توانایی های ذهن_kinesis
1.14K members
26 photos
39 files
97 links
سایکوکینزی، تله کینزی، تله پاتی، برونفکني، چاکراها، چشم سوم و دیگر توانایی های ذهن
ADMIN: @shptrmkm
Download Telegram
to view and join the conversation
شناخت ضمیر ناخودآگاه
قسمت اول

جهت شناخت ذات وجودی که ضمیر ناخودآگاه نیز جزوی از آن است ، باید به نکات زیر توجه شود تا پس از درک و شناخت مطالب ذیل , فردی بتواند به خودشناسی بیشتری در این زمینه دست یابد.

1- گنجینه حقیقی و سعادت افراد بشر در وجود ذات درونی , یعنی ناخودآگاه نهفته است . با شناسایی و پی بردن به این مرکز اسرار آمیز عقلی و روحی , افراد می توانند در هر زمانی که مایل باشند , دَر این گنجینه را با کلید عقلی ذات خویش بگشایند و از آن به هر نحوی که بخواهند بهره گیری بنمایند , زیرا در ضمیر ناخودآگاه نیروهایی وجود دارند که افراد با طرز استفاده صحیح و درست آن می توانند بر تمام گرفتاری و سختی های زندگی و ناملایمات روحی خود پیروز شوند .

2- در ذات هر فردی , غیر از وجود ضمیر دیگری وجود دارند که هر یک از آنها تاثیرات به سزایی در ادامه حیات مادی افراد بشر می گذارند که آن دو عبارتند از:

الف ) ضمیر آگاه یا آشکار یا ضمیر شناسایی و بیدار : این ضمیر تمام آگاهی و اطلاعات زندگی افراد بشر را تا مدتی در خود نگاه می دارد و پس از گذشت زمان , به تدریج تمام آگاهی هایی را که مورد نیاز شخص قرار نمی گیرند , تحویل ضمیر ناخودآگاه می دهد و از وجود آنها بتدریج خود را آسوده می سازد.

ب ) ضمیر سیار یا اتفاقی : این ضمیر برخلاف دو ضمیر دیگر , در زندگی کمتر مورد استفاده افراد در زمان بیداری قرار می گیرد و در برخی از مواقع , این ضمیر در حالت خواب بکار می افتد و اطلاعاتی را از خود بروز می دهد که منجر به شناخت و روشن شدن حقایق زیادی از زندگی حال و آینده افراد می گردد. از این ضمیر بیشتر در مواقع خواب استفاده می شود.

3- ضمیر ناخودآگاه علاوه بر کارآیی های عقلی , اکثرا به عنوان ترمیم کننده ناراحتی های جسم و روح نیز بکار می رود و برخی از دانشمندان این ضمیر را به عنوان پزشک خصوصی جسم مادی و روح و روان اشخاص می دانند , زیرا حیات هر فردی از زمان های کوتاه و بهم پیوسته ای تشکیل شده است و اگر در هر یک از این زمان ها فرد بتواند , اندیشه خوب یا بد به افکار خود راه بدهد , زندگانی مملو از وجود این اندیشه های بهم پیوسته ای خواهد شد که فرد به ذهن خود راه داده است و در نتیجه , در طول زندگانی ها دیده می شود که برخی از افراد زندگانی شاد و خوب و پرباری دارند و گروهی هم دارای زندگی مشقت بار و سختی می باشند. اگر افرادبتوانند الهامات و تصویرهای خوب و درست و پاک را به این ضمیر سازنده و وفادار خود تحویل بدهند . این ضمیر پس از مدتی همان خوبی ها را با حالتی به مراتب بهتر و پرورش یافته تر , تحویل آنها خواهد داد . پس چه بهتر است که بکوشیم تا بدبینی ها را از وجود خود دور کنیم و خوبی های پیرامون را به ضمیر آگاه خود بدهیم , چون تمامی آنها پس از گذشت زمانی , برای بازسازی های آینده , تحویل ضمیر ناخودآگاه می گردند.

4-قدرت های عقلی دارای شعبات فراوانی در وجود بشر می باشند که برخی از آنها مانند عقیده و اندیشه که یک نوع تفکر و فهم هستند , در محل استقرار ضمیر آگاه اشخاص قرار دارند و در زمان حیات مادی , وظیفه این ضمیر , دریافت امواج و پیام های گوناگون از محیط است که پس از مدتی تمام آنها را به گونه ای تحویل ضمیر ناخودآگاه بدهد . چون در ضمیر ناخودآگاه یک نوع بایگانی ذهنی وجود دارد که تمام یافته ها را به نحو بسیار مطلوبی در قسمت های جداگانه ای نگهداری و محافظت می کند.

5- جهت تقویت قدرت های نهانی که ما را به نحوی یاری خواهند کرد , باید تمام افکار پلید و بد و یاس آور را از وجود خود دور سازیم و به خود اجازه ندهیم که این اندیشه ها در فکر ما جای گیرند . اگر کسی در طول عمر خود موفق بشود که چنین نماید و تمام بدی ها را نادیده بگیرد و افکار بد و مخرب را از فکر خود دور سازد , باید بداند که به موفقیت و پیروزی های بزرگی در زندگانی خود دست یافته یا خواهد یافت که به زودی اثرات آن در زندگی خانوادگی , اجتماعی و ... او نمایان خواهند شد.
@kinesis
6- حرکات و اعمال و اتفاقات گوناگونی در سلامت روح و روان و جسم موثرند که اکثر افراد جوامع توجه چندانی به آنها ندارند و به همین دلیل هم از حالت ظاهری برخی از مردم متوجه می شویم که اخلاق و روحیات آنها روزانه در حال تغییر و دگرگونی است و به طور کلی آنها روش و خصلت ثابتی در زندگانی خود ندارند و همیشه حالت رفتاری آنان در نوسان می باشد و در اصطلاح فارسی می گویند که , فلانی امروز از دنده چپ بلند شده است . زمانی که دلیل بروز این نوسانات و تغییرات ناگهانی و غیر عادی را در حالت روحی افراد بررسی می نمائیم , متوجه می شویم که علت آن تغییرات , مربوط به رفتار و کردار آنها در گذشته ای می باشد که اثرات آن در ضمیر ناخودآگاه این افراد از سال ها قبل مسکن گزیده و امروزه به گونه ویژه ای ظاهر شده اند.

اگر بخواهیم که این حالت ها روزی گریبانگیر ما نشوند , باید به نکات زیر توجه داشته باشیم.
الف ) با معاشرین و اطرافیان خود صمیمی و دوست باشیم و در معاشرت ها از خود سازگاری نشان بدهیم و اگر هدف معاشرت واقعی و دائمی با کسی داریم , هرگز به وی غیر از حقایق چیز دیگری را بیان ننمائیم .

