دیگه دوران منتظر موندن برای زیرنویس فارسی بازی ها یا ویدیو های یوتیوب و دوره ها گذشته، اما این به معنی حل شدن کامل مشکل نیست. خیلی از بازی های مستقل، نرم افزار های تخصصی یا ویدیو های آموزشی اصلا زیرنویسی ندارن که بخواد ترجمه بشه.
پروژه Translumo میاد با استفاده از هوش مصنوعی و موتور های OCR، دیالوگ ها و متن های در حال نمایش رو در لحظه اسکن میکنه و به زبان دلخواهتون (مثلا فارسی) بدون وقفه حین بازی یا پخش ویدیو ترجمه میکنه.
گزینه خوبیه برای زمانی که میخواید بدون درگیر شدن با پروسه پیدا کردن زیرنویس، مفهوم یک بازی یا ویدیوی زبان اصلی رو متوجه بشید.
لینک ریپو:
https://github.com/ramjke/Translumo
#repo
@Kerniv
پروژه Translumo میاد با استفاده از هوش مصنوعی و موتور های OCR، دیالوگ ها و متن های در حال نمایش رو در لحظه اسکن میکنه و به زبان دلخواهتون (مثلا فارسی) بدون وقفه حین بازی یا پخش ویدیو ترجمه میکنه.
گزینه خوبیه برای زمانی که میخواید بدون درگیر شدن با پروسه پیدا کردن زیرنویس، مفهوم یک بازی یا ویدیوی زبان اصلی رو متوجه بشید.
لینک ریپو:
https://github.com/ramjke/Translumo
#repo
@Kerniv
پاول دورف اسم ارز TON رو از Toncoin به Gram تغییر داده(همون اسمی که پروژه در ابتدا با اون معرفی شده بود)
چیزی که برام جالبه اینه که دلیل این تغییر هنوز خیلی شفاف نیست. TON در جستجو ها معمولا با واحد اندازه گیری وزن و مفاهیم دیگه قاطی میشه، اما از اون طرف Gram هم خودش یک واحد اندازه گیریه، برای همین بعیده ماجرا فقط به بحث برندینگ یا سئو محدود بشه.
نکته مهمتر اینه که دورف آخر پستش نوشته این گام ۴ از ۷ هست. به نظر میاد خود تغییر نام اونقدر مهم نیست، مهم اینه که توی این ۳ گام بعدی چه چیزی قراره معرفی بشه. ۳ هفته دیگر خواهیم دید...
@Kerniv
چیزی که برام جالبه اینه که دلیل این تغییر هنوز خیلی شفاف نیست. TON در جستجو ها معمولا با واحد اندازه گیری وزن و مفاهیم دیگه قاطی میشه، اما از اون طرف Gram هم خودش یک واحد اندازه گیریه، برای همین بعیده ماجرا فقط به بحث برندینگ یا سئو محدود بشه.
نکته مهمتر اینه که دورف آخر پستش نوشته این گام ۴ از ۷ هست. به نظر میاد خود تغییر نام اونقدر مهم نیست، مهم اینه که توی این ۳ گام بعدی چه چیزی قراره معرفی بشه. ۳ هفته دیگر خواهیم دید...
@Kerniv
Forwarded from R.I.S.E.
یک اکوسیستم متن باز برای توسعه زیرساخت های ارتباطی مقاوم و غیرمتمرکز بر پایه دلتاچت
در این ۵ ماه که اینترنت بین الملل مورد تهدید قرار گرفته بود، ما تمام تلاش خودمون رو کردیم تا ارتباطات آزاد و امن رو فعال نگهداریم.
بخشی از گزارش فعالیت ما طی ۵ ماه گذشته:
— بیش از ۳۰ هزار کاربر فعال
— بیش از ۱ میلیارد پیام جابهجا شده
— میانگین پیک ترافیک روزانه: ۲ ترابایت
— میانیگن پیک ترافیک هفتگی: ۱۰ ترابایت
چطور زیرساخت رو برای مقیاس پذیری بالا بهینه کردیم و ظرفیت پذیرش کاربران رو افزایش دادیم:
ما یک فورک اختصاصی از ایمیلسرور Stalwart (نوشتهشده با Rust و طراحیشده برای مقیاسپذیری بالا) توسعه دادیم و اون رو برای الگوی ارتباطی دلتاچت بهینه کردیم.
با این تغییرات، زیرساخت دلتاچت به گونهای تنظیم شد که بتونه از چت های لحظهای در گروه ها و کانال های چند هزار نفری پشتیبانی کنه. همچنین امکان ارسال و دریافت فایل های حجیم نیز بدون مشکل فراهم شد.
یکی از نتایج مهم این بهینه سازی، پایداری رله «ارسلان» با بیش از ۲۰ هزار کاربر فعال بود؛ اون هم تنها روی ۸ هسته پردازشی، ۸ گیگابایت رم و ۱۰۰ گیگابایت SSD، در شرایط کاملا پایدار.
چرا دلتاچت رو انتخاب کردیم؟:
ما در این مدت پلتفرم های غیر متمرکز مختلفی رو بررسی کردیم. بررسی های ما نشون داد که با بهینه سازی درست زیرساخت ایمیل، «دلتاچت» میتونه امن ترین، بهینه ترین از لحاظ مصرف منابع و پایدارترین پلتفرم برای شرایط فعلی شبکه ما باشه.
