یز صدق میکند.
-دیدگاه شما دربارهی آلترناتیو و راهکار شورای مدیریت گذار از حکومت ایران چیست؟
ببینید ما اکثرا به مشکل نتیجهگیری و یا تثبیتهای ذکرشده برنمیخوریم. حتی پروژههایی که از آنها بحث به میان میرود همینطور؛ اما مسئلهی اصلی تحمیل مهندسی این پروژهها بر جامعه و یکدیگر است. بهعنوانمثال ما در رابطه با محتوای این پروژهها نظرات و پیشنهادهای گوناگونی داریم. اما آیا باید این نظرات و پیشنهادها را کجا و چگونه مطرح نمود؟ حال شورای مدیریت گذار درخواست نظرخواهی هم نکرده است. پس چگونه میتوان معتمد بود؟ تضمین آن چیست؟ بهجای نگریستن از روزنه باید از دریچه به حل مسائل پرداخت. بزرگترین مسئلهی ما هم این است که تاکنون چنین محیطی را مهیا نکردهایم.
– شما بهعنوان جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار)، چه جایگزینی برای نظام حاکم بر ایران پیشنهاد میکنید؟
ما نیز بهعنوان جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان از پروژههای آلترناتیو برخورداریم. مواردی را که در بالا بدانها اشاره کردیم را رعایت میکنیم. قبلاً هم در این مورد نظرات خویش را به شیوهای علنی بیان نموده بودیم. دو آلترناتیو وجود دارند. نخست اینکه نظام ایران با ایجاد و گشودن بستری دموکراتیک و تجمع تمامی نیروهای ایرانی و خاصه جامعه، به مطالبات آنان گوش سپرده و قانون اساسی دموکراتیکی ارائه دهد. جهت عملینمودن آن نیز اقدام نماید. به وظایف و مسئولیتهای خویش بپردازد. درصورتیکه هیچ اقدامی از سوی نظام حاکم وجود نداشته باشد، نباید بیشتر از آن اصرار ورزید. دوم اینکه پروژهی آلترناتیو جوامع ایرانی آماده است و برای عملی نمودن آن باید راههای ذکرشده طی شوند. بهترین گزینه هم گزینهی دوم است. چون چهار دهه است که نظام حاکم تمام زوایای گزینهی اول را طی و تحمیل کرده است. اما گزینهای که هیچ شانس خود تجربه کردن نداشته است. دیگر زمان آن فرارسیده که درها بهسوی پروژهی جوامع گشوده شود. این نقطهعطفی است که بهتمامی بحرانها نقطه پایانی خواهد گذاشت. در این راستا یکی از مبانی سیستم خودمدیریتی دموکراتیک، بر این اساس است که جامعه خود مرجع تصمیمگیری است. البته این مدل نیز دارای مرجعی مرکزی که از اتوریتهای دموکراتیک برخوردار میباشد است که تمامی مسائل را پیگیری میکند. علیرغم تمامی جوانب مثبت مدل ارائهشدهی ما، جوانب همخوانی با بستر فرهنگیِ ایران شرط است. این مدل چنان مدلی است که از نمایندگی تمامی تنوعات اعم از روستاها گرفته تا شهرها، از کوچه گرفته تا خیابانها و نظام کل کشور برخوردار است. سلامت سیستم مرکزی کل کشور در اهمیت وجود سازماندهیهای خودویژهی تنوعات میباشد. درصورتیکه سیستمهای خودویژهی زنان، جوانان، باورمندیها، فرهنگها و… نباشد سیستم مرکزی نیز ناقص و از همه مهمتر از قابلیت نمایندگی ارادهی تنوعات نیز نخواهد توانست برخوردار باشد. لذا جوامع اراده و هویت خویش را در سیستم اداری ـ مدیریتی بیان میکنند. بهعبارتی دیگر، این خود جامعه است که باید در مورد پروژهی سیستم نظر دهی نماید. مدلی که ما از آن بحث به میان میآوریم همین میباشد. زیرا قادر به ارادهسازی جامعه میباشد. به جامعه میآموزد که چگونه و در برابر چه پروژهای به مقابله بپردازد. جامعهای باز و ارادهمند قاعدتاً میتواند آزادی خویش را تضمین نماید.
منبع: آلترناتیو شمارەی ٧٩
pjak.eu
کژار
جنبش کنفدرال شرق کردستان و ایران می باشد،و بر مبنای ایدولوژی زن آزاد؛آزادی جامعه را عملی می سازد
#جامعە_زنان_آزاد_شرق_کردستان #KJAR
👇👇
https://telegram.me/KJAR_2014
ارتباط با ما :
👇👇
@Azadirojhelat
@Zananesharq
-دیدگاه شما دربارهی آلترناتیو و راهکار شورای مدیریت گذار از حکومت ایران چیست؟
ببینید ما اکثرا به مشکل نتیجهگیری و یا تثبیتهای ذکرشده برنمیخوریم. حتی پروژههایی که از آنها بحث به میان میرود همینطور؛ اما مسئلهی اصلی تحمیل مهندسی این پروژهها بر جامعه و یکدیگر است. بهعنوانمثال ما در رابطه با محتوای این پروژهها نظرات و پیشنهادهای گوناگونی داریم. اما آیا باید این نظرات و پیشنهادها را کجا و چگونه مطرح نمود؟ حال شورای مدیریت گذار درخواست نظرخواهی هم نکرده است. پس چگونه میتوان معتمد بود؟ تضمین آن چیست؟ بهجای نگریستن از روزنه باید از دریچه به حل مسائل پرداخت. بزرگترین مسئلهی ما هم این است که تاکنون چنین محیطی را مهیا نکردهایم.
– شما بهعنوان جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار)، چه جایگزینی برای نظام حاکم بر ایران پیشنهاد میکنید؟
ما نیز بهعنوان جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان از پروژههای آلترناتیو برخورداریم. مواردی را که در بالا بدانها اشاره کردیم را رعایت میکنیم. قبلاً هم در این مورد نظرات خویش را به شیوهای علنی بیان نموده بودیم. دو آلترناتیو وجود دارند. نخست اینکه نظام ایران با ایجاد و گشودن بستری دموکراتیک و تجمع تمامی نیروهای ایرانی و خاصه جامعه، به مطالبات آنان گوش سپرده و قانون اساسی دموکراتیکی ارائه دهد. جهت عملینمودن آن نیز اقدام نماید. به وظایف و مسئولیتهای خویش بپردازد. درصورتیکه هیچ اقدامی از سوی نظام حاکم وجود نداشته باشد، نباید بیشتر از آن اصرار ورزید. دوم اینکه پروژهی آلترناتیو جوامع ایرانی آماده است و برای عملی نمودن آن باید راههای ذکرشده طی شوند. بهترین گزینه هم گزینهی دوم است. چون چهار دهه است که نظام حاکم تمام زوایای گزینهی اول را طی و تحمیل کرده است. اما گزینهای که هیچ شانس خود تجربه کردن نداشته است. دیگر زمان آن فرارسیده که درها بهسوی پروژهی جوامع گشوده شود. این نقطهعطفی است که بهتمامی بحرانها نقطه پایانی خواهد گذاشت. در این راستا یکی از مبانی سیستم خودمدیریتی دموکراتیک، بر این اساس است که جامعه خود مرجع تصمیمگیری است. البته این مدل نیز دارای مرجعی مرکزی که از اتوریتهای دموکراتیک برخوردار میباشد است که تمامی مسائل را پیگیری میکند. علیرغم تمامی جوانب مثبت مدل ارائهشدهی ما، جوانب همخوانی با بستر فرهنگیِ ایران شرط است. این مدل چنان مدلی است که از نمایندگی تمامی تنوعات اعم از روستاها گرفته تا شهرها، از کوچه گرفته تا خیابانها و نظام کل کشور برخوردار است. سلامت سیستم مرکزی کل کشور در اهمیت وجود سازماندهیهای خودویژهی تنوعات میباشد. درصورتیکه سیستمهای خودویژهی زنان، جوانان، باورمندیها، فرهنگها و… نباشد سیستم مرکزی نیز ناقص و از همه مهمتر از قابلیت نمایندگی ارادهی تنوعات نیز نخواهد توانست برخوردار باشد. لذا جوامع اراده و هویت خویش را در سیستم اداری ـ مدیریتی بیان میکنند. بهعبارتی دیگر، این خود جامعه است که باید در مورد پروژهی سیستم نظر دهی نماید. مدلی که ما از آن بحث به میان میآوریم همین میباشد. زیرا قادر به ارادهسازی جامعه میباشد. به جامعه میآموزد که چگونه و در برابر چه پروژهای به مقابله بپردازد. جامعهای باز و ارادهمند قاعدتاً میتواند آزادی خویش را تضمین نماید.
منبع: آلترناتیو شمارەی ٧٩
pjak.eu
کژار
جنبش کنفدرال شرق کردستان و ایران می باشد،و بر مبنای ایدولوژی زن آزاد؛آزادی جامعه را عملی می سازد
#جامعە_زنان_آزاد_شرق_کردستان #KJAR
👇👇
https://telegram.me/KJAR_2014
ارتباط با ما :
👇👇
@Azadirojhelat
@Zananesharq
Telegram
kjar جامعه زنان آزاد شرق کوردستان
کژار، اتحاد کنفدرالیسم سازمانهای زنان و سیستم کنفدرالیزم دموکراتیک، اکولوژیک و آزادی زنان شرق کوردستان و ایران است.
https://www.kjar.online
https://instagram.com/kjar_official_page
ارتباط با ما
@zananesharq
@Azadirojhelat
عضویت در صفوف گریلا
@kaziwe131
https://www.kjar.online
https://instagram.com/kjar_official_page
ارتباط با ما
@zananesharq
@Azadirojhelat
عضویت در صفوف گریلا
@kaziwe131
اطلاعیە کمیتە حقوقی پلاتفرم دمکراتیک ایران در مورد روز جهانی وکلای در خطر
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
(24 ژانویه) روز جهانی وکلای در خطر
24 ژانویه سال (1977) یعنی(43) سال پیش در روز (24) ژانویه، چهار تن از وکلای اتحادیۀ اسپانیا به همراه یک کارمند، در محل کار خود توسط نئوفاشیستهای اسپانیا به قتل رسیده و هشت تن دیگر بشدت زخمی شدند. این رخداد نه آغاز و نه پایان آزار وکلا بود.
سال (1938) هانس لیتن وکیل یهودی آلمانی که بدستور هیتلر زندانی شده بود پس از تحمل شکنجه های فراوان در اردوگاه مرگ «داخائو» دست به خودکشی زده و به عمر خود پایان داد. این وکیل ضد حکومت نازی ها در سال (1931) در جریان رسیدگی به یک پرونده، آدولف هیتلر را به عنوان شاهد به دادگاه فرا خوانده بود.
به منظور بزرگداشت یاد و نام وکلای جان باخته، از سال (2010) روز(24 ژانویه) به نام «روز وکلای در خطر » نام گذاری شده است.
فراتر از این مراسم بزرگداشت «روز جهانی وکلای در خطر» روز( 24 ژانویه 2015) با حضور جمعی از وکلا و فعالان حقوق بشر در شهر نورنبرگ آلمان برگزار شد.
اتحادیه وکلای اروپا (24) ژانویه را به عنوان «روز وکلای در خطر» نامگذاری کرده است.
در این بزرگداشت خانم کریستینه روت، وکیل و فعال حقوق بشر شهر نورنبرگ در آغاز این مراسم گفت که این حرکت محتاج دستها و فکر و قلبهای بسیاری است.
او از همه خواست تا در جهت این تلاش، یاری کنند. خانم کریستینه روت گفت که شور حاکم بر این برنامه نشان داد که دستها و قلبهای بسیاری آمادۀ حمایت از این حرکت است.
و نیزآقای اولریش مالی، شهردار کل شهر نورنبرگ نیز گفت که «بدون حاکمیت قانون ِ متکی بر رعایت حقوق شهروندی نه امکان جامعهای عادلانه و نه امکان اعتلای آن خواهد بود.»
همچنین پنج حقوقدان، فشردهای از زندگی و مبارزه حقوق بشری پنج تن از همکاران خود را از کشورهای عربستان سعودی، قرقیزستان، روسیه، امارات متحدۀ عربی و ایران بیان کردند.
سخنان آنان بر این نکته متمرکز بود که این وکلا در شرایطی سخت و غیر انسانی در زندانهای مخوف بدون هر گونه حقوقی زندانی هستند؛ «برخی از آنها به حبس ابد و برخی دیگر به حبسهای طولانی محکوم شده ا ند، تنها به دلیل تکریم نکردن در برابر قدرت و داشتن شرافت کاری و پافشاری بر اجرای قانون برای آشکار ساختن پروندههای مسکوت شده.»!
و یا در ترکیه در پی بازداشت «یلماس اس» در تاریخ،(29،11،2019 ) وکیل ترکی ای سفارت آلمان در انکارا، مقامات این کشور با انتقادهای شدید روبرو شده اند. اما هنوز مشخص نیست که در برابر این وکیل خودسرانه عمل شده است و یا او خود مرتکب نقض قانون شده است.
دستگیری وکیل ترکی که پرونده متقاضیان پناهندگی را برای دفتر نمایندگی دیپلماتیک آلمان در انکارا ارزیابی می کرده، اقدام تحریک آمیز بعدی از جانب انکارا است. او در ادامه گفته است که «حکومت فدرال باید سرانجام اعتراض اش را به صراحت بیان دارد و مانع پیشروی اردوغان گردد.» اینکه به یک وکیل خصوصی در ترکیه با توجه به تعقیب، آزار و اذیتی که در ترکیه معمول است، اطلاعات حساس پناهجویان ارسال می شود، «یک سهل انگاری فاحش» است. افزون بر این، «او مخفی نگه داشتن رویداد زندانی شدن این وکیل از جانب وزارت خارجه آلمان را، غیر مسئولانه عنوان کرده است». داگدلن همچنین گفته است این امر که مقامات ترکیه از بیش از دوماه به این سو به اطلاعات بسیار حساس پناهندگان سیاسی از ترکیه دسترسی پیدا کرده اند، صدها پناهجوی ترکی که در آلمان پناه آورده اند، را احتمالاً در معرض خطر فوری استخبارات ترکیه و شبکه جاسوسی و اوباشان که به دستور اردوغان عمل می کنند، قرار گرفت.
