💠 #خبر_محیطزیست
🔺 سازمان هواشناسی: خشکسالیهای آینده طولانیتر و شدیدتر خواهند بود
احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور:
🔹با توجه به اینکه ششمین سال خشکسالی پیاپی را پشت سر میگذاریم، تاکنون این خشکسالیها را با اتکا به منابع آب زیرزمینی مدیریت کردهایم؛ یعنی هر اندازه که بارندگی کمتر بوده، کمبود آن را از سفرههای زیرزمینی برداشت کردهایم.
🔹اما این سفرهها در حال خالی شدن هستند و دشتها در اقصی نقاط کشور فرونشست بسیار شدیدی را تجربه میکنند. این مسئله در بلندمدت و در سالهای آینده میتواند وضعیت بسیار ناپایدار و بحرانی ایجاد کند./ایلنا
#محیط_زیست
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺 سازمان هواشناسی: خشکسالیهای آینده طولانیتر و شدیدتر خواهند بود
احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور:
🔹با توجه به اینکه ششمین سال خشکسالی پیاپی را پشت سر میگذاریم، تاکنون این خشکسالیها را با اتکا به منابع آب زیرزمینی مدیریت کردهایم؛ یعنی هر اندازه که بارندگی کمتر بوده، کمبود آن را از سفرههای زیرزمینی برداشت کردهایم.
🔹اما این سفرهها در حال خالی شدن هستند و دشتها در اقصی نقاط کشور فرونشست بسیار شدیدی را تجربه میکنند. این مسئله در بلندمدت و در سالهای آینده میتواند وضعیت بسیار ناپایدار و بحرانی ایجاد کند./ایلنا
#محیط_زیست
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🙏1
💠 #یادداشت
#روزنوشت۲۹۵
✍️سمیه شهریسوند
اکنون مشغول خواندن چهارمین کتاب در مورد نظام آموزشی فنلاندم.
هرچه بیشتر میخوانم، بهتر میفهمم چقدر خطرناک است کسی با دانش بسیار کم یا مقداری داده از کانالهای تلگرامی و پستهای اینستاگرامی بخواهد ایدههایی از فنلاند را در کلاس، مدرسه یا وزارت بازگو یا عملیاتی کند.
بدون مبتذل کردن محتوا نظرم را به نحوی مینویسم که برای دیگران مفید باشد.
۱- کتابِ مدرسه خوب باید هر روز از نو ساخته شود:
کتاب گزارشی سطحی از دیدار معلمان و مدیران ایرانی از مدارس فنلاند است. اغلب چنین سفرهایی حاصل رانت و روابط است و معمولاً کسانی که راهی سفر میشوند نه زبان انگلیسی را به خوبی بلدند و نه چندان دغدغه یادگیری دارند ولی به نظر میرسد نویسنده کتاب نسبت به متوسط مسافران چنین دیدارهایی اوضاع بهتری داشته است.
اما همانطور که هیچ معلم فنلاندی با یک هفته چرخیدن در مدارس ما چیز چندانی دستگیرش نمیشود پس احتمالاً معلم ایرانی هم با یک هفته گردش در مدارس چیز چندانی دستگیرش نخواهد شد. بنابراین توقع خاصی از کتاب نداشته باشید و بعد از خواندن ابداً در فکر بازگو کردن یا کاربست ایدهها یا برداشتهایش نباشید که فاصله زیادی با واقعیت فنلاند دارد.
۲- کتابِ فرهنگ آموزشی فنلاند:
مولف کتاب معلمی آمریکایی است که بعد از پنج سال تدریس در آمریکا به فنلاند مهاجرت میکند و چندسالی هم آنجا درس میدهد.
نسبت به کتاب قبلی محتوا قابلاعتناتر و غنیتر است اما همچنان نگاه خارج از گود و کمتجربگی معلم در اغلب سطرها قابل مشاهده است. این کتاب را بااحتیاط بخوانید و تفکر نقادتان را حاضر نگه دارید. نه هرآنچه از فنلاند یا آمریکا ستایش میکند جای ستایش دارد و نه هر آنچه را رد میکند، قابل رد کردن است. به طور واضحی میدیدم چقدر کمتجربگی این معلم و زندگی در نظام سرمایهداری و بهرهکشانه از انسانها در آمریکا، دیدگاهش را نسبت به برخی ویژگیهای انسانیتر فنلاند منفی کرده است.
۳- کتابِ فرهنگ رهبری آموزشی فنلاند:
کتاب نوشته پاسی سالبرگ فنلاندی است. او انباشتی از تجربه تدریس، تربیت معلم، سیاستگذاری، پژوهش دانشگاهی و سفرهای متعدد خارجی و آشنایی با نظام آموزشی سایر کشورها و مشاورههای تخصصی دادن به آنهاست.
کتاب بیشتر برای مخاطب آمریکایی نوشته شده است تا به او یادآوری کند چطور کشور کوچک و فقیری مثل فنلاند یافتههای پژوهشی همین آمریکاییها را برداشته، بومی کرده و به کار گرفته و به اینجا رسیده اما شما آمریکاییها فقط درگیر تغییرات مداوم توسط سیاستمدارانی هستید که چیزی از این پژوهشها نمیدانند.
نکته جالب کتاب برای مخاطب ایرانی شباهت عجیب روشهای آمریکایی و ایرانی است!
این شباهت آنقدر زیاد است که بهنظر نمیرسد ناآگاهانه باشد بلکه ظاهراً سیاستمداران ایرانی برای عقب نماندن از قافله جهانی دائم در کار تقلید از آمریکاییها بودهاند بدون اینکه بدانند آیا آنها از روش خود نتیجهای گرفتهاند یا خیر؟!
لابد تصور کردهاند آمریکای قدرت اول اقتصادی، سیاسی و نظامی حاصل یک نظام آموزشی توانا است. البته در سخنرانیهایشان دائم دم از افول و سقوط این کشور میزنند ولی در عمل حتی تمام برنامههای تلویزیونیشان تقلید از همین کشور است.
۴- کتابِ درسهای فنلاندی:
این کتاب هم نوشته پاسی سالبرگ است و فعلاً در آغاز خواندنش هستم.
با وجود ترجمه بسیار بد که به نظر میرسد یا کار هوشمصنوعی است و
یا google translate ولی کتاب بسیار عمیقتر از کتابهای قبلی است و روند تغییر نظام آموزشی فنلاند را در کنار تغییرات سیاسی و اجتماعی شرح داده است.
کتاب دیدی کلانتر به مخاطب میدهد و دشواری و پیچیدگی مسیر را به خوبی نمایان میکند. تا همینجا که خواندهام فکر میکنم بیشک یکبار و تنها خواندن کافی نیست. این کتاب باید با جمعی که دغدغه آموزش دارند جمعخوانی و بحث شود.
و درنهایت آنچه از این روند مطالعاتی دستگیرم شده حرف نغز پاسی سالبرگ است با این مضمون:
نوشته شده به تاریخ ۲ خردادماه سنه ۱۴۰۵
#فنلاند
#سیستمآموزشی
#چالشهایمعلمی
#کتاب
#کتابخوانی
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
#روزنوشت۲۹۵
✍️سمیه شهریسوند
اکنون مشغول خواندن چهارمین کتاب در مورد نظام آموزشی فنلاندم.
هرچه بیشتر میخوانم، بهتر میفهمم چقدر خطرناک است کسی با دانش بسیار کم یا مقداری داده از کانالهای تلگرامی و پستهای اینستاگرامی بخواهد ایدههایی از فنلاند را در کلاس، مدرسه یا وزارت بازگو یا عملیاتی کند.
بدون مبتذل کردن محتوا نظرم را به نحوی مینویسم که برای دیگران مفید باشد.
۱- کتابِ مدرسه خوب باید هر روز از نو ساخته شود:
کتاب گزارشی سطحی از دیدار معلمان و مدیران ایرانی از مدارس فنلاند است. اغلب چنین سفرهایی حاصل رانت و روابط است و معمولاً کسانی که راهی سفر میشوند نه زبان انگلیسی را به خوبی بلدند و نه چندان دغدغه یادگیری دارند ولی به نظر میرسد نویسنده کتاب نسبت به متوسط مسافران چنین دیدارهایی اوضاع بهتری داشته است.
اما همانطور که هیچ معلم فنلاندی با یک هفته چرخیدن در مدارس ما چیز چندانی دستگیرش نمیشود پس احتمالاً معلم ایرانی هم با یک هفته گردش در مدارس چیز چندانی دستگیرش نخواهد شد. بنابراین توقع خاصی از کتاب نداشته باشید و بعد از خواندن ابداً در فکر بازگو کردن یا کاربست ایدهها یا برداشتهایش نباشید که فاصله زیادی با واقعیت فنلاند دارد.
