💠#گزارش
🔺مهرِ بیمدرسه؟
بلاتکلیفی آموزشوپرورش برای حضوریکردن کلاسها و چالش خانوادهها در ثبتنام سال تحصیلی جدید
✍️ محمدحسین موسوی
🔹 یک سؤال بیجواب: مدارس کی باز میشوند؟ هیچکس نمیداند. نزدیک به سه ماه از زمانی که معلمان و دانشآموزان سر کلاسهای حضوری حاضر شدهاند میگذرد و در این مدت نهتنها به کلاسهای مجازی عادت نکردهاند، بلکه در یک کلافگی آزاردهنده به سر میبرند و منتظر خبری هستند که به آنها بگوید تکلیف «مدرسه» چه میشود. آموزش و پرورش نیز در این میان کمکی به آنها نمیکند. احمد محمودزاده، معاون وزیر آموزش و پرورش میگوید تصمیم به بازکردن مدارس در حوزه اختیار این وزارتخانه نیست و «ما دعا میکنیم که انشاءالله هرچه سریعتر جنگ خاتمه پیدا کند و آموزشها نیز حضوری شود».
🔺متن کامل👇
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1105754
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺مهرِ بیمدرسه؟
بلاتکلیفی آموزشوپرورش برای حضوریکردن کلاسها و چالش خانوادهها در ثبتنام سال تحصیلی جدید
✍️ محمدحسین موسوی
🔹 یک سؤال بیجواب: مدارس کی باز میشوند؟ هیچکس نمیداند. نزدیک به سه ماه از زمانی که معلمان و دانشآموزان سر کلاسهای حضوری حاضر شدهاند میگذرد و در این مدت نهتنها به کلاسهای مجازی عادت نکردهاند، بلکه در یک کلافگی آزاردهنده به سر میبرند و منتظر خبری هستند که به آنها بگوید تکلیف «مدرسه» چه میشود. آموزش و پرورش نیز در این میان کمکی به آنها نمیکند. احمد محمودزاده، معاون وزیر آموزش و پرورش میگوید تصمیم به بازکردن مدارس در حوزه اختیار این وزارتخانه نیست و «ما دعا میکنیم که انشاءالله هرچه سریعتر جنگ خاتمه پیدا کند و آموزشها نیز حضوری شود».
🔺متن کامل👇
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1105754
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 #صبحگاه
باید شعری تازه گفت..
آهنگی تازه نواخت...
باید در چوبی این باغها را..
که در رویاهایمان شکل گرفتهاند..؛
رو به شهر باز کرد..
باید همه چیز را از نو ساخت..!
هیچ بادی...
لانهی پرندگان را..
دوباره سر جایش نمیگذارد...!
#رسول_یونان
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
باید شعری تازه گفت..
آهنگی تازه نواخت...
باید در چوبی این باغها را..
که در رویاهایمان شکل گرفتهاند..؛
رو به شهر باز کرد..
باید همه چیز را از نو ساخت..!
هیچ بادی...
لانهی پرندگان را..
دوباره سر جایش نمیگذارد...!
#رسول_یونان
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
👍1
💠 #عدالت_آموزشی
🔺 کودکان دوزبانه و فوریت پیش دبستانی
✍ علیرضا بلک، سرباز معلم سابق روستای شمریه اهواز
🔹 در باب فوریت و لزوم پیش دبستانی در مناطق دوزبانه بهتر است ابتدا تکلیف خودمان را با چند واژه و اصطلاح روشن کنیم تا به نتیجه بهتری دست یابیم.
کودکان دوزبانه و مشکلات آموزشی آنها
هنگام شنیدن یا مشاهده واژه دو زبانه شاید اینطور به ذهن متبادر شود که اینان افرادی هستند که توانایی استفاده از دو زبان مختلف را در شرایط لازم دارند که این ذهنیت درست است اما مادامی که صحبت به مشکل و گره آموزشی دو زبانه ها می رسد، مقصود این است که کودک تنها تسلط بر زبان مادری و قومی خود دارد و فقط قادر به استفاده از آن زبان است. هنگام شروع تحصیل با ضعف زبان معیار (فارسی) مواجه می شود. بسته به شرایط جغرافیایی و عقبه فرهنگی- اجتماعی محیط زندگی قبل از مدرسه، کودک با درجات مختلفی از ضعف زبان فارسی دست و پنجه نرم می کند. سوادآموزی و علم آموزی به زبانی که آن ها به آن تسلطی ندارند، آموزش را بغرنج و پیچیده کرده و در واقع مسئله این است که این کودکان برای طی کردن مراحل رشد فردی و اجتماعی و ملحق شدن به جامعه ای که به آن تعلق دارند، باید دو زبانه شوند، اما گوش ها و زبان کودک قادر به استفاده از زبان رسمی کشور نیست و ما با کودکانی مواجهیم که برخلاف واژه غلط انداز دو زبانه اتفاقا فاقد زبانی هستند که با معلم فارس زبان و کتاب های فارسی ارتباط برقرار کنند تا مراحل سواد و علم آموزی را به طور طبیعی طی کنند و در واقع این طفلک ها در کلاس بی زبانند نه دو زبانه.
اصلی ترین چالش حوزه آموزش در این مناطق خاص این است که چگونه و با چه فرایندی می توان مثلا کودکان شش ساله ی عرب زبان را در بدو ورود به مدرسه علاوه بر زبان عربی، مسلط به زبان فارسی کنند که بتوانند از معلم و مدرسه و کتاب ها استفاده کنند.
عنوان فوریت و لزوم پیش دبستانی
پیرامون اضطرار و اورژانسی بودن پیش دبستانی در این مناطق با مثال شاید بهتر بشود حق مطلب را ادا کرد. همه می دانیم شنا و در مجموع ورزش کردن امر بسیار مهم و مطلوبی است. اکنون دو نفر را مد نظر قرار می دهیم فرد آ که فردی متعادل و سالم است و فرد ب که از مشکلات درد کمر و ستون فقرات رنج می برد و روند عادی زندگی اش مختل شده و حتی راه رفتن برای انجام امور ضروری و ساده زندگی برایش طاقت فرساست. تشخیص و تجویز دکتر متخصص این است که فرد ب تنها با شنا و آب درمانی می تواند بهبود یابد و به زندگی عادی برگردد. شنا و ورزش برای فرد آ مطلوب است و نتایج بسیاری دارد اما اگر احیانا شنا را انجام ندهد، زندگی او مختل و فلج نمی شود و می تواند زندگی عادی خود را بگذراند؛ البته از نتایج و پیامدهای مثبت روحی و جسمی شنا محروم می شود و فرصت بهتر شدن و بهتر زندگی کردن را از دست می دهد. اما وضعیت فرد ب اصلا شباهت و قرابتی به فرد آ ندارد و اگر شنا را انجام ندهد، بهبودی و در مشکلات کمر و ستون فقراتش رخ نمی دهد و از روال عادی زندگی دور می شود و حتی در امور ضروری و شخصی خود نه تنها برای خود که برای اطرافیان نیز دچار مشکل می شود.