این که آیا واقعاً یک عامل سیاسی سبب بازداشت «یلماس اس» گردیده است و یا او خود قوانین ترکیه را نقض کرده است، هنوز معلوم نیست. وکیل مدافع یلماس اس. به تلویزیون اول آلمان (ای آر دی) گفته است:« که پرونده او به عنوان یک پرونده سری طبقه بندی شده است و گفته
است که من تنها می توانم بگویم که مؤکل من به جاسوسی متهم است.»
با این حال، از اظهارات« سارنوال»،مسئول عالی ترکیه این نتیجه به دست می آید که بازداشت یلماس اس. یک موضوع حساس دیپلماتیک است. بدین اساس «سارنوال» مسئول، گفته است كه مقامات آلمان باید پرسش های خود را مستقیماً به حکومت ترکیه ارائه می کرد.
یلماس اس. به نمایندگی از سفارت آلمان در ترکیه، اطلاعات مربوط به اشخاصی که در آلمان تقاضای پناهندگی کرده اند را جمع آوری کرده بود. بنابر منابع وزارت خارجه و وزارت داخله
آلمان، چنین همکاری با وکلا "روش معمول در سراسر اروپا" است.
فراتر از این در تاریخ (28،11،2015) طاهر ایلچی، رئیس کانون وکلای شهر کردنشین دیاربکر در ترکیه، حین سخنرانی و دعوت نیروهای ترکیه و شبهنظامیان کرد به صلح به ضرب گلوله کشته شد. طاهر ایلچی ماه گذشته به اتهام «تبلیغات تروریستی» بازداشت شده بود و دادستان برای این درخواست بیش از هفت سال حبس کرده بود. آقای ایلچی در مصاحبهای تلویزیونی گفته بود: «پ.ک.ک یک سازمان تروریستی
24 ژانویه سال (1977) یعنی(43) سال پیش در روز (24) ژانویه، چهار تن از وکلای اتحادیۀ اسپانیا به همراه یک کارمند، در محل کار خود توسط نئوفاشیستهای اسپانیا به قتل رسیده و هشت تن دیگر بشدت زخمی شدند. این رخداد نه آغاز و نه پایان آزار وکلا بود.
سال (1938) هانس لیتن وکیل یهودی آلمانی که بدستور هیتلر زندانی شده بود پس از تحمل شکنجه های فراوان در اردوگاه مرگ «داخائو» دست به خودکشی زده و به عمر خود پایان داد. این وکیل ضد حکومت نازی ها در سال (1931) در جریان رسیدگی به یک پرونده، آدولف هیتلر را به عنوان شاهد به دادگاه فرا خوانده بود.
به منظور بزرگداشت یاد و نام وکلای جان باخته، از سال (2010) روز(24 ژانویه) به نام «روز وکلای در خطر » نام گذاری شده است.
فراتر از این مراسم بزرگداشت «روز جهانی وکلای در خطر» روز( 24 ژانویه 2015) با حضور جمعی از وکلا و فعالان حقوق بشر در شهر نورنبرگ آلمان برگزار شد.
اتحادیه وکلای اروپا (24) ژانویه را به عنوان «روز وکلای در خطر» نامگذاری کرده است.
در این بزرگداشت خانم کریستینه روت، وکیل و فعال حقوق بشر شهر نورنبرگ در آغاز این مراسم گفت که این حرکت محتاج دستها و فکر و قلبهای بسیاری است.
او از همه خواست تا در جهت این تلاش، یاری کنند. خانم کریستینه روت گفت که شور حاکم بر این برنامه نشان داد که دستها و قلبهای بسیاری آمادۀ حمایت از این حرکت است.
و نیزآقای اولریش مالی، شهردار کل شهر نورنبرگ نیز گفت که «بدون حاکمیت قانون ِ متکی بر رعایت حقوق شهروندی نه امکان جامعهای عادلانه و نه امکان اعتلای آن خواهد بود.»
همچنین پنج حقوقدان، فشردهای از زندگی و مبارزه حقوق بشری پنج تن از همکاران خود را از کشورهای عربستان سعودی، قرقیزستان، روسیه، امارات متحدۀ عربی و ایران بیان کردند.
سخنان آنان بر این نکته متمرکز بود که این وکلا در شرایطی سخت و غیر انسانی در زندانهای مخوف بدون هر گونه حقوقی زندانی هستند؛ «برخی از آنها به حبس ابد و برخی دیگر به حبسهای طولانی محکوم شده ا ند، تنها به دلیل تکریم نکردن در برابر قدرت و داشتن شرافت کاری و پافشاری بر اجرای قانون برای آشکار ساختن پروندههای مسکوت شده.»!
و یا در ترکیه در پی بازداشت «یلماس اس» در تاریخ،(29،11،2019 ) وکیل ترکی ای سفارت آلمان در انکارا، مقامات این کشور با انتقادهای شدید روبرو شده اند. اما هنوز مشخص نیست که در برابر این وکیل خودسرانه عمل شده است و یا او خود مرتکب نقض قانون شده است.
دستگیری وکیل ترکی که پرونده متقاضیان پناهندگی را برای دفتر نمایندگی دیپلماتیک آلمان در انکارا ارزیابی می کرده، اقدام تحریک آمیز بعدی از جانب انکارا است. او در ادامه گفته است که «حکومت فدرال باید سرانجام اعتراض اش را به صراحت بیان دارد و مانع پیشروی اردوغان گردد.» اینکه به یک وکیل خصوصی در ترکیه با توجه به تعقیب، آزار و اذیتی که در ترکیه معمول است، اطلاعات حساس پناهجویان ارسال می شود، «یک سهل انگاری فاحش» است. افزون بر این، «او مخفی نگه داشتن رویداد زندانی شدن این وکیل از جانب وزارت خارجه آلمان را، غیر مسئولانه عنوان کرده است». داگدلن همچنین گفته است این امر که مقامات ترکیه از بیش از دوماه به این سو به اطلاعات بسیار حساس پناهندگان سیاسی از ترکیه دسترسی پیدا کرده اند، صدها پناهجوی ترکی که در آلمان پناه آورده اند، را احتمالاً در معرض خطر فوری استخبارات ترکیه و شبکه جاسوسی و اوباشان که به دستور اردوغان عمل می کنند، قرار گرفت.
این که آیا واقعاً یک عامل سیاسی سبب بازداشت «یلماس اس» گردیده است و یا او خود قوانین ترکیه را نقض کرده است، هنوز معلوم نیست. وکیل مدافع یلماس اس. به تلویزیون اول آلمان (ای آر دی) گفته است:« که پرونده او به عنوان یک پرونده سری طبقه بندی شده است و گفته
است که من تنها می توانم بگویم که مؤکل من به جاسوسی متهم است.»
با این حال، از اظهارات« سارنوال»،مسئول عالی ترکیه این نتیجه به دست می آید که بازداشت یلماس اس. یک موضوع حساس دیپلماتیک است. بدین اساس «سارنوال» مسئول، گفته است كه مقامات آلمان باید پرسش های خود را مستقیماً به حکومت ترکیه ارائه می کرد.
یلماس اس. به نمایندگی از سفارت آلمان در ترکیه، اطلاعات مربوط به اشخاصی که در آلمان تقاضای پناهندگی کرده اند را جمع آوری کرده بود. بنابر منابع وزارت خارجه و وزارت داخله
آلمان، چنین همکاری با وکلا "روش معمول در سراسر اروپا" است.
فراتر از این در تاریخ (28،11،2015) طاهر ایلچی، رئیس کانون وکلای شهر کردنشین دیاربکر در ترکیه، حین سخنرانی و دعوت نیروهای ترکیه و شبهنظامیان کرد به صلح به ضرب گلوله کشته شد. طاهر ایلچی ماه گذشته به اتهام «تبلیغات تروریستی» بازداشت شده بود و دادستان برای این درخواست بیش از هفت سال حبس کرده بود. آقای ایلچی در مصاحبهای تلویزیونی گفته بود: «پ.ک.ک یک سازمان تروریستی
نیست!»
در مقابل حزب چپگرای دموکراتیک خلقها، که به شدت منتقد دولت ترکیه است، کشتن آقای ایلچی را یک «سوءقصد برنامهریزیشده» خوانده است.
افزون بر موارد یاد شده جمعی از وکلای دادگستری ایران(4،11،1397/24،1،2019) به مناسبت «روز جهانی وکلای در معرض خطر» طی نامهای سرگشاده خطاب به صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه با اشاره به فشارهای قضایی و امنیتی بر وکلای دادگستری، خواستار آزادی وکلای در بند شدند. در بخشی از این نامه آمده است:«از طریق همبستگی و همکاری بین وکلای دادگستری و قضات دادگستری است که عدالت محقق میشود. هر دو باید بالهای فرشتهی عدالت باشند نه اینکه یکی حاکم و دیگری محکوم باشد».
و در پایان و با توجه به انتصاب آملی لاریجانی به عنوان ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، تقاضا نموده اند در این چند روز باقی مانده به پایان دورهی ریاست وی بر قوه قضاییه و بخاطر رعایت حرمت اصول دادرسی منصفانه، عادلانه و بی طرفانه که باید زینت دستگاه قضایی باشد، نسبت به آزادی همکاران شریفمان نسرین ستوده، مصطفی دانشجو، محمد نجفی، امیر سالار داوودی، مسعود شمس نژاد، فرهاد محمدی، و پایان دادن بر محدودیت و فشار بر وکلای دادگستری دستور شایسته صادر گردد تا بدینوسیله نام نیکی در تاریخ از خود برجای گذارد. اگرچه در دوران ریاست آملی لاریجانی بر دستگاه قضایی تصویب تبصره ی ذیل ماده ی( 48) قانون آیین دادرسی کیفری را شاهد بودهایم که عملا تبعیض و نابرابری را بین وکلای عدلیه ایجاد و شاهد وکلای خودی و غیر خودی شدیم که این امر یکی از بزرگترین ستمها در حوزهی وکالت در ایران به شمار میرود.
واین در حالی است که اکنون و در زمان ابراهیم رییسی، متولی آستان قدس رضوی، یکی از اعضای اصلی «هیئت مرگ»، که در اعدام دستهجمعیِ [ ژینوساید/ نسل کشی در ایران] هزاران زندانی سیاسی در سال (1367) نقش اساسی داشته و به عنوان رئیس تازه قوه قضاییه که حسینعلی منتظری، قائم مقام وقت رهبر نظام اسلامی در همان سال (67)،ایشان را یکی از مجریان «بزرگترین جنایت جمهوری اسلامی» نامیده بود، نیز محمدرضا فقیهی در تاریخ (28،7،1398) پس از حضور در دادستانی اردبیل، آذربایجان که در پی احضاریه قاضی «نونهال» معاون دادستان در ارتباط با پرونده فعال سرشناس مدنی « عباس لسانی» صورت گرفته بود بازداشت گردید…
شایان یادآوری است اعدام زندانیان سیاسی در دهه شصت بعنوان یکی از سیاه ترین بخش های کارنامه فردی که امروز به مسند ریاست قوه قضاییه منصوب شد، واقعهای بود که طی آن عده بسیاری از زندانیان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی در ایران بخصوص در ماههای مرداد و شهریور (1367) اعدام شدند. به طور کلی جرم زندانیان همکاری با سازمانهای مخالف حکومت اسلامی به ویژه سازمان مجاهدین خلق، همچنین طیفهای مختلف گروههای چپ و کمونیست بود.
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
در مقابل حزب چپگرای دموکراتیک خلقها، که به شدت منتقد دولت ترکیه است، کشتن آقای ایلچی را یک «سوءقصد برنامهریزیشده» خوانده است.
افزون بر موارد یاد شده جمعی از وکلای دادگستری ایران(4،11،1397/24،1،2019) به مناسبت «روز جهانی وکلای در معرض خطر» طی نامهای سرگشاده خطاب به صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه با اشاره به فشارهای قضایی و امنیتی بر وکلای دادگستری، خواستار آزادی وکلای در بند شدند. در بخشی از این نامه آمده است:«از طریق همبستگی و همکاری بین وکلای دادگستری و قضات دادگستری است که عدالت محقق میشود. هر دو باید بالهای فرشتهی عدالت باشند نه اینکه یکی حاکم و دیگری محکوم باشد».
و در پایان و با توجه به انتصاب آملی لاریجانی به عنوان ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، تقاضا نموده اند در این چند روز باقی مانده به پایان دورهی ریاست وی بر قوه قضاییه و بخاطر رعایت حرمت اصول دادرسی منصفانه، عادلانه و بی طرفانه که باید زینت دستگاه قضایی باشد، نسبت به آزادی همکاران شریفمان نسرین ستوده، مصطفی دانشجو، محمد نجفی، امیر سالار داوودی، مسعود شمس نژاد، فرهاد محمدی، و پایان دادن بر محدودیت و فشار بر وکلای دادگستری دستور شایسته صادر گردد تا بدینوسیله نام نیکی در تاریخ از خود برجای گذارد. اگرچه در دوران ریاست آملی لاریجانی بر دستگاه قضایی تصویب تبصره ی ذیل ماده ی( 48) قانون آیین دادرسی کیفری را شاهد بودهایم که عملا تبعیض و نابرابری را بین وکلای عدلیه ایجاد و شاهد وکلای خودی و غیر خودی شدیم که این امر یکی از بزرگترین ستمها در حوزهی وکالت در ایران به شمار میرود.
