🔹 پانورامای ۲۰۱۹ وضعیت زنان در ایران و روژهلات کوردستان
🔻 افزایش ۲۰درصدی خشونت در ایران و بالا بودن آمار خشونت بدان معناست که رفتارهای خشونت آمیز در حال تبدیل شدن به رفتاری طبیعی هستند.
بیشتر بخوانید...
🔗 https://bit.ly/2ZMwSkj
🆔 @anfpersian
🔻 افزایش ۲۰درصدی خشونت در ایران و بالا بودن آمار خشونت بدان معناست که رفتارهای خشونت آمیز در حال تبدیل شدن به رفتاری طبیعی هستند.
بیشتر بخوانید...
🔗 https://bit.ly/2ZMwSkj
🆔 @anfpersian
ANF News
پانورامای ۲۰۱۹ وضعیت زنان در ایران و روژهلات کوردستان
درسالهای اخیر دولت ایران در وضعیت بحرانی و نابسامانی قرار دارد وهمواره در تنش وکشمکشهای سیاسی با نیروهای خارجی وداخلی بوده واکنون نیز این روند تداوم داشته ومسائل اجتماعی-اقتصادی وسیاسی هر روز تع...
چرا دیکتاتور برای ماندن در قدرت، انتخابات برگزار می کند
نمایش دمکراسی
بسیج فعالان خودی
کمک به تجدید نخبگان بی خطر
جلوگیری از رکود سیاسی
تجمع هرچند سال یک بار برای جلوگیری از آتروفی پایگاه های حیاتی- سیاسی استبدادی" به معنای سر جای خود نشاندن برخی خودی های بلندپرواز
استفاده از تنش های شخصی، قومی و مذهبی برای اختلاف افکنی، تخلیه ی نیرو و تضعیف
جعل نخبگان
کنترل سیاسی
بازی روانی
در بازی روانی باید به این نکته توجه کرد
کسانی که بدون قدرت، تحت سیستمی بدون آزادی های سیاسی اما با حق رای احساس آزادی می کنند برای بازیابی احساس کنترل، آزادی را قربانی می کنند.
برای دستیابی به این هدف، چه چیزی بهتر از اصطلاح "اراده ی مردم" که به بازیابی قدرت استبداد منجر می شود
دو ماهی بیشتر به انتخابات کذایی جمهوری اسلامی باقی نمانده است
با نزدیک شدن بە زمان انتخابات کذائی مجلس یازدهم و در قیاس با چهل سال حاکمیت ننگین رژیم آنگونە بە نظر میرسد کە اینبار بساط خیمە شب بازی حکومت با رکودی بزرگ در عدم استقبال مردم روبرو بودە و میتواند بە نقطە عطفی در تقابل اعتراضی مردم با حاکمیت بدل گردد.
از جملە دلائل عمدە تحریم میتواند نا امیدی اکثریت مردم از اصلاحات درون سیستمی ، وجود فقر فراگیر در میان حتی طبقە متوسط دیروز، وخامت اوضاع معیشتی و اجتماعی و البتە سرکوب شدید و کشتار مردم در اعتراضات آبانماە نام بردکە البتە نشاندهندە آن میباشد کەحکومت نمیتوانددر حل بحرانها چیزی جز سرکوب مردم ارائە دهد.
در این میان اصلاح طلبان و اصولگرایان و حتی شبە اپوزیسیونهای ملی بار دیگر عزم خود را جزم کرده اند تا شاید باز هم بتوانند چند صباحی دیگر جمهوری اسلامی غرق در بحرانی که دولتمردانش در طی این چهل ساله ببار آورده است نجات دهند، امثال میر حسین موسوی، صادق زیبا کلام و حسین مرعشی با نامیدن دوران طلایی امام و اینکه اگر جمهوری اسلامی را نجات ندهیم و مردم ایران را با خودهمراه ننمائیم، اسلام و مردم در خطر هستند میخواهند چند صباحی دیگربرای این حکومت آبرو و مشروعیت بخرند. غافل از اینکه دیگر نمیشود با مهره های سوخته، این حکومت جنایتکار را که دستهایش به خون جوانان آلوده است را نجات داد. در این میان میر حسین موسوی نخست وزیر دهه ۶۰ پیامی به مناسبت اعتراضات سراسری و کشتار گسترده مردمی صادر کرد.
او ضمن همدردی با کشتهشدگان و جانباختگان، این واقعه را با واقعه میدان ژاله در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ مقایسه کرد. میرحسین موسوی همچنین با گرانشدن بنزین نیز به سختی مخالفت کرد.اینکه این کشتارها در هر مقطع زمانی و توسط هر رژیمی محکوم است و باید عاملین و عامرین آن در دادگاههای مردمی محاکمه شوند و بسزای اعمال خودشان برسند جای هیچ شک و شبهه ایی نیست، اما اینکه در دوران نخست وزیری ایشان بین سالهای (۶۰ - ۶۸) بیشترین قتلها، اعدامها، شکنجه ها
و بگیر و ببندها صورت گیرد و جای هیچ اعتراضی هم نباشد جای تامل و جای بسی سخن دارد. آقای موسوی آیا سرکوب کردستان را بخاطر دارید، خاوران را چطور؟ هنوزکه هنوزاست مادران و خانواده ها هرسال بر سر مزار فرزندان خود دسته گل میگذارند بدون آنکه بدانند فرزندانشان در کجا دقیقا بخاک سپرده شده اند؟ آیا بخاطر دارید که چطور شبانه اجساد جوانان را با بلدوزر درگورهای دسته جمعی به خاک سپردند؟ آیا بیاد دارید که چگونه برادران سپاه و مسئولین زندانها به دختران جوان تجاوز کرده و بعد با یک جعبه شیرینی و دسته گل به دیدار خانواده ها رفته تا خبرمرگ عزیزانشان را به آنها بدهند؟ درآن مقطع زمانی از نظر شما همین جوانان معترض به سیاستها و سرکوبهای رژیم جمهوری اسلامی ضد انقلاب بودند وباید بدون هیچ محاکمه و بدون هیچ تاملی اعدام میشدند ولی حالا برعکس درصدد مقایسه برآمده اید؟ آیا این نشان ازعدم بی ثباتی و ذهن معیوب شما ندارد چطورمیتوانید و با چه رویی دم از معترض بودن میزنید درجایی که شبانه لشکربه کردستان کشیدید ودرعرض چند روز کردستان را با خاک یکسان کردید؟ وآقای صادق زیبا کلام یاراصلاح طلب میرحسین موسوی هم نجات حکومت اسلامی را در این می بیند که جمهوری اسلامی با یک مدارمتعادل، ۶۰ در صد مردم ایران را با خود همراه نماید تا بلکه بتواند چند صباحی بیشتر حکومت کند. غافل ازاینکه جامعه ایران درحال انفجاروطغیان است. و گرانی بنزین فقط بهانه ایی بود برای اعتراضات به این ماشین قتل و سرکوبکر جمهوری اسلامی. این حکومت ازبن پوسیده است. فقر، فساد، رانت خواری، اختلاس، گرانی و تورم همه اینها نتیجه چهل سال حکومت جهل وفاسدی است که در روز روشن و بدستور رهبرحکومت اسلامی آتش بروی قلب جوانان میگشاید، چون دیگر دیکتاتورها کە حکم آتش بە اختیار بە مرید شیخ فض اللە نوری و شاه ، شعبان بی مخ داد امروز شما نیز از ارازل و اوباش و لاتها و محلە گردانها برای سرکوب بی محابا و کشتار جوانان با تبرو قمە بهرە میگیرید، در ر
نمایش دمکراسی
بسیج فعالان خودی
کمک به تجدید نخبگان بی خطر
جلوگیری از رکود سیاسی
تجمع هرچند سال یک بار برای جلوگیری از آتروفی پایگاه های حیاتی- سیاسی استبدادی" به معنای سر جای خود نشاندن برخی خودی های بلندپرواز
استفاده از تنش های شخصی، قومی و مذهبی برای اختلاف افکنی، تخلیه ی نیرو و تضعیف
جعل نخبگان
کنترل سیاسی
بازی روانی
در بازی روانی باید به این نکته توجه کرد
کسانی که بدون قدرت، تحت سیستمی بدون آزادی های سیاسی اما با حق رای احساس آزادی می کنند برای بازیابی احساس کنترل، آزادی را قربانی می کنند.
برای دستیابی به این هدف، چه چیزی بهتر از اصطلاح "اراده ی مردم" که به بازیابی قدرت استبداد منجر می شود
دو ماهی بیشتر به انتخابات کذایی جمهوری اسلامی باقی نمانده است
با نزدیک شدن بە زمان انتخابات کذائی مجلس یازدهم و در قیاس با چهل سال حاکمیت ننگین رژیم آنگونە بە نظر میرسد کە اینبار بساط خیمە شب بازی حکومت با رکودی بزرگ در عدم استقبال مردم روبرو بودە و میتواند بە نقطە عطفی در تقابل اعتراضی مردم با حاکمیت بدل گردد.
از جملە دلائل عمدە تحریم میتواند نا امیدی اکثریت مردم از اصلاحات درون سیستمی ، وجود فقر فراگیر در میان حتی طبقە متوسط دیروز، وخامت اوضاع معیشتی و اجتماعی و البتە سرکوب شدید و کشتار مردم در اعتراضات آبانماە نام بردکە البتە نشاندهندە آن میباشد کەحکومت نمیتوانددر حل بحرانها چیزی جز سرکوب مردم ارائە دهد.
در این میان اصلاح طلبان و اصولگرایان و حتی شبە اپوزیسیونهای ملی بار دیگر عزم خود را جزم کرده اند تا شاید باز هم بتوانند چند صباحی دیگر جمهوری اسلامی غرق در بحرانی که دولتمردانش در طی این چهل ساله ببار آورده است نجات دهند، امثال میر حسین موسوی، صادق زیبا کلام و حسین مرعشی با نامیدن دوران طلایی امام و اینکه اگر جمهوری اسلامی را نجات ندهیم و مردم ایران را با خودهمراه ننمائیم، اسلام و مردم در خطر هستند میخواهند چند صباحی دیگربرای این حکومت آبرو و مشروعیت بخرند. غافل از اینکه دیگر نمیشود با مهره های سوخته، این حکومت جنایتکار را که دستهایش به خون جوانان آلوده است را نجات داد. در این میان میر حسین موسوی نخست وزیر دهه ۶۰ پیامی به مناسبت اعتراضات سراسری و کشتار گسترده مردمی صادر کرد.
او ضمن همدردی با کشتهشدگان و جانباختگان، این واقعه را با واقعه میدان ژاله در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ مقایسه کرد. میرحسین موسوی همچنین با گرانشدن بنزین نیز به سختی مخالفت کرد.اینکه این کشتارها در هر مقطع زمانی و توسط هر رژیمی محکوم است و باید عاملین و عامرین آن در دادگاههای مردمی محاکمه شوند و بسزای اعمال خودشان برسند جای هیچ شک و شبهه ایی نیست، اما اینکه در دوران نخست وزیری ایشان بین سالهای (۶۰ - ۶۸) بیشترین قتلها، اعدامها، شکنجه ها
و بگیر و ببندها صورت گیرد و جای هیچ اعتراضی هم نباشد جای تامل و جای بسی سخن دارد. آقای موسوی آیا سرکوب کردستان را بخاطر دارید، خاوران را چطور؟ هنوزکه هنوزاست مادران و خانواده ها هرسال بر سر مزار فرزندان خود دسته گل میگذارند بدون آنکه بدانند فرزندانشان در کجا دقیقا بخاک سپرده شده اند؟ آیا بخاطر دارید که چطور شبانه اجساد جوانان را با بلدوزر درگورهای دسته جمعی به خاک سپردند؟ آیا بیاد دارید که چگونه برادران سپاه و مسئولین زندانها به دختران جوان تجاوز کرده و بعد با یک جعبه شیرینی و دسته گل به دیدار خانواده ها رفته تا خبرمرگ عزیزانشان را به آنها بدهند؟ درآن مقطع زمانی از نظر شما همین جوانان معترض به سیاستها و سرکوبهای رژیم جمهوری اسلامی ضد انقلاب بودند وباید بدون هیچ محاکمه و بدون هیچ تاملی اعدام میشدند ولی حالا برعکس درصدد مقایسه برآمده اید؟ آیا این نشان ازعدم بی ثباتی و ذهن معیوب شما ندارد چطورمیتوانید و با چه رویی دم از معترض بودن میزنید درجایی که شبانه لشکربه کردستان کشیدید ودرعرض چند روز کردستان را با خاک یکسان کردید؟ وآقای صادق زیبا کلام یاراصلاح طلب میرحسین موسوی هم نجات حکومت اسلامی را در این می بیند که جمهوری اسلامی با یک مدارمتعادل، ۶۰ در صد مردم ایران را با خود همراه نماید تا بلکه بتواند چند صباحی بیشتر حکومت کند. غافل ازاینکه جامعه ایران درحال انفجاروطغیان است. و گرانی بنزین فقط بهانه ایی بود برای اعتراضات به این ماشین قتل و سرکوبکر جمهوری اسلامی. این حکومت ازبن پوسیده است. فقر، فساد، رانت خواری، اختلاس، گرانی و تورم همه اینها نتیجه چهل سال حکومت جهل وفاسدی است که در روز روشن و بدستور رهبرحکومت اسلامی آتش بروی قلب جوانان میگشاید، چون دیگر دیکتاتورها کە حکم آتش بە اختیار بە مرید شیخ فض اللە نوری و شاه ، شعبان بی مخ داد امروز شما نیز از ارازل و اوباش و لاتها و محلە گردانها برای سرکوب بی محابا و کشتار جوانان با تبرو قمە بهرە میگیرید، در ر
وز روشن دراماکن عمومی نیروهای نظامی و امنیتیش بدستورمقامات ارشد خود به ماشینها و مغازه های مردم حمله ور شده و این وحشیگریها و حملات را بی شرمانه به مردم نسبت میدهند. حکومتی که با دیدن این همه بدبختی و فلاکت و طیغان سیلابها و بی خانمان شدن مردم کردستان و آذربایجان و خوزستان ککش نمیگزد ولی با کوچکترین اعتراض نیروهای سرکوبش در تمام خیابانها برای رعب و وحشت مردم ظاهر میشود. آیا از چنین حکومتی با این همه ددمنشی و وحشیگری میشود انتظار داشت که متعادل شود و اصلاح شود و بیشتر از نیمی مردم ایران را با خود
همراە نماید؟
ترفندهای عدیدە ای کە دردە سال گذشتە ازجانب پیروان کراواتی و بی حجاب رژیم دراطاق فکرهای داخل تنظیم و تدوین و برای اجرا بە تریبونهای خارج از کشور فرستادە شدە تا با زدن رنگ سفید و سبز و بنفش و آبی بە معرض انتخاب و یا نە جنبشی مترقی وقابل اطمینان بە خورد مردمی دهند کە مشگلشان براستی فقط آزادی پوشش و تحول درسیستم سرتا پا عرق در فساد. رشد فکری مردم بە جائی رسیدە کە رمز پیروزی، کنار زدن بخشی از قوانین نکبت بار چون پوشش و حجاب و تغیرات جزئی درساختار دولت نیست بلکە سرنگون نمودن کل نظام میباشد.
