Forwarded from IRCF | اینترنت آزاد برای همه
بر اساس یک تحقیق جدید امنیتی که توسط پژوهشگرانی از دانشگاه ایالتی آریزونا، سیتیزنلب و کالج بودوین انجام شده، بسیاری از اپهای VPN محبوب که در ظاهر سازندههای متفاوتی دارند، در واقع یک «خانواده مخفی» هستند و از یک زیرساخت مشترک استفاده میکنند. خطرناکترین یافته این است که بسیاری از این اپها از Hard-coded Password و یکسان برای رمزنگاری ترافیک کاربرانشان بهره میبرند؛ درست مانند اینکه تمام خانههای یک شهر از یک کلید یکسان استفاده کنند!
این رمز، یک کلید رمزنگاری است که در خود اپلیکیشن ذخیره شده و برای تمام کاربرانی که آن را نصب میکنند، یکسان است. پژوهشگران کشف کردند که تعداد زیادی از ویپیانها که از پروتکل Shadowsocks استفاده میکنند، دارای چنین رمزهای ثابتی هستند. این یعنی اگر یک هکر، دولت یا هر شخص دیگری این رمز عبور را (که در فایل اپلیکیشن پنهان شده) پیدا کند، میتواند ترافیک تمام کاربران آن #فیلترشکن را به راحتی رمزگشایی کرده و به اطلاعات آنها دسترسی پیدا کند.
این تحقیق سه خانواده بزرگ از فیلترشکنها با مجموع بیش از ۷۰۰ میلیون دانلود را شناسایی کرده است. «خانواده اول» که شامل اپهایی مانند TurboVPN، SnapVPN و VPN Monster میشود، همگی به شرکتهایی با سابقه امنیتی مشکوک و مرتبط با #چین متصل هستند. این اپها با وجود ظاهر متفاوت، نه تنها مالکیت یکسان دارند، بلکه زیرساخت و از همه مهمتر، ضعفهای امنیتی مشترکی مانند همین رمزهای عبور ثابت را به اشتراک میگذارند.
استفاده از چنین ویپیانهایی نه تنها امنیت شما را تامین نمیکند، بلکه به دلیل وجود «شاه کلید» مشترک، میتواند میلیونها نفر را در معرض خطر قرار دهد. این تحقیق نشان میدهد که تعداد بالای دانلود یک اپلیکیشن، به هیچ وجه نشان دهنده امنیت آن نیست.
© PasKoocheh
🔍 ircf.space
@ircfspace
این رمز، یک کلید رمزنگاری است که در خود اپلیکیشن ذخیره شده و برای تمام کاربرانی که آن را نصب میکنند، یکسان است. پژوهشگران کشف کردند که تعداد زیادی از ویپیانها که از پروتکل Shadowsocks استفاده میکنند، دارای چنین رمزهای ثابتی هستند. این یعنی اگر یک هکر، دولت یا هر شخص دیگری این رمز عبور را (که در فایل اپلیکیشن پنهان شده) پیدا کند، میتواند ترافیک تمام کاربران آن #فیلترشکن را به راحتی رمزگشایی کرده و به اطلاعات آنها دسترسی پیدا کند.
این تحقیق سه خانواده بزرگ از فیلترشکنها با مجموع بیش از ۷۰۰ میلیون دانلود را شناسایی کرده است. «خانواده اول» که شامل اپهایی مانند TurboVPN، SnapVPN و VPN Monster میشود، همگی به شرکتهایی با سابقه امنیتی مشکوک و مرتبط با #چین متصل هستند. این اپها با وجود ظاهر متفاوت، نه تنها مالکیت یکسان دارند، بلکه زیرساخت و از همه مهمتر، ضعفهای امنیتی مشترکی مانند همین رمزهای عبور ثابت را به اشتراک میگذارند.
استفاده از چنین ویپیانهایی نه تنها امنیت شما را تامین نمیکند، بلکه به دلیل وجود «شاه کلید» مشترک، میتواند میلیونها نفر را در معرض خطر قرار دهد. این تحقیق نشان میدهد که تعداد بالای دانلود یک اپلیکیشن، به هیچ وجه نشان دهنده امنیت آن نیست.
© PasKoocheh
🔍 ircf.space
@ircfspace
Forwarded from OpenPCB
کوالکام آردوینو رو خرید!
بله، همون آردوینویی که سالها الهامبخش رویاپردازان سختافزار بود و باهاش میشد از یه چراغ چشمکزن ساده تا رباتهای پیچیده ساخت، حالا رسماً رفته زیر پرچم Qualcomm. معاملهای که احتمالاً یکی از مهمترین نقطهعطفهای دنیای میکرها و دوستداران آماتور سختافزاره.
قراره ترکیب جالبی ببینیم! قدرت پردازشی و هوش مصنوعی کوالکام در کنار سادگی و جامعهی باز آردوینو. نتیجه این میشه که کابران این پلتفرم میتونن ایدههاشون رو خیلی سریعتر از قبل به محصول واقعی تبدیل کنن.
اولین ثمرهی این خرید هم Arduino UNO Qـه. یه برد با دو پردازنده، یکی لینوکس Debian بالا میاره، اون یکی میکروکنترلر ریلتایمه. یعنی از یه طرف قدرت محاسباتی بالا داری، از اون طرف کنترل دقیق در زمان واقعی. قلب این برد پردازندهی Qualcomm Dragonwing QRB2210ـه، مخصوص اجرای هوش مصنوعی روی صدا و تصویره! این برد میتونه تو سیستمها و اتوماسیون هوشمند خونگی گرفته تا رباتیک آماتور کاربرد داشته باشه. هدف آردوینو اینه که UNO Q بشه ابزار پایهی هر توسعهدهندهای، از تازهکار تا حرفهای (هرچند شخصاً بعید میدونم!)
در کنارش، آردوینو یه ابزار تازه معرفی کرده به اسم Arduino App Lab. یه محیط توسعهی یکپارچه که کل تجربهی آردوینو رو از سیستمعاملهای ریلتایم تا لینوکس، پایتون و پایپلاینهای هوش مصنوعی تو یه فضا جمع میکنه. دیگه لازم نیست بین چند محیط مختلف سوییچ کنید. App Lab اوپنسورسه و هدفش اینه که مسیر تبدیل ایده به محصول نهایی، مخصوصاً تو پروژههای AI، سریعتر و تمیزتر بشه.
کوالکام با خریدهای اخیرش مثل Foundries.io و Edge Impulse داشت نشون میداد دنبال ساخت یه Edge Platform کامله! حالا با آردوینو اون پازل تقریباً تکمیل شده.
فابیو ویولانته، مدیرعامل آردوینو گفته این فقط شروعه و UNO Q قراره دروازهی ورود به یه دورهی جدید باشه! دورهای که توسعهی هوش مصنوعی راحتتر، مقیاسپذیرتر و در دسترستر میشه.
ماسیمو بانزی، اون یکی بنیانگذار آردوینو هم گفته:
«ما از اول دنبال سادگی و جامعه بودیم، حالا با کوالکام میخوایم همون فلسفه رو با ابزارهای هوش مصنوعی پیشرفته ادامه بدیم.»
خبر اصلی رو میتونید اینجا بخونید.
📡openpcb
بله، همون آردوینویی که سالها الهامبخش رویاپردازان سختافزار بود و باهاش میشد از یه چراغ چشمکزن ساده تا رباتهای پیچیده ساخت، حالا رسماً رفته زیر پرچم Qualcomm. معاملهای که احتمالاً یکی از مهمترین نقطهعطفهای دنیای میکرها و دوستداران آماتور سختافزاره.
قراره ترکیب جالبی ببینیم! قدرت پردازشی و هوش مصنوعی کوالکام در کنار سادگی و جامعهی باز آردوینو. نتیجه این میشه که کابران این پلتفرم میتونن ایدههاشون رو خیلی سریعتر از قبل به محصول واقعی تبدیل کنن.
اولین ثمرهی این خرید هم Arduino UNO Qـه. یه برد با دو پردازنده، یکی لینوکس Debian بالا میاره، اون یکی میکروکنترلر ریلتایمه. یعنی از یه طرف قدرت محاسباتی بالا داری، از اون طرف کنترل دقیق در زمان واقعی. قلب این برد پردازندهی Qualcomm Dragonwing QRB2210ـه، مخصوص اجرای هوش مصنوعی روی صدا و تصویره! این برد میتونه تو سیستمها و اتوماسیون هوشمند خونگی گرفته تا رباتیک آماتور کاربرد داشته باشه. هدف آردوینو اینه که UNO Q بشه ابزار پایهی هر توسعهدهندهای، از تازهکار تا حرفهای (هرچند شخصاً بعید میدونم!)
در کنارش، آردوینو یه ابزار تازه معرفی کرده به اسم Arduino App Lab. یه محیط توسعهی یکپارچه که کل تجربهی آردوینو رو از سیستمعاملهای ریلتایم تا لینوکس، پایتون و پایپلاینهای هوش مصنوعی تو یه فضا جمع میکنه. دیگه لازم نیست بین چند محیط مختلف سوییچ کنید. App Lab اوپنسورسه و هدفش اینه که مسیر تبدیل ایده به محصول نهایی، مخصوصاً تو پروژههای AI، سریعتر و تمیزتر بشه.
کوالکام با خریدهای اخیرش مثل Foundries.io و Edge Impulse داشت نشون میداد دنبال ساخت یه Edge Platform کامله! حالا با آردوینو اون پازل تقریباً تکمیل شده.
فابیو ویولانته، مدیرعامل آردوینو گفته این فقط شروعه و UNO Q قراره دروازهی ورود به یه دورهی جدید باشه! دورهای که توسعهی هوش مصنوعی راحتتر، مقیاسپذیرتر و در دسترستر میشه.
ماسیمو بانزی، اون یکی بنیانگذار آردوینو هم گفته:
«ما از اول دنبال سادگی و جامعه بودیم، حالا با کوالکام میخوایم همون فلسفه رو با ابزارهای هوش مصنوعی پیشرفته ادامه بدیم.»
خبر اصلی رو میتونید اینجا بخونید.
📡openpcb
Forwarded from Linuxor ?
بخاطر اشتباه یک مدرس، ریپازیتوری فریمورک اکسپرس به گند کشیده شده
یه نفر توی ویدیوی آموزشی یاد داده چطوری تازه کار ها برن کانتریبیوت کنن ولی واقعی روی ریپازیتوی اکسپرس تستش کرده و اسم خودش رو به README اکسپرس اضافه کرده و حالا اون تازه کارایی که ویدیوش رو میبینن فکر میکنن اونجا باید اسم خودشونو اضافه کنن، و دارن اسم خودشون رو به README اکسپرس اضافه میکننن و ریپازیتوری اکسپرس به گند کشیده شده و پر از PR برای اضافه کردن اسم تازه کارا شده.
@Linuxor
یه نفر توی ویدیوی آموزشی یاد داده چطوری تازه کار ها برن کانتریبیوت کنن ولی واقعی روی ریپازیتوی اکسپرس تستش کرده و اسم خودش رو به README اکسپرس اضافه کرده و حالا اون تازه کارایی که ویدیوش رو میبینن فکر میکنن اونجا باید اسم خودشونو اضافه کنن، و دارن اسم خودشون رو به README اکسپرس اضافه میکننن و ریپازیتوری اکسپرس به گند کشیده شده و پر از PR برای اضافه کردن اسم تازه کارا شده.
@Linuxor
❤2
Linuxor ?
بخاطر اشتباه یک مدرس، ریپازیتوری فریمورک اکسپرس به گند کشیده شده یه نفر توی ویدیوی آموزشی یاد داده چطوری تازه کار ها برن کانتریبیوت کنن ولی واقعی روی ریپازیتوی اکسپرس تستش کرده و اسم خودش رو به README اکسپرس اضافه کرده و حالا اون تازه کارایی که ویدیوش رو…
یکی از تفریحاتم شده اینکه هرچند ساعت یه بار میرم لیست طویل update readme رو میخونم خندم میگیره فوش میدم به هندی های نخود مغز و مدرس عقب افتادش 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
❤3
Forwarded from Linuxor ?
❤1🔥1
بریم leetcode بعد از یه ماه الگوریتم بزنیم
اگه توی گروه چالش ها هستید که میزارم لینک رو اونجا
اگه نیستید پیام بدید لینک گروه رو بدم
اگه توی گروه چالش ها هستید که میزارم لینک رو اونجا
اگه نیستید پیام بدید لینک گروه رو بدم
Forwarded from OpenPCB
فریمور آپدیت از نوع OTA وجود داشت، وقتی هنوز کسی نمیدونست OTA یعنی چی!
با اینکه در دهه ۸۰ میلادی خبری از وایفای، اینترنت یا سرور نبود، ولی رادیوهای FM تو هلند داشتن برای کامپیوترهای خونگی برنامه پخش کامپیوتری پخش میکردن، اونم فقط با صدای بوقی که تشکیل میشد از دو فرکانس ۱۲۰۰ و ۲۴۰۰ و مدولاسیونFSK روی رادیو FM که خودش هم یه بار مدوله شده بود!
اسم این ماجرا BASICODE بود! یه استاندارد عجیب و درخشان از اوایل دههی ۸۰ که میخواست همهی کامپیوترهای خُرد اون دوران رو با یه زبان واحد به هم برسونه.
ماجرا از یه مهندس رادیویی به اسم Hessel de Vries شروع شد، کسی که برای شبکهی ملی هلند (NOS) کار میکرد. اون فهمید که کامپیوترهای اون دوران از کومودور گرفته تا ZX Spectrum، BBC Micro و MSX هر کدوم زبان BASIC مختص به خودشون رو دارن و عملاً نمیتونن با هم حرف بزنن. نتیجه؟ BASICODE رو اختراع کرد، یا به قول خودشون «اسپرانتوی کامپیوترها». یه نسخهی حداقلی و استاندارد از BASIC که روی هر دستگاهی اجرا میشد، فقط کافی بود یه «بیسکودر» مخصوص اون دستگاه رو لود میکردی.
بیسکودر یه جور محیط اجرایی بود، یه بوتلودر دستساز که توش تابعهای مشترک برای ورودی/خروجی، نمایش متن، ذخیرهسازی روی کاست و بعدتر صدا و گرافیک ساده تعریف شده بود! برنامهها از خط ۱۰۰۰ به بعد شروع میشدن و بقیهی خطوط پایینتر مخصوص خود بیسکودر بودن. برای فراخوانی توابعش هم فقط یه GOSUB میزدی، درست مثل یه API ابتدایی برای ۸ بیتیها.
حالا تصور کنید رادیو برنامه رو به صورت صدا پخش میکرد، تو ضبط میکردی روی نوار کاست، بعد اون رو به کامپیوترت میدادی تا کدها رو از توی صدا بخونه و اجرا کنه. به معنای واقعی کلمه «OTA»! فقط نه با پکت و فرکانس ۲.۴ گیگاهرتز، بلکه با بوق ۱۲۰۰ و ۲۴۰۰ هرتز! سرعت انتقالش؟ حدود ۶ کیلوبایت در دقیقه. بله، دقیقه. ولی برای اون دوران، همین هم مثل جادو بود.
در نسخهی BASICODE 2 سال ۱۹۸۳، کارکردها گستردهتر شد مدیریت داده، ورودی از نوار، و یه کتابخونهی کامل از حدود ۵۰ تابع مشترک. نسخهی سوم (BASICODE 3) در ۱۹۸۶ حتی گرافیک تکرنگ و صدا هم اضافه کرد، و نسخهی 3C در ۱۹۹۱ رنگی هم شد. برنامهها از رادیو در سراسر آلمان شرقی و هلند پخش میشدن، حتی روی صفحهگِرامافون هم منتشر میکردن تا مردم بتونن کد رو از صدا بخونن!
اما مثل همهی پروژههای قهرمانانهی دههی ۸۰، پایانش با ظهور ۱۶ و ۳۲ بیتیها رقم خورد. وقتی آمیگا، آتاری ST و PCها با سیستمعاملهای گرافیکی اومدن، BASICODE دیگه زیادی ساده به نظر میرسید. نسخهی چهارمی هم برنامهریزی شده بود، ولی هیچوقت ساخته نشد.
با این حال، BASICODE هنوز یه میراث زندهست. خیلی از مفاهیمی که امروز تو جاوا، PDF یا حتی پلتفرمهای کراسپلتفرم مدرن میبینیم، ریشه در همون ایده داره: یه استاندارد زبانی مشترک + یه مفسر مخصوص هر سیستم. همون کاری که JVM برای جاوا میکنه، بیسکودر برای کامپیوترهای ۸ بیتی میکرد.
و شاید قشنگترین بخش ماجرا این بود که کل سیستم، فقط با یه رادیو، یه نوار کاست، و چند خط BASIC کار میکرد.
جالب اینه که هنوزم هستن کسایی که به عنوان سرگرمی از این شیوه و زبان و ... استفاده میکنند.
تو این لینک میتونید در موردش بخونید.
📡openpcb
با اینکه در دهه ۸۰ میلادی خبری از وایفای، اینترنت یا سرور نبود، ولی رادیوهای FM تو هلند داشتن برای کامپیوترهای خونگی برنامه پخش کامپیوتری پخش میکردن، اونم فقط با صدای بوقی که تشکیل میشد از دو فرکانس ۱۲۰۰ و ۲۴۰۰ و مدولاسیونFSK روی رادیو FM که خودش هم یه بار مدوله شده بود!
اسم این ماجرا BASICODE بود! یه استاندارد عجیب و درخشان از اوایل دههی ۸۰ که میخواست همهی کامپیوترهای خُرد اون دوران رو با یه زبان واحد به هم برسونه.
ماجرا از یه مهندس رادیویی به اسم Hessel de Vries شروع شد، کسی که برای شبکهی ملی هلند (NOS) کار میکرد. اون فهمید که کامپیوترهای اون دوران از کومودور گرفته تا ZX Spectrum، BBC Micro و MSX هر کدوم زبان BASIC مختص به خودشون رو دارن و عملاً نمیتونن با هم حرف بزنن. نتیجه؟ BASICODE رو اختراع کرد، یا به قول خودشون «اسپرانتوی کامپیوترها». یه نسخهی حداقلی و استاندارد از BASIC که روی هر دستگاهی اجرا میشد، فقط کافی بود یه «بیسکودر» مخصوص اون دستگاه رو لود میکردی.
بیسکودر یه جور محیط اجرایی بود، یه بوتلودر دستساز که توش تابعهای مشترک برای ورودی/خروجی، نمایش متن، ذخیرهسازی روی کاست و بعدتر صدا و گرافیک ساده تعریف شده بود! برنامهها از خط ۱۰۰۰ به بعد شروع میشدن و بقیهی خطوط پایینتر مخصوص خود بیسکودر بودن. برای فراخوانی توابعش هم فقط یه GOSUB میزدی، درست مثل یه API ابتدایی برای ۸ بیتیها.
حالا تصور کنید رادیو برنامه رو به صورت صدا پخش میکرد، تو ضبط میکردی روی نوار کاست، بعد اون رو به کامپیوترت میدادی تا کدها رو از توی صدا بخونه و اجرا کنه. به معنای واقعی کلمه «OTA»! فقط نه با پکت و فرکانس ۲.۴ گیگاهرتز، بلکه با بوق ۱۲۰۰ و ۲۴۰۰ هرتز! سرعت انتقالش؟ حدود ۶ کیلوبایت در دقیقه. بله، دقیقه. ولی برای اون دوران، همین هم مثل جادو بود.
در نسخهی BASICODE 2 سال ۱۹۸۳، کارکردها گستردهتر شد مدیریت داده، ورودی از نوار، و یه کتابخونهی کامل از حدود ۵۰ تابع مشترک. نسخهی سوم (BASICODE 3) در ۱۹۸۶ حتی گرافیک تکرنگ و صدا هم اضافه کرد، و نسخهی 3C در ۱۹۹۱ رنگی هم شد. برنامهها از رادیو در سراسر آلمان شرقی و هلند پخش میشدن، حتی روی صفحهگِرامافون هم منتشر میکردن تا مردم بتونن کد رو از صدا بخونن!
اما مثل همهی پروژههای قهرمانانهی دههی ۸۰، پایانش با ظهور ۱۶ و ۳۲ بیتیها رقم خورد. وقتی آمیگا، آتاری ST و PCها با سیستمعاملهای گرافیکی اومدن، BASICODE دیگه زیادی ساده به نظر میرسید. نسخهی چهارمی هم برنامهریزی شده بود، ولی هیچوقت ساخته نشد.
با این حال، BASICODE هنوز یه میراث زندهست. خیلی از مفاهیمی که امروز تو جاوا، PDF یا حتی پلتفرمهای کراسپلتفرم مدرن میبینیم، ریشه در همون ایده داره: یه استاندارد زبانی مشترک + یه مفسر مخصوص هر سیستم. همون کاری که JVM برای جاوا میکنه، بیسکودر برای کامپیوترهای ۸ بیتی میکرد.
و شاید قشنگترین بخش ماجرا این بود که کل سیستم، فقط با یه رادیو، یه نوار کاست، و چند خط BASIC کار میکرد.
جالب اینه که هنوزم هستن کسایی که به عنوان سرگرمی از این شیوه و زبان و ... استفاده میکنند.
تو این لینک میتونید در موردش بخونید.
📡openpcb
Kernel Space
http://youtube.com/post/Ugkx9CMUjHzIQVZ34dUZKw9AwxQrx3aWmzcD
در حال حاضر هیچ کلمه ای به اندازه کلمات ، هوش مصنوعی ، علوم داده , دیتا ساینتیست گندش در نیومده
توی دانشگاه ما یه استاد زردی هست میگفت به یکی از دخترای دانشگاه که ریاضی داغونی داشت که برو دیتا ساینستیست شو سال دیگه میلیاردی چون همه خارجی ها اینو میخوان و پول کلان بابتش میدن
😐😐😐😐😐
توی دانشگاه ما یه استاد زردی هست میگفت به یکی از دخترای دانشگاه که ریاضی داغونی داشت که برو دیتا ساینستیست شو سال دیگه میلیاردی چون همه خارجی ها اینو میخوان و پول کلان بابتش میدن
😐😐😐😐😐
🌚1
دارم فکر میکنم از اسمبلی و معماری کامپیوتر x86-64 سوییچ کنم روی arm
بعد ها برای کارای تحقیقاتی شاید سراغش بیام ولی الان که بازار کار و کاربرد اولویتم شده به نظرم خوندن arm خیلی منطقی تره برای من
بعد ها برای کارای تحقیقاتی شاید سراغش بیام ولی الان که بازار کار و کاربرد اولویتم شده به نظرم خوندن arm خیلی منطقی تره برای من
Kernel Space
https://youtu.be/iSiyDHobXHA
دوره ی جالبی عه
ولی بعد از این دوره میخوام برم سراغ منابع تخصصی تر و حرفه ای تر
کسی دوره یی خفن درباره Linux development یا Linux internal میشناسه یا حتی کتاب که بهم معرفی کنه؟
ولی بعد از این دوره میخوام برم سراغ منابع تخصصی تر و حرفه ای تر
کسی دوره یی خفن درباره Linux development یا Linux internal میشناسه یا حتی کتاب که بهم معرفی کنه؟
❤1
Kernel Space
چه سیستم عامل هایی برای دستگاه های IOT استفاده میشه؟ این آمار برای سال ۲۰۱۸ میباشد
چه توزیع های لینوکسی در IOT استفاده میشود ؟
آمار برای ۲۰۱۸ میباشد
آمار برای ۲۰۱۸ میباشد
Kernel Space
چه توزیع های لینوکسی در IOT استفاده میشود ؟ آمار برای ۲۰۱۸ میباشد
خودم توقع نداشتم ابونتو بیشتر از دبیان باشه 😂
امیدوارم توی ابونتو ها Kali جزشون نباشه
خیلی سمه کالی لینوکس روی دستگاه های IOT
امیدوارم توی ابونتو ها Kali جزشون نباشه
خیلی سمه کالی لینوکس روی دستگاه های IOT
چند وقتی است دارم Embedded میخونم و تجربهای که داشتم اینه که یه محدودیت بزرگ وجود داره: شما حتما به یک برد میکروکنترلر یا رزبری پای و چند تجهیزات دیگه نیاز دارید.
این یعنی برای شروع، سرمایه اولیهای بین ۲ تا ۴۰ میلیون تومن لازم دارید (بسته به وسایل و پکیجهایی که انتخاب میکنید). جدا از این، معمولاً به یک پروژه نیاز دارید که یک نفر یا کارفرما بهتون بده.
به همین دلیل توصیه میکنم اول فقط مبانی و نکات اولیه رو یاد بگیرید، روی زبان C، برنامهنویسی ARM و STM32 و لینوکس internal مسلط بشید و با شبیهساز تمرین کنید. بعداً وقتی وارد پروژه و شغل و کار واقعی شدید، سراغ خرید تجهیزات و کار عملی با Embedded برید.
این یعنی برای شروع، سرمایه اولیهای بین ۲ تا ۴۰ میلیون تومن لازم دارید (بسته به وسایل و پکیجهایی که انتخاب میکنید). جدا از این، معمولاً به یک پروژه نیاز دارید که یک نفر یا کارفرما بهتون بده.
به همین دلیل توصیه میکنم اول فقط مبانی و نکات اولیه رو یاد بگیرید، روی زبان C، برنامهنویسی ARM و STM32 و لینوکس internal مسلط بشید و با شبیهساز تمرین کنید. بعداً وقتی وارد پروژه و شغل و کار واقعی شدید، سراغ خرید تجهیزات و کار عملی با Embedded برید.
🌚1