باید همانطور باشد، در آگاهی من عمیقتر کرد.
#ساتیام_نادن
@LAHZEHAL
یک روز بعد از ندای بیداری در گوشه ای خلوت مراقبه می کردم و کسی با یک رادیو که موسیقی رپ بلندی از بلندگوهایش پخش می شد آمد و درست در کنار من نشست. آنگاه در فضای درونی ام به آغوش گرفتن آن صدای ناهنجار توسط منبع را احساس کردم. و بنابراین من در دو سطح عمل می کردم. یک بخش هنوز در آگاهیِ حضور بود، و بخش دیگر اجازه می داد که موسیقی رپ بخشی از حضور باشد. یکدفعه کل صحنه یک تجربۀ خارج از بدن شد آنگاه شنیدم که موسیقی رپ به زیباترین صداها و رنگهای آسمانی بدل شد که اصلاً بخشی از تجربیات انسانی قبلی من نبود. در حیرت کامل، سعی کردم دریابم چه اتفاقی دارد می افتد و در آن هنگام یک صدای درونی واضح را شنیدم که می گوید: «منبع اینگونه موسیقی رپ را می شنود!» من آنرا درک کردم!
آن تجربه به من کمی نکرد که موسیقی رپ را بیشتر از قبل تحسین کنم، زیرا آن هنوز به صورت یک صدای بعد سوم پخش می شود. اما درک مرا از اجازه دادن به آنچه هست، همانطور که هست و دقیقاً باید همانطور باشد، در آگاهی من عمیقتر کرد.
#ساتیام_نادن
@LAHZEHAL
❤8👍7🔥2🤩1
آنچه برای من در تعامل با به اصطلاح "وقت مرده" در زندان رخ داد جالب است. اگر فیلم روح (Ghost) را دیده باشید، ممکن است با توضیحات من بیشتر ارتباط بگیرید. پس از آنکه پاتریک سویزی کشته شد، به صورت یک روح بی بدن در اطراف سرگردان بود و از همۀ موضوعات آگاه بود اما نمی توانست در آنها اثر کند. این امر او را از نومیدی به دیوانگی می کشاند، زیرا می خواهد نامزدش را از آسیب نجات دهد، ولی ناتوان است.
در رهایی من پس از مرگ نفس در ندای بیداری، احساس کردم که مانند آن روح در محدودۀ زندان سرگردان هستم. اما تلاش نمی کردم هیچ چیزی را تغییر دهم یا بهتر کنم. احساس می کردم که در یک مأموریت خاص از طرف روح هستم تا فقط شرایط زمین را در این زندان خاص گزارش دهم. بدون قضاوت آنها، یا مقایسۀ آنها، یا داشتن نظری در مورد آنها یا حتی اولویتی درمورد گزینه ها. به طور خلاصه یک روح به صورت یک شاهد ساکت در آگاهی بدون انتخاب در یک خانۀ بزرگ. با فیض و رهایی، این نقش تازه پس از یک عمر مقاومت در برابر آنچه هست -زیرا می خواستم چیزی باشد که من می خواهم- بسیار لذتبخش بود. بنابراین من در خانۀ وحشت، شادی یافتم. آنقدر به این شوخی کیهانی خندیدم که اشکم جاری شد. و در پایان، سرانجام تشخیص دادم که مهم نیست هرگز از زندان خارج شوم. در هر صورت، هرجا که باشی، همه اش یکسان است. من آن هستم!
#ساتیام_نادن
@LAHZEHAL
در رهایی من پس از مرگ نفس در ندای بیداری، احساس کردم که مانند آن روح در محدودۀ زندان سرگردان هستم. اما تلاش نمی کردم هیچ چیزی را تغییر دهم یا بهتر کنم. احساس می کردم که در یک مأموریت خاص از طرف روح هستم تا فقط شرایط زمین را در این زندان خاص گزارش دهم. بدون قضاوت آنها، یا مقایسۀ آنها، یا داشتن نظری در مورد آنها یا حتی اولویتی درمورد گزینه ها. به طور خلاصه یک روح به صورت یک شاهد ساکت در آگاهی بدون انتخاب در یک خانۀ بزرگ. با فیض و رهایی، این نقش تازه پس از یک عمر مقاومت در برابر آنچه هست -زیرا می خواستم چیزی باشد که من می خواهم- بسیار لذتبخش بود. بنابراین من در خانۀ وحشت، شادی یافتم. آنقدر به این شوخی کیهانی خندیدم که اشکم جاری شد. و در پایان، سرانجام تشخیص دادم که مهم نیست هرگز از زندان خارج شوم. در هر صورت، هرجا که باشی، همه اش یکسان است. من آن هستم!
#ساتیام_نادن
@LAHZEHAL
👍6❤4🔥4
آن هجومهای اولیۀ آزادی همچون موج شکن در موج سواری بر من فرو می ریزند: دائمی و تازه کننده. جستجو و تلاش سر آمده است! خواه من ذره ای دیگر را در طلب معنوی ام تغییر دهم یا نه، نه تنها آن به "من" مربوط نیست، نه تنها استفاده از تلاش ارادی یا قدرت اراده ممکن نیست، بلکه حتی ربطی هم ندارد. حتی یک "من" برای اصلاح وجود ندارد.
در اولین هجوم آزادی، توانستم ارزش ذاتی صدام حسین را در ایجاد هرج و مرج بی اندازه در خاورمیانه ببینم، در کنار تعادل مادر ترزا که از جذامیان در هند مراقبت می کند. همه اش برای منبع یکسان است.
#ساتیام_نادن
@LAHZEHAL
در اولین هجوم آزادی، توانستم ارزش ذاتی صدام حسین را در ایجاد هرج و مرج بی اندازه در خاورمیانه ببینم، در کنار تعادل مادر ترزا که از جذامیان در هند مراقبت می کند. همه اش برای منبع یکسان است.
#ساتیام_نادن
@LAHZEHAL
❤7🔥1