💠 #گزارش
🔴 تهران؛ شهر جیبهای خالی
لایههای پنهان فقر در پایتخت با بازگشت نسیه و حذف رفاه طبقه متوسط
✍ ریحانه جولایی
🔹در هیاهوی پیادهروهای شلوغ تهران، جایی میان شتاب ناگزیر آدمهایی با جامههای آراسته و کیفهای چرمی اداری، بحرانی خاموش در جریان است که دیگر پشت صورتهای سرخشده با سیلی، پنهان نمیماند. طبقه متوسط جامعه، همان قشر تحصیلکرده، کارمند، مهندس و تکنوکراتی که روزگاری موتور محرک اقتصاد، فرهنگ و ثبات کشور بود، این روزها زیر چرخدندههای بیرحم تورم فزاینده و موج گسترده تعدیل نیرو، در حال فروپاشی تدریجی است. سبد خرید این قشر که پیش از این نمادی از رفاه نسبی بود، اکنون به اقلام بنیادین و بقامحور تقلیل یافته و بدتر از آن، پدیدهای قدیمی اما فراموششده به نام «حساب دفتری و نسیه» با شکلی مدرن و دردی عمیقتر، سفرههای آنان را به تسخیر خود درآورده است
▫️حقوقی که به آخر ماه نمیرسد
▫️نسیههای اشتراکی
▫️بازگشت حسابهای دفتری
▫️سرقت تنماهی
▫️درخواست نصف نان
▫️خرید دانهای میوه
▫️کارمندان فقیر
▫️وقتی موتور محرک جامعه خاموش میشود
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔴 تهران؛ شهر جیبهای خالی
لایههای پنهان فقر در پایتخت با بازگشت نسیه و حذف رفاه طبقه متوسط
✍ ریحانه جولایی
🔹در هیاهوی پیادهروهای شلوغ تهران، جایی میان شتاب ناگزیر آدمهایی با جامههای آراسته و کیفهای چرمی اداری، بحرانی خاموش در جریان است که دیگر پشت صورتهای سرخشده با سیلی، پنهان نمیماند. طبقه متوسط جامعه، همان قشر تحصیلکرده، کارمند، مهندس و تکنوکراتی که روزگاری موتور محرک اقتصاد، فرهنگ و ثبات کشور بود، این روزها زیر چرخدندههای بیرحم تورم فزاینده و موج گسترده تعدیل نیرو، در حال فروپاشی تدریجی است. سبد خرید این قشر که پیش از این نمادی از رفاه نسبی بود، اکنون به اقلام بنیادین و بقامحور تقلیل یافته و بدتر از آن، پدیدهای قدیمی اما فراموششده به نام «حساب دفتری و نسیه» با شکلی مدرن و دردی عمیقتر، سفرههای آنان را به تسخیر خود درآورده است
▫️حقوقی که به آخر ماه نمیرسد
▫️نسیههای اشتراکی
▫️بازگشت حسابهای دفتری
▫️سرقت تنماهی
▫️درخواست نصف نان
▫️خرید دانهای میوه
▫️کارمندان فقیر
▫️وقتی موتور محرک جامعه خاموش میشود
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
😢2
کانال کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
💠 #گزارش 🔴 تهران؛ شهر جیبهای خالی لایههای پنهان فقر در پایتخت با بازگشت نسیه و حذف رفاه طبقه متوسط ✍ ریحانه جولایی 🔹در هیاهوی پیادهروهای شلوغ تهران، جایی میان شتاب ناگزیر آدمهایی با جامههای آراسته و کیفهای چرمی اداری، بحرانی خاموش در جریان است…
💠 #گزارش
🔴 تهران؛ شهر جیبهای خالی
لایههای پنهان فقر در پایتخت با بازگشت نسیه و حذف رفاه طبقه متوسط
✍️ ریحانه جولایی
🔹در هیاهوی پیادهروهای شلوغ تهران، جایی میان شتاب ناگزیر آدمهایی با جامههای آراسته و کیفهای چرمی اداری، بحرانی خاموش در جریان است که دیگر پشت صورتهای سرخشده با سیلی، پنهان نمیماند. طبقه متوسط جامعه، همان قشر تحصیلکرده، کارمند، مهندس و تکنوکراتی که روزگاری موتور محرک اقتصاد، فرهنگ و ثبات کشور بود، این روزها زیر چرخدندههای بیرحم تورم فزاینده و موج گسترده تعدیل نیرو، در حال فروپاشی تدریجی است.
