خود را از نو تعبير کن
اگر التیام نیابیم، گذشته، زندگی مان را از بین میبرد و خلاقیت، موهیتها استعداد های بی همتای ما را دفن میکند. هنگامی که بخشهایی از وجود خود را نپذیریم، آنها درون ما راکد میشوند و به جای آن که این بخشها را در هماهنگی با جهان خود به کار گیریم، بر ضد آن به کار می بندیم.
ما گمان می کنیم که نسبت به دنيا خشمناک هستیم و برای برآورده شدن آرزوهایمان می خواهیم جهان را دگرگون سازیم، اما این ما هستیم که به تغيیر و تحول نیازمندیم. ما از خود خشمگین هستیم زیرا پشتکار نداریم، نیروی الهی درونمان را محترم نمی شماریم و به خودمان اجازه نمی دهیم تا خود را آنگونه که حقیقتا می خواهیم، ابراز کنیم. گمان میکنیم از پدر و مادرمان عصبانی هستیم که در آغاز زندگی، ما را سركوب کردند، اما در واقع از خود خشمگین هستیم که این روند واپس رانی را تداوم بخشیدیم. ما تصور می کنیم قفسی در آن حبس بودیم هنوز وجود دارد و با دیوارهای فرضی آن در کشمکش هستیم؛ قفس شک و تردیدها، ترسها و محدودیت هایی که خودمان بر خود اعمال میکنیم. به ما آموخته اند که به دنبال آرزوها رفتن، کار دشواری است، اما متوجه نیستیم که شاید گذران زندگی با این دانسته که در پی آرزوهایمان نیستیم،
بسیار دشوارتر باشد. ما بی آرزو شده ایم، در حالی که آرزو کلید بهره گیری کامل از توان معنوی مان است. ما با نامیدی و سر درگمی تنها مانده ایم. این احساس رفته رفته در ما تشدید می شود و خود را در بدن به صورت بیماری و در روان به صورت خشم نشان میدهد. اگر نخواهیم با گذشته آشتی کنیم، ناامیدی و خشم مان را با خود به آینده می کشانیم.
#دبی_فورد
کتاب نیمه تاریک وجود
@LAHZEHAL
اگر التیام نیابیم، گذشته، زندگی مان را از بین میبرد و خلاقیت، موهیتها استعداد های بی همتای ما را دفن میکند. هنگامی که بخشهایی از وجود خود را نپذیریم، آنها درون ما راکد میشوند و به جای آن که این بخشها را در هماهنگی با جهان خود به کار گیریم، بر ضد آن به کار می بندیم.
ما گمان می کنیم که نسبت به دنيا خشمناک هستیم و برای برآورده شدن آرزوهایمان می خواهیم جهان را دگرگون سازیم، اما این ما هستیم که به تغيیر و تحول نیازمندیم. ما از خود خشمگین هستیم زیرا پشتکار نداریم، نیروی الهی درونمان را محترم نمی شماریم و به خودمان اجازه نمی دهیم تا خود را آنگونه که حقیقتا می خواهیم، ابراز کنیم. گمان میکنیم از پدر و مادرمان عصبانی هستیم که در آغاز زندگی، ما را سركوب کردند، اما در واقع از خود خشمگین هستیم که این روند واپس رانی را تداوم بخشیدیم. ما تصور می کنیم قفسی در آن حبس بودیم هنوز وجود دارد و با دیوارهای فرضی آن در کشمکش هستیم؛ قفس شک و تردیدها، ترسها و محدودیت هایی که خودمان بر خود اعمال میکنیم. به ما آموخته اند که به دنبال آرزوها رفتن، کار دشواری است، اما متوجه نیستیم که شاید گذران زندگی با این دانسته که در پی آرزوهایمان نیستیم،
بسیار دشوارتر باشد. ما بی آرزو شده ایم، در حالی که آرزو کلید بهره گیری کامل از توان معنوی مان است. ما با نامیدی و سر درگمی تنها مانده ایم. این احساس رفته رفته در ما تشدید می شود و خود را در بدن به صورت بیماری و در روان به صورت خشم نشان میدهد. اگر نخواهیم با گذشته آشتی کنیم، ناامیدی و خشم مان را با خود به آینده می کشانیم.