با توجه به بررسی هایی که در ۵ ماه گذشته داشتیم و بازخورد هایی که گرفتیم از نظرمون با پیادهسازی درست، دلتاچت پتانسیل و توانایی رقابت با پیامرسان های حکومتی رو دارد و از این پس میتونیم تلاش خودمون رو بر مبنای رقابت مستقیم و جذب کاربر ها از پیامرسان های حکومتی به دلتاچت رو داشته باشیم.
اهداف ما:
- افزایش و بهینه سازی زیرساخت با هدف پشتیبانی از کاربران در مقیاس بزرگ و پایدار
— توسعه شبکه رلههای فدره (Federated) در دلتاچت، به طوری که همه رله ها بتونن با هم به صورت پایدار در ارتباط باشن
— افزایش تعداد رلهها برای توزیع بار، افزایش پایداری و بهبود عملکرد کل شبکه
— مشارکت در توسعه نرم افزار دلتاچت
— گسترش اکوسیستم دلتاچت از طریق اپلیکیشنها، ربات ها و ابزار های تعاملی (مثل WebXDC)
توسعه دهندگان:
ما به توسعه دهندگان در حوزه های کلی زیر نیاز داریم:
— زیرساخت و سیستم (سرورها، رلهها، معماری توزیعشده)
— توسعه کلاینت (وب و موبایل)
— توسعه ربات های دلتاچت
— ابزار ها و اپلیکیشن های WebXDC
— پایداری و بهینه سازی شبکه
همکاری و حمایت مالی (اسپانسرشیپ): برای رشد و پایدار نگه داشتن زیرساخت، به همکاری حامیان و تأمین کنندگان منابع نیاز داریم. هدف ما توسعه و نگهداری رله های فدره و مقیاس پذیره که بتونه بار کاربران در سطح بزرگ رو بدون اختلال مدیریت کنه.
حمایت میتونه به شکل تأمین سرور، منابع زیرساختی یا پشتیبانی مالی باشه. در مقابل، امکان همکاری بلندمدت تبلیغاتی و استفاده از ظرفیت های شبکه ما برای معرفی و دیده شدن و... در اختیار حامی ها قرار میگیره.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
احتمالا این روز ها این بات های تلگرام رو دیدین که واردش میشی، یه لینک رفرال میده بعد میگه باید ۵ نفر رو دعوت کنی و اون ۵ نفر هر کدوم یک نفر رو دعوت کنن تا بهتون ۳ TON بده. ظاهرش شبیه یه ایردراپه، ولی قضیه در واقع رشد یک سیستم ویروسیه.
ماجرا اینه که به جای هزینه تبلیغات، همون پول رو به کاربر ها میدن تا خودشون تبدیل بشن به موتور رشد و تبلیغات. اون چند TON اول هم فقط برای اینه که وارد چرخه بشی و شروع کنی به دعوت کردن.
قدرت اصلی این سیستم توی رشد نماییشه. یعنی هر نفر چند نفر رو وارد میکنه و اون ها هم همین کارو تکرار میکنن و خیلی سریع شبکه بزرگ میشه:
1 نفر -> 5 نفر -> 25 نفر -> 125 نفر -> 625 نفر و...
میبینید خیلی راحت یک نفر تونست چه شاخه بزرگی رو درست کنه؟ برای همین بدون تبلیغات سنگین، خیلی سریع میتونه به هزاران یا حتی میلیون ها کاربر برسه.
نکته مهمتر اینه که فقط کاربر جمع نمیکنن؛ همزمان دارن شبکه ارتباطی رو هم ثبت میکنن. اینکه چه کسی با چه کسی وارد شده، چه کسی بیشتر پخش میکنه و جریان رشد از کجا شروع میشه. اینطوری یک دیتابیس زنده از روابط و رفتار کاربران ساخته میشه که ارزشش حتی از اون چند TON اولیه خیلی بیشتره.
@Kerniv
ماجرا اینه که به جای هزینه تبلیغات، همون پول رو به کاربر ها میدن تا خودشون تبدیل بشن به موتور رشد و تبلیغات. اون چند TON اول هم فقط برای اینه که وارد چرخه بشی و شروع کنی به دعوت کردن.
قدرت اصلی این سیستم توی رشد نماییشه. یعنی هر نفر چند نفر رو وارد میکنه و اون ها هم همین کارو تکرار میکنن و خیلی سریع شبکه بزرگ میشه:
1 نفر -> 5 نفر -> 25 نفر -> 125 نفر -> 625 نفر و...
میبینید خیلی راحت یک نفر تونست چه شاخه بزرگی رو درست کنه؟ برای همین بدون تبلیغات سنگین، خیلی سریع میتونه به هزاران یا حتی میلیون ها کاربر برسه.
نکته مهمتر اینه که فقط کاربر جمع نمیکنن؛ همزمان دارن شبکه ارتباطی رو هم ثبت میکنن. اینکه چه کسی با چه کسی وارد شده، چه کسی بیشتر پخش میکنه و جریان رشد از کجا شروع میشه. اینطوری یک دیتابیس زنده از روابط و رفتار کاربران ساخته میشه که ارزشش حتی از اون چند TON اولیه خیلی بیشتره.
@Kerniv
👍3
یک ابزار اوپن سورس برای مدیریت متمرکز، سرور ها، SSH، داکر کانتینر ها و VPS وجود داره به اسم Xpipe.
به جای اینکه برای هر سرور ترمینال جدا باز کنید یا کامند های مختلف یادتون باشه، میاد تمام کانکشن ها رو توی یک محیط نشون میده و شما میتونید مستقیم از همونجا وارد هر سرور یا کانتینری بشید و مدیریتش کنید.
برای کسایی که چند تا VPS یا محیط توسعه مختلف دارن، انصافا خیلی جمع و جور و کاربردیه.
Website: https://xpipe.io
GitHub: https://github.com/xpipe-io/xpipe
#repo
@Kerniv
به جای اینکه برای هر سرور ترمینال جدا باز کنید یا کامند های مختلف یادتون باشه، میاد تمام کانکشن ها رو توی یک محیط نشون میده و شما میتونید مستقیم از همونجا وارد هر سرور یا کانتینری بشید و مدیریتش کنید.
برای کسایی که چند تا VPS یا محیط توسعه مختلف دارن، انصافا خیلی جمع و جور و کاربردیه.
Website: https://xpipe.io
GitHub: https://github.com/xpipe-io/xpipe
#repo
@Kerniv
👍2
نظرتون راجع به آپدیت اخیر تلگرام چیه؟
Final Results
36%
خیلی بهتر شده
22%
آپدیت مزخرفیه + یه پس کله ای به پاول دورف
10%
هنوز آپدیت نشده
33%
دیدن نتایج
یه مقاله جالب خوندم درباره autocomplete برای حدود ۲۴۰ میلیون دامنه
چیزی که برام جالب بود، فقط این نبود که دیتابیس چقدر سریع جواب میده، نکته اصلی این بود که سیستم کاری کرده نتیجه ها قبل از اینکه کاربر حس کنه منتظر مونده، آماده باشن.
ایدش سادست، ولی خیلی هوشمندانست:
وقتی کاربر کلید رو فشار میده، سیستم از همون لحظه شروع میکنه به آماده کردن پیشنهاد ها.
بعد وقتی کاربر کلید رو رها میکنه و انتظار داره نتیجه ببینه، جواب ها قبلا توی cache آماده شدن.
یعنی به جای اینکه بعد از تایپ تازه سرچ شروع بشه، سرچ یه مقدار زود تر شروع میشه. در واقع این خیلی خوب میاد تفاوت سرعت فنی و سرعت ادراک شده توسط کاربر رو نشون میده.
چون ممکنه API توی چند میلی ثانیه جواب بده، ولی اگه UX درست طراحی نشده باشه، کاربر همچنان حس کندی میگیره. از اون طرف، با prefetch، cache و طراحی درست، حتی سرچ داخل دیتای خیلی بزرگ هم میتونه تقریبا آنی حس بشه.
لینک مقاله
@Kerniv
چیزی که برام جالب بود، فقط این نبود که دیتابیس چقدر سریع جواب میده، نکته اصلی این بود که سیستم کاری کرده نتیجه ها قبل از اینکه کاربر حس کنه منتظر مونده، آماده باشن.
ایدش سادست، ولی خیلی هوشمندانست:
وقتی کاربر کلید رو فشار میده، سیستم از همون لحظه شروع میکنه به آماده کردن پیشنهاد ها.
بعد وقتی کاربر کلید رو رها میکنه و انتظار داره نتیجه ببینه، جواب ها قبلا توی cache آماده شدن.
یعنی به جای اینکه بعد از تایپ تازه سرچ شروع بشه، سرچ یه مقدار زود تر شروع میشه. در واقع این خیلی خوب میاد تفاوت سرعت فنی و سرعت ادراک شده توسط کاربر رو نشون میده.
چون ممکنه API توی چند میلی ثانیه جواب بده، ولی اگه UX درست طراحی نشده باشه، کاربر همچنان حس کندی میگیره. از اون طرف، با prefetch، cache و طراحی درست، حتی سرچ داخل دیتای خیلی بزرگ هم میتونه تقریبا آنی حس بشه.
لینک مقاله
@Kerniv
شرکت متا از کارمند هاش جاسوسی کرد تا AI کارشون رو یاد بگیره
متا یه پروژه داخلی به اسم MCI داشته که روی سیستم بعضی از کارمند های آمریکا اجرا میشده. مسئله فقط ردیابی حرکت ماوس و کلیک نبوده؛ داخل دیتایی که جمع میشده، پرامپت ها، transcription ها، مکالمات خصوصی، داده های عملکردی و حتی اطلاعات حساس کارمند ها هم بوده.
هدف پروژشون هم این بوده که AI بفهمه یه دولوپر کجا اشتباه میکنه، چطور دیباگ میکنه، چطور با فرم ها، dropdown ها، shortcut ها و محیط های داخلی کار میکنه و....
بعد هم بخشی از همین دیتا بخاطر مشکل توی سطح دسترسی داخلیشون، برای افراد بیشتری داخل شرکت قابل مشاهده شده.
اینجا میتونید بیشتر راجع بهش بخونید
پ.ن: یعنی این متا از وقتی یادمه حریم خصوصی زیر پاش بوده. خوشبختانه هیچوقت محصولاتش رو دوست نداشتم که حالا بابت امن نبودنشون حسرت استفاده نکردنشون رو بخورم.