🔹 نیازی به بررسی نمودارهای پیچیده آماری بانک مرکزی نیست؛ کافی است پای صحبت زوجهایی بنشینیم که سالها با برنامهریزی دقیق، چرخ زندگیشان را چرخاندهاند، اما امروز در بنبست کامل معیشتی قرار گرفتهاند. یکی از مخاطبان در محدوده مرکزی تهران، تصویری واضح از این سقوط اقتصادی ارائه میدهد.
🔹او با لحنی که آمیزهای از خستگی و حسرت است، از سالهای گذشته میگوید؛ سالهایی که فرمول زندگیشان جواب میداد؛ حقوق یکی از آنها بهطور کامل صرف اجارهخانه و بخشی از اقساط وامها میشد و حقوق دیگری، مخارج روزمره، خورد و خوراک و رفاه منزل را پوشش میداد. حالا اما معادلات کاملا تغییر کرده است.
🔹در سوی دیگر شهر، مریم، دختر جوانی که سالها پیش به امید تحصیل و ساختن آیندهای بهتر از شهرستان به تهران مهاجرت کرده و مشغول به کار شده است. او که همراه دو دختر جوان دیگر همخانه است، میگوید چند هفته پیش برای نخستین بار در زندگیاش مجبور شده به سوپرمارکت محله برود و یک قوطی رب گوجهفرنگی و یک بطری روغن مایع را به صورت نسیه بردارد؛ تجربهای که برای او بسیار سنگین و باورنکردنی بوده است. برای آنکه بار مالی خریدها روی دوش یک نفر سنگین نشود و صاحب سوپرمارکت نیز به حجم بالای درخواست نسیه اعتراض نکند، مریم روغن و رب را نسیه میآورد، همخانه دیگرش چند بسته نان و پنیر را به صورت اعتباری از مغازهای دیگر برمیدارد.
🔹جغرافیای نسیه دیگر محدود به محلههای سنتی و کمبرخوردار جنوب شهر نیست؛ بررسیهای میدانی نشان میدهد شرق، غرب، شمال و جنوب تهران بهطور یکسان با پدیده بازگشت دفترهای نسیه در سوپرمارکتها مواجه شدهاند. یکی از کاسبان میگوید: «نسیهدادن همیشه وجود داشت، اما از ظاهر فرد تشخیص میدادیم که شرایط مالی خوبی ندارد، حالا اما افرادی دستانشان را برای نسیه دراز میکنند که سالها مشتری پروپاقرص مغازه بودهاند؛ کسانی که پیش از این خریدهای حجیم و باکیفیت انجام میدادند و هرگز بحث مالی با مغازهدار نداشتند. حالا همین افراد با هزاران شرم، خجالت و چشمهای دوختهشده به زمین، به دروغهای مصلحتی متوسل میشوند تا غرور خود را حفظ کنند.
🔹این مغازهدار شرق تهرانی روایت میکند آمار سرقت اقلام کوچک خوراکی بهشدت بالا رفته است. در این میان، قوطیهای تنماهی به دلیل اندازه کوچک و قیمت نسبتا بالا، بیشترین سهم را در سرقتهای مغازهای دارند؛ مردم آنها را در جیب یا زیر لباس خود پنهان میکنند و میروند و تا زمان حسابوکتابکردن اجناس مغازه کسی متوجه این فقدان نمیشود.
🔹وضعیت در صنف نانوایان پایتخت نیز دستکمی از سوپرمارکتها ندارد. یکی از شاطرهای نانوایی در مرکز تهران از پدیدههای جدیدی حرف میزند. او میگوید با بالارفتن رسمی قیمت نان، برخی از مشتریان که مشخص است از قشر کارمند و آبرودار هستند، مراجعه میکنند و تقاضای «نصف نان» یا نان تکهای دارند، چون پول یک قرص کامل نان سنگک را ندارند. برخی دیگر نیز به روشهای متفاوتی متوسل میشوند؛ مثلا پنج قرص نان برمیدارند اما هنگام کارتکشیدن یا حسابکردن، میگویند چهارتا برداشتهاند تا مبلغ کمتری پرداخت کنند.