#دبی_فورد
کتاب نیمه تاریک وجود
@LAHZEHAL
👍16🔥5❤1👎1
در سال 1957، معبدی در تایلند را به جای دیگری منتقل می کردند و گروهی از راهبه ها موظف به جابه جابی مجسمه ای بزرگ از بودا بودند. در میان حرکت، یکی از رهبه ها متوجه ترکی بر روی مجسمه شد.
راهبه ها که آسیب وارده را دیدند، تصمیم گرفتند قبل از ادامه روند جابه جایی یک روز صبر کنند. یکی از راهبه های متفکر شروع به بررسی دقیق تر مجسمه کرد. او چراغش را روی كل مجسمه گرفت. زمانی که به ترک رسید؛ از برقی که به سمت او منعکس می شد، شوکه شد. در این حال کنجکاوی اش بیشتر تحریک شد و با چکش و اسکنه ای شروع به خرد کردن مجسمه بودا کرد. هنگامی که تکه ها را یکی پس از دیگری بر روی زمین می ریخت، بودا روشن تر و براق تر میشد. پس از ساعاتی کار و زحمت، مجسمه طلایی و بسیار بزرگ بودا او را شگفت زده کرد. گنج بسیار ارزشمندی که تاکنون کسی مان ند آن را ندیده بود.
تاریخ دانان معتقدند که مجسمه بودا چند صدسال پیش از آن درست قبل از حمله ارتش برمه با گل توسط راهبه های تایلندی پوش ش داده شده است. راهبه ها مجسمه را برای جلوگیری از دزدیده شدن این گنج بارزش پنهان کرده بودند. در آن حمله، تمام راهبه ها کشته شدند و تا امروز ارزش واقعی این گنج بزرگ مشخص نشده بود.
همانند پوشش گلی مجسمه بودا، قالب بیرونیتان شما را از دنیای خارجی در امان نگه میدارد؛ در حالی که گنج واقعی شما یعنی روحتان، در درون تان پنهان شده است. بدیهی است که شما طلای درون خود را با قالبی از انسان پوشش میدهید و باید ارزش واقعی خود (طلای درون تان) را کشف کنید. برای این کار باید از قالب بیرونیتان، یعنی شخصیت انسانی، تکه تکه خارج شوید.
قالب بیرونی چیزی است که مانع دیده شدن نور درون شما؛ يعنی همان جوهره خالص خویشتن، قدرت تان و ارزش واقعی تان میشود تا زمانی که ببینید هسته مرکزی و طلای درونتان واقعا چیست، باید خودی را که میشناسید درهم بشکنید که در این حال ممكن است در شرایطی قرار بگیرید که مجبور باشید آستانه تحمل تان را افزایش دهید
زندگی، شما را با موقعیت های بیشماری برای شکستن قالب وجودتان رو به رو خواهد کرد. بیشتر مواقع چنین شرایطی هنگام پریشانی های بزرگ ظاهر میشوند. در این زمان هاست که شما میتوانید در دنیای درون خود سفر نمایید و شروع به فرایند مقدس صمیمی شدن با مجموع آنچه که هستید همراه با تاریکی ها و روشنایی ها، بردها و باخت ها و گذشته ها و ناامیدی های خودتان کنید. وقتی دردهای وجودتان بررسی و از آنها استقبال شود، به کارگردان معنوی شما تبدیل میشوند و این حالت سرآغازی جدید و در نهایت منجر به آزادی عاطفی و رهایی روح شما میشود؛ اما با این حال مجبور نیستید برای داشتن و تجربه لحظه ای از بحران یا تحمل درد زیاد، برای دستیابی به این هدیه صبر کنید.