فوریت تشکیل پیش دبستانی با هدف دوزبانه کردن کودکان غیرفارسی زبان کشور همانند مثال مذکور است. در این کلاس ها ارتباط گیری معلم و دانش آموز بسیار کند و سخت صورت می گیرد، انرژی معلم و وقت کلاس بیشتر صرف زبان آموزی می شود تا سوادآموزی و علم آموزی، درک دانش آموزان از کلام معلم و متن کتاب ها اندک است و در یک کلام آموزش کند و گاهی فلج است.
اساس و اولین مرحله از فرایند یادگیری و آموزش که انتقال اطلاعات و دانش است، با مشکل مواجه است و به تبع آن کودک دو زبانه فرصت فهمیدن، و اندیشیدن و تجزیه تحلیل را از دست می دهد و از رفتن و رسیدن به مراحل بالا محروم می شود. بنابراین ماهیت و فلسفه تشکیل پیش دبستانی و همچنین اولویت بندی اهداف آموزشی در مناطق دو زبانه متفاوت از باقی مناطق کشور است زیرا شاید پیش دبستانی برای بهتر شدن امر آموزش است اما پیش دبستانی در مناطق دو زبانه برای روان و جاری شدن یک آموزش طبیعی و معمولی است، چون بدون زبان، آموزش خاصی انجام نمی شود. در واقع اگر تمام نیازهای مادی و آموزشی دانش آموز و مدارس با امکانات عالی به همراه بهترین معلمان برای آنها مهیا شود اما مشکل زبان مرتفع نشود، باز هم آموزش لنگ می زند. زبان به مثابه ضریبی است که اگر پایین یا صفر باشد، تمامی پارامترهای آموزش و یادگیری را تحت الشعاع خود قرار می دهد. بی جهت نیست که یکی از شروط ابتدایی اصلی ورود به هر یک از دانشگاه های معتبر دنیا اخذ مدرک زبان استفاده شده در آن کشور یا دانشگاه است.
موانع توسعه با کیفیت پیش دبستانی
بر اساس آنچه نگارنده به واسطه حضور بیش از دو ساله در این مناطق مشاهده کرده، مانع اصلی پوشش و تشکیل پیش دبستانی در این مناطق نبود بودجه و پول و غیر دولتی بودن مقطع پیش دبستانی است.
⤵️
🔺 کودکان دوزبانه و فوریت پیش دبستانی
✍ علیرضا بلک، سرباز معلم سابق روستای شمریه اهواز
🔹 در باب فوریت و لزوم پیش دبستانی در مناطق دوزبانه بهتر است ابتدا تکلیف خودمان را با چند واژه و اصطلاح روشن کنیم تا به نتیجه بهتری دست یابیم.
کودکان دوزبانه و مشکلات آموزشی آنها
هنگام شنیدن یا مشاهده واژه دو زبانه شاید اینطور به ذهن متبادر شود که اینان افرادی هستند که توانایی استفاده از دو زبان مختلف را در شرایط لازم دارند که این ذهنیت درست است اما مادامی که صحبت به مشکل و گره آموزشی دو زبانه ها می رسد، مقصود این است که کودک تنها تسلط بر زبان مادری و قومی خود دارد و فقط قادر به استفاده از آن زبان است. هنگام شروع تحصیل با ضعف زبان معیار (فارسی) مواجه می شود. بسته به شرایط جغرافیایی و عقبه فرهنگی- اجتماعی محیط زندگی قبل از مدرسه، کودک با درجات مختلفی از ضعف زبان فارسی دست و پنجه نرم می کند. سوادآموزی و علم آموزی به زبانی که آن ها به آن تسلطی ندارند، آموزش را بغرنج و پیچیده کرده و در واقع مسئله این است که این کودکان برای طی کردن مراحل رشد فردی و اجتماعی و ملحق شدن به جامعه ای که به آن تعلق دارند، باید دو زبانه شوند، اما گوش ها و زبان کودک قادر به استفاده از زبان رسمی کشور نیست و ما با کودکانی مواجهیم که برخلاف واژه غلط انداز دو زبانه اتفاقا فاقد زبانی هستند که با معلم فارس زبان و کتاب های فارسی ارتباط برقرار کنند تا مراحل سواد و علم آموزی را به طور طبیعی طی کنند و در واقع این طفلک ها در کلاس بی زبانند نه دو زبانه.
اصلی ترین چالش حوزه آموزش در این مناطق خاص این است که چگونه و با چه فرایندی می توان مثلا کودکان شش ساله ی عرب زبان را در بدو ورود به مدرسه علاوه بر زبان عربی، مسلط به زبان فارسی کنند که بتوانند از معلم و مدرسه و کتاب ها استفاده کنند.
عنوان فوریت و لزوم پیش دبستانی
پیرامون اضطرار و اورژانسی بودن پیش دبستانی در این مناطق با مثال شاید بهتر بشود حق مطلب را ادا کرد. همه می دانیم شنا و در مجموع ورزش کردن امر بسیار مهم و مطلوبی است. اکنون دو نفر را مد نظر قرار می دهیم فرد آ که فردی متعادل و سالم است و فرد ب که از مشکلات درد کمر و ستون فقرات رنج می برد و روند عادی زندگی اش مختل شده و حتی راه رفتن برای انجام امور ضروری و ساده زندگی برایش طاقت فرساست. تشخیص و تجویز دکتر متخصص این است که فرد ب تنها با شنا و آب درمانی می تواند بهبود یابد و به زندگی عادی برگردد. شنا و ورزش برای فرد آ مطلوب است و نتایج بسیاری دارد اما اگر احیانا شنا را انجام ندهد، زندگی او مختل و فلج نمی شود و می تواند زندگی عادی خود را بگذراند؛ البته از نتایج و پیامدهای مثبت روحی و جسمی شنا محروم می شود و فرصت بهتر شدن و بهتر زندگی کردن را از دست می دهد. اما وضعیت فرد ب اصلا شباهت و قرابتی به فرد آ ندارد و اگر شنا را انجام ندهد، بهبودی و در مشکلات کمر و ستون فقراتش رخ نمی دهد و از روال عادی زندگی دور می شود و حتی در امور ضروری و شخصی خود نه تنها برای خود که برای اطرافیان نیز دچار مشکل می شود.
فوریت تشکیل پیش دبستانی با هدف دوزبانه کردن کودکان غیرفارسی زبان کشور همانند مثال مذکور است. در این کلاس ها ارتباط گیری معلم و دانش آموز بسیار کند و سخت صورت می گیرد، انرژی معلم و وقت کلاس بیشتر صرف زبان آموزی می شود تا سوادآموزی و علم آموزی، درک دانش آموزان از کلام معلم و متن کتاب ها اندک است و در یک کلام آموزش کند و گاهی فلج است.
اساس و اولین مرحله از فرایند یادگیری و آموزش که انتقال اطلاعات و دانش است، با مشکل مواجه است و به تبع آن کودک دو زبانه فرصت فهمیدن، و اندیشیدن و تجزیه تحلیل را از دست می دهد و از رفتن و رسیدن به مراحل بالا محروم می شود. بنابراین ماهیت و فلسفه تشکیل پیش دبستانی و همچنین اولویت بندی اهداف آموزشی در مناطق دو زبانه متفاوت از باقی مناطق کشور است زیرا شاید پیش دبستانی برای بهتر شدن امر آموزش است اما پیش دبستانی در مناطق دو زبانه برای روان و جاری شدن یک آموزش طبیعی و معمولی است، چون بدون زبان، آموزش خاصی انجام نمی شود. در واقع اگر تمام نیازهای مادی و آموزشی دانش آموز و مدارس با امکانات عالی به همراه بهترین معلمان برای آنها مهیا شود اما مشکل زبان مرتفع نشود، باز هم آموزش لنگ می زند. زبان به مثابه ضریبی است که اگر پایین یا صفر باشد، تمامی پارامترهای آموزش و یادگیری را تحت الشعاع خود قرار می دهد. بی جهت نیست که یکی از شروط ابتدایی اصلی ورود به هر یک از دانشگاه های معتبر دنیا اخذ مدرک زبان استفاده شده در آن کشور یا دانشگاه است.