🔹بخش دیگری از این گزارش میدانی، مربوط به میدانهای ترهبار و میوهفروشیهای مناطق مختلف تهران است؛ جایی که تغییر رفتار مصرفی طبقه متوسط به عریانترین شکل ممکن خود را نشان میدهد. میوهفروش میگوید خرید کیلویی و جعبهای میوه برای بخش بزرگی از این قشر به یک خاطره تبدیل شده است. او در ادامه میگوید: مشتریانی با کتوشلوارهای اتوکشیده و کیفهای اداری میآیند و میگویند آقا لطفا سه عدد سیب، دو عدد پرتقال و دو عدد موز برای من بکشید.
🔺 متن کامل گزارش 👇
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1106598
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔴 تهران؛ شهر جیبهای خالی
لایههای پنهان فقر در پایتخت با بازگشت نسیه و حذف رفاه طبقه متوسط
✍️ ریحانه جولایی
🔹در هیاهوی پیادهروهای شلوغ تهران، جایی میان شتاب ناگزیر آدمهایی با جامههای آراسته و کیفهای چرمی اداری، بحرانی خاموش در جریان است که دیگر پشت صورتهای سرخشده با سیلی، پنهان نمیماند. طبقه متوسط جامعه، همان قشر تحصیلکرده، کارمند، مهندس و تکنوکراتی که روزگاری موتور محرک اقتصاد، فرهنگ و ثبات کشور بود، این روزها زیر چرخدندههای بیرحم تورم فزاینده و موج گسترده تعدیل نیرو، در حال فروپاشی تدریجی است.
🔹 نیازی به بررسی نمودارهای پیچیده آماری بانک مرکزی نیست؛ کافی است پای صحبت زوجهایی بنشینیم که سالها با برنامهریزی دقیق، چرخ زندگیشان را چرخاندهاند، اما امروز در بنبست کامل معیشتی قرار گرفتهاند. یکی از مخاطبان در محدوده مرکزی تهران، تصویری واضح از این سقوط اقتصادی ارائه میدهد.
🔹او با لحنی که آمیزهای از خستگی و حسرت است، از سالهای گذشته میگوید؛ سالهایی که فرمول زندگیشان جواب میداد؛ حقوق یکی از آنها بهطور کامل صرف اجارهخانه و بخشی از اقساط وامها میشد و حقوق دیگری، مخارج روزمره، خورد و خوراک و رفاه منزل را پوشش میداد. حالا اما معادلات کاملا تغییر کرده است.
🔹در سوی دیگر شهر، مریم، دختر جوانی که سالها پیش به امید تحصیل و ساختن آیندهای بهتر از شهرستان به تهران مهاجرت کرده و مشغول به کار شده است. او که همراه دو دختر جوان دیگر همخانه است، میگوید چند هفته پیش برای نخستین بار در زندگیاش مجبور شده به سوپرمارکت محله برود و یک قوطی رب گوجهفرنگی و یک بطری روغن مایع را به صورت نسیه بردارد؛ تجربهای که برای او بسیار سنگین و باورنکردنی بوده است. برای آنکه بار مالی خریدها روی دوش یک نفر سنگین نشود و صاحب سوپرمارکت نیز به حجم بالای درخواست نسیه اعتراض نکند، مریم روغن و رب را نسیه میآورد، همخانه دیگرش چند بسته نان و پنیر را به صورت اعتباری از مغازهای دیگر برمیدارد.
🔹جغرافیای نسیه دیگر محدود به محلههای سنتی و کمبرخوردار جنوب شهر نیست؛ بررسیهای میدانی نشان میدهد شرق، غرب، شمال و جنوب تهران بهطور یکسان با پدیده بازگشت دفترهای نسیه در سوپرمارکتها مواجه شدهاند. یکی از کاسبان میگوید: «نسیهدادن همیشه وجود داشت، اما از ظاهر فرد تشخیص میدادیم که شرایط مالی خوبی ندارد، حالا اما افرادی دستانشان را برای نسیه دراز میکنند که سالها مشتری پروپاقرص مغازه بودهاند؛ کسانی که پیش از این خریدهای حجیم و باکیفیت انجام میدادند و هرگز بحث مالی با مغازهدار نداشتند. حالا همین افراد با هزاران شرم، خجالت و چشمهای دوختهشده به زمین، به دروغهای مصلحتی متوسل میشوند تا غرور خود را حفظ کنند.
