کانال کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
2.08K subscribers
10.7K photos
1.31K videos
73 files
4.56K links
ارگان رسمی کانون صنفی معلمان ایران(تهران)

بازتاب‌دهنده مواضع و خبرهای کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
@Ertebat_Ba_KSMtehran
Download Telegram
💠 #صبحگاه

دوستِ صمیمی‌ام
که تراژدی و اندوه و غربت را
درچشمانت می‌خوانم
ما مردمی هستیم که شادی را نمی‌دانیم!
بچه‌های ما تاکنون رنگین کمان ندیده‌اند
اینجا کشوری است
که درهای خود را بسته است
و اندیشیدن و احساس را لغو کرده است!
کشوری که به کبوتر شلّیک می‌کند،
و به ابرها و ناقوس‌ها.
اینجا پرنده پروایِ پریدن ندارد
و شاعر
هراس از شعر خواندن!
اینجا کشوری است
که راهی برای پیمودن ندارد
حتی مگس از پریدن می‌ترسد
و شب شعری برگزار نمی‌شود!
اینجا کشوری است
که نیمی از آن سیاهچال است
نیمِ دیگر نگهبان !
مُردگان با همسرانِ یکدیگر
ازدواج کرده‌اند
و روشن نیست مردمانش کجا رفته‌اند!

گردشگرِ مو طلایی فرانسوی به من می‌گوید
کشورِ شما
زیباترین کشوری است که من دیده‌ام!
اینجا باران می‌خندد
گل‌ها می‌خندند
هلو و انار می‌خندد
بوته‌های یاسمن
از دیوارها آویزانند

پس چرا درکشورِ شما
هیچ آدمی نمی‌خندد ؟!


#نزار_قبانی

🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
💠 #یادداشت

🔺 آقای وزیر؛ قطعا این کار را نکنید؛ فعلا هیچ کاری نکنید


وزیر آموزش‌ و پرورش گفته است که می‌خواهد از «تنوع مدارس» بکاهد و در اولین قدم مدارس هیات‌امنایی حذف می‌شود. ایشان در فیلم توضیح این فرآیند تاکید داشتند: «قطعا این کار را می‌کنیم.»

به گزارش خبرآنلاین روزنامه اعتماد نوشت:

اگر قرار باشد با همین لحن پاسخ ایشان داده شود، باید گفت: آقای وزیر، قطعا این کار را نکنید. بلکه فعلا هیچ کاری نکنید؛ چون همین حالا هم معلوم نیست نظام آموزشی ایران دقیقا چه نسبتی با آموزش عمومی، عدالت آموزشی و اصل ۳۰ قانون اساسی دارد.

ایشان می‌گوید الگوی مدارس هیات‌امنایی با صورت‌بندی تازه‌ای بازگردد چون آنها از مردم پول می‌گیرند و کاری نمی‌کنند و ما می‌خواهیم از ظرفیت مردمی استفاده کنیم.

همین‌جا نخستین تناقض شکل می‌گیرد؛ اگر هدف، کاهش تنوع و پایان ‌دادن به تبعیض ساختاری در آموزش است، چرا دوباره همان مدلی احیا می‌شود که سال‌ها محل مناقشه بر سر دریافت پول از خانواده‌ها و ایجاد تمایز میان مدارس دولتی بوده است؟ حالا قرار است با هیات ‌امنایی شدن همه مدارس چه اتفاقی رخ بدهد، کل آموزش کشور خصوصی شود؟

واقعیت این است که مساله آموزش در ایران، دیگر صرفا مساله «نوع مدرسه» نیست؛ مساله، عقب‌نشینی تدریجی دولت از ایده آموزش رایگان است. اصل ۳۰ قانون اساسی دولت را موظف کرده امکانات آموزش رایگان را برای همه فراهم کند. اما در سه دهه گذشته، سیاستگذاری آموزشی عملا در جهت دیگری حرکت کرده است: گسترش اشکال مختلف پولی‌سازی آموزش در دل نظام رسمی. یک بار با عنوان غیرانتفاعی، بار دیگر با فوق‌برنامه، کمک‌های داوطلبانه، کلاس‌های ویژه و حالا انگار با نسخه تازه‌ای از مدرسه هیات‌ امنایی. مدافعان این مدل معمولا از «مشارکت مردم» حرف می‌زنند، اما تجربه نشان داده در ایران هرجا دولت از «مشارکت» سخن گفته، در عمل بخشی از هزینه‌های خود را به جامعه منتقل کرده است. مدارس هیات‌امنایی نیز دقیقاً در همین نقطه محل نزاع شدند مدارسی که روی کاغذ دولتی بودند.

اما در عمل بسیاری از خانواده‌ها آنها را بدون پرداخت پول، دست‌نیافتنی می‌دانستند. حالا اگر قرار است همان ساختار با نام و آیین‌نامه‌ای تازه بازگردد، باید صریح گفت این نه اصلاح است و نه ساماندهی؛ فقط بازتولید همان ابهام قدیمی است.

آقای وزیر می‌گوید مدارس هیات ‌امنایی فعلی از مردم پول می‌گیرند و باید این وضع اصلاح شود. پرسش اما این است: مگر این اتفاق خارج از اراده وزارتخانه رخ داده بود؟ مگر همین ساختار محصول سیاست رسمی آموزش ‌و پرورش نبود؟ وقتی سال‌ها مرز میان مدرسه دولتی و شبه‌خصوصی مخدوش شده، طبیعی است که مدرسه هم برای بقا به جیب خانواده‌ها نگاه کند. مساله فقط تخلف چند مدرسه نیست؛ مساله خود سیاستی است که آموزش عمومی را به سمت منطق بازار هل داده است.

آموزش عمومی باید بر مبنای برابری شهروندان سامان یابد. هنگامی که کیفیت آموزش وابسته به توان اقتصادی خانواده‌ها شود، مدرسه دیگر محل تربیت شهروند برابر نیست؛ محل بازتولید نابرابری اجتماعی است.

در چنین وضعی، کودکی که در جنوب شهر، شهرهای کوچک یا روستا متولد می‌شود، پیشاپیش چند پله عقب‌تر از کودکی قرار می‌گیرد که در محله برخوردار زندگی می‌کند. این نه رقابت است و نه شایسته‌سالاری؛ فقط بازتولید نابرابری در پوشش مدیریت نوین است. در این میان، عجیب است که نظام آموزشی ایران از تجربه‌های تاریخی خودش هم فاصله گرفته است. محمد بهمن‌بیگی آموزش را از دریچه عدالت اجتماعی می‌فهمید؛ یعنی رساندن آموزش به کودکان عشایری که اساسا از دایره آموزش بیرون مانده بودند. پروژه او بر مبنای گسترش آموزش عمومی بود، نه ساختن سلسله‌مراتب تازه میان مدارس. تفاوت نگاه دقیقا همین‌جاست؛ یک نگاه، آموزش را حق عمومی می‌داند و نگاه دیگر، آن را خدمتی می‌بیند که کیفیتش تابع توان اقتصادی و موقعیت اجتماعی خانواده‌هاست.

