.
شبی از دور مرا دیدی و کِتمان کردی
دلِ غمگینِ مرا کُشتی و ویران کردی
دیدمت با دِگری، دست به دستش دادی
خنده بر لب زدی و زلف پریشان کردی
سخت بگذشت شبِ دیدنِ تو در دلِ من
آخر این ظلم چرا، بر منِ حیران کردی؟
عهد بستی که دلم را به تباهی نَکِشی
تو ولی زخم زدی، پُشت به پیمان کردی
دل دیوانهی من عاشق چشمان تو بود
تو ولی چشمِ مرا دیدی و گریان کردی
آمدم بارِ دگر بَر سرِ راهِ تو ولی
تو تنت را به تنش دادی و پنهان کردی
#محمد_عبداله_زاده
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
شبی از دور مرا دیدی و کِتمان کردی
دلِ غمگینِ مرا کُشتی و ویران کردی
دیدمت با دِگری، دست به دستش دادی
خنده بر لب زدی و زلف پریشان کردی
سخت بگذشت شبِ دیدنِ تو در دلِ من
آخر این ظلم چرا، بر منِ حیران کردی؟
عهد بستی که دلم را به تباهی نَکِشی
تو ولی زخم زدی، پُشت به پیمان کردی
دل دیوانهی من عاشق چشمان تو بود
تو ولی چشمِ مرا دیدی و گریان کردی
آمدم بارِ دگر بَر سرِ راهِ تو ولی
تو تنت را به تنش دادی و پنهان کردی
#محمد_عبداله_زاده
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥4👍2🔥2🕊1
بهار نورس با طیفی از الوان خوش و زیبا
تداعی آمدن توست
برای منی که دلم اهلی کوچه های خزان زده ی تنهائیست
و آوندهای تشنه ی احساسم
محصور در باغستان انارهای دلخون پاییز
آمدی!!!
در من ریشه کردی
در خاک عقیم قلبم جوانه زدی
قلبی که همچون دریچه ایی تاریک
ذرات نور و نشانی آفتاب را
با بوسه ایی از آسمان می گرفت ....
آمدی،،!!
همچون نسیمی فرح بخش از
لابه لای پریشانی گیسوانم گذشتی
مرا همچون بنفشه ایی کنار جویبار احساست رویاندی و دلخوش به نوازش آغوشت کردی
تو آمده ایی
تا آغازگر فصلی نو از عاشقانه ها باشی
#باران_مقدم
#صبح_بخير
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
تداعی آمدن توست
برای منی که دلم اهلی کوچه های خزان زده ی تنهائیست
و آوندهای تشنه ی احساسم
محصور در باغستان انارهای دلخون پاییز
آمدی!!!
در من ریشه کردی
در خاک عقیم قلبم جوانه زدی
قلبی که همچون دریچه ایی تاریک
ذرات نور و نشانی آفتاب را
با بوسه ایی از آسمان می گرفت ....
آمدی،،!!
همچون نسیمی فرح بخش از
لابه لای پریشانی گیسوانم گذشتی
مرا همچون بنفشه ایی کنار جویبار احساست رویاندی و دلخوش به نوازش آغوشت کردی
تو آمده ایی
تا آغازگر فصلی نو از عاشقانه ها باشی
#باران_مقدم
#صبح_بخير
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥3🔥1👏1😘1
کس نمی گیرد سراغ از حال و احوال خودم
لااقل باید بپرسم از خودم حال خودم
در اتاقم تار تنهایی تنیده دور من
مثل یک پیله که هستم تحت اشغال خودم
فاتحه می خوانم و وا میکنم دیوان ولی
گریه ام می گیرد از تعبیر هر فال خودم
فال قهوه تیره رنگ و استخاره شوم و بد
پس کجا باید بجویم بخت و اقبال خودم؟
میوه ای هستم که پنهان مانده لای شاخه ها
خود خوری یعنی بچینم میوه کال خودم
تشنه یک گفتگوی ساده ام، درکم کنید!
خسته ام از گفتگو با بالش لال خودم
شعر های بی مخاطب بیخ ریش صاحبش
میکنم تقدیم خود؛ اصلا غزل مال خودم
#علی_قهرمانی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
لااقل باید بپرسم از خودم حال خودم
در اتاقم تار تنهایی تنیده دور من
مثل یک پیله که هستم تحت اشغال خودم
فاتحه می خوانم و وا میکنم دیوان ولی
گریه ام می گیرد از تعبیر هر فال خودم
فال قهوه تیره رنگ و استخاره شوم و بد
پس کجا باید بجویم بخت و اقبال خودم؟
میوه ای هستم که پنهان مانده لای شاخه ها
خود خوری یعنی بچینم میوه کال خودم
تشنه یک گفتگوی ساده ام، درکم کنید!