🔹این مغازهدار شرق تهرانی روایت میکند آمار سرقت اقلام کوچک خوراکی بهشدت بالا رفته است. در این میان، قوطیهای تنماهی به دلیل اندازه کوچک و قیمت نسبتا بالا، بیشترین سهم را در سرقتهای مغازهای دارند؛ مردم آنها را در جیب یا زیر لباس خود پنهان میکنند و میروند و تا زمان حسابوکتابکردن اجناس مغازه کسی متوجه این فقدان نمیشود.
🔹وضعیت در صنف نانوایان پایتخت نیز دستکمی از سوپرمارکتها ندارد. یکی از شاطرهای نانوایی در مرکز تهران از پدیدههای جدیدی حرف میزند. او میگوید با بالارفتن رسمی قیمت نان، برخی از مشتریان که مشخص است از قشر کارمند و آبرودار هستند، مراجعه میکنند و تقاضای «نصف نان» یا نان تکهای دارند، چون پول یک قرص کامل نان سنگک را ندارند. برخی دیگر نیز به روشهای متفاوتی متوسل میشوند؛ مثلا پنج قرص نان برمیدارند اما هنگام کارتکشیدن یا حسابکردن، میگویند چهارتا برداشتهاند تا مبلغ کمتری پرداخت کنند.
🔹بخش دیگری از این گزارش میدانی، مربوط به میدانهای ترهبار و میوهفروشیهای مناطق مختلف تهران است؛ جایی که تغییر رفتار مصرفی طبقه متوسط به عریانترین شکل ممکن خود را نشان میدهد. میوهفروش میگوید خرید کیلویی و جعبهای میوه برای بخش بزرگی از این قشر به یک خاطره تبدیل شده است. او در ادامه میگوید: مشتریانی با کتوشلوارهای اتوکشیده و کیفهای اداری میآیند و میگویند آقا لطفا سه عدد سیب، دو عدد پرتقال و دو عدد موز برای من بکشید.
🔺 متن کامل گزارش 👇
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1106598
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
شرق
تهران؛ شهر جیبهای خالی
در هیاهوی پیادهروهای شلوغ تهران، جایی میان شتاب ناگزیر آدمهایی با جامههای آراسته و کیفهای چرمی اداری، بحرانی خاموش در جریان است که دیگر پشت صورتهای سرخشده با سیلی، پنهان نمیماند. طبقه متوسط جامعه، همان قشر تحصیلکرده، کارمند، مهندس و تکنوکراتی که روزگاری…
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 #صبحگاه
باری اگرچه ما رنج بردهایم
ما زخم خوردهایم
ما تا رسیدن بیمرگیِ امید
هر روز مردهایم
ما با چراغ کینه شب را شناختیم
با اسب سرخ حادثه تا قلب بیتپش مرگ تاختیم
ما تا شکفتن انسان
ما تا دمیدن فریاد
ما تا رسیدن خورشید زندهایم
#ایرج_جنتی_عطایی
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
باری اگرچه ما رنج بردهایم
ما زخم خوردهایم
ما تا رسیدن بیمرگیِ امید
هر روز مردهایم
ما با چراغ کینه شب را شناختیم
با اسب سرخ حادثه تا قلب بیتپش مرگ تاختیم
ما تا شکفتن انسان
ما تا دمیدن فریاد
ما تا رسیدن خورشید زندهایم
#ایرج_جنتی_عطایی
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
💠 #گفتوگو
🔺 یک معلم بازنشسته در گفتگو با داوطلب:
«این همه گفتند اضافه حقوق، اضافه حقوق! مبلغش آن قدر کم بود که فکر کردیم اشتباه شده! چه طور خجالت نمیکشند؟»
یک معلم بازنشسته با گفتن جملات بالا افزود: «نسل ما- الان من دارم میبینم- همکارها واقعا {از کم بودن مبالغ اضافهپرداخت} بهتزدهاند، حالا یک تعدادی هم البته جمع میشوند و اعتراض میکنند ولی خیلیها خبرها را دنبال نمیکنند و حتی نمیدانند چرا ارقام فیش حقوقیشان این قدر حقیرانه است.