دبی فورد
#کتاب_پاکسازی_ضمیر
@LAHZEHAL
راهبه ها که آسیب وارده را دیدند، تصمیم گرفتند قبل از ادامه روند جابه جایی یک روز صبر کنند. یکی از راهبه های متفکر شروع به بررسی دقیق تر مجسمه کرد. او چراغش را روی كل مجسمه گرفت. زمانی که به ترک رسید؛ از برقی که به سمت او منعکس می شد، شوکه شد. در این حال کنجکاوی اش بیشتر تحریک شد و با چکش و اسکنه ای شروع به خرد کردن مجسمه بودا کرد. هنگامی که تکه ها را یکی پس از دیگری بر روی زمین می ریخت، بودا روشن تر و براق تر میشد. پس از ساعاتی کار و زحمت، مجسمه طلایی و بسیار بزرگ بودا او را شگفت زده کرد. گنج بسیار ارزشمندی که تاکنون کسی مان ند آن را ندیده بود.
تاریخ دانان معتقدند که مجسمه بودا چند صدسال پیش از آن درست قبل از حمله ارتش برمه با گل توسط راهبه های تایلندی پوش ش داده شده است. راهبه ها مجسمه را برای جلوگیری از دزدیده شدن این گنج بارزش پنهان کرده بودند. در آن حمله، تمام راهبه ها کشته شدند و تا امروز ارزش واقعی این گنج بزرگ مشخص نشده بود.
همانند پوشش گلی مجسمه بودا، قالب بیرونیتان شما را از دنیای خارجی در امان نگه میدارد؛ در حالی که گنج واقعی شما یعنی روحتان، در درون تان پنهان شده است. بدیهی است که شما طلای درون خود را با قالبی از انسان پوشش میدهید و باید ارزش واقعی خود (طلای درون تان) را کشف کنید. برای این کار باید از قالب بیرونیتان، یعنی شخصیت انسانی، تکه تکه خارج شوید.
قالب بیرونی چیزی است که مانع دیده شدن نور درون شما؛ يعنی همان جوهره خالص خویشتن، قدرت تان و ارزش واقعی تان میشود تا زمانی که ببینید هسته مرکزی و طلای درونتان واقعا چیست، باید خودی را که میشناسید درهم بشکنید که در این حال ممكن است در شرایطی قرار بگیرید که مجبور باشید آستانه تحمل تان را افزایش دهید
زندگی، شما را با موقعیت های بیشماری برای شکستن قالب وجودتان رو به رو خواهد کرد. بیشتر مواقع چنین شرایطی هنگام پریشانی های بزرگ ظاهر میشوند. در این زمان هاست که شما میتوانید در دنیای درون خود سفر نمایید و شروع به فرایند مقدس صمیمی شدن با مجموع آنچه که هستید همراه با تاریکی ها و روشنایی ها، بردها و باخت ها و گذشته ها و ناامیدی های خودتان کنید. وقتی دردهای وجودتان بررسی و از آنها استقبال شود، به کارگردان معنوی شما تبدیل میشوند و این حالت سرآغازی جدید و در نهایت منجر به آزادی عاطفی و رهایی روح شما میشود؛ اما با این حال مجبور نیستید برای داشتن و تجربه لحظه ای از بحران یا تحمل درد زیاد، برای دستیابی به این هدیه صبر کنید.
دبی فورد
#کتاب_پاکسازی_ضمیر
@LAHZEHAL
👍14❤4🔥3
@LAHZEHAL
همه احساس میکنند که چیزی کسر دارند ! ... در حقیقت آن احساس کمبود به این خاطر نیست که تو ثروت ، مقام ، اعتبار یا قدرت کسر داری .. حتی اگر تمام چیزهایی را که طالبش هستی به دست آوری ، همواره در درونت این احساس کمبود را خواهی داشت ، زیرا این احساس مربوط است به رشد درونی تو .. خودشکوفایی یک نیاز اساسی است .. اگر تمام نیازهای تو برآورده شوند ، بجز همین خودشناسی ، تو احساس ارضانشدگی میکنی .. و اگر خودشکوفایی محقق شود و هیچ نیاز دیگری برآورده نشود ، با این وجود احساس عمیقی از رضایت و ارضای کامل خواهی داشت .. انسانی که به خودشکوفایی رسیده بیآرزو میشود .. آرزو و خواهش یعنی اینکه تو در درون احساس کمبود میکنی ، پس از یک خواسته به خواستهای دیگر میروی و این جستجو هرگز پایان ندارد .. منظورم از خودشکوفایی این است که باید "انسانی تمام" شوی ؛ انسانی که مرکزیت دارد و متعادل است .. و زندگی و مرگ ، سرور و رنج ، برایش یکسان است .. تو نمیتوانی چیزی را به این انسان اضافه کنی یا چیزی را از او بگیری .. او ارضا شده است و کاملاً با خودش در رضایت است ... گل نیلوفر آبی نماد انسانی است که در درون کاملاً شکوفا شده است .
@LAHZEHAL
همه احساس میکنند که چیزی کسر دارند ! ... در حقیقت آن احساس کمبود به این خاطر نیست که تو ثروت ، مقام ، اعتبار یا قدرت کسر داری .. حتی اگر تمام چیزهایی را که طالبش هستی به دست آوری ، همواره در درونت این احساس کمبود را خواهی داشت ، زیرا این احساس مربوط است به رشد درونی تو .. خودشکوفایی یک نیاز اساسی است .. اگر تمام نیازهای تو برآورده شوند ، بجز همین خودشناسی ، تو احساس ارضانشدگی میکنی .. و اگر خودشکوفایی محقق شود و هیچ نیاز دیگری برآورده نشود ، با این وجود احساس عمیقی از رضایت و ارضای کامل خواهی داشت .. انسانی که به خودشکوفایی رسیده بیآرزو میشود .. آرزو و خواهش یعنی اینکه تو در درون احساس کمبود میکنی ، پس از یک خواسته به خواستهای دیگر میروی و این جستجو هرگز پایان ندارد .. منظورم از خودشکوفایی این است که باید "انسانی تمام" شوی ؛ انسانی که مرکزیت دارد و متعادل است .. و زندگی و مرگ ، سرور و رنج ، برایش یکسان است .. تو نمیتوانی چیزی را به این انسان اضافه کنی یا چیزی را از او بگیری .. او ارضا شده است و کاملاً با خودش در رضایت است ... گل نیلوفر آبی نماد انسانی است که در درون کاملاً شکوفا شده است .
@LAHZEHAL
👍11🔥7❤1
@LAHZEHAL
اگر تصمیم تان بر آن شد که نیروی متعالی زمام امور زندگی تان را برعهده بگیرد و همه چیز را به او واگذار کنید، بدانید که وقتش است تا دریچه های قلب تان را باز کنید، چون خداوند در همه جا و همه حال شما را اجابت می کند و با شکوه تمام پاسخ میدهد. وقتی به ضمیر الهی متصل شوید تحولی در وجودتان شکل می گیرد و عشقی جاودانه بر زندگی تان سایه می اندازد. نیرویی فوق العاده انرژی بخش که شگفتی حضورش را هرگز نمیتوانید تصور کنید
#دبی_فورد
@LAHZEHAL
اگر تصمیم تان بر آن شد که نیروی متعالی زمام امور زندگی تان را برعهده بگیرد و همه چیز را به او واگذار کنید، بدانید که وقتش است تا دریچه های قلب تان را باز کنید، چون خداوند در همه جا و همه حال شما را اجابت می کند و با شکوه تمام پاسخ میدهد. وقتی به ضمیر الهی متصل شوید تحولی در وجودتان شکل می گیرد و عشقی جاودانه بر زندگی تان سایه می اندازد. نیرویی فوق العاده انرژی بخش که شگفتی حضورش را هرگز نمیتوانید تصور کنید
#دبی_فورد
@LAHZEHAL
❤15👍12👎1
@LAHZEHAL
همه امراض از عدم بخشایش ناشی میشوند. هرگاه که بيماريم, باید در خود جستجو کنیم و بیینيم که چه کسی را باید ببخشاييم .
کتاب « تعلیم معجزات » می گوید همه امراض از عدم بخشایش ناشی می شوند و هرگاه که بیماریم باید به پیرامون خویش بنگریم و ببینیم که چه کسی را باید عفو کنیم .
من به اين نظریه می افزایم که عفو و بخشایش هرکس را دشوارتر می یابید هم اوست که بیش از هرکس دیگر باید رهایش کنید .
بخشایش یعنی دست برداشتن و رها کردن.این به معنای تأیید رفتار آنها نیست.
این به معنای دست برداشتن از سر آن کس و آن مسأله است.
لازم نیست که بدانیم چگونه عفو کنیم..تنها کاری که باید بکنيم این است که مشتاق عفو و بخشایش باشیم، کائنات خود ازچگونه ها مراقبت خواهد کرد.
#لویز_هی
#کتاب_شفای_زندگی
@LAHZEHAL
همه امراض از عدم بخشایش ناشی میشوند. هرگاه که بيماريم, باید در خود جستجو کنیم و بیینيم که چه کسی را باید ببخشاييم .
کتاب « تعلیم معجزات » می گوید همه امراض از عدم بخشایش ناشی می شوند و هرگاه که بیماریم باید به پیرامون خویش بنگریم و ببینیم که چه کسی را باید عفو کنیم .
من به اين نظریه می افزایم که عفو و بخشایش هرکس را دشوارتر می یابید هم اوست که بیش از هرکس دیگر باید رهایش کنید .
بخشایش یعنی دست برداشتن و رها کردن.این به معنای تأیید رفتار آنها نیست.
این به معنای دست برداشتن از سر آن کس و آن مسأله است.
لازم نیست که بدانیم چگونه عفو کنیم..تنها کاری که باید بکنيم این است که مشتاق عفو و بخشایش باشیم، کائنات خود ازچگونه ها مراقبت خواهد کرد.
#لویز_هی
#کتاب_شفای_زندگی
@LAHZEHAL
👍11❤6🔥2
@LAHZEHAL
شاید متوجه شده باشید که سعی در نادیده گرفتن ترس هایتان معمولا فایده ای ندارد. هر قدر سعی کنید، باز هم در مواقع فشار یا دلشکستگی دوباره آشکار می شوند؛ مگر این که در آغوش گرفته شده باشند. به قصد آن که از مانع میان خود و شجاعتتان رو برگردانید و آن را نادیده بگیرید، می توانید ترس هایتان را با خوردن و نوشیدن، خريد، جنب و جوش، پرکاری، شکایت، غیبت و هر واکنش دیگری بپوشانید. پس از آن که پذیرفتید شما ترس های خاص خود را دارید و قبول کردید که سپردن اختیار زندگی تان به دست آنها چه هزینه ای دارد، اندک اندک فضایی برای تنفس به خود می دهید و در این فضا می توانید ترس های خود را با روشنی و درک بیش تری مشاهده نمایید. آنگاه در آغوش کشیدن ترس هایتان را آغاز می کنید و رفته رفته از زیر آنها بیرون می آیید.
شاید این مثل قدیمی را شنیده باشید: «در برابر هر چه مقاومت کنی، مقاومت می کند.» درک این گفته، کلید در آغوش کشیدن ترس های شماست. مقاومت، قضاوت و نفرت از ترس ها، فقط این امکان را به آنها می دهد که مسلط تر شوند. هنگامی که آنها را نادیده می گیرید، قضاوت می کنید یا پنهان می سازید، در واقع نیروی خود را به آنها وامی گذارید. راه پس گرفتن این نیرو، آن نیست که ترس هایتان را تار و مار کنید، این است که قلبتان را به روی بخش زخمی خود، یعنی «گربه ترسوی كوچولويتان» بگشایید.