۲- کتابِ فرهنگ آموزشی فنلاند:
مولف کتاب معلمی آمریکایی است که بعد از پنج سال تدریس در آمریکا به فنلاند مهاجرت میکند و چندسالی هم آنجا درس میدهد.
نسبت به کتاب قبلی محتوا قابلاعتناتر و غنیتر است اما همچنان نگاه خارج از گود و کمتجربگی معلم در اغلب سطرها قابل مشاهده است. این کتاب را بااحتیاط بخوانید و تفکر نقادتان را حاضر نگه دارید. نه هرآنچه از فنلاند یا آمریکا ستایش میکند جای ستایش دارد و نه هر آنچه را رد میکند، قابل رد کردن است. به طور واضحی میدیدم چقدر کمتجربگی این معلم و زندگی در نظام سرمایهداری و بهرهکشانه از انسانها در آمریکا، دیدگاهش را نسبت به برخی ویژگیهای انسانیتر فنلاند منفی کرده است.
۳- کتابِ فرهنگ رهبری آموزشی فنلاند:
کتاب نوشته پاسی سالبرگ فنلاندی است. او انباشتی از تجربه تدریس، تربیت معلم، سیاستگذاری، پژوهش دانشگاهی و سفرهای متعدد خارجی و آشنایی با نظام آموزشی سایر کشورها و مشاورههای تخصصی دادن به آنهاست.
کتاب بیشتر برای مخاطب آمریکایی نوشته شده است تا به او یادآوری کند چطور کشور کوچک و فقیری مثل فنلاند یافتههای پژوهشی همین آمریکاییها را برداشته، بومی کرده و به کار گرفته و به اینجا رسیده اما شما آمریکاییها فقط درگیر تغییرات مداوم توسط سیاستمدارانی هستید که چیزی از این پژوهشها نمیدانند.
نکته جالب کتاب برای مخاطب ایرانی شباهت عجیب روشهای آمریکایی و ایرانی است!
این شباهت آنقدر زیاد است که بهنظر نمیرسد ناآگاهانه باشد بلکه ظاهراً سیاستمداران ایرانی برای عقب نماندن از قافله جهانی دائم در کار تقلید از آمریکاییها بودهاند بدون اینکه بدانند آیا آنها از روش خود نتیجهای گرفتهاند یا خیر؟!
لابد تصور کردهاند آمریکای قدرت اول اقتصادی، سیاسی و نظامی حاصل یک نظام آموزشی توانا است. البته در سخنرانیهایشان دائم دم از افول و سقوط این کشور میزنند ولی در عمل حتی تمام برنامههای تلویزیونیشان تقلید از همین کشور است.
۴- کتابِ درسهای فنلاندی:
این کتاب هم نوشته پاسی سالبرگ است و فعلاً در آغاز خواندنش هستم.
با وجود ترجمه بسیار بد که به نظر میرسد یا کار هوشمصنوعی است و
یا google translate ولی کتاب بسیار عمیقتر از کتابهای قبلی است و روند تغییر نظام آموزشی فنلاند را در کنار تغییرات سیاسی و اجتماعی شرح داده است.
کتاب دیدی کلانتر به مخاطب میدهد و دشواری و پیچیدگی مسیر را به خوبی نمایان میکند. تا همینجا که خواندهام فکر میکنم بیشک یکبار و تنها خواندن کافی نیست. این کتاب باید با جمعی که دغدغه آموزش دارند جمعخوانی و بحث شود.
و درنهایت آنچه از این روند مطالعاتی دستگیرم شده حرف نغز پاسی سالبرگ است با این مضمون:
عجله در بازسازی نظام آموزشی، نابود کردن نظام آموزشی است.
نوشته شده به تاریخ ۲ خردادماه سنه ۱۴۰۵
#فنلاند
#سیستمآموزشی
#چالشهایمعلمی
#کتاب
#کتابخوانی
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 #صبحگاه
وقتی که خواب نیست ز رویا سخن مگو
آنجا که آب نیست ز دریا سخن مگو
پاییزها به دور تسلسل رسیدهاند
از باغهای سبز شکوفا سخن مگو
دیری است دیده غیر حقارت ندیده است
... بیهوده از شکوه تماشا سخن مگو
یاد از شراب ناب مکن! آتشم مزن!
خشکیده بیخ تاک حریفا! سخن مگو
چون نیک بنگری همه زو بیوفاتریم
با من ز بیوفایی دنیا سخن مگو
آنجا که دست موسی و هارون به خون هم
آغشته گشته از ید بیضا سخن مگو
وقتی خدا صلیب به دوش آمد و گذشت
از وعده ظهور مسیحا سخن مگو
آری هنوز پاسخ ان پرسش بزرگ
با شام آخر است و یهودا سخن مگو!
این باغ مزدکی است بهل باغ عیسوی!
حرف از بشر بزن ز چلیپا سخن مگو
ظلمت صریح با تو سخن گفت پس تو هم
از شب به استعاره و ایما سخن مگو
با آنکه بسته است به نابودیات کمر
از مهر و آشتی و مدارا سخن مگو
خورشید ما به چوبه اعدام بسته است
از صبح و آفتاب در این جا سخن مگو
#حسین_منزوی
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
وقتی که خواب نیست ز رویا سخن مگو
آنجا که آب نیست ز دریا سخن مگو
پاییزها به دور تسلسل رسیدهاند
از باغهای سبز شکوفا سخن مگو
دیری است دیده غیر حقارت ندیده است
... بیهوده از شکوه تماشا سخن مگو
یاد از شراب ناب مکن! آتشم مزن!
خشکیده بیخ تاک حریفا! سخن مگو
چون نیک بنگری همه زو بیوفاتریم
با من ز بیوفایی دنیا سخن مگو
آنجا که دست موسی و هارون به خون هم
آغشته گشته از ید بیضا سخن مگو
وقتی خدا صلیب به دوش آمد و گذشت
از وعده ظهور مسیحا سخن مگو
آری هنوز پاسخ ان پرسش بزرگ
با شام آخر است و یهودا سخن مگو!
این باغ مزدکی است بهل باغ عیسوی!
حرف از بشر بزن ز چلیپا سخن مگو
ظلمت صریح با تو سخن گفت پس تو هم
از شب به استعاره و ایما سخن مگو
با آنکه بسته است به نابودیات کمر
از مهر و آشتی و مدارا سخن مگو
خورشید ما به چوبه اعدام بسته است
از صبح و آفتاب در این جا سخن مگو
#حسین_منزوی
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#روایت_میناب
«بنام خدا…
من آتنا چملینژاد هستم…
میخوام کارتفلاشها رو به شما نشون بدم…»
این صدا… تنها چیزیست که از خواهرزادهی کوچکم برایمان مانده.
صدای دختری که تازه کلاس اول رفته بود، تازه داشت الفبا را یاد میگرفت،
تازه داشت زندگی را هجّی میکرد.
هر بار این ویدیو پخش میشود،
انگار زمان برای چند ثانیه میایستد؛ و بعد دوباره یادمان میآید کودکی که با ذوق میگفت «آ اول» و «ب اول»، حالا دیگر بین ما نیست.
جنگ، آتنا را از ما گرفت. قبل از اینکه رویاهایش بزرگ شوند، قبل از اینکه دفتر مشقش کامل شود، قبل از اینکه حتی کودکیاش را زندگی کند.
#آتنا_چملینژاد
#مدرسه_شجره_طیبه_میناب
#جنگ
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
«بنام خدا…
من آتنا چملینژاد هستم…
میخوام کارتفلاشها رو به شما نشون بدم…»
این صدا… تنها چیزیست که از خواهرزادهی کوچکم برایمان مانده.
صدای دختری که تازه کلاس اول رفته بود، تازه داشت الفبا را یاد میگرفت،
تازه داشت زندگی را هجّی میکرد.
هر بار این ویدیو پخش میشود،
انگار زمان برای چند ثانیه میایستد؛ و بعد دوباره یادمان میآید کودکی که با ذوق میگفت «آ اول» و «ب اول»، حالا دیگر بین ما نیست.
جنگ، آتنا را از ما گرفت. قبل از اینکه رویاهایش بزرگ شوند، قبل از اینکه دفتر مشقش کامل شود، قبل از اینکه حتی کودکیاش را زندگی کند.