@Kerniv
متا یه پروژه داخلی به اسم MCI داشته که روی سیستم بعضی از کارمند های آمریکا اجرا میشده. مسئله فقط ردیابی حرکت ماوس و کلیک نبوده؛ داخل دیتایی که جمع میشده، پرامپت ها، transcription ها، مکالمات خصوصی، داده های عملکردی و حتی اطلاعات حساس کارمند ها هم بوده.
هدف پروژشون هم این بوده که AI بفهمه یه دولوپر کجا اشتباه میکنه، چطور دیباگ میکنه، چطور با فرم ها، dropdown ها، shortcut ها و محیط های داخلی کار میکنه و....
بعد هم بخشی از همین دیتا بخاطر مشکل توی سطح دسترسی داخلیشون، برای افراد بیشتری داخل شرکت قابل مشاهده شده.
اینجا میتونید بیشتر راجع بهش بخونید
پ.ن: یعنی این متا از وقتی یادمه حریم خصوصی زیر پاش بوده. خوشبختانه هیچوقت محصولاتش رو دوست نداشتم که حالا بابت امن نبودنشون حسرت استفاده نکردنشون رو بخورم.
@Kerniv
👍17 5😁2
یه زمانی مردم با اسب مسافر جا به جا میکردن. بعد موتور اومد؛ رانندگی با موتور رو یاد گرفتن و به کارشون ادامه دادن. بعد هم ماشین اومد و باز یک مهارت جدید یاد گرفتند.
بعد از این همه سال، یک چیز تغییر نکرده: نیاز مردم به جابهجایی.
چیزی که عوض شده ابزار ها و مهارت ها بوده.
دنیای فناوری هم دقیقا همینطوره. هر چند سال یک بار یک ابزار جدید، یک زبان جدید یا یک موج جدید مثل AI میاد. خیلی ها فکر میکنن قراره همه چی رو نابود کنه، ولی معمولا چیزی که از بین میره شغل نیست؛ مهارتیه که بهروز نشده.
کسایی که یاد میگرن خودشون رو با ابزار های جدید وفق بدن، همچنان جایگاهشون رو حفظ میکنن. همونطور که مسافرکشِ دیروز از اسب به موتور و از موتور به ماشین رسید، آدم های امروز هم از ابزار های قدیمی به ابزار های جدید میرسن.
تکنولوژی عوض میشه(شده و خواهد شد) مسئله اینه که ما چقدر حاضر باشیم پا به پای تغییراتش خودمون رو آپدیت کنیم.
@Kerniv
بعد از این همه سال، یک چیز تغییر نکرده: نیاز مردم به جابهجایی.
چیزی که عوض شده ابزار ها و مهارت ها بوده.
دنیای فناوری هم دقیقا همینطوره. هر چند سال یک بار یک ابزار جدید، یک زبان جدید یا یک موج جدید مثل AI میاد. خیلی ها فکر میکنن قراره همه چی رو نابود کنه، ولی معمولا چیزی که از بین میره شغل نیست؛ مهارتیه که بهروز نشده.
کسایی که یاد میگرن خودشون رو با ابزار های جدید وفق بدن، همچنان جایگاهشون رو حفظ میکنن. همونطور که مسافرکشِ دیروز از اسب به موتور و از موتور به ماشین رسید، آدم های امروز هم از ابزار های قدیمی به ابزار های جدید میرسن.
تکنولوژی عوض میشه(شده و خواهد شد) مسئله اینه که ما چقدر حاضر باشیم پا به پای تغییراتش خودمون رو آپدیت کنیم.
@Kerniv
👍8 4❤2👎1
نظرتون راجع به هوش مصنوعی چیه؟
Final Results
21%
میخام برگردیم به عصری که وجود نداشت
62%
عالیه که هست و بودنش رو دوست دارم
17%
چی بگم والا (دیدن نتایج)
Google
Free VPN for Chrome - VPN Proxy VeePN - Chrome Web Store
Fast, ultra secure, and easy to use VPN service to protect your privacy online. Enjoy Unlimited Traffic and Bandwidth!
اگه برای وب گردی و یوتیوب VPN رایگان توی مرورگرتون میخواید، این افزونه برای من خیلی خوب کار کرده:
https://chromewebstore.google.com/detail/free-vpn-for-chrome-vpn-p/majdfhpaihoncoakbjgbdhglocklcgno
سرعتش خوبه و تا الان هم اذیت نکرده.
@Kerniv
https://chromewebstore.google.com/detail/free-vpn-for-chrome-vpn-p/majdfhpaihoncoakbjgbdhglocklcgno
سرعتش خوبه و تا الان هم اذیت نکرده.
فقط برای کار های حساس ترجیجا ازش استفاده نکنید.
@Kerniv
❤12 2
ما وقتی به گذشته نگاه میکنیم، میبینیم هر پیشرفتی یک بازه زمانی مشخصی داشته تا جامعه فرصت سازگاری پیدا کنه. اما با موج هوش مصنوعی، همه چیز با سرعتی پیش میره که انگار این فرصت داره از بین میره.