#دبی_فورد
#کتاب_شجاعت
@LAHZEHAL
شاید متوجه شده باشید که سعی در نادیده گرفتن ترس هایتان معمولا فایده ای ندارد. هر قدر سعی کنید، باز هم در مواقع فشار یا دلشکستگی دوباره آشکار می شوند؛ مگر این که در آغوش گرفته شده باشند. به قصد آن که از مانع میان خود و شجاعتتان رو برگردانید و آن را نادیده بگیرید، می توانید ترس هایتان را با خوردن و نوشیدن، خريد، جنب و جوش، پرکاری، شکایت، غیبت و هر واکنش دیگری بپوشانید. پس از آن که پذیرفتید شما ترس های خاص خود را دارید و قبول کردید که سپردن اختیار زندگی تان به دست آنها چه هزینه ای دارد، اندک اندک فضایی برای تنفس به خود می دهید و در این فضا می توانید ترس های خود را با روشنی و درک بیش تری مشاهده نمایید. آنگاه در آغوش کشیدن ترس هایتان را آغاز می کنید و رفته رفته از زیر آنها بیرون می آیید.
شاید این مثل قدیمی را شنیده باشید: «در برابر هر چه مقاومت کنی، مقاومت می کند.» درک این گفته، کلید در آغوش کشیدن ترس های شماست. مقاومت، قضاوت و نفرت از ترس ها، فقط این امکان را به آنها می دهد که مسلط تر شوند. هنگامی که آنها را نادیده می گیرید، قضاوت می کنید یا پنهان می سازید، در واقع نیروی خود را به آنها وامی گذارید. راه پس گرفتن این نیرو، آن نیست که ترس هایتان را تار و مار کنید، این است که قلبتان را به روی بخش زخمی خود، یعنی «گربه ترسوی كوچولويتان» بگشایید.
#دبی_فورد
#کتاب_شجاعت
@LAHZEHAL
👍11🔥5🤩1
@LAHZEHAL
خویش (خدا) همچون آهنربایی قدرتمند در درون ماست. او ما را به تدریج به درون خود میکشاند، هرچند تصور کنیم که ما به اختیار خود به سمتش میرویم:
وقتی که به اندازه کافی نزدیک باشیم، او به فعالیتهای ما پایان میدهد ، ما را خاموش میکند و سپس هویت شخصی ما را میبلعد، در نتیجه هویت اشتباه (کاذب) ما را از بین میبرد.
او هوش را غرق میکند و تمامیت ما را در هم میشکند. ما فکر میکنیم که ما روی او مراقبه میکنیم و در جهت او توسعه مییابیم،
در حالی که حقیقت این است که ما برادهیهای آهن هستیم و او آهنربایی که ما را به سمت خود میکشد. بنابر این سلوک یافتن آن خویش، حالتی از مغناطیس الهی است.
#رامانا_ماهارشی
@LAHZEHAL
خویش (خدا) همچون آهنربایی قدرتمند در درون ماست. او ما را به تدریج به درون خود میکشاند، هرچند تصور کنیم که ما به اختیار خود به سمتش میرویم:
وقتی که به اندازه کافی نزدیک باشیم، او به فعالیتهای ما پایان میدهد ، ما را خاموش میکند و سپس هویت شخصی ما را میبلعد، در نتیجه هویت اشتباه (کاذب) ما را از بین میبرد.
او هوش را غرق میکند و تمامیت ما را در هم میشکند. ما فکر میکنیم که ما روی او مراقبه میکنیم و در جهت او توسعه مییابیم،
در حالی که حقیقت این است که ما برادهیهای آهن هستیم و او آهنربایی که ما را به سمت خود میکشد. بنابر این سلوک یافتن آن خویش، حالتی از مغناطیس الهی است.