واین در حالی است که اکنون و در زمان ابراهیم رییسی، متولی آستان قدس رضوی، یکی از اعضای اصلی «هیئت مرگ»، که در اعدام دستهجمعیِ [ ژینوساید/ نسل کشی در ایران] هزاران زندانی سیاسی در سال (1367) نقش اساسی داشته و به عنوان رئیس تازه قوه قضاییه که حسینعلی منتظری، قائم مقام وقت رهبر نظام اسلامی در همان سال (67)،ایشان را یکی از مجریان «بزرگترین جنایت جمهوری اسلامی» نامیده بود، نیز محمدرضا فقیهی در تاریخ (28،7،1398) پس از حضور در دادستانی اردبیل، آذربایجان که در پی احضاریه قاضی «نونهال» معاون دادستان در ارتباط با پرونده فعال سرشناس مدنی « عباس لسانی» صورت گرفته بود بازداشت گردید…
شایان یادآوری است اعدام زندانیان سیاسی در دهه شصت بعنوان یکی از سیاه ترین بخش های کارنامه فردی که امروز به مسند ریاست قوه قضاییه منصوب شد، واقعهای بود که طی آن عده بسیاری از زندانیان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی در ایران بخصوص در ماههای مرداد و شهریور (1367) اعدام شدند. به طور کلی جرم زندانیان همکاری با سازمانهای مخالف حکومت اسلامی به ویژه سازمان مجاهدین خلق، همچنین طیفهای مختلف گروههای چپ و کمونیست بود.
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
نوشته مادر #آتنا_دائمی
امروز به ملاقات دخترم رفتیم. من و پدر آتنا و خواهران آتنا، دَه ماه است که هر بار که به ملاقات میرویم آرزو میکنم که با ملاقات حضوری ما موافقت کنن و هر بار با یک “نَه” بدون هیچ دلیلی ما را به ملاقات کابینی میفرستند و در تمام این ده ماه فقط دو بار دخترم را در آغوش گرفتم که بعد از ملاقات اعلام کردند که اشتباه شده و با کسانی که به اشتباه به ما ملاقات حضوری دادن برخورد شده است.
بارها به دادیار ناظر آقای وزیری که رابط بین زندانی و مسئولین نهادهای بازداشتکننده و یا رییس زندان است مراجعه کردیم که متاسفانه با برخورد بدی از طرف ایشون مواجه شدیم و بعد از پیگیریهای آتنا از داخل زندان متوجه شدیم نهادی که من را از آغوش گرفتن دخترم محروم کرده، وزارت اطلاعات دولت آقای روحانی است. این در صورتی است هیچ ابلاغ قانونی به ما یا آتنا نشده و حتی مدت این محرومیت هم اعلام نشده. مسئولین زندان و وزارت اطلاعات من را از بوسیدن و بوییدن و در آغوش گرفتن دخترم محروم کردند. بودن دخترم در زندان ظلم بزرگیست به من و خانواده من و این محرومیت یک ظلم مضاعف است که هرگز فراموش نمیکنم و هرگز نمیبخشم.
▪️لازم به توضیح است آتنا دائمی بعد از نوشتن نامه ای در اعتراض به کشتار فجیع معترضین در #قیام_آبان تحت فشار بیشتری از طرف مسئولان زندان قرار گرفته است.
#نه_به_جمهوری اسلامی!
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
امروز به ملاقات دخترم رفتیم. من و پدر آتنا و خواهران آتنا، دَه ماه است که هر بار که به ملاقات میرویم آرزو میکنم که با ملاقات حضوری ما موافقت کنن و هر بار با یک “نَه” بدون هیچ دلیلی ما را به ملاقات کابینی میفرستند و در تمام این ده ماه فقط دو بار دخترم را در آغوش گرفتم که بعد از ملاقات اعلام کردند که اشتباه شده و با کسانی که به اشتباه به ما ملاقات حضوری دادن برخورد شده است.
بارها به دادیار ناظر آقای وزیری که رابط بین زندانی و مسئولین نهادهای بازداشتکننده و یا رییس زندان است مراجعه کردیم که متاسفانه با برخورد بدی از طرف ایشون مواجه شدیم و بعد از پیگیریهای آتنا از داخل زندان متوجه شدیم نهادی که من را از آغوش گرفتن دخترم محروم کرده، وزارت اطلاعات دولت آقای روحانی است. این در صورتی است هیچ ابلاغ قانونی به ما یا آتنا نشده و حتی مدت این محرومیت هم اعلام نشده. مسئولین زندان و وزارت اطلاعات من را از بوسیدن و بوییدن و در آغوش گرفتن دخترم محروم کردند. بودن دخترم در زندان ظلم بزرگیست به من و خانواده من و این محرومیت یک ظلم مضاعف است که هرگز فراموش نمیکنم و هرگز نمیبخشم.
▪️لازم به توضیح است آتنا دائمی بعد از نوشتن نامه ای در اعتراض به کشتار فجیع معترضین در #قیام_آبان تحت فشار بیشتری از طرف مسئولان زندان قرار گرفته است.
#نه_به_جمهوری اسلامی!
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
اردوغان و “جان گرفتن داعش” در لیبی...اهداف حقیقی چیست؟
برگردان از عربی: ماریا قلوزی
در زمانی که احزاب لیبی و جامعه جهانی به دنبال راه حلی برای حل بحران در لیبی از طریق کنفرانس برلین هستند، گزارشهایی به نقل از فعالین مدنی، خبر از رسیدن گروههای جدیدی از مزدورین ارسالی توسط رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه به لیبی میدهند، مسئلهای که باعث به وجود آمدن سوالات بیشتری نسبت به ماهیت این مزدوران و اهداف و انگیزههای ترکیه میشود.
نخست وزیر لیبی فائز السراج و اردوغان با چشم پوشی و نقض قوانین بین المللی دست به انعقاد دو تفاهمنامه زدهاند، نخست تفاهمنامهای با موضوع تعیین مرزهای دریایی که در آن حقوق کشورهای همسایه نادیده گرفته شده، دومین تفاهمنامه مربوط به مسائل امنیتی و نظامی است، آنچه که موجبات حضور نظامی ترکیه در لیبی را فراهم کرده است.
از برکت تفاهمنامه اخیر اردوغان با فرستادن مزدور به لیبی قصد حمایت از حکومت فائز السراج در مقابل “ارتش ملی لیبی” به رهبری ژنرال خلیفه حفتر، که مورد حمایت مردم و پارلمان منتخب است را دارد.
روز جمعه دیدبان حقوق بشر سوریه نیز اعلام کرد ترکیه گروه جدیدی از شبه نظامیان تحت فرمانش را به مقصد لیبی راهی نموده، مدیر دیدبان حقوق بشر سوریه رامی عبدالرحمن در گفتگویی با شبکه خبری اسکای نیوزعربی اظهار کرد که تعداد ۲۶۰ مزدور از گروهای مسلح اسلامی در سوریه صبح
جمعه به خاک لیبی رسیدهاند، با این گروه جدید تعداد مزدورین تحت فرمان اردوغان در لیبی به عددی حدود دو هزار نفر رسیده است، خبر رسیدن این گروه جدید در حالی است که کمتر از دو روز به کنفرانسی در پایتخت آلمان، شهر برلین با هدف حل بحران لیبی و شرکت طرفهای لیبیایی و بینالمللی مانده است.
*مزدورین ترکیه در لیبی چه کسانی هستند؟
با ورود این افراد به لیبی تصویر واضح و واضحتر میشود، ماهیت این گروههای مزدور پرده از واقعیت اهداف اردوغان در لیبی و منطقه برداشت.
ماهر فرگالی کارشناس در حوزه گروهای تروریستی، شرح میدهد که این مزدورین در واقع متعلق به سه گروه هستند، آنچه که ما به عنوان “ارتش آزاد سوریه” تحت حمایت ترکیه میشناسیم، القائده و نیروهای افراطگرای داعش.
فرگالی در گفتگو با اسکای نیوزعربی میگوید “اردوغان در واقع با انتخاب این ستیزهجویان و فرستادن آنها به لیبی قصد دارد گروههای تحت حمایتش به طور خاص داعش را از مناطق مرزی خود دور کند زیرا سبب ایجاد اختلاف با روسیه و دولت مرکزی سوریه گشته و همچنین تهدیدی برای ترکیه به حساب میآید.”
فرگالی در ادامه سخنانش اشاره میکند، اردوغان به طور همزمان از طریق پشتیبانی نیروهای السراج که به دفعات از ارتش ملی شکست خوردهاند امکان تحقق اهداف خود در لیبی را فراهم میکند.
*کارت فشار بر مصر
این کارشناس گروههای تروریستی اضافه میکند: “هدف دیگری که رئیس جمهور ترکیه از طریق این گروههای شبهنظامی دنبال میکند، استفاده از آنها به عنوان اهرم فشار بر مصر است.”
او یادآور میشود: ” میان اردوغان و دولت مصر اختلافات اساسی بسیاری وجود دارد که از مهمترین آنها میتوان به حمایت اردوغان از گروه تروریستی اخوان المسلمین وعملیات کشف غیر قانونی گاز طبیعی در شرق مدیترانه اشاره کرد” .
ماهر فرگالی اینچنین ادامه میدهد:” انتقال ستیزهجویان افراطی به لیبی در واقع خطری مبرم برای امنیت ملی مصر است به ویژه اگر این نیروها به مرزهای مصر با لیبی نزدیک شوند”.
*“خطری بزرگ” پیش روی اروپا
فرگالی در گفتگوی خود چنین شرح میدهد:” در مورد انتقال نیروهای تحت حمایت اردوغان به لیبی بزرگترین خطر متوجه کشورهای اروپایی است، زیرا انتقال نیروهای افراطی از طریق آبهای مدیترانه به اروپا بسیار آسان است، به این معنا که لیبی میتواند دروازهی ورود داعش به اروپا باشد”.
لازم به ذکر است که اروپا کاملا از جدیت این خطر آگاه میباشد و به همین منظور با کنفرانس برلین در صدد یافتن راه حلی برای حل این بحران برخاسته است.باید در نظر داشت که
این خطر تنها محدود به مصر و اروپا نمیشود، بلکه به کشورهای شمال افریقا به ویژه تونس و در همسایگی او الجزائر نیز سرایت خواهد کرد.
در اینجا ماهر فرگالی خاطرنشان میکند: اردوغان با تمام وجود در تلاش است کارت “اسلام سیاسی” را برای دستیابی به اهداف توسعه طلبانه خود در منطقه، به کار گیرد. وی بیان میکند: “اردوغان از جریانهای اسلام سیاسی و گروههای سیتزه جویی چون اخوان المسلمین و داعش به عنوان برگ برندهای برای تحت فشار قرار دادن طرفهای سیاسی و دولتهای مختلف در راستای تحقق اهداف خود بهره میگیرد. مانند آنچه که به سبب سازمان اخوان المسلمین در تونس روی داد”.
*ارتش لیبی، “کلید حل ماجرا”
از دیدگاه این کارشناس گروههای تروریستی، راه حل مقابله با مزدوران تحت حمایت ترکیه و دخالتهای مستمر این کشور در امور داخلی لیبی، در واقع مجموعهای
برگردان از عربی: ماریا قلوزی
در زمانی که احزاب لیبی و جامعه جهانی به دنبال راه حلی برای حل بحران در لیبی از طریق کنفرانس برلین هستند، گزارشهایی به نقل از فعالین مدنی، خبر از رسیدن گروههای جدیدی از مزدورین ارسالی توسط رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه به لیبی میدهند، مسئلهای که باعث به وجود آمدن سوالات بیشتری نسبت به ماهیت این مزدوران و اهداف و انگیزههای ترکیه میشود.
نخست وزیر لیبی فائز السراج و اردوغان با چشم پوشی و نقض قوانین بین المللی دست به انعقاد دو تفاهمنامه زدهاند، نخست تفاهمنامهای با موضوع تعیین مرزهای دریایی که در آن حقوق کشورهای همسایه نادیده گرفته شده، دومین تفاهمنامه مربوط به مسائل امنیتی و نظامی است، آنچه که موجبات حضور نظامی ترکیه در لیبی را فراهم کرده است.
از برکت تفاهمنامه اخیر اردوغان با فرستادن مزدور به لیبی قصد حمایت از حکومت فائز السراج در مقابل “ارتش ملی لیبی” به رهبری ژنرال خلیفه حفتر، که مورد حمایت مردم و پارلمان منتخب است را دارد.
روز جمعه دیدبان حقوق بشر سوریه نیز اعلام کرد ترکیه گروه جدیدی از شبه نظامیان تحت فرمانش را به مقصد لیبی راهی نموده، مدیر دیدبان حقوق بشر سوریه رامی عبدالرحمن در گفتگویی با شبکه خبری اسکای نیوزعربی اظهار کرد که تعداد ۲۶۰ مزدور از گروهای مسلح اسلامی در سوریه صبح
جمعه به خاک لیبی رسیدهاند، با این گروه جدید تعداد مزدورین تحت فرمان اردوغان در لیبی به عددی حدود دو هزار نفر رسیده است، خبر رسیدن این گروه جدید در حالی است که کمتر از دو روز به کنفرانسی در پایتخت آلمان، شهر برلین با هدف حل بحران لیبی و شرکت طرفهای لیبیایی و بینالمللی مانده است.
*مزدورین ترکیه در لیبی چه کسانی هستند؟
با ورود این افراد به لیبی تصویر واضح و واضحتر میشود، ماهیت این گروههای مزدور پرده از واقعیت اهداف اردوغان در لیبی و منطقه برداشت.
ماهر فرگالی کارشناس در حوزه گروهای تروریستی، شرح میدهد که این مزدورین در واقع متعلق به سه گروه هستند، آنچه که ما به عنوان “ارتش آزاد سوریه” تحت حمایت ترکیه میشناسیم، القائده و نیروهای افراطگرای داعش.
فرگالی در گفتگو با اسکای نیوزعربی میگوید “اردوغان در واقع با انتخاب این ستیزهجویان و فرستادن آنها به لیبی قصد دارد گروههای تحت حمایتش به طور خاص داعش را از مناطق مرزی خود دور کند زیرا سبب ایجاد اختلاف با روسیه و دولت مرکزی سوریه گشته و همچنین تهدیدی برای ترکیه به حساب میآید.”
فرگالی در ادامه سخنانش اشاره میکند، اردوغان به طور همزمان از طریق پشتیبانی نیروهای السراج که به دفعات از ارتش ملی شکست خوردهاند امکان تحقق اهداف خود در لیبی را فراهم میکند.
*کارت فشار بر مصر
این کارشناس گروههای تروریستی اضافه میکند: “هدف دیگری که رئیس جمهور ترکیه از طریق این گروههای شبهنظامی دنبال میکند، استفاده از آنها به عنوان اهرم فشار بر مصر است.”
او یادآور میشود: ” میان اردوغان و دولت مصر اختلافات اساسی بسیاری وجود دارد که از مهمترین آنها میتوان به حمایت اردوغان از گروه تروریستی اخوان المسلمین وعملیات کشف غیر قانونی گاز طبیعی در شرق مدیترانه اشاره کرد” .
ماهر فرگالی اینچنین ادامه میدهد:” انتقال ستیزهجویان افراطی به لیبی در واقع خطری مبرم برای امنیت ملی مصر است به ویژه اگر این نیروها به مرزهای مصر با لیبی نزدیک شوند”.
*“خطری بزرگ” پیش روی اروپا
فرگالی در گفتگوی خود چنین شرح میدهد:” در مورد انتقال نیروهای تحت حمایت اردوغان به لیبی بزرگترین خطر متوجه کشورهای اروپایی است، زیرا انتقال نیروهای افراطی از طریق آبهای مدیترانه به اروپا بسیار آسان است، به این معنا که لیبی میتواند دروازهی ورود داعش به اروپا باشد”.
لازم به ذکر است که اروپا کاملا از جدیت این خطر آگاه میباشد و به همین منظور با کنفرانس برلین در صدد یافتن راه حلی برای حل این بحران برخاسته است.باید در نظر داشت که
این خطر تنها محدود به مصر و اروپا نمیشود، بلکه به کشورهای شمال افریقا به ویژه تونس و در همسایگی او الجزائر نیز سرایت خواهد کرد.
در اینجا ماهر فرگالی خاطرنشان میکند: اردوغان با تمام وجود در تلاش است کارت “اسلام سیاسی” را برای دستیابی به اهداف توسعه طلبانه خود در منطقه، به کار گیرد. وی بیان میکند: “اردوغان از جریانهای اسلام سیاسی و گروههای سیتزه جویی چون اخوان المسلمین و داعش به عنوان برگ برندهای برای تحت فشار قرار دادن طرفهای سیاسی و دولتهای مختلف در راستای تحقق اهداف خود بهره میگیرد. مانند آنچه که به سبب سازمان اخوان المسلمین در تونس روی داد”.
*ارتش لیبی، “کلید حل ماجرا”
از دیدگاه این کارشناس گروههای تروریستی، راه حل مقابله با مزدوران تحت حمایت ترکیه و دخالتهای مستمر این کشور در امور داخلی لیبی، در واقع مجموعهای
از اقدامات را شامل میشود که نخستین آنها پشتیبانی و حمایت از “ارتش ملی لیبی” است.
وی اظهار داشت:”حل این بحران میسر میشود، در صورت پشتیبانی از ارتش ملی لیبی و حذف تحریمهای تسلیحاتی علیه او، برقراری صلحی لیبیایی میان طرفین نزاع در این کشور، خلع سلاح گروههای شبهنظامی، توقف مهاجرت از سوریه، و ایستادگی در مقابل سیاستهایی که اردوغان با سوء استفاده از جریانهای اسلام سیاسی دنبال میکند”.
*سکای نیوز عربی
*خبر۲۴
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
وی اظهار داشت:”حل این بحران میسر میشود، در صورت پشتیبانی از ارتش ملی لیبی و حذف تحریمهای تسلیحاتی علیه او، برقراری صلحی لیبیایی میان طرفین نزاع در این کشور، خلع سلاح گروههای شبهنظامی، توقف مهاجرت از سوریه، و ایستادگی در مقابل سیاستهایی که اردوغان با سوء استفاده از جریانهای اسلام سیاسی دنبال میکند”.
*سکای نیوز عربی
*خبر۲۴
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
فروریختن دیوارهای استبداد با اتحاد زنان
✍ #دیانا_اورین
جهت پرداختن به نقش زنان در خیزشهای مردمی در چهار دهه از عمر رژیم استبدادی و زنستیز ایران، مدنظر قراردادن و واکاوی گذشته امری مبرم و مفید خواهد بود. همچنین وقوف بر نگاه و رویکردهای ذهنیت و حکومت ایدئولوژیکی حاکم نسبت به زنان، در شناخت و تحلیل درست این مسئله امری اجتنابناپذیر است.
نابرابری و تبعیض جنسیتی پدیده و موضوعی تازه نیست، با توجه به زمان و مکان، فرهنگ و ساختارهای سیاسی در اشکال و فرمهای متفاوتی بروز پیدا میکند. مسلما در جوامع بهشدت بسته و دینی ازجمله جامعه ایران، تبعیض و نابرابری نسبت به زنان ژرفتر است. در کنار تفکرات ارتجاعی، ذهنیت مردسالار حاکم بر جامعه، در تشدید و تعمیق وضعیت ناگوار زنان، نقش تعیینکنندهای دارد؛ زیرا در جوامع مردسالار تمامی نهادهای سیاسی و اقتصادی جامعه در قبضه و کنترل مردان قرار دارد و به جایگاه زنان توجهی نشان داده نمیشود. در جامعه سنتی ایران بر کلیشههای جنسیتی که خود محصول نابرابریهای جنسیتی است، تاکید میشود. زنان در هر دوره از نظام خسروانی ایران با شرایط سختی روبهرو شدهاند، با نگاهی به تاریخ زنان ایران، خواهیم دید که آنان در تمامی مراحل انقلابها، قیام و شورشها علیه استبداد همواره در صفوف مقدم مبارزات حضورداشتهاند. حاکمیت ایران همواره هنگامیکه به حضور زنان نیاز داشته، آنان را به صحنه فراخوانده، همانند دوران انقلاب، جنگ و انتخابات؛ اما پس از گذار از این مراحل حساس و بحرانی، به بهانهی ارزش نهادن به مقامشان، بار دیگر آنان را به کنج خانهها کشانده است.
از انقلاب مشروطیت در سال ۱۲۸۵ تا انقلاب ۱۳۵۷ و به فاصله یک قرن، زنان از اقشار فعال در صحنه بودند، متاسفانه بعد از هر پیروزی و دستاوردی، زنان از نخستین اقشار جامعه بودند که مورد ستم و بیمهری حاکمان وقت قرار میگرفتند. از عدم اعطای حق شرکت در انتخابات و قرار دادن در میان مجانین و صغرا در انقلاب مشروطه تا انقلاب ۵۷ و تصویب قانون حجاب اجباری و تبعیض و بیعدالتیهای دیگر. زمان کوتاهی پس از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷، زندگی و حریم خصوصی زنان مورد هجمه تندروهای حکومتی قرار گرفت. رژیم نوپا، پس از تحکیم پایههای قدرت و سرکوب مخالفان و قلعوقمع آنان، تلاش نمود روابط اجتماعی و مدنی بهویژه رفتارهای اجتماعی و خصوصی زنان را اسلامی (بنا به تعریف و تفسیر خودش) نماید. در این راستا و جهت تحمیل و تلقین ایدئولوژی خود، متوسل به سازوکارهای بسیاری ازجمله ارعاب و اعمال خشونت شد.
در طول چهار دهه از حاکمیت مطلق دینی در ایران، مبارزات زنان و هویتخواهی آنان با وجود فراز ونشیبهای زیاد همواره وجود داشته، بهدلیل عدم اعتمادبهنفس لازم، نبود شرایط فکری مناسب، اتحاد و همگرایی، علیرغم دستاوردهای که داشتهاند؛ اما نتوانستند به حقوق و جایگاه واقعی و ازدسترفته خود دست یابند. رویکرد مرتجعانه و ایدئولوژیک نسبت به زنان موجب گشت که بهتدریج زنجیرهای انقیاد و محدودیت، محکمتر شود و زنان هر روز بیش از گذشته در میان حصار ذهنیت مرتجع و ضدزن رژیم قرار گیرند تا جایی که بخش بزرگی از زندگی و کارشان، به چهاردیواری خانه محصور گشت و نقش اصلی آنان به فرزندآوری و برطرف نمودن نیازهای مردان تقلیل داده شد. در نظام حاکمیت ایران نگاهی ابزاری به زنان وجود دارد، در تفکر و اندیشهی این حاکمان، زنان توانایی حضور در هر عرصهای را ندارند؛ براین اساس و با این نوع توجیه و تفسیر از اسلام، زنان را از مشارکت سیاسی و ایفای نقش فعال در تحولات سیاسی و اجتماعی محروم میکنند.
اگرچه زنان نسبت به اوایل انقلاب دارای بلوغ و پختگی فکری و سیاسی بیشتری هستند، اما بازهم در چشم حاکمیت و قانون ایران، از شهروندان «درجه دوم» محسوب میشوند. بعد از چهار دهه از انقلابی که زنان در آن پیشاهنگ و مشارکت فعالی داشتند، هر یک به شکلی طعم زندان، خشونت، تحقیر، توهین، شکنجه و محدودیت را چشیدهاند، با این وجود کماکان مبارزه زنان برای استیفای حقوق خود در داخل و خارج ایران ادامه دارد. نبرد زنان برای بهبود شرایط زندگی، کسب جایگاه اصلیشان در جامعه و دستیابی به حقوق و آزادیهای ازدسترفته، استفاده برابر از فرصتهای اجتماعی و رفع تبعیضهای جنسیتی، دارای تاریخی طولانی است. در سالهای اخیر میزان مشارکت زنان در عرصه تحصیل و آموزش عالی رشد چشمگیری داشته، این نیز نشان از خواست، تلاش و ارادهی زنان است جهت بیرون آمدن از سایهی مردان و نقش سنتی در خانواده و حضور در عرصههای مختلف اجتماعی.
با نهادینه شدن عمیق نظام دینی و دیکتاتوری ولایتفقیه، بهتدریج آثار و پیامدهای قدرتطلبی و خشونت در تمامی مناسبات و سیاستهای رژیم درکل جامعه بروز کرد، در این میان زنان بیش از همه مورد تعرض و خشونت قرار گرفتند. در کنار تمامی ناملایمات و دشواریهای زندگی در یک جامعه استبدادزده، تصویب موا
✍ #دیانا_اورین
جهت پرداختن به نقش زنان در خیزشهای مردمی در چهار دهه از عمر رژیم استبدادی و زنستیز ایران، مدنظر قراردادن و واکاوی گذشته امری مبرم و مفید خواهد بود. همچنین وقوف بر نگاه و رویکردهای ذهنیت و حکومت ایدئولوژیکی حاکم نسبت به زنان، در شناخت و تحلیل درست این مسئله امری اجتنابناپذیر است.
نابرابری و تبعیض جنسیتی پدیده و موضوعی تازه نیست، با توجه به زمان و مکان، فرهنگ و ساختارهای سیاسی در اشکال و فرمهای متفاوتی بروز پیدا میکند. مسلما در جوامع بهشدت بسته و دینی ازجمله جامعه ایران، تبعیض و نابرابری نسبت به زنان ژرفتر است. در کنار تفکرات ارتجاعی، ذهنیت مردسالار حاکم بر جامعه، در تشدید و تعمیق وضعیت ناگوار زنان، نقش تعیینکنندهای دارد؛ زیرا در جوامع مردسالار تمامی نهادهای سیاسی و اقتصادی جامعه در قبضه و کنترل مردان قرار دارد و به جایگاه زنان توجهی نشان داده نمیشود. در جامعه سنتی ایران بر کلیشههای جنسیتی که خود محصول نابرابریهای جنسیتی است، تاکید میشود. زنان در هر دوره از نظام خسروانی ایران با شرایط سختی روبهرو شدهاند، با نگاهی به تاریخ زنان ایران، خواهیم دید که آنان در تمامی مراحل انقلابها، قیام و شورشها علیه استبداد همواره در صفوف مقدم مبارزات حضورداشتهاند. حاکمیت ایران همواره هنگامیکه به حضور زنان نیاز داشته، آنان را به صحنه فراخوانده، همانند دوران انقلاب، جنگ و انتخابات؛ اما پس از گذار از این مراحل حساس و بحرانی، به بهانهی ارزش نهادن به مقامشان، بار دیگر آنان را به کنج خانهها کشانده است.
از انقلاب مشروطیت در سال ۱۲۸۵ تا انقلاب ۱۳۵۷ و به فاصله یک قرن، زنان از اقشار فعال در صحنه بودند، متاسفانه بعد از هر پیروزی و دستاوردی، زنان از نخستین اقشار جامعه بودند که مورد ستم و بیمهری حاکمان وقت قرار میگرفتند. از عدم اعطای حق شرکت در انتخابات و قرار دادن در میان مجانین و صغرا در انقلاب مشروطه تا انقلاب ۵۷ و تصویب قانون حجاب اجباری و تبعیض و بیعدالتیهای دیگر. زمان کوتاهی پس از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷، زندگی و حریم خصوصی زنان مورد هجمه تندروهای حکومتی قرار گرفت. رژیم نوپا، پس از تحکیم پایههای قدرت و سرکوب مخالفان و قلعوقمع آنان، تلاش نمود روابط اجتماعی و مدنی بهویژه رفتارهای اجتماعی و خصوصی زنان را اسلامی (بنا به تعریف و تفسیر خودش) نماید. در این راستا و جهت تحمیل و تلقین ایدئولوژی خود، متوسل به سازوکارهای بسیاری ازجمله ارعاب و اعمال خشونت شد.
در طول چهار دهه از حاکمیت مطلق دینی در ایران، مبارزات زنان و هویتخواهی آنان با وجود فراز ونشیبهای زیاد همواره وجود داشته، بهدلیل عدم اعتمادبهنفس لازم، نبود شرایط فکری مناسب، اتحاد و همگرایی، علیرغم دستاوردهای که داشتهاند؛ اما نتوانستند به حقوق و جایگاه واقعی و ازدسترفته خود دست یابند. رویکرد مرتجعانه و ایدئولوژیک نسبت به زنان موجب گشت که بهتدریج زنجیرهای انقیاد و محدودیت، محکمتر شود و زنان هر روز بیش از گذشته در میان حصار ذهنیت مرتجع و ضدزن رژیم قرار گیرند تا جایی که بخش بزرگی از زندگی و کارشان، به چهاردیواری خانه محصور گشت و نقش اصلی آنان به فرزندآوری و برطرف نمودن نیازهای مردان تقلیل داده شد. در نظام حاکمیت ایران نگاهی ابزاری به زنان وجود دارد، در تفکر و اندیشهی این حاکمان، زنان توانایی حضور در هر عرصهای را ندارند؛ براین اساس و با این نوع توجیه و تفسیر از اسلام، زنان را از مشارکت سیاسی و ایفای نقش فعال در تحولات سیاسی و اجتماعی محروم میکنند.
اگرچه زنان نسبت به اوایل انقلاب دارای بلوغ و پختگی فکری و سیاسی بیشتری هستند، اما بازهم در چشم حاکمیت و قانون ایران، از شهروندان «درجه دوم» محسوب میشوند. بعد از چهار دهه از انقلابی که زنان در آن پیشاهنگ و مشارکت فعالی داشتند، هر یک به شکلی طعم زندان، خشونت، تحقیر، توهین، شکنجه و محدودیت را چشیدهاند، با این وجود کماکان مبارزه زنان برای استیفای حقوق خود در داخل و خارج ایران ادامه دارد. نبرد زنان برای بهبود شرایط زندگی، کسب جایگاه اصلیشان در جامعه و دستیابی به حقوق و آزادیهای ازدسترفته، استفاده برابر از فرصتهای اجتماعی و رفع تبعیضهای جنسیتی، دارای تاریخی طولانی است. در سالهای اخیر میزان مشارکت زنان در عرصه تحصیل و آموزش عالی رشد چشمگیری داشته، این نیز نشان از خواست، تلاش و ارادهی زنان است جهت بیرون آمدن از سایهی مردان و نقش سنتی در خانواده و حضور در عرصههای مختلف اجتماعی.
با نهادینه شدن عمیق نظام دینی و دیکتاتوری ولایتفقیه، بهتدریج آثار و پیامدهای قدرتطلبی و خشونت در تمامی مناسبات و سیاستهای رژیم درکل جامعه بروز کرد، در این میان زنان بیش از همه مورد تعرض و خشونت قرار گرفتند. در کنار تمامی ناملایمات و دشواریهای زندگی در یک جامعه استبدادزده، تصویب موا
د و تبصرههای جدید تبعیضآمیز قانونی در رابطه با زنان، هر روز آنان را بیشازپیش درگیر مسائل و مشکلات خانوادگی و اجتماعی کرده است. تمامی اعتراضات و نارضایتیهای مسالمتآمیز زنان نیز همواره با بیاعتنایی و سرکوب شدید حکومت روبهرو گشته است.
نخستین اعتراض زنان به قوانین رژیم، در آبانماه سال ۱۳۵۸ در رابطه با لغو قانون حمایت از خانواده از سوی حکومت نوپای ولایتفقیه بود. در آن زمان خمینی قانون حمایت از خانواده را «خلاف شرع» اعلام نمود، واکنش زنان به این دستور، تنها به صدور چند بیانیه محدود ماند. تظاهرات زنان در مخالفت با تصویب قانون حجاب اجباری به مدت شش روز ادامه داشت که با خشونت سرکوب گردید. در آذرماه همان سال، زنان نسبت به تدوین قانون اساسی از سوی مجلس خبرگان اعتراض نمودند؛ این تلاش زنان نیز بهدلیل ضعف در سازماندهی جنبش و اعمال خشونت از سوی دولت، نتوانست منجر به تغییری در نابرابری جنسیتی در پیشنویس قانون اساسی شود.
در تیرماه ۱۳۵۹ بار دیگر زنان به اقدامات جبری حکومت در راستای اجرای قانون حجاباجباری اعتراض نمودند. خمینی در سخنان هشتم تیرماه سال ۱۳۵۸ خواستار اسلامی کردن ادارات شد، بعد ازاین سخنرانی نخستین بخشنامه دولتی در رابطه با رعایت حجاب در ادارات و اماکن عمومی نیز صادر شد. زنان با پوشیدن لباسهای سیاه به نشانه اعتراض مقابل ساختمان نخستوزیری تجمع کردند. اینبار هم اعتراضات پراکنده زنان به نتیجه مشخصی نرسید و در پنجم مهر سال ۱۳۶۰ مجلس ایران قانون الزامی بودن رعایت حجاب اسلامی را در محل کار و مجازات متخلفین را صادر نمود. اعتراضات و نارضایتیهای زنان در طول حاکمیت نظام استبدادی ایران، هرچند که بهصورت پراکنده و نامنسجم هم بوده، همواره ادامه داشته است. میتوان بهصراحت گفت که رژیم نیز در طول این چهل سال، توانایی درهم شکستن مقاومت زنان را نداشته و قادر نبودهاند افکار و شیوهی زندگی زنان را مطابق قوانین و معیارهای خود تغییر دهند و در این مورد با شکست سنگینی مواجه شدهاند.
پس از این مقطع، بهطورکلی اعتراضات مردمی تا خرداد ۷۸ بهدلیل فضای خفقان و مواجهه شدن با سرکوب شدید و عدم وجود راهی برای بیان اعتراض، روبه ضعف و سستی نهاد؛ اما از دهه هشتاد بدین سو، اعتراضات مردمی وارد مرحله جدیدی گشت. نسلهای پس از انقلاب بهتدریج از نظام حاکم دچار سرخوردگی و ناامیدی شدند و با گذشت زمان بر میزان مشکلات و مسائل جامعه افزوده شد. حکومت و دولت نه تنها به مطالبات و خواستههای مردمی اعتنایی نمیکردند؛ بلکه کوچکترین اعتراض و انتقادی را با خشونت پاسخ میدادند. پس از انتخابات خرداد ۸۸، مردم نسبت به نتایج انتخابات، به خیابانها ریختند و اعتراضات و شعارهایی برضد نظام سردادند. در این نارضایتیها عدهی بسیاری کشته و دستگیر شدند که هنوز هم سرگذشت بسیاری از آنان نامعلوم است. بهتدریج با رویکرد سختافزاری رژیم نسبت به نارضایتیهای مردم، فاصله و شکاف میان حکومت و مردم بیشتر و عمیقتر گشت و چهرهی فاسد، ریاکار و ستمکار حکومت برای مردم آشکار گشت تا جایی که قیامهای دیماه ۹۶ و آبانماه ۹۸، موجب شوک حکومت گشت، زیرا گستردگی و دامنه آن بسیار وسیع بود و زنان حضور فعال و پیشاهنگی را بر عهده داشتند. حکومت در یک اقدام خشونتآمیز رویهی چهل سال اخیر را در پیش گرفت و صدها تن از معترضین را به قتل رسانده و عدهی بسیاری را نیز دستگیر نمود. زنان بعد از چهار دهه در اعتراض به قوانین و رفتارهای خشونتآمیز نسبت به خود، حجاب از سر برداشته و اینگونه یکی از تابوهای موجود در نظام بسته و متعصب دینی را شکسته و مناسبات ایدئولوژیک حکومت را زیر سوال بردند. رژیم حاکم سالهاست که به بهانه مبارزه با بدحجابی، از طریق گشت ارشاد و طرحهای دیگر زنان را مورد توهین، تحقیر و ضربوجرح قرار میدهد. در طی چند سال اخیر در کنار استمرار اعتراضات کارگری، دانشجویی و زنان، سایر اقشار دیگر نیز که از بیعدالتیها به تنگ آمدهاند در تجمعات اعتراضی شرکت میکنند. فشار بر زندانیان سیاسی و کارگری بخش دیگری از راهکارهای رژیم برای انفعال و هراسافکنی در جامعه است. صدور احکام سنگین برای زندانیان سیاسی و نقض حقوق آنان، موجی از انتقاد سازمانهای حقوق بشری را دربرداشته است. البته انتظار از رژیمی که بر پایه حذف و نابودی مخالفین و منتقدین بنا نهاده شده تا چه حد بهجا است خود جای سوال دارد؛ زیرا رژیم ایران تاکنون در مقابل قطعنامهها و هشدارهای هیچ سازمان مدافع حقوق بشری پاسخگو نبوده و برای اعمال وحشیانه خود همیشه بهانهای داشته است.
با وجود تجارب تلخی که زنان از مبارزه علیه استبداد حکومت ایران داشتند، بازهم با اعتماد به نفس و پایداری در طلب خواستههای خود مصمم و مصر بودند. زنان ایرانی در طول چهار دهه آزمونها و تجارب فراوانی کسب نمودند و حتی میان آنان نوعی انسجام و همدلی نیز ایجاد گشته است. چنین تحول ذهن
نخستین اعتراض زنان به قوانین رژیم، در آبانماه سال ۱۳۵۸ در رابطه با لغو قانون حمایت از خانواده از سوی حکومت نوپای ولایتفقیه بود. در آن زمان خمینی قانون حمایت از خانواده را «خلاف شرع» اعلام نمود، واکنش زنان به این دستور، تنها به صدور چند بیانیه محدود ماند. تظاهرات زنان در مخالفت با تصویب قانون حجاب اجباری به مدت شش روز ادامه داشت که با خشونت سرکوب گردید. در آذرماه همان سال، زنان نسبت به تدوین قانون اساسی از سوی مجلس خبرگان اعتراض نمودند؛ این تلاش زنان نیز بهدلیل ضعف در سازماندهی جنبش و اعمال خشونت از سوی دولت، نتوانست منجر به تغییری در نابرابری جنسیتی در پیشنویس قانون اساسی شود.
در تیرماه ۱۳۵۹ بار دیگر زنان به اقدامات جبری حکومت در راستای اجرای قانون حجاباجباری اعتراض نمودند. خمینی در سخنان هشتم تیرماه سال ۱۳۵۸ خواستار اسلامی کردن ادارات شد، بعد ازاین سخنرانی نخستین بخشنامه دولتی در رابطه با رعایت حجاب در ادارات و اماکن عمومی نیز صادر شد. زنان با پوشیدن لباسهای سیاه به نشانه اعتراض مقابل ساختمان نخستوزیری تجمع کردند. اینبار هم اعتراضات پراکنده زنان به نتیجه مشخصی نرسید و در پنجم مهر سال ۱۳۶۰ مجلس ایران قانون الزامی بودن رعایت حجاب اسلامی را در محل کار و مجازات متخلفین را صادر نمود. اعتراضات و نارضایتیهای زنان در طول حاکمیت نظام استبدادی ایران، هرچند که بهصورت پراکنده و نامنسجم هم بوده، همواره ادامه داشته است. میتوان بهصراحت گفت که رژیم نیز در طول این چهل سال، توانایی درهم شکستن مقاومت زنان را نداشته و قادر نبودهاند افکار و شیوهی زندگی زنان را مطابق قوانین و معیارهای خود تغییر دهند و در این مورد با شکست سنگینی مواجه شدهاند.
پس از این مقطع، بهطورکلی اعتراضات مردمی تا خرداد ۷۸ بهدلیل فضای خفقان و مواجهه شدن با سرکوب شدید و عدم وجود راهی برای بیان اعتراض، روبه ضعف و سستی نهاد؛ اما از دهه هشتاد بدین سو، اعتراضات مردمی وارد مرحله جدیدی گشت. نسلهای پس از انقلاب بهتدریج از نظام حاکم دچار سرخوردگی و ناامیدی شدند و با گذشت زمان بر میزان مشکلات و مسائل جامعه افزوده شد. حکومت و دولت نه تنها به مطالبات و خواستههای مردمی اعتنایی نمیکردند؛ بلکه کوچکترین اعتراض و انتقادی را با خشونت پاسخ میدادند. پس از انتخابات خرداد ۸۸، مردم نسبت به نتایج انتخابات، به خیابانها ریختند و اعتراضات و شعارهایی برضد نظام سردادند. در این نارضایتیها عدهی بسیاری کشته و دستگیر شدند که هنوز هم سرگذشت بسیاری از آنان نامعلوم است. بهتدریج با رویکرد سختافزاری رژیم نسبت به نارضایتیهای مردم، فاصله و شکاف میان حکومت و مردم بیشتر و عمیقتر گشت و چهرهی فاسد، ریاکار و ستمکار حکومت برای مردم آشکار گشت تا جایی که قیامهای دیماه ۹۶ و آبانماه ۹۸، موجب شوک حکومت گشت، زیرا گستردگی و دامنه آن بسیار وسیع بود و زنان حضور فعال و پیشاهنگی را بر عهده داشتند. حکومت در یک اقدام خشونتآمیز رویهی چهل سال اخیر را در پیش گرفت و صدها تن از معترضین را به قتل رسانده و عدهی بسیاری را نیز دستگیر نمود. زنان بعد از چهار دهه در اعتراض به قوانین و رفتارهای خشونتآمیز نسبت به خود، حجاب از سر برداشته و اینگونه یکی از تابوهای موجود در نظام بسته و متعصب دینی را شکسته و مناسبات ایدئولوژیک حکومت را زیر سوال بردند. رژیم حاکم سالهاست که به بهانه مبارزه با بدحجابی، از طریق گشت ارشاد و طرحهای دیگر زنان را مورد توهین، تحقیر و ضربوجرح قرار میدهد. در طی چند سال اخیر در کنار استمرار اعتراضات کارگری، دانشجویی و زنان، سایر اقشار دیگر نیز که از بیعدالتیها به تنگ آمدهاند در تجمعات اعتراضی شرکت میکنند. فشار بر زندانیان سیاسی و کارگری بخش دیگری از راهکارهای رژیم برای انفعال و هراسافکنی در جامعه است. صدور احکام سنگین برای زندانیان سیاسی و نقض حقوق آنان، موجی از انتقاد سازمانهای حقوق بشری را دربرداشته است. البته انتظار از رژیمی که بر پایه حذف و نابودی مخالفین و منتقدین بنا نهاده شده تا چه حد بهجا است خود جای سوال دارد؛ زیرا رژیم ایران تاکنون در مقابل قطعنامهها و هشدارهای هیچ سازمان مدافع حقوق بشری پاسخگو نبوده و برای اعمال وحشیانه خود همیشه بهانهای داشته است.