مساله این نیست که مدرسه هیات ‌امنایی بماند یا حذف شود. مساله این است که آموزش ‌و پرورش هنوز تکلیف خود را با آموزش رایگان روشن نکرده است. تا وقتی دولت نتواند یا نخواهد مسوولیت کامل آموزش عمومی را بپذیرد، هر تغییر ساختاری فقط جابه‌جایی اسم‌هاست. اگر واقعا هدف اصلاح آموزش عمومی است، نخستین گام نه گسترش هیات ‌امنایی‌سازی، بلکه توقف روند کالایی‌سازی آموزش است/ ایسنا

🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
💠 #اندیشه

همبستگی اجتماعی و مسئله عدالت(۹)

آرمان ذاکری

🔺 پرسش و پاسخ:

1⃣ چه شاخص هایی برای سنجش همبستگی یا گسیختگی اجتماعی وجود دارد؟

پاسخ: شاخص‌های متعددی برای این کار وجود دارد. اعتماد اجتماعی، سرمایه اجتماعی، اعتماد به اقشار مختلف و احساس اخلاقی بودن محیط پیرامون جزو این شاخص هاست. در دو سه دهه اخیر، چند پیمایش درباره سرمایه اجتماعی در ایران انجام شد که برخی شاخص های به کار رفته آنها می تواند به سنجش همبستگی و گسیختگی کمک کند. این شاخص ها باید در سه سطح خرد و میانی و کلان تدوین شوند. مثلا، میزان عضویت در نهادهای اجتماعی و تشکل ها و انجمن ها و اتحادیه ها یکی از شاخص های مهم همبستگی در جوامع مختلف است. اما در ایران احتمالا آماری در این باره اعلام نمی شود و بعید است که اصلا شاخصی برای آن وجود داشته باشد.

2⃣ حد مطلوب همبستگی کجاست؟

پاسخ: حد مطلوب آن همبستگی میان انسان ها در جامعه جهانی است. گفته شد که همبستگی دو معنای مثبت و منفی دارد و آن چیزی که معنای مثبت را از معنای منفی جدا می کند نحوه تعریف رابطه جامعه با بیرون از خودش است. در واقع، هرچه رابطه درون جامعه با بیرون از خودش مسالمت آمیزتر تعریف شود، همبستگی آن جامعه مطلوب تر خواهد بود. معیار این تعریف نیز مشخص است و شامل به رسمیت شناختن ارزش های انسانی و برقراری روابط مسالمت آمیز با دیگران می شود؛ به بیان دیگر: میزان به رسمیت شناسی دیگران. جامعه ای که روابطش با دنیای بیرون خصمانه باشد و نتواند دنیای بیرون و هویت های متفاوت را تحمل کند همبستگی مطلوبی ندارد و حتی چه بسا هویت گرایی به مرگ آدم ها منجر شود. امین معلوف در کتاب هویت های مرگبار موضوع هویت را به خوبی توضیح می‌دهد.

3⃣ بر مبنای توضیحات داده شده، آینده جامعه ایران چگونه خواهد بود؟ آیا جامعه ایران در حال زوال است؟

پاسخ: پیشگویی کار پیامبران است. اینکه آینده جامعه ایران چگونه خواهد بود وابسته به متغیرهای متعدد است. جامعه ایران در شرایط فعلی، بیش از هر چیز، جامعه ای خسته است. انواع فشارهایی که به جامعه ایران تحمیل شده و روندهایی منفی که از چند دهه قبل در این جامعه دنبال می شده آن را واقعا خسته کرده است. من قبلا در مقاله ای با عنوان امید کجاست در مورد این موضوع توضیح داده ام. در همین وضعیت فعلی در بین اقشاری مانند کارگران، معلمان، دانشجویان و بازنشستگان فعالیت هایی دیده می شود. این اقشار گرچه حمایت موثری از سوی گروه های سیاسی دریافت نمی کنند (و حتی می توان گفت که هر دو جریان اصلی سیاسی کشور این اقشار را طرد کرده اند) و پوشش رسانه ای وسیعی نیز ندارند، در چند سال اخیر مطالباتشان را به صورت مسالمت آمیز و بدون خشونت پیگیری کرده اند. آنها برای فعالیت های مدنی شان هزینه های زیادی داده اند. بنابراین، اگر امیدی به تغییر وضعیت موجود باشد، می توان به همین اقشار امید بست. بخش هایی از جامعه روشنفکری نیز کم کم متوجه این موضوع شده اند و صورت مسئله در حال تغییر است.

جامعه ایران فقط با انسداد سیاسی مواجه نیست، بلکه با کسانی مواجه هست که از این فضای بسته سیاسی، نفع اقتصادی و سیاسی نیز می برند. بنابراین، اگر نیروی سیاسی جدیدی وارد ساختار قدرت شود که منافعی در تداوم وضع موجود نداشته باشد، طبیعتا منافع گروه غالب را تهدید خواهد کرد و بنابراین، آنها اجازه نخواهند داد که وضعیت موجود تغییر کند.
تاکنون وجوه سیاسی این انحصارطلبی در قدرت زیاد موضوع بحث قرار گرفته و واکاوی شده، اما وجه اقتصاد سیاسی آن نادیده گرفته شده است. ابهاماتی که حتی در زمینه فهم وضعیت اقتصاد سیاسی وجود دارد نشان دهنده وضعیتی است که از آن صحبت شد. اما، چنان که گفته شد، همبستگی های جدیدی در حال شکل گیری است. معلمان، بازنشستگان و دانشجویان اشکال جدید همبستگی را شکل می دهند که می توان امید داشت بتواند در برابر فساد نیروی مقاومی ایجاد کند. در الگوهای فعالیت خیریه ها نیز می توان انواع جدیدی از این همبستگی ها را مشاهده کرد که هر کدام نقاط قوت و ضعف خاصی دارد. اما فعالیت های خیریه ها، اگر با کلیت اجتماعی پیوند نخورد و در مسیر تغییرات کلان قرار نگیرد، نه تنها قادر به ایجاد تغییرات پایدار نخواهد بود، بلکه ممکن است به بازتولید مشکلات فعلی منجر شود.

🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
💠 #صبحگاه


اگر جنگ نبود
تو را به خانه‌ام دعوت می‌کردم
و می‌گفتم:
به کشورم خوش آمدی
چای بنوش خسته‌ای
برایت اتاقی از گل می‌ساختم
و شاید تو را در آغوش می‌فشردم
اگر جنگ نبود
تمام مین‌های سر راه را گل می‌کاشتم
تا کشورم زیباتر به چشمانت بیاید
اگر جنگ نبود
مرز را نیمکتی می‌گذاشتم
کمی کنار هم به گفتگو می‌نشستیم
و خارج از محدوده‌ی دید تک تیر اندازان
گلی بدرقه‌ی راهت می‌کردم
اگر جنگ نبود
تو را به کافه‌های کشورم می‌بردم
و شاید دو پیک را به سلامتیت می‌نوشیدم
و مجبور نبودم ماشه‌ای را بکشم
که برای دختری در آنور مرزهای کشورم
اشک به بار می‌آورد
حالا که جنگ می‌درد تن‌های بی‌روحمان را
برای زنی که
عکسش در جیب سمت چپم نبض می‌زند
گلوله نفرست.

#نزار_قبانی


‌‌‌‌‌‌‌🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
2
💠 #اندیشه

همبستگی اجتماعی و مسئله عدالت (۱۰)

آرمان ذاکری

4⃣ با توجه به شرایط موجود، چه می توان کرد؟

پاسخ: کارهای زیادی می توان کرد و اینطور نیست که جامعه ایران مطلقا در بن بست باشد. اولین کاری که باید کرد این است که هر فرد و گروه، در هر جای ایران که هست، به گسترش و بیان مطالبات کمک کند. مهم ترین این مطالبات عبارتند از:

آموزش رایگان و بهداشت رایگان. تا وقتی که به پایه های جامعه - یعنی مردمی آموزش دیده و سالم که مشکلات اولیه زندگیشان رفع شده باشد- توجه نشود، نمی توان از دموکراسی و آزادی صحبت کرد. جامعه ای که فقیر و بدبخت رها شده باشد سرنوشتی جز هویت گرایی های افراطی و پوپولیسم نخواهد داشت. بنابراین،
مسئله نخست عبارت است از دفاع از آموزش و بهداشت رایگان.

دومین مسئله دفاع از عدالت اجتماعی برای همگان و به خصوص برای طبقات و بخش های محروم جامعه است.

