Tahe Khat
Hamid Askari
👍7❤🔥3❤1👏1👌1💯1
خلاصه بعد از
سال های سال دوری
و مدت ها چشم انتظاری
خواست که به دیدنم بیاید
گفت که می آید و می ماند
پیراهن چهار خانه اش را به تن داشت
همان پیراهنی که
رنگ سبزش بسان چشمانش
و سیاهش به رنگ موهایش بود
پیراهنی که انتخابم بود
از دورها سایه اش با چمدانی به دست
به سمتم می آمد
چمدانی که گمان می کردم
درونش پر از
سوغاتی های جور با جور است
مثلا عکس قاب گرفته ی دوتایی مان کنار ساحل
یا عطری که بوی خاصش مخصوص خودمان بود
و چند شاخه گل خشک شده که در دامنه ی کوه جمع کرده بودیم
و یک جلد کتاب شعر فروغ
و چند نامه از زمان های دور
آمد نزدیک شد
چشم در چشم شدیم
نگاهش سرد بود
در آغوش کشیدمش
تنش یخ بسته بود
در جیب چهارخانه ی پیراهنش چیزی برای من نداشت
چمدانش خالی از هر خاطره بود
و انگار لبش آلزایمر گرفته بود
او آمده بود و می خواست بماند
اما عشق را در پستوی خانه اش
جا گذاشته بود
#فریبا_غلامیان
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
سال های سال دوری
و مدت ها چشم انتظاری
خواست که به دیدنم بیاید
گفت که می آید و می ماند
پیراهن چهار خانه اش را به تن داشت
همان پیراهنی که
رنگ سبزش بسان چشمانش
و سیاهش به رنگ موهایش بود
پیراهنی که انتخابم بود
از دورها سایه اش با چمدانی به دست
به سمتم می آمد
چمدانی که گمان می کردم
درونش پر از
سوغاتی های جور با جور است
مثلا عکس قاب گرفته ی دوتایی مان کنار ساحل
یا عطری که بوی خاصش مخصوص خودمان بود
و چند شاخه گل خشک شده که در دامنه ی کوه جمع کرده بودیم
و یک جلد کتاب شعر فروغ
و چند نامه از زمان های دور
آمد نزدیک شد
چشم در چشم شدیم
نگاهش سرد بود
در آغوش کشیدمش
تنش یخ بسته بود
در جیب چهارخانه ی پیراهنش چیزی برای من نداشت
چمدانش خالی از هر خاطره بود
و انگار لبش آلزایمر گرفته بود
او آمده بود و می خواست بماند
اما عشق را در پستوی خانه اش
جا گذاشته بود
#فریبا_غلامیان
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
👍7❤🔥2❤1👏1💯1🏆1
زمین مرده را آغوش بُگشا دیگر ای باران!
دَمِ عیساییات را چشم در راهاند بیماران
چنان در راه عشق از من دلی تاراج کردی که
در این ره، دیگر از من ناامیداناند طَرّاران
به خونم تشنهاند و عاجزم از گفتن ای هارون!
نمیفهمند من را بیتو اینجا داعیهداران
همان بهتر به خواب خوب سیصدساله برگردیم
که این بیدارها خواباند و ما در خواببیداران
به ظاهر گرچه میبینندم این آیینهها، امّا
چه میفهمند عمق زخمها را سادهانگاران؟
به مهر، اکنون نگاهی کن به ما و لطف کن بر ما
که چونپروانه در رقصیمو چونفوّاره سرشاران
#محمدجواد_پولادی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
دَمِ عیساییات را چشم در راهاند بیماران
چنان در راه عشق از من دلی تاراج کردی که
در این ره، دیگر از من ناامیداناند طَرّاران
به خونم تشنهاند و عاجزم از گفتن ای هارون!
نمیفهمند من را بیتو اینجا داعیهداران
همان بهتر به خواب خوب سیصدساله برگردیم
که این بیدارها خواباند و ما در خواببیداران
به ظاهر گرچه میبینندم این آیینهها، امّا
چه میفهمند عمق زخمها را سادهانگاران؟
به مهر، اکنون نگاهی کن به ما و لطف کن بر ما
که چونپروانه در رقصیمو چونفوّاره سرشاران
#محمدجواد_پولادی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
👍8❤🔥2❤1🔥1👏1💯1
همین که پلک می گشایی
خورشید حضورت
تمام آسمان قلبم را روشن می کند
و صبح از دریچه نگاهت
میزبان تنهایی های من می شود
شعرهایم را
هر صبح در آغوش باد رها میکنم
تا عشق ما را فریاد بزند و
واژه واژه اش را به گوش جهانیان برساند
و بگوید
هنوز هم یک دیدار و صبح بخیر
عاشقانه میتواند
سرآغازِ پرسه در کوچه های خوشبختی باشد...
#مینو_پناهپور
#صبح_بخير
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
خورشید حضورت
تمام آسمان قلبم را روشن می کند
و صبح از دریچه نگاهت
میزبان تنهایی های من می شود
شعرهایم را
هر صبح در آغوش باد رها میکنم
تا عشق ما را فریاد بزند و
واژه واژه اش را به گوش جهانیان برساند
و بگوید
هنوز هم یک دیدار و صبح بخیر
عاشقانه میتواند
سرآغازِ پرسه در کوچه های خوشبختی باشد...
#مینو_پناهپور
#صبح_بخير
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥8👏2💯1🤗1
.
دوباره تف به اَتَکهای لعنتیِ پَنیک
به لرزههای پُر از تب دوباره فحش رکیک
و خواب نیمهشبم توی تختخوابِ ترم
هجومِ وحشتِ کابوسِ تلخِ بیپدرم
روانپزشکِ روانیِ دربهدر شدهام!
فرارکن! که شدیداً دوباره خر شدهام!
به لحظههای اسارت درونِ این قفسم
به ترسم از در و دیوار و حبسِ هر نفسم
دوباره فکرِ "رهایی" که میزند به سرم
که روی بالِ پتویم به آسمان بپرم
شبیه اسلحهام... فکر منفجر شدنم
جنابِ مرگ عزیزم! بِکِش گلنگدنم
بِکِش مرا به جنون یا بِکُش مرا علنی
بِکِش مرا به لجن توی فحش و بددهنی
که منتشر بشود توی تیترهای خبر
شکسته شد دلِ مردی به بوسههای تبر
شروع فصلِ دلانگیزِ هجرت از بدن است
شروع بوسهی چاقو به روی رگ/زدن است
هزار رازِ مگو را به گور خود ببرم
تمامِ صبر و سکوتی که سوخت این جگرم
چقدر توی کفن جیغِ بیصدا بزنم
چقدر حرفِ دلم را به کرمها بزنم
کجا فرار کند از حروفِ سرخِ تنش
تنی که مُهرِ اسارت نشسته بر کفنش
قسم به هر چه اباطیل و شعر و فلسفهام
که خستهام... کمکم کن! خودت بکن خفهام
کمک کن ای ملکالموت!... زود پر بکشم
که ریقِ رحمتِ جان را به پات سر بکشم
#مهدی_خدا_بخش
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
دوباره تف به اَتَکهای لعنتیِ پَنیک
به لرزههای پُر از تب دوباره فحش رکیک
و خواب نیمهشبم توی تختخوابِ ترم
هجومِ وحشتِ کابوسِ تلخِ بیپدرم
روانپزشکِ روانیِ دربهدر شدهام!
فرارکن! که شدیداً دوباره خر شدهام!
به لحظههای اسارت درونِ این قفسم
به ترسم از در و دیوار و حبسِ هر نفسم
دوباره فکرِ "رهایی" که میزند به سرم
که روی بالِ پتویم به آسمان بپرم
شبیه اسلحهام... فکر منفجر شدنم
جنابِ مرگ عزیزم! بِکِش گلنگدنم
بِکِش مرا به جنون یا بِکُش مرا علنی
بِکِش مرا به لجن توی فحش و بددهنی
که منتشر بشود توی تیترهای خبر
شکسته شد دلِ مردی به بوسههای تبر
شروع فصلِ دلانگیزِ هجرت از بدن است
شروع بوسهی چاقو به روی رگ/زدن است
هزار رازِ مگو را به گور خود ببرم
تمامِ صبر و سکوتی که سوخت این جگرم
چقدر توی کفن جیغِ بیصدا بزنم
چقدر حرفِ دلم را به کرمها بزنم
کجا فرار کند از حروفِ سرخِ تنش
تنی که مُهرِ اسارت نشسته بر کفنش
قسم به هر چه اباطیل و شعر و فلسفهام
که خستهام... کمکم کن! خودت بکن خفهام
کمک کن ای ملکالموت!... زود پر بکشم
که ریقِ رحمتِ جان را به پات سر بکشم
#مهدی_خدا_بخش
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
💯6❤🔥2👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
نفسم گرفت از این شهر ...
ترانه زیبای نفس ، شعر زیبای دکتر شفیع کدکنی فخر ادبیات معاصر کشور
با صدای حبیب محبیان
روحشون شاد یادشون گرامی❤
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
نفسم گرفت از این شهر ...
ترانه زیبای نفس ، شعر زیبای دکتر شفیع کدکنی فخر ادبیات معاصر کشور
با صدای حبیب محبیان
روحشون شاد یادشون گرامی❤
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥5🔥2👏1💯1🏆1
بر یاد بناگوش تو بر باد دهم جان
تا باد مگر پیش تو بر خاک نهد روی
سرگشته چو چوگانم و در پای سمندت
میافتم و میگردم چون گوی به پهلوی
#سعدی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
تا باد مگر پیش تو بر خاک نهد روی
سرگشته چو چوگانم و در پای سمندت
میافتم و میگردم چون گوی به پهلوی
#سعدی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
🔥6👏2❤🔥1
در هوا حل مےشوم
بہ وقت دلتنگے ؛
مےنشینم بر بادِ شمال؛
دل بہ آب مےزنم؛
با دستِ موج ؛
انگشتانِ پایت را لمس مےڪنم ؛
بہ خاڪ مےنشینم ؛
در عطرِ گلے بہ مشامت میرسم.
"تو"
هر ڪجاے این دنیا ڪہ باشے ؛
خودم را بہ حوالے ات مےرسانم
هیچ راهے
براے دورے ڪردن ندارے !
وقتے این "من" باشم
ڪہ دوستت دارم…
این "من" باشم
ڪہ دوستت دارم !
#عادل_دانتیسم
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
بہ وقت دلتنگے ؛
مےنشینم بر بادِ شمال؛
دل بہ آب مےزنم؛
با دستِ موج ؛
انگشتانِ پایت را لمس مےڪنم ؛
بہ خاڪ مےنشینم ؛
در عطرِ گلے بہ مشامت میرسم.
"تو"
هر ڪجاے این دنیا ڪہ باشے ؛
خودم را بہ حوالے ات مےرسانم
هیچ راهے
براے دورے ڪردن ندارے !
وقتے این "من" باشم
ڪہ دوستت دارم…
این "من" باشم
ڪہ دوستت دارم !
#عادل_دانتیسم
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
🔥4❤🔥3👏2
او طرح می زند،
مصحفِ ننوشته ی تقدیر را
من رنگ می زنم،
دست های خالی ِ تقصیر را
او نقش می زند؛
فلک را، بالِ سبزِ شاپرک را
گیسوان چون کمندِ قاصدک را
من رنگ می زنم؛
آسمان را... ابرها را ...
ماه را ... رنگین کمان را...
گونه هایِ خیسِ باران را
تنِ سردِ خیابان را ...
او نقش می زند؛
شاخه های درهم انبوه را...
اسوه هایِ آبی ِ چون کوه را
من رنگ می زنم؛
چشم های ابری ِ اندوه را
اشک را ... لبخند را ...
زندگی را ... زندگی را؛ عشق را...
#فرح_فریماااا
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
مصحفِ ننوشته ی تقدیر را
من رنگ می زنم،
دست های خالی ِ تقصیر را
او نقش می زند؛
فلک را، بالِ سبزِ شاپرک را
گیسوان چون کمندِ قاصدک را
من رنگ می زنم؛
آسمان را... ابرها را ...
ماه را ... رنگین کمان را...
گونه هایِ خیسِ باران را
تنِ سردِ خیابان را ...
او نقش می زند؛
شاخه های درهم انبوه را...
اسوه هایِ آبی ِ چون کوه را
من رنگ می زنم؛
چشم های ابری ِ اندوه را
اشک را ... لبخند را ...
زندگی را ... زندگی را؛ عشق را...
#فرح_فریماااا
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
👏6❤🔥1
Koli Mast
Ali Sorena
👍3👏2❤🔥1
دیگر هوای عاشقِ در سر نمانده است
از چشم عقل فتاده و باور نمانده است
کوهِ ز غم فتاده به بنیانِ جانِ من
در آسمانِ سینه ام اختر نمانده است
ما را بس ست ناله هجران دیگران
جانم به لب رسیده و پیکر نمانده است
عمری به پا عشق تو جان داده ام ولی
حسرت که یاد شوخ فسونگر نمانده است
جایی اراده را به خدایم سپرده ام
دیگر به جز یاد صنوبر نمانده است
هرگز نکرد بر دلِ غم دیده ام نظر
پیری رسید و رحم به کافر نمانده است
#فروغی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
از چشم عقل فتاده و باور نمانده است
کوهِ ز غم فتاده به بنیانِ جانِ من
در آسمانِ سینه ام اختر نمانده است
ما را بس ست ناله هجران دیگران
جانم به لب رسیده و پیکر نمانده است
عمری به پا عشق تو جان داده ام ولی
حسرت که یاد شوخ فسونگر نمانده است
جایی اراده را به خدایم سپرده ام
دیگر به جز یاد صنوبر نمانده است
هرگز نکرد بر دلِ غم دیده ام نظر
پیری رسید و رحم به کافر نمانده است
#فروغی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
👏4❤🔥1
.
در قلبم خانه ایی از عشق بنا کرده ایی
و در جانم اشتیاقی
برای دیدن چشمانت
آنقدر زیبا بر دلم نشسته ایی
که حس حضور تو
جان می بخشد به این منِ بی جان ؛
تو در خیالم چه زیبا شعر می شوی
از تو می سرایم
با قلمی از احساس ...
قهوه ایی چشمانت
می شود آرامش جانم
هُرم آغوشت
می شود زیباترین رویا
که به آتش می کشد جانم را
و چه پارادوکس زیبای ست
وقتی این دو با هم در آمیزند .....
من نت به نت
نجوای عاشقانه ی صدایت را
در سینه ام حبس می کنم
صدایی که عشق ست
و زیباترین ضرب آهنگ قلبم ...!!!
#باران_مقدم
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
در قلبم خانه ایی از عشق بنا کرده ایی
و در جانم اشتیاقی
برای دیدن چشمانت
آنقدر زیبا بر دلم نشسته ایی
که حس حضور تو
جان می بخشد به این منِ بی جان ؛
تو در خیالم چه زیبا شعر می شوی
از تو می سرایم
با قلمی از احساس ...
قهوه ایی چشمانت
می شود آرامش جانم
هُرم آغوشت
می شود زیباترین رویا
که به آتش می کشد جانم را
و چه پارادوکس زیبای ست
وقتی این دو با هم در آمیزند .....
من نت به نت
نجوای عاشقانه ی صدایت را
در سینه ام حبس می کنم
صدایی که عشق ست
و زیباترین ضرب آهنگ قلبم ...!!!
#باران_مقدم
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥5👏2❤1
غمگین مباش
یك روز صبح از خواب برمی خیزی
ستاره ها را ازگیسوانت پایین می ریزی
ماه را درون صندوقچه ی اتاقت می گذاری
از چشمانت رد شب را بیرون كن
امروز صبح دیگری ست
به لبهایت گلهای سرخ بزن
گردن بندی از مرواریدهای دریا
ناخن هایت را به رنگ دلم رنگ كن
امروز صبح دیگری ست
مطمئن باش من عاشق تو خواهم ماند
تا باز شب بیاید و
كهكشان راه شیری درون وجودت حلول كند
#نزار_قبانی
#صبح_بخير
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
یك روز صبح از خواب برمی خیزی
ستاره ها را ازگیسوانت پایین می ریزی
ماه را درون صندوقچه ی اتاقت می گذاری
از چشمانت رد شب را بیرون كن
امروز صبح دیگری ست
به لبهایت گلهای سرخ بزن
گردن بندی از مرواریدهای دریا
ناخن هایت را به رنگ دلم رنگ كن
امروز صبح دیگری ست
مطمئن باش من عاشق تو خواهم ماند
تا باز شب بیاید و
كهكشان راه شیری درون وجودت حلول كند
#نزار_قبانی
#صبح_بخير
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥4🔥2👏2
#اجرای_خاص 🦋
كلافه خسته و تنها در اين شبهاى تكرارى
از اين پهلو به آن پهلو ميان خواب و بيدارى
شب است و هجمه ى درد و مسكنهاى بى تاثير
من و بى خوابى و تا صبح در گير خود آزارى
نفس بى وفقه مى كوبد لگد بر سينه ى شعرم
و دارى قطره قطره از نگاهم تلخ مى بارى
چنان بر قاب افكار و خيالم نقش بستى كه
براى لحظه اى دست از سر من برنمى دارى
به روى شانه مى ريزم برايت موج گيسو را
مبادا شانه هايم را به دست باد بسپارى
زمانى عاشقم بودى ، نفس بودم براى تو
چرا ديگر نمى خواهى بگويى دوستم دارى
نمى دانم به تاكيد كدامين فصل بى مهرى
نهال عشق را در باغ دلتنگى نمى كارى
درون قبر خود هر شب ، ميان برزخم شايد
بيايى و گلى روى مزار عشق بگذارى
نبودم ، نيستم هرگز گداى عشق اما تو
هزاران دوستت دارم به اين عاشق بدهكارى
✍#طاهره_داوری
🎙#پروانه
🎙#رضا_ماد
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
#اجرای_خاص 🦋
كلافه خسته و تنها در اين شبهاى تكرارى
از اين پهلو به آن پهلو ميان خواب و بيدارى
شب است و هجمه ى درد و مسكنهاى بى تاثير
من و بى خوابى و تا صبح در گير خود آزارى
نفس بى وفقه مى كوبد لگد بر سينه ى شعرم
و دارى قطره قطره از نگاهم تلخ مى بارى
چنان بر قاب افكار و خيالم نقش بستى كه
براى لحظه اى دست از سر من برنمى دارى
به روى شانه مى ريزم برايت موج گيسو را
مبادا شانه هايم را به دست باد بسپارى
زمانى عاشقم بودى ، نفس بودم براى تو
چرا ديگر نمى خواهى بگويى دوستم دارى
نمى دانم به تاكيد كدامين فصل بى مهرى
نهال عشق را در باغ دلتنگى نمى كارى
درون قبر خود هر شب ، ميان برزخم شايد
بيايى و گلى روى مزار عشق بگذارى
نبودم ، نيستم هرگز گداى عشق اما تو
هزاران دوستت دارم به اين عاشق بدهكارى
✍#طاهره_داوری
🎙#پروانه
🎙#رضا_ماد
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
Telegram
attach 📎
🏆4🔥2❤🔥1😢1💘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 موزیک ویدیو زیبا و خاطره انگیز
ترانه: سوغاتی
با صدای : بانو هایده
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
ترانه: سوغاتی
با صدای : بانو هایده
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥4👏3🔥2🏆1
دلم شکست، کجایی که نوشخند زنی؟
به یک اشاره دلم را دوباره بند زنی؟
دوباره وصله ای از بوسه های دلچسبت
برین سفال ترک خورده ام به چند زنی؟
اگر به دست تو باشد چه فرق این یا آن؟
دمی ضماد گذاری... دمی گزند زنی
#علیرضا_بدیع
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
به یک اشاره دلم را دوباره بند زنی؟
دوباره وصله ای از بوسه های دلچسبت
برین سفال ترک خورده ام به چند زنی؟
اگر به دست تو باشد چه فرق این یا آن؟
دمی ضماد گذاری... دمی گزند زنی
#علیرضا_بدیع
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥4👏3🔥2
کاش
باران بزند
خیس احساس شوی
پل زنی با دل خود
با نگاهی که
صفاست
چه قشنگ است شوی
#عاشق_عشق،
به دل انگیزی باران سحر
که برای
دل تو میبارد
شاد و سرمست و غزل خوان
بروی
غمِ این فاصله را
خط بطلان بزنی
باورت هست که
#عشق
کُشتن فاصلههاست....
✍️ #فریبا_قربان_کریمی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
باران بزند
خیس احساس شوی
پل زنی با دل خود
با نگاهی که
صفاست
چه قشنگ است شوی
#عاشق_عشق،
به دل انگیزی باران سحر
که برای
دل تو میبارد
شاد و سرمست و غزل خوان
بروی
غمِ این فاصله را
خط بطلان بزنی
باورت هست که
#عشق
کُشتن فاصلههاست....
✍️ #فریبا_قربان_کریمی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥6👏3🔥2
ای خموش ناپیدا،
آیا روزی فرا خواهد رسید،
که باز تو را ببینم،
و از سرمای زمستان
به گرمای بهار پناه ببرم؟
ای تپههای خاموش،
آیا صدای من،
که در بادی ناپدید میشود،
به گوش تو خواهد رسید؟
آیا زمزمههای من،
که در نیل شب غرق میشود،
توی را بیدار خواهد کرد؟
آیا آسمان صاف بهاری،
بار دگر نور خورشید را
بر دشتهای سبز فرو خواهد ریخت؟
آیا چشمانم باز
از نگاه تو، گرمی خواهند گرفت؟
ای فصلها،
آیا من، که در غم زمستان غرق شدهام،
باز دگر در آغوش بهار
زندگی تازهای خواهم یافت؟
#ثریا_شجاعی_اصل
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
ای خموش ناپیدا،
آیا روزی فرا خواهد رسید،
که باز تو را ببینم،
و از سرمای زمستان
به گرمای بهار پناه ببرم؟
ای تپههای خاموش،
آیا صدای من،
که در بادی ناپدید میشود،
به گوش تو خواهد رسید؟
آیا زمزمههای من،
که در نیل شب غرق میشود،
توی را بیدار خواهد کرد؟
آیا آسمان صاف بهاری،
بار دگر نور خورشید را
بر دشتهای سبز فرو خواهد ریخت؟
آیا چشمانم باز
از نگاه تو، گرمی خواهند گرفت؟
ای فصلها،
آیا من، که در غم زمستان غرق شدهام،
باز دگر در آغوش بهار
زندگی تازهای خواهم یافت؟
#ثریا_شجاعی_اصل
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥5👏3🔥2
Do Nafare
Babak Jahanbakhsh
❤🔥5👍2🔥2👏1