وی ادامه داد:
«از همه جالبتر، مسئولهایی هستند که قرار است جوابگوی اربابرجوع باشند. آنها هم گویا از محاسبات خیلی سر در نمیآورند و از چند سال پیش ظاهرشان تغییر کرده، گویا تحت فشارند که برای نگه داشتن شغلشان نقش بازی کنند. مسئول گیشه که تلاش میکرد مرا دست به سر کند، دنبال یک پیام تبریک کریسمس میگشت که برای دخترش در کانادا بفرستد. تمام این قضایا چنان تاسفآور و مضحک بود که آدم درک میکند که این وضع نمیتواند ادامه پیدا کند.»
دستاوردهای مدنی و صنفی ارزشمندی که یک دهه پیش غیر قابل تصور بود
چه پتانسیلهای مطالبهگرانهای در کشور وجود دارد؟
🔺 گروههای معترض با پیگیری حقوق مدنی و صنفی خود، تجمع مطالبهگرانه و پیگیری حقوق را به واقعیت روزمره جامعه تبدیل کردند.
گرچه نیاز به اعتراض در کشور ما با وخیمتر شدن اوضاع معیشتی و نقض حقوق فردی و یا جمعی به یک گزینه مهم و گاه تنها راه شنیدهشدن برای بسیاری از گروهها تبدیل شده است اما جوامعی هم وجود دارند که با وجود وخیمتر شدن برخی از شرایط فردی یا جمعی، هنوز نتوانستهاند به حق اعتراض رسمیت بدهند.
🔺در کشور ما فرهنگیان، کادر درمان و به ویژه پرستاران، کارگران برخی صنایع از جمله شهرداریها، صنعت نفت و گاز و پتروشیمی، معدنکاران، کامیونداران و رانندگان، هنرمندان، وکلا، فعالان حقوق بشر، دانشجویان و حتی جوانان کمسال به اعتراضات موثری سامان دادهاند که فضای اعتراض یا مطالبهگری کشور را برای همیشه تغییر داده استِ اما بازنشستگان سالخورده در کمتر کشوری مثل کشور ما توانستهاند به صورت خودجوش و بدون کمک نهادهای دیگر رکوردی از طولانیترین اعتراضات خیابانی را به ثبت برسانند و به دیگر رفتارهای پیگیر جمعی مشروعیت بدهند. چنین نظم و هماهنگی، سرمایهایاست که در نسل دیگر با جهشی تکاملی همراه خواهد بود.
اصرار گروههای مدنی و صنفی در کشور ما برای در اختیار گرفتن حق تجمع مثال بسیار خوبی از این امر است:
امروز، گروههای مدنی و صنفی میدانند که احتمالا هزینه اصرار بر تجمعهای پیاپی چه خواهد بود، یا با مرور و ارتباط با گروههای معترض دیگر میتوانند به اطلاعات دقیقی در این باره دست پیدا کنند و برای پایین آوردن هزینه اعتراض، هماندیشی کنند.
🔺 حق اعتراض و پیگیری حقوق، با صرف هزینه گزاف از سوی گروهها و افراد در کشور ما به ثمر رسیده است. کسانی که به چنین دستاوردی سامان دادهاند، حتی اگر با ما همعقیده نباشند، یا موضوع فعالیتشان با ما یکی نباشد، مسیر را برای مطالبهگری ما هموار کردهاند؛ پس ضمن حفظ حق تحلیل و انتقاد نسبت به عملکردشان، به نوعی قهرمان صفشکن یا پیشکسوت به شمار میروند.
#حق_اعتراض
#پیگیری_حقوق
https://t.me/davtalaborg/8938
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺 یک معلم بازنشسته در گفتگو با داوطلب:
«این همه گفتند اضافه حقوق، اضافه حقوق! مبلغش آن قدر کم بود که فکر کردیم اشتباه شده! چه طور خجالت نمیکشند؟»
یک معلم بازنشسته با گفتن جملات بالا افزود: «نسل ما- الان من دارم میبینم- همکارها واقعا {از کم بودن مبالغ اضافهپرداخت} بهتزدهاند، حالا یک تعدادی هم البته جمع میشوند و اعتراض میکنند ولی خیلیها خبرها را دنبال نمیکنند و حتی نمیدانند چرا ارقام فیش حقوقیشان این قدر حقیرانه است.
در نظر داشته باشید که نسل همکارهای ما مجبور شده برای اولین بار اعتراض کردن را یاد بگیرد. این قضیه ساده نیست ولی گویا راهی نمانده. همه دارند یاد میگیرند که اگر مراقب حق و حقوقشان نباشند خیلی راحت حقشان خورده شود.»
وی ادامه داد:
«از همه جالبتر، مسئولهایی هستند که قرار است جوابگوی اربابرجوع باشند. آنها هم گویا از محاسبات خیلی سر در نمیآورند و از چند سال پیش ظاهرشان تغییر کرده، گویا تحت فشارند که برای نگه داشتن شغلشان نقش بازی کنند. مسئول گیشه که تلاش میکرد مرا دست به سر کند، دنبال یک پیام تبریک کریسمس میگشت که برای دخترش در کانادا بفرستد. تمام این قضایا چنان تاسفآور و مضحک بود که آدم درک میکند که این وضع نمیتواند ادامه پیدا کند.»
دستاوردهای مدنی و صنفی ارزشمندی که یک دهه پیش غیر قابل تصور بود
چه پتانسیلهای مطالبهگرانهای در کشور وجود دارد؟
🔺 گروههای معترض با پیگیری حقوق مدنی و صنفی خود، تجمع مطالبهگرانه و پیگیری حقوق را به واقعیت روزمره جامعه تبدیل کردند.
گرچه نیاز به اعتراض در کشور ما با وخیمتر شدن اوضاع معیشتی و نقض حقوق فردی و یا جمعی به یک گزینه مهم و گاه تنها راه شنیدهشدن برای بسیاری از گروهها تبدیل شده است اما جوامعی هم وجود دارند که با وجود وخیمتر شدن برخی از شرایط فردی یا جمعی، هنوز نتوانستهاند به حق اعتراض رسمیت بدهند.
🔺در کشور ما فرهنگیان، کادر درمان و به ویژه پرستاران، کارگران برخی صنایع از جمله شهرداریها، صنعت نفت و گاز و پتروشیمی، معدنکاران، کامیونداران و رانندگان، هنرمندان، وکلا، فعالان حقوق بشر، دانشجویان و حتی جوانان کمسال به اعتراضات موثری سامان دادهاند که فضای اعتراض یا مطالبهگری کشور را برای همیشه تغییر داده استِ اما بازنشستگان سالخورده در کمتر کشوری مثل کشور ما توانستهاند به صورت خودجوش و بدون کمک نهادهای دیگر رکوردی از طولانیترین اعتراضات خیابانی را به ثبت برسانند و به دیگر رفتارهای پیگیر جمعی مشروعیت بدهند. چنین نظم و هماهنگی، سرمایهایاست که در نسل دیگر با جهشی تکاملی همراه خواهد بود.
در هیچ جامعهای حق بیان اعتراض در تمام طول تاریخ تضمینشده نبوده است. بسیاری از دولتها تا چند دهه اخیر هنوز در برابر به رسمیت شناختن این حق مقاومت میکردند.
ما میدانیم که اگر گروه بزرگی از مردم این حق را به رسمیت بشناسند، به عنوان یک هنجار و بایسته از سوی جامعه پذیرفته خواهد شد و بندهای محدودکننده این حق یا قانونا حذف میشود و یا در عمل اجرا نخواهد شد.
اصرار گروههای مدنی و صنفی در کشور ما برای در اختیار گرفتن حق تجمع مثال بسیار خوبی از این امر است:
امروز بسیاری از گروههای مطالبهگر نیازی به درخواست مجوز از وزارت کشور نمیبینند چرا که تجمع اعتراضی را حق خود میدانند و پلیس نیز چنین حقی را در بیشتر موارد پذیرفته است، از حساسیت خود کاسته است یا دست کم در ظاهر در زمان تجمع به آن واکنش نشان نمیدهد.
امروز، گروههای مدنی و صنفی میدانند که احتمالا هزینه اصرار بر تجمعهای پیاپی چه خواهد بود، یا با مرور و ارتباط با گروههای معترض دیگر میتوانند به اطلاعات دقیقی در این باره دست پیدا کنند و برای پایین آوردن هزینه اعتراض، هماندیشی کنند.
🔺 حق اعتراض و پیگیری حقوق، با صرف هزینه گزاف از سوی گروهها و افراد در کشور ما به ثمر رسیده است. کسانی که به چنین دستاوردی سامان دادهاند، حتی اگر با ما همعقیده نباشند، یا موضوع فعالیتشان با ما یکی نباشد، مسیر را برای مطالبهگری ما هموار کردهاند؛ پس ضمن حفظ حق تحلیل و انتقاد نسبت به عملکردشان، به نوعی قهرمان صفشکن یا پیشکسوت به شمار میروند.
#حق_اعتراض
#پیگیری_حقوق
https://t.me/davtalaborg/8938
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
Telegram
داوطلب
📣یک معلم بازنشسته در گفتگو با داوطلب:
«این همه گفتند اضافه حقوق، اضافه حقوق! مبلغش آن قدر کم بود که فکر کردیم اشتباه شده! چه طور خجالت نمیکشند؟»
یک معلم بازنشسته با گفتن جملات بالا افزود: «نسل ما- الان من دارم میبینم- همکارها واقعا {از کم بودن مبالغ اضافهپرداخت}…
«این همه گفتند اضافه حقوق، اضافه حقوق! مبلغش آن قدر کم بود که فکر کردیم اشتباه شده! چه طور خجالت نمیکشند؟»
یک معلم بازنشسته با گفتن جملات بالا افزود: «نسل ما- الان من دارم میبینم- همکارها واقعا {از کم بودن مبالغ اضافهپرداخت}…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 #صبحگاه
جنگی که در راه است،
نخستينشان نیست.
پیش از این هم
جنگ هایی بوده اند.
وقتی آخری به آخر رسید،
غالبانی بودند و مغلوبانی.
در میان مغلوبان
عادی مردمان از گرسنگی مردند.
در میان غالبان هم
عادی مردمان از گرسنگی مردند.
#برتولت_برشت
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
جنگی که در راه است،
نخستينشان نیست.
پیش از این هم
جنگ هایی بوده اند.
وقتی آخری به آخر رسید،
غالبانی بودند و مغلوبانی.
در میان مغلوبان
عادی مردمان از گرسنگی مردند.
در میان غالبان هم
عادی مردمان از گرسنگی مردند.
#برتولت_برشت
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
Forwarded from کانال صنفی معلمان
گفتند جنگ نجاتبخش است؛ بود. اما نه برای جامعه. آنچه نجات یافت، ساختار قدرت بود و آنچه نابود شد، زندگی مردمانی بود که هزینه جنگ را با فقر، ناامنی و بیآیندگی پرداختند.
آن روزها که با جنگ مخالفت میکردیم، و آماج حملات جنگ طلبان بودیم ، از سرِ صلحطلبی رمانتیک نبود؛ از شناخت منطق جنگ بود.
جنگها اغلب پیش از آنکه حکومتها را شکست دهند، جامعه را فرسوده و مردم را فقیر میکنند.
✍ محمد حبیبی/ فعال صنفی معلمان
📚کانال صنفی معلمان
🔸🔸🔸
🆔 @kasenfi
آن روزها که با جنگ مخالفت میکردیم، و آماج حملات جنگ طلبان بودیم ، از سرِ صلحطلبی رمانتیک نبود؛ از شناخت منطق جنگ بود.
جنگها اغلب پیش از آنکه حکومتها را شکست دهند، جامعه را فرسوده و مردم را فقیر میکنند.
✍ محمد حبیبی/ فعال صنفی معلمان
📚کانال صنفی معلمان
🔸🔸🔸
🆔 @kasenfi
🕊1