#رامانا_ماهارشی
@LAHZEHAL
❤15🔥8👍3🤩1
Forwarded from اتچ بات
#جو_دیسپنزا
🎥افکار زبان مغز هستند و احساسات زبان بدن. افکار و احساساتتان واقعیت زندگی شما را خلق میکنند☝️
🔺در وبینار فوق دکتر جو دیسپنزا در مورد"ماوراء طبیعی شدن"توضیح میدهد
@LAHZEHAL
🎥افکار زبان مغز هستند و احساسات زبان بدن. افکار و احساساتتان واقعیت زندگی شما را خلق میکنند☝️
🔺در وبینار فوق دکتر جو دیسپنزا در مورد"ماوراء طبیعی شدن"توضیح میدهد
@LAHZEHAL
Telegram
attach 📎
❤5👍3🔥1
@LAHZEHAL
روشنبینی به معنی فرار از آسیبپذیر بودنِ آدمی نیست،
بلکه شهامتِ در آغوش رفتن آن است.
آنهایی که ادعا میکنند که از احساسات انسانی فراتر رفتهاند،
آنهایی که مصون بودنِ خود را لاف میزنند،
در واقع از انسان بودنِ خود بسیار ترسیدهاند.
شهامت بسیار زیادی لازم است تا در این دنیای سخت، نرم و انعطافپذیر باشیم.
قهرمانِ حقیقی داستان، محدودیتهای انسانی خویش را میشناسد.
قدرتِ حقیقی در در آغوش گرفتن ِانرژی ها و احساساتِ سخت است:
تردید، شرم، ترس و قلب درد.
و دیدن آنها به عنوان یک جنبش دوست داشتنی!
پس امروز، روشن باش و بدرخش.
آنچه را دوست نداری ببینی، ببین
در لحظههای سخت، نرم باش.
با نقصها و کمبودها مهربان باش.
تاریکی را در آغوش بگیر،
مانند نوزادی تازه متولد شده.
#جف_فاستر
@LAHZEHAL
روشنبینی به معنی فرار از آسیبپذیر بودنِ آدمی نیست،
بلکه شهامتِ در آغوش رفتن آن است.
آنهایی که ادعا میکنند که از احساسات انسانی فراتر رفتهاند،
آنهایی که مصون بودنِ خود را لاف میزنند،
در واقع از انسان بودنِ خود بسیار ترسیدهاند.
شهامت بسیار زیادی لازم است تا در این دنیای سخت، نرم و انعطافپذیر باشیم.
قهرمانِ حقیقی داستان، محدودیتهای انسانی خویش را میشناسد.
قدرتِ حقیقی در در آغوش گرفتن ِانرژی ها و احساساتِ سخت است:
تردید، شرم، ترس و قلب درد.
و دیدن آنها به عنوان یک جنبش دوست داشتنی!
پس امروز، روشن باش و بدرخش.
آنچه را دوست نداری ببینی، ببین
در لحظههای سخت، نرم باش.
با نقصها و کمبودها مهربان باش.
تاریکی را در آغوش بگیر،
مانند نوزادی تازه متولد شده.
#جف_فاستر
@LAHZEHAL
❤12👍7🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر بتوانی موسیقی درونی ات
حقیقت درونی ات
عشق درونی ات
و امید درونی ات را احساس کنی
آنرا در پیرامونت نیز تشخیص خواهی داد
کل کیهان برای تو تغییرخواهدکرد
زیرا تو تغییر کرده ای...
@LAHZEHAL
حقیقت درونی ات
عشق درونی ات
و امید درونی ات را احساس کنی
آنرا در پیرامونت نیز تشخیص خواهی داد
کل کیهان برای تو تغییرخواهدکرد
زیرا تو تغییر کرده ای...
@LAHZEHAL
❤21🔥4👍3
همانطور که سگ دوست دارد
دندان خود را دراستخوان فرو کند،
ذِهن نیز دوست دارد
دندان خود را در مسئله ها فرو کند.
#اکهارت_تله
@LAHZEHAL
دندان خود را دراستخوان فرو کند،
ذِهن نیز دوست دارد
دندان خود را در مسئله ها فرو کند.
#اکهارت_تله
@LAHZEHAL
👍16❤14🔥4