برخی از استان های ما در وضعیت توسعه نیافتگی نهادینه شده ای قرار دارند و مطالبه بخش های مختلف جامعه باید در جهت رفع این توسعه نیافتگی و نابرابری ها باشد. خود افراد و گروه ها نیز باید به رفع این مشکلات کمک کنند. بدین ترتیب، جامعه کم کم در مسیر تغییر قرار می گیرد.

افراد و گروه ها، در هر جایی که زندگی و کار می کنند، باید تشکل ها و نهادهایی تشکیل دهند و به یکدیگر بپیوندند و به یکدیگر اعتماد کنند تا بتوانند از طریق گفتگو، از منافع و مطالبات‌شان دفاع کنند.

این نکات راه حل هایی در سطح مردمی و اجتماعی است.

🔺 اما در سطح سیاسی و روشنفکری نیز راه حل های مهمی وجود دارد.

اولین مسئله در این باره عبارت است از بازآرایی نیروهای حاضر در صحنه سیاست کشور.

نباید اینطور باشد که همان نیروها با همان سیاست هایی که تاکنون اجرا می شده است، بدون هیچ نقد و بازاندیشی، دوباره به صحنه بیایند و ادعای ائتلاف کنند و خودشان را راه حل همه مشکلات معرفی کنند. در جامعه امروزی ایران، که جامعه ای متکثر و متمایز است، چه اصلاح طلبان و چه اصولگرایان، دیگر نمی توانند مسئله دموکراسی را مسکوت بگذارند.

محورهایی که جامعه ایران می تواند بر سر آن اجماع داشته باشد عبارت است:
دموکراسی،
آموزش رایگان و
بهداشت رایگان.


🔺 دموکراسی یعنی همه مردم و گروه ها در صحنه اجتماع حضور داشته باشند. اگر کسی قصد نداشته باشد که دیگران را با زور از صحنه حذف کند یا فقط به دنبال منافع خودش باشد طبیعی است که بقیه باید از او حمایت کنند.
داشتن مرزبندی قاطع و مشخص با نیروهایی نیز که با چهره های بدنام در سطح جهانی پیوند دارند ضروری است. اساسا جامعه ایران باید از رسانه های خارجی و نیروهای وابسته به آنها و کسانی که می خواهند تغییر را به کمک چهره های بسیار بدنامی مانند پمپئو، نتانیاهو، برنارد آنری لوی، جان بولتون و نظایر آنها جلو ببرند، قطع امید کند؛ نه فقط از آنها قطع امید کنند بلکه با زبانی رسا و گویا به نقد آنها و رسانه های‌شان بپردازد. هر تغییری در جامعه باید از داخل جامعه ایران، به صورت مسالمت آمیز و بدون خشونت و با نیروی خود مردم، انجام شود. نتیجه مداخلات خارجی در خاورمیانه در چند دهه گذشته روشن است. کافی است به افغانستان و عراق نگاه کنیم. کسانی که برای جان انسان ها در عراق و افغانستان و فلسطین و زندان گوانتانامو ارزشی قائل نیستند، دلیلی ندارد برای جان شهروندان ایرانی ارزشی قائل باشند. آنها به دنبال منافع خود هستند و ملت ایران نباید هیچ امیدی به آنها داشته باشد. تحریم ها در سال های اخیر بیش از هر چیز جامعه ایران را تضعیف و به مردم ایران رنج های فراوانی را تحمیل کرده اند. همبستگی همه جامعه ایران علیه سیاست تحریم، از حیث کمکی که به تقویت جامعه می کند، ضروری است. احیای مباحث مرتبط با استعمار و نحوه عمل آن در خاورمیانه می تواند از این حیث بسیار مفید باشد و از ایجاد ائتلاف ها و همبستگی های مخرب برای جامعه جلوگیری کند.
در داخل کشور نیز مقابله با فساد گسترده ای که در جامعه شکل گرفته است جز از طریق مهار سیاست هایی که به طور ساختاری باعث این وضعیت شده اند، ممکن نخواهد بود. خصوصی سازی از مهمترین این سیاست هاست که باید در آن بازنگری کرد تا وقتی که تکلیف جامعه با مسائل ذهنی اش روشن نشده باشد نمی توان از دموکراسی صحبت کرد. نیروهای اجتماعی باید بتوانند همدیگر را در فضایی دموکراتیک کنترل کنند تا بتوان در مقابل فساد گسترده و عمیق در جامعه ایستاد. هر جا قدرت بیشتر باشد، فساد نیز بیشتر است در واقع، مسئله فساد با مسئله قدرت گره خورده است. طبق گزارش برنامه ملی مبارزه با فقر، ۵۰ درصد خانواده های ایرانی تاکنون از هیچ نوع وامی استفاده نکرده اند و ۸۰ درصد تسهیلات بانکی نیز بین دو دهک بالای جامعه تقسیم شده است و جالب اینکه همین دو دهک بیشترین معوقه های بازپرداخت وام را دارند.

⤵️
👍1
⤴️
قدرت یعنی اینکه برخی بتوانند به راحتی وام های سنگین بگیرند و آن را پس ندهند.
قدرت یعنی همان ۱/۶ میلیارد دلاری که طبق گزارش مرکز پژوهش های مجلس، اصلا معلوم نیست کجاست. این در حالی است که مردم عادی باید برای ۵۰۰ هزار تومان وام هزار امضا بدهند و وثیقه بگذارند، صرف نظر از اینکه ۵۰ درصد این مردم تاکنون هیچ وامی نگرفته اند.

بنابراین، تا وقتی قدرت مهار نشود وضعیت تغییر نخواهد کرد. دموکراسی می تواند قدرت را مهار کند و نهادینه شدن دموکراسی منوط به این است که ساختارهای سیاسی و قضایی کشور حقوق مخالفان را تضمین کند. در غیر این صورت، همه آنهایی که از عدالت خواهی حرف می زنند به هیچ جا نخواهند رسید، جز اینکه هر روز یکی را به زندان بیندازند و فردا فرد دیگری پیدا شود که جای او را بگیرد، چنان که در سه دهه گذشته اینطور بوده است.

5⃣ آیا امیدی هست که روند شتابناک گسیختگی جامعه متوقف یا حتی برعکس شود؟

پاسخ: طبق مستندات تاریخی جوامع، می توان گفت که بله، امکانش هست. می توان امید داشت که در شرایط موجود تجدیدنظر شود و چرخش هایی در سیاست ها رخ دهد. روندهایی که در سه چهار دهه گذشته دنبال شده اند به بن بست رسیده اند. اما مستندات تاریخی زیادی در جوامع دیگر وجود دارد. مثلا آلمان یا ژاپن، جزو کشورهایی بودند که پس از جنگ جهانی دوم اوضاع‌شان خوب نبود، ولی کم کم توانستند بر مشکلات غلبه کنند. این البته به معنای آن نیست که ژاپن و آلمان الان وضعیت کاملا خوبی دارند و با هیچ مشکلی روبرو نیستند. اکنون کل جهان معاصر در وضعیت خوبی نیست و با بحران های مختلفی دست به گریبان است. جهان امروزی با بحران هجوم تفکرات راست افراطی و فاشیسم و پوپولیسم مواجه شده و دموکراسی تضعیف شده است. جهان تا حد زیادی از رهبران سیاسی خردمند تهی شده است و رهبران سیاسی به دلقک تبدیل شده اند. اما نکته مهم این است که در وضعیت کنونی جهان، که چندان خوب نیست، کشورهایی مثل ایران آسیب ها و ضربه های بیشتری متحمل می شوند. لذا، نباید از وخامت حال جهان و کشورهای پیشرفته خوشحال بود، زیرا پیامدهای منفی آن گریبانگیر کشورهایی مثل ایران نیز خواهد شد. اهمیت دستیابی به صلحی پایدار با جهان و برچیده شدن تحریم ها از همین جا ناشی می شود.