موانع توسعه با کیفیت پیش دبستانی
بر اساس آنچه نگارنده به واسطه حضور بیش از دو ساله در این مناطق مشاهده کرده، مانع اصلی پوشش و تشکیل پیش دبستانی در این مناطق نبود بودجه و پول و غیر دولتی بودن مقطع پیش دبستانی است.
⤵️
⤴️
به دلیل غیردولتی بودن، حقوق و بیمه مربی باید تنها از ماهانه نوآموزان تامین شود؛ یعنی کودک روستایی یا کودک حاشیه و کم برخوردار باید ماهی ۳۰ تا ۵۰ هزار تومان پرداخت کند. آیا ساکنان آن مناطق که چهل و پنج هزار و پانصد تومان یارانه دریافت می کنند آیا حاضرند و می توانند این هزینه را ماهانه پرداخت کنند؟ بعضا دیده شده کلاس با نزدیک سی نفر تشکیل شده اما با کمتر از ده نفر به اتمام رسیده است. اما شاید بهترین شاهد بر این دلیل، ورودی ها و ثبت نامی های سال اول دبستان باشند که معمولا همیشه تعدادشان از ثبت نام کنندگان پیش دبستانی سال قبل بیشتر است. پس مشاهده می کنیم مشکل اصلی پول است زیرا مادامی که آموزش رایگان و کم هزینه می شود، شاهد استقبال خانواده ها و درگیر شدن آنها با امر آموزش هستیم.
برای بالا بردن نرخ پیش دبستانی در این مناطق چه کنیم؟
الف) حمایت از اختصاص دادن ردیف بودجه مستقل برای مقطع پیش دبستانی در این مناطق گام بسیار مهم و ارزشمندی است.
ب) تثبیت و همچنین افزایش میزان بودجه در آموزش پیش دبستانی به صورت سالانه
ج) (رایگان بودن پیش)دبستانی در مناطق دوزبانه ایجاد احساس نیاز به این مقطع است و اینکه اگر نباشد آموزش چگونه است؟ و تا حالا چگونه بوده است؟ در برخی از این مناطق بین قبولی ها و مردودی های کلاس اول دبستان یک پارامتر بسیار برجسته است و آن گذراندن دوره پیش دبستانی است. اما مورد دیگر آن است که اگر مشکل ضعف زبان معیار در پیش دبستانی و سال های اولیه دبستان تا حدودی برطرف نشود، پیدا کردن مشکلات ناشی از این ضعف به دلیل نظارت ضعیف و پاشیده شدن ارزشیابی ها آسان نیست. در برخی مناطق روستایی که مشکل زبان در آنها مرتفع نشده و دانش آموزان مقاطع بالای دبستان هنوز مشکل زبان و درک مطالب را داشته اند، آمارها حاکی از موفقیت بالای نود درصد این افراد بوده اما در واقعیت، قبولی واقعی زیر بیست درصد بوده است. به دلیل مشکلات مدیریتی، استخراج آمار قبولی واقعی و نه مصلحتی کار ساده ای نیست. شاید یکی از بهترین راه های ایجاد کردن احساس نیاز به پیش دبستانی مراجعه به آمارهای راستین باشد که متوجه شویم بدون باز شدن این گره در پیش از دبستان، برخی از امتحانات و نمرات کارنامه ها و توضیحات آن ها فرمالیته هستند و گاهی آنقدر آش شور می شود که برای دانش آموزی که ترک تحصیل کرده، کارنامه با معدل خوب صادر می شود. اگر مثلا موقع امتحان علوم به خوبی دقت و آنالیز کنیم، متوجه می شویم درصد درخور توجهی متوجه سوال و خواسته آن نشده اند؛ چه برسد به آنکه بخواهند به آن پاسخ دهند. علت عمده و اصلی در ریزش و تحصیل دانش آموزان در مقاطع بالاتر چیست؟ اگر آمارهای واقعی را می دیدیم و افکار عمومی را با این ابهام درگیر می کردیم که چرا در برخی مناطق، آمار واقعی قبولی در کلاس سوم دبستان زیر سی درصد است، شاید به جاهای بهتری می رسیدیم. آمار واقعی به همراه شفافیت و سیالیت آن در به اشتراک گذاشتن آن با افکار عمومی و کارشناسان می تواند بسیاری از ظرفیت های اجتماعی را برای حل موضوع فعال کند و مانند جریان آبی که به راه افتاده، مسیر خود را پیدا کند.
هنگامی که با کلمه ی عدالت روبرو می شویم، مفهوم استفاده برابر فرصت ها برای همه طبقات جامعه به ذهن متبادر می شود. کودکان دو زبانه برای استفاده از فرصت آموزش، نیاز به این دوره دارند تا همانند همه کودکان از معلم و مدرسه و کتاب به نحو احسن استفاده کنند. پس بی شک بالا بردن نرخ پوشش پیش دبستانی در این مناطق گامی بزرگ و ارزشمند در راستای عدالت آموزشی و به تبع آن عدالت اجتماعی است.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
به دلیل غیردولتی بودن، حقوق و بیمه مربی باید تنها از ماهانه نوآموزان تامین شود؛ یعنی کودک روستایی یا کودک حاشیه و کم برخوردار باید ماهی ۳۰ تا ۵۰ هزار تومان پرداخت کند. آیا ساکنان آن مناطق که چهل و پنج هزار و پانصد تومان یارانه دریافت می کنند آیا حاضرند و می توانند این هزینه را ماهانه پرداخت کنند؟ بعضا دیده شده کلاس با نزدیک سی نفر تشکیل شده اما با کمتر از ده نفر به اتمام رسیده است. اما شاید بهترین شاهد بر این دلیل، ورودی ها و ثبت نامی های سال اول دبستان باشند که معمولا همیشه تعدادشان از ثبت نام کنندگان پیش دبستانی سال قبل بیشتر است. پس مشاهده می کنیم مشکل اصلی پول است زیرا مادامی که آموزش رایگان و کم هزینه می شود، شاهد استقبال خانواده ها و درگیر شدن آنها با امر آموزش هستیم.
برای بالا بردن نرخ پیش دبستانی در این مناطق چه کنیم؟
الف) حمایت از اختصاص دادن ردیف بودجه مستقل برای مقطع پیش دبستانی در این مناطق گام بسیار مهم و ارزشمندی است.
ب) تثبیت و همچنین افزایش میزان بودجه در آموزش پیش دبستانی به صورت سالانه
ج) (رایگان بودن پیش)دبستانی در مناطق دوزبانه ایجاد احساس نیاز به این مقطع است و اینکه اگر نباشد آموزش چگونه است؟ و تا حالا چگونه بوده است؟ در برخی از این مناطق بین قبولی ها و مردودی های کلاس اول دبستان یک پارامتر بسیار برجسته است و آن گذراندن دوره پیش دبستانی است. اما مورد دیگر آن است که اگر مشکل ضعف زبان معیار در پیش دبستانی و سال های اولیه دبستان تا حدودی برطرف نشود، پیدا کردن مشکلات ناشی از این ضعف به دلیل نظارت ضعیف و پاشیده شدن ارزشیابی ها آسان نیست. در برخی مناطق روستایی که مشکل زبان در آنها مرتفع نشده و دانش آموزان مقاطع بالای دبستان هنوز مشکل زبان و درک مطالب را داشته اند، آمارها حاکی از موفقیت بالای نود درصد این افراد بوده اما در واقعیت، قبولی واقعی زیر بیست درصد بوده است. به دلیل مشکلات مدیریتی، استخراج آمار قبولی واقعی و نه مصلحتی کار ساده ای نیست. شاید یکی از بهترین راه های ایجاد کردن احساس نیاز به پیش دبستانی مراجعه به آمارهای راستین باشد که متوجه شویم بدون باز شدن این گره در پیش از دبستان، برخی از امتحانات و نمرات کارنامه ها و توضیحات آن ها فرمالیته هستند و گاهی آنقدر آش شور می شود که برای دانش آموزی که ترک تحصیل کرده، کارنامه با معدل خوب صادر می شود. اگر مثلا موقع امتحان علوم به خوبی دقت و آنالیز کنیم، متوجه می شویم درصد درخور توجهی متوجه سوال و خواسته آن نشده اند؛ چه برسد به آنکه بخواهند به آن پاسخ دهند. علت عمده و اصلی در ریزش و تحصیل دانش آموزان در مقاطع بالاتر چیست؟ اگر آمارهای واقعی را می دیدیم و افکار عمومی را با این ابهام درگیر می کردیم که چرا در برخی مناطق، آمار واقعی قبولی در کلاس سوم دبستان زیر سی درصد است، شاید به جاهای بهتری می رسیدیم. آمار واقعی به همراه شفافیت و سیالیت آن در به اشتراک گذاشتن آن با افکار عمومی و کارشناسان می تواند بسیاری از ظرفیت های اجتماعی را برای حل موضوع فعال کند و مانند جریان آبی که به راه افتاده، مسیر خود را پیدا کند.
هنگامی که با کلمه ی عدالت روبرو می شویم، مفهوم استفاده برابر فرصت ها برای همه طبقات جامعه به ذهن متبادر می شود. کودکان دو زبانه برای استفاده از فرصت آموزش، نیاز به این دوره دارند تا همانند همه کودکان از معلم و مدرسه و کتاب به نحو احسن استفاده کنند. پس بی شک بالا بردن نرخ پوشش پیش دبستانی در این مناطق گامی بزرگ و ارزشمند در راستای عدالت آموزشی و به تبع آن عدالت اجتماعی است.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
یورش مأموران امنیتی به منزل محمود بهشتی؛ احضار به دفتر پیگیری لنگرود
صبح امروز مأموران امنیتی وابسته به اطلاعات سپاه با حضور در منزل محمود بهشتی، ضمن تفتیش محل و ضبط برخی وسایل ارتباطی و شخصی، از وی خواستند برای ارائه توضیحات خود را به دفتر پیگیری در لنگرود معرفی کند.
محمود بهشتی از فعالان شناختهشده صنفی و عضو هیأتمدیره کانون صنفی معلمان تهران و همچنین عضو شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران است.
در پی این اقدام، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با انتشار موضعی، تداوم بازداشتها و برخوردهای امنیتی با فعالان صنفی را محکوم کرد و بر حق قانونی فرهنگیان و فعالان صنفی برای پیگیری مطالبات خود تأکید ورزید.
این شورا همچنین خواستار پایان دادن به برخوردهای امنیتی با کنشگران صنفی و احترام به حقوق شهروندی و فعالیتهای مدنی شد
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
صبح امروز مأموران امنیتی وابسته به اطلاعات سپاه با حضور در منزل محمود بهشتی، ضمن تفتیش محل و ضبط برخی وسایل ارتباطی و شخصی، از وی خواستند برای ارائه توضیحات خود را به دفتر پیگیری در لنگرود معرفی کند.
محمود بهشتی از فعالان شناختهشده صنفی و عضو هیأتمدیره کانون صنفی معلمان تهران و همچنین عضو شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران است.
در پی این اقدام، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با انتشار موضعی، تداوم بازداشتها و برخوردهای امنیتی با فعالان صنفی را محکوم کرد و بر حق قانونی فرهنگیان و فعالان صنفی برای پیگیری مطالبات خود تأکید ورزید.
این شورا همچنین خواستار پایان دادن به برخوردهای امنیتی با کنشگران صنفی و احترام به حقوق شهروندی و فعالیتهای مدنی شد
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
💠 #یادداشت
🔺هشدار یک دیپلمات
✍ محمد مالجو
یادداشت کورش احمدی، دیپلمات پیشین، در میان هیاهوی نوشتههایی که با لحنی هیجانی و غیرمسئولانه از «مقاومت» سخن میگویند، صدایی است هشداردهنده و سزاوارِ توجهِ همگان. اهمیت صدای احمدی دقیقاً در همین فاصلهگیری از فضای مسلط است. در جایی که بسیارانی، بیاعتنا به هزینهها، از ایستادگی سخن میگویند، احمدی از هزینههای تحملناپذیر مقاومت غیرمسئولانهای حرف میزند که بنیانهای زندگی اجتماعی را در هم میشکند.
نخستین ضربۀ تحلیلیاش متوجه همان تصور رایجی است که صِرفِ ورود به مسیر دیپلماتیک را کافی میداند. احمدی تلویحاً تأکید میکند که ورود به مسیر دیپلماتیک بدون ارائۀ پیشنهادهای مشخص و قابلقبول عملاً بیثمر خواهد بود. اگر قرار است از جنگ پرهیز شود، این مسیر فقط زمانی معنا دارد که با ارائۀ پیشنهادهای عملی و مشخص و قابلقبول برای طرف مقابل همراه شود. در غیر این صورت، آنچه «دیپلماسی» نامیده میشود پوششی است برای تداوم همان بنبستی که به جنگ میانجامد. مسئله دقیقاً اینجاست: دیپلماسی اگر به سطح اعلام مواضع تقلیل یابد نه مانع جنگ بلکه یکی از مسیرهای هموارکنندهاش خواهد بود.
اما هشدار اصلیاش دربارۀ ترسیم ابعاد جنگ احتمالیِ بعدی است. برخلاف روایتهایی که هنوز جنگ را در قالب درگیریهای محدود یا کنترلپذیر تصویر میکنند، احمدی بهروشنی میگوید که اینبار هدف نیروهای مهاجم مشخصاً زیرساختهای غیرنظامی خواهد بود. معنای این گزاره تکاندهنده است: تخریب شبکههای حیاتی از انرژی و حملونقل تا زیست روزمرۀ مردم. اینجا دیگر سخن از فقط فشار نیست. حرف بر سرِ ویرانی است در ابعادی تا اینجا بیسابقه، ویرانیِ فزایندهترِ کشوری که نه منابع مالی برای بازسازی دارد و نه امکان بازسازی گسترده در شرایط تحریم. در چنین افقی، ریسکی که حاکمیت میپذیرد نه یک ریسک سیاسی بلکه قمار بر سر سرنوشت میلیونها انسان است. وقتی بازدارندگی تعیینکنندهای در کار نیست، طرف مهاجم با اطمینان بیشتری میتواند به سوی همین سناریوی تخریب زیرساختی حرکت کند.