این حکومت به هیچ وجە قابل اصلاح نیست وباید بزیرکشیده شود.
خامنە ای درتوئیت خود نوشتە بود کە دلیل فروپاشی شوروی قطع رابطە رهبری این کشور با مردمش بود. همزمان کە خوب میدانیم فتوای قتل فتنە گران کە همانا مردم معترض بە بحران اقتصادی بود را خود این رهبر صادرنمودە واعلام آتش بە اختیار بە ماموران دادە است، آیا بازجای توهمی برای کسی باقی میماند کە حتی طبق نسخە و تجویز خود حکومت این رژیم از مشروعیت افتادە و انتخابات فرمایشی و فرمالیتە آن را با تمام قدرت باید بایکوت نمود.
بگذار با اتحاد عمل یازدهمین دورە انتخابات را بە آخرین آن تبدیل نمائیم. تنها نقطە قوت باقیماندە در دست رژیم، همانا پاشنە آشیل آن یعنی جنبش جوانە زدە از پیکر پوسیدە نظام، جنبش سبز واصلاح طلبیست کە باید با قدرت تیشە بە ریشە آن زد.
کمیتە زنان پلاتفرم دمکراتیک ایران
٢٠٢٠/٠١/٠٨
همراە نماید؟
ترفندهای عدیدە ای کە دردە سال گذشتە ازجانب پیروان کراواتی و بی حجاب رژیم دراطاق فکرهای داخل تنظیم و تدوین و برای اجرا بە تریبونهای خارج از کشور فرستادە شدە تا با زدن رنگ سفید و سبز و بنفش و آبی بە معرض انتخاب و یا نە جنبشی مترقی وقابل اطمینان بە خورد مردمی دهند کە مشگلشان براستی فقط آزادی پوشش و تحول درسیستم سرتا پا عرق در فساد. رشد فکری مردم بە جائی رسیدە کە رمز پیروزی، کنار زدن بخشی از قوانین نکبت بار چون پوشش و حجاب و تغیرات جزئی درساختار دولت نیست بلکە سرنگون نمودن کل نظام میباشد.
این حکومت به هیچ وجە قابل اصلاح نیست وباید بزیرکشیده شود.
خامنە ای درتوئیت خود نوشتە بود کە دلیل فروپاشی شوروی قطع رابطە رهبری این کشور با مردمش بود. همزمان کە خوب میدانیم فتوای قتل فتنە گران کە همانا مردم معترض بە بحران اقتصادی بود را خود این رهبر صادرنمودە واعلام آتش بە اختیار بە ماموران دادە است، آیا بازجای توهمی برای کسی باقی میماند کە حتی طبق نسخە و تجویز خود حکومت این رژیم از مشروعیت افتادە و انتخابات فرمایشی و فرمالیتە آن را با تمام قدرت باید بایکوت نمود.
بگذار با اتحاد عمل یازدهمین دورە انتخابات را بە آخرین آن تبدیل نمائیم. تنها نقطە قوت باقیماندە در دست رژیم، همانا پاشنە آشیل آن یعنی جنبش جوانە زدە از پیکر پوسیدە نظام، جنبش سبز واصلاح طلبیست کە باید با قدرت تیشە بە ریشە آن زد.
کمیتە زنان پلاتفرم دمکراتیک ایران
٢٠٢٠/٠١/٠٨
فردا ساعت ۵ بعدازظهر همراه با دیگر هموطنان در سراسر کشور به یاد شهیدان آبانماه و سوگ جانباختگان و عزيزان هواپیمایی اوکراین و همچنین جلو دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاههای سراسر کشور، در خیابانها و میادین اصلی تمام شهرها تجمع اعتراضی برگزار کرده و یاد این جانباختگان را با روشن کردن شمعی گرامی میداریم.
از همه دوستان تقاضا داریم در اطلاع رسانی و اعلان فراخوان یاری رسانی نمایند.
فردا ساعت ۵ بعدازظهر همراه با دیگر هموطنان در سراسر کشور به یاد شهیدان آبانماه و سوگ جانباختگان و عزيزان هواپیمایی اوکراین و همچنین جلو دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاههای سراسر کشور، در خیابانها و میادین اصلی تمام شهرها تجمع اعتراضی برگزار کرده و یاد این جانباختگان را با روشن کردن شمعی گرامی میداریم.
از همه دوستان تقاضا داریم در اطلاع رسانی و اعلان فراخوان یاری رسانی نمایند
فردا ساعت ۵ بعدازظهر همراه با دیگر هموطنان در سراسر کشور به یاد شهیدان آبانماه و سوگ جانباختگان و عزيزان هواپیمایی اوکراین و همچنین جلو دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاههای سراسر کشور، در خیابانها و میادین اصلی تمام شهرها تجمع اعتراضی برگزار کرده و یاد این جانباختگان را با روشن کردن شمعی گرامی میداریم.
از همه دوستان تقاضا داریم در اطلاع رسانی و اعلان فراخوان یاری رسانی نمایند.
در برابر خشونت متحد شویم، مبارزە نماییم و آزاد گردیم
آدرس فیسبوک:
www.facebook.com/Karzarzenan
آدرس انستاگرام:
www.instagram.com/dar_barabar
ارتباط با ادمین:
@karzarzanan
🆔 @karzare_zanan
از همه دوستان تقاضا داریم در اطلاع رسانی و اعلان فراخوان یاری رسانی نمایند.
فردا ساعت ۵ بعدازظهر همراه با دیگر هموطنان در سراسر کشور به یاد شهیدان آبانماه و سوگ جانباختگان و عزيزان هواپیمایی اوکراین و همچنین جلو دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاههای سراسر کشور، در خیابانها و میادین اصلی تمام شهرها تجمع اعتراضی برگزار کرده و یاد این جانباختگان را با روشن کردن شمعی گرامی میداریم.
از همه دوستان تقاضا داریم در اطلاع رسانی و اعلان فراخوان یاری رسانی نمایند
فردا ساعت ۵ بعدازظهر همراه با دیگر هموطنان در سراسر کشور به یاد شهیدان آبانماه و سوگ جانباختگان و عزيزان هواپیمایی اوکراین و همچنین جلو دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاههای سراسر کشور، در خیابانها و میادین اصلی تمام شهرها تجمع اعتراضی برگزار کرده و یاد این جانباختگان را با روشن کردن شمعی گرامی میداریم.
از همه دوستان تقاضا داریم در اطلاع رسانی و اعلان فراخوان یاری رسانی نمایند.
در برابر خشونت متحد شویم، مبارزە نماییم و آزاد گردیم
آدرس فیسبوک:
www.facebook.com/Karzarzenan
آدرس انستاگرام:
www.instagram.com/dar_barabar
ارتباط با ادمین:
@karzarzanan
🆔 @karzare_zanan
Facebook
Log in or sign up to view
See posts, photos and more on Facebook.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به یاد شهیدان جانباختگان و عزيزان هواپیمایی اوکراین
در برابر خشونت متحد شویم، مبارزە نماییم و آزاد گردیم
آدرس فیسبوک:
www.facebook.com/Karzarzenan
آدرس انستاگرام:
www.instagram.com/dar_barabar
ارتباط با ادمین:
@karzarzanan
🆔 @karzare_zanan
در برابر خشونت متحد شویم، مبارزە نماییم و آزاد گردیم
آدرس فیسبوک:
www.facebook.com/Karzarzenan
آدرس انستاگرام:
www.instagram.com/dar_barabar
ارتباط با ادمین:
@karzarzanan
🆔 @karzare_zanan
زیلان تانیا : در ایران زمان آن فرا رسیدە کە درها بە سوی پروژەی جوامع گشودە شود
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
#زیلان_تانیا: در ایران زمان آن فرا رسیده که درها بهسوی پروژهی جوامع گشوده شود
با توجە بە اهمیت خیزشهای مردمی در ایران و شرق کوردستان و ارائە آلترناتیوی جهت گذار از بن بست های سیاسی و اجتماعی در ایران، نشریە آلترناتیو تصمیم بر آن گرفت با زیلان تانیا، رئیس مشترک جامعە دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان – کودار مصاحبە ای با محوریت گزینەی مناسب رهگشایی از بحران های کنونی در ایران و نقش کودار در این زمینە، اختصاص دهد. متن مصاحبە بە شرح ذیل است.
-با توجه به خیزشهای اخیر در ایران، موضوع نظام و ساختار آلترناتیو برای آینده ایران به یکی از بحثهای گرم محافل سیاسی و احزاب اپوزیسیون تبدیلشده، به نظر شما این آلترناتیو باید از چه ویژگیهای اساسی و بنیادین برخوردار باشد؟
آمادگی نیروهای ایرانی برای ارائهی پروژههای آلترناتیو گامی مثبت است و محافل سیاسی، احزاب و اپوزیسیونها همواره در طول تاریخ در برابر ساختار رژیم استبدادی اسلامی با پروژە و آلترناتیو بە میدان آمدەاند و این امری بسیار مهم است اما این پروژەها تا چە میزان پاسخگوی نیازهای جامعە بودەاند، قابلتأمل است. زیرا عدم وجود دیدگاه و بستر مشترک برای ایجاد جامعەای با ساختار و سیاست دموکراتیک منجر شد تا انسجام و همگرایی در میان پروژە ها نیز ایجاد نگردد. این یکی از تجاربی است که نیروهای ایرانی از مبارزات ناکام خویش در طول تاریخ مبارزات خویش کسب نمودهاند و امروز با پیبردن به این امر مهم در حول محور آن به مبارزه علیه نظام فاشیست و تکتیپساز میپردازند. با اینکه این بخشی از زاویهای است که به تفسیر وضعیت احزاب و اپوزیسیونهای ایرانی میپردازیم درعینحال باید به زوایای دیگر نیز نگریست. درگذشته به میزانی که مسئلهی نبود آلترناتیو نقطهضعفمان بود امّا بخش دیگر و اعظم آن نیز نبودِ دیدگاه و بستری مشترک برای رسیدن به اهداف بود. میتوان گفت کە شرایط سیاسی منطقە و فرامنطقە امروز فرصت طلایی را در اختیارمان قرار دادە که از گذشتهی خود درس گرفته و تاریخ را تکرار نکنیم. اکنون دیگر شاهکار، تنها ارائهی پروژهی آلترناتیو نیست بلکه تلاش، مبارزه و همت به خرجدادن برای همفکر بودن در پروژهی مشترک و جهت عملیسازی آن همرزم و همدل شدن در جبههی مبارزه است.
البته اصرار ما همواره براین بوده بستری در سطح کشور مهیا نموده و در این راستا با جوامع ایرانی، سازمانها، نهادهای مدنی، سیاستمداران و… نظراتمان را در میان بگذاریم. بدینگونه به ارادهای جمعی و مشترک دستیافته و آلترناتیو موردپسند همه را به عرصهی پراکتیک بگذاریم. این مورد از اهداف استراتژیک ما بوده و هست. هرچند تاکنون آنچنان که باید نتوانستهایم به نتیجهی دلخواه برسیم اما تا رسیدن به اهداف ذکرشده هرگز از پای نخواهیم نشست.
– نظر شما درباره آلترناتیوهای ارائهشده از سوی برخی از جریانهای سیاسی بهخصوص سلطنتطلبان و پانایرانیستها چیست؟
به نظر من اگر قرار است آلترناتیو ذکرشده مبدل به پروژهای اجتماعی، وسیع و مورد استقبال تمامی نیروها و جوامع ایرانی گردد پس باید بستری برای دادوستد مهیّا شود. باید همه پشتِ تریبون حضور یافته و نظر بدهند. در این راستا آلترناتیوی که از آن بحث به میان میآید بیشتر پروژههای حزبی و محدود است تا پروژههای اجتماعی. میتوان گفت آلترناتیوهای ارائە شدە از سوی این جریانات بە حدی نرسیدە کە از افکار و ذهنیتهای اسلامگرا، نژادپرست و… گذار نماید و به گفتمانی دیگر تداعیگر مهندسی کردنِ جامعه است تا همسو گشتن با جامعه و گوشسپردن به دغدغههای جامعه. اکنونکه همهی نیروهای ایرانی از تاریخ مبارزات خویش تجربه کسب کردهاند، دیگر به سراغ گامهای دیگر نرفته و چندان ارزشی هم برای آن قائل نیستند. حتی بهجز پروژههای خود سایر پروژههای دیگر را قبول نداشته و به تمسخر آن میپردازند. بدین گونه پروسهی دشمنتراشی روزبهروز گسترش مییابد. اینبار دشمن را رها کرده و به رقابت و خصومت با یکدیگر میپردازند. متأسفانه این تابلوی عملکرد و یا دیدگاه صاحب پروژههاست کە بیشتر شبیە بە میدان رقابت برای رسیدن بە اهداف، آمال و آرزوهای از دست رفتە است. البته این موضوع چندان ربطی هم بهکل جامعهی ایران ندارد. اتفاقاً بزرگترین توقع و انتقاداتی که جوامع ایرانی از تمامی نیروهای پیشاهنگ دارند همین نکته است. در این راستا نباید راههای رفته شده را دوباره امتحان کرد. نژادپرستی و یا مدل دولت مرکزی حتی مدلهای تئوکراتیک اگر جوابگو میشدند که جوامع در طول سده و دههای تاریخ علیه این نظامها قیام نمیکردند. اگر در ادوار مختلف این مدلها از نواقص و تناقضات بسیاری برخوردار بودهاند در دنیای پیشرفتهی امروزی بههیچوجه قابلقبول و تحمّل نیستند. مدلهای مرکزی منکر ارادهی تمامی تنوعات اجتماعی و فرهنگی جوامع ایرانی است. این مورد برای سلطنتطلبان و پانایرانیستها ن
با توجە بە اهمیت خیزشهای مردمی در ایران و شرق کوردستان و ارائە آلترناتیوی جهت گذار از بن بست های سیاسی و اجتماعی در ایران، نشریە آلترناتیو تصمیم بر آن گرفت با زیلان تانیا، رئیس مشترک جامعە دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان – کودار مصاحبە ای با محوریت گزینەی مناسب رهگشایی از بحران های کنونی در ایران و نقش کودار در این زمینە، اختصاص دهد. متن مصاحبە بە شرح ذیل است.
-با توجه به خیزشهای اخیر در ایران، موضوع نظام و ساختار آلترناتیو برای آینده ایران به یکی از بحثهای گرم محافل سیاسی و احزاب اپوزیسیون تبدیلشده، به نظر شما این آلترناتیو باید از چه ویژگیهای اساسی و بنیادین برخوردار باشد؟
آمادگی نیروهای ایرانی برای ارائهی پروژههای آلترناتیو گامی مثبت است و محافل سیاسی، احزاب و اپوزیسیونها همواره در طول تاریخ در برابر ساختار رژیم استبدادی اسلامی با پروژە و آلترناتیو بە میدان آمدەاند و این امری بسیار مهم است اما این پروژەها تا چە میزان پاسخگوی نیازهای جامعە بودەاند، قابلتأمل است. زیرا عدم وجود دیدگاه و بستر مشترک برای ایجاد جامعەای با ساختار و سیاست دموکراتیک منجر شد تا انسجام و همگرایی در میان پروژە ها نیز ایجاد نگردد. این یکی از تجاربی است که نیروهای ایرانی از مبارزات ناکام خویش در طول تاریخ مبارزات خویش کسب نمودهاند و امروز با پیبردن به این امر مهم در حول محور آن به مبارزه علیه نظام فاشیست و تکتیپساز میپردازند. با اینکه این بخشی از زاویهای است که به تفسیر وضعیت احزاب و اپوزیسیونهای ایرانی میپردازیم درعینحال باید به زوایای دیگر نیز نگریست. درگذشته به میزانی که مسئلهی نبود آلترناتیو نقطهضعفمان بود امّا بخش دیگر و اعظم آن نیز نبودِ دیدگاه و بستری مشترک برای رسیدن به اهداف بود. میتوان گفت کە شرایط سیاسی منطقە و فرامنطقە امروز فرصت طلایی را در اختیارمان قرار دادە که از گذشتهی خود درس گرفته و تاریخ را تکرار نکنیم. اکنون دیگر شاهکار، تنها ارائهی پروژهی آلترناتیو نیست بلکه تلاش، مبارزه و همت به خرجدادن برای همفکر بودن در پروژهی مشترک و جهت عملیسازی آن همرزم و همدل شدن در جبههی مبارزه است.
البته اصرار ما همواره براین بوده بستری در سطح کشور مهیا نموده و در این راستا با جوامع ایرانی، سازمانها، نهادهای مدنی، سیاستمداران و… نظراتمان را در میان بگذاریم. بدینگونه به ارادهای جمعی و مشترک دستیافته و آلترناتیو موردپسند همه را به عرصهی پراکتیک بگذاریم. این مورد از اهداف استراتژیک ما بوده و هست. هرچند تاکنون آنچنان که باید نتوانستهایم به نتیجهی دلخواه برسیم اما تا رسیدن به اهداف ذکرشده هرگز از پای نخواهیم نشست.
– نظر شما درباره آلترناتیوهای ارائهشده از سوی برخی از جریانهای سیاسی بهخصوص سلطنتطلبان و پانایرانیستها چیست؟
به نظر من اگر قرار است آلترناتیو ذکرشده مبدل به پروژهای اجتماعی، وسیع و مورد استقبال تمامی نیروها و جوامع ایرانی گردد پس باید بستری برای دادوستد مهیّا شود. باید همه پشتِ تریبون حضور یافته و نظر بدهند. در این راستا آلترناتیوی که از آن بحث به میان میآید بیشتر پروژههای حزبی و محدود است تا پروژههای اجتماعی. میتوان گفت آلترناتیوهای ارائە شدە از سوی این جریانات بە حدی نرسیدە کە از افکار و ذهنیتهای اسلامگرا، نژادپرست و… گذار نماید و به گفتمانی دیگر تداعیگر مهندسی کردنِ جامعه است تا همسو گشتن با جامعه و گوشسپردن به دغدغههای جامعه. اکنونکه همهی نیروهای ایرانی از تاریخ مبارزات خویش تجربه کسب کردهاند، دیگر به سراغ گامهای دیگر نرفته و چندان ارزشی هم برای آن قائل نیستند. حتی بهجز پروژههای خود سایر پروژههای دیگر را قبول نداشته و به تمسخر آن میپردازند. بدین گونه پروسهی دشمنتراشی روزبهروز گسترش مییابد. اینبار دشمن را رها کرده و به رقابت و خصومت با یکدیگر میپردازند. متأسفانه این تابلوی عملکرد و یا دیدگاه صاحب پروژههاست کە بیشتر شبیە بە میدان رقابت برای رسیدن بە اهداف، آمال و آرزوهای از دست رفتە است. البته این موضوع چندان ربطی هم بهکل جامعهی ایران ندارد. اتفاقاً بزرگترین توقع و انتقاداتی که جوامع ایرانی از تمامی نیروهای پیشاهنگ دارند همین نکته است. در این راستا نباید راههای رفته شده را دوباره امتحان کرد. نژادپرستی و یا مدل دولت مرکزی حتی مدلهای تئوکراتیک اگر جوابگو میشدند که جوامع در طول سده و دههای تاریخ علیه این نظامها قیام نمیکردند. اگر در ادوار مختلف این مدلها از نواقص و تناقضات بسیاری برخوردار بودهاند در دنیای پیشرفتهی امروزی بههیچوجه قابلقبول و تحمّل نیستند. مدلهای مرکزی منکر ارادهی تمامی تنوعات اجتماعی و فرهنگی جوامع ایرانی است. این مورد برای سلطنتطلبان و پانایرانیستها ن
یز صدق میکند.
-دیدگاه شما دربارهی آلترناتیو و راهکار شورای مدیریت گذار از حکومت ایران چیست؟
ببینید ما اکثرا به مشکل نتیجهگیری و یا تثبیتهای ذکرشده برنمیخوریم. حتی پروژههایی که از آنها بحث به میان میرود همینطور؛ اما مسئلهی اصلی تحمیل مهندسی این پروژهها بر جامعه و یکدیگر است. بهعنوانمثال ما در رابطه با محتوای این پروژهها نظرات و پیشنهادهای گوناگونی داریم. اما آیا باید این نظرات و پیشنهادها را کجا و چگونه مطرح نمود؟ حال شورای مدیریت گذار درخواست نظرخواهی هم نکرده است. پس چگونه میتوان معتمد بود؟ تضمین آن چیست؟ بهجای نگریستن از روزنه باید از دریچه به حل مسائل پرداخت. بزرگترین مسئلهی ما هم این است که تاکنون چنین محیطی را مهیا نکردهایم.
– شما بهعنوان جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار)، چه جایگزینی برای نظام حاکم بر ایران پیشنهاد میکنید؟
ما نیز بهعنوان جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان از پروژههای آلترناتیو برخورداریم. مواردی را که در بالا بدانها اشاره کردیم را رعایت میکنیم. قبلاً هم در این مورد نظرات خویش را به شیوهای علنی بیان نموده بودیم. دو آلترناتیو وجود دارند. نخست اینکه نظام ایران با ایجاد و گشودن بستری دموکراتیک و تجمع تمامی نیروهای ایرانی و خاصه جامعه، به مطالبات آنان گوش سپرده و قانون اساسی دموکراتیکی ارائه دهد. جهت عملینمودن آن نیز اقدام نماید. به وظایف و مسئولیتهای خویش بپردازد. درصورتیکه هیچ اقدامی از سوی نظام حاکم وجود نداشته باشد، نباید بیشتر از آن اصرار ورزید. دوم اینکه پروژهی آلترناتیو جوامع ایرانی آماده است و برای عملی نمودن آن باید راههای ذکرشده طی شوند. بهترین گزینه هم گزینهی دوم است. چون چهار دهه است که نظام حاکم تمام زوایای گزینهی اول را طی و تحمیل کرده است. اما گزینهای که هیچ شانس خود تجربه کردن نداشته است. دیگر زمان آن فرارسیده که درها بهسوی پروژهی جوامع گشوده شود. این نقطهعطفی است که بهتمامی بحرانها نقطه پایانی خواهد گذاشت. در این راستا یکی از مبانی سیستم خودمدیریتی دموکراتیک، بر این اساس است که جامعه خود مرجع تصمیمگیری است. البته این مدل نیز دارای مرجعی مرکزی که از اتوریتهای دموکراتیک برخوردار میباشد است که تمامی مسائل را پیگیری میکند. علیرغم تمامی جوانب مثبت مدل ارائهشدهی ما، جوانب همخوانی با بستر فرهنگیِ ایران شرط است. این مدل چنان مدلی است که از نمایندگی تمامی تنوعات اعم از روستاها گرفته تا شهرها، از کوچه گرفته تا خیابانها و نظام کل کشور برخوردار است. سلامت سیستم مرکزی کل کشور در اهمیت وجود سازماندهیهای خودویژهی تنوعات میباشد. درصورتیکه سیستمهای خودویژهی زنان، جوانان، باورمندیها، فرهنگها و… نباشد سیستم مرکزی نیز ناقص و از همه مهمتر از قابلیت نمایندگی ارادهی تنوعات نیز نخواهد توانست برخوردار باشد. لذا جوامع اراده و هویت خویش را در سیستم اداری ـ مدیریتی بیان میکنند. بهعبارتی دیگر، این خود جامعه است که باید در مورد پروژهی سیستم نظر دهی نماید. مدلی که ما از آن بحث به میان میآوریم همین میباشد. زیرا قادر به ارادهسازی جامعه میباشد. به جامعه میآموزد که چگونه و در برابر چه پروژهای به مقابله بپردازد. جامعهای باز و ارادهمند قاعدتاً میتواند آزادی خویش را تضمین نماید.
منبع: آلترناتیو شمارەی ٧٩
pjak.eu
کژار
جنبش کنفدرال شرق کردستان و ایران می باشد،و بر مبنای ایدولوژی زن آزاد؛آزادی جامعه را عملی می سازد
#جامعە_زنان_آزاد_شرق_کردستان #KJAR
👇👇
https://telegram.me/KJAR_2014
ارتباط با ما :
👇👇
@Azadirojhelat
@Zananesharq
-دیدگاه شما دربارهی آلترناتیو و راهکار شورای مدیریت گذار از حکومت ایران چیست؟
ببینید ما اکثرا به مشکل نتیجهگیری و یا تثبیتهای ذکرشده برنمیخوریم. حتی پروژههایی که از آنها بحث به میان میرود همینطور؛ اما مسئلهی اصلی تحمیل مهندسی این پروژهها بر جامعه و یکدیگر است. بهعنوانمثال ما در رابطه با محتوای این پروژهها نظرات و پیشنهادهای گوناگونی داریم. اما آیا باید این نظرات و پیشنهادها را کجا و چگونه مطرح نمود؟ حال شورای مدیریت گذار درخواست نظرخواهی هم نکرده است. پس چگونه میتوان معتمد بود؟ تضمین آن چیست؟ بهجای نگریستن از روزنه باید از دریچه به حل مسائل پرداخت. بزرگترین مسئلهی ما هم این است که تاکنون چنین محیطی را مهیا نکردهایم.