با مطالعه دقیق تر می توان مستنداتی تاریخی پیدا کرد درباره اینکه برخی ملت ها در برخی دوره ها بر مشکلاتشان غلبه کردند و سیاست های معقول تری در پیش گرفتند. در خود ایران نیز می توان دوره های فراز و فرود زیاد یافت. اما آیا کنش های خرد و پراکنده می تواند در جهت گیری اجتماعی مردم موثر باشد و آیا تلاش فردی نتیجه بخش خواهد بود؟ امروزه، مردم چنان با ناامیدی صحبت می کنند که تمام انگیزه فعالیت های اجتماعی از بین می رود. اما اگر این تلاش ها در سطح خرد و پراکنده نماند و با کلیت جامعه پیوند بخورد، آنگاه می توان به ثمر بخشی این تلاش ها امید داشت.

هر کس در هر جایی که هست، باید دنبال آموزش و بهداشت رایگان و برقراری دموکراسی در داخل و صلح با جهان و رفع تحریم ها باشد و از حق تشکیل نهادها و انجمن ها و اتحادیه ها دفاع کند و خودش در این مسیر گام بردارد. همه باید این مطالبه را مطرح کنند که تامین آموزش و بهداشت رایگان و عمومی جزو مسئولیت های دولت هاست. البته، شکی نیست که خود مردم نیز باید در تامین آموزش و بهداشت مشارکت داشته باشند، مهم این است که این تلاش ها از درون جامعه با کلیت جامعه پیوند بخورد و بخش های مختلف با همدیگر ارتباط داشته باشند تا جامعه از این وضع رها شود. این کنش ها باید به همدیگر وصل شوند و هویت های مختلف را به یکدیگر وصل کنند. هویت های مختلف باید با همدیگر گفتگو کنند. طبیعتا در شرایط کنونی نخبگان و روشنفکران رسالت بسیار بزرگی بر عهده دارند آن هم در شرایطی که ظاهرا به نیروهای سیاسی امید نیست، به خصوص وقتی جامعه هرچه بیشتر به انتخابات نزدیک می شود و آرایش نیروها شفاف‌تر می‌شود.▪️

📚 نام کتاب:
جامعه ایران و مسئله همبستگی
به کوشش زهرا موحدی‌ساوجی
نشر دگر

🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
💠 #صبحگاه


دهان صبح پر از خنده دیدم و گفتم:
غنیمت است در این روزگار خندیدن

#شفایی_اصفهانی


🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
🔴 زخم‌هایی که خبر نمی‌شوند

نگاهی به وضعیت روانی جامعه در روزهای نگرانی از آغاز دوباره جنگ

در خیابان‌های تهران، اصفهان و کرمانشاه، صدای جنگنده هنوز در گوش‌ها می‌پیچد. مادری که شب‌ها از خواب می‌پرد و فرزندش را در آغوش می‌گیرد تا مطمئن شود زنده است، پیرمردی که نام شهیدان جنگ هشت‌ساله را با نام شهیدان جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه در ذهنش به هم می‌آمیزد، نوجوانی که در فاصله یک سال یاد گرفته پناهگاه را از کلاس درس بهتر بشناسد. اینها چهره‌های جامعه‌ای‌اند که در فاصله‌ای کوتاه دو جنگ را پشت سر گذاشته و اکنون در سکوت آتش‌بسی شکننده، با زخم‌هایی نشسته است که خبرها از کنارش می‌گذرند. پرسش دیگر فقط درباره میدان نظامی نیست؛ پرسش این است که این جامعه فرسوده، عزادار و دوپاره، با چه سرمایه‌ای از همدلی روزهای پیش رو را خواهد گذراند.

شهرها در اسفند ۱۴۰۴ بار دیگر صدای انفجار را شنیدند. این بار نه ۱۲ روز، بلکه ۴۰ روز طول کشید. زیرساخت‌های ریلی، جزیره «خارگ»، پالایشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و حتی محله‌های مسکونی و مدرسه هدف قرار گرفتند. فهرست شهدا و مجروحان طولانی‌تر از جنگ نخست شد و این بار آسیب‌ها دیگر فقط جسمی و اقتصادی نبودند؛ آنچه در روان جمعی جامعه نشست، چیزی است که هنوز نه آمار دقیقی از آن منتشر شده و نه گفت‌وگوی عمومی جدی درباره‌اش شکل گرفته است.

پژوهش‌های جهانی درباره جوامع جنگ‌زده نشان می‌دهند که اثر روانی جنگ دوم، اگر فاصله کوتاهی با جنگ نخست داشته باشد، چندبرابر می‌شود. در ادبیات روان‌شناسی به این پدیده «تروماتیزاسیون مضاعف» (Re-traumatization) گفته می‌شود؛ یعنی جامعه‌ای که هنوز فرصت سوگواری و بازسازی روانی از شوک پیشین را نیافته، با موجی تازه از وحشت، فقدان و بی‌ثباتی مواجه می‌شود.

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی، اضطراب فراگیر، اختلالات خواب و افزایش رفتارهای پرخطر از پیامدهای شناخته‌شده چنین شرایطی هستند. مطالعات سازمان جهانی بهداشت در مناطق جنگی نشان می‌دهد تا یک‌سوم جمعیت در معرض چنین تجربه‌هایی، علائم بالینی اختلالات روان‌پزشکی را تجربه می‌کنند. در ایران، هنوز سامانه‌ای برای پایش این شاخص‌ها در سطح ملی پس از جنگ ۴۰ روزه فعال نشده است.

🔺 زخمی که از بمب عمیق‌تر است

شاید جدی‌ترین تهدید برای انسجام اجتماعی ایران، نه خود جنگ که گفتمان پیرامون آن است. در ۴۰ روز جنگ، شکاف‌های موجود در جامعه عمیق‌تر شد: کسانی که جنگ را فرصت می‌دیدند، کسانی که آن را فاجعه می‌دانستند، کسانی که از حاکمیت دفاع کردند، کسانی که از مهاجمان حمایت کردند، و طیف وسیعی که در میانه ایستادند و هر دو سو را نقد کردند. این چندپارگی در شبکه‌های اجتماعی به شکل تخریب متقابل بروز کرد. خانواده‌هایی که اعضایشان بر سر تحلیل جنگ به یکدیگر پشت کردند، دوستی‌هایی که در فضای مجازی پایان یافت، و محله‌هایی که در سکوتی سنگین فرورفتند، نمونه‌هایی از این شکاف هستند.

🔺 سرمایه ای که خاموش از دست می رود

سلامت روان فقط مسئله فردی نیست. وقتی بخش بزرگی از جامعه دچار اضطراب مزمن، بی‌خوابی، احساس بی‌قدرتی و سوگ پایان‌ناپذیر باشد، سرمایه اجتماعی فرسوده می‌شود. مردمی که ظرفیت روانی‌شان تحلیل رفته، کمتر می‌توانند به یکدیگر اعتماد کنند، کمتر در امور جمعی مشارکت می‌کنند و آستانه تحملشان در برابر اختلاف‌نظر پایین می‌آید.