با وجود تجارب تلخی که زنان از مبارزه علیه استبداد حکومت ایران داشتند، بازهم با اعتماد به نفس و پایداری در طلب خواستههای خود مصمم و مصر بودند. زنان ایرانی در طول چهار دهه آزمونها و تجارب فراوانی کسب نمودند و حتی میان آنان نوعی انسجام و همدلی نیز ایجاد گشته است. چنین تحول ذهن
ی، دستاورد مهمی است که رفتهرفته بهسوی تکامل میرود. بدون تردید تحولات فکری و سیاسی که در جنبش زنان در ایران ایجاد گشته بر روی سایر جنبشها نیز تاثیر گذاشته و اثباتی براین مهم است که اگر جنبش و مبارزات زنان هماهنگ و نیرومند باشد، بر روی سایر جریانات و جنبشهای اجتماعی تاثیر گذاشته و نیروی محرکه این جریانات خواهد بود. زنان با وجود اینکه در شرایط بسیار خشن و خفقانآور سیاسی کنونی و فرهنگ مردسالار حاکم بر جامعه قرار دارند، بازهم در برداشتن گامهای موثر، اصرار میورزند.
در انتها بایست به این نکته اشاره نمود که دشمن زنان نهتنها نظام دینی حاکم، بلکه استفاده سامانمند از مکانیسمهای تبلیغاتی و رسانهای است در راستای بازتولید و تعمیق هر چه بیشتر آدابو رسوم و باورهای غلط نسبت زنان؛ بنابراین بایستی یکی دیگر از ارکان مبارزات زنان ایران و شرق کوردستان مبارزه با سنت و باورهای کهنه باشد که در رسانه، مدارس و مساجد به افکار و اذهان آنان تزریق میگردد. نباید فراموش کنیم که یکی از دلایل اصلی هراس حکومت ایران از مبارزات و مواضع زنان، آگاهی آنان نسبت به دینامیسم و تواناییهای زنان است؛ زیرا زنان ایران دارای تاریخی درخشان در مبارزه علیه استبداد بودهاند و هماکنون نیز از رهگذر مبارزات بیامان و آزادیخواه خود بخش بزرگی از مخالفان حکومت ایران را تشکیل میدهند. سرنوشت مبارزات زنان با نبرد برای دموکراسی و آزادی رابطه مستقیم و تنگاتنگی دارد و روند مبارزات آنان، مرزهای همکاری میان همه جنبشهای مخالف حکومت ایران را روشنتر خواهد نمود.
منبع: آلترناتیو شمارە ٧٩
pjak.eu
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
در انتها بایست به این نکته اشاره نمود که دشمن زنان نهتنها نظام دینی حاکم، بلکه استفاده سامانمند از مکانیسمهای تبلیغاتی و رسانهای است در راستای بازتولید و تعمیق هر چه بیشتر آدابو رسوم و باورهای غلط نسبت زنان؛ بنابراین بایستی یکی دیگر از ارکان مبارزات زنان ایران و شرق کوردستان مبارزه با سنت و باورهای کهنه باشد که در رسانه، مدارس و مساجد به افکار و اذهان آنان تزریق میگردد. نباید فراموش کنیم که یکی از دلایل اصلی هراس حکومت ایران از مبارزات و مواضع زنان، آگاهی آنان نسبت به دینامیسم و تواناییهای زنان است؛ زیرا زنان ایران دارای تاریخی درخشان در مبارزه علیه استبداد بودهاند و هماکنون نیز از رهگذر مبارزات بیامان و آزادیخواه خود بخش بزرگی از مخالفان حکومت ایران را تشکیل میدهند. سرنوشت مبارزات زنان با نبرد برای دموکراسی و آزادی رابطه مستقیم و تنگاتنگی دارد و روند مبارزات آنان، مرزهای همکاری میان همه جنبشهای مخالف حکومت ایران را روشنتر خواهد نمود.
منبع: آلترناتیو شمارە ٧٩
pjak.eu
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
ادبیات تجلی اندیشهها
✍ #واران_کلهر
ادبیــات هــر ملــت، آیینــهی تمــام نمــای آن ملــت اســت. ادبیاتـی را کـه از دل جامعـه برنخیـزد و حقیقـت، مشـکلات و آنچــه درون جامعــه میگــذرد را بیــان نــدارد، نمیتــوان ادبیـات آن جامعـه و حتی اندیشـهی آن دانسـت. بدون شـک کــه جامعــه و ادبیــات در ارتباطــی تنگاتنــگ هســتند، پــس هـر تغییـری در آن جامعـه و سـوق دادنـش در هـر مسـیری، نیـز در ادبیـات آن جامعـه تاثیرگـذار خواهـد بـود و برعکـس. اگـر بـه وضعیتـی کـه برخلقهـا تحمیـل میگـردد، بنگریـم، بـه اهمیـت ادبیـات بیشتـر پـی خواهیـم بـرد. بنابرایـن آنچـه کـه در وهلـهی اول در خلـق یـک ادبیـات تاثیـر میگـذارد، تاریــخ یــک ملــت و گــذار آن از یــک رویــهی تاریخــی میباشــد. اگر تاریخ خلقها و دولتها را مورد بررسی قراردهیم , تفاوت مــا بیــن ادبیــات تحمیلــی و ادبیاتــی کــه ریشــه در ذهــن آنــان دارد را مشــاهده میکنیــم.
سالهاســت کــه مــردم در شرایطــی چــون اســتعمار، اختنــاق، اســتبداد، سرکــوب و اسـتحالهی فرهنگـی و … قـرار گرفتهانـد و هرگونـه تهاجمـی را تجربـه نمودهانـد و تنهـا سـعی بـرآن شـده کـه بـا تغییـر اندیشــهی آنــان، ادبیــات زندگــی آنهــا نیــز تغییــر یابــد. امــا ســوال اینجاســت، ادبیاتــی را کــه نمــاد اســتبداد و اســتعارملت باشــد چگونــه میتــوان بــه کلام و اندیشــهی مســتعمرهگان مبــدل ســاخت؟ از ســویی دفــاع، پایــداری و مقاومــت مفاهیمــی عــام در فرهنـگ ملتهـا و جوامـع اسـت، ایـن مفهـوم از آن جهـت کــه در برابــر تهاجــم صــورت میگیرنــد، یــک ارزش تلقــی مـیشـوند. ادبیاتی كـه زاییـدهی ایـن مفهـوم اسـت درحـوزه محتوایـی و موضوعـی بـه خلـق اثـر مـی پــردازد، بعبارتــی از یــک ســو عمــق جنایــت و فاجعـهای کـه بـر یـک ملـت وارد شـده و حقیقتـی کــه از آن دور گشــته اســت را بــر زبــان مـیآورد و از ســویی دیگــر نیــز از هــر واژهاش بــوی اعتــراض و مقاومــت بــر میخیــزد. میتــوان گفــت ادبیــات مقاومــت مشــتمل بــر آن گونــه از آثــار ادبــی –هـنـری اســت کــه در مـتـن جــاری زندگــی تودههــا در عرصــه مقابلــه و ســتیزههای اجتماعــی ظهــور یافتــه و بــه وجــود میآیــد و جانمایــهی آن از یــک تاریــخ و مبــارزه بــا آنچــه کــه هــان تاریــخ بـه انحـراف کشـیدهاند، شـکل میپذیـرد. مقولـه و مـواد ایـن نـوع از ادب بـا شـاخصه ادب و فرهنـگ مردمـی و حـاوی ارزشهایی در راه تغییـر و تحـول، پایـداری، اعـتراض، مقابلـه، چالـش و درگیـری اسـت. بـه ادبیـات کنونـی کـه دولـت تحمیـل نمودهاسـت بنگریـم، آنچـه کـه مشـاهده مـی شـود تنهـا ادبیـات تحقیــر و افسردگیاســت، ادبیاتیســت کــه از جامعـه گسسـته اسـت. دولـت سـعی بـر آن داشـته کــه کلامــش را بــه هــر شــیوهی ممکــن بــه حیــات جامعــه وارد ســازد و ایــن دقیقــا هــان اســتحالهی فرهنگـی اسـت کـه مشـاهده مـیکنیم. ادبیـات هنر نوشـتن اسـت، امـا زمانیکـه ذهنیـت اقتدارگرا قلـم یـک جامعـه را غصـب کـرده، نمیتـوان گفـت آن نوشـته، گویـای وضعیـت مـردم اسـت. آنچـه کـه دولــتها بــکار گرفتــهاند، امحــا و آسیمیلاســیون اســت،
در دراز مــدت نیــز دولتها خواهــان شــخصیتی بــودند کــه اندیشــهها و افــکارش اضمحــلال یافتــه و بدتــر کــه وجــود اینگونــه فــردی را عــادی میداننــد. بــا ایــن تفاســیر چنیــن فــردی چگونــه میتوانــد از ادبیـات و فرهنـگ یـک جامعـه صحبـت بـه میـان بیــاورد؟ ایــن افــراد نــه تنهــا نمیتواننــد نماینــدگان مــردم و بیانگــوی مســائل و دردهــای آنــان باشــند، بلکــه برعکــس ایــن بــار بــا قلمشــان، مــردم را بــه نشـانه مـی رونـد. بـه نمونههـای ادبـی امـروز کـه بـه جامعـه تحمیـل شـده اسـت، نگاهـی بیندازیـم، بیشتــر آنــان راجــع بــه مــرگ، خودکشــی، جدایــی، انــزوا و تنهایــی میباشــد، ایــن ادبیــات، ادبیــات افسردگــی ســت کــه تنهــا و تنهــا یــک فــرد را مــد نظــر قــرار داده و از اشــاره بــه سیاســت، تاریــخ و اجتــاع میپرهیــزد.
از ســوی دیگــر شــاهد نوعــی از ادبیــات تحقیــر و در عیـن حـال جنسـیت گرایـی کـه سـالها تحمیـل شـده اسـت میباشـیم. ذهنیتـی کـه بـه اسـتحالهی زبـان و فرهنـگ خلـق، بسـنده نکـرده و بـا تحقیـر آن ملـت سـعی بـر نابـودی بیـش از پیش آنـان دارد. بـارز اسـت کـه بـا سلسـله عوامـل و سياسـتهاي هــدفدار در زمينــه تحريــك، جهتدهــي و تحقیــر افــراد، اقشــار و طبقــات خــاصي از جامعــه در راســتاي ريشهكن ســاخن ادبيــات واقعــی و محــو آن از ذهنيــت جامعــه همــراه بــا جايگزينســازي ادبيــاتي بــاب میــل خودشــان ميباشــد. تمامــی ســاختار جامعــه، در
✍ #واران_کلهر
ادبیــات هــر ملــت، آیینــهی تمــام نمــای آن ملــت اســت. ادبیاتـی را کـه از دل جامعـه برنخیـزد و حقیقـت، مشـکلات و آنچــه درون جامعــه میگــذرد را بیــان نــدارد، نمیتــوان ادبیـات آن جامعـه و حتی اندیشـهی آن دانسـت. بدون شـک کــه جامعــه و ادبیــات در ارتباطــی تنگاتنــگ هســتند، پــس هـر تغییـری در آن جامعـه و سـوق دادنـش در هـر مسـیری، نیـز در ادبیـات آن جامعـه تاثیرگـذار خواهـد بـود و برعکـس. اگـر بـه وضعیتـی کـه برخلقهـا تحمیـل میگـردد، بنگریـم، بـه اهمیـت ادبیـات بیشتـر پـی خواهیـم بـرد. بنابرایـن آنچـه کـه در وهلـهی اول در خلـق یـک ادبیـات تاثیـر میگـذارد، تاریــخ یــک ملــت و گــذار آن از یــک رویــهی تاریخــی میباشــد. اگر تاریخ خلقها و دولتها را مورد بررسی قراردهیم , تفاوت مــا بیــن ادبیــات تحمیلــی و ادبیاتــی کــه ریشــه در ذهــن آنــان دارد را مشــاهده میکنیــم.
سالهاســت کــه مــردم در شرایطــی چــون اســتعمار، اختنــاق، اســتبداد، سرکــوب و اسـتحالهی فرهنگـی و … قـرار گرفتهانـد و هرگونـه تهاجمـی را تجربـه نمودهانـد و تنهـا سـعی بـرآن شـده کـه بـا تغییـر اندیشــهی آنــان، ادبیــات زندگــی آنهــا نیــز تغییــر یابــد. امــا ســوال اینجاســت، ادبیاتــی را کــه نمــاد اســتبداد و اســتعارملت باشــد چگونــه میتــوان بــه کلام و اندیشــهی مســتعمرهگان مبــدل ســاخت؟ از ســویی دفــاع، پایــداری و مقاومــت مفاهیمــی عــام در فرهنـگ ملتهـا و جوامـع اسـت، ایـن مفهـوم از آن جهـت کــه در برابــر تهاجــم صــورت میگیرنــد، یــک ارزش تلقــی مـیشـوند. ادبیاتی كـه زاییـدهی ایـن مفهـوم اسـت درحـوزه محتوایـی و موضوعـی بـه خلـق اثـر مـی پــردازد، بعبارتــی از یــک ســو عمــق جنایــت و فاجعـهای کـه بـر یـک ملـت وارد شـده و حقیقتـی کــه از آن دور گشــته اســت را بــر زبــان مـیآورد و از ســویی دیگــر نیــز از هــر واژهاش بــوی اعتــراض و مقاومــت بــر میخیــزد. میتــوان گفــت ادبیــات مقاومــت مشــتمل بــر آن گونــه از آثــار ادبــی –هـنـری اســت کــه در مـتـن جــاری زندگــی تودههــا در عرصــه مقابلــه و ســتیزههای اجتماعــی ظهــور یافتــه و بــه وجــود میآیــد و جانمایــهی آن از یــک تاریــخ و مبــارزه بــا آنچــه کــه هــان تاریــخ بـه انحـراف کشـیدهاند، شـکل میپذیـرد. مقولـه و مـواد ایـن نـوع از ادب بـا شـاخصه ادب و فرهنـگ مردمـی و حـاوی ارزشهایی در راه تغییـر و تحـول، پایـداری، اعـتراض، مقابلـه، چالـش و درگیـری اسـت. بـه ادبیـات کنونـی کـه دولـت تحمیـل نمودهاسـت بنگریـم، آنچـه کـه مشـاهده مـی شـود تنهـا ادبیـات تحقیــر و افسردگیاســت، ادبیاتیســت کــه از جامعـه گسسـته اسـت. دولـت سـعی بـر آن داشـته کــه کلامــش را بــه هــر شــیوهی ممکــن بــه حیــات جامعــه وارد ســازد و ایــن دقیقــا هــان اســتحالهی فرهنگـی اسـت کـه مشـاهده مـیکنیم. ادبیـات هنر نوشـتن اسـت، امـا زمانیکـه ذهنیـت اقتدارگرا قلـم یـک جامعـه را غصـب کـرده، نمیتـوان گفـت آن نوشـته، گویـای وضعیـت مـردم اسـت. آنچـه کـه دولــتها بــکار گرفتــهاند، امحــا و آسیمیلاســیون اســت،
در دراز مــدت نیــز دولتها خواهــان شــخصیتی بــودند کــه اندیشــهها و افــکارش اضمحــلال یافتــه و بدتــر کــه وجــود اینگونــه فــردی را عــادی میداننــد. بــا ایــن تفاســیر چنیــن فــردی چگونــه میتوانــد از ادبیـات و فرهنـگ یـک جامعـه صحبـت بـه میـان بیــاورد؟ ایــن افــراد نــه تنهــا نمیتواننــد نماینــدگان مــردم و بیانگــوی مســائل و دردهــای آنــان باشــند، بلکــه برعکــس ایــن بــار بــا قلمشــان، مــردم را بــه نشـانه مـی رونـد. بـه نمونههـای ادبـی امـروز کـه بـه جامعـه تحمیـل شـده اسـت، نگاهـی بیندازیـم، بیشتــر آنــان راجــع بــه مــرگ، خودکشــی، جدایــی، انــزوا و تنهایــی میباشــد، ایــن ادبیــات، ادبیــات افسردگــی ســت کــه تنهــا و تنهــا یــک فــرد را مــد نظــر قــرار داده و از اشــاره بــه سیاســت، تاریــخ و اجتــاع میپرهیــزد.
از ســوی دیگــر شــاهد نوعــی از ادبیــات تحقیــر و در عیـن حـال جنسـیت گرایـی کـه سـالها تحمیـل شـده اسـت میباشـیم. ذهنیتـی کـه بـه اسـتحالهی زبـان و فرهنـگ خلـق، بسـنده نکـرده و بـا تحقیـر آن ملـت سـعی بـر نابـودی بیـش از پیش آنـان دارد. بـارز اسـت کـه بـا سلسـله عوامـل و سياسـتهاي هــدفدار در زمينــه تحريــك، جهتدهــي و تحقیــر افــراد، اقشــار و طبقــات خــاصي از جامعــه در راســتاي ريشهكن ســاخن ادبيــات واقعــی و محــو آن از ذهنيــت جامعــه همــراه بــا جايگزينســازي ادبيــاتي بــاب میــل خودشــان ميباشــد. تمامــی ســاختار جامعــه، در
ادبیــات امروزی نادیــده گرفتــه میشــوند، قلمهــا را ذهنیتهــای پیر ســالار و پدرســالار بــه دســت گرفتهانــد و سـعی بـرآن دارنـد کــه از جانــب تمامــی اقشــار جامعــه نیــز بــا هــمان ادبیاتشــان بنویســند. بهتریــن نمونــه را مــی تــوان راجــع بــه زنــان بــر زبــان آورد. بهرانــدازه کــه در طــول تاریــخ، ســعی بـرآن بـوده کـه زنـان را طـرد کـرده و بـر افـکار و اندیشــهی آنــان غصــب شــوند، در ادبیــات نیــز زن ســتیزی را کامــلا مشــاهده مینماییــم. بــه نقــش و مبــارزهی زنــان بنگریــم، چــرا در هیــچ ادبیاتــی از آن ســخن گفتــه نشــده اســت؟ اصــلا بهــتر اســت بگوییــم چــرا بجــز بویــی مردانــه در ادبیاتشــان هیـچ بـوی دیگـری بـه مشـام نمیرسـد؟ در ادبیاتـی کـه بـه هیـچ وجـه از تهاجمـات وارد شـده بـه زنـان و در عیـن حـال پایـداری زنـان و مبارزهشـان سـخن نگفتــه باشــد، نمیتــوان دم از حقیقــت و ارزش آن ادبیــات زد. تــا کنــون در ادبیاتــی کــه خواندهایــم نه تنهــا از نقــش زنــان قهرمــان در تاریــخ ســخن گفته نشده، بلکــه بــه نشــانهی تقلیــل ارزش مبــارزهی زنــان، آنهــا را نقــش چنــدم خوانــده اســت.
زنــان پیشــاهنگ مقاومــت در هــر ملتــی بودهانــد، امــا از ایــن پیشــاهنگی، ســخنی بـه میـان نیامـده اسـت، بنابرایـن نمیتـوان ایـن ادبیـات را عــام و فراگیــر دانســت. بطورکلــی میتــوان گفــت آنچــه در طـول تاریـخ تمامـی خلقهـای مسـتعمره و در راس آن،خلـق کـرد مشـاهده نمـوده، پایـداری ادبیـات اجتماعـی در برابـر ادبیـات تحقیـر و دولـت بـوده اسـت. در کردستان با فعالیتها و مبارزات زنان بویژه در جنگ با داعش و حتی قبلتر از آن شـاهد انقلابـی عظیـم در ادبیــات ملــت کــرد گشــتیم. ظهــور ادبیاتــی نــو، بــر مبنـای فلسـفه و ایدئولـوژی تـازه، راه بـرای ایفـای نقـش سـاختاری جدیـد بـاز کـرد. بعبارتـی میتـوان گفـت یـک انقــلاب ادبــی و یــک ادبیــات انقلابــی! ادبیات مقاومت، چکیدهی تجربه بشریت است. شـاید ایـن سـوال در ذهـن بوجـود آیـد، ادبیاتـی مقاومتـی کــه از آن ســخن گفتیــم، بــر چــه مبنــا و معیاریســت؟ مولفههــای ایــن ادبیــات چــه هســتند؟ در پاســخ بــه ایــن ســوالات میتــوان اینگونــه گفــت کــه ادبیــات مقاومت،چکیــدهی تجربــهی بشریــت اســت. در طــول تاریــخ بریــت، شــاهد مجادلــه و مبــارزهی دو خــط خیانــت و وفــاداری، عشــق و نفــرت، حــق و باطــل بودهایــم، ماحصــل ایــن مبــارزات اســت کــه ادبیــات را میســازد. ملتــی کــه طعــم تلــخ ظلــم و بیعدالتــی را چشــیده و در برابــر هرکــدام از تهدیدهــا مبــارزه نمــوده، تنهــا میتوانــد از ادبیــات آن ملــت ســخن بگویــد. لازم بـه ذکـر اسـت کـه زمانیکـه از ادبیـات سـخن مـی گوییـم، نمیشـود تنهـا بـه مجموعـهای از جمـلات و زبـان بسـنده کـرد، اینجـا بحـث یـک ایدئولـوژی اسـت، یـک مبـدا، یـک روح و یــک فلســفه. نمونههــای بســیاری وجــود دارنــد، کــه بــه زبــان آن ملــت ســخن میگوینــد، امــا حــرف هــمان ملــت را نــه میشــنوند و نــه میفهمنــد. ایــن دقیقــا همــان اســتعار و قتــل عامیســت کــه در ادبیــات خلقهــای مســتعمره صـورت گرفتـه اسـت. اگـر روح انسـان بـه بردگـی گرفتـه شــود و ثانیــه بــه ثانیــه زندگــیاش را بی هویــت ســازند، آن زمــان چگونــه میتــوان از فرهنــگ و ادبیــات ســخن گفــت؟ اگــر هــم ســخن بگویــی بــی ارزش اســت، چــون از غیــر تــو ســخن گفتــه اســت.
ایــن ادبیــات یــک ملــت اســت کــه از ســطح و جایــگاه آن ملــت ســخن میگویــد. آنجــا کــه میگویــد: تــک تــک ســاعت چــه گویــد گــوش دار؛ گویـدت بیـدار بـاش ای هشـیار » نیـز بیانگـر همیـن واقعیــت اســت. ایســتادگی و پایــداری در برابــر تهدیــد و تهاجمــات ذهنیــت اقتدارگــرا، تنهــا بــا آکاهــی اســت کــه امــکان پذیــر میباشــد. مولفــهی ادبیــات آن نیــز بــر همیــن مبناســت. ادبیاتــی کــه از آن بحــث مینماییــم در عیـن اعـتراض، مقاومـت و مبـارزه از یـک امیـد بـه پیـروزی سـخن میگویـد. خلـق کـرد اکنـون در مرحلـهای قـرار دارد کــه نمیتــوان ســطح ادبیــات آن را یــا فــردی و بــدور از جامعـه و سیاسـت گذاشـت و تنهـا بـرای آن سـوگواری کـرد و نوشـتهها تمامـا بـوی غـم دهـد، از سـویی جامعـه نیـز هـم اکنـون لحظـه بـه لحظـهی زندگـیاش را مقاومـت فراگرفتـه، بـا وجـود چنیـن شرایطـی، لازم اسـت کـه ادبیات در ورطــهی کلــی گویــی و شــعار نیفتــد، مــا از ادبیــات انقـلاب صحبـت بـه میـان میآوریـم، ادبیاتـی کـه متعهـد اسـت بـه تاریـخ، بـه جامعـه وملـت. اینکـه از طـرف مـردم بوجـود میآیـد. و ایـن هـمان اصطـلاح و هـمان فرهنـگ نوین
زنــان پیشــاهنگ مقاومــت در هــر ملتــی بودهانــد، امــا از ایــن پیشــاهنگی، ســخنی بـه میـان نیامـده اسـت، بنابرایـن نمیتـوان ایـن ادبیـات را عــام و فراگیــر دانســت. بطورکلــی میتــوان گفــت آنچــه در طـول تاریـخ تمامـی خلقهـای مسـتعمره و در راس آن،خلـق کـرد مشـاهده نمـوده، پایـداری ادبیـات اجتماعـی در برابـر ادبیـات تحقیـر و دولـت بـوده اسـت. در کردستان با فعالیتها و مبارزات زنان بویژه در جنگ با داعش و حتی قبلتر از آن شـاهد انقلابـی عظیـم در ادبیــات ملــت کــرد گشــتیم. ظهــور ادبیاتــی نــو، بــر مبنـای فلسـفه و ایدئولـوژی تـازه، راه بـرای ایفـای نقـش سـاختاری جدیـد بـاز کـرد. بعبارتـی میتـوان گفـت یـک انقــلاب ادبــی و یــک ادبیــات انقلابــی! ادبیات مقاومت، چکیدهی تجربه بشریت است. شـاید ایـن سـوال در ذهـن بوجـود آیـد، ادبیاتـی مقاومتـی کــه از آن ســخن گفتیــم، بــر چــه مبنــا و معیاریســت؟ مولفههــای ایــن ادبیــات چــه هســتند؟ در پاســخ بــه ایــن ســوالات میتــوان اینگونــه گفــت کــه ادبیــات مقاومت،چکیــدهی تجربــهی بشریــت اســت. در طــول تاریــخ بریــت، شــاهد مجادلــه و مبــارزهی دو خــط خیانــت و وفــاداری، عشــق و نفــرت، حــق و باطــل بودهایــم، ماحصــل ایــن مبــارزات اســت کــه ادبیــات را میســازد. ملتــی کــه طعــم تلــخ ظلــم و بیعدالتــی را چشــیده و در برابــر هرکــدام از تهدیدهــا مبــارزه نمــوده، تنهــا میتوانــد از ادبیــات آن ملــت ســخن بگویــد. لازم بـه ذکـر اسـت کـه زمانیکـه از ادبیـات سـخن مـی گوییـم، نمیشـود تنهـا بـه مجموعـهای از جمـلات و زبـان بسـنده کـرد، اینجـا بحـث یـک ایدئولـوژی اسـت، یـک مبـدا، یـک روح و یــک فلســفه. نمونههــای بســیاری وجــود دارنــد، کــه بــه زبــان آن ملــت ســخن میگوینــد، امــا حــرف هــمان ملــت را نــه میشــنوند و نــه میفهمنــد. ایــن دقیقــا همــان اســتعار و قتــل عامیســت کــه در ادبیــات خلقهــای مســتعمره صـورت گرفتـه اسـت. اگـر روح انسـان بـه بردگـی گرفتـه شــود و ثانیــه بــه ثانیــه زندگــیاش را بی هویــت ســازند، آن زمــان چگونــه میتــوان از فرهنــگ و ادبیــات ســخن گفــت؟ اگــر هــم ســخن بگویــی بــی ارزش اســت، چــون از غیــر تــو ســخن گفتــه اســت.