ب) در معاشرت های فامیلی یا دوستانه , می بایست کوشش شود که به شخصیت فردی یا اجتماعی کسی صدمه ای وارد نشود , زیرا انجام چنین اعمالی , گذشته از قطع معاشرت ها , گاهی عدم تعادل های روحی و اخلاقی را به همراه دارد.

ج ) در معاشرت ها باید کوشش شود تا خواست دیگران , نادیده گرفته نشود , چون بی توجهی به خواست دیگران , باعث می شود که ناهماهنگی هایی در زندگی به وجود آید و این نابرابری ها , باعث عدم تعادل روحی و روانی و اجتماعی و ... می گردند.

د ) برای این که خود شما , دچار عدم تعادل و ثبات افکار در زندگانی نشوید , در هر مجلسی که با افراد متکبر , خودخواه , مقام پرست , ماده گرا و غیر منطقی و معتاد و ... مواجه می شوید , کوشش نمائید به آرامی از آنها دوری کنید و با چنین اشخاصی معاشر و همکلام نشوید.

زمانی که در مورد مطلبی گفتگو پیش می آید , اگر قصد کمک به ضمیرهای خود را دارید , همواره می بایست جنبه های مثبت آن , مورد توجه شما قرار بگیرد و از منفی گرایی درباره هر پدیده ای خودداری کنید و حتی گاهی هم برخی از رویدادها را نادیده بگیرید , چون هر خواست خیر و شر , دارای نوعی امواج است که مختص فرستنده آن موج می باشد و زمانی که این امواج به صورت قدرت های موجی قوی تری در آمدند , آنگاه به سوی فرستنده خود بر می گردند و اثرات مثبت یا منفی ای را در زندگی وی از خود بجای می گذارند.

7- افراد زیادی هستند که در زمان تصمیم گیری فاقد اراده قاطع و به موقع می باشند و معمولا زندگانی خود را تحت تاثیر گفته و یا نظر دیگران پیش می برند . چنین اشخاصی در گذران زندگی بیشتر خواست های دیگران را سرمشق زندگانی خود قرار می دهند و نسبت به خواست های باطنی و تمایلات نفسانی خویش بی تفاوت می باشند . اکثر این افراد در زندگی شخصی و اجتماعی خود معمولا با شکست مواجه شده و در اثر بروز همین شکست ها , گاهی از مسیر حقیقی و درست زندگی خارج می گردند و به فنا و نابودی کشیده می شوند.

روح هر یک از افراد , ذاتا درصدد به دست آوردن نکات منفی و بد نیست و معمولا کوشش دارد که روابط نیکو و پسندیده ای را با ماده (جسم) برقرار کند , ولی به دلیل قدرت انتخاب جسمی (ضمیر آگاه ) گاهی دیده می شود که این روح در برابر قدرت انتخاب اشتباه جسم مادی , سر تسلیم فرود می آورد و از آن متابعت می کند . کلیه تجارب و رویدادها و آزمایشات گوناگونی را که بشر در زمان حیات مادی به طور آگاهانه به اعماق ضمیر ناخودآگاه خود روانه می کند , در این ضمیر , به همان شکل و صورت واقعی و حقیقی نقش می بندند و درست مانند قانون عمل و عکس العمل , از خود واکنش همان اندوخته های ذهنی را به اشکال گوناگون بروز می دهد. در حقیقت افکار و اندیشه های ضمیر آگاه به عنوان عمل و پاسخگویی و واکنش های ضمیر ناخودآگاه , در زمان های مختلف حیات بشر به شکل عکس العمل اندیشه های زمان گذشته عمل می کند.

8- برخی از حالت و روحیات بشر , به صورت ذاتی است که هر کسی از بدو تولد با خود به جهان خاکی انتقال می دهد و همیشه آنها را در ذات خویش نگهداری می نماید و گروهی دیگر از افکار و حالات و روحیات نسل بشر , در اثر گذشت زمان و مشاهدات و تاثیرات مستقیم و یا غیر مستقیم افراد جوامع و پیرامون به دست می آیند که این حالت ها را اکتسابی می نامند . این اندوخته های اکتسابی , تاثیرات زیادی در زندگی دارند و همین ها هستند که باعث برتری افراد در جوامع نیز می شوند . فرضا باید گفت که برخی از ترس و وحشت های ذاتی هستند که وجود آنها در اصل یک حالتی عادی است .
در مورد حالت های ترس ذاتی بشر می توان ترس از صداهای ناگهانی و بلند و ترس از ارتفاع را جزو آنها دانست , ولی وجود این حالت ها هم گاهی شامل کلیه افراد بشر نمی شوند , ولی بقیه ترس هایی که مردم از آنها رنج می برند , اکتسابی هستند و به مرور زمان در دوران ادامه حیات افراد به وجود می آورند , پس از مدتی به ضمیر ناخودآگاه آنان انتقال می یابند و پس از آن اشخاص به سادگی نمی توانند آن حالت ها را از خود دور کنند.
9- بدبینی حالتی است که در بین برخی از افراد بشر وجود دارد و امروزه به دلایل برخوردهای اجتماعی و دروغ گویی و بدقولی های زیاد , بیشتر از حد متعارف قبلی شاهد آن هستیم و این حالت ها معمولا در اثر برخورد با اندیشه های بد و مخرب به وجود می آیند و پس از مدتی به صورت مستمر در حالت شناخت های اشخاص باقی می مانند و رفته رفته در اثر مرور زمان , در ضمیر آگاه نقش می بندند و پرورش می یابند تا این حالت جدید , زمانی به ضمیر ناخودآگاه شخص نفوذ کند و در آنجا محل مناسبی را اشغال بنماید و به شکل بدبینی کامل در فردی جلوه گر شود و شخص بدبین نسبت به هر حقیقتی مشکوک باشد و آن را به سادگی نپذیرد.
metaphysic.persiangig.com
@kinesis
تکنيک برونفکني 19

روش پرواز

اگر شما توانايي تصوير سازي ذهني قوي داريد و روش هاي پيچيده رادوست نداريد اين روش خوبي براي شما خواهد بود.
دراز بکشيد و تمام بدن خود را شل کنيد،و شروع به تصوير سازي ذهني کنيد،تصور کنيد که داريد پرواز مي کنيد (مانند سوپرمن).تصور کنيد که چه احساسي داشتيد اگر مي توانستيد از پنجره طبقه دوم عبورکنيد و به پرواز در بياييد.

تا آنجايي که مي توانيد تصور خود را واضح،روشن و قوي کنيد.

تصور کنيد که مي توانيد در هوا پرواز کنيد،در بالاي پشت بام به پرواز دربياييدو بالاي محله تان پرواز کنيد.

سعي کنيد که تصور کنيد که در حين پرواز باد خنکي به صورتتان مي خوردولباس هاي شما در مقابل باد به اهتزاز در مي آيد.
مي توانيد يک پنکه را جوري تنظيم کنيد که باد آن به شما بخورد همانطوري که در تصورتان قرار است باد به شما بخورد،اين باعث مي شود که بهتر باور کنيد که در حال پرواز هستيد وتصور کنيد که در اثر پرواز است که باد به شما مي خورد.

