مُرده پُرده (حجاز)
ک.شو 37
ملودی: عارف قزوینی
کلام، پیانو، آواز: سعید کریمی
عشقِ نابِ من، خورد و خوابِ من
خسته از همه، جز تو بَسَّمه
عزیزم جز تو بَسَّمه
فصلِ خوبِ من رفت و برنگشت
اشتباه زیاد حیف، وقت همهش کمه
عزیزم تهش همهش غمه
من، قتیلِ تو، بیشیتیلِ تو
از ژن و عصب، از تو لب به لب
ضربهخوردهتم، مُرده پُردهتم
عزیزم، کُشتهمُشتهتم.
@K.Show
ک.شو 37
ملودی: عارف قزوینی
کلام، پیانو، آواز: سعید کریمی
عشقِ نابِ من، خورد و خوابِ من
خسته از همه، جز تو بَسَّمه
عزیزم جز تو بَسَّمه
فصلِ خوبِ من رفت و برنگشت
اشتباه زیاد حیف، وقت همهش کمه
عزیزم تهش همهش غمه
من، قتیلِ تو، بیشیتیلِ تو
از ژن و عصب، از تو لب به لب
ضربهخوردهتم، مُرده پُردهتم
عزیزم، کُشتهمُشتهتم.
@K.Show
وی
و میآید از دورِ ناسورِ ناجور
فقط بغض و حسرت ز گهواره تا گور
جهانش همین شصتویک متر قبر
تواصو بالصبر و تواصو بالصبر
کسی را که وی منتظر نیست
که وی را کسی منتظر نیست
که وی هی به هی میرسد، هی
که هی وی به هی میرسد، هی
جهان کثرتِ غفلت است
و انسان ستمفطرت است
گذشته نرفته که آینده آید
که آید چه آرد؟ چه کارَد؟ چه پاید؟
به وی چه؟!
تلف شد در این فاعلاتن فعولن
تهش هیچ و هی هیچ اصولن
به وی چه؟!
#سعیدکریمی
بهمنِ دو
@KShow
و میآید از دورِ ناسورِ ناجور
فقط بغض و حسرت ز گهواره تا گور
جهانش همین شصتویک متر قبر
تواصو بالصبر و تواصو بالصبر
کسی را که وی منتظر نیست
که وی را کسی منتظر نیست
که وی هی به هی میرسد، هی
که هی وی به هی میرسد، هی
جهان کثرتِ غفلت است
و انسان ستمفطرت است
گذشته نرفته که آینده آید
که آید چه آرد؟ چه کارَد؟ چه پاید؟
به وی چه؟!
تلف شد در این فاعلاتن فعولن
تهش هیچ و هی هیچ اصولن
به وی چه؟!
#سعیدکریمی
بهمنِ دو
@KShow
ک.شو 40 - ساقی (ابوعطا)
کلام: خیام و دیگران
موسیقی، آواز: سعید کریمی
چن وقته که پیکی به دادم نرسیده
جز تلخیِ دوران کامم نچشیده
زندونِ دلتنگیه باز اتاقم امشب
کاشکی بیاد ساقی با مِی سراغم امشب
من بی میِ ناب، زیستن نتوانم
بی باده کشید بارِ تن، نتوانم
من بندهی آن دمم که ساقی گوید
یک جامِ دگر بگیر و من نتوانم
چون نیست در این زمانه سودی ز خِرَد
جز بیخرد از زمانه، بَر مینخورد
پیش آر از آن که خردم را ببرد
باشد که زمانه سوی ما بِه نگرد
کلام: خیام و دیگران
موسیقی، آواز: سعید کریمی
چن وقته که پیکی به دادم نرسیده
جز تلخیِ دوران کامم نچشیده
زندونِ دلتنگیه باز اتاقم امشب
کاشکی بیاد ساقی با مِی سراغم امشب
من بی میِ ناب، زیستن نتوانم
بی باده کشید بارِ تن، نتوانم
من بندهی آن دمم که ساقی گوید
یک جامِ دگر بگیر و من نتوانم
چون نیست در این زمانه سودی ز خِرَد
جز بیخرد از زمانه، بَر مینخورد
پیش آر از آن که خردم را ببرد
باشد که زمانه سوی ما بِه نگرد
ک.شو 43. کژ پوز(چهارگاه)
غزلِ مولانا، موسیقی و آواز: سعید کریمی
سهتار: مسعود حسینیان
طرح جلد: محمد نویری
شاگردِ تو میباشم، گر کودن و کژپوزم
تا زان لبِ خندانت یک خنده بیاموزم
ای چشمهی آگاهی، شاگرد نمیخواهی؟
چه حیله کنم تا من خود را به تو بردوزم؟
گَه در گنهم رانی، گَه سوی پشیمانی
کژ کن سر و دُنبم را، من همزهی مهموزم
در توبه و در حوبه، چون ماهیِ بر تابه
این پهلو و آن پهلو بر تابه همی سوزم
بر تابه توام گردان این پهلو و آن پهلو
در ظلمتِ شب با تو، براقتر از روزم
@KShow
غزلِ مولانا، موسیقی و آواز: سعید کریمی
سهتار: مسعود حسینیان
طرح جلد: محمد نویری
شاگردِ تو میباشم، گر کودن و کژپوزم
تا زان لبِ خندانت یک خنده بیاموزم
ای چشمهی آگاهی، شاگرد نمیخواهی؟
چه حیله کنم تا من خود را به تو بردوزم؟
گَه در گنهم رانی، گَه سوی پشیمانی
کژ کن سر و دُنبم را، من همزهی مهموزم
در توبه و در حوبه، چون ماهیِ بر تابه
این پهلو و آن پهلو بر تابه همی سوزم
بر تابه توام گردان این پهلو و آن پهلو
در ظلمتِ شب با تو، براقتر از روزم
@KShow
saate zang zadeh Kshow.jpg
781.5 KB
«حواستو جمع کن، ساعتِ زنگزده دیگه زنگ نمیزنه، چون زنگاشو زده»
علی حاتمی، سوتهدلان
ک.شو 44. ساعتِ زنگزده (همایون)
کلام و موسیقی: سعید کریمی
کاور: محمد نویری
هر چی پیش میره واسه ما نمیآد
دنیا آخ دنیا با ما را نمیآد
پاهامون، سرتاپامون زخم و زیلی
غم فقط، شادی به ماها نمیآد
ساعتِ زنگزده
همه زنگاشو زده
رسید اون روزی که باید میرسید
سرنوشت کار و به اینجا میکشید
مایهی امیدواری، چی داری؟ چی نداری؟
نمیدونی، نمیدونی، خیلی انگار نمیدونی
تهِ خط همینجاست این جاست انگاری
ساعتِ زنگزده
همه زنگاشو زده
بالا رفت، ما باختیم، پایین رفت، ما باختیم
اینور شد، ما سوختیم، اونور شد، ما سوختیم
هیچی هم نداریم، وقتی هم نداریم
هر چی شه همینه، مشکل از زمینه
از اول تمومیم، محکومیم، منوطیم
هیچ شرطی رو ما نیست، مشغولِ سقوطیم
حالامون: محاله، رویامون: مچاله
اوضامون: زباله، فردامون: خیاله
ساعتِ زنگزده
همه زنگاشو زده
دیِ سه
@KSHOW
علی حاتمی، سوتهدلان
ک.شو 44. ساعتِ زنگزده (همایون)
کلام و موسیقی: سعید کریمی
کاور: محمد نویری
هر چی پیش میره واسه ما نمیآد
دنیا آخ دنیا با ما را نمیآد
پاهامون، سرتاپامون زخم و زیلی
غم فقط، شادی به ماها نمیآد
ساعتِ زنگزده
همه زنگاشو زده
رسید اون روزی که باید میرسید
سرنوشت کار و به اینجا میکشید
مایهی امیدواری، چی داری؟ چی نداری؟
نمیدونی، نمیدونی، خیلی انگار نمیدونی
تهِ خط همینجاست این جاست انگاری
ساعتِ زنگزده
همه زنگاشو زده
بالا رفت، ما باختیم، پایین رفت، ما باختیم
اینور شد، ما سوختیم، اونور شد، ما سوختیم
هیچی هم نداریم، وقتی هم نداریم
هر چی شه همینه، مشکل از زمینه
از اول تمومیم، محکومیم، منوطیم
هیچ شرطی رو ما نیست، مشغولِ سقوطیم
حالامون: محاله، رویامون: مچاله
اوضامون: زباله، فردامون: خیاله
ساعتِ زنگزده
همه زنگاشو زده
دیِ سه
@KSHOW
چهل و شیش (برای زادروزم)
این شعر نمیتواند خوب باشد
هیچ چیزِ این شعر خوب نیست
امکانش را از وی
گرفتهاند
امکانش را به وی
ندادهاند
میبینید که:
منچسترِ امسال است
تیمِ محبوبم
مثلِ این شعر
از آغاز باخته
هر بازی
باز باخته
باز باخته
باز باخته
این شعر
از آغاز به گِل مانده
از خود و مخاطب خجل مانده
بینِ شعر و مِعر، وِل مانده
زیرِ بارِ دل مانده
اِل مانده
دِ لا کو را
صدا کن هلاکو را
بغداد هنوز بغداد است
بیداد هنوز بیداد است
مستفعلُ ... ول کن
شعرِ خوب
دربارهی چیزهای خوب حرف میزند
گفتم که:
هیچ چیزِ این شعر نمیتواند خوب باشد
امکانش را از وی
گرفتهاند
امکانش را به وی
ندادهاند
و اما
آخرین خبر:
بیست و چارمِ دی ماه
من چهل و شیش سالم شد
16800 روز
از 1357
تا 1403
چهل و شش سال خط به خط غلط
این چهل و شش سال
هیچ محتوای مناسبی برای هیچ گروهِ سنیای ندارد
بهتر است دربارهی این چهل و شش سال حرفی نزنیم
این چهل و شش سال
فقط گذشته
و از آن
من
ماندهام
که
واقعن
ماندهام
و همین است:
ماندهام
بگذریم
چهل و شش سال از من گذشت
و
این شعر
به تمامِ معنا
رید
__ بعدی!
سعید کریمی
دیِ سه
@KShow
این شعر نمیتواند خوب باشد
هیچ چیزِ این شعر خوب نیست
امکانش را از وی
گرفتهاند
امکانش را به وی
ندادهاند
میبینید که:
منچسترِ امسال است
تیمِ محبوبم
مثلِ این شعر
از آغاز باخته
هر بازی
باز باخته
باز باخته
باز باخته
این شعر
از آغاز به گِل مانده
از خود و مخاطب خجل مانده
بینِ شعر و مِعر، وِل مانده
زیرِ بارِ دل مانده
اِل مانده
دِ لا کو را
صدا کن هلاکو را
بغداد هنوز بغداد است
بیداد هنوز بیداد است
مستفعلُ ... ول کن
شعرِ خوب
دربارهی چیزهای خوب حرف میزند
گفتم که:
هیچ چیزِ این شعر نمیتواند خوب باشد
امکانش را از وی
گرفتهاند
امکانش را به وی
ندادهاند
و اما
آخرین خبر:
بیست و چارمِ دی ماه
من چهل و شیش سالم شد
16800 روز
از 1357
تا 1403
چهل و شش سال خط به خط غلط
این چهل و شش سال
هیچ محتوای مناسبی برای هیچ گروهِ سنیای ندارد
بهتر است دربارهی این چهل و شش سال حرفی نزنیم
این چهل و شش سال
فقط گذشته
و از آن
من
ماندهام
که
واقعن
ماندهام
و همین است:
ماندهام
بگذریم
چهل و شش سال از من گذشت
و
این شعر
به تمامِ معنا
رید
__ بعدی!
سعید کریمی
دیِ سه
@KShow
ک.شو 47 - چاپلین (بیات اصفهان)
بر اساسِ تِمی از چارلی چاپلین
کلام و تنظیم: سعید کریمی
جلد: زهرا یاریزاده
میگن: یه روز میآد که خوب میشه حالِ ما هم
رد میشیم از این کابوس، باز میخندیم ما با هم
تا کی غم، غم، غم تا کی؟ عمرم در تا کی شد طی
ما زندگی نکردیم، هی مُردیم و مُردیم هی
کدوم آینده در پیشه؟
کی روزِ خوش پیداش میشه؟
لیوان که ته نداره، نیمهی پُر نداره
در هر حالت این قصه پایانِ خوش نداره
هر چی میگیم، بیهودهست، هر چی میگن، چرنده
برقص کنارِ بغضت، لقِ هر چی آینده
@KShOW
بر اساسِ تِمی از چارلی چاپلین
کلام و تنظیم: سعید کریمی
جلد: زهرا یاریزاده
میگن: یه روز میآد که خوب میشه حالِ ما هم
رد میشیم از این کابوس، باز میخندیم ما با هم
تا کی غم، غم، غم تا کی؟ عمرم در تا کی شد طی
ما زندگی نکردیم، هی مُردیم و مُردیم هی
کدوم آینده در پیشه؟
کی روزِ خوش پیداش میشه؟
لیوان که ته نداره، نیمهی پُر نداره
در هر حالت این قصه پایانِ خوش نداره
هر چی میگیم، بیهودهست، هر چی میگن، چرنده
برقص کنارِ بغضت، لقِ هر چی آینده
@KShOW
«یاد» چیزِ مزخرفیه، معلوم نیست یهو از کجا سر و کلهش پیدا میشه؟ ولی
وقتی اومد، دیگه مقاومت بیهودهست.
یــاد، زمانِ حالو ازت میگیــره و پرتت میکنه تو هر گذشــتهی کوفتی که
خودش میخواد. افســارتو دســت
میگیره و میکشــونتت هر جا دلش خواست.
یاد ِ سارا مثل ِ یه ویروس قوی نشسته تو حافظهام و هر روز بهم حمله میکنه
و همه جامو میگیره. یهو اثراتش شــروع میشه. نمیذاره تکون بخورم. فقط
میتونم بشــینم و بهش فکر کنم و بعد همین جور صداش کنم.
سارا رفته، نشر ایجاز
@KShoW
وقتی اومد، دیگه مقاومت بیهودهست.
یــاد، زمانِ حالو ازت میگیــره و پرتت میکنه تو هر گذشــتهی کوفتی که
خودش میخواد. افســارتو دســت
میگیره و میکشــونتت هر جا دلش خواست.
یاد ِ سارا مثل ِ یه ویروس قوی نشسته تو حافظهام و هر روز بهم حمله میکنه
و همه جامو میگیره. یهو اثراتش شــروع میشه. نمیذاره تکون بخورم. فقط
میتونم بشــینم و بهش فکر کنم و بعد همین جور صداش کنم.
سارا رفته، نشر ایجاز
@KShoW
K.Show
https://www.youtube.com/watch?v=gKiRMs7ImeU
به من بگو که حقیقت ندارد این کابوس
غزلی از من با صدای هوتن شاطریپور
موسیقیِ آرمان مهربان
و ویدئویی به کارگردانیِ محمد رزازیان
غزلی از من با صدای هوتن شاطریپور
موسیقیِ آرمان مهربان
و ویدئویی به کارگردانیِ محمد رزازیان
ک.شو 23- سرودی برای «ما» در 24 کلمه
کلام و موسیقی: سعید کریمی
طفلی ما، تنها ما، خسته ما، مونده ما، ساده ما، باخته ما
گریه ما، نوحه ما، زخمی ما، کشته ما، سوخته ما، ساخته ما
طفلی تنها خسته مونده ساده باخته ما
گریه نوحه زخمی کشته سوخته ساخته ما
مایوس ما، افسوس ما، محکوم ما، محروم ما، انبوه ما، اندوه ما
عالی ما، خالی ما، کمبود ما، مسدود ما، حسرت ما، عبرت ما
مایوس افسوس محکوم محروم انبوه اندوه ما
عالی خالی کمبود مسدود حسرت عبرت ما
@KShow
کلام و موسیقی: سعید کریمی
طفلی ما، تنها ما، خسته ما، مونده ما، ساده ما، باخته ما
گریه ما، نوحه ما، زخمی ما، کشته ما، سوخته ما، ساخته ما
طفلی تنها خسته مونده ساده باخته ما
گریه نوحه زخمی کشته سوخته ساخته ما
مایوس ما، افسوس ما، محکوم ما، محروم ما، انبوه ما، اندوه ما
عالی ما، خالی ما، کمبود ما، مسدود ما، حسرت ما، عبرت ما
مایوس افسوس محکوم محروم انبوه اندوه ما
عالی خالی کمبود مسدود حسرت عبرت ما
@KShow