همینجاست که احمدی یکی از خطرناکترین توهمات را هدف میگیرد: باور به بازدارندگی تعیینکننده. این همان باوری است که متکای خواب نازِ بخشی از تصمیمگیرانی شده که خطر جنگ را مهارپذیر تصور میکنند. احمدی تصریح میکند که ابزارهای موجود گرچه میتوانند برای طرفهای مهاجم هزینه ایجاد کنند اما تعیینکننده نیستند. این داوری، اگر جدی گرفته شود، بنیان بسیاری از اعتمادبهنفسهای رسمی را فرو میریزد. چگونه میتوان با اتکا به حدی از بازدارندگی که سرنوشتساز نیست وارد مسیری شد که پیآمدش میتواند نابودی زیرساختهای کشور باشد؟
از دل تحلیل احمدی یک نتیجهگیری هولناک سر برمیآورد: ما در آستانۀ لحظهای ایستادهایم که دیگر نه با خطاهای کوچک بلکه با خطایی تعیینکننده سنجیده خواهیم شد. فرصتها رو به پایاناند و آنچه باقی مانده نه زمان بلکه آخرین مجال برای انتخاب است. یا دیپلماسیِ واقعی همراه با پیشنهادهای روشن و قابلقبول یا سقوط در مسیری که انتهایش نه ابهام بلکه ویرانیِ بیبازگشت است. اینجا دیگر جای تعلل نیست. هر تأخیر، هر خودفریبی، و هر تکیه به بازدارندگیِ ناکافی عملاً گامی است به سوی آیندۀ سیاهی که نام ایران نه با مناقشه بلکه با ویرانی پیوند خواهد خورد.
این مسیر نه تقدیری اجتنابناپذیر بلکه حاصل انتخابهایی است که هنوز میتوان تغییرشان داد اما نه برای مدت طولانی.
#محمد_مالجو
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺هشدار یک دیپلمات
✍ محمد مالجو
یادداشت کورش احمدی، دیپلمات پیشین، در میان هیاهوی نوشتههایی که با لحنی هیجانی و غیرمسئولانه از «مقاومت» سخن میگویند، صدایی است هشداردهنده و سزاوارِ توجهِ همگان. اهمیت صدای احمدی دقیقاً در همین فاصلهگیری از فضای مسلط است. در جایی که بسیارانی، بیاعتنا به هزینهها، از ایستادگی سخن میگویند، احمدی از هزینههای تحملناپذیر مقاومت غیرمسئولانهای حرف میزند که بنیانهای زندگی اجتماعی را در هم میشکند.
نخستین ضربۀ تحلیلیاش متوجه همان تصور رایجی است که صِرفِ ورود به مسیر دیپلماتیک را کافی میداند. احمدی تلویحاً تأکید میکند که ورود به مسیر دیپلماتیک بدون ارائۀ پیشنهادهای مشخص و قابلقبول عملاً بیثمر خواهد بود. اگر قرار است از جنگ پرهیز شود، این مسیر فقط زمانی معنا دارد که با ارائۀ پیشنهادهای عملی و مشخص و قابلقبول برای طرف مقابل همراه شود. در غیر این صورت، آنچه «دیپلماسی» نامیده میشود پوششی است برای تداوم همان بنبستی که به جنگ میانجامد. مسئله دقیقاً اینجاست: دیپلماسی اگر به سطح اعلام مواضع تقلیل یابد نه مانع جنگ بلکه یکی از مسیرهای هموارکنندهاش خواهد بود.
اما هشدار اصلیاش دربارۀ ترسیم ابعاد جنگ احتمالیِ بعدی است. برخلاف روایتهایی که هنوز جنگ را در قالب درگیریهای محدود یا کنترلپذیر تصویر میکنند، احمدی بهروشنی میگوید که اینبار هدف نیروهای مهاجم مشخصاً زیرساختهای غیرنظامی خواهد بود. معنای این گزاره تکاندهنده است: تخریب شبکههای حیاتی از انرژی و حملونقل تا زیست روزمرۀ مردم. اینجا دیگر سخن از فقط فشار نیست. حرف بر سرِ ویرانی است در ابعادی تا اینجا بیسابقه، ویرانیِ فزایندهترِ کشوری که نه منابع مالی برای بازسازی دارد و نه امکان بازسازی گسترده در شرایط تحریم. در چنین افقی، ریسکی که حاکمیت میپذیرد نه یک ریسک سیاسی بلکه قمار بر سر سرنوشت میلیونها انسان است. وقتی بازدارندگی تعیینکنندهای در کار نیست، طرف مهاجم با اطمینان بیشتری میتواند به سوی همین سناریوی تخریب زیرساختی حرکت کند.
همینجاست که احمدی یکی از خطرناکترین توهمات را هدف میگیرد: باور به بازدارندگی تعیینکننده. این همان باوری است که متکای خواب نازِ بخشی از تصمیمگیرانی شده که خطر جنگ را مهارپذیر تصور میکنند. احمدی تصریح میکند که ابزارهای موجود گرچه میتوانند برای طرفهای مهاجم هزینه ایجاد کنند اما تعیینکننده نیستند. این داوری، اگر جدی گرفته شود، بنیان بسیاری از اعتمادبهنفسهای رسمی را فرو میریزد. چگونه میتوان با اتکا به حدی از بازدارندگی که سرنوشتساز نیست وارد مسیری شد که پیآمدش میتواند نابودی زیرساختهای کشور باشد؟
از دل تحلیل احمدی یک نتیجهگیری هولناک سر برمیآورد: ما در آستانۀ لحظهای ایستادهایم که دیگر نه با خطاهای کوچک بلکه با خطایی تعیینکننده سنجیده خواهیم شد. فرصتها رو به پایاناند و آنچه باقی مانده نه زمان بلکه آخرین مجال برای انتخاب است. یا دیپلماسیِ واقعی همراه با پیشنهادهای روشن و قابلقبول یا سقوط در مسیری که انتهایش نه ابهام بلکه ویرانیِ بیبازگشت است. اینجا دیگر جای تعلل نیست. هر تأخیر، هر خودفریبی، و هر تکیه به بازدارندگیِ ناکافی عملاً گامی است به سوی آیندۀ سیاهی که نام ایران نه با مناقشه بلکه با ویرانی پیوند خواهد خورد.
این مسیر نه تقدیری اجتنابناپذیر بلکه حاصل انتخابهایی است که هنوز میتوان تغییرشان داد اما نه برای مدت طولانی.
#محمد_مالجو
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
💠 #خبر
🔺بازگشت محدود اینترنت در ایران پس از ۸۸ روز قطع گسترده؛ ابهام حقوقی بر سر دستور پزشکیان
دسترسی کاربران ایرانی به اینترنت جهانی، پس از نزدیک به سه ماه قطع و اختلال گسترده، از روز سهشنبه ۲۶ مه ۲۰۲۶ (۵ خرداد ۱۴۰۵) بهصورت محدود و تدریجی در حال بازگشت است. سازمان ناظر بر اختلالات اینترنتی «نتبلاکس» اعلام کرد دادههای زنده نشان میدهد اتصال اینترنت در ایران در هشتادوهشتمین روز از «انزوای تقریباً کامل» از شبکه جهانی، بهطور نسبی احیا شده است. این سازمان مدت قطع ارتباط ایران با اینترنت جهانی را ۲۰۹۳ ساعت اعلام کرده و آن را طولانیترین قطع سراسری اینترنت در تاریخ معاصر توصیف کرده است.
بازگشت اینترنت در کشور در پی ابلاغ مصوبهای از سوی مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، برای بازگرداندن دسترسی به وضعیت پیش از دیماه ۱۴۰۴ صورت میگیرد. پزشکیان دستور بازگشایی دسترسی به اینترنت بینالملل را صادر کرده، اما در زمان انتشار این دستور هنوز روشن نبود اتصال دوباره با چه سازوکاری و در چه جدول زمانی انجام خواهد شد. در ماههای اخیر بیشتر شهروندان، جز شمار محدودی که به فیلترشکنهای پرهزینه و پیشرفته دسترسی داشتند، از ارتباط عادی با اینترنت جهانی محروم بودند.
گزارش رسانههای داخلی نشان میدهد مصوبه بازگشت اینترنت به وضعیت پیش از دیماه، پس از تصویب در «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور»، برای اجرا به وزارت ارتباطات ابلاغ شد. این مصوبه با هدف پایان دادن به محدودیتهای فعلی و بازگرداندن دسترسی کاربران به شبکه جهانی تصویب شده و همه نگاهها به وزارت ارتباطات دوخته شده بود تا زمان و چگونگی اجرای آن مشخص شود.
با این حال، همزمان با آغاز بازگشت محدود اینترنت، دیوان عدالت اداری با صدور دستور موقت، اجرای مصوبات و تصمیمات «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور» را تا زمان رسیدگی نهایی به شکایتهای مطرحشده متوقف کرد. مرکز رسانه قوه قضائیه اعلام کرد این دستور موقت به دلیل بررسی غیرقانونی بودن ساختار این ستاد صادر شده و مصوبات آن فعلاً قابل اجرا نیست. در عین حال، این مرکز تأکید کرد دیوان عدالت اداری «ورودی به موضوع قطع یا وصل بودن اینترنت بینالملل نداشته است».
به این ترتیب، وضعیت حقوقی دستور بازگشایی اینترنت همچنان مبهم است. از یک سو، دولت و وزارت ارتباطات روند بازگشت تدریجی اینترنت را آغازشده معرفی میکنند؛ از سوی دیگر، دستور موقت دیوان عدالت اداری میتواند پایه حقوقی تصمیمهای ستادی را که این روند از مسیر آن اعلام شده بود، با تردید روبهرو کند. هنوز روشن نیست این تصمیم قضایی تا چه اندازه میتواند بر ادامه روند اتصال اینترنت اثر بگذارد یا صرفاً به اختلاف حقوقی بر سر ساختار ستاد ویژه محدود خواهد ماند.
دسترسی به اینترنت جهانی از بعدازظهر امروز بهتدریج از سر گرفته شد و در برخی ارزیابیها به بیش از یکسوم سطح عادی پیشین رسید. با این حال، دادههای شرکت تحلیلی «کنتیک» نشان میداد میزان دسترسی هنوز بسیار پایینتر از سطح عادی است و احتمالاً بازگشت اینترنت بهصورت انتخابی و مرحلهای انجام میشود. برخی گزارشها نیز از بازگشت محدود دسترسی در شبکههای اینترنت خانگی و شماری از ارائهدهندگان خدمات خبر دادهاند، در حالی که وضعیت اینترنت موبایل همچنان ناپایدار گزارش شده است.
قطع گسترده اینترنت در ایران از دیماه و همزمان با اعتراضهای سراسری آغاز شد و پس از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) شدت گرفت.
مقامهای حکومتی این محدودیتها را با استناد به شرایط امنیتی توجیه کردهاند، اما منتقدان میگویند قطع اینترنت علاوه بر محدود کردن دسترسی مردم به اطلاعات، امکان سرکوب، کنترل ارتباطات و پنهان نگهداشتن ابعاد بحران داخلی را برای نهادهای امنیتی فراهم کرده است.
پیامدهای اقتصادی این قطع طولانی نیز سنگین بوده است. گزارشها از آسیب شدید به کسبوکارهای آنلاین، خدمات دیجیتال، آموزش، ارتباطات خانوادگی و فعالیتهای روزمره میلیونها کاربر حکایت دارد. وزیر ارتباطات ایران نیز اذعان کرده است که محدودیتهای ماههای اخیر به اقتصاد دیجیتال، کسبوکارهای اینترنتی و بخش خدمات کشور آسیب جدی زده و ادامه آن میتوانست به تضعیف سرمایهگذاری، مهاجرت نیروی انسانی متخصص و گسترش الگوهای ارتباطی خارج از چارچوب رسمی حکومت بینجامد.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺بازگشت محدود اینترنت در ایران پس از ۸۸ روز قطع گسترده؛ ابهام حقوقی بر سر دستور پزشکیان
دسترسی کاربران ایرانی به اینترنت جهانی، پس از نزدیک به سه ماه قطع و اختلال گسترده، از روز سهشنبه ۲۶ مه ۲۰۲۶ (۵ خرداد ۱۴۰۵) بهصورت محدود و تدریجی در حال بازگشت است. سازمان ناظر بر اختلالات اینترنتی «نتبلاکس» اعلام کرد دادههای زنده نشان میدهد اتصال اینترنت در ایران در هشتادوهشتمین روز از «انزوای تقریباً کامل» از شبکه جهانی، بهطور نسبی احیا شده است. این سازمان مدت قطع ارتباط ایران با اینترنت جهانی را ۲۰۹۳ ساعت اعلام کرده و آن را طولانیترین قطع سراسری اینترنت در تاریخ معاصر توصیف کرده است.
بازگشت اینترنت در کشور در پی ابلاغ مصوبهای از سوی مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، برای بازگرداندن دسترسی به وضعیت پیش از دیماه ۱۴۰۴ صورت میگیرد. پزشکیان دستور بازگشایی دسترسی به اینترنت بینالملل را صادر کرده، اما در زمان انتشار این دستور هنوز روشن نبود اتصال دوباره با چه سازوکاری و در چه جدول زمانی انجام خواهد شد. در ماههای اخیر بیشتر شهروندان، جز شمار محدودی که به فیلترشکنهای پرهزینه و پیشرفته دسترسی داشتند، از ارتباط عادی با اینترنت جهانی محروم بودند.
گزارش رسانههای داخلی نشان میدهد مصوبه بازگشت اینترنت به وضعیت پیش از دیماه، پس از تصویب در «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور»، برای اجرا به وزارت ارتباطات ابلاغ شد. این مصوبه با هدف پایان دادن به محدودیتهای فعلی و بازگرداندن دسترسی کاربران به شبکه جهانی تصویب شده و همه نگاهها به وزارت ارتباطات دوخته شده بود تا زمان و چگونگی اجرای آن مشخص شود.
با این حال، همزمان با آغاز بازگشت محدود اینترنت، دیوان عدالت اداری با صدور دستور موقت، اجرای مصوبات و تصمیمات «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور» را تا زمان رسیدگی نهایی به شکایتهای مطرحشده متوقف کرد. مرکز رسانه قوه قضائیه اعلام کرد این دستور موقت به دلیل بررسی غیرقانونی بودن ساختار این ستاد صادر شده و مصوبات آن فعلاً قابل اجرا نیست. در عین حال، این مرکز تأکید کرد دیوان عدالت اداری «ورودی به موضوع قطع یا وصل بودن اینترنت بینالملل نداشته است».
به این ترتیب، وضعیت حقوقی دستور بازگشایی اینترنت همچنان مبهم است. از یک سو، دولت و وزارت ارتباطات روند بازگشت تدریجی اینترنت را آغازشده معرفی میکنند؛ از سوی دیگر، دستور موقت دیوان عدالت اداری میتواند پایه حقوقی تصمیمهای ستادی را که این روند از مسیر آن اعلام شده بود، با تردید روبهرو کند. هنوز روشن نیست این تصمیم قضایی تا چه اندازه میتواند بر ادامه روند اتصال اینترنت اثر بگذارد یا صرفاً به اختلاف حقوقی بر سر ساختار ستاد ویژه محدود خواهد ماند.
دسترسی به اینترنت جهانی از بعدازظهر امروز بهتدریج از سر گرفته شد و در برخی ارزیابیها به بیش از یکسوم سطح عادی پیشین رسید. با این حال، دادههای شرکت تحلیلی «کنتیک» نشان میداد میزان دسترسی هنوز بسیار پایینتر از سطح عادی است و احتمالاً بازگشت اینترنت بهصورت انتخابی و مرحلهای انجام میشود. برخی گزارشها نیز از بازگشت محدود دسترسی در شبکههای اینترنت خانگی و شماری از ارائهدهندگان خدمات خبر دادهاند، در حالی که وضعیت اینترنت موبایل همچنان ناپایدار گزارش شده است.
قطع گسترده اینترنت در ایران از دیماه و همزمان با اعتراضهای سراسری آغاز شد و پس از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) شدت گرفت.
مقامهای حکومتی این محدودیتها را با استناد به شرایط امنیتی توجیه کردهاند، اما منتقدان میگویند قطع اینترنت علاوه بر محدود کردن دسترسی مردم به اطلاعات، امکان سرکوب، کنترل ارتباطات و پنهان نگهداشتن ابعاد بحران داخلی را برای نهادهای امنیتی فراهم کرده است.
پیامدهای اقتصادی این قطع طولانی نیز سنگین بوده است. گزارشها از آسیب شدید به کسبوکارهای آنلاین، خدمات دیجیتال، آموزش، ارتباطات خانوادگی و فعالیتهای روزمره میلیونها کاربر حکایت دارد. وزیر ارتباطات ایران نیز اذعان کرده است که محدودیتهای ماههای اخیر به اقتصاد دیجیتال، کسبوکارهای اینترنتی و بخش خدمات کشور آسیب جدی زده و ادامه آن میتوانست به تضعیف سرمایهگذاری، مهاجرت نیروی انسانی متخصص و گسترش الگوهای ارتباطی خارج از چارچوب رسمی حکومت بینجامد.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 #صبحگاه
از ترانه های من اگر
گل را بگیرند
یک فصل خواهد مرد
اگر عشق را بگیرند
دو فصل خواهد مرد
و اگر نان را
سه فصل خواهد مرد
اما آزادی را
اگر از ترانههای من،
آزادی را بگیرند
سال، تمام سال خواهد مرد.
#شیرکو_بیکس
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
از ترانه های من اگر
گل را بگیرند
یک فصل خواهد مرد
اگر عشق را بگیرند
دو فصل خواهد مرد
و اگر نان را
سه فصل خواهد مرد
اما آزادی را
اگر از ترانههای من،
آزادی را بگیرند
سال، تمام سال خواهد مرد.
#شیرکو_بیکس
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 #صبحگاه
امید چونان پرنده ایست ..
که در روح آشیان دارد ...
و آواز سر می دهد ..
با نغمه ای بی کلام ...
و هرگز خاموشی نمیگزیند ..!
و شیرین ترین آوایی ست ..
که در تندباد حوادث ..
به گوش میرسد ...
و توفان باید بسی سهمناک باشد ..
تا بتواند این مرغک را ..
که بسیار قلب ها را
گرمی بخشیده ..
از نفس بیندازد !
من آنرا ..
در سردترین سرزمین شنیدهام ..
و بر روی غریب ترین دریاها ...
با این حال ...
هرگز در اوج تنگدستی ...
خرده نانی از من نخواسته است !
#امیلی_دیکنسون
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
امید چونان پرنده ایست ..
که در روح آشیان دارد ...
و آواز سر می دهد ..
با نغمه ای بی کلام ...
و هرگز خاموشی نمیگزیند ..!
و شیرین ترین آوایی ست ..
که در تندباد حوادث ..
به گوش میرسد ...
و توفان باید بسی سهمناک باشد ..
تا بتواند این مرغک را ..
که بسیار قلب ها را
گرمی بخشیده ..
از نفس بیندازد !
من آنرا ..
در سردترین سرزمین شنیدهام ..
و بر روی غریب ترین دریاها ...
با این حال ...
هرگز در اوج تنگدستی ...
خرده نانی از من نخواسته است !
#امیلی_دیکنسون
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
❤3
💠 #یادداشت
🔺 آموختهاند کم، سنجیده میشوند عمیق
بازاندیشی در برگزاری حضوری امتحانات نهایی در پرتو واقعیتهای میدان آموزش
✍ پروین تاج محمدی
🔹وقتی آموزش به «ارسال ویس» تقلیل مییابد و ارزشیابی با استانداردهای کلاس حضوری سنجیده میشود، نه عدالت آموزشی برقرار است و نه سنجش معتبر. در دو سال گذشته، آنچه در قالب «آموزش مجازی» به دانشآموزان ارائه شد، در بهترین حالت انتقال یکسویه محتوا بود؛ بدون تعامل، بدون بازخورد، بدون یادگیری عمیق. اکنون برگزاری امتحان نهایی حضوری با همان معیارهای پیش از بحران، نهتنها با اصل تناسب آموزش و ارزشیابی در تعارض آشکار است، بلکه دانشآموزانی را که قربانی شکاف زیرساختی و ضعف تدریس بودهاند، یکبار دیگر در موضع بازنده قرار میدهد.
🔹از تدریس تا ارسال فایل؛ سقوط کیفی که آمار پنهانش میکند
آموزش حرفهای آنلاین مستلزم طراحی آموزشی، تعامل زنده، بازخورد بههنگام و ارزیابی تکوینی است. آنچه در شبکه شاد رخ داد، هیچیک از این مؤلفهها را به طور کامل دربر نداشت. معلمان که بسیاری از آنها خود قربانی نبود آموزش ضمن خدمت دیجیتال بودند عمدتاً به بازنشر کلیپهای دیگران یا ضبط ویسهای کوتاه بسنده کردند. این نه تقصیر فردی، بلکه نتیجه غیاب سیاستگذاری آموزشی منسجم در بحران است. اما پیامد آن روشن است: دانشآموز در فرآیندی شرکت داشته که از نظر پداگوژیک، «آموزش» نامیدنش تسامح است.