ایــن ادبیــات یــک ملــت اســت کــه از ســطح و جایــگاه آن ملــت ســخن میگویــد. آنجــا کــه میگویــد: تــک تــک ســاعت چــه گویــد گــوش دار؛ گویـدت بیـدار بـاش ای هشـیار » نیـز بیانگـر همیـن واقعیــت اســت. ایســتادگی و پایــداری در برابــر تهدیــد و تهاجمــات ذهنیــت اقتدارگــرا، تنهــا بــا آکاهــی اســت کــه امــکان پذیــر میباشــد. مولفــهی ادبیــات آن نیــز بــر همیــن مبناســت. ادبیاتــی کــه از آن بحــث مینماییــم در عیـن اعـتراض، مقاومـت و مبـارزه از یـک امیـد بـه پیـروزی سـخن میگویـد. خلـق کـرد اکنـون در مرحلـهای قـرار دارد کــه نمیتــوان ســطح ادبیــات آن را یــا فــردی و بــدور از جامعـه و سیاسـت گذاشـت و تنهـا بـرای آن سـوگواری کـرد و نوشـتهها تمامـا بـوی غـم دهـد، از سـویی جامعـه نیـز هـم اکنـون لحظـه بـه لحظـهی زندگـیاش را مقاومـت فراگرفتـه، بـا وجـود چنیـن شرایطـی، لازم اسـت کـه ادبیات در ورطــهی کلــی گویــی و شــعار نیفتــد، مــا از ادبیــات انقـلاب صحبـت بـه میـان میآوریـم، ادبیاتـی کـه متعهـد اسـت بـه تاریـخ، بـه جامعـه وملـت. اینکـه از طـرف مـردم بوجـود میآیـد. و ایـن هـمان اصطـلاح و هـمان فرهنـگ نوین
است.از مولفــه و ســاختار ادبیــات مقاومــت ســخن گفتــه شــد، امــا آنچــه کــه معنایــی عظیــم بــه ایــن ادبیــات بخشــیده و ایــن روزها بوضــوح شــاهدش هســتیم، نیــروی عظیــم اجتـماع است.
jineoloji-farsi.com
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
jineoloji-farsi.com
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
✍️ اهون چیاکو، عضو شورای مدیریتی جامعه آزاد و دموکراتیک روژهلات کوردستان-KODAR
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
خبرگزاری هرانا | گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر در دی ماه ۹۸ - خبرگزاری هرانا
https://www.hra-news.org/periodical/a-74/
https://www.hra-news.org/periodical/a-74/
پژاک: سەرکەوتن لە یەکگرتندایە
مەجلسی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان، پژاک بە بۆنەی ساڵیادی دامەزراندنی کۆماری کوردستان لە مەهاباد لێدوانێکی راگەیاندووە. پژاک وێڕای پیرۆزبایی ڕایدەگەینێت: کۆماری کوردستان سەلماندی کە رەمزی سەرکەوتن لە یەکگرتنەدایە و دەبێت باوەڕکردن بە داگیرکەر لە مێشکمان بسڕینەوە.
مەجلسی پژاک لە لێدوانەکەیدا بە بۆنەی دووی ڕێبەندان وێڕای پیرۆزبایی ساڵیادی دامەزراندنی کۆماری کوردستان رایدەگەینێت: گەلی کورد بەردەوام بۆ گەیشتن بە ئازادی تێکۆشاوە. پێگەی ژئۆپولیتیک و تایبەتمەندی کۆمەڵگای کوردستان دەتوانێت ببێت بە دینامۆی دیموکراتیزەکردنی هەرێمەکە. سیستمی سەرمایەداری و داگیرکەران ئەو یەکیان ناوێت. بە رێگای دەوڵەتانی داگیرکەر و بە پاڵپشتی هێزە جیهانیەکان هەوڵی تێکشاندنی تێکۆشانی گەلی کورد دراوە. بۆ ئەو ئامانجەش هەوڵیانداوە کە لەمپەر لە بەردەم شۆڕشی گەلی کورد دابنێن.
لە بەردوامیدا پژاک دەستنیشانی دەکات: ڕاگەیاندنی کۆماری کوردستان لە رۆژی ٢ی ڕێبەندانی ١٣٢٤ی هەتاوی لە مەهاباد خاڵێکی گرینگی مێژووی گەلی کوردە. هاوکات هەم جێگای شانازیە و هەم بابەتێکە بۆ پێداچوونەوە. لە سەروبەری شەڕی دووهەمی دنیاگردا لەنێو دەوڵەت ـ نەتەوەی داگیرکەری ئێراندا کەلێنێک هاتە ئاراوە. ئەوە دەرفەتێکی تری بۆ رزگاری و ئازادی نەتەوەی کورد و وڵاتی کوردستان رەخساند. نوخبەی کورد و کۆمەڵگای کورد هەوڵیاندا ئەم هەلە بقۆسنەوە. کۆمەڵەی ژێکاف هەوڵێکی رەوا و لەجێدا بوو بۆ خۆبەڕێکخستن کردن تا لەو هەلە کەڵکوەربگیردرێت.
سەبارەت بە تێکۆشان لە کۆماری کورستاندا پژاک ڕایدەگەینێت: دنیای دەسەڵاتداری و داگیرکاری لە سەردەمی سەرمایەداریدا رێگە بە ئیرادەی گەلان نادات. تێکۆشەرانی ئەوکاتەی کۆمەڵەی ژێکاف لەو ڕاستیە تێگەیشتن. بۆ خۆگونجاندن لە گەڵ ڕەوشەکەدا بە پێ خواستی یەکیەتی سۆڤیەت پێکهاتەی رێکخستنی و سیاسی خۆیان لە کۆمەڵەی ژێکافەوە دەگوازنەوە بۆ حزبی دیموکراتی کوردستان . دواتر خەباتیان ئاراستەی راگەیاندنی ستاتۆیەکی گشتیتر وەک کۆماری کوردستان دەکەن.
کۆماری کوردستان هاوکات لە گەڵ ئەوەی کە دەیەوێت حێزب پێشەنگایەی بکات، بەڵام بە دروستکردنی رێکخراوی ناحێزبی نایەوێت هەموو جومگەکان لەلایەن حێزبەوە قۆرخ بکرێن.
سەبارەت بە پیلانەکان لە دژی ئەو دەستکەوتەی گەلی کورد پژاک رایدەگەینێت: کۆماری کوردستان زیاتر لە ١١ مانگ نەیتوانی بژیت. چەندین فاکتۆری نێوخۆیی نەیانهێشت کۆماری کورستان پێگەی پتەو بکات و بەرگەری هێرشەکان بگرێت. هاوکات بەهۆی ساتوسەودای نێوان دەوڵەتی ئێران لەگەڵ روسیا و ئامریکا، کۆماری کوردستان هەڵوەشێندرایەوە. سەرۆک کۆماری کوردستان پێشەوا قازی موحەمەد لەگەڵ ڕێبەرانی کۆمار لەلایەن دەوڵەتی داگیرکەری ئێرانەوە لە سێدارەدران.
پژاک لە بەردەوامیدا جەخت دەکاتەوە: بۆ تێکۆشانمان گرینگە کۆماری کورستان وەکوو شانازیەک ببینین. دەبێت خاوەنداری لە میراس و سیمبۆلەکانی بکەین. پێویستە لە دژی داگیرکەر بۆ قەڵاچۆکردنی کۆمار ڕق ئەستوورتر بین. هاوکات لە لاوازیەکانی کۆماری کوردستان دەبێت بکۆڵینەوە و دەستی لە سەر دانین.
پژاک سەبارەت بە وانەکانی کۆماری کوردستان بۆ ئەمڕۆ ئاماژە بە دوو خاڵ دەکات
یەکەم: ڕەمزی سەرکەوتن و رزگاری یەکگرتنە دووهەم: دەبێت وەهمی باوەڕی لە بەرانبەر داگیرکەران لە مێشکمان بڕەوێنیەوە.
لە کۆتاییدا مەجلسی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان پژاک رایدەگەینێت: سەرکەوتن هی گەلی ئێمەیە و کەوتن و چۆکدان هی داگیرکەران. جارێکیتر دەستی یەکگرتن بۆ هەموو چین و توێژەکانی نەتەوەکەمان و هاوکات هەموو لایەنە سیاسی و مەدەنیەکانی کوردستان درێژدەکەین. ئێمە وەکوو پەژاک پێداگریمان لەسەر پێویستی یەکیەتی نەتەوەیی دووپات دەکەینەوە.
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
مەجلسی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان، پژاک بە بۆنەی ساڵیادی دامەزراندنی کۆماری کوردستان لە مەهاباد لێدوانێکی راگەیاندووە. پژاک وێڕای پیرۆزبایی ڕایدەگەینێت: کۆماری کوردستان سەلماندی کە رەمزی سەرکەوتن لە یەکگرتنەدایە و دەبێت باوەڕکردن بە داگیرکەر لە مێشکمان بسڕینەوە.
مەجلسی پژاک لە لێدوانەکەیدا بە بۆنەی دووی ڕێبەندان وێڕای پیرۆزبایی ساڵیادی دامەزراندنی کۆماری کوردستان رایدەگەینێت: گەلی کورد بەردەوام بۆ گەیشتن بە ئازادی تێکۆشاوە. پێگەی ژئۆپولیتیک و تایبەتمەندی کۆمەڵگای کوردستان دەتوانێت ببێت بە دینامۆی دیموکراتیزەکردنی هەرێمەکە. سیستمی سەرمایەداری و داگیرکەران ئەو یەکیان ناوێت. بە رێگای دەوڵەتانی داگیرکەر و بە پاڵپشتی هێزە جیهانیەکان هەوڵی تێکشاندنی تێکۆشانی گەلی کورد دراوە. بۆ ئەو ئامانجەش هەوڵیانداوە کە لەمپەر لە بەردەم شۆڕشی گەلی کورد دابنێن.
لە بەردوامیدا پژاک دەستنیشانی دەکات: ڕاگەیاندنی کۆماری کوردستان لە رۆژی ٢ی ڕێبەندانی ١٣٢٤ی هەتاوی لە مەهاباد خاڵێکی گرینگی مێژووی گەلی کوردە. هاوکات هەم جێگای شانازیە و هەم بابەتێکە بۆ پێداچوونەوە. لە سەروبەری شەڕی دووهەمی دنیاگردا لەنێو دەوڵەت ـ نەتەوەی داگیرکەری ئێراندا کەلێنێک هاتە ئاراوە. ئەوە دەرفەتێکی تری بۆ رزگاری و ئازادی نەتەوەی کورد و وڵاتی کوردستان رەخساند. نوخبەی کورد و کۆمەڵگای کورد هەوڵیاندا ئەم هەلە بقۆسنەوە. کۆمەڵەی ژێکاف هەوڵێکی رەوا و لەجێدا بوو بۆ خۆبەڕێکخستن کردن تا لەو هەلە کەڵکوەربگیردرێت.
سەبارەت بە تێکۆشان لە کۆماری کورستاندا پژاک ڕایدەگەینێت: دنیای دەسەڵاتداری و داگیرکاری لە سەردەمی سەرمایەداریدا رێگە بە ئیرادەی گەلان نادات. تێکۆشەرانی ئەوکاتەی کۆمەڵەی ژێکاف لەو ڕاستیە تێگەیشتن. بۆ خۆگونجاندن لە گەڵ ڕەوشەکەدا بە پێ خواستی یەکیەتی سۆڤیەت پێکهاتەی رێکخستنی و سیاسی خۆیان لە کۆمەڵەی ژێکافەوە دەگوازنەوە بۆ حزبی دیموکراتی کوردستان . دواتر خەباتیان ئاراستەی راگەیاندنی ستاتۆیەکی گشتیتر وەک کۆماری کوردستان دەکەن.
کۆماری کوردستان هاوکات لە گەڵ ئەوەی کە دەیەوێت حێزب پێشەنگایەی بکات، بەڵام بە دروستکردنی رێکخراوی ناحێزبی نایەوێت هەموو جومگەکان لەلایەن حێزبەوە قۆرخ بکرێن.
سەبارەت بە پیلانەکان لە دژی ئەو دەستکەوتەی گەلی کورد پژاک رایدەگەینێت: کۆماری کوردستان زیاتر لە ١١ مانگ نەیتوانی بژیت. چەندین فاکتۆری نێوخۆیی نەیانهێشت کۆماری کورستان پێگەی پتەو بکات و بەرگەری هێرشەکان بگرێت. هاوکات بەهۆی ساتوسەودای نێوان دەوڵەتی ئێران لەگەڵ روسیا و ئامریکا، کۆماری کوردستان هەڵوەشێندرایەوە. سەرۆک کۆماری کوردستان پێشەوا قازی موحەمەد لەگەڵ ڕێبەرانی کۆمار لەلایەن دەوڵەتی داگیرکەری ئێرانەوە لە سێدارەدران.
پژاک لە بەردەوامیدا جەخت دەکاتەوە: بۆ تێکۆشانمان گرینگە کۆماری کورستان وەکوو شانازیەک ببینین. دەبێت خاوەنداری لە میراس و سیمبۆلەکانی بکەین. پێویستە لە دژی داگیرکەر بۆ قەڵاچۆکردنی کۆمار ڕق ئەستوورتر بین. هاوکات لە لاوازیەکانی کۆماری کوردستان دەبێت بکۆڵینەوە و دەستی لە سەر دانین.
پژاک سەبارەت بە وانەکانی کۆماری کوردستان بۆ ئەمڕۆ ئاماژە بە دوو خاڵ دەکات
یەکەم: ڕەمزی سەرکەوتن و رزگاری یەکگرتنە دووهەم: دەبێت وەهمی باوەڕی لە بەرانبەر داگیرکەران لە مێشکمان بڕەوێنیەوە.
لە کۆتاییدا مەجلسی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان پژاک رایدەگەینێت: سەرکەوتن هی گەلی ئێمەیە و کەوتن و چۆکدان هی داگیرکەران. جارێکیتر دەستی یەکگرتن بۆ هەموو چین و توێژەکانی نەتەوەکەمان و هاوکات هەموو لایەنە سیاسی و مەدەنیەکانی کوردستان درێژدەکەین. ئێمە وەکوو پەژاک پێداگریمان لەسەر پێویستی یەکیەتی نەتەوەیی دووپات دەکەینەوە.
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
آزمون جمهوری کوردی مهاباد كه قاضی محمد رهبری آن را برعهده داشت، هرچند از كیفیت مدرن خلقگرایانهای برخوردار بود، نتوانست از عاقبتی مشابه سایر شورشها رهایی یابد. پیمان «سعدآباد» كه میان فاشیسم سفید ترك و فاشیسم رضا شاه پهلوی در سال ١٩٣٧ بسته شد، در اصل شكل معاصر معاهدهی «قصر شیرین» بود و در راستای تعمیق تجزیهی کوردها و پاكسازی مشترك جنبش آزادیخواه آنان هدفمند بود. امروزه نیز بین قدرت فاشیستی سبز در تركیه و قدرت اسلامی فاشیستی در ایران، معاهدات پنهان پُرشماری علیه جنبش مبارزاتیِ هدفمند در راستای حفظ موجودیت ملی كوردستان و تحقق آزادی آن، بهصورت پنهانی امضا گشته و اجرایی میشوند .
📚 مانیفست تمدن دمکراتیک – کتاب پنجم
✍🏻 عبدالله اوجالان
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
📚 مانیفست تمدن دمکراتیک – کتاب پنجم
✍🏻 عبدالله اوجالان
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014