طولاني شدن اين تصوير سازي ذهني ممکن است باعت جداسازي کالبد اختري گردد.
jadoogary.rozblog.com
@kinesis
تکنيک برونفکني 20

روش شنا در آسمان و خيره شدن به ستاره ها

براي اين روش بايد جايي بيرون از خانه را انتخاب کنيد. يک تپه در بيرون شهر پيدا کنيد و به بالاي آن برويد.
يک روز گرم ابري براي اين کار بهتر است.
در آنجا دراز بکشيدومانند معمول همه بدن خود را شل کنيد ولي چشمان خود را باز نگه داريد.
مستقيم به آسمان خيره شويد .همچنان که به آسمان نگاه مي کنيد تجسم کنيد که آزادانه در هوا شناوريد و از بالا داريد به پايين نگاه مي کنيد.

شما مي توانيد اين روش را در يک شب گرم پر از ستاره نيز انجام دهيد.به ستاره ها در آسمان نگاه کنيد و و تجسم کنيد که در آن بالا بين ستاره ها هستيد.تجسم کنيد که از بالا داريد به کالبد جسماني خود نگاه مي کنيد.

مي توانيد اين روش را گسترش دهيد به اين صورت که موقعي که در يک قايق دراز کشيده ايد يا اينکه در مسافرت هستيد و در ماشين يا قطار هستيد اين روش را انجام دهيد.

مسلماً اين روش بايد جايي تمرين شود که چيزي مزاحم شما نباشد.اگر يک نفر از کنار شما از تپه بالا رود يا يک سگ کوچک روي شما بپرد مسلماً حواستان را پرت مي کند و اگر بيرون از بدن جسماني خود باشيد براي شما يک شوک ايجاد مي کند.
jadoogary.rozblog.com
@kinesis
خواص جادویی سنگها(قسمت پنجم)

خواص سنگ اوپال Opal :
• ایجاد تعادل و تنظیم چاکرای ششم و هفتم
• اوپال ژل سیلیس سخت شده است که معمولاً بین 5 تا 10 درصد آب دارد. بنابراین بر خلاف دیگر سنگهای جواهر، نامتبلور است و دو گونه از آن وجود دارد. یکی اوپال قیمتی است که بسته به زاویه نگاه و نور، تلألویی از رنگ دارد یا به اصطلاح رنگین کمانی است. همچنین گونه معمولی که کدر است و رنگین کمانی نیست.
• اوپال قیمتی تنوع رنگ بسیاری دارد مانند اوپال سفید، اوپال سیاه، اوپال آتشین، اوپال شبکه ای، اوپال آبی ، اوپال آبی پِرویی ، اوپال صورتی، که این فهرست همچنان ادامه دارد.
• اوپال به درجه حرارت و تغییر درجه ناگهانی بسیار حساس است. هرگز اوپال را با پاک کننده های فراصوت تمیز نکنید چرا که اوپال شما ترک خواهد خورد.
• اوپال سنگ الهام و شهود است و خلاقیت، تخیل و حافظه را تقویت می کند. همچنین فرد را از حصارهای خودساخته رها می سازد.
• این سنگ یک سیلیس حاوی آب است که با احساسات ما ارتباط برقرار می کند و با تقویت و بازتاب احساسات و عواطف و امیال سرکوب شده (شامل عشق و شهوت)، آنها را نمایان می کند و به این ترتیب خودداری کمتر، خودجوشی بیشتر، تخیل رهاتر، تصورات واضحتر و خوابهایی روشنتر به ارمغان می آورد.
• اوپال در تقویت امید به زندگی شناخته شده است. با قلب ارتباط دارد و غدد را تحریک کرده و سوخت و ساز را تنظیم می کند.
• اوپال تأثیر سودمندی روی روان انسان دارد و انرژی شفادهی را در سراسر بدن می پراکند و هماهنگی ایجاد می کند.
• اوپال در طی هر سفر ماورایی همراه فرد می شود تا این فرایند را تسهیل کند. این سنگ برای یادآوری تناسخهای قبلی استفاده می شود و مورد علاقه همه کسانی است که می خواهند قدرتهای روان بینی شان را تقویت کنند؛ برای این منظور استفاده از این سنگ در جواهرات بخصوص گوشواره، مفید است.
• اوپال برای عینیت بخشیدن به زیبایی درون استفاده می شود.
danagem.com
@kinesis
مراقبه و مانترا(قسمت اول)

مراقبه و مانترايکي از تمرينات بسيار مؤثر در ايجاد خلأ فکري و قرار گرفتن در وضعيت بي فکري که براي تمرکز حواس فوق العاده مفيد و لازم است، روشي است به نام “مراقبه” يا “مديتيشن”. اين تکنيک، که امروزه علم آن را کاملاً تأييد کرده است، نقش مؤثري در ايجاد آرامش دارد. کساني که روزي 2 بار و هر بار 20 دقيقه تمرين را به طور مداوم انجام دهند، پس از مدتي از تمرکز حواس، خلاقيت، آرامش و سلامت بيشتر برخوردار مي گردند. مراقبه و مديتيشن تکنيکي براي “دستيابي به لايه هاي عميق فکر” است و شخص مي تواند با اين تمرين، به منشأ ايجاد فکر دست پيدا کند.
آنچه که ما آن را فکر مي ناميم، انرژي است که به سطح مغز آمده است يعني از منشأ خود به مرور بالا آمده تا به سطح مغز رسيده است. توليد و ايجاد فکر را غالباً به سطح و عمق دريا تشبيه مي کنند. همان طور که يک حباب، ابتدا در عمق دريا به صورت بسيار کوچک ايجاد مي شود و کم کم بالا مي آيد و هم زمان با بالا آمدن بزرگ و بزرگتر مي شود تا به سطح آب مي رسد، فکر نيز چنين روندي را طي مي کند. ابتدا از لايه هاي عميق مغز عبور مي کند و آنجا ما آن را احساس و تجربه مي کنيم و مي گوييم که فکري به ذهنمان خطور کرد.
در دريا، سطح آب پر از موج و تلاطم است و حرکت، نوسان فراوان دارد. اما عمق دريا کاملاً ساکت و آرام است و آن تلاطم و نوساني که در سطح مشاهده مي شود، ابداً در عمق نيست. با آنکه همه حبابها که در سطح به چشم مي خورند از همين قسمتهاي عميق مي آيند اما اينجا کاملاً ساکت و آرام است.
ما معمولاً با سطح مغز خود در ارتباطيم. آنجا که همه چيز، شلوغ و پر هياهوست. ما اگر قادر باشيم به قسمتهاي عميق تر مغز دست پيدا کنيم و به منشأ فکر راه يابيم، عملاً هم سکوت و سکون ذهني برايمان ميسر مي شود و هم به جايي مي رسيم که منشأ خلاقيت، تدبير و تمرکز فراوان است. مراقبه، چنين کاري مي کند. مراقبه شما را به قسمتهاي عميق مغز مي برد. به سکوت ذهن، به سکون فکر و به خالي ِ درون با تمام فوايد فوق العاده اي که يک مراقبه مداوم دارد، تمرين آن بسيار ساده و آسان است.
چگونه مراقبه کنيم؟
شما در هر وضعيتي که دوست داريد بنشينيد. توجه داريد که مراقبه حتماً بايد در حالت نشسته انجام شود. مراقبه در حالت خوابيده نداريم. وضعيتي راحت به خود مي گيريم. چشمهاي خود را مي بنديم و سکوت مي کنيم.
مانترا
مانترا يا ذکر در مراقبه، غالباً واژه اي بي معني است که صرفاً يک فرکانس صوتي دارد. يک صدا و صوت است و ديگر هيچ. نه معني دارد نه مفهوم. نه فکر را به خود مشغول مي کند. البته جلوتر، که از نقش ذکر در عرفان اسلامي به عنوان يک تمرين مؤثر براي ايجاد تمرکز صحبت مي کنيم، مي گوييم که ذکر در ابتدا بايد با معني باشد و سپس در اثر تکرار بر زبان و در ذهن بي معني مي شود. در مديتيشن وقتي به مراقبه نشستيد و چشمها را بستيد، حالا بايد واژه اي بي معني را مدام در ذهن خود تکرار کنيد. اين واژه به ميل خودتان، هر واژه بي معنايي مي تواند باشد.
در نزد يوگيها مهمترين و متداول ترين مانتراها صوت “اوم” مي باشد. يعني شخص مي نشيند، چشمها را مي بندد و مدام در ذهن خود تکرار مي کند: اوم، اوم، اوم . . . و اين عمل را 20 دقيقه مداوم انجام مي دهد.
روان شناسي امروز ثابت کرده است که با ذکر يک مانترا عملاً بعد از دقايقي تمام قسمتهاي ذهن را خستگي و رخوت مي گيرد و صرفاً يک نقطه فعال باقي مي ماند. مانتراي شما نيز مي تواند واژه “اوم” يا هر واژه بي معناي ديگري باشد که انتخاب مي کنيد. اما آنچه بسيار مهم است اين است که اين مانترا هميشه ثابت باشد و هيچ وقت آن را تغيير ندهيد و هميشه با اين مانترا مراقبه کنيد. اشتباه مسلمي که بعضي از معلمان تکنيک مديتيشن مرتکب مي شوند و امروزه علم آن را به شدت مردود اعلام مي کند، اين است که مي گويند هر کس مانترا يا صوتي مخصوص به خود دارد و ادعا مي کنند که قادرند مانتراي هر کسي را کشف کنند و مانتراي مخصوصش را به طور خصوصي اعلام کنند و حتي به او مي گويند که اين واژه صرفاً مال شماست و مراقب باشيد که آن را با هيچ کس در ميان نگذاريد. علم اين موضوع را امروزه کاملاً رد کرده است. شما مي توانيد هر واژه ثابتي را که دوست داريد انتخاب کنيد و هميشه از آن استفاده کنيد.
نکات مهم1. مراقبه يا مديتيشن را روزي دوبار صبح و بعد ازظهر و هر بار20 دقيقه انجام دهيد.
2. در مراقبه همه چيز بايد طبيعي پيش برود و هيچ قصد و منظوري نبايد داشته باشيد. اگر چه مراقبه دستاوردهاي فراواني از جمله بهبود تمرکز دارد اما هنگام انجام تکنيک، مطلقاً نبايد انتظار چيزي را داشته باشيد. حتي به اين فکر نکنيد که داريد با قسمتهاي عميق مغز ارتباط برقرار مي کنيد. فقط تکنيک را به مدت 20 دقيقه انجام دهيد و مانترا را تکرار و تکرار کنيد. پس هر انتظاري در طول مراقبه، خود نوعي فکر محسوب مي شود که اين تفکر با فلسفه انجام مديتيشن منافات دارد.
3. فکرهايي که در طول مراقبه به ذهن شما خطور مي کند کاملاً طبيعي است. مثلاً شايد حدوداً يک دقيقه از جريان مراقبه شما نگذشته باشد که فکري يا خاطره اي به ذهنتان خطور کند. اين کاملاً طبيعي است و مطلقاً نبايد جلوي اين روند طبيعي را بگيريد. بگذاريد فکر، شما را با خود به هر جايي که مي خواهد ببرد و دوباره به مانتراي خود باز گرديد. دوباره فکر ايجاد مي شود و دوباره مانترا. همان قدر از تکرار مانترا استقبال کنيد که از فکر استقبال مي کنيد. هر دو را به عنوان يک طبيعت و يک واقعيت بپذيريد.
4. در طول مراقبه لحظاتي هست که در ذهن شما فقط مانترا وجود دارد و لحظاتي هم هست که مي بينيد از مانترايتان غافل شده ايد و داريد فکر مي کنيد. لحظاتي وجود دارد که شما در ذهن خود هم مانترا داريد و هم فکر، و سرانجام زماني پيش مي آيد که شما نه مانترا داريد نه فکر. همه اينها طبيعي است. چه مانترا، چه فکر، چه فکر و مانترا با هم و چه هيچ کدام. براي همين است که مي گويند در مديتيشن همه چيز طبيعي است. بگذاريد با تکرار مانترايي که اراده کرده ايد، فکرتان به هر سو که مي خواهد برود؛ يا در مانترا غوطه ور شويد يا در فکر، يا در هردو و يا در هيچکدام. تأکيد مي کنيم هر مقاومتي در مقابل جريانهاي فکري که به ذهنتان خطور مي کند غلط است. فقط آسوده بنشينيد و به تکرار مانترا بپردازيد و اين را بيست دقيقه ادامه دهيد.
5. فکرهايي که به ذهن شما خطور مي کند، در حقيقت نوعي پالايش است. اين فکرها از قسمتهاي عميق ذهن يا ناخودآگاه يا حافظه بلند مدت به سطح مي آيند و خالي مي شوند. گاهي اوقات خاطره ديروز، رؤياي فردا و گاهي اوقات رويدادهاي گذشته شما به ذهنتان مي آيند. بگذاريد همه اينها بيرون آيند و درونتان پالايش شود. پس از چند روز تا چند هفته انجام تمرين مداوم اين تمرين، به چنان پاکي درون و خلأ ذهني مي رسيد که تجربه اش برايتان بسيار جالب و دوست داشتني است.
6. شرايط محيطي که در آن به انجام مراقبه مي پردازيد با شرايط ريلکسيشن تفاوتي ندارد. محيطي آرام، نسبتاً ساکت و بي دغدغه.
کلمه ام(om) .هندوها معتقدند كه اولين صوت در خلقت، اوم(OM) بوده ، گويي آفرينش از ( اوم) سرچشمه گرفته است. اوم ، صداي ارتعاش خلاق خداوند است كه در كتب مقدس با عناوين آمين ، كلمه و … به آن اشاره شده است. اوم را مي توانيد به چند صورت بيان کنيد.
او…..کشيده ، م کوتاه
او کوتاه،مممممممم….. کشيده
هم او……. کشيده هم مممم………….. کشيده .
www.zananetavanmand.com
@kinesis
تکنيک برونفکني 21

روش حلقه

دراز بکشيد و بدن خودرا کاملاً رها وشل کنيد.بايد چشمهاي شما بسته باشد و دهان شما کمي باز باشد.
همينطور که به اين فکر مي کنيد که بدن شما عميقاً شل شده تصور کنيد که يک حلقه نوراني ودرخشان بزرگ که ازانرژي ساخته شده در ارتفاع دو متر بالاتر از بدن جسماني شما در هوا قرار دارد.

اين حلقه بايد از تمام قد شما بزرگ تر باشد.

بينايي خود را کاملاً در ذهن خود ثابت نگه داريد و تجسم کنيد که اين حلقه بزرگ و درخشان آهسته به سمت پايين و به سمت شما مي آيد.

همچنان که حلقه انرژي از شما عبور مي کند،سعي کنيد که احساس کنيد انرژي وارد بدن شما مي شود و باعث ايجاد احساس ارتعاش مي گردد.

با شروع احساس ارتعاشات آنها را تقويت کنيد به اين ترتيب که چندين و چندين بار از داخل حلقه عبور کنيد.اگر اين روش تا اينجا درست انجام شده باشد،نهايتاً در سرتاسر بدن جسماني خود يک موج قوي از ارتعاشات را احساس خواهيد کرد،حتي ممکن است يک برونفکني نرم را احساس کنيد .

در اين موقع به احتمال قوي کالبد اختري شما به سمت بالا مي رود و از بدن جسماني شما دور مي شود.
jadoogary.rozblog.com
@kinesis
Forwarded from اتچ بات
خواص جادویی سنگها (قسمت ششم)

خواص سنگ یاقوت RUBY :
• ایجاد تعادل و تنظیم چاکرای اول یا ریشه ای
( یاقوت از طریق همه چاکراها، انرژی حیات بخشی به درون بدن می فرستد همچنین برای چاکرای چهارم یا قلب نیز بسیار مؤثر است )
• سنگ یاقوت هزاران سال است که بزرگترین جایگاه را در اسطوره ها، افسانه ها و فرهنگ عامیانه کشورها دارد و سلاطین سراسر دنیا از آن بعنوان طلسم و نظرقربانی استفاده می کردند.
• یاقوت حسی از قدرت را در شخص بوجود می آورد و اگر این قدرت به درستی اداره نشود، ممکن است به خشم یا افکار خودخواهانه بیانجامد.
• به طور کلی یاقوت به سنگ جذب ثروت و تقویت کننده انرژیهای جادوگری معروف است و هدیه گرانقدری برای بودا و کریشنا به شمار می رفته است.
• هندوها معتقدند درخشش قرمز رنگ این سنگ از آتشی درونی نشأت گرفته که هیچ انسانی قادر به خاموش کردن آن نیست !
• در افسانه ها آمده با نور آتش این سنگ میتوان بزرگترین ترسها را از بین برد.
• یاقوت سنگی فوق العاده ای برای وارد کردن شور و هیجان به زندگی است
• به تمرکز شما کمک کرده و شفافیت و خرد را به زندگی شما می آورد.
• یاقوت به شما کمک می کند تا به جای از این شاخه به آن شاخه پریدن، سودمندترین راهها را در زندگی انتخاب کنید
• یاقوت سپر قدرتمندی در برابر نیات پلید می سازد؛ اگر در مسئله ای حقوقی یا شخصی گرفتاری شدیدی دارید این سنگ به شما کمک می کند تا نتیجه خوبی بگیرید
• خوابیدن با یاقوت باعث می شود خوابهایی با تعبیر روشن ببینید و به خودآگاهتان اجازه می دهد تا با ناخودآگاهتان همکاری کند تا بتوانید شیاطین را دور کرده و شکستشان دهید.
• دیدن یاقوت در خواب به معنی ورود شانس یا ثروت به زندگی شماست
• یاقوت از روزگاران قدیم برای پاکسازی خون از سموم و حفاظت در برابر طاعون استفاده شده
• در تحریک غده آدرنال، تقویت سیستم گردش خون و مبارزه با عفونتهای داخلی مفید است.
• این سنگ که تحت تأثیر مریخ است در مراسم جادوگری برای افزایش انرژیهای ذاتی که در دسترس جادوگران است، استفاده می شود و یا در کنار شمع قرمزی قرار داده می شود تا وقتی احساس تخلیه انرژی در فرد بوجود آمد، انرژی بدهد. همچنین این سنگ گرمای بدن را افزایش می دهد
danagem.com
@kinesis
🔽لینک گروه پرسش و پاسخ توانایی های ذهن🔽
https://t.me/joinchat/BhLwqj75p4rQSwiNWGtNzw
توانایی های ذهن_kinesis
Koolho ser 3.pdf
👆👆👆
کتاب کله سر...
کتابی در رابطه با کیمیا ، لیمیا ، هیمیا ، سیمیا ، ریمیا که ابتدای هر کلمه را به ترتیب گرفته و نام کتاب آموزش این فنون نهاده اند...
توانایی های ذهن_kinesis
👆👆👆 کتاب کله سر... کتابی در رابطه با کیمیا ، لیمیا ، هیمیا ، سیمیا ، ریمیا که ابتدای هر کلمه را به ترتیب گرفته و نام کتاب آموزش این فنون نهاده اند...
علوم خفیه (کله سر)


علوم خَفیّه

علوم غریبه یکی از دو شاخهٔ "علوم" در تقسیمات باستانی است. شاخهٔ دیگر، یعنی علوم جَلیّه، به طب و منطق و هندسه و غیره مربوط است قوانین مشخصی داشت و در کتاب‌ها نوشته و در مکاتب تدریس می‌شد، ولی علوم خفیه ـ که علوم غریبه نیز نامیده می‌شوند ـ به نیروهای مافوق طبیعت می‌پردازد و اسرار آن در نزد عالمانش پنهان می‌ماند. باور اکثریت دانشمندان امروزی بر این است که توضیحات و ادعاهای نهان‌شناسی یا همان علوم خفیه با علم امروزین سازگاری ندارد و از راه‌های علمی بر مبنای روش‌های علوم امروزی اثبات‌پذیر نیست زیرا علوم امروزی بیشتر به نوعی ادامه دهندهٔ مسیر پوزیتیویسم (تجربه‌گرائی) صرف جهت رسیدن به حقایق هستند و با توجه به نسبی و ناقص بودن علوم امروزی نمی‌توان دلیل محکمی بر وجود یا عدم وجود چیزی که در این دایره (تجربه‌گرائی) نمی‌گنجد آورد. آنطور که نقل شده است ،

پنج علم غریبه وجود دارد كه از عامّه مردم مخفی و پنهان است و آن را خمسه مُحتحبه می نامند. و آن پنج علم عبارتند از: كیمیا، لیمیا،هیمیا، سیمیا،ریمیا و (كلمه سر) رمز آن علوم است. هر حرفی اشاره به علمی است. به این نکته می توان اشاره کرد که : علوم و فنونی مثل طالع‌بینی، جفر (عددشناسی) و رمل در رابطه با این علوم شکل گرفتند و استفاده می‌شوند

1- علم صناعت (علم كیمیا ):

علمی است كه بوسیله آن می‏توان قوای اجرام معدنی بعضی را به بعض دیگر تبدیل كرد. مثلاً بوسیله این علم می‏توان طلا و نقره را از فلزات جدا كرد. از این رو مردم در قدیم در آرزوی تبدیل مس به طلا بودند و به کیمیا گری علاقه فراوانی داشتند .

2- علم لیمیا (طلسمات):

علمی است كه بوسیله آن روح در بدن دیگری انتقال می یابد .همچنین می توان گفت علمی است كه از كیفیّت تاءثیر قدرت اراده و روح به وسیله ارتباط آن با ارواح قوی و بزرگ ، مانند ارتباط با فرشتگانی كه موكِّل ستارگانند، گفتگو دارد. ( كیفیّت تمزیج قوای فاعله عالیه با مفعوله سافله تا فعل غریب از آن حادث گردد. )

3- علم هیمیا (تسخیرات ) :

علمی است كه بوسیله آن سیارات هفتگانه را می‏شناسند و در اثر آن شناخت بوسیله ستاره‏های هفتگانه در زمین تصرف می‏كنند و كارهای عجیب و غریب در روی زمین انجام می‏دهند. و بعضی بر این عقیده اند که علمی است كه از تركیب قوای عالم بالا با عناصر عالم پایین برای دست یابی به تأثیرات عجیب بحث می كند كه مبتنی است بر وجود ارتباط میان ستارگان و نحوه قرار گرفتن آنها در آسمان با حوادث مادی و طبیعی ، و این كه اگر شكل خاصی از آن را كه مناسب با حادثه ای مانند مرگ یا حیات كسی است ، با صورت مادی مناسب آن تركیب كنند، مراد حاصل می شود . این علم همان فَنّ تسخیر است ؛ چون به وسیله آن ارواح قوی یا جنیان را تسخیر كرده و از آنان كمك می گیرد .

4- علم سیمیا:

علمی است كه انسان بوسیله یادگیری آن ، قدرتی عجیب برای انجام كارهای خارق العاده پیدا می‏كند. همچنین این علم از آمیختن قوایِ ارادی با قوای مادی خاص برای دست یابی به تصرّفات خاصّی در امور طبیعی ، مانند تصرّف و خیال كه آن را جادوی چشم می گویند، بحث می كند. این علم و فن ، از بارزترین مصداق های جادوگری است .نمونهٔ بارز سیمیاگران در طول تاریخ جادوگران اجیر‌شده توسط فرعون بودند كه در مقابل موسی (ع) قرار گرفتند .

5- علم ریمیا:

علم شعبده یا شعبده بازی است . یکی دیکر از اعجاب این علم این است به وسیله این علم می‏توانند در یك لحظه به هر کجا که بخواهند بروند . (مانند طی الارض) ( عبارت است از معرفت قوای جواهر ارضیّه و مزاج آنها در یكدیگر تا از آنها قوّتی حاصل شود كه از آن قوّة فعل غریب صدور یابد
@kinesis
شناخت ضمیر ناخودآگاه
قسمت دوم

10- در زندگی افراد گاهی وقابعی رخ می دهند که آنها مجبور می شوند , وظیفه سخت و یکنواختی را , به دلیایلی انجام دهند و زمان بخصوصی را در این حالت بگذرانند و هیچ راه گریزی هم در مقابل آن نمی توانند برای خود بیابند یا اینکه از اجرای آن سرباز زنند . در چنین شرایطی باید کوشش شود که با آن عمل یا وظیفه , برخورد عاقلانه و منطقی داشت و با آن شرایط به وجود آمده مبارزه کرد , تا این که شخص به نابودی کشیده نشود و آن عمل در آینده اثرات بدی در ضمیر باطن او از خود بجای نگذارد.
اگر کسی بتواند از وجود قدرت های ذاتی خویش , برداشت های مثبت و سازنده ای بکند , باید به این امر معتقد و مومن باشد که در زمان هر ناراحتی و گرفتاری و حتی بیماری ای که در ذات او وجود دارد , با دستیابی به این نیروها می تواند در هر مورد و عملی خود را موفق و رستگار بداند , زیرا شفای درد و گرفتاری اکثر افراد , در دست خود انها است.
یکی دیگر از شفابخش های جسم و روح و روان , وجود قدرت ایمان است و کسی که صاحب اعتقاد و ایمان درستی باشد , بمراتب بهتر از افراد بی ایمان می تواند گرفتاری های خود را حل کند , حال این ایمان می تواند به یک کوه سنگی یا درخت , یا فرد زنده و مرده ای باشد.
مرکز قدرت ایمان واقعی در ضمیر ناخودآگاه قرار دارد , یعنی در اصل قدرت ایمان از ضمیر ناخودآگاه هر یک از افراد بشر سرچشمه می گیرد و در زندگی آنها به طور دائم نوعی اثر دارد . چنانچه فردی قادر باشد ایمان را در ضمیر آگاه خود به وجود آورد و از آن محافظت کند , پس از چندی قدرت ایمان در ضمیر باطن وی بارور خواهد شد و سپس می تواند از محصولات آن بهره برداری های مثبت و سازنده بنماید و بر تمام خواست های خویش , جامه عمل بپوشاند , چون با وجود ایمان هر شخصی می تواند بر بی نیازی خود بیافزاید . ایمان یکی از بزرگترین مرحمت ها و الطاف خداوند متعال است که همگان به سادگی می توانند به آن دسترسی پیدا کنند و یا آن را لمس و درک نمایند.


11- زمانی که برای هر یک از افراد , از روی نیت پاک دعا یا نفرین می نمائید , این عمل باعث به وجود آمدن اثر امواج مثبت و منفی در وجود شما می شود. ضمن اینکه آثار دعا یا نفرین , نهایتا در یک زمانی بر ضمیر ناخودآگاه اثرات مثبت و یا منفی بجای خواهد گذارد . وقتی فردی برای یکی از عزیزان خود , از بطن وجود دعای خیر می کند , با این عمل خویش توانسته روح و روان خود را آرامش بخشد و ضمیرهایش را نیز مملو از خواست های نیک و خیر و مثبتی که سعادت و خوشبختی را در حیات ببار می آورند , نماید , چون خواستن خیر و برکت و خوبی برای دیگران , مسلما روزی باعث به وجود آمدن خیر و برکت در زندگانی خود دعا کننده می شود.

12- تنها نیروی عقلی بشر که در تمام مدت شبانه روز بیدار است و فعالیت دائم و مستمری را در اداره و ادامه حیات انجام می دهد , ضمیر ناخودآگاه است . این واحد اثیری , همیشه در حال سازندگی و مراقبت از فالیت های اعضاء غیرارادی جسم مادی , می باشد و برنامه مسیر آینده زندگانی را طرح ریزی می کند , به همین دلیل هم , هرگز نباید به این قسمت عقلی , اطلاعات و پیام های بد و مخرب تحویل داد , چون این عضو فعال حیات , با همان روش ها و اطلاعات داده شده , در خود برنامه ریزی می کند که بازتاب داده های ذهنی آن گاهی باعث درد و رنج و عذاب بشر , به صورت ناخواسته می شود.

13- در تمام طول عمر باید کوشش شود عقاید و اندیشه هایی را که خارج از منطق و یا به صورت اجباری هستند , به ذهن خود راه ندهیم و آنها را به صورت یک مطلب حقیقی نپذیریم , زیرا پذیرش چنین افکاری , همیشه موجب ناراحتی و مزاحمت و بروز ترس و وحشت های گوناگون در وجود می گردند. با توجه به این که ضمیر آگاه هر فردی از حقیقت پوچ و باطل بودن آن آگاهی کامل دارد , ولی گاهی خود شخص آن اعتقادات را به صورت تظاهر و برای اغفال دیگران و حتی برداشتهای خود , می پذیرد و اثرات آن اعمال , پس از چندی وارد ضمیر ناخودآگاه وی می شود و سپس خرابی روح و روان و در نهایت مسیر تکاملی را ببار می آورد.
در چنین مواقعی ضمیر ناخودآگاه در سرگردانی عجیبی بسر می برد چون از این حقیقت آگاهی کامل دارد که ضمیرآگاه آن را به صورت قطعی نپذیرفته و تنها از نظر ظاهری به آن فکر و اندیشه ها معتقد است , لذا ضمیر ناخودآگاه می تواند این گروه از افکار و عقاید و خواست ها را به صورت عادی در خود جای دهد و آنها را پس از مدتی در ضمیر ناخودآگاه بایگانی کند . این افکار معمولا در این ضمیر , به شکل سرگردان و بدون محل بایگانی کامل و مشخصی , بسر می برند و هرچند مدت یکبار , به گونه ای خود را در وجود اشخاص ظاهر می نمایند . زمانی که اینگونه افکار و عقاید در ضمیر کسی ظاهر می گردند , صاحب این ضمیر ها , فردی دمدمی مزاج و بی ثبات می شود.
14- یکی از بزرگترین نیروهایی که در ضمیر ناخودآگاه وجود دارد و باعث وجه تمایز و برتری افراد نسبت به یکدیگر می شود , قدرت بی نیازی برخی از افراد نسبت به دیگران است , یعنی این نیروی ذاتی که درون بخشی از ذاتی و عقلی افراد وجود دارد , موجب می شود که شخص , خود را در زندگی فردی و اجتماعی , بی نیاز احساس کند و هرگز دست به سوی کسی غیر از خداوند بزرگ دراز نکند , چون او خود را از هر نظر بی نیاز می داند و احساس غنی بودن است که در زندگانی هر فردی بی نیازی واقعی را به وجود می آورد و این افراد که بر نیروی عقلی خود مسلط هستند و اندیشه های خوبی را به ضمیر آگاه و ناخودآگاه خویش روانه کرده اند , همیشه در حد درآمدشان خود را بی نیاز می دانند و خوشحال و شاکر هستند و پای خویش را از حد گلیمی که دارند , درازتر نمی کنند و کوشش دارند که برای امرار معاش خود , حق دیگران را به هر نحوی که امکان پذیر است پایمال ننمایند و حتی گاهی از حق خود بخاطر رضای خدا و سود دیگران می گذرند.

15- افراد پس از رسیدن به رشد جسمی و عقلی , برای امرار معاش و ادامه زندگی , مبادرت به انتخاب شغل و یا حرفه ای می نمایند و از این زمان است که برخی از آنها آرامش خود را از دست می دهند و یا آرام به ادامه زندگی خویش می پردازند , زیرا انتخاب شغل یکی از مهمترین عواملی است که تاثیرات بسیار مهم و شگرفی را در وضع روحی و مادی و معنوی و اخلاقی افراد از خود بجای می گذارد . زمانی که فردی کاری را برای خود انتخاب می کند شایسته است به این شغل انتخاب شده علاقه داشته باشد , تا پس از مدتی از آن واخورده و خسته نشود که مجبور به رها کردن آن گردد . اگر در کار و حرفه ای کشش و علاقه قلبی و واقعی وجود نداشته باشد , مسلما عشق کاری هم در میان نخواهد بود , چون همیشه علاقه به کار باعث به وجود آمدن عشق و محبت و آرامش خیال می شود و کسی که مشغول به کار مورد علاقه اش می شود , در تمام مدت کاری خود , خوشحال و خندان و لذت فراوانی از شغل خود می برد و کارش را با دل و جان انجام می دهد و نتیجه آن در ضمیر ناخودآگاه او نقش مثبت می بندد و بعدها موجب باز شدن گره های زندگی وی می گردد و در آن کار نیز صاحب ابتکار و نوآوری های جدیدی خواهد بود.

16- ضمیر ناخودآگاه هر فردی , در اختیار روح وی می باشد و روح بر این قسمت عقلی نظارت مستقیم دارد و آن را تحت کنترل خود قرار می دهد و زمانی که روحی , جسم مادی بشر را ترک می گوید, کلیه ملکات عقلی , من جمله محفوظات ضمیر ناخودآگاه را که در تن پوش قرار دارد همراه خود به عوالم روحی انتقال می دهد . عده زیادی از افراد , وجود این ملکات را جزو قدرت جسم مادی خود می دانند و بر این باورند که پس از مرگ , تمامی آنها با جسم مادی از بین خواهند رفت . در صورتی که اکثر ملکات جزو وجود ذاتی روح هستند و زمانی که روح , جسم مادی را رها می کند و به یکی از جهان های روحی انتقال می یابد , این خصائل و ملکات را نیز همراه خود به آن جهان می برد.

علاوه بر شناخت هایی که دانستن آنها موجب آرامش خیال و آسودگی فکر در افراد بشر می شوند , نکات بسیار کوچکی نیز وجود دارند که در زندگی باید به آنها توجه کرد.

الف ) راه دادن اندیشه های درست و خوب به افکار و ذهن , یک نوع مسکن روحی است که باعث آرامش و سبامت روح و روان آدمی می شود.

ب) در زمان حیات مادی , عواملی وجود دارند که گاهی به طور خواسته یا ناخواسته در زندگی اشخاص بروز می کنند و رفته رفته ذهن و افکار افراد را اشغال می نمایند , مانند حس دشمنی , کینه توزی , انتقام جویی که اغلب آنها باعث بروز عذاب و ناآرامی هایی در اشخاص می شوند و گاهی ریشه آنها به جایی می رسند که اتفاقات بد و خطرناکی در زندگی روی خواهند داد و برای مدتی محدود و یا دائمی , موجب بوجود آمدن عذاب روح و جسم می شوند.

پ) وابستگی های مادی ,, خود یک نوع عذاب دیگر است که مردم به طور ناخواسته برای خویش فراهم می کنند و با اندوختن ثروت و مکنت و اموال , به تصور این که در رفاه مادی قرار گرفته اند , خود را گرفتار برخی از ناراحتی های روحی می نمایند. البته وابیتگی چیزی نیست که کسی بتواند در طول عمر , از آن بگذرد و هیچگونه دلبستگی به آن نداشته باشد , چون هر فردی دارای جسم مادی است و این جسم برای ادامه حیات خود , احتیاج به ماده دارد و باید احتیاجات این عنصر مادی را به نحوی برآورد تا آن را از نابودی نجات دهد , ولی این نیاز دارای حدی است که نباید از آن تجاوز کند وگرنه , ثروت اضافی غیر از عذاب و ناراحتی و فشارهای روحی , هیچ اثر دیگری در زندگی افراد ندارد و پس از مرگ وی هم آن ثروت موجب کدورت خاطر و هرج و مرج زندگی بازماندگان وی می شود.
ت) حسادت یکی دیگر از دشمنان روح و ویرانگر آرامش فرد است و اثرات مخربی بر ضمیر ناخودآگاه از خود بجای می گذارد , چون فرد حسود هرگز نمی تواند در حالت تعادل کامل بسر ببرد و روح خود را در عذاب و ناراحتی قرار ندهد . فرد حسود با دیدن هر چیز یا شیئی که مال خود او نیست , ناراحت می شود , زیرا هر آنچه را که در عالم است برای خود می خواهد و جهت بدست آوردن آنها در حد مقدورات , از هیچگونه کوششی فروگذاری نمی کند , در نتیجه دائما روح و جسم خود را در عذاب و نگرانی و ناراحتی های مختلف قرار می دهد.

ث) شناخت ذات وجود و قدرت های روحی , موجب می شود تا هر فردی بتواند در طول حیات , بر اعمال و کردار و رفتار خود مسلط شود و هدف از رفتار خود را به درستی بداند و ذات خویش را بشناسد.
کسانی که شناخت هایی نسبت به روح خود و دیگران دارند , معمولا اختلافات و ناراحتی های کمتری را در جوامع کوچک و بزرگ تحمل می کنند و در دوستی , محبت های پایداری را ادامه می دهند , ولی عدم شناخت های روحی باعث می شوند که زندگانی مسالمت آمیزی در بین افراد مشاهده نشود.

ج) خوابیدن و برخاستن به موقع برای سلامت و آرامش روح و ضمیر های بشر بسیار مناسب است و بی خوابی باعث بروز برخی از ناراحتی ها در وجود افراد می شود که مهمترین آنها عبارتند از :

بر انگیختن خشم و عصبانیت , کند ذهنی , بی اشتهایی , بی تفاوتی , نگرانی و حتی نخوابیدن های مکرر و مستمر اشخاص , گاهی در نهایت موجب بروز نوعی جنون می گردد.

خوابیدن و نیاز بشر به خواب , امری است حتمی و واجب و غیر قابل انکار , چون همانگونه که برای ادامه حیات مادی هر فردی باید به جسم , غذاهای مختلفی را بخوراند تا قادر به فعالیت های روزانه گردد , به همان ترتیب هم باید به روح نیروهای لازم را وارد نماید تا بتواند در زمان حیات مادی از خود مقاومت و ایستادگی نشان دهد و بهترین غذایی را که می توان برای روح تدارک دید , نزدیکی صحیح و خوابیدن است.

روح در زمان خوابیدن افراد می تواند جسم مادی را برای مدتی ترک گوید و جهت کسب انرژی , خود را به عوالم روحی سفر می کند , قسمتی از ضمیر ناخودآگاه همراه روح است و این ضمیر می تواند , کلیه نقاط سفر را مشاهده کند و آنها را تشخیص دهد و در تمام وقایع و حرکات روحی شرکت داشته باشد و گاهی هم طی شرایط خاصی , اطلاعات برخی از این مسافرت ها را به ضمیر آگاه انتقال دهد که بشر قسمتی از آنها را به صورت رویا به یاد می آورد و مابقی در ضمیر ناخودآگاه باقی می ماند.

اگر به کسی اجازه خوابیدن داده نشود و روح قادر نباشد جهت کسب انرژی از کالبد جسمی خارج گردد , پس از مدتی عاصی و ناراحت می شود , به طوریکه حالت های جسم مادی افراد بتدریج تغییر می یابند و در نهایت کار بجایی می رسد که روح عصیان کرده و به طریقی خود را از جسم مادی رها می سازد . در این مواقع گاهی اتفاق می افتد که روح برخی از رشته های نقره ای را از جسم مادی جدا می کند و برای به دست آوردن انرژی بیشتر به عوالم بالاتر حرکت می کند , ولی با این چند رشته نمی تواند خود را به محل دلخواه و عوالم روحی مناسب برساند و نتیجتا , مدت ها در پریشانی و سرگردانی باقی می ماند . در چنین شرایطی حالت جنون خفیف و یا گاهی دیوانگی در افراد نسل بشر , بروز خواهد کرد و نسبت جنون در این مواقع بستگی به مقدار کسب انرژی روح از عوالم روحی را دارد . یعنی اگر روح بتواند خود را به طور کامل به عوالم روحی برساند ,حالت عادی در افراد باقی می ماند و هر چه رسیدن به آن نقطه اوج , پائین تر باقی بماند , حالت جنون و دیوانگی در او بیشتر مشاهده می گردد و تعادل کنترل عقلی خود را به همان نسبت از دست می دهد و هرچه روح بتواند رشته های بیشتری را در این زمان بی خوابی از جسم جدا , به ننقطه اوج بالاتری دست می یابد , یعنی اگر یک یا دو رشته از رشته های نقره ای از جسم مادی جدا شده باشد , روح نیز دارای قدرت کمتری می شود و نمی تواند خود را به عوالم روحی برساند به همین دلیل هم آشفتگی فراوانی در جسم مادی افراد به وجود می آید و هر چه این گسیختگی های طناب های نقره ای بیشتر باشند , روح به آرامش بیشتری دست می یابد و حتی در برخی از مواقع تمام رشته های حیات را روح از جسم مادی جدا می کند و در نتیجه مرگ طبیعی در اثر بی خوابی فرا می رسد و , روح به آرامش کامل خود دست می یابد.

metaphysic.persiangig.com
@kinesis