🔺پرسشی که نباید بی‌پاسخ بماند

ایران در آستانه خرداد سال ۱۴۰۵ نه در صلح است و نه در جنگ. آتش‌بس کنونی، به گفته بسیاری از تحلیل‌گران، یک وقفه تاکتیکی است، نه پایان درگیری. در چنین شرایطی، گفت‌وگوی ملی درباره چگونگی زندگی در سایه تهدید مداوم، باید از حاشیه به متن بیاید. پرسش پیش روی جامعه ایران این است: آیا می‌توانیم پیش از آنکه جنگ سوم (اگر در کار باشد) از راه برسد، آنچه را در دو جنگ پیشین ازدست‌رفته بازیابی کنیم؟ آیا می‌توانیم بدون آنکه منتظر تصمیم‌های پایتخت‌های دور باشیم، در محله‌ها، خانواده‌ها و رسانه‌ها، شبکه‌ای از همدلی بسازیم که در روزهای سخت، تنها سرمایه واقعی ما باشد؟

تجربه نشان داده که در جنگ، آنچه می‌ماند نه ساختمان‌ها است و نه شعارها؛ بلکه پیوندهایی است که مردم میان خود حفظ کرده‌اند. ساختن این پیوند، شاید مهم‌ترین کار توسعه‌ای روزهای پیش رو باشد.

🔺متن کامل👇

https://payamema.ir/payam/152562

🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
💔1
💠 #نامه_سرگشاده

جناب آقای دکتر عارف معاون اول محترم ریاست جمهوری اسلامی ایران.
موضوع: درخواست خروج لایحه اساسنامه صندوق ذخیره فرهنگیان از دستور کار کمیسیون امور عمومی دولت.
با سلام و تحیات؛
احتراماً به استحضار می‌رساند، آخرین اساسنامه (نوبت ششم) صندوق ذخیره فرهنگیان در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۴۰۳، وفق قانون تجارت و بر اساس رویه حاکم بر سه دهه گذشته، در بالاترین رکن آن صندوق، یعنی هیئت امنا به تصویب رسیده و مراحل قانونی خود را با تایید مرجعِ ثبت شرکت ها و موسسات غیر تجاری و درج در روزنامه رسمی کشور در تاریخ 1404/01/24 به پایان رسانده است.‌
در مفاد این اساسنامه، با تکیه بر رویه عملی سی ساله و اساسنامه های قبلی ، پذیرش و شناسایی در نظام حقوقی کشور ( چه در دولت در قالب مصوبه سال ۱۳۷۴ و چه در مرجع ثبت شرکت ها ) و مبتنی بر رویه قضایی دیوان عدالت اداری ، بر «خصوصی بودن» این صندوق صراحتاً تأکید شده است، تا جایی که حتی در مسیر تصویب لایحه قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت در مجلس شورای اسلامی و بنا بر ایراد شورای محترم نگهبان مبتنی بر پذیرش فرض خصوصی بودن صندوق ذخیره فرهنگیان ، لایحه اولیه برای تامین نظر شورای نگهبان ، توسط مجلس شورای اسلامی اصلاح و به موجب تبصره ذیل بند (ث) ماده (۸۸) آن قانون، مقرر گردید که وزارت آموزش و‌ پرورش برای تحقق اهداف مورد نظر قانونگذار، اقدام قانونی لازم را برای بازنگری و اصلاح اساسنامه صندوق ، بعمل آورد و در همین راستا اساسنامه اصلاحی در جلسه مورخ 1403/12/15 هیئت امنا مطرح و به تصویب رسیده است . با این حال، ارجاع این اساسنامه به آن حوزه و کمیسیون امور عمومی دولت، موجب بروز ابهامات و نگرانی‌های جدی در بین فرهنگیان عضو صندوق شده است.
همان‌طور که مستحضرید، ارجاع تصویب اساسنامه یک مؤسسه خصوصی به کمیسیون‌های دولتی، نه تنها مغایر با مفاد قانون تجارت است بلکه نقض آشکار «تبصره بند (ث) ماده ۸۸ قانون برنامه هفتم پیشرفت» نیز تلقی می‌گردد.
‌این رویکرد ناصواب، علاوه بر ایجاد بن‌ بست‌های اجرایی، موجبات بروز نگرانی و نارضایتی شدید در بیش از یک میلیون و هفتصد هزار عضو فرهنگی فرهیخته و خانواده‌های محترم آنان شده است؛ چرا که بیم آن می‌رود با تغییر اساسنامه و بویژه ماهیت حقوقی صندوق ذخیره فرهنگیان ، دارایی های آن صندوق که متعلق به فرهنگیان و جزو حقوق مالکانه اعضا می باشد در معرض تضییع و تحت‌الشعاع تصمیمات و مداخله مقامات دولتی قرار گیرد.
ما امضاکنندگان ذیل، به عنوان جمعی از اعضای گروه‌های مطالبه‌گری صندوق ذخیره فرهنگیان که حدود يک دهه، استمرار در مطالبه گري و انسجام در مطالبه گران را سر لوحه کنش گري مدني خود قرار داده ايم، از جنابعالی استدعا داریم در راستای حاکمیت قانون و صیانت از حقوق مالکانه فرهنگیان، دستور فرمایید با خروج این موضوع از دستور کار کمیسیون امور عمومی و دفتر هیئت دولت، زمینه اجرای کامل اساسنامه مصوب ، پرداخت سهم کمک دولت به صندوق و صیانت از حقوق و منافع فرهنگیان عضو به نحو شایسته ای فراهم گردد.
‌بی‌شک اقدام عاجل جنابعالی در رفع این بن‌بست اجرایی، موجب بازگشت آرامش به جامعه بزرگ فرهنگیان و تجدید اعتماد آنان به رویکردهای قانون‌ مدارانه دولت وفاق ملی خواهد بود.‌

گیرنده رونوشت ، علیرضا کاظمی، رئیس هیات امنای صندوق ذخیره فرهنگیان.

با احترام و سپاس، جمعی از اعضای گروه‌های مطالبه‌گری صندوق ذخیره فرهنگیان.

۳۱ فرورین ۱۴۰۵ خورشیدی.

۱) احمد آذری : منتخب معلمان خراسان شمالی
2)محمود باقری: نماینده کانون صنفی معلمان تهران
۳) نورعلی پیشداد : منتخب معلمان شهر تهران و نماینده مجمع فرهنگیان ایران اسلامی
۴) فرامرز خداشناس : نماینده بازنشستگان کانون‌های صنفی معلمان
۵) امیر خراسانی : منتخب فرهنگیان شهرستان‌های استان تهران
6) علی خزایی : منتخب فرهنگیان استان همدان
۷) محمد داوری : فعال رسانه‌ای
۸) سعید شهسوارزاده : عضو شورای نویسندگان صدای معلم
۹) محمد جواد قریشی : مطالبه‌گر مستقل استان مرکزی
۱۰) صدیقه مرادی : نماینده انجمن اسلامی معلمان ایران
۱۱) فاطمه منصورزاده : منتخب فرهنگیان استان اصفهان در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش
۱۲) عبدالحسین هاشمی: نماینده سازمان معلمان ایران
توضيح :
قابل ذکر است که نامه اي با همين متن، براي مجيد انصاري هم ارسال شده است.

#صندوق_ذخیره_فرهنگیان

🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
💠 #صبحگاه

من از لطافت صبح
من از طراوت نور
من از نوازش آن مهربان
چنان سرمست:
كه گاه، در همه افاق می‌گشودم بال
كه مست، بر همه افلاك می‌فشاندم دست
چو بوی صبح، همه روزن روان روشن!
نسيم را گفتم:
اگر حقيقت خورشيد را حجابی هست
هميشه در پس هر ابر، آفتابی هست
هميشه، آن سوی ديوار‌های نوميدی
اميد هست و
افق‌های بيكران روشن!...

#فریدون_مشیری

🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
2
💠 #گفت‌وگو

🔴 خانه که رفت، تاب‌آوری فرسوده شد

جامعه‌شناسان از آسیب‌های بی‌جاشدگی ۱۶۰۰ زن سرپرست خانوار بر اثر تخریب خانه‌هایشان می‌گویند

سیمین کاظمی، جامعه‌شناس: بی‌جاشدگی بزرگ‌ترین تروما برای یک خانواده است



صدای موشک‌ها که خوابید، تازه مصیبت شروع شد؛ خانه‌هایی که تمام دارایی ۱۶۰۰ زن سرپرست خانوار بود، زیر آوار رفته و کابوس بی‌سرپناهی، زندگی‌شان را ویران‌تر کرده است. بر اساس اعلام رئیس کارگروه خانواده، جمعیت و زنان شورای اجتماعی کشور، ۱۶۰۰ خانواده زن‌سرپرست در جنگ چهل‌روزه خانه‌های خود را ازدست‌داده‌اند. یعنی از ۶ هزار خانواده‌ای که خانه‌هایشان را ازدست‌داده‌اند، ۱۶۰۰ نفر زنان سرپرست خانوارند. جامعه‌شناسان می‌گویند این بزرگ‌ترین تروما برای یک خانواده و آسیب‌های آن فراتر از خسارت‌های مادی است.

در روزهای اخیر رئیس کارگروه خانواده، جمعیت و زنان شورای اجتماعی کشور خبر تخریب منازل ۱۶۰۰ زن سرپرست خانوار در جنگ اخیر را اعلام کرد؛ خبری که شاید در لابه‌لای خبرهای ریزودرشت کمتر دیده شد. این زنان با همه رنج‌های مضاعفشان حالا باید رنج بی‌خانمانی را هم پابه‌پای سختی‌های دیگر به دوش بکشند. زنانی که با تمام وجودشان، سعی کرده بودند خانه‌ای امن برای فرزندانشان بسازند، اما حالا آنها بخشی از آمار آسیب‌های ناشی از جنگ‌اند.

اگرچه خبرها حاکی از اسکان بی‌جاشدگان جنگ در هتل‌هاست، اما ظاهر رفاهی تا واقعیت زیست فشرده اسکان‌یافتگان نیازمند بررسی بیشتر است. شاید در نگاه اولیه، اسکان در هتل، تصویری از رفاه را در ذهن تداعی کند؛ اما این برداشت ظاهری، لزوماً با واقعیت زندگی روزمره آوارگان هم‌خوان نیست.

سیمین کاظمی می‌گوید: «بر اساس گزارش‌های غیررسمی وضعیت بی‌جاشدگان این جنگ پیچیده، فشرده و فرساینده است. در برخی از هتل‌های تهران تعداد زیادی از جنگ‌زدگان در یک اتاق اسکان داده شده‌اند؛ شرایطی که بیش از آن که شبیه اقامت موقت انسانی باشد، به‌نوعی زیست اضطراری و ناگزیر شباهت دارد.» این وضعیت، به‌ویژه برای گروه‌های آسیب‌پذیرتر، همچون زنان سرپرست خانوار نگران‌کننده‌تر است و پرسش‌های جدی در خصوص نیازهای خاص این گروه در چنین فضاهایی را پیش می‌کشد.

🔺 بزرگ‌ترین ترومای خانواده

او با تحلیل وضعیت زنان سرپرست خانوار در شرایط بحرانی ناشی از جنگ می‌گوید: «ترکیب محرومیت طبقاتی و جنسیتی به این گروه اجتماعی ابعادی مضاعف می‌دهد. وقتی مطرح می‌شود که محروم‌ترین گروه‌های اجتماعی خانه‌شان را در جنگ ازدست‌داده‌اند، در واقع با فاجعه‌ای تمام‌عیار روبه‌رو هستیم؛ فاجعه‌ای که پیامدهای آن تنها محدود به ازدست‌رفتن سرپناه نیست، بلکه «بی‌جاشدگی» نیز به آن افزوده می‌شود.»

در این چارچوب، بی‌جاشدگی از نگاه کاظمی «بزرگ‌ترین تروما برای یک خانواده» است؛ ترومایی که حتی می‌تواند از بیکاری هم سنگین‌تر تجربه شود.

به‌زعم کاظمی کاهش دسترسی به تغذیه مناسب، خواب کافی و بهداشت فردی می‌تواند زمینه‌ساز اضطراب و افسردگی شود و این تبعات، به‌خصوص در فرزندان کوچک، ممکن است شدیدتر بروز کند.

بحران مسکن؛ بازتاب شکاف طبقاتی و تهدیدی برای سرمایه اجتماعی
کاظمی وضعیت کنونی تأمین مسکن در ایران را نه صرفاً یک چالش اقتصادی، بلکه بازتابی عمیق از شکاف طبقاتی و تهدیدی جدی برای سرمایه اجتماعی کشور ارزیابی می‌کند و معتقد است: «نبود دسترسی به مسکن پایدار و امن، به‌ویژه برای اقشار آسیب‌پذیری مانند زنان سرپرست خانوار، نشان‌دهنده ناکارآمدی سیستمی در ایجاد عدالت اجتماعی و تضمین حقوق اولیه شهروندی است.»


عضو مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت بیان می‌کند:
« وضعیت اقتصادی کنونی که مشخصه آن تورم بالا و کاهش قدرت خرید است، لایه‌های میانی جامعه را نیز به زیر خط‌فقر مسکن رانده است. این امر نشان می‌دهد که سیاست‌های کلان اقتصادی، توزیع نامتوازن منابع و نبود حمایت کافی از اقشار متوسط، در حال تشدید نابرابری‌هاست. اما این وضعیت برای زنانی که سرپرستی خانواده را بر عهده دارند و غالباً از دسترسی محدودتری به منابع درآمدی و شبکه‌های حمایتی برخوردارند، به یک وضعیت اضطراری تبدیل شده است.»

این جامعه‌شناس، مسئله مسکن را فراتر از یک سرپناه فیزیکی تحلیل می‌کند و آن را بستری برای «انسجام اجتماعی» و «توسعه انسانی» می‌داند.

🔺 فرسایش همبستگی با انزوای تحمیلی

🔺آسیبی فراتر از خسارت‌های مادی



🔺متن کامل👇

https://payamema.ir/payam/152679

🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
2
💠 #صبحگاه

می‌گویند راه دور است
و شب
سرد و دراز.

اما آنان که دل به رفتن داده‌اند
با گام‌های خسته
باز هم می‌روند؛
نه از سنگِ راه می‌رنجد دلشان
نه از طعنه‌ی باد.

آنان می‌دانند
صبح
پاداش قدم‌هایی‌ست
که در تاریکی
از رفتن
بازنایستاده‌اند.

#عکس: هورامان کردستان

🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
1
💠 #صبحگاه


رویای هر کودک صلح است
رویای هر مادر صلح است
کلام عشقی که بر زیر درختان می تراود
صلح است.
پدری که در غبار
با تبسمی در چشم هایش
با سبدی میوه در دست هایش
با قطرات عرق بر جبینش
که چون ترمه ای بر طاقچه خشک میشود
باز گردد
صلح است.

آن هنگام که زخم ها
بر چهره ی جهان التیام یابد،
آن هنگام که چاله ی بمب های خورده بر تنش را درخت بکاریم،
آن هنگام که اولین شکوفه های امید
بر قلب های سوخته در حریق
جوانه زند،
آن هنگام که مرده ها بر پهلوهای خویش بغلطند و بی هیچ گلایه ای به خواب روند
و آسوده خاطر باشند که خونشان بیهوده ریخته نشده،
آن هنگام،
درست آن هنگام
صلح است.

صلح
بوی غذای عصرگاهی ست
صلح یعنی
هنگامی که اتومبیلی در کوچه می ایستد
معنایش ترس نباشد.

یعنی آن کس که در را میزند
دوست باشد
یعنی باز کردن پنجره
معنی اش آسمان باشد.

صلح یعنی سور چشم ها
با زنگوله های رنگ.

آری.صلح این است.

صلح
لیوان شیر گرم است و کتاب
به بالین کودکی که بیدار میشود از خواب.

صلح یعنی هنگام که خوشه ی گندم
به خوشه ی دیگر میرسد
بگوید نور. بگوید روشنی.

صلح یعنی
تاج افق، نور باشد.
آری.صلح این است.

صلح یعنی
مرگ جز اتاقی کوچک از قلبت را نتواند تسخیر کند.

یعنی دودکش خانه ها
نشانی از سرور باشند.
هنگامی که میخک غروب
هم بوی شاعر دهد و هم کارگر.

آری، صلح این است.
صلح
مشت های گره کرده ی مردمان است.

صلح
نان داغ بر میز جهان است.

لبخند مادر است
تنها همین
نه چیزی جز این.

آن کس که زمینش را خیش میکشد
تنها یک نام را بر تن خاک حک میکند:
صلح، نه چیزی دیگر، تنها صلح.

بر قافیه ی فقراتم
قطاری به سوی آینده رهسپار است
با سوغات گندم و رز.

آری. صلح همین است.
ای برادران من!
تمام عالم و امیالش
تنها در صلح نفسی عمیق میکشد.
دستانتان را به ما دهید، برادران.

آری.صلح همین است
.


#یانیس_ریتسوس


🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
👍3
💠 #عدالت_آموزشی

حال وضعیت تحصیلی مناطق دو زبانه خوب نیست

کیومرث سلطانی، آموزگار

مقاله زیر تلاش دارد امکان پذیری تحقق اهداف زبان آموزی مورد انتظار دوره پیش از دبستان در مناطق دو زبانه را به طور اجمالی بررسی کند. اهداف سخن گفتن و آمادگی برای خواندن و نوشتن (که قاعدتا به دلیل پیچیدگی های خاص خود می تواند دو هدف مجزا محسوب شود) هر یک توانمندی ای هستند که پیش نیاز مهارت بعد از خود به شمار می آیند. منبع مطالعه شده در این مقاله، بخش پنجم از کتاب راهنمای برنامه و فعالیت های آموزشی و پرورشی دوره پیش دبستانی است. این بخش با عنوان راهنمای برنامه زبان آموزی کودکان پیش دبستانی در مناطق دو زبانه از سوی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی دفتر برنامه ریزی و تالیف کتاب های درسی تدوین شده است.
در این منبع،
وضعیت تحصیلی مناطق دوزبانه نامطلوب بیان می شود و اینگونه می نویسد که نتایج تحقیقات انجام شده در مدارس مناطق دوزبانه کشور، بیانگر عملکرد ضعیف تحصیلی در میان کودکان این مناطق است. به طوری که آمارها افت تحصیلی بیشتری را به ویژه در پایه اول ابتدایی این مناطق نشان می دهد. بر این اساس در شروع آموزش، دانش آموزان و معلمان در شرایط بسیار سختی قرار می گیرند.
به طور کلی مهارت های شنیدن و خواندن (مهارت های دریافتی Receptive skils) و مهارت های گفتن و نوشتن (مهارت های تولیدی Productive skils) اگرچه در نظریات نوین عملکرد کلی و یکپارچه دارند اما در مطالعه می توان آنها را جداگانه بررسی کرد و لازم و ملزوم هم هستند.
کتاب راهنمای برنامه ذیل اصول حاکم بر روش های یادگیری یاد دهی، چنین می آورد که تکیه اصلی برنامه در آغاز آموزش، بر مهارت گوش دادن و توجه به دوره سکوت است. در دوره سکوت اگرچه کودک منفعل به نظر می رسد اما به دلیل آنکه کودک در حال دریافت اطلاعات و داده های زبانی و پردازش ذهنی آنهاست، دوره فعال کودک در جذب معانی است. در مقاله ای با نام صحبت با خود (دوره سکوت) چنین آمده:
کودک در طول دوره ی سکوت، با دیگران ارتباط کلامی زیادی ندارد. تحقیقات نشان می دهد در طول این دوره بیشتر کودکان انواع متنوعی از استراتژی های یادگیری فردی و شخصی را به طور درونی به کار می گیرند از جمله:
۱. تکرار گفتار دیگران
۲. به خاطر سپردن و تمرین گفتار و کلام
۳. اختراع و ابداع فرم های جدید زبانی
۴. جایگزینی پارادایم و توسعه دامنه دانش ساختار زبان
۵. تمرین چگونگی به کارگیری این دانش در ارتباطات اجتماعی

اهمیت دوره سکوت که در آن، مهارت گوش کردن در حال تقویت شدن است، آنقدر زیاد است که در راهنمای برنامه آمده: کودکان تا زمانی که احساس نیاز و آمادگی نکرده اند، نباید به سخن گفتن وادار شوند. در مقاله دیگری با عنوان تسهیل کردن مهارت شنیدن زبان دوم آمده: "تاکید بر مهارت سخن گفتن قبل از مهارت شنیدن مثل قرار دادن ارابه جلوی اسب است".
بر این اساس توانایی تولید زبانی به شکل گفتار، نیازمند داشتن توانمندی در مهارت دریافت همان زبان به روش شنیداری است. اگر کودک درک شنیداری خود را افزایش ندهد، نمی تواند زبان را به شکل گفتاری تولید کند. ادراک شنیداری بیش از آنکه یک مهارت تکرار کردنی و به خاطر سپردنی باشد، یک مهارت تفکر است. در راهنمای برنامه آمده: یادگیری زبان به معنای یادگیری مجموعه ای از قواعد ذهنی زبان است، نه تکرار و حفظ مجموعه ای از الگوهای دستوری. بنابراین کودک مفاهیم را دریافت و آنها را رمزگذاری می کند و در فرآیند پردازش مفاهیم، از تجارب و دانش زبانی قبلی خود استفاده و به همین نسبت از مطلب دریافت شده ادراک می کند. این ادراک شامل احساس و عواطفی است که پیام ارسال شده در کودک را برمی انگیزاند و تفکری است که به وسیله کودک به کار گرفته می شود تا در مجموع برای او معنایی درست کند.
از آنجا که کودکان تجارب متفاوتی دارند، دریافت های نهایی آنها متفاوت خواهد بود. اینکه این دریافت ها چقدر به معنای پیام ارسال شده نزدیک باشد، بستگی به عوامل مختلفی دارد: کمیت و کیفیت تاثیرگذاری دوره سکوت که قبلا هم در تحقیقات مشابه به اثبات رسیده است، سطح رشد شناختی کودک، سطح دشواری تکلیف و تمرین یادگیری (learning task) تمایلات اجتماعی، شیوه یادگیری و حیطه دانشی که در این مطلب زبان است.
اگر کودک اجازه یابد برای کسب طبیعی تجارب مرتبط، با زبان دوم روبرو شود (همان گونه که با زبان مادری برای اولین بار روبرو شد) فرصت می یابد تا پیام های دریافتی به زبان دوم را با ادراک و احساس و تفکر دریافت کند. او فرصت می یابد همان گونه که زبان اول را در خود بومی می کند، به نسبت ظرفیت خود آن را بفهمد و با زبان دوم نیز عمل کند. در کتاب راهنمای برنامه اینگونه آمده که آموزش زبان دوم همانند فراگیری زبان مادری، به طور ناخودآگاه و طبیعی انجام می شود.
⤵️
⤴️

آموزش های مصنوعی و دستکاری شده چون با نیازهای کودک هماهنگ نیست، به سمت غیرواقعی رفته از طبیعت فهم کودک دور است. در راهنمای برنامه، مربیان را از ارائه مکرر و افراطی دستورالعمل های مرسوم شبیه آنچه در روش Total physical Response می آید، پرهیز می دهد. فرآیند زبان پیش از تولید آن با شنیدن گفتار معنادار و ارائه پاسخ های غیرزبانی معنادار آغاز می شود. بر این اساس، در آموزش طبیعی، کودک اجازه می یابد با آهنگ رشد خود، به شکل معنادار در مهارت های زبان دوم پیشرفت کند. اما اگر برای او سقفی قائل باشیم، به این معنا که همه کودکان فرصت محدودی برای کسب این مهارت ها داشته باشند، نتیجه آن است که کودکان به ابداع زبان نمی پردازند و آن را با تفکر و به همراه معنا دریافت نمی کنند. در راهنمای برنامه آمده است که اصلاح خطاهای کودکان در جریان آموزش، به شیوه ای غیرمستقیم انجام شود. زیرا تولید نادرست واژه ها، ساختارها و جمله ها، پدیده ای طبیعی است و بروز خطا از سوی آنان امری اجتناب ناپذیر است. اصلاح غلط های آنها به طور مستقیم نه تنها ضرورت ندارد بلکه مانع فرآیند یادگیری است. زبان آگاهی تکیه گاه آموزش نباشد. این به آن معناست که کودک با ناخودآگاه ( Unconcious) خود زبان را به شکل طبیعی دریافت می کند.
یادگیری می تواند از طریق فعالیت های جذاب و قابل فهم برای کودک تسهیل شود زیرا به طبیعت کودک نزدیک تر است و فعالیت های آموزشی باید جذاب و متناسب با درک و علائق نیازهای کودک باشد. در همین کتاب آمده است که محتوای فعالیت های آموزشی براساس دانش زبانی کودک تهیه و تدوین شود.

ذیل هدف سخن گفتن از اهداف چهارگانه برنامه زبان آموزی در مناطق دوزبانه آمده:

۲/۱. به کارگیری واژه ها و جمله های پرکاربرد با الگوی دستوری مناسب

۲/۲. توصیف و روایت ساده درباره ی دیده ها و شنیده ها

۳/۲. طرح پرسش های ساده و پاسخگویی به این نوع پرسش ها

۴/۲. به کارگیری کارکردها و نقش های پرکاربرد زبان

۵/۲. به کارگیری درست افعال، ضمایر، صفات و قیود

این فهرست انتظاراتی است که نگارندگان و کارشناسان برنامه از تمام نوآموزان پیش دبستانی انتظار دارند. این سوال مطرح می شود که این انتظار در مدت هشت ماه تحصیلی در دوره پیش از دبستان چگونه به صورتی طبیعی، بدون آموزش مستقیم قواعد و در قالب فعالیت های بازی گونه، آن هم به صورت معنادار حاصل می شود؟
توجه مخاطبان این مقاله را به هر یک از این اهداف جلب می کنم. چگونه مربیان پیش از دبستان بدون تحمیل و فشار می توانند تمام کودکان تحت مسئولیت خود را به این اهداف برسانند و اگر فرض این باشد که آموزش گرفتنی است نه دادنی، آیا کودکان می توانند با این همه تفاوت، به این همه هدف دست یابند؟

انتظار راهنمای برنامه، ایجاد فضای آموزشی دوسویه، فعال، با نشاط، پرتحرک، امن و لذت بخش است. اما فشاری که سیستم متمرکز برای ورود به دبستان روی پیش دبستانی های مناطق دوزبانه وارد می کند، اجازه نمی دهد فرایند یادگیری زبان، یک فرآیند طبیعی باشد. مهارت خوانداری به مهارت گفتاری وابسته است. در صورت نقص یادگیری در بیان گفتاری، ضعف ادراک خوانداری ایجاد و به تبع آن ضعف سواد نوشتاری در سال اول ابتدایی ایجاد می شود. از این روست که در راهنمای برنامه، وضعیت تحصیلی مناطق دوزبانه نامطلوب بیان می شود. باید دانست که اگر کودک با آهنگ رشد خود این مهارت ها را کسب کند به درستی مفاهیم را دریافت و در تولید زبان موفق عمل خواهد کرد. در راهنمای برنامه آمده است که وقتی زمان سخن گفتن فراگیران به زبان دوم فرا برسد، تعداد غلط های فاحش در گفتار آنها کمتر خواهد بود◾️

منبع: ویژه نامه عدالت آموزش شرق

🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran
💠 #گزارش

🔴 درس و ترس

والدین، روان‌شناس‌ها و معلم‌ها؛ همه نگران دانش‌آموزانی‌اند که چندین ماه است در خانه مانده‌اند



🔹 خیلی وقت است که مدارس دیگر حضوری نیستند و کلاس درس در یک صفحه موبایل خلاصه می‌شود. برگزارنشدن امتحان دبستانی‌ها و مجازی‌شدن امتحانات پایه هفتم تا دهم هم تیرخلاص را به پیکر آموزش زد و بی‌رغبتی کودکان به درس‌خواندن را افزایش داد. اما حالا دیگر آسیب‌ها تنها به افت تحصیلی دانش‌آموزان محدود نمی‌شود و نگرانی به انزوا و دوری بچه‌ها از فضای مدرسه و ازدست‌دادن حلقه‌های دوستی و همچنین دسترسی بیش از حد و بدون کنترل آنها به فضای مجازی است؛ زیرا والدین به هوای آنکه پلتفرم‌های داخلی محدودیت‌های بیشتری دارد بدون هیچ مراقبتی آنها را در این فضا رها کرده‌اند. در این میان خود دانش‌آموزان هم مشتاق بازگشت به مدرسه‌اند و می‌خواهند زندگی عادی خود را از سر بگیرند.

🔹 از ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه سال گذشته مدارس مجازی شده‌اند. پیش از آن هم به دلیل آلودگی شدید یا حتی برودت هوا در پاییز، مدارس روزهای زیادی را در تعطیلی گذرانده‌اند. معلم‌ها می‌گویند این روند باعث شده بسیاری از دانش‌آموزان دیگر درس را جدی نگیرند. والدین هم تا حدی می‌توانند کودک خود را مجبور کنند تا پای کلاس مجازی بنشینند؛ اما بیش از این کاری از دستشان برنمی‌آید. جمعه ۲۵ اردیبهشت «علی فرهادی»، سخنگوی آموزش‌وپرورش، درباره نحوه ارزشیابی دانش‌آموزان گفت: «در مقطع ابتدایی ارزشیابی کاملاً به معلمین واگذار شده و معلمین از ۹ خرداد بدون نیاز به برگزاری امتحان می‌توانند ارزیابی خود از عملکرد دانش‌آموزان را ثبت کنند.» درباره دانش‌آموزان هفتم تا دهم نیز امتحانات از ۹ خرداد آغاز می‌شود؛ اما هیچ آزمون هماهنگ کشوری برگزار نخواهد شد و اختیار چگونگی برگزاری آن برعهده استان‌ها است که به‌شرط اخذ مجوز امتحانات حضوری خواهد بود و در غیر این صورت به شکل مجازی. وضعیت دانش‌آموزان یازدهم و دوازدهم هم هنوز مشخص نشده است. همین خبر باعث شد تا همان درصد کم‌توجه دانش‌آموزان به درس از بین برود و آن را کاملاً رها کنند.

🔺دانش‌آموزان درس را رها کرده‌اند

🔺مدارس پیگیر بچه‌ها نیستند

🔺حال کودکان خوب نیست

🔺والدین و کودکان از نظر روانی از هم دورند

🔺برنامه‌های داخلی ناامن‌اند

🔺کودکان سخت‌تر اقتدار مدرسه را می‌پذیرند

🔺دانش‌آموزان به مدرسه حضوری نیاز دارند

🔺ارزیابی دانش‌آموزان دشوار شده است




🔻متن کامل 👇

https://payamema.ir/payam/152811

🔹🔹🔹

🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران

🆔 @KSMtehran