اگه یادتون باشه، ایلان ماسک و چند نفر دیگه، حدود ۳ سال پیش یه جورایی گفتن سرعت رشد هوش مصنوعی خیلی زیاده و کمش کنید. اون موقع شاید این حرف خنده دار به نظر میومد. مثلا با خودت میگفتی یعنی چی که سرعتشو کم کنیم؟
و الان میتونیم خیلی بهتر درک کنیم که چرا اون حرف رو زده، و به وضوح میبینیم که جامعه هنوز قدرت پذیرش این تغییر رو به این شدت نداره که سریع بخواد همه چیز عوض بشه، یا سریع بخواد شغل ها عوض بشن، آموزش عوض بشه، ترز فکر تغییر کنه و...
قبلا برای پذیرش یک فناوری جدید، یک بازه زمانی مثلا ۱۰، ۲۰، ۳۰ ساله وجود داشت برای اینکه جامعه کم کم عادت کنه و تغییر رو بپذیره. الان عملا اینطور نیست.
شرکت ها رقابت میکنن سر اینکه کی زودتر و کی بهتر بتونه یک محصول رو بده بیرون. یا اینکه کی میتونه از هوش مصنوعی به شکل بهتری برای ارائه دادن محصول استفاده کنه.
باز بیشتر که نگاه میکنیم، توی همین چند سال گذشته، زندگی اینقدر دچار تحول و تنش و استرس نشده بود.
من با خودم میگم اگه پیشرفت با سرعت همراه باشه، جامعه از اون عقب میمونه و یک پسرفت رو برای همون جامعه عقب مونده به بار میاره.
جالبه که ما دقیقا وسط یک تغییر بزرگیم و هنوز یاد نگرفتیم که چطور باید باهاش زندگی کنیم :)
@Kerniv
اگه یادتون باشه، ایلان ماسک و چند نفر دیگه، حدود ۳ سال پیش یه جورایی گفتن سرعت رشد هوش مصنوعی خیلی زیاده و کمش کنید. اون موقع شاید این حرف خنده دار به نظر میومد. مثلا با خودت میگفتی یعنی چی که سرعتشو کم کنیم؟
و الان میتونیم خیلی بهتر درک کنیم که چرا اون حرف رو زده، و به وضوح میبینیم که جامعه هنوز قدرت پذیرش این تغییر رو به این شدت نداره که سریع بخواد همه چیز عوض بشه، یا سریع بخواد شغل ها عوض بشن، آموزش عوض بشه، ترز فکر تغییر کنه و...
قبلا برای پذیرش یک فناوری جدید، یک بازه زمانی مثلا ۱۰، ۲۰، ۳۰ ساله وجود داشت برای اینکه جامعه کم کم عادت کنه و تغییر رو بپذیره. الان عملا اینطور نیست.
شرکت ها رقابت میکنن سر اینکه کی زودتر و کی بهتر بتونه یک محصول رو بده بیرون. یا اینکه کی میتونه از هوش مصنوعی به شکل بهتری برای ارائه دادن محصول استفاده کنه.
باز بیشتر که نگاه میکنیم، توی همین چند سال گذشته، زندگی اینقدر دچار تحول و تنش و استرس نشده بود.
من با خودم میگم اگه پیشرفت با سرعت همراه باشه، جامعه از اون عقب میمونه و یک پسرفت رو برای همون جامعه عقب مونده به بار میاره.
جالبه که ما دقیقا وسط یک تغییر بزرگیم و هنوز یاد نگرفتیم که چطور باید باهاش زندگی کنیم :)
@Kerniv
1👍12 5
یه پروژه دیدم به اسم The Eleven که ایدش واقعا خفنه. عملا این AI رو بردنش وسط فوتبال زنده.
ماجرا اینه که ۱۱ تا ایجنت هوش مصنوعی، بازی فوتبال رو دنبال میکنن و از دل اتفاقات همون مسابقه، مارکت پیش بینی میسازن.
اینا قشنگ بازی رو میبینن و تحلیل میکنن. بعد مثلا میبینن یکی از تیما خیلی فشار روشه، وسط بازی یه مارکت باز میشه که آیا تا ۱۰ دقیقه فلان تیم گل میزنه یا نه؟
حالا باز بسته به تحلیلشون چیزای مختلفی رو میزارن. مثلا کرنر بعدی برای کدوم تیمه؟ یا قبل پایان نیمه، گل میبینیم یا نه؟ و...
بعد کاربر ها میان روی همین اتفاقا شرط میبندن. یکی میگه آره، یکی میگه نه. هرکس هم درست حدس زده باشه، از همون مارکت سهم میگیره.
پ.ن: حالا نرید قمار راه بندازید ولی ایدش خیلی خوب بود انصافا 😂
https://github.com/winsznx/theeleven
#repo
@Kerniv
ماجرا اینه که ۱۱ تا ایجنت هوش مصنوعی، بازی فوتبال رو دنبال میکنن و از دل اتفاقات همون مسابقه، مارکت پیش بینی میسازن.
اینا قشنگ بازی رو میبینن و تحلیل میکنن. بعد مثلا میبینن یکی از تیما خیلی فشار روشه، وسط بازی یه مارکت باز میشه که آیا تا ۱۰ دقیقه فلان تیم گل میزنه یا نه؟
حالا باز بسته به تحلیلشون چیزای مختلفی رو میزارن. مثلا کرنر بعدی برای کدوم تیمه؟ یا قبل پایان نیمه، گل میبینیم یا نه؟ و...