#آتنا_چملینژاد
#مدرسه_شجره_طیبه_میناب
#جنگ
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
💠 #گزارش
🔴 سقوط آرام جمعیت
کاهش آمار ازدواج و تولد در سایه بحران اقتصادی که آینده جمعیتی کشور را تهدید میکند
✍ نیلوفر حامدی
از گرانی تالار و جهیزیه تا پوشک و شیرخشک؛ هزینههای زندگی، نسل جوان را پشت خط تشکیل خانواده نگه داشته است
این روزها، عنوان پرطمطراقی بین کارشناسان حوزه بهداشت و جمعیت، ردوبدل میشود؛ «سیاهچاله جمعیتی». مفهومی که اگر بخواهیم با زبان ساده آن را توضیح دهیم، به این معنی است که رشد جمعیت در کشور، شکل منفی به خود بگیرد.
🔹 این روزها، عنوان پرطمطراقی بین کارشناسان حوزه بهداشت و جمعیت، ردوبدل میشود؛ «سیاهچاله جمعیتی». مفهومی که اگر بخواهیم با زبان ساده آن را توضیح دهیم، به این معنی است که رشد جمعیت در کشور، شکل منفی به خود بگیرد؛ نموداری که این روزها در وضعیت صفر است و بر اساس آنچه کارشناسان این حوزه نسبت به آن هشدار میدهند، اگر خیلی زود جلوی آن گرفته نشود، از سال ۱۴۲۰ به بعد، ایران و نسل تمدنی آینده باید وارد سیاهچاله جمعیتی با شیب منفی شود. رخدادی که سالمندی جمعیت کشور را در پی دارد و به دنبال آن، تبعات زیادی از جمله کاهش نیروی خلاق کار و فعالیت، افزایش جمعیت بیمار، رشد هزینههای درمان و... از نخستین پیامدهایش خواهد بود. اما برای جلوگیری از بروز این رخداد پرمخاطره چه باید کرد؟ چه عواملی میتوانند شکل این نمودار را مثبت کنند یا دستکم از سقوط به سیاهچاله نجاتمان دهند؟
این گزارش، به دو عامل برجسته در این روند، یعنی ازدواج و به دنبال آن فرزندآوری به عنوان اثرگذارترین عوامل میپردازد و مسیر صعبالعبور این روزهای این تصمیمات بزرگ و سرنوشتساز را به تصویر میکشد
🔺 مگر میشود بدون گاز و یخچال زندگی کرد؟
🔺 وام ازدواج و صفهای طولانی
🔺شیرخشک و پوشکهای چندمیلیونی
🔺کاهش آمار ازدواج و موالید
🔺 تجرد قطعی ۸۰۰ هزار زن و ۳۴۰ هزار مرد
🔻متن کامل گزارش👇
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1105277
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔴 سقوط آرام جمعیت
کاهش آمار ازدواج و تولد در سایه بحران اقتصادی که آینده جمعیتی کشور را تهدید میکند
✍ نیلوفر حامدی
از گرانی تالار و جهیزیه تا پوشک و شیرخشک؛ هزینههای زندگی، نسل جوان را پشت خط تشکیل خانواده نگه داشته است
این روزها، عنوان پرطمطراقی بین کارشناسان حوزه بهداشت و جمعیت، ردوبدل میشود؛ «سیاهچاله جمعیتی». مفهومی که اگر بخواهیم با زبان ساده آن را توضیح دهیم، به این معنی است که رشد جمعیت در کشور، شکل منفی به خود بگیرد.
🔹 این روزها، عنوان پرطمطراقی بین کارشناسان حوزه بهداشت و جمعیت، ردوبدل میشود؛ «سیاهچاله جمعیتی». مفهومی که اگر بخواهیم با زبان ساده آن را توضیح دهیم، به این معنی است که رشد جمعیت در کشور، شکل منفی به خود بگیرد؛ نموداری که این روزها در وضعیت صفر است و بر اساس آنچه کارشناسان این حوزه نسبت به آن هشدار میدهند، اگر خیلی زود جلوی آن گرفته نشود، از سال ۱۴۲۰ به بعد، ایران و نسل تمدنی آینده باید وارد سیاهچاله جمعیتی با شیب منفی شود. رخدادی که سالمندی جمعیت کشور را در پی دارد و به دنبال آن، تبعات زیادی از جمله کاهش نیروی خلاق کار و فعالیت، افزایش جمعیت بیمار، رشد هزینههای درمان و... از نخستین پیامدهایش خواهد بود. اما برای جلوگیری از بروز این رخداد پرمخاطره چه باید کرد؟ چه عواملی میتوانند شکل این نمودار را مثبت کنند یا دستکم از سقوط به سیاهچاله نجاتمان دهند؟
این گزارش، به دو عامل برجسته در این روند، یعنی ازدواج و به دنبال آن فرزندآوری به عنوان اثرگذارترین عوامل میپردازد و مسیر صعبالعبور این روزهای این تصمیمات بزرگ و سرنوشتساز را به تصویر میکشد
🔺 مگر میشود بدون گاز و یخچال زندگی کرد؟
🔺 وام ازدواج و صفهای طولانی
🔺شیرخشک و پوشکهای چندمیلیونی
🔺کاهش آمار ازدواج و موالید
🔺 تجرد قطعی ۸۰۰ هزار زن و ۳۴۰ هزار مرد
🔻متن کامل گزارش👇
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1105277
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
شرق
سقوط آرام جمعیت
این روزها، عنوان پرطمطراقی بین کارشناسان حوزه بهداشت و جمعیت، ردوبدل میشود؛ «سیاهچاله جمعیتی». مفهومی که اگر بخواهیم با زبان ساده آن را توضیح دهیم، به این معنی است که رشد جمعیت در کشور، شکل منفی به خود بگیرد؛
💠#یادداشت
🔴 آموزش در سایه بیثباتی؛ از بلاتکلیفی تا «تصمیمات دیرهنگام»
✍ نسرین محمد باقری (کارشناس آموزش)
🔺خرداد ماه فرا رسیده ؛ درچند هفته اخیر انتشار اخبار متناقض درباره برگزاری امتحانات،اعتبار آموزش و پرورش را در نزد خانوادهها و معلمان به شدت کاهش داده است.
در حالی که سال تحصیلی جاری به دلیل شرایط نامشخص جنگی و نارساییهای آموزش مجازی، فرسایشیتر از همیشه سپری شد، بی ثباتی تصمیم در اعلام شیوه برگزاری امتحانات،معلمان و دانش آموزان را خسته تر از قبل کرده است.
تنها تصمیمی که از زمان اعلام تا کنون تغییر نکرده، لغو امتحانات نهایی پایههای ششم و نهم و همچنین ارزشیابی توصیفی دوره ابتدایی است. در مقطع ابتدایی ارزشیابیهای تحصیلی و تربیتی دانشآموزان همانند سنوات گذشته انجام میشود، با این تفاوت که ارزشیابی پایه ششم امسال نیز مانند پنج پایه قبل بهصورت تکوینی برگزار خواهد شد
درباره پایههای هفتم تا دهم، خبرهای متفاوتی منتشر شد. پس از هفتهها گمانهزنی ، سرانجام اعلام شد که امتحانات پایههای هفتم تا دهم به صورت «مجازی» برگزار میشود. بهتر نبود دست اندرکاران آموزش ؛ از همان ابتدا با بررسی جوانب امر تصمیم شفاف و قطعی اتخاذ می کردند!
در دوسه هفته اخیر ؛ بحث حضوری امتحانات؛ حذف آزمون و محاسبه نمره بر اساس عملکرد دانش آموز ؛ آزمون مجازی مطرح شد و در آخرین خبرها با تفویض اختیار به استان ها و با مجوز شورای تامین هر استان؛ برگزاری امتحانات به شکل حضوری یا مجازی به استان ها واگذار شد. یعنی هر استان می تواند به صورت مستقل برای برگزاری آزمون های این چند پایه تصمیم گیری کند.
این تصمیم سبب اعتراض دانش آموزان در برخی استان ها شد .برای درک وضعیت دانشآموزان باید به این نکته توجه کرد که نیمسال اول سال جاری تحصیلی با تعطیلات متعدد ناشی از آلودگی هوا و اعتراضات همراه بود.نیسمال دوم با تاخیر در اسفند ماه شروع شد و با شروع جنگ؛ آموزش حضوری تعطیل شد.
🔺 دانش آموزان به دلیل کاستی ها و مشکلات آموزش مجازی در کنار استرس ناشی از جنگ؛ به خوبی واقف هستند که فرآیند یاددهی و یادگیری به درستی انجام نشده است و آمادگی لازم برای امتحان حضوری ندارند. با شرایط موجود ؛احتمالا در تمام استانها ؛ امتحانات پایه های هفتم تا دهم به صورت مجازی برگزار خواهد شد.
🔺 اما برگزاری آزمون مجازی نیز مشکلات عدیده ای به همراه دارد که به موارد زیر می توان اشاره کرد:
و اما وضعیت امتحانات نهایی پایههای یازدهم و دوازدهم همچنان در هالهای از ابهام است. دو سال پایانی دبیرستان که به دلیل تأثیر قطعی نتایج بر کنکور، حیاتیترین مقاطع تحصیلی محسوب میشوند، قربانیِ تعویق و بلاتکلیفی امتحانات شدهاند.