🔹شکاف دسترسی؛ نابرابری که در آمار رسمی دیده نمیشود
بخش قابل توجهی از دانشآموزان کشور بهویژه در مناطق محروم، روستایی و حاشیهنشین شهری در طول این دوره نه اینترنت پایدار داشتند، نه ابزار مناسب، و نه فضای آرام برای یادگیری. این دانشآموزان در آزمون نهایی حضوری با همتایانی رقابت میکنند که از کلاسهای خصوصی، تدریس تکمیلی و منابع غنیتر بهره بردهاند. برگزاری امتحان یکسان برای دانشآموزانی با فرصتهای کاملاً نابرابر، نه سنجش توانایی، بلکه سنجش امتیاز اجتماعی-اقتصادی است.
🔹تناقض سیاستگذاری؛ دو معیار برای یک هدف
در همین دوره، آزمونهای کارشناسی، ارشد، دکتری و حتی دفاع از رساله به صورت آنلاین برگزار شدند و اعتبار علمی آنها مورد تردید جدی قرار نگرفت. اگر طراحی هوشمند سؤال، بانک سؤال گسترده و ارزیابی ترکیبی میتواند تقلب را در آزمونهای دکتری مدیریت کند، چرا همین ظرفیت برای امتحان نهایی متوسطه بهکار گرفته نمیشود؟ این تناقض نشان میدهد که مانع اصلی، نه «غیرممکن بودن فنی»، بلکه «اراده سیاستگذاری» است.( لازم به یادآوری است که شائبه افشای سئوالات امتحان نهایی.در شرایط عادی نیز رخ داده است)
🔹الگوی ارزشیابی منصفانه؛ پیشنهاد، نه انتقاد صرف
رویکرد علمی و عادلانه در این شرایط، ارزشیابی ترکیبی است: وزندهی به ارزیابیهای مستمر، طراحی سؤالات تحلیلی و موقعیتمحور بهجای سؤالات حفظمحور، و در صورت اصرار بر حضوری بودن، تعدیل سطح انتظار متناسب با کیفیت واقعی آموزش ارائهشده. استاندارد ارزشیابی باید آینهای از فرآیند آموزش باشد، نه قضاوتی مستقل از آن.
🔹امتحان نهایی حضوری با معیارهای پیش از بحران، در شرایطی که آموزش از استاندارد لازم فاصله داشته، نه سنجش یادگیری، بلکه سنجش تابآوری در برابر بیعدالتی است. اصلاح این رویکرد، نه تسامح در کیفیت، بلکه پایبندی به اصل بنیادین آموزش است:
منبع: کانال سخن معلم
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺 آموختهاند کم، سنجیده میشوند عمیق
بازاندیشی در برگزاری حضوری امتحانات نهایی در پرتو واقعیتهای میدان آموزش
✍ پروین تاج محمدی
🔹وقتی آموزش به «ارسال ویس» تقلیل مییابد و ارزشیابی با استانداردهای کلاس حضوری سنجیده میشود، نه عدالت آموزشی برقرار است و نه سنجش معتبر. در دو سال گذشته، آنچه در قالب «آموزش مجازی» به دانشآموزان ارائه شد، در بهترین حالت انتقال یکسویه محتوا بود؛ بدون تعامل، بدون بازخورد، بدون یادگیری عمیق. اکنون برگزاری امتحان نهایی حضوری با همان معیارهای پیش از بحران، نهتنها با اصل تناسب آموزش و ارزشیابی در تعارض آشکار است، بلکه دانشآموزانی را که قربانی شکاف زیرساختی و ضعف تدریس بودهاند، یکبار دیگر در موضع بازنده قرار میدهد.
🔹از تدریس تا ارسال فایل؛ سقوط کیفی که آمار پنهانش میکند
آموزش حرفهای آنلاین مستلزم طراحی آموزشی، تعامل زنده، بازخورد بههنگام و ارزیابی تکوینی است. آنچه در شبکه شاد رخ داد، هیچیک از این مؤلفهها را به طور کامل دربر نداشت. معلمان که بسیاری از آنها خود قربانی نبود آموزش ضمن خدمت دیجیتال بودند عمدتاً به بازنشر کلیپهای دیگران یا ضبط ویسهای کوتاه بسنده کردند. این نه تقصیر فردی، بلکه نتیجه غیاب سیاستگذاری آموزشی منسجم در بحران است. اما پیامد آن روشن است: دانشآموز در فرآیندی شرکت داشته که از نظر پداگوژیک، «آموزش» نامیدنش تسامح است.
🔹شکاف دسترسی؛ نابرابری که در آمار رسمی دیده نمیشود
بخش قابل توجهی از دانشآموزان کشور بهویژه در مناطق محروم، روستایی و حاشیهنشین شهری در طول این دوره نه اینترنت پایدار داشتند، نه ابزار مناسب، و نه فضای آرام برای یادگیری. این دانشآموزان در آزمون نهایی حضوری با همتایانی رقابت میکنند که از کلاسهای خصوصی، تدریس تکمیلی و منابع غنیتر بهره بردهاند. برگزاری امتحان یکسان برای دانشآموزانی با فرصتهای کاملاً نابرابر، نه سنجش توانایی، بلکه سنجش امتیاز اجتماعی-اقتصادی است.
🔹تناقض سیاستگذاری؛ دو معیار برای یک هدف
در همین دوره، آزمونهای کارشناسی، ارشد، دکتری و حتی دفاع از رساله به صورت آنلاین برگزار شدند و اعتبار علمی آنها مورد تردید جدی قرار نگرفت. اگر طراحی هوشمند سؤال، بانک سؤال گسترده و ارزیابی ترکیبی میتواند تقلب را در آزمونهای دکتری مدیریت کند، چرا همین ظرفیت برای امتحان نهایی متوسطه بهکار گرفته نمیشود؟ این تناقض نشان میدهد که مانع اصلی، نه «غیرممکن بودن فنی»، بلکه «اراده سیاستگذاری» است.( لازم به یادآوری است که شائبه افشای سئوالات امتحان نهایی.در شرایط عادی نیز رخ داده است)
🔹الگوی ارزشیابی منصفانه؛ پیشنهاد، نه انتقاد صرف
رویکرد علمی و عادلانه در این شرایط، ارزشیابی ترکیبی است: وزندهی به ارزیابیهای مستمر، طراحی سؤالات تحلیلی و موقعیتمحور بهجای سؤالات حفظمحور، و در صورت اصرار بر حضوری بودن، تعدیل سطح انتظار متناسب با کیفیت واقعی آموزش ارائهشده. استاندارد ارزشیابی باید آینهای از فرآیند آموزش باشد، نه قضاوتی مستقل از آن.
🔹امتحان نهایی حضوری با معیارهای پیش از بحران، در شرایطی که آموزش از استاندارد لازم فاصله داشته، نه سنجش یادگیری، بلکه سنجش تابآوری در برابر بیعدالتی است. اصلاح این رویکرد، نه تسامح در کیفیت، بلکه پایبندی به اصل بنیادین آموزش است:
ارزشیابی باید با آموزش همتراز باشد.
منبع: کانال سخن معلم
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM