Kernel Space
https://youtu.be/4Fb79QQ8nHE
پول
مهم ترین ابزار توی زندگی یه شخص و مهندسه
مهندس اگه بدون پول باشه محدودیت های زیادی داره
پول رو جدی بگیرید و همیشه بهش احترام بزارید
دومین چیزی که مهمه ، اعتباره مهندسه ، ممکنه یه شخص پول کافی نداشته باشه ولی به خاطر اعتبار زیاد که داره سرمایه گذار های زیادی پیدا میکنه
یکم سرم خلوت بشه درباره سیستم های سرمایه گذاری و سهام صحبت میکنم که چرا مهمن
مهم ترین ابزار توی زندگی یه شخص و مهندسه
مهندس اگه بدون پول باشه محدودیت های زیادی داره
پول رو جدی بگیرید و همیشه بهش احترام بزارید
دومین چیزی که مهمه ، اعتباره مهندسه ، ممکنه یه شخص پول کافی نداشته باشه ولی به خاطر اعتبار زیاد که داره سرمایه گذار های زیادی پیدا میکنه
یکم سرم خلوت بشه درباره سیستم های سرمایه گذاری و سهام صحبت میکنم که چرا مهمن
یه لیست درست میکنم برای مباحثی که میخوام در آینده کم کم بهش بپردازم
( هدف اینکه از نگاه اقتصادی به مسائل کامیپوتری و مهندسی نگاه کنیم)
- کش و کش سرور و سود اقتصادی و اون
- سیستم های سرمایه گذاری
- یادگیری و درس خوندن اقتصادی
- احترام به مشتری و بازخورد مشتری
- افزایش درآمد از محصول
- اتوماسیون در سیستم ها و کاهش هزینه ها
- لزوم جایگزینی هوش مصنوعی ، به جای انسان برای اتوماسیون و افزایش بهره وری و کاهش هزینه ها
- سیستم های توصیه گر
( هدف اینکه از نگاه اقتصادی به مسائل کامیپوتری و مهندسی نگاه کنیم)
- کش و کش سرور و سود اقتصادی و اون
- سیستم های سرمایه گذاری
- یادگیری و درس خوندن اقتصادی
- احترام به مشتری و بازخورد مشتری
- افزایش درآمد از محصول
- اتوماسیون در سیستم ها و کاهش هزینه ها
- لزوم جایگزینی هوش مصنوعی ، به جای انسان برای اتوماسیون و افزایش بهره وری و کاهش هزینه ها
- سیستم های توصیه گر
Kernel Space
یه لیست درست میکنم برای مباحثی که میخوام در آینده کم کم بهش بپردازم ( هدف اینکه از نگاه اقتصادی به مسائل کامیپوتری و مهندسی نگاه کنیم) - کش و کش سرور و سود اقتصادی و اون - سیستم های سرمایه گذاری - یادگیری و درس خوندن اقتصادی - احترام به مشتری و بازخورد…
یه خلاصه ای هم از خودم بدم
دانشجوی مهندسی کامپیوترم که عاشق اقتصاد و تصمیم گیری های اقتصادی و مهندسی ام و سیستم دیزانم
توی حوزه دیتاساینس مطالعات دارم و شغلی که روش فوکوس دارم مهندسی داده س
پس سعی میکنم چیزایی رو بگم که به درد همه بخوره چه آدم عادی ، چه مهندس ، چه برنامه نویس چه دولوپر و .....
دانشجوی مهندسی کامپیوترم که عاشق اقتصاد و تصمیم گیری های اقتصادی و مهندسی ام و سیستم دیزانم
توی حوزه دیتاساینس مطالعات دارم و شغلی که روش فوکوس دارم مهندسی داده س
پس سعی میکنم چیزایی رو بگم که به درد همه بخوره چه آدم عادی ، چه مهندس ، چه برنامه نویس چه دولوپر و .....
👍2
Forwarded from مهندسی داده و اِماِل(سِک)آپس 🚀 (Mohammad Fozouni)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظرات آقای دکتر علی شریفی زارچی در خصوص فرار نخبگان و استارتاپها از کشور. باشد که برسد به دست اونهایی که خودشان را بخواب زدند.
.
#مهاجرت
.
@elmedadeir
.
#مهاجرت
.
@elmedadeir
اهمیت قلم و کاغذ توی کامپیوتر و مهندسی
هممم... با خوندن سرتیتر، احتمالاً گفتید: "این دیگه چه ربطی داره؟"
ولی بذارید توضیح بدم. کاغذ و قلم از سادهترین و موثرترین ابزارها برای تبدیل افکار و ایدهها به واقعیت هستند.
یه نکته پاورقی: مهم نیست چی تو مغزته؛ مهم اینه که چی رو به واقعیت تبدیل میکنی. عالم بیعمل مثل درخت بیثمره.
حالا چرا کاغذ؟ چون راحتترین و بیدردسرترین راهیه که هر چی تو ذهنت هست رو پیاده کنی. محدودیتها هم معمولاً از مغز یا تنبلی خودمون ناشی میشه.
فرض کنید ایدهای برای طراحی یه نرمافزار دارید. سه راه دارید:
1. بدون فکر، بزنید تو کار!
میگید "یاعلی مدد" و شروع میکنید. وسط کار که ایدههای جدید به ذهنتون میاد، یا باید بخشی از پروژه رو تغییر بدید یا از اول شروع کنید. این یعنی هزینه اضافی برای وقت و انرژی.
2. ایده رو توی ابزارهای دیجیتال طراحی کنید.
خببب، محدودیتهای نرمافزاری، سختافزاری و وقتگیر بودن این روش رو همهمون میدونیم.
3. و اما کاغذ!
سنتیترین و راحتترین راه ممکن. فقط یه قلم و یه کاغذ میخواید. کیفیت و نسخه پرمیوم هم لازم نیست! هر چی تو ذهنتونه رو مینویسید. حتی اگه وسط کار تغییر یا ایده جدیدی داشتید، راحت روی همون کاغذ اعمالش میکنید.
حالا یه تجربه شخصی بگم. سر طراحی ER یه دیتابیس استادم گفت: "آقا جان، اول ER رو روی کاغذ بکشید، بعد برید کدنویسی."
من اولش گوش نکردم. گفتم وقت تلف کردنه! ولی وقتی به مرحله تست و کوئری زدن رسیدم، با مشکلات زیر مواجه شدم:
دوتا جدول اضافی که اصلاً لازم نبودن.
سه تا جدول دیگه که کلید اصلیشون اشتباه بود.
کلی صفت که باید جابهجا یا تغییر میکردن.
خلاصه فهمیدم کاغذبازی ضروریه. البته یه نکته: این کار هم جزو هزینههای پروژهست. اگه پروژهتون کوچیک یا فان باشه، شاید نشه یه روز کامل براش وقت گذاشت. ولی حتی یه تأمل و طرح اولیه، میتونه کلی هزینهها رو کاهش بده.
پس آقا جان، کاغذبازی یادتون نره، ولی مدیریت هزینه رو هم فراموش نکنید!
هممم... با خوندن سرتیتر، احتمالاً گفتید: "این دیگه چه ربطی داره؟"
ولی بذارید توضیح بدم. کاغذ و قلم از سادهترین و موثرترین ابزارها برای تبدیل افکار و ایدهها به واقعیت هستند.
یه نکته پاورقی: مهم نیست چی تو مغزته؛ مهم اینه که چی رو به واقعیت تبدیل میکنی. عالم بیعمل مثل درخت بیثمره.
حالا چرا کاغذ؟ چون راحتترین و بیدردسرترین راهیه که هر چی تو ذهنت هست رو پیاده کنی. محدودیتها هم معمولاً از مغز یا تنبلی خودمون ناشی میشه.
فرض کنید ایدهای برای طراحی یه نرمافزار دارید. سه راه دارید:
1. بدون فکر، بزنید تو کار!
میگید "یاعلی مدد" و شروع میکنید. وسط کار که ایدههای جدید به ذهنتون میاد، یا باید بخشی از پروژه رو تغییر بدید یا از اول شروع کنید. این یعنی هزینه اضافی برای وقت و انرژی.
2. ایده رو توی ابزارهای دیجیتال طراحی کنید.
خببب، محدودیتهای نرمافزاری، سختافزاری و وقتگیر بودن این روش رو همهمون میدونیم.
3. و اما کاغذ!
سنتیترین و راحتترین راه ممکن. فقط یه قلم و یه کاغذ میخواید. کیفیت و نسخه پرمیوم هم لازم نیست! هر چی تو ذهنتونه رو مینویسید. حتی اگه وسط کار تغییر یا ایده جدیدی داشتید، راحت روی همون کاغذ اعمالش میکنید.
حالا یه تجربه شخصی بگم. سر طراحی ER یه دیتابیس استادم گفت: "آقا جان، اول ER رو روی کاغذ بکشید، بعد برید کدنویسی."
من اولش گوش نکردم. گفتم وقت تلف کردنه! ولی وقتی به مرحله تست و کوئری زدن رسیدم، با مشکلات زیر مواجه شدم:
دوتا جدول اضافی که اصلاً لازم نبودن.
سه تا جدول دیگه که کلید اصلیشون اشتباه بود.
کلی صفت که باید جابهجا یا تغییر میکردن.
خلاصه فهمیدم کاغذبازی ضروریه. البته یه نکته: این کار هم جزو هزینههای پروژهست. اگه پروژهتون کوچیک یا فان باشه، شاید نشه یه روز کامل براش وقت گذاشت. ولی حتی یه تأمل و طرح اولیه، میتونه کلی هزینهها رو کاهش بده.
پس آقا جان، کاغذبازی یادتون نره، ولی مدیریت هزینه رو هم فراموش نکنید!
👍1
Kernel Space
https://youtu.be/nCiK35HLaTo
توصیه میکنم نگاه کنید
از نگاه فلسفی بررسی میکنه چرا همیشه اقتصاد آزاد برتر از اقتصاد سوسیالیستی و کمونیستی هست
و چرا بازاری که توش سود شخصی اولیت باشه موفقتر و رفاه بیشتری برای مردم داره تا بازاری که سود جمعی توش اولیت باشه
از نگاه فلسفی بررسی میکنه چرا همیشه اقتصاد آزاد برتر از اقتصاد سوسیالیستی و کمونیستی هست
و چرا بازاری که توش سود شخصی اولیت باشه موفقتر و رفاه بیشتری برای مردم داره تا بازاری که سود جمعی توش اولیت باشه
👍1
Kernel Space
https://youtu.be/33uL5heP3II
فکر کردم جالب باشه که درباره نحوه سیستم دیزاین به صورتیکه اقتصادی باشه صحبت کنم
البته من توی این ویدیو سعی کردم زیاد تخصصی نشم و همینطور زیاد نکات پیشرفته ای هم نگفتم صرفا یکسری چیزای بیسیک رو گفتم ولی امیدوارم بازم به دردتون خورده باشه
ویدیو رو خودم گرفتم 😂
البته من توی این ویدیو سعی کردم زیاد تخصصی نشم و همینطور زیاد نکات پیشرفته ای هم نگفتم صرفا یکسری چیزای بیسیک رو گفتم ولی امیدوارم بازم به دردتون خورده باشه
ویدیو رو خودم گرفتم 😂
Forwarded from Linuxor ?
یکی نوشته : عجیبه که SQL صد سالشه و هنوزم خیلی فوقالعاده است.
جالبه بدونید که IBM، علیرغم اینکه مخترع SQL بود، برای مدتی اون رو توی محصولات اصلی خودش عرضه نکرد. توی این فاصله، شرکت Oracle که فهمید SQL چیز خفنیه یکی از اولین سیستمهای پایگاه داده رابطهای تجاری رو بر اساس SQL ایجاد کرد؛ اهمیت ندادن به SQL یکی از بزرگ ترین اشتباهات IBM بود.
@Linuxor
جالبه بدونید که IBM، علیرغم اینکه مخترع SQL بود، برای مدتی اون رو توی محصولات اصلی خودش عرضه نکرد. توی این فاصله، شرکت Oracle که فهمید SQL چیز خفنیه یکی از اولین سیستمهای پایگاه داده رابطهای تجاری رو بر اساس SQL ایجاد کرد؛ اهمیت ندادن به SQL یکی از بزرگ ترین اشتباهات IBM بود.
@Linuxor
کانال قبلاً با هدف آشتی دادن مهندسی و اقتصاد راهاندازی شده بود تا نشان دهد که در هر شغل باید به سود نهایی فکر کرد. اما بعد از مدتی متوجه شدم که به عنوان یک مهندس کامپیوتر، نمیتوانم درک دقیقی از رشتههای دیگر مثل پزشکی یا گیاهشناسی داشته باشم. بنابراین تصمیم گرفتم در دنیای خودم، یعنی دنیای کامپیوتر، باقی بمانم.
اسم کانال رو به "Ecocode" تغییر دادم که مشخصاً نمایانگر این تغییر رویکرد است. امیدوارم این مسیر جدید باعث بشه که هم من و هم شما از این ماجراجویی بهرهمند بشیم.
از این به بعد مطالب کانال فقط محدود به اقتصاد نخواهند بود، بلکه به مسائل عمومی دنیای کامپیوتر و مهندسی نرمافزار با رویکرد اقتصادی، بهینهسازی و سودمحور خواهیم پرداخت.
حالا وقتش رسیده که کارهامون رو بریم شروع کنیم!
اسم کانال رو به "Ecocode" تغییر دادم که مشخصاً نمایانگر این تغییر رویکرد است. امیدوارم این مسیر جدید باعث بشه که هم من و هم شما از این ماجراجویی بهرهمند بشیم.
از این به بعد مطالب کانال فقط محدود به اقتصاد نخواهند بود، بلکه به مسائل عمومی دنیای کامپیوتر و مهندسی نرمافزار با رویکرد اقتصادی، بهینهسازی و سودمحور خواهیم پرداخت.
حالا وقتش رسیده که کارهامون رو بریم شروع کنیم!
👍2
یه تجربه جالب از این چند وقتی که Big Data میخونم:
به نظرم دورههای Udemy و بقیه سایتها توی ۹۰ درصد مواقع به درد نمیخورن.
وقتی داشتم Coursera رو نگاه میکردم، دقیقاً سبک تدریس دانشگاه خودمون رو دیدم، ولی به روز و مدرن.
همون قدر خستهکننده، خوابآور و آکادمیک.
مثلاً توی NoSQL دیتابیس فقط روی یه عکسی نشون میداد، این رو تایپ کن، فلان میشه.
اما من جدیداً دارم یه سبک جدید از خوندن رو تست میکنم: یوتیوب + کتاب فیزیکی.
یوتیوب مزیتی که داره اینه که یا زنگی زنگ، یا رومی روم.
یعنی یا فقط آکادمیکـه و بهت میگه و معلومه که آکادمیکـه، یا علمی بهت میگه و باید کد بزنی.
از طرفی، یهو بعد از اینکه دانلود کردی، متوجه میشی که طرف یه هندی با لهجه غلیظـه میاد درس میده. حالا بدتر از هندیها، آفریقاییها هستند. یه آفریقایی داشت تدریس میکرد که انقدر زبانش نامفهوم بود و خوابآور که اعصابم خورد شد و پاک کردم.
توی یوتیوب میبینی طرف سفیدپوسته، لهجه خوبی داره و تو هم فقط فنی میخوای و خلاصه، زیر ۴ ساعت بهت یاد میده. اما دورهها رو نگاه میکنی، میبینی هر کسی از ننهش قهر کرده و یه دوره ۶۷ ساعته داده!
داداش ۶۷ ساعت مگه جنگه؟!
درباره کتاب هم باید بگم که وقتی از یوتیوب فقط فنی دیدی، میای سراغ یه کتاب فیزیکی. (چرا فیزیکی؟ چون میتونی بقل یادداشت کنی، چشمت اذیت نمیشه و ترجمه میکنی برای خودت و با مداد مینویسی).
اینطوری کتاب فنیـت رو تکمیل میکنی و آکادمیک هم یاد میگیری.
خلاصه: یوتیوب + کتاب فیزیکی بهترین سبک خوندن شده برای من تا حالا.
یه تجربه دیگه اینکه زیاد شاخه به شاخه و دوره به دوره و ویدیو به ویدیو و استاد به استاد کردن، آدم رو روانی میکنه و در نهایت، عشق و علاقهتون رو به اون موضوع از دست میده.
به نظرم دورههای Udemy و بقیه سایتها توی ۹۰ درصد مواقع به درد نمیخورن.
وقتی داشتم Coursera رو نگاه میکردم، دقیقاً سبک تدریس دانشگاه خودمون رو دیدم، ولی به روز و مدرن.
همون قدر خستهکننده، خوابآور و آکادمیک.
مثلاً توی NoSQL دیتابیس فقط روی یه عکسی نشون میداد، این رو تایپ کن، فلان میشه.
اما من جدیداً دارم یه سبک جدید از خوندن رو تست میکنم: یوتیوب + کتاب فیزیکی.
یوتیوب مزیتی که داره اینه که یا زنگی زنگ، یا رومی روم.
یعنی یا فقط آکادمیکـه و بهت میگه و معلومه که آکادمیکـه، یا علمی بهت میگه و باید کد بزنی.
از طرفی، یهو بعد از اینکه دانلود کردی، متوجه میشی که طرف یه هندی با لهجه غلیظـه میاد درس میده. حالا بدتر از هندیها، آفریقاییها هستند. یه آفریقایی داشت تدریس میکرد که انقدر زبانش نامفهوم بود و خوابآور که اعصابم خورد شد و پاک کردم.
توی یوتیوب میبینی طرف سفیدپوسته، لهجه خوبی داره و تو هم فقط فنی میخوای و خلاصه، زیر ۴ ساعت بهت یاد میده. اما دورهها رو نگاه میکنی، میبینی هر کسی از ننهش قهر کرده و یه دوره ۶۷ ساعته داده!
داداش ۶۷ ساعت مگه جنگه؟!
درباره کتاب هم باید بگم که وقتی از یوتیوب فقط فنی دیدی، میای سراغ یه کتاب فیزیکی. (چرا فیزیکی؟ چون میتونی بقل یادداشت کنی، چشمت اذیت نمیشه و ترجمه میکنی برای خودت و با مداد مینویسی).
اینطوری کتاب فنیـت رو تکمیل میکنی و آکادمیک هم یاد میگیری.
خلاصه: یوتیوب + کتاب فیزیکی بهترین سبک خوندن شده برای من تا حالا.
یه تجربه دیگه اینکه زیاد شاخه به شاخه و دوره به دوره و ویدیو به ویدیو و استاد به استاد کردن، آدم رو روانی میکنه و در نهایت، عشق و علاقهتون رو به اون موضوع از دست میده.
❤3
یه تجربه جالب دیگه توی دنیا نرمافزار و کامپیوتر: همه مطالب به صورت زنجیری به هم وصلاند و بلاخره به قول یکی از اساتید بزرگم آقای دکتر سرشار و رفیقم محمد، شما به عنوان یه مهندس نرمافزار یا مهندس کامپیوتر باید تا حدودی همه اینا رو بدونی. لازم نیست همه رو حرفهای باشی، فقط در حدی که وقتی لازم شد، یه دیدگاهی ازشون داشته باشی.
این مدت یه ماهه که Data Engineer و Big Data رو جدی و سرسختانه شروع کردم و کلی تجربیات خفن پیدا کردم، مثلاً:
شبکه و امنیت رو باید تا حدودی هر مهندسی باید بلد باشه. نه اینکه دست به کار بشی نههههه، فقط مشکل امنیتی ندی و سیستم رو درست طراحی و دیزاین کنی.
طراحی و پیادهسازی دیتابیس واقعاً مهمه. پس باید درست طراحی بشه وگرنه ممکنه یه جایی یه خرج گنده میندازه دستتون.
پروفایلینگ کردن کدتون و تست گرفتن از برنامهای که ساختید خیلی مهمه. خیلی خیلی زیاد! خیلی جاها باتلنک دارید یا باید سبک کنید کدتون رو یا کارای دیگه و بعضاً از زبانهای سریعتر دیگهای توی اون نقطه فقط استفاده کنید.
خیلی مهمه که از اول سیستم رو مطابق نیاز مشتریان درست کنی. باید بری ببینی چند نفرن؟ چقدر استفاده میکنن؟ چی میخوان؟ چرا!؟ از همه مهمتر احترام به استفادهکننده و مشتریها. چرا؟ چون همونا اگه راضی باشن یعنی پول بیشتری براتون ساخته میشه.
مطالب واقعاً پیوستهان! حتی الانم که دیگه دنبال مباحث Data Analyst و ماشین لرنینگ نیستم، بازم اینجا دوباره برگشتم و باید بلدشون باشم. با اینکه نمیخوام Data Scientist بشم، دوباره برگشتم به پروژه ساخت Recommend System.
خوندنها توی دنیای کامپیوتر تموم نمیشه.
مهمترین مرحله ساخت چیزی که یوزر باهاش راحت و آسوده و سریع کار کنه. مثل API یا وبسایت یا اپ.
خلاصه که عاشقای دنیای کامپیوتر، بخونید و عشق کنید! 🔥
این مدت یه ماهه که Data Engineer و Big Data رو جدی و سرسختانه شروع کردم و کلی تجربیات خفن پیدا کردم، مثلاً:
شبکه و امنیت رو باید تا حدودی هر مهندسی باید بلد باشه. نه اینکه دست به کار بشی نههههه، فقط مشکل امنیتی ندی و سیستم رو درست طراحی و دیزاین کنی.
طراحی و پیادهسازی دیتابیس واقعاً مهمه. پس باید درست طراحی بشه وگرنه ممکنه یه جایی یه خرج گنده میندازه دستتون.
پروفایلینگ کردن کدتون و تست گرفتن از برنامهای که ساختید خیلی مهمه. خیلی خیلی زیاد! خیلی جاها باتلنک دارید یا باید سبک کنید کدتون رو یا کارای دیگه و بعضاً از زبانهای سریعتر دیگهای توی اون نقطه فقط استفاده کنید.
خیلی مهمه که از اول سیستم رو مطابق نیاز مشتریان درست کنی. باید بری ببینی چند نفرن؟ چقدر استفاده میکنن؟ چی میخوان؟ چرا!؟ از همه مهمتر احترام به استفادهکننده و مشتریها. چرا؟ چون همونا اگه راضی باشن یعنی پول بیشتری براتون ساخته میشه.
مطالب واقعاً پیوستهان! حتی الانم که دیگه دنبال مباحث Data Analyst و ماشین لرنینگ نیستم، بازم اینجا دوباره برگشتم و باید بلدشون باشم. با اینکه نمیخوام Data Scientist بشم، دوباره برگشتم به پروژه ساخت Recommend System.
خوندنها توی دنیای کامپیوتر تموم نمیشه.
مهمترین مرحله ساخت چیزی که یوزر باهاش راحت و آسوده و سریع کار کنه. مثل API یا وبسایت یا اپ.
خلاصه که عاشقای دنیای کامپیوتر، بخونید و عشق کنید! 🔥
👍4🔥1
یه سایت خوب برای تست و ازمودن مهارت های خودتون در زمینه ی برنامه نویسی (پایتون ، شل اسکریپ ، SQL و ...)
www.hackerrank.com
www.hackerrank.com
❤1
اگه بخوام به همسن های خودم (بچه های ۸۰ و ۸۱) و کوچیکتر از خودم یه تجربه ای رو انتقال بدم درباره بازار کار ایران میتونم بگم که اشتباه منو نکنید اصلا هول (عجول) نباشید !!؟
من از ۱۶ سالگی عجول بودم شدید ، میخواستم هرچی سریع تر دبیرستان که تموم شد و به سن قانونی که رسیدم مثل خارجی ها کنار تحصیلاتم کار کنم ، دانشگاهم رو توی یه جای خفن دولتی بخونم و کنارشم کار کنم از یازدهم شروع کردم مطالعه و خوندن و به شکل عجیبی فقط دنبال کار های تخصصی بودم نه عمومی ، نتیجه این عجول و متمرکز نبودنه شد عدم قبولی دانشگاه دولتی و رفتن به دانشگاه آزاد با کلی خجالت، بعد از کنکورتا قبل از دانشگاه (بازه یکساله) سراغ شغل تعمیرات موبایل و ادیتوری رفتم و همه این مبالغ حقوقم رو سر مصارف ارتقا لپ تاپم و امکاناتم و میز و صندلی و خرید کلی دوره شبکه و امنیت و سی پلاس و تماشای اونا کردم و از تابستون قبل از ترم یک تا آخر ترم یک سراغ کار گشتم برای شبکه و کارآموزی اون ( که نتیجه ش شد توهین و تحقیر و بیگاری و حمالی کشیدن و تهش پولی ندادن بهم) ترم یک رفتم دیتاسنتر پست به عنوان ادمین شبکه ( نتیجه ش این شد که ۴ ماه کارم زل زدن به مانیتور بود و اعلام قعطی و التماس برای اینکه حقوق ها رو سه ماه سه ماه ندن) توی ترم سه رفتم سازمان بنادر به عنوان soc (نتیجه ش این شد که ۵ ماه کار زل زدن به یه برنامه اشغال لاگ بود و گزارش نویسی) و تمام این چهار ترمی که سرکار میرفتم باعث شد همه ترم های دانشگاه رو یا حذف کامل بشم یا مشروط چیزی که هیچ وقت نمیخواستم و در نهایت به خاطر رفیقم مهندس ملک محمدی که دقیقا اونم چنین تجربه رو کرده بود و اون تایم بهم انتقال داد برگشتم دانشگاه و شروع کردم فقط چسبیدم به مطالعه کردن و مهارت آموختن دانشگاهی و خارج از دانشگاهی
خواستم بگم مسیر پیشرفت پله پله س ، باید تک تک پله ها رو آروم و آهسته و پیوسته و مراقب برداشت ، اگه عجله کنی دو سه تا باهم بردارید یا نه عجولانه و بی حوصله برندارید اگه لیزم نخورید (همونطور که من نخوردم) صدمات بدی میبینید چه روحی چه مادی چه روانی خلاصه بگم راه تقلب و میانبر نداره درست و اصولیشو برید با عجله کردن متفاوت و خفن و باهوش نمیشید ( من خودم هدفم این بود که بهترین باشم توی رشته دانشگاه و شغلیم چه توی دانشگاه چه ایران چه جهان)
درسته لیز نخوردم توی این عجول بودنه ولی صدمات بدی خوردم که همیشه زخمش باهامه اولیش دانشگاهم بود که خرابش کردم خیلی چیزی که خیلی دوستش داشتم و حساس بودم روش الان دارم با زور جبران میکنمش حالا بحث شهریه و پول دود شده به کنار این از هزینه مادی
دومی ش که روحی و روانی بوده : من به خاطر عجول بودن و پخته نبودن خودم و مهارت هام و عدم تجربه با شرکت هایی کار کردم که وقتی انرژی و شوق و ذوق اون تایم منو میدیدن وقتی حرف روتر میشد میدیدن چشمام برق میزنه از خوشحالی یا عاشق دیتاسنتر بودم شروع کردن ازم سواستفاده ، منی که پر انرژی بودم رو به عنوان ادمین رد تیم و ادمین شبکه استخدام کردن ولی به عنوان soc و noc گذاشتن ولی در اصل مترسک بودم.
نتیجه ش شد اینکه الان واقعا حالم از شبکه و امنیت بهم میخوره اسم روتر یا SIEM میاد عصبی میشم
کلی خاطرات بد دارم کلی تجربه بد دارم کلی چیزای دیگه که نتیجه ش شده اینکه حالم از کار کردن حضوری و تمام وقت بهم میخوره
ایرانسرور یکی از جاهایی بود که گفت تو که عاشق لینوکسی بیا بشو اپراتور پشتبانی لایه دو لینوکس ما ولی وقتی روز اول که رفتم گفتن داداش چی زدی ؟! لینوکس نداریم که همش هاسته اونم با یه ریست حل میشه
من از ۱۶ سالگی عجول بودم شدید ، میخواستم هرچی سریع تر دبیرستان که تموم شد و به سن قانونی که رسیدم مثل خارجی ها کنار تحصیلاتم کار کنم ، دانشگاهم رو توی یه جای خفن دولتی بخونم و کنارشم کار کنم از یازدهم شروع کردم مطالعه و خوندن و به شکل عجیبی فقط دنبال کار های تخصصی بودم نه عمومی ، نتیجه این عجول و متمرکز نبودنه شد عدم قبولی دانشگاه دولتی و رفتن به دانشگاه آزاد با کلی خجالت، بعد از کنکورتا قبل از دانشگاه (بازه یکساله) سراغ شغل تعمیرات موبایل و ادیتوری رفتم و همه این مبالغ حقوقم رو سر مصارف ارتقا لپ تاپم و امکاناتم و میز و صندلی و خرید کلی دوره شبکه و امنیت و سی پلاس و تماشای اونا کردم و از تابستون قبل از ترم یک تا آخر ترم یک سراغ کار گشتم برای شبکه و کارآموزی اون ( که نتیجه ش شد توهین و تحقیر و بیگاری و حمالی کشیدن و تهش پولی ندادن بهم) ترم یک رفتم دیتاسنتر پست به عنوان ادمین شبکه ( نتیجه ش این شد که ۴ ماه کارم زل زدن به مانیتور بود و اعلام قعطی و التماس برای اینکه حقوق ها رو سه ماه سه ماه ندن) توی ترم سه رفتم سازمان بنادر به عنوان soc (نتیجه ش این شد که ۵ ماه کار زل زدن به یه برنامه اشغال لاگ بود و گزارش نویسی) و تمام این چهار ترمی که سرکار میرفتم باعث شد همه ترم های دانشگاه رو یا حذف کامل بشم یا مشروط چیزی که هیچ وقت نمیخواستم و در نهایت به خاطر رفیقم مهندس ملک محمدی که دقیقا اونم چنین تجربه رو کرده بود و اون تایم بهم انتقال داد برگشتم دانشگاه و شروع کردم فقط چسبیدم به مطالعه کردن و مهارت آموختن دانشگاهی و خارج از دانشگاهی
خواستم بگم مسیر پیشرفت پله پله س ، باید تک تک پله ها رو آروم و آهسته و پیوسته و مراقب برداشت ، اگه عجله کنی دو سه تا باهم بردارید یا نه عجولانه و بی حوصله برندارید اگه لیزم نخورید (همونطور که من نخوردم) صدمات بدی میبینید چه روحی چه مادی چه روانی خلاصه بگم راه تقلب و میانبر نداره درست و اصولیشو برید با عجله کردن متفاوت و خفن و باهوش نمیشید ( من خودم هدفم این بود که بهترین باشم توی رشته دانشگاه و شغلیم چه توی دانشگاه چه ایران چه جهان)
درسته لیز نخوردم توی این عجول بودنه ولی صدمات بدی خوردم که همیشه زخمش باهامه اولیش دانشگاهم بود که خرابش کردم خیلی چیزی که خیلی دوستش داشتم و حساس بودم روش الان دارم با زور جبران میکنمش حالا بحث شهریه و پول دود شده به کنار این از هزینه مادی
دومی ش که روحی و روانی بوده : من به خاطر عجول بودن و پخته نبودن خودم و مهارت هام و عدم تجربه با شرکت هایی کار کردم که وقتی انرژی و شوق و ذوق اون تایم منو میدیدن وقتی حرف روتر میشد میدیدن چشمام برق میزنه از خوشحالی یا عاشق دیتاسنتر بودم شروع کردن ازم سواستفاده ، منی که پر انرژی بودم رو به عنوان ادمین رد تیم و ادمین شبکه استخدام کردن ولی به عنوان soc و noc گذاشتن ولی در اصل مترسک بودم.
نتیجه ش شد اینکه الان واقعا حالم از شبکه و امنیت بهم میخوره اسم روتر یا SIEM میاد عصبی میشم
کلی خاطرات بد دارم کلی تجربه بد دارم کلی چیزای دیگه که نتیجه ش شده اینکه حالم از کار کردن حضوری و تمام وقت بهم میخوره
ایرانسرور یکی از جاهایی بود که گفت تو که عاشق لینوکسی بیا بشو اپراتور پشتبانی لایه دو لینوکس ما ولی وقتی روز اول که رفتم گفتن داداش چی زدی ؟! لینوکس نداریم که همش هاسته اونم با یه ریست حل میشه
👍3🤯1
Kernel Space
اگه بخوام به همسن های خودم (بچه های ۸۰ و ۸۱) و کوچیکتر از خودم یه تجربه ای رو انتقال بدم درباره بازار کار ایران میتونم بگم که اشتباه منو نکنید اصلا هول (عجول) نباشید !!؟ من از ۱۶ سالگی عجول بودم شدید ، میخواستم هرچی سریع تر دبیرستان که تموم شد و به سن قانونی…
خلاصه عجول نباشید اتفاقی اگه قرار باشه بیوفته
به وقت و به تایمش میوفته ، من اینو باور نداشتم میگفتم خودم سرنوشتم رو طلایی میکنم
ثابت میکنم به همه که من بهترینم توی همسن و سال ها و حتی همکاران خودم (جوون بودم دیگه :) )
اگه سرنوشت برای من چیز دیگه ای نوشته باشم من اونو نمیخوام خودم تقدیرم رو رقم میزنم
و نتیجه ش شد این 😂
البته الانم چون قبل از اینکه دیر بشه سرم به سنگ خورد میشه همه چیزا رو جبران کرد ولی اون انرژی و شوق و اشتیاق رفته ولی خب خشکم نشدم 😂
به وقت و به تایمش میوفته ، من اینو باور نداشتم میگفتم خودم سرنوشتم رو طلایی میکنم
ثابت میکنم به همه که من بهترینم توی همسن و سال ها و حتی همکاران خودم (جوون بودم دیگه :) )
اگه سرنوشت برای من چیز دیگه ای نوشته باشم من اونو نمیخوام خودم تقدیرم رو رقم میزنم
و نتیجه ش شد این 😂
البته الانم چون قبل از اینکه دیر بشه سرم به سنگ خورد میشه همه چیزا رو جبران کرد ولی اون انرژی و شوق و اشتیاق رفته ولی خب خشکم نشدم 😂
👍4
Forwarded from Digiato | دیجیاتو
برادکام: ۱۷ درصد
شرکت تایوانی TSMC حدود ۱۳ درصد
مایکروسافت: ۲ درصد
آلفابت: ۴ درصد
اوراکل: ۱۴ درصد
سافتبانک: حدود ۸ درصد
انویدیا جایگاه خود را به عنوان باارزشترین شرکت جهان از دست داد و اپل با رشد ۳ درصدی، جایگاه اول را با ارزش بازار ۳.۴۵ تریلیون دلار به دست آورد.
#هوش_مصنوعی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Linuxor ?
⚡1
Forwarded from با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی
AI Crash?
درسته که میزان سقوط یکروزهٔ ارزش بازار در شرکتهای تکنولوژی آمریکایی تقریباً معادل درآمد نفتی ایران در یک دههٔ اخیر بوده.
ولی کوچکتر از اونه که بشه به سبک dot com crash سالهای ۲۰۰۰ اسم این رو AI crash گذاشت.
البته هر دو اتفاق، محرک مشابهی دارن: غلط در اومدن پیشبینیها.
در حبابِ دات کام، ظرفیت تحولآفرینی اینترنت "در آیندهٔ نزدیک" رو زیادتر از واقعیت برآورد کرده بودن
در سقوط ارزش بازار AI، بهنظر میاد ظرفیت محاسباتیِ مورد نیاز "در آینده نزدیک" رو زیادتر از واقعیت برآورد کرده بودن.
وقتی سقوط ۱۱۶ دلاری به ۶ دلاری آمازون رو در حباب دات کام میبینیم (البته در یک سال)، اتفاقهای فعلی رو نهایتاً میشه یهجور اصلاح قیمت (البته کمی تند) دونست.
اما اگر اصرار داشته باشیم شباهتی بین این اتفاق با رویدادهای تاریخی پیدا کنیم، شاید بشه با الهام از زمستان هوش مصنوعی گفت:
این سقوط، برای مدت کوتاهی "زمستان سرمایهگذاریهای بزرگ برای هوش مصنوعی" رو به همراه میاره.
احتمالاً تا مدتی، هر کس بخواد سرمایهٔ چشمگیری برای پروژههای AI جذب کنه، با این سوال مواجه میشه که "مطمئنی با سرمایه و منابع خیلی کمتر نمیشه؟"
و البته احتمالاً این اتفاق، جنبهٔ مثبتی هم داره و تا مدتها برای گروههای استارتاپی کوچیک الهامبخش و امیدبخش میشه. چون به جای منابع بیشتر، دنبال بهبود موثر عملکرد (الگوریتم و معماری بهتر) میرن.
با همهٔ اینها، یادمون هست که در میانمدت و بلندمدت، همونطور که "ظرفیت تحولآفرینی اینترنت" واقعاً به سطحی فراتر از تصور رسید، "نیاز به ظرفیت محاسباتی" هم از بالاترین حد قابلتصور ما فراتر میره.
و این هم یادمون هست که زمان، الان بسیار سریعتر از بیست سال قبل میگذره. و کوتاهمدت و میانمدت و بلندمدت، معنای بیستسال قبل خودش رو نداره.
#هوش_مصنوعی
درسته که میزان سقوط یکروزهٔ ارزش بازار در شرکتهای تکنولوژی آمریکایی تقریباً معادل درآمد نفتی ایران در یک دههٔ اخیر بوده.
ولی کوچکتر از اونه که بشه به سبک dot com crash سالهای ۲۰۰۰ اسم این رو AI crash گذاشت.
البته هر دو اتفاق، محرک مشابهی دارن: غلط در اومدن پیشبینیها.
در حبابِ دات کام، ظرفیت تحولآفرینی اینترنت "در آیندهٔ نزدیک" رو زیادتر از واقعیت برآورد کرده بودن
در سقوط ارزش بازار AI، بهنظر میاد ظرفیت محاسباتیِ مورد نیاز "در آینده نزدیک" رو زیادتر از واقعیت برآورد کرده بودن.
وقتی سقوط ۱۱۶ دلاری به ۶ دلاری آمازون رو در حباب دات کام میبینیم (البته در یک سال)، اتفاقهای فعلی رو نهایتاً میشه یهجور اصلاح قیمت (البته کمی تند) دونست.
اما اگر اصرار داشته باشیم شباهتی بین این اتفاق با رویدادهای تاریخی پیدا کنیم، شاید بشه با الهام از زمستان هوش مصنوعی گفت:
این سقوط، برای مدت کوتاهی "زمستان سرمایهگذاریهای بزرگ برای هوش مصنوعی" رو به همراه میاره.
احتمالاً تا مدتی، هر کس بخواد سرمایهٔ چشمگیری برای پروژههای AI جذب کنه، با این سوال مواجه میشه که "مطمئنی با سرمایه و منابع خیلی کمتر نمیشه؟"
و البته احتمالاً این اتفاق، جنبهٔ مثبتی هم داره و تا مدتها برای گروههای استارتاپی کوچیک الهامبخش و امیدبخش میشه. چون به جای منابع بیشتر، دنبال بهبود موثر عملکرد (الگوریتم و معماری بهتر) میرن.
با همهٔ اینها، یادمون هست که در میانمدت و بلندمدت، همونطور که "ظرفیت تحولآفرینی اینترنت" واقعاً به سطحی فراتر از تصور رسید، "نیاز به ظرفیت محاسباتی" هم از بالاترین حد قابلتصور ما فراتر میره.
و این هم یادمون هست که زمان، الان بسیار سریعتر از بیست سال قبل میگذره. و کوتاهمدت و میانمدت و بلندمدت، معنای بیستسال قبل خودش رو نداره.
#هوش_مصنوعی