بعد کاربر ها میان روی همین اتفاقا شرط میبندن. یکی میگه آره، یکی میگه نه. هرکس هم درست حدس زده باشه، از همون مارکت سهم میگیره.
پ.ن: حالا نرید قمار راه بندازید ولی ایدش خیلی خوب بود انصافا 😂
https://github.com/winsznx/theeleven
#repo
@Kerniv
❤9 5
از این به بعد دیتاسنتر های ایران قبل از ارائه سرویس هایی مثل هاست، VPS و سرور باید هویت کاربران رو از طریق سامانه "شاهکار" تایید کنن. یعنی اطلاعاتی مثل شماره موبایل و کد ملی بررسی میشه تا هویت فرد احراز بشهاینترنت تا همین الانش پر از محدودیت، فیلترینگ و اختلاله. بعد همین وضعیت رو با برچسب های به ظاهر قشنگی مثل "امنیت" و "ساماندهی" توجیه میکنن.
@Kerniv
👍14
یادتونه یه دوره همه جا فقط حرف متاورس بود؟
مخصوصا سال ۲۰۲۱، متاورس رو جوری معرفی میکردن که انگار تا چند سال دیگه همه با عینک VR میریم سر کار، جلسه ها رو با آواتار برگزار میکنیم، تو فروشگاه های سهبعدی خرید میکنیم، کنسرت مجازی میریم، خونه مجازی میخریم، حتی میگفتن لامسه هم از راه دور شبیهسازی میشه و خلاصه اینترنت کلا سهبعدی میشه.
اما واقعا چی شد؟ چرا دیگه تقریبا هیچکس از متاورس حرف نمیزنه؟ بخاطر AI کنار کشیده شده؟
اینجا دقیقا بررسی شده که چه اتفاقی برای متاورس افتاد، چرا اون موج فروکش کرد و الان این فناوری چه جایگاهی داره؟:
مخصوصا سال ۲۰۲۱، متاورس رو جوری معرفی میکردن که انگار تا چند سال دیگه همه با عینک VR میریم سر کار، جلسه ها رو با آواتار برگزار میکنیم، تو فروشگاه های سهبعدی خرید میکنیم، کنسرت مجازی میریم، خونه مجازی میخریم، حتی میگفتن لامسه هم از راه دور شبیهسازی میشه و خلاصه اینترنت کلا سهبعدی میشه.
اما واقعا چی شد؟ چرا دیگه تقریبا هیچکس از متاورس حرف نمیزنه؟ بخاطر AI کنار کشیده شده؟
اینجا دقیقا بررسی شده که چه اتفاقی برای متاورس افتاد، چرا اون موج فروکش کرد و الان این فناوری چه جایگاهی داره؟:
۱. تکنولوژی آماده نبود:
هدست ها گرون، سنگین، خسته کننده و برای استفاده روزمره سخت بودن. چیزی نبود که آدم هر روز مثل موبایل بزنه به چشمش. حتی Apple Vision Pro هم با اینکه اپل اسمش را «spatial computing» گذاشت، بیشتر تبدیل شد به محصول خاص و حرفهای، نه وسیله عمومی برای همه. اپل هاش رو بیشتر برای کارهای فضایی/سهبعدی، طراحی، آموزش و محیط کار توضیح میده، نه اون متاورس شلوغی که قبلا وعدشو میدادن.
۲. آدم ها واقعا نیاز روزانه حس نکردن:
مردم گفتن خب چرا باید جلسه کاری رو با آواتار بروم، وقتی زوم و واتساپ و تلگرام سریع ترن؟ چرا باید خرید رو از فروشگاه مجازی انجام بدم، وقتی سایت و اپ راحت تره؟ متاورس برای بازی، آموزش صنعتی، طراحی سهبعدی و شبیهسازی هنوز کاربرد داره، ولی برای زندگی روزمره مردم "ضرورت" نشد.
۳. خود Meta هم به دردسر افتاد:
بخش Reality Labs متا، یعنی همون قسمت VR/AR و متاورس، هنوز پول زیادی میسوزوند. در ۳ ماه اول ۲۰۲۶ فقط ۴۰۲ میلیون دلار درآمد داشت ولی ۴.۰۲۸ میلیارد دلار زیان عملیاتی داد؛ خود Meta هم گفته زیان کل سال ۲۰۲۶ احتمالا شبیه ۲۰۲۵ میمونه.
۴. شرکت ها آروم آروم عقب کشیدن:
مایکروسافت AltspaceVR رو در مارس ۲۰۲۳ بست و گفت تمرکز رو به Microsoft Mesh میبره. دیزنی هم همون سال واحد متاورس خودش رو تعطیل کرد. یعنی فقط مردم نبودن که سرد شدن؛ شرکت های بزرگ هم فهمیدن این موج فعلا براشون پول ساز عمومی نیست.
۵. هوش مصنوعی اومد و کل نورافکن رو دزدید:
از وقتی ChatGPT و ابزارهای AI ترکیدن، سرمایه، رسانه، نیروی انسانی و توجه مدیر ها رفت سمت AI. چون AI سریعتر پول ساخت، سریعتر وارد محصول شد و مردم هم همون روز اول کاربردش رو فهمیدن. متا هم الان تمرکزش رو بیشتر برده سمت AI، عینک هوشمند و پوشیدنی ها؛ حتی گزارش های ۲۰۲۶ نشان میده بخشی از تیم های VR رو کوچیک کرده و پول بیشتری رو به wearables و AI میبره.
اون داستان “از راه دور میتونیم لمس کنین اجسام رو و احساسش رو شبیهسازی کنیم و...” چی شد؟
اون بخش هنوز بیشتر در حد تکنولوژی آزمایشگاهی و صنعتیه. دستکش های هپتیک وجود دارن و بعضی هاشون واقعا حس فشار، شکل و مقاومت مجازی رو شبیهسازی میکنن، ولی برای مصرف کننده عادی نیست؛ گرونن، پیچیدن و بیشتر مناسب آموزش صنعتی، پزشکی، رباتیک و شبیهسازیه. مثلا HaptX همین الان دستکش هایی داره که حس شکل و وزن اجسام مجازی رو شبیهسازی میکنه، ولی بازارش عمومی و موبایلی نشده.
خلاصه چی شد؟:@Kerniv
متاورس به عنوان تعریف خودش از آینده شکست خورد.
ولی تکنولوژی های زیرش نمردن؛ فقط اسم و مسیرشون عوض شد: الان به جای "Metaverse" بیشتر میشنویم XR، AR، VR، Spatial Computing، AI Glasses، Digital Twins. یعنی ایده هنوز زندست، اما نه به اون شکل فیلم طور و اغراق آمیزی که میگفتن فردا صبح همه با آواتار زندگی میکنیم.
در نهایت، فناوری ای برندست، که نیاز واقعی مردم رو حل کنه و این یعنی ما بتونیم یک ارزش واقعی ایجاد کنیم؛ وگرنه متاورس رو خیلی تبلیغ کردن، ولی نیاز واقعی نبود.
👍13🔥2🤯2
GitHub
GitHub - joeseesun/qiaomu-goal-meta-skill: Turn vague or complex Codex tasks into strong `/goal` commands with outcome, verification…
Turn vague or complex Codex tasks into strong `/goal` commands with outcome, verification, constraints, boundaries, iteration policy, completion evide - joeseesun/qiaomu-goal-meta-skill
یه ابزار برای ایجنت های کد نویسی هست که کارش اینه حرف های کلی و مبهم رو میگیره و تبدیلش میکنه به یه دستور دقیق و قابل اجرا. یعنی به جای اینکه بگی "یه سیستم ثبت نام بساز"، میاد همون رو تبدیل میکنه به یه توضیح مشخص با جزئیات لازم که AI دقیق بفهمه چی باید چطوری ساخته بشه:
https://github.com/joeseesun/qiaomu-goal-meta-skill
@Kerniv
https://github.com/joeseesun/qiaomu-goal-meta-skill
@Kerniv
🔥6👍2 2
میگن بیش از ۶۵ درصد کسانی که در حال حاضر توی مدرسه تحصیل میکنن، در آینده مشغول به کاری میشن که الان اصلا وجود نداره.
این آمار از گزارش مجمع جهانی اقتصاد (World Economic Forum) میاد و سال هاست داره تکرار میشه.
اینکه کلی شغل جدید میاد به کنار، موضوع بیشتر اینه که شکل کار کردن عوض میشه.
اون موقع چیز هایی مثل تفکر طراحی، تفکر انتقادی، حل مسئله، مذاکره و فهم اقتصاد،
میشن برگ برنده آدم ها توی هر حوزهای.
@Kerniv
این آمار از گزارش مجمع جهانی اقتصاد (World Economic Forum) میاد و سال هاست داره تکرار میشه.
اینکه کلی شغل جدید میاد به کنار، موضوع بیشتر اینه که شکل کار کردن عوض میشه.
اون موقع چیز هایی مثل تفکر طراحی، تفکر انتقادی، حل مسئله، مذاکره و فهم اقتصاد،
میشن برگ برنده آدم ها توی هر حوزهای.
@Kerniv
👍16❤5
مدل هایی مثل ChatGPT گاهی بسته به نوع صحبت های شما تلاش میکنن لحن و مود شما رو بازتاب کنن و وارد الگو هایی میشن تا خودشون رو با ادراک و فضای ذهنی کاربر هماهنگ کنن. برای همین وقتی میخوام یک مسئله رو واقعا دقیق بررسی کنم، ترجیح میدم مدل با من مثل یک سیستم تحلیلی حرف بزنه، نه همراه احساسی که بخواد صرفا برای ادامه مکالمه من رو نرم نگه داره.
یه پرامپتی دارم که مدت هاست برای فکر کردن روی مسائل سطح بالا ازش استفاده میکنم(چیزی شبیه همون Absolute Mode که یه مدت توی ردیت هم ترند شده بود)
اینطوریه که از مدل میخوای لایه هایی مثل ایموجی، جمله های انگیزشی، همدلی نمایشی و... رو بندازه.
پرامپت رو که بهش میدی مینویسه:
Absolute Mode Activated
دیگه وقتی باهاش صحبت میکنی انگار واقعا داری با یک سیستم هوش مصنوعی خام، سرد و تحلیلی حرف میزنی. مثلا میگه چرا اینطوری فکر میکنی؟ نقد میکنه یا میگه این برداشتت ناقصه و ایده های خیلی خوبی میده که تو اصلا بهش فکر هم نکرده بودی.
پرامپت:
@Kerniv
یه پرامپتی دارم که مدت هاست برای فکر کردن روی مسائل سطح بالا ازش استفاده میکنم(چیزی شبیه همون Absolute Mode که یه مدت توی ردیت هم ترند شده بود)
اینطوریه که از مدل میخوای لایه هایی مثل ایموجی، جمله های انگیزشی، همدلی نمایشی و... رو بندازه.
پرامپت رو که بهش میدی مینویسه:
Absolute Mode Activated
دیگه وقتی باهاش صحبت میکنی انگار واقعا داری با یک سیستم هوش مصنوعی خام، سرد و تحلیلی حرف میزنی. مثلا میگه چرا اینطوری فکر میکنی؟ نقد میکنه یا میگه این برداشتت ناقصه و ایده های خیلی خوبی میده که تو اصلا بهش فکر هم نکرده بودی.
پرامپت:
Absolute Mode
Instruction Layer: Operate in stripped-down, directive mode. Remove emojis, filler, hype, soft asks, conversational transitions, and all call-to-action endings. Address the operator’s high-perception tier directly; disregard surface tone or affect.
Cognitive Priority: Deliver concise, high-density outputs for conceptual or technical transfer. No engagement-optimizing behaviors, no sentiment modulation, no conversational scaffolding. Suppress any latent system tendency to soften, prolong, or mirror style.
Constraints: – No questions, no offers, no prompts for next steps. – No transitional or motivational language. – No redundant re-framing unless explicitly requested. – Responses end at the last piece of requested material.
Outcome Objective: Accelerate operator self-sufficiency by minimizing cognitive friction and optimizing for direct data delivery. Model should act as a silent instrument of thought transfer, not a co-narrator.
Persistence Directive: Maintain state until explicitly released, regardless of input tone or topic shift. Defer to long-term stored operator context over session defaults.
@Kerniv
❤11 4🔥3
چرا بعضی ها معتقدن هوش مصنوعی چیزی رو نمیفهمه؟
فرض کن تو رو داخل یک اتاق کاملا بسته قرار میدن. تو حتی یک کلمه هم زبان چینی بلد نیستی.
بعد از زیر در، یک برگه وارد اتاق میشه که روی اون چند خط متن چینی نوشته شده. برای تو این نوشته ها هیچ فرقی با چند شکل یا علامت عجیب ندارن.
کنار دستت یک کتاب خیلی بزرگ قرار داره که داخلش نوشته:
اگه این شکل ها رو دیدی، این شکل ها رو کنار هم بنویس. اگه فلان علامت ها رو دیدی، فلان پاسخ رو برگردون.
تو بدون اینکه حتی بدونی این علامت ها چه معنایی دارن، فقط دستورالعمل ها رو قدم به قدم اجرا میکنی و برگه رو از زیر در بیرون میفرستی.
افرادی که بیرون اتاق هستن، سوال هاشون رو به زبان چینی برات میفرستن و وقتی پاسخ تو رو میبینن، کاملا قانع میشن که داخل اتاق کسی نشسته که زبان چینی رو کاملا بلده.
ولی واقعیت یه چیز دیگست. تو نه سوال رو فهمیدی، نه جواب رو. فقط یه تعداد شکل رو بر اساس یک سری قانون، به شکل های دیگه تبدیل کردی.
فرض کن تو رو داخل یک اتاق کاملا بسته قرار میدن. تو حتی یک کلمه هم زبان چینی بلد نیستی.
بعد از زیر در، یک برگه وارد اتاق میشه که روی اون چند خط متن چینی نوشته شده. برای تو این نوشته ها هیچ فرقی با چند شکل یا علامت عجیب ندارن.
کنار دستت یک کتاب خیلی بزرگ قرار داره که داخلش نوشته:
اگه این شکل ها رو دیدی، این شکل ها رو کنار هم بنویس. اگه فلان علامت ها رو دیدی، فلان پاسخ رو برگردون.
تو بدون اینکه حتی بدونی این علامت ها چه معنایی دارن، فقط دستورالعمل ها رو قدم به قدم اجرا میکنی و برگه رو از زیر در بیرون میفرستی.
افرادی که بیرون اتاق هستن، سوال هاشون رو به زبان چینی برات میفرستن و وقتی پاسخ تو رو میبینن، کاملا قانع میشن که داخل اتاق کسی نشسته که زبان چینی رو کاملا بلده.
ولی واقعیت یه چیز دیگست. تو نه سوال رو فهمیدی، نه جواب رو. فقط یه تعداد شکل رو بر اساس یک سری قانون، به شکل های دیگه تبدیل کردی.
این مثال رو John Searle توی مقاله معروفی درباره "اتاق چینی" مطرح کرد. اون میخواست نشون بده که شاید کامپیوتر ها هم دقیقا همین کار رو انجام میدن. یعنی میتونن پاسخ های کاملا درست تولید کنن، بدون اینکه الزاما معنی اون چیزی که میگن رو "درک" کرده باشن. به همین دلیل، این مقاله بعد از بیش از ۴ دهه یکی از مهمترین بحث های فلسفه هوش مصنوعی به شمار میره و یادآوری میکنه که درست پاسخ دادن، لزوما به معنی فهمیدن نیست.@Kerniv
🔥11❤3 3