تعویق امتحانات، به ویژه برای دانشآموزان پایه یازدهم، مشکلات زیادی ایجاد میکند. این دانشآموزان که باید در تابستان برای کنکور سال بعد برنامهریزی کنند، هنوز در بلاتکلیفی هستند. صحبت از احتمال برگزاری امتحانات در مردادماه، آنهم در شرایطی که بسیاری از مدارس در شهرهای گرمسیری فاقد زیرساختهای سرمایشی مناسب هستند، عملاً بی توجهی به حقوق اولیه دانشآموزان است.
🔺 چگونه است که در ابتدای سال تحصیلی از معلمان طرح درس مشخص و برنامه ریزی دقیق خواسته می شود؛ امادر سطح تصمیمگیریهای کلان این گونه شاهد بی ثباتی در تصمیم هستیم ؟ این تصور به ذهن میرسد که تصمیمات جدید در حوزه امتحانات بیشتر تحت تاثیر مسائل اقتصادی و برای کاهش هزینه یا صرفهجویی گرفته میشوند. اما باید یادآوری کرد که
متاسفانه آموزش الویت هیچ دولتی نبوده و «نگاه مصرف کننده» و «هزینه سربار» به آموزش و پرورش سبب شده به طور محسوسی جایگاه آموزش و درس نزد جامعه ؛ فرزندان و حتی اولیاکم رنگ شود.
این بی توجهی روزافزون به مدسه به عنوان پایگاه دانش ؛ پیشرفت جامعه را تهدید می کند و زنگ خطری جدی برای نسل های آینده محسوب می شود.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔴 آموزش در سایه بیثباتی؛ از بلاتکلیفی تا «تصمیمات دیرهنگام»
✍ نسرین محمد باقری (کارشناس آموزش)
🔺خرداد ماه فرا رسیده ؛ درچند هفته اخیر انتشار اخبار متناقض درباره برگزاری امتحانات،اعتبار آموزش و پرورش را در نزد خانوادهها و معلمان به شدت کاهش داده است.
در حالی که سال تحصیلی جاری به دلیل شرایط نامشخص جنگی و نارساییهای آموزش مجازی، فرسایشیتر از همیشه سپری شد، بی ثباتی تصمیم در اعلام شیوه برگزاری امتحانات،معلمان و دانش آموزان را خسته تر از قبل کرده است.
تنها تصمیمی که از زمان اعلام تا کنون تغییر نکرده، لغو امتحانات نهایی پایههای ششم و نهم و همچنین ارزشیابی توصیفی دوره ابتدایی است. در مقطع ابتدایی ارزشیابیهای تحصیلی و تربیتی دانشآموزان همانند سنوات گذشته انجام میشود، با این تفاوت که ارزشیابی پایه ششم امسال نیز مانند پنج پایه قبل بهصورت تکوینی برگزار خواهد شد
درباره پایههای هفتم تا دهم، خبرهای متفاوتی منتشر شد. پس از هفتهها گمانهزنی ، سرانجام اعلام شد که امتحانات پایههای هفتم تا دهم به صورت «مجازی» برگزار میشود. بهتر نبود دست اندرکاران آموزش ؛ از همان ابتدا با بررسی جوانب امر تصمیم شفاف و قطعی اتخاذ می کردند!
در دوسه هفته اخیر ؛ بحث حضوری امتحانات؛ حذف آزمون و محاسبه نمره بر اساس عملکرد دانش آموز ؛ آزمون مجازی مطرح شد و در آخرین خبرها با تفویض اختیار به استان ها و با مجوز شورای تامین هر استان؛ برگزاری امتحانات به شکل حضوری یا مجازی به استان ها واگذار شد. یعنی هر استان می تواند به صورت مستقل برای برگزاری آزمون های این چند پایه تصمیم گیری کند.
این تصمیم سبب اعتراض دانش آموزان در برخی استان ها شد .برای درک وضعیت دانشآموزان باید به این نکته توجه کرد که نیمسال اول سال جاری تحصیلی با تعطیلات متعدد ناشی از آلودگی هوا و اعتراضات همراه بود.نیسمال دوم با تاخیر در اسفند ماه شروع شد و با شروع جنگ؛ آموزش حضوری تعطیل شد.
🔺 دانش آموزان به دلیل کاستی ها و مشکلات آموزش مجازی در کنار استرس ناشی از جنگ؛ به خوبی واقف هستند که فرآیند یاددهی و یادگیری به درستی انجام نشده است و آمادگی لازم برای امتحان حضوری ندارند. با شرایط موجود ؛احتمالا در تمام استانها ؛ امتحانات پایه های هفتم تا دهم به صورت مجازی برگزار خواهد شد.
🔺 اما برگزاری آزمون مجازی نیز مشکلات عدیده ای به همراه دارد که به موارد زیر می توان اشاره کرد:
حفظ سلامت آزمون و جلوگیری از تقلب با چالش های بسیاری همراه خواهد بود.
دشواری طراحی سوال استاندارد ؛خصوصا دردروس پایه که باید به صورت تشریحی باشد و تصحیح برگه با گوشی برای معلمان مشکل خواهد بود.
قطع و ناپایداری اینترنت دانش آموزان در حین آزمون ؛ عدم دسترسی به اینترنت پرسرعت؛ کیفیت پایین دوربین گوشی محصلان و یا استفاده همزمام چند فرزند خانواده از یک گوشی؛ استرس و نگرانی دانش آموزان را افزون می کند.
و اما وضعیت امتحانات نهایی پایههای یازدهم و دوازدهم همچنان در هالهای از ابهام است. دو سال پایانی دبیرستان که به دلیل تأثیر قطعی نتایج بر کنکور، حیاتیترین مقاطع تحصیلی محسوب میشوند، قربانیِ تعویق و بلاتکلیفی امتحانات شدهاند.
تعویق امتحانات، به ویژه برای دانشآموزان پایه یازدهم، مشکلات زیادی ایجاد میکند. این دانشآموزان که باید در تابستان برای کنکور سال بعد برنامهریزی کنند، هنوز در بلاتکلیفی هستند. صحبت از احتمال برگزاری امتحانات در مردادماه، آنهم در شرایطی که بسیاری از مدارس در شهرهای گرمسیری فاقد زیرساختهای سرمایشی مناسب هستند، عملاً بی توجهی به حقوق اولیه دانشآموزان است.
🔺 چگونه است که در ابتدای سال تحصیلی از معلمان طرح درس مشخص و برنامه ریزی دقیق خواسته می شود؛ امادر سطح تصمیمگیریهای کلان این گونه شاهد بی ثباتی در تصمیم هستیم ؟ این تصور به ذهن میرسد که تصمیمات جدید در حوزه امتحانات بیشتر تحت تاثیر مسائل اقتصادی و برای کاهش هزینه یا صرفهجویی گرفته میشوند. اما باید یادآوری کرد که
«آموزش هزینه نیست، بلکه سرمایهگذاری اصلی برای آینده کشور است.»
متاسفانه آموزش الویت هیچ دولتی نبوده و «نگاه مصرف کننده» و «هزینه سربار» به آموزش و پرورش سبب شده به طور محسوسی جایگاه آموزش و درس نزد جامعه ؛ فرزندان و حتی اولیاکم رنگ شود.
این بی توجهی روزافزون به مدسه به عنوان پایگاه دانش ؛ پیشرفت جامعه را تهدید می کند و زنگ خطری جدی برای نسل های آینده محسوب می شود.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
💠#گزارش
🔺مهرِ بیمدرسه؟
بلاتکلیفی آموزشوپرورش برای حضوریکردن کلاسها و چالش خانوادهها در ثبتنام سال تحصیلی جدید
✍️ محمدحسین موسوی
🔹 یک سؤال بیجواب: مدارس کی باز میشوند؟ هیچکس نمیداند. نزدیک به سه ماه از زمانی که معلمان و دانشآموزان سر کلاسهای حضوری حاضر شدهاند میگذرد و در این مدت نهتنها به کلاسهای مجازی عادت نکردهاند، بلکه در یک کلافگی آزاردهنده به سر میبرند و منتظر خبری هستند که به آنها بگوید تکلیف «مدرسه» چه میشود. آموزش و پرورش نیز در این میان کمکی به آنها نمیکند. احمد محمودزاده، معاون وزیر آموزش و پرورش میگوید تصمیم به بازکردن مدارس در حوزه اختیار این وزارتخانه نیست و «ما دعا میکنیم که انشاءالله هرچه سریعتر جنگ خاتمه پیدا کند و آموزشها نیز حضوری شود».