خسته ام از گفتگو با بالش لال خودم
شعر های بی مخاطب بیخ ریش صاحبش
میکنم تقدیم خود؛ اصلا غزل مال خودم
#علی_قهرمانی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥3❤2🔥1👏1
عمرمان یکسال دیگر بی هم و تنها گذشت
کس نمی داند در این مدّت چها بر ما گذشت
جای یاری دشمنی ها کرد با ما دست دوست
عشقمان را پوچ معنا کرد بر هر جا گذشت
مرگ تدریجی ما را دید و برگرداند روی
دید دل را ملتمس، بی اعتنا امّا گذشت
از گناه نارفیقان به ظاهر یار غار
آه ای صاحبدلان کی می توان آیا گذشت؟
رنج شد طومار در ابیات غمناک غزل
از سرودن پس چه بهتر کاین دل رسوا گذشت
#حامد_بیدل
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
کس نمی داند در این مدّت چها بر ما گذشت
جای یاری دشمنی ها کرد با ما دست دوست
عشقمان را پوچ معنا کرد بر هر جا گذشت
مرگ تدریجی ما را دید و برگرداند روی
دید دل را ملتمس، بی اعتنا امّا گذشت
از گناه نارفیقان به ظاهر یار غار
آه ای صاحبدلان کی می توان آیا گذشت؟
رنج شد طومار در ابیات غمناک غزل
از سرودن پس چه بهتر کاین دل رسوا گذشت
#حامد_بیدل
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥4👏2🔥1🥰1
به ملاقاتِ من امروز بیا...
که به دیدارِ تو محتاجم من،
ساعتی را به کنارم بنشین
اگرَت حوصله بود،
شانه بر شانهی من سایْ وُ
کمی راه بیا...
.
اوّلش هیچ مگو!
تا که من سفرهی دل باز کنم،
گِلِهها دارم از این
عصرِ دلاشوبهی تزویر وُ ریا.
.
من دلم میخواهد
بروم بر سرِ یک کوهِ بلند
وَ جهان را به هواری
رویِ سر بگذارم!
.
از پسِ آن همه فریاد وُ فغان ، بازاباز
به تو رو میزنم وُ میخواهم
چشم در چشمِ تو اندازم وُ
در منظرِ عطرآگینَت،
نَفَسی تازه کنم!
.
شِکْوهها چون به سراَنجام رسید،
به یقین میدانم
که به رسمِ عادت،
هنرِ یکْدِلِگی را
به آغوش ، کلام
وَ گُلِ لبخندی
تو به جا میآری،
تا به هر فوت وُ فنی
گره از حالِ نزارِ
دلِ ماتمْزدهاَم بگشایی!
.
سایهاَت
بر سرِ من
تا ابدیّت باقی!
گُلِ خوشرنگِ اقاقی!
دشمنت ویران باد!
از خدا میخواهم
تا که جان در بدنم پابرجاست،
تا که دنیا دنیاست،
من به جبرانِ همه خوبیهات
در مسیرت باشم!
همسفر ، همپرواز،
همرفیقاَت باشم!!!
#آرش_شاهری
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
که به دیدارِ تو محتاجم من،
ساعتی را به کنارم بنشین
اگرَت حوصله بود،
شانه بر شانهی من سایْ وُ
کمی راه بیا...
.
اوّلش هیچ مگو!
تا که من سفرهی دل باز کنم،
گِلِهها دارم از این
عصرِ دلاشوبهی تزویر وُ ریا.
.
من دلم میخواهد
بروم بر سرِ یک کوهِ بلند
وَ جهان را به هواری
رویِ سر بگذارم!
.
از پسِ آن همه فریاد وُ فغان ، بازاباز
به تو رو میزنم وُ میخواهم
چشم در چشمِ تو اندازم وُ
در منظرِ عطرآگینَت،
نَفَسی تازه کنم!
.
شِکْوهها چون به سراَنجام رسید،
به یقین میدانم
که به رسمِ عادت،
هنرِ یکْدِلِگی را
به آغوش ، کلام
وَ گُلِ لبخندی
تو به جا میآری،
تا به هر فوت وُ فنی
گره از حالِ نزارِ
دلِ ماتمْزدهاَم بگشایی!
.
سایهاَت
بر سرِ من
تا ابدیّت باقی!
گُلِ خوشرنگِ اقاقی!
دشمنت ویران باد!
از خدا میخواهم
تا که جان در بدنم پابرجاست،
تا که دنیا دنیاست،
من به جبرانِ همه خوبیهات
در مسیرت باشم!
همسفر ، همپرواز،
همرفیقاَت باشم!!!
#آرش_شاهری
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥7❤1👍1🔥1😎1
Koja Rafti
Mahasti
❤🔥3👍1🔥1😍1
شکوفه شور فکنده است در گلستان ها
شده است خوان زمین گم درین نمکدان ها
گشوده است بهار از شکوفه دفتر عیش
شده است پر ز برات نشاط دامانها
ز بس که ریخته است اختر شکوفه به خاک
نشان ز کاهکشان می دهد خیابان ها
ز پرده پوشی برگ شکوفه، گردیده است
مثال لیلی چادر گرفته، بستان ها
ز رشته ای که ز عقد گهر شکوفه کشید
شده است همچو صدف پر گهر گریبان ها
سواد خاک چنان از شکوفه روشن شد
که سیر ماه توان کرد در شبستان ها
زمین شده است ز برگ شکوفه سیمین تن
گشوده است بغل باغ از خیابان ها
شب دراز صبوحی کنند میخواران
که گشت مشرق صبح از شکوفه بستان ها
به یک دو جام، مرا شیر گیرکن ساقی
که شیر مست شده است از شکوفه بستان ها
عجب که توبه تواند سفید گردیدن
که شست چهره تقوی به خون گلستان ها
چه عاجز گرهدل شدی، به باغ خرام
که تیز کرده بهار از شکوفه، دندان ها
ز زهد خشک اگر در جهان غباری بود
ز لوح خاطر ایام شست بارانها
شده است چون رخ لیلی و سینه مجنون
ز جوش لاله و گل، دامن بیابان ها
چنان گشایش دل عام شد که وا کردند
دهن به خنده چو سوفار، جمله پیکان ها
ز جوش گل رگ لعل است خار بر دیوار
ز لاله پنجهی مرجان شده است مژگان ها
چگونه دل نبرد از سخنوران صائب؟
که هست در نی کلک تو شکرستان ها
#صائب_تبریزی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
شده است خوان زمین گم درین نمکدان ها
گشوده است بهار از شکوفه دفتر عیش
شده است پر ز برات نشاط دامانها
ز بس که ریخته است اختر شکوفه به خاک
نشان ز کاهکشان می دهد خیابان ها
ز پرده پوشی برگ شکوفه، گردیده است
مثال لیلی چادر گرفته، بستان ها
ز رشته ای که ز عقد گهر شکوفه کشید
شده است همچو صدف پر گهر گریبان ها
سواد خاک چنان از شکوفه روشن شد
که سیر ماه توان کرد در شبستان ها
زمین شده است ز برگ شکوفه سیمین تن
گشوده است بغل باغ از خیابان ها
شب دراز صبوحی کنند میخواران
که گشت مشرق صبح از شکوفه بستان ها
به یک دو جام، مرا شیر گیرکن ساقی
که شیر مست شده است از شکوفه بستان ها
عجب که توبه تواند سفید گردیدن
که شست چهره تقوی به خون گلستان ها
چه عاجز گرهدل شدی، به باغ خرام
که تیز کرده بهار از شکوفه، دندان ها
ز زهد خشک اگر در جهان غباری بود
ز لوح خاطر ایام شست بارانها
شده است چون رخ لیلی و سینه مجنون
ز جوش لاله و گل، دامن بیابان ها
چنان گشایش دل عام شد که وا کردند
دهن به خنده چو سوفار، جمله پیکان ها
ز جوش گل رگ لعل است خار بر دیوار
ز لاله پنجهی مرجان شده است مژگان ها
چگونه دل نبرد از سخنوران صائب؟
که هست در نی کلک تو شکرستان ها
#صائب_تبریزی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥2👍1🔥1💯1💘1
هر بامداد، شروعی دوباره است،
لحظهای برای رشد و پیشرفت،
با خورشید که روشنایی را به دنیایمان میآورد.
صبح را آغاز میکنیم
با امیدهای نو،
و آرزوهایی که همچون پرتوهای خورشید،
بر دلمان میتابند.
بگذارید با لبخندی بر لب،
قدم به روز بگذاریم،
و با انرژی و شور،
به استقبال فرصتهای پیش رو برویم.
#ثریا_شجاعی_اصل
#صبح_بخیر
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
هر بامداد، شروعی دوباره است،
لحظهای برای رشد و پیشرفت،
با خورشید که روشنایی را به دنیایمان میآورد.
صبح را آغاز میکنیم
با امیدهای نو،
و آرزوهایی که همچون پرتوهای خورشید،
بر دلمان میتابند.
بگذارید با لبخندی بر لب،
قدم به روز بگذاریم،
و با انرژی و شور،
به استقبال فرصتهای پیش رو برویم.
#ثریا_شجاعی_اصل
#صبح_بخیر
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥5👍1👏1💯1
باز جمعه می شود
رویای درونم برای با تو بودن
فوران می کند
دست به چشمانم می کشم
و اشک انتظار را پاک می کنم
موهای آشفته به دست باد را
از پشت سر می بافم
من روی گونه ام را
از عطر خاطرت پر می کنم
پیراهن به رنگ پاییزی ام را به تن کرده ام
و روی ایوان خانه با دسته گلی سپید
چشم به در خانه می دوزم
تاخیر نکن جانا
نگذار رویایم کابوس شود
وقت از دست می رود
جمعه تمام می شود
#فریبا_غلامیان
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
رویای درونم برای با تو بودن
فوران می کند
دست به چشمانم می کشم
و اشک انتظار را پاک می کنم
موهای آشفته به دست باد را
از پشت سر می بافم
من روی گونه ام را
از عطر خاطرت پر می کنم
پیراهن به رنگ پاییزی ام را به تن کرده ام
و روی ایوان خانه با دسته گلی سپید
چشم به در خانه می دوزم
تاخیر نکن جانا
نگذار رویایم کابوس شود
وقت از دست می رود
جمعه تمام می شود
#فریبا_غلامیان
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥5👍2👏1🏆1
مژدهٔ اعجازِ عیسی میدهد آهنگ او
مطربی گر نغمهٔ عشق تو در چنگ آورد
#طغرل_احراری
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
مطربی گر نغمهٔ عشق تو در چنگ آورد
#طغرل_احراری
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥3👏2👍1💯1
کجا توان به تو دل بست و جان نثار نکرد؟
که جان نثار تو کردن، به درد تسکین است
#پیمان_سیاحی
┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
تو را این قطرههای اشک روزی نرم خواهد کرد
که آب آهسته و آرام میپوساند آهن را
#حسین_زحمتکش
┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
مرا پنهان بُود در کنجِ دل بس گوهر امّید
به چشمِ کم مبین -ای بیخبر!- ویرانهی ما را
#رباب_تمدن
┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
رسم پرگاریم ما اهل جنون
با همه سرگشتگی اِستادهایم
#شیدای_دزفولی
┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
یکدَم -ای آینهرخسار!- در آیینه نگر
تا شوی باخبر از علّت حیرانی ما...
#محمدعلی_فتی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
که جان نثار تو کردن، به درد تسکین است
#پیمان_سیاحی
┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
تو را این قطرههای اشک روزی نرم خواهد کرد
که آب آهسته و آرام میپوساند آهن را
#حسین_زحمتکش
┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
مرا پنهان بُود در کنجِ دل بس گوهر امّید
به چشمِ کم مبین -ای بیخبر!- ویرانهی ما را
#رباب_تمدن
┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
رسم پرگاریم ما اهل جنون
با همه سرگشتگی اِستادهایم
#شیدای_دزفولی
┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
یکدَم -ای آینهرخسار!- در آیینه نگر
تا شوی باخبر از علّت حیرانی ما...
#محمدعلی_فتی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥4👍2👏1🤗1
بادبانی بهپا، سفید است و تنها
در آماجِ فتنهی دریا
به کجا میراند او، به کجا؟
چه برجا نهاده به میهن و مأوا؟
موج میرقصد، باد میخواند
واین دکل توأمان، پیش میراند
او در پی سعادت نبوده، دریغا
و نه از سعادت، میکند پروا!
به زیر و بَرش، امواج کبود و درخشان
و بر فراز سرش، انوار زرّین و رخشان
و او سرکش و مست، به جانب توفان
گوئی که در پسِ آن، فتحیست نهان...
#میخائیل_لرمانتوف
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
در آماجِ فتنهی دریا
به کجا میراند او، به کجا؟
چه برجا نهاده به میهن و مأوا؟
موج میرقصد، باد میخواند
واین دکل توأمان، پیش میراند
او در پی سعادت نبوده، دریغا
و نه از سعادت، میکند پروا!
به زیر و بَرش، امواج کبود و درخشان
و بر فراز سرش، انوار زرّین و رخشان
و او سرکش و مست، به جانب توفان
گوئی که در پسِ آن، فتحیست نهان...
#میخائیل_لرمانتوف
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥3👍2👏2🎉1
Zalem
Moein
❤🔥3👏3🔥1
دل که می بندی ببین دل را چه آسان می بری
تیر مژگان را ببین از دیده ام جان می بری
سیل پنهان را ز چشمانم نمی بیند کسی
وارث این درد هجرانم نمی بیند کسی
ماجرای عشقمان در سینه پنهان گشت و رفت
کوچهی دل تا ابد محکوم باران گشت و رفت
کهکشانگردِ رُخت گشتم چه رخدادم نمود
رنگِ آفاقِ دو چشمانت چه آبادم نمود
اشک چشمانم مرا همواره رسوا میکند
سوختن در شعله، عشقم را هویدا میکند
چون زلیخا شهره در حیران، تو اما #بی_خبر
درهوایت می دهم جولان، تو اما #بی_خبر
باختم دل را چه آسان در قمار کاش ها
لرزش قلب و سکوت و حال زار کاش ها
در درون سینه ام چون گوهر نابی هنوز
در حجابِ ابر هم باشی تو مهتابی هنوز
#فریبا_قربان_کریمی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
تیر مژگان را ببین از دیده ام جان می بری
سیل پنهان را ز چشمانم نمی بیند کسی
وارث این درد هجرانم نمی بیند کسی
ماجرای عشقمان در سینه پنهان گشت و رفت
کوچهی دل تا ابد محکوم باران گشت و رفت
کهکشانگردِ رُخت گشتم چه رخدادم نمود
رنگِ آفاقِ دو چشمانت چه آبادم نمود
اشک چشمانم مرا همواره رسوا میکند
سوختن در شعله، عشقم را هویدا میکند
چون زلیخا شهره در حیران، تو اما #بی_خبر
درهوایت می دهم جولان، تو اما #بی_خبر
باختم دل را چه آسان در قمار کاش ها
لرزش قلب و سکوت و حال زار کاش ها
در درون سینه ام چون گوهر نابی هنوز
در حجابِ ابر هم باشی تو مهتابی هنوز
#فریبا_قربان_کریمی
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥5👏2🔥1
بهار نورس با طیفی از الوان خوش و زیبا
تداعی آمدن توست
برای منی که دلم اهلی کوچه های خزان زده ی تنهائیست
و آوندهای تشنه ی احساسم
محصور در باغستان انارهای دلخون پاییز
آمدی!!!
در من ریشه کردی
در خاک عقیم قلبم جوانه زدی
قلبی که همچون دریچه ایی تاریک
ذرات نور و نشانی آفتاب را
با بوسه ایی از آسمان می گرفت ....
آمدی،،!!
همچون نسیمی فرح بخش از
لابه لای پریشانی گیسوانم گذشتی
مرا همچون بنفشه ایی کنار جویبار احساست رویاندی و دلخوش به نوازش آغوشت کردی
تو آمده ایی
تا آغازگر فصلی نو از عاشقانه ها باشی
#باران_مقدم
#صبح_بخير
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
تداعی آمدن توست
برای منی که دلم اهلی کوچه های خزان زده ی تنهائیست
و آوندهای تشنه ی احساسم
محصور در باغستان انارهای دلخون پاییز
آمدی!!!
در من ریشه کردی
در خاک عقیم قلبم جوانه زدی
قلبی که همچون دریچه ایی تاریک
ذرات نور و نشانی آفتاب را
با بوسه ایی از آسمان می گرفت ....
آمدی،،!!
همچون نسیمی فرح بخش از
لابه لای پریشانی گیسوانم گذشتی
مرا همچون بنفشه ایی کنار جویبار احساست رویاندی و دلخوش به نوازش آغوشت کردی
تو آمده ایی
تا آغازگر فصلی نو از عاشقانه ها باشی
#باران_مقدم
#صبح_بخير
❀═🌼 ⃟❤ ⃟ 🌼═❀
❤🔥3👍2🔥1