– شما بهعنوان جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار)، چه جایگزینی برای نظام حاکم بر ایران پیشنهاد میکنید؟
ما نیز بهعنوان جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان از پروژههای آلترناتیو برخورداریم. مواردی را که در بالا بدانها اشاره کردیم را رعایت میکنیم. قبلاً هم در این مورد نظرات خویش را به شیوهای علنی بیان نموده بودیم. دو آلترناتیو وجود دارند. نخست اینکه نظام ایران با ایجاد و گشودن بستری دموکراتیک و تجمع تمامی نیروهای ایرانی و خاصه جامعه، به مطالبات آنان گوش سپرده و قانون اساسی دموکراتیکی ارائه دهد. جهت عملینمودن آن نیز اقدام نماید. به وظایف و مسئولیتهای خویش بپردازد. درصورتیکه هیچ اقدامی از سوی نظام حاکم وجود نداشته باشد، نباید بیشتر از آن اصرار ورزید. دوم اینکه پروژهی آلترناتیو جوامع ایرانی آماده است و برای عملی نمودن آن باید راههای ذکرشده طی شوند. بهترین گزینه هم گزینهی دوم است. چون چهار دهه است که نظام حاکم تمام زوایای گزینهی اول را طی و تحمیل کرده است. اما گزینهای که هیچ شانس خود تجربه کردن نداشته است. دیگر زمان آن فرارسیده که درها بهسوی پروژهی جوامع گشوده شود. این نقطهعطفی است که بهتمامی بحرانها نقطه پایانی خواهد گذاشت. در این راستا یکی از مبانی سیستم خودمدیریتی دموکراتیک، بر این اساس است که جامعه خود مرجع تصمیمگیری است. البته این مدل نیز دارای مرجعی مرکزی که از اتوریتهای دموکراتیک برخوردار میباشد است که تمامی مسائل را پیگیری میکند. علیرغم تمامی جوانب مثبت مدل ارائهشدهی ما، جوانب همخوانی با بستر فرهنگیِ ایران شرط است. این مدل چنان مدلی است که از نمایندگی تمامی تنوعات اعم از روستاها گرفته تا شهرها، از کوچه گرفته تا خیابانها و نظام کل کشور برخوردار است. سلامت سیستم مرکزی کل کشور در اهمیت وجود سازماندهیهای خودویژهی تنوعات میباشد. درصورتیکه سیستمهای خودویژهی زنان، جوانان، باورمندیها، فرهنگها و… نباشد سیستم مرکزی نیز ناقص و از همه مهمتر از قابلیت نمایندگی ارادهی تنوعات نیز نخواهد توانست برخوردار باشد. لذا جوامع اراده و هویت خویش را در سیستم اداری ـ مدیریتی بیان میکنند. بهعبارتی دیگر، این خود جامعه است که باید در مورد پروژهی سیستم نظر دهی نماید. مدلی که ما از آن بحث به میان میآوریم همین میباشد. زیرا قادر به ارادهسازی جامعه میباشد. به جامعه میآموزد که چگونه و در برابر چه پروژهای به مقابله بپردازد. جامعهای باز و ارادهمند قاعدتاً میتواند آزادی خویش را تضمین نماید.
منبع: آلترناتیو شمارەی ٧٩
pjak.eu
کژار
جنبش کنفدرال شرق کردستان و ایران می باشد،و بر مبنای ایدولوژی زن آزاد؛آزادی جامعه را عملی می سازد
#جامعە_زنان_آزاد_شرق_کردستان #KJAR
👇👇
https://telegram.me/KJAR_2014
ارتباط با ما :
👇👇
@Azadirojhelat
@Zananesharq
Telegram
kjar جامعه زنان آزاد شرق کوردستان
کژار، اتحاد کنفدرالیسم سازمانهای زنان و سیستم کنفدرالیزم دموکراتیک، اکولوژیک و آزادی زنان شرق کوردستان و ایران است.
https://www.kjar.online
https://instagram.com/kjar_official_page
ارتباط با ما
@zananesharq
@Azadirojhelat
عضویت در صفوف گریلا
@kaziwe131
https://www.kjar.online
https://instagram.com/kjar_official_page
ارتباط با ما
@zananesharq
@Azadirojhelat
عضویت در صفوف گریلا
@kaziwe131
اطلاعیە کمیتە حقوقی پلاتفرم دمکراتیک ایران در مورد روز جهانی وکلای در خطر
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
(24 ژانویه) روز جهانی وکلای در خطر
24 ژانویه سال (1977) یعنی(43) سال پیش در روز (24) ژانویه، چهار تن از وکلای اتحادیۀ اسپانیا به همراه یک کارمند، در محل کار خود توسط نئوفاشیستهای اسپانیا به قتل رسیده و هشت تن دیگر بشدت زخمی شدند. این رخداد نه آغاز و نه پایان آزار وکلا بود.
سال (1938) هانس لیتن وکیل یهودی آلمانی که بدستور هیتلر زندانی شده بود پس از تحمل شکنجه های فراوان در اردوگاه مرگ «داخائو» دست به خودکشی زده و به عمر خود پایان داد. این وکیل ضد حکومت نازی ها در سال (1931) در جریان رسیدگی به یک پرونده، آدولف هیتلر را به عنوان شاهد به دادگاه فرا خوانده بود.
به منظور بزرگداشت یاد و نام وکلای جان باخته، از سال (2010) روز(24 ژانویه) به نام «روز وکلای در خطر » نام گذاری شده است.
فراتر از این مراسم بزرگداشت «روز جهانی وکلای در خطر» روز( 24 ژانویه 2015) با حضور جمعی از وکلا و فعالان حقوق بشر در شهر نورنبرگ آلمان برگزار شد.
اتحادیه وکلای اروپا (24) ژانویه را به عنوان «روز وکلای در خطر» نامگذاری کرده است.
در این بزرگداشت خانم کریستینه روت، وکیل و فعال حقوق بشر شهر نورنبرگ در آغاز این مراسم گفت که این حرکت محتاج دستها و فکر و قلبهای بسیاری است.
او از همه خواست تا در جهت این تلاش، یاری کنند. خانم کریستینه روت گفت که شور حاکم بر این برنامه نشان داد که دستها و قلبهای بسیاری آمادۀ حمایت از این حرکت است.
و نیزآقای اولریش مالی، شهردار کل شهر نورنبرگ نیز گفت که «بدون حاکمیت قانون ِ متکی بر رعایت حقوق شهروندی نه امکان جامعهای عادلانه و نه امکان اعتلای آن خواهد بود.»
همچنین پنج حقوقدان، فشردهای از زندگی و مبارزه حقوق بشری پنج تن از همکاران خود را از کشورهای عربستان سعودی، قرقیزستان، روسیه، امارات متحدۀ عربی و ایران بیان کردند.
سخنان آنان بر این نکته متمرکز بود که این وکلا در شرایطی سخت و غیر انسانی در زندانهای مخوف بدون هر گونه حقوقی زندانی هستند؛ «برخی از آنها به حبس ابد و برخی دیگر به حبسهای طولانی محکوم شده ا ند، تنها به دلیل تکریم نکردن در برابر قدرت و داشتن شرافت کاری و پافشاری بر اجرای قانون برای آشکار ساختن پروندههای مسکوت شده.»!
و یا در ترکیه در پی بازداشت «یلماس اس» در تاریخ،(29،11،2019 ) وکیل ترکی ای سفارت آلمان در انکارا، مقامات این کشور با انتقادهای شدید روبرو شده اند. اما هنوز مشخص نیست که در برابر این وکیل خودسرانه عمل شده است و یا او خود مرتکب نقض قانون شده است.
دستگیری وکیل ترکی که پرونده متقاضیان پناهندگی را برای دفتر نمایندگی دیپلماتیک آلمان در انکارا ارزیابی می کرده، اقدام تحریک آمیز بعدی از جانب انکارا است. او در ادامه گفته است که «حکومت فدرال باید سرانجام اعتراض اش را به صراحت بیان دارد و مانع پیشروی اردوغان گردد.» اینکه به یک وکیل خصوصی در ترکیه با توجه به تعقیب، آزار و اذیتی که در ترکیه معمول است، اطلاعات حساس پناهجویان ارسال می شود، «یک سهل انگاری فاحش» است. افزون بر این، «او مخفی نگه داشتن رویداد زندانی شدن این وکیل از جانب وزارت خارجه آلمان را، غیر مسئولانه عنوان کرده است». داگدلن همچنین گفته است این امر که مقامات ترکیه از بیش از دوماه به این سو به اطلاعات بسیار حساس پناهندگان سیاسی از ترکیه دسترسی پیدا کرده اند، صدها پناهجوی ترکی که در آلمان پناه آورده اند، را احتمالاً در معرض خطر فوری استخبارات ترکیه و شبکه جاسوسی و اوباشان که به دستور اردوغان عمل می کنند، قرار گرفت.
این که آیا واقعاً یک عامل سیاسی سبب بازداشت «یلماس اس» گردیده است و یا او خود قوانین ترکیه را نقض کرده است، هنوز معلوم نیست. وکیل مدافع یلماس اس. به تلویزیون اول آلمان (ای آر دی) گفته است:« که پرونده او به عنوان یک پرونده سری طبقه بندی شده است و گفته
است که من تنها می توانم بگویم که مؤکل من به جاسوسی متهم است.»
با این حال، از اظهارات« سارنوال»،مسئول عالی ترکیه این نتیجه به دست می آید که بازداشت یلماس اس. یک موضوع حساس دیپلماتیک است. بدین اساس «سارنوال» مسئول، گفته است كه مقامات آلمان باید پرسش های خود را مستقیماً به حکومت ترکیه ارائه می کرد.
یلماس اس. به نمایندگی از سفارت آلمان در ترکیه، اطلاعات مربوط به اشخاصی که در آلمان تقاضای پناهندگی کرده اند را جمع آوری کرده بود. بنابر منابع وزارت خارجه و وزارت داخله
آلمان، چنین همکاری با وکلا "روش معمول در سراسر اروپا" است.
فراتر از این در تاریخ (28،11،2015) طاهر ایلچی، رئیس کانون وکلای شهر کردنشین دیاربکر در ترکیه، حین سخنرانی و دعوت نیروهای ترکیه و شبهنظامیان کرد به صلح به ضرب گلوله کشته شد. طاهر ایلچی ماه گذشته به اتهام «تبلیغات تروریستی» بازداشت شده بود و دادستان برای این درخواست بیش از هفت سال حبس کرده بود. آقای ایلچی در مصاحبهای تلویزیونی گفته بود: «پ.ک.ک یک سازمان تروریستی
24 ژانویه سال (1977) یعنی(43) سال پیش در روز (24) ژانویه، چهار تن از وکلای اتحادیۀ اسپانیا به همراه یک کارمند، در محل کار خود توسط نئوفاشیستهای اسپانیا به قتل رسیده و هشت تن دیگر بشدت زخمی شدند. این رخداد نه آغاز و نه پایان آزار وکلا بود.
سال (1938) هانس لیتن وکیل یهودی آلمانی که بدستور هیتلر زندانی شده بود پس از تحمل شکنجه های فراوان در اردوگاه مرگ «داخائو» دست به خودکشی زده و به عمر خود پایان داد. این وکیل ضد حکومت نازی ها در سال (1931) در جریان رسیدگی به یک پرونده، آدولف هیتلر را به عنوان شاهد به دادگاه فرا خوانده بود.
به منظور بزرگداشت یاد و نام وکلای جان باخته، از سال (2010) روز(24 ژانویه) به نام «روز وکلای در خطر » نام گذاری شده است.
فراتر از این مراسم بزرگداشت «روز جهانی وکلای در خطر» روز( 24 ژانویه 2015) با حضور جمعی از وکلا و فعالان حقوق بشر در شهر نورنبرگ آلمان برگزار شد.
اتحادیه وکلای اروپا (24) ژانویه را به عنوان «روز وکلای در خطر» نامگذاری کرده است.
در این بزرگداشت خانم کریستینه روت، وکیل و فعال حقوق بشر شهر نورنبرگ در آغاز این مراسم گفت که این حرکت محتاج دستها و فکر و قلبهای بسیاری است.
او از همه خواست تا در جهت این تلاش، یاری کنند. خانم کریستینه روت گفت که شور حاکم بر این برنامه نشان داد که دستها و قلبهای بسیاری آمادۀ حمایت از این حرکت است.
و نیزآقای اولریش مالی، شهردار کل شهر نورنبرگ نیز گفت که «بدون حاکمیت قانون ِ متکی بر رعایت حقوق شهروندی نه امکان جامعهای عادلانه و نه امکان اعتلای آن خواهد بود.»
همچنین پنج حقوقدان، فشردهای از زندگی و مبارزه حقوق بشری پنج تن از همکاران خود را از کشورهای عربستان سعودی، قرقیزستان، روسیه، امارات متحدۀ عربی و ایران بیان کردند.
سخنان آنان بر این نکته متمرکز بود که این وکلا در شرایطی سخت و غیر انسانی در زندانهای مخوف بدون هر گونه حقوقی زندانی هستند؛ «برخی از آنها به حبس ابد و برخی دیگر به حبسهای طولانی محکوم شده ا ند، تنها به دلیل تکریم نکردن در برابر قدرت و داشتن شرافت کاری و پافشاری بر اجرای قانون برای آشکار ساختن پروندههای مسکوت شده.»!
و یا در ترکیه در پی بازداشت «یلماس اس» در تاریخ،(29،11،2019 ) وکیل ترکی ای سفارت آلمان در انکارا، مقامات این کشور با انتقادهای شدید روبرو شده اند. اما هنوز مشخص نیست که در برابر این وکیل خودسرانه عمل شده است و یا او خود مرتکب نقض قانون شده است.
دستگیری وکیل ترکی که پرونده متقاضیان پناهندگی را برای دفتر نمایندگی دیپلماتیک آلمان در انکارا ارزیابی می کرده، اقدام تحریک آمیز بعدی از جانب انکارا است. او در ادامه گفته است که «حکومت فدرال باید سرانجام اعتراض اش را به صراحت بیان دارد و مانع پیشروی اردوغان گردد.» اینکه به یک وکیل خصوصی در ترکیه با توجه به تعقیب، آزار و اذیتی که در ترکیه معمول است، اطلاعات حساس پناهجویان ارسال می شود، «یک سهل انگاری فاحش» است. افزون بر این، «او مخفی نگه داشتن رویداد زندانی شدن این وکیل از جانب وزارت خارجه آلمان را، غیر مسئولانه عنوان کرده است». داگدلن همچنین گفته است این امر که مقامات ترکیه از بیش از دوماه به این سو به اطلاعات بسیار حساس پناهندگان سیاسی از ترکیه دسترسی پیدا کرده اند، صدها پناهجوی ترکی که در آلمان پناه آورده اند، را احتمالاً در معرض خطر فوری استخبارات ترکیه و شبکه جاسوسی و اوباشان که به دستور اردوغان عمل می کنند، قرار گرفت.
این که آیا واقعاً یک عامل سیاسی سبب بازداشت «یلماس اس» گردیده است و یا او خود قوانین ترکیه را نقض کرده است، هنوز معلوم نیست. وکیل مدافع یلماس اس. به تلویزیون اول آلمان (ای آر دی) گفته است:« که پرونده او به عنوان یک پرونده سری طبقه بندی شده است و گفته
است که من تنها می توانم بگویم که مؤکل من به جاسوسی متهم است.»
با این حال، از اظهارات« سارنوال»،مسئول عالی ترکیه این نتیجه به دست می آید که بازداشت یلماس اس. یک موضوع حساس دیپلماتیک است. بدین اساس «سارنوال» مسئول، گفته است كه مقامات آلمان باید پرسش های خود را مستقیماً به حکومت ترکیه ارائه می کرد.
یلماس اس. به نمایندگی از سفارت آلمان در ترکیه، اطلاعات مربوط به اشخاصی که در آلمان تقاضای پناهندگی کرده اند را جمع آوری کرده بود. بنابر منابع وزارت خارجه و وزارت داخله
آلمان، چنین همکاری با وکلا "روش معمول در سراسر اروپا" است.
فراتر از این در تاریخ (28،11،2015) طاهر ایلچی، رئیس کانون وکلای شهر کردنشین دیاربکر در ترکیه، حین سخنرانی و دعوت نیروهای ترکیه و شبهنظامیان کرد به صلح به ضرب گلوله کشته شد. طاهر ایلچی ماه گذشته به اتهام «تبلیغات تروریستی» بازداشت شده بود و دادستان برای این درخواست بیش از هفت سال حبس کرده بود. آقای ایلچی در مصاحبهای تلویزیونی گفته بود: «پ.ک.ک یک سازمان تروریستی
نیست!»
در مقابل حزب چپگرای دموکراتیک خلقها، که به شدت منتقد دولت ترکیه است، کشتن آقای ایلچی را یک «سوءقصد برنامهریزیشده» خوانده است.
افزون بر موارد یاد شده جمعی از وکلای دادگستری ایران(4،11،1397/24،1،2019) به مناسبت «روز جهانی وکلای در معرض خطر» طی نامهای سرگشاده خطاب به صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه با اشاره به فشارهای قضایی و امنیتی بر وکلای دادگستری، خواستار آزادی وکلای در بند شدند. در بخشی از این نامه آمده است:«از طریق همبستگی و همکاری بین وکلای دادگستری و قضات دادگستری است که عدالت محقق میشود. هر دو باید بالهای فرشتهی عدالت باشند نه اینکه یکی حاکم و دیگری محکوم باشد».
و در پایان و با توجه به انتصاب آملی لاریجانی به عنوان ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، تقاضا نموده اند در این چند روز باقی مانده به پایان دورهی ریاست وی بر قوه قضاییه و بخاطر رعایت حرمت اصول دادرسی منصفانه، عادلانه و بی طرفانه که باید زینت دستگاه قضایی باشد، نسبت به آزادی همکاران شریفمان نسرین ستوده، مصطفی دانشجو، محمد نجفی، امیر سالار داوودی، مسعود شمس نژاد، فرهاد محمدی، و پایان دادن بر محدودیت و فشار بر وکلای دادگستری دستور شایسته صادر گردد تا بدینوسیله نام نیکی در تاریخ از خود برجای گذارد. اگرچه در دوران ریاست آملی لاریجانی بر دستگاه قضایی تصویب تبصره ی ذیل ماده ی( 48) قانون آیین دادرسی کیفری را شاهد بودهایم که عملا تبعیض و نابرابری را بین وکلای عدلیه ایجاد و شاهد وکلای خودی و غیر خودی شدیم که این امر یکی از بزرگترین ستمها در حوزهی وکالت در ایران به شمار میرود.
واین در حالی است که اکنون و در زمان ابراهیم رییسی، متولی آستان قدس رضوی، یکی از اعضای اصلی «هیئت مرگ»، که در اعدام دستهجمعیِ [ ژینوساید/ نسل کشی در ایران] هزاران زندانی سیاسی در سال (1367) نقش اساسی داشته و به عنوان رئیس تازه قوه قضاییه که حسینعلی منتظری، قائم مقام وقت رهبر نظام اسلامی در همان سال (67)،ایشان را یکی از مجریان «بزرگترین جنایت جمهوری اسلامی» نامیده بود، نیز محمدرضا فقیهی در تاریخ (28،7،1398) پس از حضور در دادستانی اردبیل، آذربایجان که در پی احضاریه قاضی «نونهال» معاون دادستان در ارتباط با پرونده فعال سرشناس مدنی « عباس لسانی» صورت گرفته بود بازداشت گردید…
شایان یادآوری است اعدام زندانیان سیاسی در دهه شصت بعنوان یکی از سیاه ترین بخش های کارنامه فردی که امروز به مسند ریاست قوه قضاییه منصوب شد، واقعهای بود که طی آن عده بسیاری از زندانیان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی در ایران بخصوص در ماههای مرداد و شهریور (1367) اعدام شدند. به طور کلی جرم زندانیان همکاری با سازمانهای مخالف حکومت اسلامی به ویژه سازمان مجاهدین خلق، همچنین طیفهای مختلف گروههای چپ و کمونیست بود.
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
در مقابل حزب چپگرای دموکراتیک خلقها، که به شدت منتقد دولت ترکیه است، کشتن آقای ایلچی را یک «سوءقصد برنامهریزیشده» خوانده است.
افزون بر موارد یاد شده جمعی از وکلای دادگستری ایران(4،11،1397/24،1،2019) به مناسبت «روز جهانی وکلای در معرض خطر» طی نامهای سرگشاده خطاب به صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه با اشاره به فشارهای قضایی و امنیتی بر وکلای دادگستری، خواستار آزادی وکلای در بند شدند. در بخشی از این نامه آمده است:«از طریق همبستگی و همکاری بین وکلای دادگستری و قضات دادگستری است که عدالت محقق میشود. هر دو باید بالهای فرشتهی عدالت باشند نه اینکه یکی حاکم و دیگری محکوم باشد».
و در پایان و با توجه به انتصاب آملی لاریجانی به عنوان ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، تقاضا نموده اند در این چند روز باقی مانده به پایان دورهی ریاست وی بر قوه قضاییه و بخاطر رعایت حرمت اصول دادرسی منصفانه، عادلانه و بی طرفانه که باید زینت دستگاه قضایی باشد، نسبت به آزادی همکاران شریفمان نسرین ستوده، مصطفی دانشجو، محمد نجفی، امیر سالار داوودی، مسعود شمس نژاد، فرهاد محمدی، و پایان دادن بر محدودیت و فشار بر وکلای دادگستری دستور شایسته صادر گردد تا بدینوسیله نام نیکی در تاریخ از خود برجای گذارد. اگرچه در دوران ریاست آملی لاریجانی بر دستگاه قضایی تصویب تبصره ی ذیل ماده ی( 48) قانون آیین دادرسی کیفری را شاهد بودهایم که عملا تبعیض و نابرابری را بین وکلای عدلیه ایجاد و شاهد وکلای خودی و غیر خودی شدیم که این امر یکی از بزرگترین ستمها در حوزهی وکالت در ایران به شمار میرود.
واین در حالی است که اکنون و در زمان ابراهیم رییسی، متولی آستان قدس رضوی، یکی از اعضای اصلی «هیئت مرگ»، که در اعدام دستهجمعیِ [ ژینوساید/ نسل کشی در ایران] هزاران زندانی سیاسی در سال (1367) نقش اساسی داشته و به عنوان رئیس تازه قوه قضاییه که حسینعلی منتظری، قائم مقام وقت رهبر نظام اسلامی در همان سال (67)،ایشان را یکی از مجریان «بزرگترین جنایت جمهوری اسلامی» نامیده بود، نیز محمدرضا فقیهی در تاریخ (28،7،1398) پس از حضور در دادستانی اردبیل، آذربایجان که در پی احضاریه قاضی «نونهال» معاون دادستان در ارتباط با پرونده فعال سرشناس مدنی « عباس لسانی» صورت گرفته بود بازداشت گردید…
شایان یادآوری است اعدام زندانیان سیاسی در دهه شصت بعنوان یکی از سیاه ترین بخش های کارنامه فردی که امروز به مسند ریاست قوه قضاییه منصوب شد، واقعهای بود که طی آن عده بسیاری از زندانیان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی در ایران بخصوص در ماههای مرداد و شهریور (1367) اعدام شدند. به طور کلی جرم زندانیان همکاری با سازمانهای مخالف حکومت اسلامی به ویژه سازمان مجاهدین خلق، همچنین طیفهای مختلف گروههای چپ و کمونیست بود.
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
نوشته مادر #آتنا_دائمی
امروز به ملاقات دخترم رفتیم. من و پدر آتنا و خواهران آتنا، دَه ماه است که هر بار که به ملاقات میرویم آرزو میکنم که با ملاقات حضوری ما موافقت کنن و هر بار با یک “نَه” بدون هیچ دلیلی ما را به ملاقات کابینی میفرستند و در تمام این ده ماه فقط دو بار دخترم را در آغوش گرفتم که بعد از ملاقات اعلام کردند که اشتباه شده و با کسانی که به اشتباه به ما ملاقات حضوری دادن برخورد شده است.
بارها به دادیار ناظر آقای وزیری که رابط بین زندانی و مسئولین نهادهای بازداشتکننده و یا رییس زندان است مراجعه کردیم که متاسفانه با برخورد بدی از طرف ایشون مواجه شدیم و بعد از پیگیریهای آتنا از داخل زندان متوجه شدیم نهادی که من را از آغوش گرفتن دخترم محروم کرده، وزارت اطلاعات دولت آقای روحانی است. این در صورتی است هیچ ابلاغ قانونی به ما یا آتنا نشده و حتی مدت این محرومیت هم اعلام نشده. مسئولین زندان و وزارت اطلاعات من را از بوسیدن و بوییدن و در آغوش گرفتن دخترم محروم کردند. بودن دخترم در زندان ظلم بزرگیست به من و خانواده من و این محرومیت یک ظلم مضاعف است که هرگز فراموش نمیکنم و هرگز نمیبخشم.
▪️لازم به توضیح است آتنا دائمی بعد از نوشتن نامه ای در اعتراض به کشتار فجیع معترضین در #قیام_آبان تحت فشار بیشتری از طرف مسئولان زندان قرار گرفته است.
#نه_به_جمهوری اسلامی!
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
امروز به ملاقات دخترم رفتیم. من و پدر آتنا و خواهران آتنا، دَه ماه است که هر بار که به ملاقات میرویم آرزو میکنم که با ملاقات حضوری ما موافقت کنن و هر بار با یک “نَه” بدون هیچ دلیلی ما را به ملاقات کابینی میفرستند و در تمام این ده ماه فقط دو بار دخترم را در آغوش گرفتم که بعد از ملاقات اعلام کردند که اشتباه شده و با کسانی که به اشتباه به ما ملاقات حضوری دادن برخورد شده است.
بارها به دادیار ناظر آقای وزیری که رابط بین زندانی و مسئولین نهادهای بازداشتکننده و یا رییس زندان است مراجعه کردیم که متاسفانه با برخورد بدی از طرف ایشون مواجه شدیم و بعد از پیگیریهای آتنا از داخل زندان متوجه شدیم نهادی که من را از آغوش گرفتن دخترم محروم کرده، وزارت اطلاعات دولت آقای روحانی است. این در صورتی است هیچ ابلاغ قانونی به ما یا آتنا نشده و حتی مدت این محرومیت هم اعلام نشده. مسئولین زندان و وزارت اطلاعات من را از بوسیدن و بوییدن و در آغوش گرفتن دخترم محروم کردند. بودن دخترم در زندان ظلم بزرگیست به من و خانواده من و این محرومیت یک ظلم مضاعف است که هرگز فراموش نمیکنم و هرگز نمیبخشم.
▪️لازم به توضیح است آتنا دائمی بعد از نوشتن نامه ای در اعتراض به کشتار فجیع معترضین در #قیام_آبان تحت فشار بیشتری از طرف مسئولان زندان قرار گرفته است.
#نه_به_جمهوری اسلامی!
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
اردوغان و “جان گرفتن داعش” در لیبی...اهداف حقیقی چیست؟
برگردان از عربی: ماریا قلوزی
در زمانی که احزاب لیبی و جامعه جهانی به دنبال راه حلی برای حل بحران در لیبی از طریق کنفرانس برلین هستند، گزارشهایی به نقل از فعالین مدنی، خبر از رسیدن گروههای جدیدی از مزدورین ارسالی توسط رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه به لیبی میدهند، مسئلهای که باعث به وجود آمدن سوالات بیشتری نسبت به ماهیت این مزدوران و اهداف و انگیزههای ترکیه میشود.
نخست وزیر لیبی فائز السراج و اردوغان با چشم پوشی و نقض قوانین بین المللی دست به انعقاد دو تفاهمنامه زدهاند، نخست تفاهمنامهای با موضوع تعیین مرزهای دریایی که در آن حقوق کشورهای همسایه نادیده گرفته شده، دومین تفاهمنامه مربوط به مسائل امنیتی و نظامی است، آنچه که موجبات حضور نظامی ترکیه در لیبی را فراهم کرده است.
از برکت تفاهمنامه اخیر اردوغان با فرستادن مزدور به لیبی قصد حمایت از حکومت فائز السراج در مقابل “ارتش ملی لیبی” به رهبری ژنرال خلیفه حفتر، که مورد حمایت مردم و پارلمان منتخب است را دارد.
روز جمعه دیدبان حقوق بشر سوریه نیز اعلام کرد ترکیه گروه جدیدی از شبه نظامیان تحت فرمانش را به مقصد لیبی راهی نموده، مدیر دیدبان حقوق بشر سوریه رامی عبدالرحمن در گفتگویی با شبکه خبری اسکای نیوزعربی اظهار کرد که تعداد ۲۶۰ مزدور از گروهای مسلح اسلامی در سوریه صبح
جمعه به خاک لیبی رسیدهاند، با این گروه جدید تعداد مزدورین تحت فرمان اردوغان در لیبی به عددی حدود دو هزار نفر رسیده است، خبر رسیدن این گروه جدید در حالی است که کمتر از دو روز به کنفرانسی در پایتخت آلمان، شهر برلین با هدف حل بحران لیبی و شرکت طرفهای لیبیایی و بینالمللی مانده است.
*مزدورین ترکیه در لیبی چه کسانی هستند؟
با ورود این افراد به لیبی تصویر واضح و واضحتر میشود، ماهیت این گروههای مزدور پرده از واقعیت اهداف اردوغان در لیبی و منطقه برداشت.
ماهر فرگالی کارشناس در حوزه گروهای تروریستی، شرح میدهد که این مزدورین در واقع متعلق به سه گروه هستند، آنچه که ما به عنوان “ارتش آزاد سوریه” تحت حمایت ترکیه میشناسیم، القائده و نیروهای افراطگرای داعش.
فرگالی در گفتگو با اسکای نیوزعربی میگوید “اردوغان در واقع با انتخاب این ستیزهجویان و فرستادن آنها به لیبی قصد دارد گروههای تحت حمایتش به طور خاص داعش را از مناطق مرزی خود دور کند زیرا سبب ایجاد اختلاف با روسیه و دولت مرکزی سوریه گشته و همچنین تهدیدی برای ترکیه به حساب میآید.”
فرگالی در ادامه سخنانش اشاره میکند، اردوغان به طور همزمان از طریق پشتیبانی نیروهای السراج که به دفعات از ارتش ملی شکست خوردهاند امکان تحقق اهداف خود در لیبی را فراهم میکند.
*کارت فشار بر مصر
این کارشناس گروههای تروریستی اضافه میکند: “هدف دیگری که رئیس جمهور ترکیه از طریق این گروههای شبهنظامی دنبال میکند، استفاده از آنها به عنوان اهرم فشار بر مصر است.”
او یادآور میشود: ” میان اردوغان و دولت مصر اختلافات اساسی بسیاری وجود دارد که از مهمترین آنها میتوان به حمایت اردوغان از گروه تروریستی اخوان المسلمین وعملیات کشف غیر قانونی گاز طبیعی در شرق مدیترانه اشاره کرد” .
ماهر فرگالی اینچنین ادامه میدهد:” انتقال ستیزهجویان افراطی به لیبی در واقع خطری مبرم برای امنیت ملی مصر است به ویژه اگر این نیروها به مرزهای مصر با لیبی نزدیک شوند”.
*“خطری بزرگ” پیش روی اروپا
فرگالی در گفتگوی خود چنین شرح میدهد:” در مورد انتقال نیروهای تحت حمایت اردوغان به لیبی بزرگترین خطر متوجه کشورهای اروپایی است، زیرا انتقال نیروهای افراطی از طریق آبهای مدیترانه به اروپا بسیار آسان است، به این معنا که لیبی میتواند دروازهی ورود داعش به اروپا باشد”.
لازم به ذکر است که اروپا کاملا از جدیت این خطر آگاه میباشد و به همین منظور با کنفرانس برلین در صدد یافتن راه حلی برای حل این بحران برخاسته است.باید در نظر داشت که
این خطر تنها محدود به مصر و اروپا نمیشود، بلکه به کشورهای شمال افریقا به ویژه تونس و در همسایگی او الجزائر نیز سرایت خواهد کرد.
در اینجا ماهر فرگالی خاطرنشان میکند: اردوغان با تمام وجود در تلاش است کارت “اسلام سیاسی” را برای دستیابی به اهداف توسعه طلبانه خود در منطقه، به کار گیرد. وی بیان میکند: “اردوغان از جریانهای اسلام سیاسی و گروههای سیتزه جویی چون اخوان المسلمین و داعش به عنوان برگ برندهای برای تحت فشار قرار دادن طرفهای سیاسی و دولتهای مختلف در راستای تحقق اهداف خود بهره میگیرد. مانند آنچه که به سبب سازمان اخوان المسلمین در تونس روی داد”.
*ارتش لیبی، “کلید حل ماجرا”
از دیدگاه این کارشناس گروههای تروریستی، راه حل مقابله با مزدوران تحت حمایت ترکیه و دخالتهای مستمر این کشور در امور داخلی لیبی، در واقع مجموعهای
برگردان از عربی: ماریا قلوزی
در زمانی که احزاب لیبی و جامعه جهانی به دنبال راه حلی برای حل بحران در لیبی از طریق کنفرانس برلین هستند، گزارشهایی به نقل از فعالین مدنی، خبر از رسیدن گروههای جدیدی از مزدورین ارسالی توسط رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه به لیبی میدهند، مسئلهای که باعث به وجود آمدن سوالات بیشتری نسبت به ماهیت این مزدوران و اهداف و انگیزههای ترکیه میشود.
نخست وزیر لیبی فائز السراج و اردوغان با چشم پوشی و نقض قوانین بین المللی دست به انعقاد دو تفاهمنامه زدهاند، نخست تفاهمنامهای با موضوع تعیین مرزهای دریایی که در آن حقوق کشورهای همسایه نادیده گرفته شده، دومین تفاهمنامه مربوط به مسائل امنیتی و نظامی است، آنچه که موجبات حضور نظامی ترکیه در لیبی را فراهم کرده است.
از برکت تفاهمنامه اخیر اردوغان با فرستادن مزدور به لیبی قصد حمایت از حکومت فائز السراج در مقابل “ارتش ملی لیبی” به رهبری ژنرال خلیفه حفتر، که مورد حمایت مردم و پارلمان منتخب است را دارد.
روز جمعه دیدبان حقوق بشر سوریه نیز اعلام کرد ترکیه گروه جدیدی از شبه نظامیان تحت فرمانش را به مقصد لیبی راهی نموده، مدیر دیدبان حقوق بشر سوریه رامی عبدالرحمن در گفتگویی با شبکه خبری اسکای نیوزعربی اظهار کرد که تعداد ۲۶۰ مزدور از گروهای مسلح اسلامی در سوریه صبح
جمعه به خاک لیبی رسیدهاند، با این گروه جدید تعداد مزدورین تحت فرمان اردوغان در لیبی به عددی حدود دو هزار نفر رسیده است، خبر رسیدن این گروه جدید در حالی است که کمتر از دو روز به کنفرانسی در پایتخت آلمان، شهر برلین با هدف حل بحران لیبی و شرکت طرفهای لیبیایی و بینالمللی مانده است.
*مزدورین ترکیه در لیبی چه کسانی هستند؟
با ورود این افراد به لیبی تصویر واضح و واضحتر میشود، ماهیت این گروههای مزدور پرده از واقعیت اهداف اردوغان در لیبی و منطقه برداشت.
ماهر فرگالی کارشناس در حوزه گروهای تروریستی، شرح میدهد که این مزدورین در واقع متعلق به سه گروه هستند، آنچه که ما به عنوان “ارتش آزاد سوریه” تحت حمایت ترکیه میشناسیم، القائده و نیروهای افراطگرای داعش.
فرگالی در گفتگو با اسکای نیوزعربی میگوید “اردوغان در واقع با انتخاب این ستیزهجویان و فرستادن آنها به لیبی قصد دارد گروههای تحت حمایتش به طور خاص داعش را از مناطق مرزی خود دور کند زیرا سبب ایجاد اختلاف با روسیه و دولت مرکزی سوریه گشته و همچنین تهدیدی برای ترکیه به حساب میآید.”
فرگالی در ادامه سخنانش اشاره میکند، اردوغان به طور همزمان از طریق پشتیبانی نیروهای السراج که به دفعات از ارتش ملی شکست خوردهاند امکان تحقق اهداف خود در لیبی را فراهم میکند.
*کارت فشار بر مصر
این کارشناس گروههای تروریستی اضافه میکند: “هدف دیگری که رئیس جمهور ترکیه از طریق این گروههای شبهنظامی دنبال میکند، استفاده از آنها به عنوان اهرم فشار بر مصر است.”
او یادآور میشود: ” میان اردوغان و دولت مصر اختلافات اساسی بسیاری وجود دارد که از مهمترین آنها میتوان به حمایت اردوغان از گروه تروریستی اخوان المسلمین وعملیات کشف غیر قانونی گاز طبیعی در شرق مدیترانه اشاره کرد” .
ماهر فرگالی اینچنین ادامه میدهد:” انتقال ستیزهجویان افراطی به لیبی در واقع خطری مبرم برای امنیت ملی مصر است به ویژه اگر این نیروها به مرزهای مصر با لیبی نزدیک شوند”.
*“خطری بزرگ” پیش روی اروپا
فرگالی در گفتگوی خود چنین شرح میدهد:” در مورد انتقال نیروهای تحت حمایت اردوغان به لیبی بزرگترین خطر متوجه کشورهای اروپایی است، زیرا انتقال نیروهای افراطی از طریق آبهای مدیترانه به اروپا بسیار آسان است، به این معنا که لیبی میتواند دروازهی ورود داعش به اروپا باشد”.
لازم به ذکر است که اروپا کاملا از جدیت این خطر آگاه میباشد و به همین منظور با کنفرانس برلین در صدد یافتن راه حلی برای حل این بحران برخاسته است.باید در نظر داشت که
این خطر تنها محدود به مصر و اروپا نمیشود، بلکه به کشورهای شمال افریقا به ویژه تونس و در همسایگی او الجزائر نیز سرایت خواهد کرد.
در اینجا ماهر فرگالی خاطرنشان میکند: اردوغان با تمام وجود در تلاش است کارت “اسلام سیاسی” را برای دستیابی به اهداف توسعه طلبانه خود در منطقه، به کار گیرد. وی بیان میکند: “اردوغان از جریانهای اسلام سیاسی و گروههای سیتزه جویی چون اخوان المسلمین و داعش به عنوان برگ برندهای برای تحت فشار قرار دادن طرفهای سیاسی و دولتهای مختلف در راستای تحقق اهداف خود بهره میگیرد. مانند آنچه که به سبب سازمان اخوان المسلمین در تونس روی داد”.
*ارتش لیبی، “کلید حل ماجرا”
از دیدگاه این کارشناس گروههای تروریستی، راه حل مقابله با مزدوران تحت حمایت ترکیه و دخالتهای مستمر این کشور در امور داخلی لیبی، در واقع مجموعهای
از اقدامات را شامل میشود که نخستین آنها پشتیبانی و حمایت از “ارتش ملی لیبی” است.
وی اظهار داشت:”حل این بحران میسر میشود، در صورت پشتیبانی از ارتش ملی لیبی و حذف تحریمهای تسلیحاتی علیه او، برقراری صلحی لیبیایی میان طرفین نزاع در این کشور، خلع سلاح گروههای شبهنظامی، توقف مهاجرت از سوریه، و ایستادگی در مقابل سیاستهایی که اردوغان با سوء استفاده از جریانهای اسلام سیاسی دنبال میکند”.
*سکای نیوز عربی
*خبر۲۴
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
وی اظهار داشت:”حل این بحران میسر میشود، در صورت پشتیبانی از ارتش ملی لیبی و حذف تحریمهای تسلیحاتی علیه او، برقراری صلحی لیبیایی میان طرفین نزاع در این کشور، خلع سلاح گروههای شبهنظامی، توقف مهاجرت از سوریه، و ایستادگی در مقابل سیاستهایی که اردوغان با سوء استفاده از جریانهای اسلام سیاسی دنبال میکند”.
*سکای نیوز عربی
*خبر۲۴
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
فروریختن دیوارهای استبداد با اتحاد زنان
✍ #دیانا_اورین
جهت پرداختن به نقش زنان در خیزشهای مردمی در چهار دهه از عمر رژیم استبدادی و زنستیز ایران، مدنظر قراردادن و واکاوی گذشته امری مبرم و مفید خواهد بود. همچنین وقوف بر نگاه و رویکردهای ذهنیت و حکومت ایدئولوژیکی حاکم نسبت به زنان، در شناخت و تحلیل درست این مسئله امری اجتنابناپذیر است.
نابرابری و تبعیض جنسیتی پدیده و موضوعی تازه نیست، با توجه به زمان و مکان، فرهنگ و ساختارهای سیاسی در اشکال و فرمهای متفاوتی بروز پیدا میکند. مسلما در جوامع بهشدت بسته و دینی ازجمله جامعه ایران، تبعیض و نابرابری نسبت به زنان ژرفتر است. در کنار تفکرات ارتجاعی، ذهنیت مردسالار حاکم بر جامعه، در تشدید و تعمیق وضعیت ناگوار زنان، نقش تعیینکنندهای دارد؛ زیرا در جوامع مردسالار تمامی نهادهای سیاسی و اقتصادی جامعه در قبضه و کنترل مردان قرار دارد و به جایگاه زنان توجهی نشان داده نمیشود. در جامعه سنتی ایران بر کلیشههای جنسیتی که خود محصول نابرابریهای جنسیتی است، تاکید میشود. زنان در هر دوره از نظام خسروانی ایران با شرایط سختی روبهرو شدهاند، با نگاهی به تاریخ زنان ایران، خواهیم دید که آنان در تمامی مراحل انقلابها، قیام و شورشها علیه استبداد همواره در صفوف مقدم مبارزات حضورداشتهاند. حاکمیت ایران همواره هنگامیکه به حضور زنان نیاز داشته، آنان را به صحنه فراخوانده، همانند دوران انقلاب، جنگ و انتخابات؛ اما پس از گذار از این مراحل حساس و بحرانی، به بهانهی ارزش نهادن به مقامشان، بار دیگر آنان را به کنج خانهها کشانده است.
از انقلاب مشروطیت در سال ۱۲۸۵ تا انقلاب ۱۳۵۷ و به فاصله یک قرن، زنان از اقشار فعال در صحنه بودند، متاسفانه بعد از هر پیروزی و دستاوردی، زنان از نخستین اقشار جامعه بودند که مورد ستم و بیمهری حاکمان وقت قرار میگرفتند. از عدم اعطای حق شرکت در انتخابات و قرار دادن در میان مجانین و صغرا در انقلاب مشروطه تا انقلاب ۵۷ و تصویب قانون حجاب اجباری و تبعیض و بیعدالتیهای دیگر. زمان کوتاهی پس از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷، زندگی و حریم خصوصی زنان مورد هجمه تندروهای حکومتی قرار گرفت. رژیم نوپا، پس از تحکیم پایههای قدرت و سرکوب مخالفان و قلعوقمع آنان، تلاش نمود روابط اجتماعی و مدنی بهویژه رفتارهای اجتماعی و خصوصی زنان را اسلامی (بنا به تعریف و تفسیر خودش) نماید. در این راستا و جهت تحمیل و تلقین ایدئولوژی خود، متوسل به سازوکارهای بسیاری ازجمله ارعاب و اعمال خشونت شد.
در طول چهار دهه از حاکمیت مطلق دینی در ایران، مبارزات زنان و هویتخواهی آنان با وجود فراز ونشیبهای زیاد همواره وجود داشته، بهدلیل عدم اعتمادبهنفس لازم، نبود شرایط فکری مناسب، اتحاد و همگرایی، علیرغم دستاوردهای که داشتهاند؛ اما نتوانستند به حقوق و جایگاه واقعی و ازدسترفته خود دست یابند. رویکرد مرتجعانه و ایدئولوژیک نسبت به زنان موجب گشت که بهتدریج زنجیرهای انقیاد و محدودیت، محکمتر شود و زنان هر روز بیش از گذشته در میان حصار ذهنیت مرتجع و ضدزن رژیم قرار گیرند تا جایی که بخش بزرگی از زندگی و کارشان، به چهاردیواری خانه محصور گشت و نقش اصلی آنان به فرزندآوری و برطرف نمودن نیازهای مردان تقلیل داده شد. در نظام حاکمیت ایران نگاهی ابزاری به زنان وجود دارد، در تفکر و اندیشهی این حاکمان، زنان توانایی حضور در هر عرصهای را ندارند؛ براین اساس و با این نوع توجیه و تفسیر از اسلام، زنان را از مشارکت سیاسی و ایفای نقش فعال در تحولات سیاسی و اجتماعی محروم میکنند.
اگرچه زنان نسبت به اوایل انقلاب دارای بلوغ و پختگی فکری و سیاسی بیشتری هستند، اما بازهم در چشم حاکمیت و قانون ایران، از شهروندان «درجه دوم» محسوب میشوند. بعد از چهار دهه از انقلابی که زنان در آن پیشاهنگ و مشارکت فعالی داشتند، هر یک به شکلی طعم زندان، خشونت، تحقیر، توهین، شکنجه و محدودیت را چشیدهاند، با این وجود کماکان مبارزه زنان برای استیفای حقوق خود در داخل و خارج ایران ادامه دارد. نبرد زنان برای بهبود شرایط زندگی، کسب جایگاه اصلیشان در جامعه و دستیابی به حقوق و آزادیهای ازدسترفته، استفاده برابر از فرصتهای اجتماعی و رفع تبعیضهای جنسیتی، دارای تاریخی طولانی است. در سالهای اخیر میزان مشارکت زنان در عرصه تحصیل و آموزش عالی رشد چشمگیری داشته، این نیز نشان از خواست، تلاش و ارادهی زنان است جهت بیرون آمدن از سایهی مردان و نقش سنتی در خانواده و حضور در عرصههای مختلف اجتماعی.
با نهادینه شدن عمیق نظام دینی و دیکتاتوری ولایتفقیه، بهتدریج آثار و پیامدهای قدرتطلبی و خشونت در تمامی مناسبات و سیاستهای رژیم درکل جامعه بروز کرد، در این میان زنان بیش از همه مورد تعرض و خشونت قرار گرفتند. در کنار تمامی ناملایمات و دشواریهای زندگی در یک جامعه استبدادزده، تصویب موا
✍ #دیانا_اورین
جهت پرداختن به نقش زنان در خیزشهای مردمی در چهار دهه از عمر رژیم استبدادی و زنستیز ایران، مدنظر قراردادن و واکاوی گذشته امری مبرم و مفید خواهد بود. همچنین وقوف بر نگاه و رویکردهای ذهنیت و حکومت ایدئولوژیکی حاکم نسبت به زنان، در شناخت و تحلیل درست این مسئله امری اجتنابناپذیر است.
نابرابری و تبعیض جنسیتی پدیده و موضوعی تازه نیست، با توجه به زمان و مکان، فرهنگ و ساختارهای سیاسی در اشکال و فرمهای متفاوتی بروز پیدا میکند. مسلما در جوامع بهشدت بسته و دینی ازجمله جامعه ایران، تبعیض و نابرابری نسبت به زنان ژرفتر است. در کنار تفکرات ارتجاعی، ذهنیت مردسالار حاکم بر جامعه، در تشدید و تعمیق وضعیت ناگوار زنان، نقش تعیینکنندهای دارد؛ زیرا در جوامع مردسالار تمامی نهادهای سیاسی و اقتصادی جامعه در قبضه و کنترل مردان قرار دارد و به جایگاه زنان توجهی نشان داده نمیشود. در جامعه سنتی ایران بر کلیشههای جنسیتی که خود محصول نابرابریهای جنسیتی است، تاکید میشود. زنان در هر دوره از نظام خسروانی ایران با شرایط سختی روبهرو شدهاند، با نگاهی به تاریخ زنان ایران، خواهیم دید که آنان در تمامی مراحل انقلابها، قیام و شورشها علیه استبداد همواره در صفوف مقدم مبارزات حضورداشتهاند. حاکمیت ایران همواره هنگامیکه به حضور زنان نیاز داشته، آنان را به صحنه فراخوانده، همانند دوران انقلاب، جنگ و انتخابات؛ اما پس از گذار از این مراحل حساس و بحرانی، به بهانهی ارزش نهادن به مقامشان، بار دیگر آنان را به کنج خانهها کشانده است.
از انقلاب مشروطیت در سال ۱۲۸۵ تا انقلاب ۱۳۵۷ و به فاصله یک قرن، زنان از اقشار فعال در صحنه بودند، متاسفانه بعد از هر پیروزی و دستاوردی، زنان از نخستین اقشار جامعه بودند که مورد ستم و بیمهری حاکمان وقت قرار میگرفتند. از عدم اعطای حق شرکت در انتخابات و قرار دادن در میان مجانین و صغرا در انقلاب مشروطه تا انقلاب ۵۷ و تصویب قانون حجاب اجباری و تبعیض و بیعدالتیهای دیگر. زمان کوتاهی پس از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷، زندگی و حریم خصوصی زنان مورد هجمه تندروهای حکومتی قرار گرفت. رژیم نوپا، پس از تحکیم پایههای قدرت و سرکوب مخالفان و قلعوقمع آنان، تلاش نمود روابط اجتماعی و مدنی بهویژه رفتارهای اجتماعی و خصوصی زنان را اسلامی (بنا به تعریف و تفسیر خودش) نماید. در این راستا و جهت تحمیل و تلقین ایدئولوژی خود، متوسل به سازوکارهای بسیاری ازجمله ارعاب و اعمال خشونت شد.
در طول چهار دهه از حاکمیت مطلق دینی در ایران، مبارزات زنان و هویتخواهی آنان با وجود فراز ونشیبهای زیاد همواره وجود داشته، بهدلیل عدم اعتمادبهنفس لازم، نبود شرایط فکری مناسب، اتحاد و همگرایی، علیرغم دستاوردهای که داشتهاند؛ اما نتوانستند به حقوق و جایگاه واقعی و ازدسترفته خود دست یابند. رویکرد مرتجعانه و ایدئولوژیک نسبت به زنان موجب گشت که بهتدریج زنجیرهای انقیاد و محدودیت، محکمتر شود و زنان هر روز بیش از گذشته در میان حصار ذهنیت مرتجع و ضدزن رژیم قرار گیرند تا جایی که بخش بزرگی از زندگی و کارشان، به چهاردیواری خانه محصور گشت و نقش اصلی آنان به فرزندآوری و برطرف نمودن نیازهای مردان تقلیل داده شد. در نظام حاکمیت ایران نگاهی ابزاری به زنان وجود دارد، در تفکر و اندیشهی این حاکمان، زنان توانایی حضور در هر عرصهای را ندارند؛ براین اساس و با این نوع توجیه و تفسیر از اسلام، زنان را از مشارکت سیاسی و ایفای نقش فعال در تحولات سیاسی و اجتماعی محروم میکنند.
اگرچه زنان نسبت به اوایل انقلاب دارای بلوغ و پختگی فکری و سیاسی بیشتری هستند، اما بازهم در چشم حاکمیت و قانون ایران، از شهروندان «درجه دوم» محسوب میشوند. بعد از چهار دهه از انقلابی که زنان در آن پیشاهنگ و مشارکت فعالی داشتند، هر یک به شکلی طعم زندان، خشونت، تحقیر، توهین، شکنجه و محدودیت را چشیدهاند، با این وجود کماکان مبارزه زنان برای استیفای حقوق خود در داخل و خارج ایران ادامه دارد. نبرد زنان برای بهبود شرایط زندگی، کسب جایگاه اصلیشان در جامعه و دستیابی به حقوق و آزادیهای ازدسترفته، استفاده برابر از فرصتهای اجتماعی و رفع تبعیضهای جنسیتی، دارای تاریخی طولانی است. در سالهای اخیر میزان مشارکت زنان در عرصه تحصیل و آموزش عالی رشد چشمگیری داشته، این نیز نشان از خواست، تلاش و ارادهی زنان است جهت بیرون آمدن از سایهی مردان و نقش سنتی در خانواده و حضور در عرصههای مختلف اجتماعی.
با نهادینه شدن عمیق نظام دینی و دیکتاتوری ولایتفقیه، بهتدریج آثار و پیامدهای قدرتطلبی و خشونت در تمامی مناسبات و سیاستهای رژیم درکل جامعه بروز کرد، در این میان زنان بیش از همه مورد تعرض و خشونت قرار گرفتند. در کنار تمامی ناملایمات و دشواریهای زندگی در یک جامعه استبدادزده، تصویب موا
د و تبصرههای جدید تبعیضآمیز قانونی در رابطه با زنان، هر روز آنان را بیشازپیش درگیر مسائل و مشکلات خانوادگی و اجتماعی کرده است. تمامی اعتراضات و نارضایتیهای مسالمتآمیز زنان نیز همواره با بیاعتنایی و سرکوب شدید حکومت روبهرو گشته است.
نخستین اعتراض زنان به قوانین رژیم، در آبانماه سال ۱۳۵۸ در رابطه با لغو قانون حمایت از خانواده از سوی حکومت نوپای ولایتفقیه بود. در آن زمان خمینی قانون حمایت از خانواده را «خلاف شرع» اعلام نمود، واکنش زنان به این دستور، تنها به صدور چند بیانیه محدود ماند. تظاهرات زنان در مخالفت با تصویب قانون حجاب اجباری به مدت شش روز ادامه داشت که با خشونت سرکوب گردید. در آذرماه همان سال، زنان نسبت به تدوین قانون اساسی از سوی مجلس خبرگان اعتراض نمودند؛ این تلاش زنان نیز بهدلیل ضعف در سازماندهی جنبش و اعمال خشونت از سوی دولت، نتوانست منجر به تغییری در نابرابری جنسیتی در پیشنویس قانون اساسی شود.
در تیرماه ۱۳۵۹ بار دیگر زنان به اقدامات جبری حکومت در راستای اجرای قانون حجاباجباری اعتراض نمودند. خمینی در سخنان هشتم تیرماه سال ۱۳۵۸ خواستار اسلامی کردن ادارات شد، بعد ازاین سخنرانی نخستین بخشنامه دولتی در رابطه با رعایت حجاب در ادارات و اماکن عمومی نیز صادر شد. زنان با پوشیدن لباسهای سیاه به نشانه اعتراض مقابل ساختمان نخستوزیری تجمع کردند. اینبار هم اعتراضات پراکنده زنان به نتیجه مشخصی نرسید و در پنجم مهر سال ۱۳۶۰ مجلس ایران قانون الزامی بودن رعایت حجاب اسلامی را در محل کار و مجازات متخلفین را صادر نمود. اعتراضات و نارضایتیهای زنان در طول حاکمیت نظام استبدادی ایران، هرچند که بهصورت پراکنده و نامنسجم هم بوده، همواره ادامه داشته است. میتوان بهصراحت گفت که رژیم نیز در طول این چهل سال، توانایی درهم شکستن مقاومت زنان را نداشته و قادر نبودهاند افکار و شیوهی زندگی زنان را مطابق قوانین و معیارهای خود تغییر دهند و در این مورد با شکست سنگینی مواجه شدهاند.
پس از این مقطع، بهطورکلی اعتراضات مردمی تا خرداد ۷۸ بهدلیل فضای خفقان و مواجهه شدن با سرکوب شدید و عدم وجود راهی برای بیان اعتراض، روبه ضعف و سستی نهاد؛ اما از دهه هشتاد بدین سو، اعتراضات مردمی وارد مرحله جدیدی گشت. نسلهای پس از انقلاب بهتدریج از نظام حاکم دچار سرخوردگی و ناامیدی شدند و با گذشت زمان بر میزان مشکلات و مسائل جامعه افزوده شد. حکومت و دولت نه تنها به مطالبات و خواستههای مردمی اعتنایی نمیکردند؛ بلکه کوچکترین اعتراض و انتقادی را با خشونت پاسخ میدادند. پس از انتخابات خرداد ۸۸، مردم نسبت به نتایج انتخابات، به خیابانها ریختند و اعتراضات و شعارهایی برضد نظام سردادند. در این نارضایتیها عدهی بسیاری کشته و دستگیر شدند که هنوز هم سرگذشت بسیاری از آنان نامعلوم است. بهتدریج با رویکرد سختافزاری رژیم نسبت به نارضایتیهای مردم، فاصله و شکاف میان حکومت و مردم بیشتر و عمیقتر گشت و چهرهی فاسد، ریاکار و ستمکار حکومت برای مردم آشکار گشت تا جایی که قیامهای دیماه ۹۶ و آبانماه ۹۸، موجب شوک حکومت گشت، زیرا گستردگی و دامنه آن بسیار وسیع بود و زنان حضور فعال و پیشاهنگی را بر عهده داشتند. حکومت در یک اقدام خشونتآمیز رویهی چهل سال اخیر را در پیش گرفت و صدها تن از معترضین را به قتل رسانده و عدهی بسیاری را نیز دستگیر نمود. زنان بعد از چهار دهه در اعتراض به قوانین و رفتارهای خشونتآمیز نسبت به خود، حجاب از سر برداشته و اینگونه یکی از تابوهای موجود در نظام بسته و متعصب دینی را شکسته و مناسبات ایدئولوژیک حکومت را زیر سوال بردند. رژیم حاکم سالهاست که به بهانه مبارزه با بدحجابی، از طریق گشت ارشاد و طرحهای دیگر زنان را مورد توهین، تحقیر و ضربوجرح قرار میدهد. در طی چند سال اخیر در کنار استمرار اعتراضات کارگری، دانشجویی و زنان، سایر اقشار دیگر نیز که از بیعدالتیها به تنگ آمدهاند در تجمعات اعتراضی شرکت میکنند. فشار بر زندانیان سیاسی و کارگری بخش دیگری از راهکارهای رژیم برای انفعال و هراسافکنی در جامعه است. صدور احکام سنگین برای زندانیان سیاسی و نقض حقوق آنان، موجی از انتقاد سازمانهای حقوق بشری را دربرداشته است. البته انتظار از رژیمی که بر پایه حذف و نابودی مخالفین و منتقدین بنا نهاده شده تا چه حد بهجا است خود جای سوال دارد؛ زیرا رژیم ایران تاکنون در مقابل قطعنامهها و هشدارهای هیچ سازمان مدافع حقوق بشری پاسخگو نبوده و برای اعمال وحشیانه خود همیشه بهانهای داشته است.
با وجود تجارب تلخی که زنان از مبارزه علیه استبداد حکومت ایران داشتند، بازهم با اعتماد به نفس و پایداری در طلب خواستههای خود مصمم و مصر بودند. زنان ایرانی در طول چهار دهه آزمونها و تجارب فراوانی کسب نمودند و حتی میان آنان نوعی انسجام و همدلی نیز ایجاد گشته است. چنین تحول ذهن
نخستین اعتراض زنان به قوانین رژیم، در آبانماه سال ۱۳۵۸ در رابطه با لغو قانون حمایت از خانواده از سوی حکومت نوپای ولایتفقیه بود. در آن زمان خمینی قانون حمایت از خانواده را «خلاف شرع» اعلام نمود، واکنش زنان به این دستور، تنها به صدور چند بیانیه محدود ماند. تظاهرات زنان در مخالفت با تصویب قانون حجاب اجباری به مدت شش روز ادامه داشت که با خشونت سرکوب گردید. در آذرماه همان سال، زنان نسبت به تدوین قانون اساسی از سوی مجلس خبرگان اعتراض نمودند؛ این تلاش زنان نیز بهدلیل ضعف در سازماندهی جنبش و اعمال خشونت از سوی دولت، نتوانست منجر به تغییری در نابرابری جنسیتی در پیشنویس قانون اساسی شود.
در تیرماه ۱۳۵۹ بار دیگر زنان به اقدامات جبری حکومت در راستای اجرای قانون حجاباجباری اعتراض نمودند. خمینی در سخنان هشتم تیرماه سال ۱۳۵۸ خواستار اسلامی کردن ادارات شد، بعد ازاین سخنرانی نخستین بخشنامه دولتی در رابطه با رعایت حجاب در ادارات و اماکن عمومی نیز صادر شد. زنان با پوشیدن لباسهای سیاه به نشانه اعتراض مقابل ساختمان نخستوزیری تجمع کردند. اینبار هم اعتراضات پراکنده زنان به نتیجه مشخصی نرسید و در پنجم مهر سال ۱۳۶۰ مجلس ایران قانون الزامی بودن رعایت حجاب اسلامی را در محل کار و مجازات متخلفین را صادر نمود. اعتراضات و نارضایتیهای زنان در طول حاکمیت نظام استبدادی ایران، هرچند که بهصورت پراکنده و نامنسجم هم بوده، همواره ادامه داشته است. میتوان بهصراحت گفت که رژیم نیز در طول این چهل سال، توانایی درهم شکستن مقاومت زنان را نداشته و قادر نبودهاند افکار و شیوهی زندگی زنان را مطابق قوانین و معیارهای خود تغییر دهند و در این مورد با شکست سنگینی مواجه شدهاند.
پس از این مقطع، بهطورکلی اعتراضات مردمی تا خرداد ۷۸ بهدلیل فضای خفقان و مواجهه شدن با سرکوب شدید و عدم وجود راهی برای بیان اعتراض، روبه ضعف و سستی نهاد؛ اما از دهه هشتاد بدین سو، اعتراضات مردمی وارد مرحله جدیدی گشت. نسلهای پس از انقلاب بهتدریج از نظام حاکم دچار سرخوردگی و ناامیدی شدند و با گذشت زمان بر میزان مشکلات و مسائل جامعه افزوده شد. حکومت و دولت نه تنها به مطالبات و خواستههای مردمی اعتنایی نمیکردند؛ بلکه کوچکترین اعتراض و انتقادی را با خشونت پاسخ میدادند. پس از انتخابات خرداد ۸۸، مردم نسبت به نتایج انتخابات، به خیابانها ریختند و اعتراضات و شعارهایی برضد نظام سردادند. در این نارضایتیها عدهی بسیاری کشته و دستگیر شدند که هنوز هم سرگذشت بسیاری از آنان نامعلوم است. بهتدریج با رویکرد سختافزاری رژیم نسبت به نارضایتیهای مردم، فاصله و شکاف میان حکومت و مردم بیشتر و عمیقتر گشت و چهرهی فاسد، ریاکار و ستمکار حکومت برای مردم آشکار گشت تا جایی که قیامهای دیماه ۹۶ و آبانماه ۹۸، موجب شوک حکومت گشت، زیرا گستردگی و دامنه آن بسیار وسیع بود و زنان حضور فعال و پیشاهنگی را بر عهده داشتند. حکومت در یک اقدام خشونتآمیز رویهی چهل سال اخیر را در پیش گرفت و صدها تن از معترضین را به قتل رسانده و عدهی بسیاری را نیز دستگیر نمود. زنان بعد از چهار دهه در اعتراض به قوانین و رفتارهای خشونتآمیز نسبت به خود، حجاب از سر برداشته و اینگونه یکی از تابوهای موجود در نظام بسته و متعصب دینی را شکسته و مناسبات ایدئولوژیک حکومت را زیر سوال بردند. رژیم حاکم سالهاست که به بهانه مبارزه با بدحجابی، از طریق گشت ارشاد و طرحهای دیگر زنان را مورد توهین، تحقیر و ضربوجرح قرار میدهد. در طی چند سال اخیر در کنار استمرار اعتراضات کارگری، دانشجویی و زنان، سایر اقشار دیگر نیز که از بیعدالتیها به تنگ آمدهاند در تجمعات اعتراضی شرکت میکنند. فشار بر زندانیان سیاسی و کارگری بخش دیگری از راهکارهای رژیم برای انفعال و هراسافکنی در جامعه است. صدور احکام سنگین برای زندانیان سیاسی و نقض حقوق آنان، موجی از انتقاد سازمانهای حقوق بشری را دربرداشته است. البته انتظار از رژیمی که بر پایه حذف و نابودی مخالفین و منتقدین بنا نهاده شده تا چه حد بهجا است خود جای سوال دارد؛ زیرا رژیم ایران تاکنون در مقابل قطعنامهها و هشدارهای هیچ سازمان مدافع حقوق بشری پاسخگو نبوده و برای اعمال وحشیانه خود همیشه بهانهای داشته است.
با وجود تجارب تلخی که زنان از مبارزه علیه استبداد حکومت ایران داشتند، بازهم با اعتماد به نفس و پایداری در طلب خواستههای خود مصمم و مصر بودند. زنان ایرانی در طول چهار دهه آزمونها و تجارب فراوانی کسب نمودند و حتی میان آنان نوعی انسجام و همدلی نیز ایجاد گشته است. چنین تحول ذهن
ی، دستاورد مهمی است که رفتهرفته بهسوی تکامل میرود. بدون تردید تحولات فکری و سیاسی که در جنبش زنان در ایران ایجاد گشته بر روی سایر جنبشها نیز تاثیر گذاشته و اثباتی براین مهم است که اگر جنبش و مبارزات زنان هماهنگ و نیرومند باشد، بر روی سایر جریانات و جنبشهای اجتماعی تاثیر گذاشته و نیروی محرکه این جریانات خواهد بود. زنان با وجود اینکه در شرایط بسیار خشن و خفقانآور سیاسی کنونی و فرهنگ مردسالار حاکم بر جامعه قرار دارند، بازهم در برداشتن گامهای موثر، اصرار میورزند.
در انتها بایست به این نکته اشاره نمود که دشمن زنان نهتنها نظام دینی حاکم، بلکه استفاده سامانمند از مکانیسمهای تبلیغاتی و رسانهای است در راستای بازتولید و تعمیق هر چه بیشتر آدابو رسوم و باورهای غلط نسبت زنان؛ بنابراین بایستی یکی دیگر از ارکان مبارزات زنان ایران و شرق کوردستان مبارزه با سنت و باورهای کهنه باشد که در رسانه، مدارس و مساجد به افکار و اذهان آنان تزریق میگردد. نباید فراموش کنیم که یکی از دلایل اصلی هراس حکومت ایران از مبارزات و مواضع زنان، آگاهی آنان نسبت به دینامیسم و تواناییهای زنان است؛ زیرا زنان ایران دارای تاریخی درخشان در مبارزه علیه استبداد بودهاند و هماکنون نیز از رهگذر مبارزات بیامان و آزادیخواه خود بخش بزرگی از مخالفان حکومت ایران را تشکیل میدهند. سرنوشت مبارزات زنان با نبرد برای دموکراسی و آزادی رابطه مستقیم و تنگاتنگی دارد و روند مبارزات آنان، مرزهای همکاری میان همه جنبشهای مخالف حکومت ایران را روشنتر خواهد نمود.
منبع: آلترناتیو شمارە ٧٩
pjak.eu
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014
در انتها بایست به این نکته اشاره نمود که دشمن زنان نهتنها نظام دینی حاکم، بلکه استفاده سامانمند از مکانیسمهای تبلیغاتی و رسانهای است در راستای بازتولید و تعمیق هر چه بیشتر آدابو رسوم و باورهای غلط نسبت زنان؛ بنابراین بایستی یکی دیگر از ارکان مبارزات زنان ایران و شرق کوردستان مبارزه با سنت و باورهای کهنه باشد که در رسانه، مدارس و مساجد به افکار و اذهان آنان تزریق میگردد. نباید فراموش کنیم که یکی از دلایل اصلی هراس حکومت ایران از مبارزات و مواضع زنان، آگاهی آنان نسبت به دینامیسم و تواناییهای زنان است؛ زیرا زنان ایران دارای تاریخی درخشان در مبارزه علیه استبداد بودهاند و هماکنون نیز از رهگذر مبارزات بیامان و آزادیخواه خود بخش بزرگی از مخالفان حکومت ایران را تشکیل میدهند. سرنوشت مبارزات زنان با نبرد برای دموکراسی و آزادی رابطه مستقیم و تنگاتنگی دارد و روند مبارزات آنان، مرزهای همکاری میان همه جنبشهای مخالف حکومت ایران را روشنتر خواهد نمود.
منبع: آلترناتیو شمارە ٧٩
pjak.eu
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar_2014