🔺متن کامل👇
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1105754
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺مهرِ بیمدرسه؟
بلاتکلیفی آموزشوپرورش برای حضوریکردن کلاسها و چالش خانوادهها در ثبتنام سال تحصیلی جدید
✍️ محمدحسین موسوی
🔹 یک سؤال بیجواب: مدارس کی باز میشوند؟ هیچکس نمیداند. نزدیک به سه ماه از زمانی که معلمان و دانشآموزان سر کلاسهای حضوری حاضر شدهاند میگذرد و در این مدت نهتنها به کلاسهای مجازی عادت نکردهاند، بلکه در یک کلافگی آزاردهنده به سر میبرند و منتظر خبری هستند که به آنها بگوید تکلیف «مدرسه» چه میشود. آموزش و پرورش نیز در این میان کمکی به آنها نمیکند. احمد محمودزاده، معاون وزیر آموزش و پرورش میگوید تصمیم به بازکردن مدارس در حوزه اختیار این وزارتخانه نیست و «ما دعا میکنیم که انشاءالله هرچه سریعتر جنگ خاتمه پیدا کند و آموزشها نیز حضوری شود».
🔺متن کامل👇
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1105754
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 #صبحگاه
باید شعری تازه گفت..
آهنگی تازه نواخت...
باید در چوبی این باغها را..
که در رویاهایمان شکل گرفتهاند..؛
رو به شهر باز کرد..
باید همه چیز را از نو ساخت..!
هیچ بادی...
لانهی پرندگان را..
دوباره سر جایش نمیگذارد...!
#رسول_یونان
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
باید شعری تازه گفت..
آهنگی تازه نواخت...
باید در چوبی این باغها را..
که در رویاهایمان شکل گرفتهاند..؛
رو به شهر باز کرد..
باید همه چیز را از نو ساخت..!
هیچ بادی...
لانهی پرندگان را..
دوباره سر جایش نمیگذارد...!
#رسول_یونان
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
👍1
💠 #عدالت_آموزشی
🔺 کودکان دوزبانه و فوریت پیش دبستانی
✍ علیرضا بلک، سرباز معلم سابق روستای شمریه اهواز
🔹 در باب فوریت و لزوم پیش دبستانی در مناطق دوزبانه بهتر است ابتدا تکلیف خودمان را با چند واژه و اصطلاح روشن کنیم تا به نتیجه بهتری دست یابیم.
کودکان دوزبانه و مشکلات آموزشی آنها
هنگام شنیدن یا مشاهده واژه دو زبانه شاید اینطور به ذهن متبادر شود که اینان افرادی هستند که توانایی استفاده از دو زبان مختلف را در شرایط لازم دارند که این ذهنیت درست است اما مادامی که صحبت به مشکل و گره آموزشی دو زبانه ها می رسد، مقصود این است که کودک تنها تسلط بر زبان مادری و قومی خود دارد و فقط قادر به استفاده از آن زبان است. هنگام شروع تحصیل با ضعف زبان معیار (فارسی) مواجه می شود. بسته به شرایط جغرافیایی و عقبه فرهنگی- اجتماعی محیط زندگی قبل از مدرسه، کودک با درجات مختلفی از ضعف زبان فارسی دست و پنجه نرم می کند. سوادآموزی و علم آموزی به زبانی که آن ها به آن تسلطی ندارند، آموزش را بغرنج و پیچیده کرده و در واقع مسئله این است که این کودکان برای طی کردن مراحل رشد فردی و اجتماعی و ملحق شدن به جامعه ای که به آن تعلق دارند، باید دو زبانه شوند، اما گوش ها و زبان کودک قادر به استفاده از زبان رسمی کشور نیست و ما با کودکانی مواجهیم که برخلاف واژه غلط انداز دو زبانه اتفاقا فاقد زبانی هستند که با معلم فارس زبان و کتاب های فارسی ارتباط برقرار کنند تا مراحل سواد و علم آموزی را به طور طبیعی طی کنند و در واقع این طفلک ها در کلاس بی زبانند نه دو زبانه.
اصلی ترین چالش حوزه آموزش در این مناطق خاص این است که چگونه و با چه فرایندی می توان مثلا کودکان شش ساله ی عرب زبان را در بدو ورود به مدرسه علاوه بر زبان عربی، مسلط به زبان فارسی کنند که بتوانند از معلم و مدرسه و کتاب ها استفاده کنند.
عنوان فوریت و لزوم پیش دبستانی
پیرامون اضطرار و اورژانسی بودن پیش دبستانی در این مناطق با مثال شاید بهتر بشود حق مطلب را ادا کرد. همه می دانیم شنا و در مجموع ورزش کردن امر بسیار مهم و مطلوبی است. اکنون دو نفر را مد نظر قرار می دهیم فرد آ که فردی متعادل و سالم است و فرد ب که از مشکلات درد کمر و ستون فقرات رنج می برد و روند عادی زندگی اش مختل شده و حتی راه رفتن برای انجام امور ضروری و ساده زندگی برایش طاقت فرساست. تشخیص و تجویز دکتر متخصص این است که فرد ب تنها با شنا و آب درمانی می تواند بهبود یابد و به زندگی عادی برگردد. شنا و ورزش برای فرد آ مطلوب است و نتایج بسیاری دارد اما اگر احیانا شنا را انجام ندهد، زندگی او مختل و فلج نمی شود و می تواند زندگی عادی خود را بگذراند؛ البته از نتایج و پیامدهای مثبت روحی و جسمی شنا محروم می شود و فرصت بهتر شدن و بهتر زندگی کردن را از دست می دهد. اما وضعیت فرد ب اصلا شباهت و قرابتی به فرد آ ندارد و اگر شنا را انجام ندهد، بهبودی و در مشکلات کمر و ستون فقراتش رخ نمی دهد و از روال عادی زندگی دور می شود و حتی در امور ضروری و شخصی خود نه تنها برای خود که برای اطرافیان نیز دچار مشکل می شود.
فوریت تشکیل پیش دبستانی با هدف دوزبانه کردن کودکان غیرفارسی زبان کشور همانند مثال مذکور است. در این کلاس ها ارتباط گیری معلم و دانش آموز بسیار کند و سخت صورت می گیرد، انرژی معلم و وقت کلاس بیشتر صرف زبان آموزی می شود تا سوادآموزی و علم آموزی، درک دانش آموزان از کلام معلم و متن کتاب ها اندک است و در یک کلام آموزش کند و گاهی فلج است.
اساس و اولین مرحله از فرایند یادگیری و آموزش که انتقال اطلاعات و دانش است، با مشکل مواجه است و به تبع آن کودک دو زبانه فرصت فهمیدن، و اندیشیدن و تجزیه تحلیل را از دست می دهد و از رفتن و رسیدن به مراحل بالا محروم می شود. بنابراین ماهیت و فلسفه تشکیل پیش دبستانی و همچنین اولویت بندی اهداف آموزشی در مناطق دو زبانه متفاوت از باقی مناطق کشور است زیرا شاید پیش دبستانی برای بهتر شدن امر آموزش است اما پیش دبستانی در مناطق دو زبانه برای روان و جاری شدن یک آموزش طبیعی و معمولی است، چون بدون زبان، آموزش خاصی انجام نمی شود. در واقع اگر تمام نیازهای مادی و آموزشی دانش آموز و مدارس با امکانات عالی به همراه بهترین معلمان برای آنها مهیا شود اما مشکل زبان مرتفع نشود، باز هم آموزش لنگ می زند. زبان به مثابه ضریبی است که اگر پایین یا صفر باشد، تمامی پارامترهای آموزش و یادگیری را تحت الشعاع خود قرار می دهد. بی جهت نیست که یکی از شروط ابتدایی اصلی ورود به هر یک از دانشگاه های معتبر دنیا اخذ مدرک زبان استفاده شده در آن کشور یا دانشگاه است.
موانع توسعه با کیفیت پیش دبستانی
بر اساس آنچه نگارنده به واسطه حضور بیش از دو ساله در این مناطق مشاهده کرده، مانع اصلی پوشش و تشکیل پیش دبستانی در این مناطق نبود بودجه و پول و غیر دولتی بودن مقطع پیش دبستانی است.
⤵️
🔺 کودکان دوزبانه و فوریت پیش دبستانی
✍ علیرضا بلک، سرباز معلم سابق روستای شمریه اهواز
🔹 در باب فوریت و لزوم پیش دبستانی در مناطق دوزبانه بهتر است ابتدا تکلیف خودمان را با چند واژه و اصطلاح روشن کنیم تا به نتیجه بهتری دست یابیم.
کودکان دوزبانه و مشکلات آموزشی آنها
هنگام شنیدن یا مشاهده واژه دو زبانه شاید اینطور به ذهن متبادر شود که اینان افرادی هستند که توانایی استفاده از دو زبان مختلف را در شرایط لازم دارند که این ذهنیت درست است اما مادامی که صحبت به مشکل و گره آموزشی دو زبانه ها می رسد، مقصود این است که کودک تنها تسلط بر زبان مادری و قومی خود دارد و فقط قادر به استفاده از آن زبان است. هنگام شروع تحصیل با ضعف زبان معیار (فارسی) مواجه می شود. بسته به شرایط جغرافیایی و عقبه فرهنگی- اجتماعی محیط زندگی قبل از مدرسه، کودک با درجات مختلفی از ضعف زبان فارسی دست و پنجه نرم می کند. سوادآموزی و علم آموزی به زبانی که آن ها به آن تسلطی ندارند، آموزش را بغرنج و پیچیده کرده و در واقع مسئله این است که این کودکان برای طی کردن مراحل رشد فردی و اجتماعی و ملحق شدن به جامعه ای که به آن تعلق دارند، باید دو زبانه شوند، اما گوش ها و زبان کودک قادر به استفاده از زبان رسمی کشور نیست و ما با کودکانی مواجهیم که برخلاف واژه غلط انداز دو زبانه اتفاقا فاقد زبانی هستند که با معلم فارس زبان و کتاب های فارسی ارتباط برقرار کنند تا مراحل سواد و علم آموزی را به طور طبیعی طی کنند و در واقع این طفلک ها در کلاس بی زبانند نه دو زبانه.
اصلی ترین چالش حوزه آموزش در این مناطق خاص این است که چگونه و با چه فرایندی می توان مثلا کودکان شش ساله ی عرب زبان را در بدو ورود به مدرسه علاوه بر زبان عربی، مسلط به زبان فارسی کنند که بتوانند از معلم و مدرسه و کتاب ها استفاده کنند.
عنوان فوریت و لزوم پیش دبستانی
پیرامون اضطرار و اورژانسی بودن پیش دبستانی در این مناطق با مثال شاید بهتر بشود حق مطلب را ادا کرد. همه می دانیم شنا و در مجموع ورزش کردن امر بسیار مهم و مطلوبی است. اکنون دو نفر را مد نظر قرار می دهیم فرد آ که فردی متعادل و سالم است و فرد ب که از مشکلات درد کمر و ستون فقرات رنج می برد و روند عادی زندگی اش مختل شده و حتی راه رفتن برای انجام امور ضروری و ساده زندگی برایش طاقت فرساست. تشخیص و تجویز دکتر متخصص این است که فرد ب تنها با شنا و آب درمانی می تواند بهبود یابد و به زندگی عادی برگردد. شنا و ورزش برای فرد آ مطلوب است و نتایج بسیاری دارد اما اگر احیانا شنا را انجام ندهد، زندگی او مختل و فلج نمی شود و می تواند زندگی عادی خود را بگذراند؛ البته از نتایج و پیامدهای مثبت روحی و جسمی شنا محروم می شود و فرصت بهتر شدن و بهتر زندگی کردن را از دست می دهد. اما وضعیت فرد ب اصلا شباهت و قرابتی به فرد آ ندارد و اگر شنا را انجام ندهد، بهبودی و در مشکلات کمر و ستون فقراتش رخ نمی دهد و از روال عادی زندگی دور می شود و حتی در امور ضروری و شخصی خود نه تنها برای خود که برای اطرافیان نیز دچار مشکل می شود.
فوریت تشکیل پیش دبستانی با هدف دوزبانه کردن کودکان غیرفارسی زبان کشور همانند مثال مذکور است. در این کلاس ها ارتباط گیری معلم و دانش آموز بسیار کند و سخت صورت می گیرد، انرژی معلم و وقت کلاس بیشتر صرف زبان آموزی می شود تا سوادآموزی و علم آموزی، درک دانش آموزان از کلام معلم و متن کتاب ها اندک است و در یک کلام آموزش کند و گاهی فلج است.
اساس و اولین مرحله از فرایند یادگیری و آموزش که انتقال اطلاعات و دانش است، با مشکل مواجه است و به تبع آن کودک دو زبانه فرصت فهمیدن، و اندیشیدن و تجزیه تحلیل را از دست می دهد و از رفتن و رسیدن به مراحل بالا محروم می شود. بنابراین ماهیت و فلسفه تشکیل پیش دبستانی و همچنین اولویت بندی اهداف آموزشی در مناطق دو زبانه متفاوت از باقی مناطق کشور است زیرا شاید پیش دبستانی برای بهتر شدن امر آموزش است اما پیش دبستانی در مناطق دو زبانه برای روان و جاری شدن یک آموزش طبیعی و معمولی است، چون بدون زبان، آموزش خاصی انجام نمی شود. در واقع اگر تمام نیازهای مادی و آموزشی دانش آموز و مدارس با امکانات عالی به همراه بهترین معلمان برای آنها مهیا شود اما مشکل زبان مرتفع نشود، باز هم آموزش لنگ می زند. زبان به مثابه ضریبی است که اگر پایین یا صفر باشد، تمامی پارامترهای آموزش و یادگیری را تحت الشعاع خود قرار می دهد. بی جهت نیست که یکی از شروط ابتدایی اصلی ورود به هر یک از دانشگاه های معتبر دنیا اخذ مدرک زبان استفاده شده در آن کشور یا دانشگاه است.
موانع توسعه با کیفیت پیش دبستانی
بر اساس آنچه نگارنده به واسطه حضور بیش از دو ساله در این مناطق مشاهده کرده، مانع اصلی پوشش و تشکیل پیش دبستانی در این مناطق نبود بودجه و پول و غیر دولتی بودن مقطع پیش دبستانی است.
⤵️
⤴️
به دلیل غیردولتی بودن، حقوق و بیمه مربی باید تنها از ماهانه نوآموزان تامین شود؛ یعنی کودک روستایی یا کودک حاشیه و کم برخوردار باید ماهی ۳۰ تا ۵۰ هزار تومان پرداخت کند. آیا ساکنان آن مناطق که چهل و پنج هزار و پانصد تومان یارانه دریافت می کنند آیا حاضرند و می توانند این هزینه را ماهانه پرداخت کنند؟ بعضا دیده شده کلاس با نزدیک سی نفر تشکیل شده اما با کمتر از ده نفر به اتمام رسیده است. اما شاید بهترین شاهد بر این دلیل، ورودی ها و ثبت نامی های سال اول دبستان باشند که معمولا همیشه تعدادشان از ثبت نام کنندگان پیش دبستانی سال قبل بیشتر است. پس مشاهده می کنیم مشکل اصلی پول است زیرا مادامی که آموزش رایگان و کم هزینه می شود، شاهد استقبال خانواده ها و درگیر شدن آنها با امر آموزش هستیم.
برای بالا بردن نرخ پیش دبستانی در این مناطق چه کنیم؟
الف) حمایت از اختصاص دادن ردیف بودجه مستقل برای مقطع پیش دبستانی در این مناطق گام بسیار مهم و ارزشمندی است.
ب) تثبیت و همچنین افزایش میزان بودجه در آموزش پیش دبستانی به صورت سالانه
ج) (رایگان بودن پیش)دبستانی در مناطق دوزبانه ایجاد احساس نیاز به این مقطع است و اینکه اگر نباشد آموزش چگونه است؟ و تا حالا چگونه بوده است؟ در برخی از این مناطق بین قبولی ها و مردودی های کلاس اول دبستان یک پارامتر بسیار برجسته است و آن گذراندن دوره پیش دبستانی است. اما مورد دیگر آن است که اگر مشکل ضعف زبان معیار در پیش دبستانی و سال های اولیه دبستان تا حدودی برطرف نشود، پیدا کردن مشکلات ناشی از این ضعف به دلیل نظارت ضعیف و پاشیده شدن ارزشیابی ها آسان نیست. در برخی مناطق روستایی که مشکل زبان در آنها مرتفع نشده و دانش آموزان مقاطع بالای دبستان هنوز مشکل زبان و درک مطالب را داشته اند، آمارها حاکی از موفقیت بالای نود درصد این افراد بوده اما در واقعیت، قبولی واقعی زیر بیست درصد بوده است. به دلیل مشکلات مدیریتی، استخراج آمار قبولی واقعی و نه مصلحتی کار ساده ای نیست. شاید یکی از بهترین راه های ایجاد کردن احساس نیاز به پیش دبستانی مراجعه به آمارهای راستین باشد که متوجه شویم بدون باز شدن این گره در پیش از دبستان، برخی از امتحانات و نمرات کارنامه ها و توضیحات آن ها فرمالیته هستند و گاهی آنقدر آش شور می شود که برای دانش آموزی که ترک تحصیل کرده، کارنامه با معدل خوب صادر می شود. اگر مثلا موقع امتحان علوم به خوبی دقت و آنالیز کنیم، متوجه می شویم درصد درخور توجهی متوجه سوال و خواسته آن نشده اند؛ چه برسد به آنکه بخواهند به آن پاسخ دهند. علت عمده و اصلی در ریزش و تحصیل دانش آموزان در مقاطع بالاتر چیست؟ اگر آمارهای واقعی را می دیدیم و افکار عمومی را با این ابهام درگیر می کردیم که چرا در برخی مناطق، آمار واقعی قبولی در کلاس سوم دبستان زیر سی درصد است، شاید به جاهای بهتری می رسیدیم. آمار واقعی به همراه شفافیت و سیالیت آن در به اشتراک گذاشتن آن با افکار عمومی و کارشناسان می تواند بسیاری از ظرفیت های اجتماعی را برای حل موضوع فعال کند و مانند جریان آبی که به راه افتاده، مسیر خود را پیدا کند.
هنگامی که با کلمه ی عدالت روبرو می شویم، مفهوم استفاده برابر فرصت ها برای همه طبقات جامعه به ذهن متبادر می شود. کودکان دو زبانه برای استفاده از فرصت آموزش، نیاز به این دوره دارند تا همانند همه کودکان از معلم و مدرسه و کتاب به نحو احسن استفاده کنند. پس بی شک بالا بردن نرخ پوشش پیش دبستانی در این مناطق گامی بزرگ و ارزشمند در راستای عدالت آموزشی و به تبع آن عدالت اجتماعی است.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
به دلیل غیردولتی بودن، حقوق و بیمه مربی باید تنها از ماهانه نوآموزان تامین شود؛ یعنی کودک روستایی یا کودک حاشیه و کم برخوردار باید ماهی ۳۰ تا ۵۰ هزار تومان پرداخت کند. آیا ساکنان آن مناطق که چهل و پنج هزار و پانصد تومان یارانه دریافت می کنند آیا حاضرند و می توانند این هزینه را ماهانه پرداخت کنند؟ بعضا دیده شده کلاس با نزدیک سی نفر تشکیل شده اما با کمتر از ده نفر به اتمام رسیده است. اما شاید بهترین شاهد بر این دلیل، ورودی ها و ثبت نامی های سال اول دبستان باشند که معمولا همیشه تعدادشان از ثبت نام کنندگان پیش دبستانی سال قبل بیشتر است. پس مشاهده می کنیم مشکل اصلی پول است زیرا مادامی که آموزش رایگان و کم هزینه می شود، شاهد استقبال خانواده ها و درگیر شدن آنها با امر آموزش هستیم.
برای بالا بردن نرخ پیش دبستانی در این مناطق چه کنیم؟
الف) حمایت از اختصاص دادن ردیف بودجه مستقل برای مقطع پیش دبستانی در این مناطق گام بسیار مهم و ارزشمندی است.
ب) تثبیت و همچنین افزایش میزان بودجه در آموزش پیش دبستانی به صورت سالانه
ج) (رایگان بودن پیش)دبستانی در مناطق دوزبانه ایجاد احساس نیاز به این مقطع است و اینکه اگر نباشد آموزش چگونه است؟ و تا حالا چگونه بوده است؟ در برخی از این مناطق بین قبولی ها و مردودی های کلاس اول دبستان یک پارامتر بسیار برجسته است و آن گذراندن دوره پیش دبستانی است. اما مورد دیگر آن است که اگر مشکل ضعف زبان معیار در پیش دبستانی و سال های اولیه دبستان تا حدودی برطرف نشود، پیدا کردن مشکلات ناشی از این ضعف به دلیل نظارت ضعیف و پاشیده شدن ارزشیابی ها آسان نیست. در برخی مناطق روستایی که مشکل زبان در آنها مرتفع نشده و دانش آموزان مقاطع بالای دبستان هنوز مشکل زبان و درک مطالب را داشته اند، آمارها حاکی از موفقیت بالای نود درصد این افراد بوده اما در واقعیت، قبولی واقعی زیر بیست درصد بوده است. به دلیل مشکلات مدیریتی، استخراج آمار قبولی واقعی و نه مصلحتی کار ساده ای نیست. شاید یکی از بهترین راه های ایجاد کردن احساس نیاز به پیش دبستانی مراجعه به آمارهای راستین باشد که متوجه شویم بدون باز شدن این گره در پیش از دبستان، برخی از امتحانات و نمرات کارنامه ها و توضیحات آن ها فرمالیته هستند و گاهی آنقدر آش شور می شود که برای دانش آموزی که ترک تحصیل کرده، کارنامه با معدل خوب صادر می شود. اگر مثلا موقع امتحان علوم به خوبی دقت و آنالیز کنیم، متوجه می شویم درصد درخور توجهی متوجه سوال و خواسته آن نشده اند؛ چه برسد به آنکه بخواهند به آن پاسخ دهند. علت عمده و اصلی در ریزش و تحصیل دانش آموزان در مقاطع بالاتر چیست؟ اگر آمارهای واقعی را می دیدیم و افکار عمومی را با این ابهام درگیر می کردیم که چرا در برخی مناطق، آمار واقعی قبولی در کلاس سوم دبستان زیر سی درصد است، شاید به جاهای بهتری می رسیدیم. آمار واقعی به همراه شفافیت و سیالیت آن در به اشتراک گذاشتن آن با افکار عمومی و کارشناسان می تواند بسیاری از ظرفیت های اجتماعی را برای حل موضوع فعال کند و مانند جریان آبی که به راه افتاده، مسیر خود را پیدا کند.
هنگامی که با کلمه ی عدالت روبرو می شویم، مفهوم استفاده برابر فرصت ها برای همه طبقات جامعه به ذهن متبادر می شود. کودکان دو زبانه برای استفاده از فرصت آموزش، نیاز به این دوره دارند تا همانند همه کودکان از معلم و مدرسه و کتاب به نحو احسن استفاده کنند. پس بی شک بالا بردن نرخ پوشش پیش دبستانی در این مناطق گامی بزرگ و ارزشمند در راستای عدالت آموزشی و به تبع آن عدالت اجتماعی است.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
یورش مأموران امنیتی به منزل محمود بهشتی؛ احضار به دفتر پیگیری لنگرود
صبح امروز مأموران امنیتی وابسته به اطلاعات سپاه با حضور در منزل محمود بهشتی، ضمن تفتیش محل و ضبط برخی وسایل ارتباطی و شخصی، از وی خواستند برای ارائه توضیحات خود را به دفتر پیگیری در لنگرود معرفی کند.
محمود بهشتی از فعالان شناختهشده صنفی و عضو هیأتمدیره کانون صنفی معلمان تهران و همچنین عضو شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران است.
در پی این اقدام، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با انتشار موضعی، تداوم بازداشتها و برخوردهای امنیتی با فعالان صنفی را محکوم کرد و بر حق قانونی فرهنگیان و فعالان صنفی برای پیگیری مطالبات خود تأکید ورزید.
این شورا همچنین خواستار پایان دادن به برخوردهای امنیتی با کنشگران صنفی و احترام به حقوق شهروندی و فعالیتهای مدنی شد
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
صبح امروز مأموران امنیتی وابسته به اطلاعات سپاه با حضور در منزل محمود بهشتی، ضمن تفتیش محل و ضبط برخی وسایل ارتباطی و شخصی، از وی خواستند برای ارائه توضیحات خود را به دفتر پیگیری در لنگرود معرفی کند.
محمود بهشتی از فعالان شناختهشده صنفی و عضو هیأتمدیره کانون صنفی معلمان تهران و همچنین عضو شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران است.
در پی این اقدام، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با انتشار موضعی، تداوم بازداشتها و برخوردهای امنیتی با فعالان صنفی را محکوم کرد و بر حق قانونی فرهنگیان و فعالان صنفی برای پیگیری مطالبات خود تأکید ورزید.
این شورا همچنین خواستار پایان دادن به برخوردهای امنیتی با کنشگران صنفی و احترام به حقوق شهروندی و فعالیتهای مدنی شد
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
💠 #یادداشت
🔺هشدار یک دیپلمات
✍ محمد مالجو
یادداشت کورش احمدی، دیپلمات پیشین، در میان هیاهوی نوشتههایی که با لحنی هیجانی و غیرمسئولانه از «مقاومت» سخن میگویند، صدایی است هشداردهنده و سزاوارِ توجهِ همگان. اهمیت صدای احمدی دقیقاً در همین فاصلهگیری از فضای مسلط است. در جایی که بسیارانی، بیاعتنا به هزینهها، از ایستادگی سخن میگویند، احمدی از هزینههای تحملناپذیر مقاومت غیرمسئولانهای حرف میزند که بنیانهای زندگی اجتماعی را در هم میشکند.
نخستین ضربۀ تحلیلیاش متوجه همان تصور رایجی است که صِرفِ ورود به مسیر دیپلماتیک را کافی میداند. احمدی تلویحاً تأکید میکند که ورود به مسیر دیپلماتیک بدون ارائۀ پیشنهادهای مشخص و قابلقبول عملاً بیثمر خواهد بود. اگر قرار است از جنگ پرهیز شود، این مسیر فقط زمانی معنا دارد که با ارائۀ پیشنهادهای عملی و مشخص و قابلقبول برای طرف مقابل همراه شود. در غیر این صورت، آنچه «دیپلماسی» نامیده میشود پوششی است برای تداوم همان بنبستی که به جنگ میانجامد. مسئله دقیقاً اینجاست: دیپلماسی اگر به سطح اعلام مواضع تقلیل یابد نه مانع جنگ بلکه یکی از مسیرهای هموارکنندهاش خواهد بود.
اما هشدار اصلیاش دربارۀ ترسیم ابعاد جنگ احتمالیِ بعدی است. برخلاف روایتهایی که هنوز جنگ را در قالب درگیریهای محدود یا کنترلپذیر تصویر میکنند، احمدی بهروشنی میگوید که اینبار هدف نیروهای مهاجم مشخصاً زیرساختهای غیرنظامی خواهد بود. معنای این گزاره تکاندهنده است: تخریب شبکههای حیاتی از انرژی و حملونقل تا زیست روزمرۀ مردم. اینجا دیگر سخن از فقط فشار نیست. حرف بر سرِ ویرانی است در ابعادی تا اینجا بیسابقه، ویرانیِ فزایندهترِ کشوری که نه منابع مالی برای بازسازی دارد و نه امکان بازسازی گسترده در شرایط تحریم. در چنین افقی، ریسکی که حاکمیت میپذیرد نه یک ریسک سیاسی بلکه قمار بر سر سرنوشت میلیونها انسان است. وقتی بازدارندگی تعیینکنندهای در کار نیست، طرف مهاجم با اطمینان بیشتری میتواند به سوی همین سناریوی تخریب زیرساختی حرکت کند.
همینجاست که احمدی یکی از خطرناکترین توهمات را هدف میگیرد: باور به بازدارندگی تعیینکننده. این همان باوری است که متکای خواب نازِ بخشی از تصمیمگیرانی شده که خطر جنگ را مهارپذیر تصور میکنند. احمدی تصریح میکند که ابزارهای موجود گرچه میتوانند برای طرفهای مهاجم هزینه ایجاد کنند اما تعیینکننده نیستند. این داوری، اگر جدی گرفته شود، بنیان بسیاری از اعتمادبهنفسهای رسمی را فرو میریزد. چگونه میتوان با اتکا به حدی از بازدارندگی که سرنوشتساز نیست وارد مسیری شد که پیآمدش میتواند نابودی زیرساختهای کشور باشد؟
از دل تحلیل احمدی یک نتیجهگیری هولناک سر برمیآورد: ما در آستانۀ لحظهای ایستادهایم که دیگر نه با خطاهای کوچک بلکه با خطایی تعیینکننده سنجیده خواهیم شد. فرصتها رو به پایاناند و آنچه باقی مانده نه زمان بلکه آخرین مجال برای انتخاب است. یا دیپلماسیِ واقعی همراه با پیشنهادهای روشن و قابلقبول یا سقوط در مسیری که انتهایش نه ابهام بلکه ویرانیِ بیبازگشت است. اینجا دیگر جای تعلل نیست. هر تأخیر، هر خودفریبی، و هر تکیه به بازدارندگیِ ناکافی عملاً گامی است به سوی آیندۀ سیاهی که نام ایران نه با مناقشه بلکه با ویرانی پیوند خواهد خورد.
این مسیر نه تقدیری اجتنابناپذیر بلکه حاصل انتخابهایی است که هنوز میتوان تغییرشان داد اما نه برای مدت طولانی.
#محمد_مالجو
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺هشدار یک دیپلمات
✍ محمد مالجو
یادداشت کورش احمدی، دیپلمات پیشین، در میان هیاهوی نوشتههایی که با لحنی هیجانی و غیرمسئولانه از «مقاومت» سخن میگویند، صدایی است هشداردهنده و سزاوارِ توجهِ همگان. اهمیت صدای احمدی دقیقاً در همین فاصلهگیری از فضای مسلط است. در جایی که بسیارانی، بیاعتنا به هزینهها، از ایستادگی سخن میگویند، احمدی از هزینههای تحملناپذیر مقاومت غیرمسئولانهای حرف میزند که بنیانهای زندگی اجتماعی را در هم میشکند.
نخستین ضربۀ تحلیلیاش متوجه همان تصور رایجی است که صِرفِ ورود به مسیر دیپلماتیک را کافی میداند. احمدی تلویحاً تأکید میکند که ورود به مسیر دیپلماتیک بدون ارائۀ پیشنهادهای مشخص و قابلقبول عملاً بیثمر خواهد بود. اگر قرار است از جنگ پرهیز شود، این مسیر فقط زمانی معنا دارد که با ارائۀ پیشنهادهای عملی و مشخص و قابلقبول برای طرف مقابل همراه شود. در غیر این صورت، آنچه «دیپلماسی» نامیده میشود پوششی است برای تداوم همان بنبستی که به جنگ میانجامد. مسئله دقیقاً اینجاست: دیپلماسی اگر به سطح اعلام مواضع تقلیل یابد نه مانع جنگ بلکه یکی از مسیرهای هموارکنندهاش خواهد بود.
اما هشدار اصلیاش دربارۀ ترسیم ابعاد جنگ احتمالیِ بعدی است. برخلاف روایتهایی که هنوز جنگ را در قالب درگیریهای محدود یا کنترلپذیر تصویر میکنند، احمدی بهروشنی میگوید که اینبار هدف نیروهای مهاجم مشخصاً زیرساختهای غیرنظامی خواهد بود. معنای این گزاره تکاندهنده است: تخریب شبکههای حیاتی از انرژی و حملونقل تا زیست روزمرۀ مردم. اینجا دیگر سخن از فقط فشار نیست. حرف بر سرِ ویرانی است در ابعادی تا اینجا بیسابقه، ویرانیِ فزایندهترِ کشوری که نه منابع مالی برای بازسازی دارد و نه امکان بازسازی گسترده در شرایط تحریم. در چنین افقی، ریسکی که حاکمیت میپذیرد نه یک ریسک سیاسی بلکه قمار بر سر سرنوشت میلیونها انسان است. وقتی بازدارندگی تعیینکنندهای در کار نیست، طرف مهاجم با اطمینان بیشتری میتواند به سوی همین سناریوی تخریب زیرساختی حرکت کند.
همینجاست که احمدی یکی از خطرناکترین توهمات را هدف میگیرد: باور به بازدارندگی تعیینکننده. این همان باوری است که متکای خواب نازِ بخشی از تصمیمگیرانی شده که خطر جنگ را مهارپذیر تصور میکنند. احمدی تصریح میکند که ابزارهای موجود گرچه میتوانند برای طرفهای مهاجم هزینه ایجاد کنند اما تعیینکننده نیستند. این داوری، اگر جدی گرفته شود، بنیان بسیاری از اعتمادبهنفسهای رسمی را فرو میریزد. چگونه میتوان با اتکا به حدی از بازدارندگی که سرنوشتساز نیست وارد مسیری شد که پیآمدش میتواند نابودی زیرساختهای کشور باشد؟
از دل تحلیل احمدی یک نتیجهگیری هولناک سر برمیآورد: ما در آستانۀ لحظهای ایستادهایم که دیگر نه با خطاهای کوچک بلکه با خطایی تعیینکننده سنجیده خواهیم شد. فرصتها رو به پایاناند و آنچه باقی مانده نه زمان بلکه آخرین مجال برای انتخاب است. یا دیپلماسیِ واقعی همراه با پیشنهادهای روشن و قابلقبول یا سقوط در مسیری که انتهایش نه ابهام بلکه ویرانیِ بیبازگشت است. اینجا دیگر جای تعلل نیست. هر تأخیر، هر خودفریبی، و هر تکیه به بازدارندگیِ ناکافی عملاً گامی است به سوی آیندۀ سیاهی که نام ایران نه با مناقشه بلکه با ویرانی پیوند خواهد خورد.
این مسیر نه تقدیری اجتنابناپذیر بلکه حاصل انتخابهایی است که هنوز میتوان تغییرشان داد اما نه برای مدت طولانی.
#محمد_مالجو
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran