💠 #نگاه_کارشناس
🔺سخني با وزير تازه آموزش و پرورش
✍محمدرضا نيكنژاد
روزنامه اعتماد ۱۴۰۲/۳/۲۳
در دوران دانشجويي استادان و در سالهاي نخستين معلمي، همكاران با تجربهتر تاكيد ميكردند كه بايستي معلم آگاهيهاي گسترده و معلومات عمومي فراواني داشته باشد تا از اين رهگذر هم اقتدار معلمياش حفظ شود و هم در برابر شيطنت برخي دانشآموزان بتواند كلاس را كنترل كند و از آسيب به روند آموزش جلوگيري نمايد. در دوران ۲۷ ساله معلمي خودم نيز اغلب معلماني كه اطلاعات عمومي فراگيري داشته يا حاضرجواب و سر و زباندار بودند معلماني بودند كه افزون بر كنترل بچههاي شلوغ، كلاسي پرشور و حال و پرنشاط داشته و اغلب بچهها هم درسشان را خوب ياد ميگرفتند و هم از اينگونه كلاسها لذت برده و مشتاق زنگهاي اين همكاران بودند. اينها را گفتم تا برسم به كليپ پربازديد وزير تازه آموزش و پرورش كه در پاسخ به پرسش خبرنگار درباره «دربي» متوجه اين واژه نميشود و به جاي درخواست تكرار پرسش از خبرنگار ميگويد: «هنوز تصميمي درباره آن نگرفته» كه عذري بسيار بدتر از گناه است. همه ما از بسياري از موضوعات دور و برمان آگاهي و اطلاعات درخوري نداريم اما شكل برخورد با ندانستن به قول بچههاي اين دوره «پيچاندن» داستان نيست؛ آنهم بالاترين مقام آموزش و پرورش كه ميبايست طبع و تواضع معلمي داشته و با اين جمله معلمان بزرگمنش كه «نميدانم اما تلاش ميكنم پاسخش را بيابم و به شما بگويم» موضوع را به پس از جستوجو و كوشش براي يادگيري بيشتر موكول ميكرد؛ گرچه در كل چنين واكنشي از وزيري كه 60 كتاب نوشته و در 20 كشور جهان تدريس داشته دور از انتظار است. بارها و بارها شنيدهايم «كساني كه قرار است سكان كشتي بحرانزده آموزش و پرورش را در دست بگيرند بايد معلمي كرده باشند و با فضاي كلاس و درس و مدرسه آشنا باشند و البته باز شنيده و خواندهايم كه در برخي كشورها مانند ژاپن حتي مدير مدرسه بايد پيشينه معلمي پر و پيماني داشته باشد تا از پس رهبري آموزشي در مدرسه برآيد» حال چگونه ارشدترين دستاندركار آموزش كشور از اين تجربه محروم است خود جاي پرسش بسيار دارد! به گمانم، وزيري كه معلمي كرده باشد به دنبال پيچاندن پرسشهاي خبرنگاران، معلمان، خانوادهها و احتمالا دولت نخواهد بود! اينها را نگفتم كه وزير تازه را از كشيدن بار سنگيني كه بر دوشش گذاشتهاند نااميد كنم گرچه نگارنده اميد چنداني به ايشان و دوره وزارتشان نبسته! چراكه گرفتاريهاي ساختار آموزشي ما به گونهاي گسترده و ژرف شده كه حتي از توانمندترين افراد نيز نميتوان توقع چنداني داشت. باز كردن گرههاي پرشمار اين ساختار نياز به ياري نهادهايي بالاتر از وزارت از سويي و همدلي و همراهيهاي اجتماعي، فرهنگي، دانشگاهي و... دارد. اما پيشنهادها به وزيري كه احتمالا بخواهد دستكم نام نيكي از خود به يادگار بگذارد! اين است كه گرچه خودش نه رسما و نه اسما معلم بوده اما از مشاوران و معاوناني بهره گيرد كه داراي چنين پيشينهاي باشند. دوم اينكه شايد آگاهيهايش از آموزش و آموزشگري و ساختار آموزش اندك باشد اما با مطالعه و به كار گماردن كساني كه ساختارهاي آموزشي جهان را ميشناسند و با تجربههاي جهاني آشنا هستند، به دنبال گرهگشايي از برخي گرفتاريهاي آموزش برود. سوم ارتباط همدلانه با پياده نظام ساختار آموزشي يعني معلمان و تشكلهاي موافق و مخالف دولت را فراموش نكند كه بيگمان يكي از راههاي گرهگشايي از دشواريهاي كنوني ساختار آموزشي است. واپسين پيشنهاد اينكه مدرسه به ويژه مدرسههاي دولتي را فراموش نكند. يكي از كمشمارترين جاهايي كه ميتواند واقعيتهاي گرفتاريهاي آموزش و پرورش را بازنمايد، مدرسه و كلاس است و رفتن بدون دلهره و ترس ميان همكاران و دانشآموزان و خانوادههاست و شنيدن سخنان بدون سانسور و لاپوشاني آنان.
گرچه عمري از نگارنده گذشته اما اميدوارم آرزو را بر او عيب ندانيد! از اين رو در نااميدي فراوان آرزو ميكنم آموزش و پرورش روزي به جايگاه واقعي خود در آفرينش توسعه پايدار بازگردد و در آن معلم و نيروهاي ستادي از شرايط راضي باشند و دانشآموزان با اشتياق و انگيزه به آموختن سر كلاس حاضر شوند و خانوادهها و جامعه به نقش مهم آموزش در بهبود شرايط فردي و اجتماعي نسلهاي آينده پي ببرند و همگي دست در دست هم اين ساختار را به سوي آموزشي كارا و تاثيرگذار پيش ببرند.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺سخني با وزير تازه آموزش و پرورش
✍محمدرضا نيكنژاد
روزنامه اعتماد ۱۴۰۲/۳/۲۳
در دوران دانشجويي استادان و در سالهاي نخستين معلمي، همكاران با تجربهتر تاكيد ميكردند كه بايستي معلم آگاهيهاي گسترده و معلومات عمومي فراواني داشته باشد تا از اين رهگذر هم اقتدار معلمياش حفظ شود و هم در برابر شيطنت برخي دانشآموزان بتواند كلاس را كنترل كند و از آسيب به روند آموزش جلوگيري نمايد. در دوران ۲۷ ساله معلمي خودم نيز اغلب معلماني كه اطلاعات عمومي فراگيري داشته يا حاضرجواب و سر و زباندار بودند معلماني بودند كه افزون بر كنترل بچههاي شلوغ، كلاسي پرشور و حال و پرنشاط داشته و اغلب بچهها هم درسشان را خوب ياد ميگرفتند و هم از اينگونه كلاسها لذت برده و مشتاق زنگهاي اين همكاران بودند. اينها را گفتم تا برسم به كليپ پربازديد وزير تازه آموزش و پرورش كه در پاسخ به پرسش خبرنگار درباره «دربي» متوجه اين واژه نميشود و به جاي درخواست تكرار پرسش از خبرنگار ميگويد: «هنوز تصميمي درباره آن نگرفته» كه عذري بسيار بدتر از گناه است. همه ما از بسياري از موضوعات دور و برمان آگاهي و اطلاعات درخوري نداريم اما شكل برخورد با ندانستن به قول بچههاي اين دوره «پيچاندن» داستان نيست؛ آنهم بالاترين مقام آموزش و پرورش كه ميبايست طبع و تواضع معلمي داشته و با اين جمله معلمان بزرگمنش كه «نميدانم اما تلاش ميكنم پاسخش را بيابم و به شما بگويم» موضوع را به پس از جستوجو و كوشش براي يادگيري بيشتر موكول ميكرد؛ گرچه در كل چنين واكنشي از وزيري كه 60 كتاب نوشته و در 20 كشور جهان تدريس داشته دور از انتظار است. بارها و بارها شنيدهايم «كساني كه قرار است سكان كشتي بحرانزده آموزش و پرورش را در دست بگيرند بايد معلمي كرده باشند و با فضاي كلاس و درس و مدرسه آشنا باشند و البته باز شنيده و خواندهايم كه در برخي كشورها مانند ژاپن حتي مدير مدرسه بايد پيشينه معلمي پر و پيماني داشته باشد تا از پس رهبري آموزشي در مدرسه برآيد» حال چگونه ارشدترين دستاندركار آموزش كشور از اين تجربه محروم است خود جاي پرسش بسيار دارد! به گمانم، وزيري كه معلمي كرده باشد به دنبال پيچاندن پرسشهاي خبرنگاران، معلمان، خانوادهها و احتمالا دولت نخواهد بود! اينها را نگفتم كه وزير تازه را از كشيدن بار سنگيني كه بر دوشش گذاشتهاند نااميد كنم گرچه نگارنده اميد چنداني به ايشان و دوره وزارتشان نبسته! چراكه گرفتاريهاي ساختار آموزشي ما به گونهاي گسترده و ژرف شده كه حتي از توانمندترين افراد نيز نميتوان توقع چنداني داشت. باز كردن گرههاي پرشمار اين ساختار نياز به ياري نهادهايي بالاتر از وزارت از سويي و همدلي و همراهيهاي اجتماعي، فرهنگي، دانشگاهي و... دارد. اما پيشنهادها به وزيري كه احتمالا بخواهد دستكم نام نيكي از خود به يادگار بگذارد! اين است كه گرچه خودش نه رسما و نه اسما معلم بوده اما از مشاوران و معاوناني بهره گيرد كه داراي چنين پيشينهاي باشند. دوم اينكه شايد آگاهيهايش از آموزش و آموزشگري و ساختار آموزش اندك باشد اما با مطالعه و به كار گماردن كساني كه ساختارهاي آموزشي جهان را ميشناسند و با تجربههاي جهاني آشنا هستند، به دنبال گرهگشايي از برخي گرفتاريهاي آموزش برود. سوم ارتباط همدلانه با پياده نظام ساختار آموزشي يعني معلمان و تشكلهاي موافق و مخالف دولت را فراموش نكند كه بيگمان يكي از راههاي گرهگشايي از دشواريهاي كنوني ساختار آموزشي است. واپسين پيشنهاد اينكه مدرسه به ويژه مدرسههاي دولتي را فراموش نكند. يكي از كمشمارترين جاهايي كه ميتواند واقعيتهاي گرفتاريهاي آموزش و پرورش را بازنمايد، مدرسه و كلاس است و رفتن بدون دلهره و ترس ميان همكاران و دانشآموزان و خانوادههاست و شنيدن سخنان بدون سانسور و لاپوشاني آنان.
گرچه عمري از نگارنده گذشته اما اميدوارم آرزو را بر او عيب ندانيد! از اين رو در نااميدي فراوان آرزو ميكنم آموزش و پرورش روزي به جايگاه واقعي خود در آفرينش توسعه پايدار بازگردد و در آن معلم و نيروهاي ستادي از شرايط راضي باشند و دانشآموزان با اشتياق و انگيزه به آموختن سر كلاس حاضر شوند و خانوادهها و جامعه به نقش مهم آموزش در بهبود شرايط فردي و اجتماعي نسلهاي آينده پي ببرند و همگي دست در دست هم اين ساختار را به سوي آموزشي كارا و تاثيرگذار پيش ببرند.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
👍2
💠 #گزارش
🔺آزادی بیان در هفتهای که گذشت (۱۲ تا ۱۹ خرداد ۱۴۰۲)
منبع: کانال کانون نویسندگان ایران
[بند اول منشور کانون نویسندگان ایران: آزادی اندیشه و بیان و نشر در همهی عرصههای حیات فردی و اجتماعی بی هیچ حصر و استثنا حق همگان است. این حق در انحصار هیچ فرد، گروه یا نهادی نیست و هیچکس را نمیتوان از آن محروم کرد.]
ــ اسماعیل خدایاری، معلم، به اتهام «انتشار محتوای مجرمانه در رسانهها و مطبوعات» به بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب قزوین احضار شد.
شنبه ۱۳ خرداد
ــ زهره صیادی، فعال اجتماعی ساکن تهران، برای تحمل دوران محکومیت یک سال حبس خود به زندان اوین منتقل شد.
ــ ویدا ربانی، روزنامه نگار محبوس در زندان اوین، با وجود حال نامساعد جسمانی و انجام آزمایشهای پزشکی، به دلیل عدم موافقت مسئولان ذیربط از بستری شدن در بیمارستان و رسیدگی درمانی تخصصی محروم مانده است.
دوشنبه ۱۵ خرداد
ــ ممنوعالخروجی فاطمه معتمدآریا و گروه نمایش «بچه» سبب لغو اجرای آن در جشنوارهای در وین شد.
سهشنبه ۱۶ خرداد
ــ در پی شکایت رئیس دانشگاه «علم و صنعت»، ۱۱ تن از استادان این دانشگاه به دلیل امضای یک بیانیه به هیئت انتظامی دانشگاه احضار شدند.
ــ شقایق دهقان، بازیگر، به اتهام «حضور در معابر عمومی بدون حجاب شرعی» به ۱۰ روز حبس تعزیری محکوم شد که دادگاه مدت حبس را با یک و نیم میلیون تومان جریمهی نقدی جایگزین کرد.
چهارشنبه ۱۷ خرداد
ــ آتنا فرقدانی، نقاش و کارتونیست، پس از مراجعه به دادسرای اوین بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد.
ــ شیما قوشه، وکیل دادگستری، به اتهام «حضور در معابر و انظار عمومی بدون حجاب شرعی» به دادگاه کیفری ۲ در مجتمع قضایی ارشاد تهران احضار شده است.
پنجشنبه ۱۸ خرداد
ــ داود رضوی، از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد و محبوس در زندان اوین، در دادگاه انقلاب تهران به ۵ سال حبس تعزیری و ۲ سال محرومیت از فعالیت در فضای مجازی (اینترنت) و در گروههای سیاسی و احزاب محکوم شد.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺آزادی بیان در هفتهای که گذشت (۱۲ تا ۱۹ خرداد ۱۴۰۲)
منبع: کانال کانون نویسندگان ایران
[بند اول منشور کانون نویسندگان ایران: آزادی اندیشه و بیان و نشر در همهی عرصههای حیات فردی و اجتماعی بی هیچ حصر و استثنا حق همگان است. این حق در انحصار هیچ فرد، گروه یا نهادی نیست و هیچکس را نمیتوان از آن محروم کرد.]
ــ اسماعیل خدایاری، معلم، به اتهام «انتشار محتوای مجرمانه در رسانهها و مطبوعات» به بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب قزوین احضار شد.
شنبه ۱۳ خرداد
ــ زهره صیادی، فعال اجتماعی ساکن تهران، برای تحمل دوران محکومیت یک سال حبس خود به زندان اوین منتقل شد.
ــ ویدا ربانی، روزنامه نگار محبوس در زندان اوین، با وجود حال نامساعد جسمانی و انجام آزمایشهای پزشکی، به دلیل عدم موافقت مسئولان ذیربط از بستری شدن در بیمارستان و رسیدگی درمانی تخصصی محروم مانده است.
دوشنبه ۱۵ خرداد
ــ ممنوعالخروجی فاطمه معتمدآریا و گروه نمایش «بچه» سبب لغو اجرای آن در جشنوارهای در وین شد.
سهشنبه ۱۶ خرداد
ــ در پی شکایت رئیس دانشگاه «علم و صنعت»، ۱۱ تن از استادان این دانشگاه به دلیل امضای یک بیانیه به هیئت انتظامی دانشگاه احضار شدند.
ــ شقایق دهقان، بازیگر، به اتهام «حضور در معابر عمومی بدون حجاب شرعی» به ۱۰ روز حبس تعزیری محکوم شد که دادگاه مدت حبس را با یک و نیم میلیون تومان جریمهی نقدی جایگزین کرد.
چهارشنبه ۱۷ خرداد
ــ آتنا فرقدانی، نقاش و کارتونیست، پس از مراجعه به دادسرای اوین بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد.
ــ شیما قوشه، وکیل دادگستری، به اتهام «حضور در معابر و انظار عمومی بدون حجاب شرعی» به دادگاه کیفری ۲ در مجتمع قضایی ارشاد تهران احضار شده است.
پنجشنبه ۱۸ خرداد
ــ داود رضوی، از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد و محبوس در زندان اوین، در دادگاه انقلاب تهران به ۵ سال حبس تعزیری و ۲ سال محرومیت از فعالیت در فضای مجازی (اینترنت) و در گروههای سیاسی و احزاب محکوم شد.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
👍2
درویش سیستان ۲۲ خرداد ۱۴۰۲
<unknown>
💠 #نگاه_کارشناس
🔻سخنرانی #محمد_درویش در نشست تخصصی هیرمند: حقابه ایران و چالشهای حفاظت از تالاب بینالمللی هامون🔻
این رویداد با همت کمیته توسعه پایدار و محیطزیست انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد و با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی ساعت ۱۷ روز دوشنبه، ۲۲ خرداد در تالار حافظ برگزار شد.
#سخنرانی_محمد_درویش
#هامون
#هیرمند
منبع: کانال محمد درویش
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔻سخنرانی #محمد_درویش در نشست تخصصی هیرمند: حقابه ایران و چالشهای حفاظت از تالاب بینالمللی هامون🔻
این رویداد با همت کمیته توسعه پایدار و محیطزیست انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد و با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی ساعت ۱۷ روز دوشنبه، ۲۲ خرداد در تالار حافظ برگزار شد.
#سخنرانی_محمد_درویش
#هامون
#هیرمند
منبع: کانال محمد درویش
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 #صبحگاه
در من امیدیست
میآید و میرود
اما هرگز نمیگویمش بدرود...
#محمود_درویش
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
در من امیدیست
میآید و میرود
اما هرگز نمیگویمش بدرود...
#محمود_درویش
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
👍4
💠 #بیانیه
بیانیه کانون صنفی معلمان درباره تعیین وزیر جدید آموزش و پرورش
به نام خداوند جان و خرد
پس از رخداد مفتضح نحوه پرداخت حقوق اسفند ماه معلمان، که به کنار گذاشته شدن یوسف نوری و معرفی سرپرست جدید و در نهایت، تعیین این سرپرست بهعنوان وزیر جدید آموزش و پرورش منجر شد، بار دیگر در حدود دوماه اظهار نظرها و مباحثات مختلفی در سطح نشریات و در فضای مجازی دستکم در میان بخش هایی از جامعه معلمان درباره این موضوع که چه کسی وزیر شود یا وزیر چه ویژگیهایی داشته باشد و اساسا در مورد نقش وزیر در وزارتخانه بزرگی چون وزارت آموزش و پرورش، مطرح شد و حتی به نام بردن از افرادی بهعنوان کاندیدای وزارت، نیز رسید.
اکنون که با مشخص شدن وزیر جدید این ابراز نظرات فروکش کرده و به شکل دیگری در قالب پیگیری نقطه نظرات و حرکات او، بروز یافته است، کانون صنفی معلمان که به دلایلی مشخص به این مباحث ورود پیدا نکرد، نظرات کلی خود در مورد وزیر و وزارت در این وزارتخانه را به شرح زیر بیان مینماید:
نکته اول این که در طی چند دهه ی اخیر، در هیچ دولتی، وزیری که از حداقل استانداردهای لازم برای وزارت برخوردار باشد، معرفی نشده است. ما براین باوریم که فردی که در سمت وزیر قرار میگیرد، ضمن اینکه لازم است تا از تخصص در زمینه مدیریت آموزشی_فرهنگی و تجربه کافی برای مدیریت چنین مجموعهای برخوردار باشد، ضروری است از توان بالای ریسک پذیری در تصمیم گیری ها و شجاعت در رفتار برخوردار باشد تا دستکم ارادهای برای خارج کردن نهاد تعلیم و تربیت کشور از سیطره نگاههای سیاسی، عقیدتی جریانهایی که نهاد آموزش را حیاط خلوت تفکرات جامانده از زمان خود میدانند، داشته باشد و آمادگی و اراده گرایش به پذیرش خواستههای معلمان و دانشآموزان به عنوان دو رکن اصلی آموزش و پرورش و به عبارتی حرکت به سوی جامعه و بهروز شدن آموزش را داشته باشد.
نکته دوم اینکه برفرض محال اگر چنین فردی نیز با عبور از صافی همه نظرات کوتهبینانه اما دارای قدرت از جدالهای سیاسی عبور کرده و در جایگاه وزارت قرار گیرد، نمیتوان با بزرگنمایی نقش فرد، سایر نهادهای تاثیرگذار در تصمیم سازیها و تصمیم گیریها، از جمله انواع به اصطلاح شوراهای نظارتی عالی و بالادستی نسبت به وزارت را نادیده گرفت و تاثیرگذاریهای مرئی و نامرئی آنها را که میتواند هر وزیر تحولخواه احتمالی را در صورت نداشتن جسارت و حمایت کافی به محافظهکاری بکشاند، نادیده گرفت؛ بماند سهمخواهیهای برخی نمایندگان مجلس و دخالتهای آشکار و پنهان نهادهای امنیتی و حتی در مورد اخیر دخالت مستقیم اما غیرقانونی وزارت کشور در محروم نمودن تعدادی از معلمان از حق رتبهبندی خود.
نکته سوم، حل بسیاری از مسائل اساسی آموزش و پرورش که منشاء چالشهای بسیار در این سالها شده است، با رفتن و آمدن وزرا از هر جناحی که باشند، ممکن نیست و نیازمند تغییر نگاه کلان به آموزش و پرورش، بالا آوردن رتبه آموزش به ردیفهای اولیه در اولویتهای حاکمیت و پشتوانههای محکم در سطوح بالای سیاسی برای شکلگیری عزمی ملی در حل مسائل آن دارد.
نکته چهارم، آموزش در کشور ما با چند مسئله اساسی رو در روست که کارآمدی آن را به صفر رساندهاند. تمرکزگرایی شدید، ایدئولوژی زدگی و طبقاتی شدن آموزش.
در حالی که فرایند تعلیم و تربیت در مدرسه رخ میدهد، در طی دهههای متوالی، این ستاد و ادارات آموزش و پرورش بودهاند که اختیار کامل برنامهریزیها و تصمیمگیریها حتی در کوچکترین مسائل مربوط به مدرسه را در اختیار گرفتهاند و معلم و دانشآموز را به مثابه عناصر زیردست و مطیع خود که صلاح کار خود را نمیدانند، مورد عتاب و خطاب قرار دادهاند.
برتری دادن ستاد به مدرسه در امر آموزش که در همه دولتها مورد تایید و تاکید قرار گرفته نمادی از برتری داشتن خواستههای حکومت بر نیازها و ارزشهای جامعه معلمان و دانشآموزان است. این یعنی قرار دادن مدرسه، معلم و دانشآموز در موقعیتی فرودست و پیرو که انتظار میرود به عنوان پیادهنظام حکومت نقششان بازتولید القائات ایدئولوژیکی باشد که قرار است از طریق کتابهای درسی به ذهن آنان تزریق گردد.
به باور ما حکومت با طبقاتی کردن آموزش و تقویت مدارس و دانشگاههای خاص که به لحاظ مالی و البته عقیدتی تنها اقشار خاصی میتوانند در آنها وارد شوند، به گمان خود نیروهای مورد نیازش را تامین میکند و مدارس دولتی صرفا باید نقش تامین کننده همان پیاده نظام حکومتی را ایفا کنند. این که بتوانند یا نه البته موضوع دیگری است که شواهد موجود، چنین موفقیتی را نشان نمیدهند.
ادامه در صفحه بعد⤵️
بیانیه کانون صنفی معلمان درباره تعیین وزیر جدید آموزش و پرورش
به نام خداوند جان و خرد
پس از رخداد مفتضح نحوه پرداخت حقوق اسفند ماه معلمان، که به کنار گذاشته شدن یوسف نوری و معرفی سرپرست جدید و در نهایت، تعیین این سرپرست بهعنوان وزیر جدید آموزش و پرورش منجر شد، بار دیگر در حدود دوماه اظهار نظرها و مباحثات مختلفی در سطح نشریات و در فضای مجازی دستکم در میان بخش هایی از جامعه معلمان درباره این موضوع که چه کسی وزیر شود یا وزیر چه ویژگیهایی داشته باشد و اساسا در مورد نقش وزیر در وزارتخانه بزرگی چون وزارت آموزش و پرورش، مطرح شد و حتی به نام بردن از افرادی بهعنوان کاندیدای وزارت، نیز رسید.
اکنون که با مشخص شدن وزیر جدید این ابراز نظرات فروکش کرده و به شکل دیگری در قالب پیگیری نقطه نظرات و حرکات او، بروز یافته است، کانون صنفی معلمان که به دلایلی مشخص به این مباحث ورود پیدا نکرد، نظرات کلی خود در مورد وزیر و وزارت در این وزارتخانه را به شرح زیر بیان مینماید:
نکته اول این که در طی چند دهه ی اخیر، در هیچ دولتی، وزیری که از حداقل استانداردهای لازم برای وزارت برخوردار باشد، معرفی نشده است. ما براین باوریم که فردی که در سمت وزیر قرار میگیرد، ضمن اینکه لازم است تا از تخصص در زمینه مدیریت آموزشی_فرهنگی و تجربه کافی برای مدیریت چنین مجموعهای برخوردار باشد، ضروری است از توان بالای ریسک پذیری در تصمیم گیری ها و شجاعت در رفتار برخوردار باشد تا دستکم ارادهای برای خارج کردن نهاد تعلیم و تربیت کشور از سیطره نگاههای سیاسی، عقیدتی جریانهایی که نهاد آموزش را حیاط خلوت تفکرات جامانده از زمان خود میدانند، داشته باشد و آمادگی و اراده گرایش به پذیرش خواستههای معلمان و دانشآموزان به عنوان دو رکن اصلی آموزش و پرورش و به عبارتی حرکت به سوی جامعه و بهروز شدن آموزش را داشته باشد.
نکته دوم اینکه برفرض محال اگر چنین فردی نیز با عبور از صافی همه نظرات کوتهبینانه اما دارای قدرت از جدالهای سیاسی عبور کرده و در جایگاه وزارت قرار گیرد، نمیتوان با بزرگنمایی نقش فرد، سایر نهادهای تاثیرگذار در تصمیم سازیها و تصمیم گیریها، از جمله انواع به اصطلاح شوراهای نظارتی عالی و بالادستی نسبت به وزارت را نادیده گرفت و تاثیرگذاریهای مرئی و نامرئی آنها را که میتواند هر وزیر تحولخواه احتمالی را در صورت نداشتن جسارت و حمایت کافی به محافظهکاری بکشاند، نادیده گرفت؛ بماند سهمخواهیهای برخی نمایندگان مجلس و دخالتهای آشکار و پنهان نهادهای امنیتی و حتی در مورد اخیر دخالت مستقیم اما غیرقانونی وزارت کشور در محروم نمودن تعدادی از معلمان از حق رتبهبندی خود.
نکته سوم، حل بسیاری از مسائل اساسی آموزش و پرورش که منشاء چالشهای بسیار در این سالها شده است، با رفتن و آمدن وزرا از هر جناحی که باشند، ممکن نیست و نیازمند تغییر نگاه کلان به آموزش و پرورش، بالا آوردن رتبه آموزش به ردیفهای اولیه در اولویتهای حاکمیت و پشتوانههای محکم در سطوح بالای سیاسی برای شکلگیری عزمی ملی در حل مسائل آن دارد.
نکته چهارم، آموزش در کشور ما با چند مسئله اساسی رو در روست که کارآمدی آن را به صفر رساندهاند. تمرکزگرایی شدید، ایدئولوژی زدگی و طبقاتی شدن آموزش.
در حالی که فرایند تعلیم و تربیت در مدرسه رخ میدهد، در طی دهههای متوالی، این ستاد و ادارات آموزش و پرورش بودهاند که اختیار کامل برنامهریزیها و تصمیمگیریها حتی در کوچکترین مسائل مربوط به مدرسه را در اختیار گرفتهاند و معلم و دانشآموز را به مثابه عناصر زیردست و مطیع خود که صلاح کار خود را نمیدانند، مورد عتاب و خطاب قرار دادهاند.
برتری دادن ستاد به مدرسه در امر آموزش که در همه دولتها مورد تایید و تاکید قرار گرفته نمادی از برتری داشتن خواستههای حکومت بر نیازها و ارزشهای جامعه معلمان و دانشآموزان است. این یعنی قرار دادن مدرسه، معلم و دانشآموز در موقعیتی فرودست و پیرو که انتظار میرود به عنوان پیادهنظام حکومت نقششان بازتولید القائات ایدئولوژیکی باشد که قرار است از طریق کتابهای درسی به ذهن آنان تزریق گردد.
به باور ما حکومت با طبقاتی کردن آموزش و تقویت مدارس و دانشگاههای خاص که به لحاظ مالی و البته عقیدتی تنها اقشار خاصی میتوانند در آنها وارد شوند، به گمان خود نیروهای مورد نیازش را تامین میکند و مدارس دولتی صرفا باید نقش تامین کننده همان پیاده نظام حکومتی را ایفا کنند. این که بتوانند یا نه البته موضوع دیگری است که شواهد موجود، چنین موفقیتی را نشان نمیدهند.
ادامه در صفحه بعد⤵️
ادامه از صفحه قبل⤴️
با این اوصاف کانون صنفی معلمان معتقد است اگرچه ویژگیهای شخصیتی، دانش تخصصی و تجربه مدیریتی موفق فرهنگی آموزشی در نحوه برخورد وزرا با مسائل آموزش تاثیر گذار است، اما مادامی که معضلات بینشی و ساختاری اشاره شده، تغییر نکند، اولا هیچ مدیر متخصصی راه به وزارت نخواهد یافت، دوم اگر هم راهیابد، موانع اساسی موجود، امکان تصمیمگیری و اقدام را به او نخواهد داد هرچند که معتقدیم انتخاب فردی چون علی مراد صحرایی به عنوان وزیر آموزش و پرورش دهن کجی دیگری به ساحت این وزارتخانه و معلمان و دانش آموزان و اولیای آن هاست.
کانون صنفی معلمان ایران
۲۴ خرداد ۱۴۰۲
https://t.me/httpsksmtehran2/180
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
با این اوصاف کانون صنفی معلمان معتقد است اگرچه ویژگیهای شخصیتی، دانش تخصصی و تجربه مدیریتی موفق فرهنگی آموزشی در نحوه برخورد وزرا با مسائل آموزش تاثیر گذار است، اما مادامی که معضلات بینشی و ساختاری اشاره شده، تغییر نکند، اولا هیچ مدیر متخصصی راه به وزارت نخواهد یافت، دوم اگر هم راهیابد، موانع اساسی موجود، امکان تصمیمگیری و اقدام را به او نخواهد داد هرچند که معتقدیم انتخاب فردی چون علی مراد صحرایی به عنوان وزیر آموزش و پرورش دهن کجی دیگری به ساحت این وزارتخانه و معلمان و دانش آموزان و اولیای آن هاست.
کانون صنفی معلمان ایران
۲۴ خرداد ۱۴۰۲
https://t.me/httpsksmtehran2/180
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
Telegram
..
💠 #خبر
🔺آقایان #انوش_عادلى و #محمود_صدیقی_پور معلمان زندانی در زندان لاکان رشت به مرخصی آمدند.
#جای_معلم_زندان_نیست
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺آقایان #انوش_عادلى و #محمود_صدیقی_پور معلمان زندانی در زندان لاکان رشت به مرخصی آمدند.
#جای_معلم_زندان_نیست
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
💠 #نگاه_کارشناس
🟢برنامه هفتم توسعه؛ یک گام بزرگ به عقب در حوزه محیطزیست!🟢
✍ محمد درویش
1️⃣ آن زمانی که محیطزیست در اوج بود، یعنی برنامه پنجساله چهارم، به شهادت گزارش تحلیلی مرکز پژوهشهای مجلس، کمتر از سی درصد اهدافش هم محقق نشد، از جمله ماده ۵۹ برنامه چهارم که دولت را موظف به ارزشگذاری اقتصادی مواهب طبیعی میکرد و عملاً اجرا نشد. حالا که شبِ شب است و حتی فصل محیطزیست و منابعطبیعی رسماً از پیشنویس برنامه هفتم حذف شده و معلومه که چه فرجامی در حاکمیت انتظار محیطزیست را میکشد!
2️⃣ برمبنای گزارش سال ۲۰۲۰ شاخصهای عملکرد محیط زیستی (EPI) در حوزۀ آب، ایران در شاخص «از دست دادن تالاب» با نمرۀ ۴۵.۴ نسبت به ده سال پیش دچار ۱۴.۱ درصد افت شده است. این در حالی است که مطابق ماده ۳۸ برنامه ششم، دولت موظف بود که دستکم بیست درصد از تالابهای بحرانی کشور را احیا کند. اینک تعداد استانهای دارای کانون گردوغبار به عدد ۲۳ رسیده و سطح کانونهای گردوغبار هم از مرز ۳۴.۶ میلیون هکتار گذشته است. همچنین متوسط غبارخیزی ۴.۲۴ میلیون تن در سال برابر با ۱۲۲ کیلوگرم در هکتار توسط سازمان حفاظت محیطزیست گزارش شده است. درواقع، برمبنای این گزارش ۴۳ درصد از کل عرصۀ ۳.۴ میلیون هکتاری تالابی کشور که در کنوانسیون جهانی رامسر ثبت شده، اینک بهطور کامل خشک شده و به کانون فرسایش بادی و تولید گردوغبار تبدیل شده است.
3️⃣ راست آن است که حاکمیت صدای نماینده دماوند را که خواستار انحلال سازمان حفاظت محیطزیست شده، جدیتر گرفته و در برنامه هفتم میکوشد تا این مطالبه را بدون سر و صدا اجرایی کند. دقت کنید که در آستانه برنامه ششم، آیتالله خامنهای یک منشور پانزده مادهای اختصاصاً برای محیط زیست صادر کرد و در برنامه هفتم، حتی خبری از آن منشور هم نبود!
4️⃣ متاسفم که علی سلاجقه همچنان حاضر است در پردیسان بماند و چنین ننگی را تحمل کند.
#حذف_محیط_زیست_از_برنامه_هفتم
#گزارش_تجارت_نیوز
#محمد_درویش
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🟢برنامه هفتم توسعه؛ یک گام بزرگ به عقب در حوزه محیطزیست!🟢
✍ محمد درویش
1️⃣ آن زمانی که محیطزیست در اوج بود، یعنی برنامه پنجساله چهارم، به شهادت گزارش تحلیلی مرکز پژوهشهای مجلس، کمتر از سی درصد اهدافش هم محقق نشد، از جمله ماده ۵۹ برنامه چهارم که دولت را موظف به ارزشگذاری اقتصادی مواهب طبیعی میکرد و عملاً اجرا نشد. حالا که شبِ شب است و حتی فصل محیطزیست و منابعطبیعی رسماً از پیشنویس برنامه هفتم حذف شده و معلومه که چه فرجامی در حاکمیت انتظار محیطزیست را میکشد!
2️⃣ برمبنای گزارش سال ۲۰۲۰ شاخصهای عملکرد محیط زیستی (EPI) در حوزۀ آب، ایران در شاخص «از دست دادن تالاب» با نمرۀ ۴۵.۴ نسبت به ده سال پیش دچار ۱۴.۱ درصد افت شده است. این در حالی است که مطابق ماده ۳۸ برنامه ششم، دولت موظف بود که دستکم بیست درصد از تالابهای بحرانی کشور را احیا کند. اینک تعداد استانهای دارای کانون گردوغبار به عدد ۲۳ رسیده و سطح کانونهای گردوغبار هم از مرز ۳۴.۶ میلیون هکتار گذشته است. همچنین متوسط غبارخیزی ۴.۲۴ میلیون تن در سال برابر با ۱۲۲ کیلوگرم در هکتار توسط سازمان حفاظت محیطزیست گزارش شده است. درواقع، برمبنای این گزارش ۴۳ درصد از کل عرصۀ ۳.۴ میلیون هکتاری تالابی کشور که در کنوانسیون جهانی رامسر ثبت شده، اینک بهطور کامل خشک شده و به کانون فرسایش بادی و تولید گردوغبار تبدیل شده است.
3️⃣ راست آن است که حاکمیت صدای نماینده دماوند را که خواستار انحلال سازمان حفاظت محیطزیست شده، جدیتر گرفته و در برنامه هفتم میکوشد تا این مطالبه را بدون سر و صدا اجرایی کند. دقت کنید که در آستانه برنامه ششم، آیتالله خامنهای یک منشور پانزده مادهای اختصاصاً برای محیط زیست صادر کرد و در برنامه هفتم، حتی خبری از آن منشور هم نبود!
4️⃣ متاسفم که علی سلاجقه همچنان حاضر است در پردیسان بماند و چنین ننگی را تحمل کند.
#حذف_محیط_زیست_از_برنامه_هفتم
#گزارش_تجارت_نیوز
#محمد_درویش
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
👍2
💠 #گزارش_مردم
درود
نگذاشتند جمع شویم!
تا از مترو پیاده شدم آمدم بیرون
جلوی مجلس پر از مامور بود
من را خفت نمودند پلیسی جلوی من را گرفت و پرسید
بازنشسته هستی؟ تقیه کردم
مجبور شدم دروغ بگویم والا من را سوار مینی بوس ون می نمودند گفتم نه. گفت کجا می روی؟ گفتم بیمارستان معیری جلو مجلس.گفت؛ برای چی؟ گفتم دیابت دارم میروم دکتر
گفت آنجا برای شکستگی است
گفتم دکتر داخلی هم دارد
با من تا بیمارستان آمد از شانس من پزشک دیابت پنج شنبه ها می آید و مجبور شدم برگردم مترو سوار شوم و به منزل مراجعت کنم.
یک گزارش از تجمع امروز تهران جلوی مجلس
چهارشنبه ۲۴ خرداد
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
درود
نگذاشتند جمع شویم!
تا از مترو پیاده شدم آمدم بیرون
جلوی مجلس پر از مامور بود
من را خفت نمودند پلیسی جلوی من را گرفت و پرسید
بازنشسته هستی؟ تقیه کردم
مجبور شدم دروغ بگویم والا من را سوار مینی بوس ون می نمودند گفتم نه. گفت کجا می روی؟ گفتم بیمارستان معیری جلو مجلس.گفت؛ برای چی؟ گفتم دیابت دارم میروم دکتر
گفت آنجا برای شکستگی است
گفتم دکتر داخلی هم دارد
با من تا بیمارستان آمد از شانس من پزشک دیابت پنج شنبه ها می آید و مجبور شدم برگردم مترو سوار شوم و به منزل مراجعت کنم.
یک گزارش از تجمع امروز تهران جلوی مجلس
چهارشنبه ۲۴ خرداد
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 #صبحگاه
کتابهایی را برای من بفرست
که پایانی خوش داشته باشند
هواپیمایی به سلامت فرود میآید
جراح، لبخندزنان اتاق عمل را ترک میکند
پسر کور، بیناییاش را باز مییابد
عشاق، سرانجام یکدیگر را یافتند
عروسیای در پیش است
تشنگان به آب میرسند
و به نان و آزادی...
#ناظم_حکمت
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
کتابهایی را برای من بفرست
که پایانی خوش داشته باشند
هواپیمایی به سلامت فرود میآید
جراح، لبخندزنان اتاق عمل را ترک میکند
پسر کور، بیناییاش را باز مییابد
عشاق، سرانجام یکدیگر را یافتند
عروسیای در پیش است
تشنگان به آب میرسند
و به نان و آزادی...
#ناظم_حکمت
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
👍3
💠 #خبر
🔺خط فقر در تهران به ۳۰ میلیون تومان رسیده است!
مرکز پژوهشهای مجلس درباره افزایش نرخ خط فقر اعلام کرده است که طی یک دهه از ۱۹ درصدی به بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته است و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی هم امروز میزان خط فقر در تهران را ۳۰ میلیون تومان عنوان کرد.
🔹محمد باقری بنابی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در مورد اینکه خط فقر در تهران به ۳۰ میلیون تومان رسیده اظهار داشت: «باتوجه به تورمی که در یکی دوسال اخیر شکل گرفته به نظر میرسد که در تهران خط فقر ۳۰ میلیون تومان باشد.
🔹با توجه به شرایط مسکن، اجاره، معیشت و تورم مشاهده میکنیم که قشر متوسط جامعه عملا به سمت حاشیهنشینی در تهران و یا شهرهای همجوار سوق پیدا کرده و به همین علت ممکن است در آینده نه چندان دور شاهد مسائل اجتماعی و سیاسی متعدد باشیم.»/اقتصاد۲۴
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺خط فقر در تهران به ۳۰ میلیون تومان رسیده است!
مرکز پژوهشهای مجلس درباره افزایش نرخ خط فقر اعلام کرده است که طی یک دهه از ۱۹ درصدی به بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته است و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی هم امروز میزان خط فقر در تهران را ۳۰ میلیون تومان عنوان کرد.
🔹محمد باقری بنابی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در مورد اینکه خط فقر در تهران به ۳۰ میلیون تومان رسیده اظهار داشت: «باتوجه به تورمی که در یکی دوسال اخیر شکل گرفته به نظر میرسد که در تهران خط فقر ۳۰ میلیون تومان باشد.
🔹با توجه به شرایط مسکن، اجاره، معیشت و تورم مشاهده میکنیم که قشر متوسط جامعه عملا به سمت حاشیهنشینی در تهران و یا شهرهای همجوار سوق پیدا کرده و به همین علت ممکن است در آینده نه چندان دور شاهد مسائل اجتماعی و سیاسی متعدد باشیم.»/اقتصاد۲۴
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🤔3
💠 #گزارش
🔺روايت «اعتماد» از ايرانشهر و سوخت برهايش، جادههای سوخته
روزنامه اعتماد/ ۲۵ خرداد ۱۴۰۲
تهیه این گزارش تحقیقی ۶ ماه به درازا کشیدهاست
✍ بنفشه سامگيس
قسمت اول
رسم بلوچ اين است كه زن شوهرمرده، تا ۴ ماه و ۱۰ روز سياهپوش و خانهنشين ميشود و هيچ مردي جز پدر، برادر يا فرزند پسر، روي او را نميبيند......
سال ۱۴۰۱، ماشين ۱۷۰ سوختبَر، هنگام سوختكِشي در جادههاي اطراف ايرانشهر و سرباز، منفجر شد و ۱۶۸ نفرشان كشته شدند. از اين ۱۷۰ سوختبر، ۱۴۷ نفرشان زن و بچه داشتند. .....
«سوختبرها» در منطقه بلوچستان، مرداني هستند كه هفتهاي يك يا دو بار، ۵۰۰ يا ۶۰۰ كيلومتر در مسيرهاي ناامن و كور منتهي به مرز پاكستان ميرانند كه ۲۶۰۰ ليتر گازوييل بار زده بر كول نيسانشان را به دلالان پاكستاني بفروشند. هر نيسان سوختكش، دو سرنشين دارد؛ سوختبر و شاگردش. اغلب سوختبرها كمتر از ۳۰ سال دارند. شاگرد سوختبرها، نوجواناني هستند كه پاي شان به پدال گاز و ترمز نميرسد و قِلق جادههاي مرگ را بلد نيستند. شاگرد سوختبر بايد چند بار و چند ماه با يك سوختبر همراه شود و علاوه بر دريافت مزدي ناچيز، جغرافياي معبرهايي را از بر كند كه بويي از تعريف معمول «جاده» نبرده و ياد بگيرد چطور نيسان كمر خم كرده از سنگيني ۲۶۰۰ ليتر گازوييل را روي شيب كوه و شانههاي دره براند و بار را سالم به مقصد برساند و زنده برگردد. هر سوختبر، خرج حداقل دو خانواده را به عهده دارد....
سال ۱۴۰۱ بهطور ميانگين هر هفته ۴ نيسان سوختكش در جادههاي خروجي ايرانشهر منفجر شده است. وقتي خبر انفجار يك نيسان سوختكش به گوش مردم ايرانشهر ميرسد، همه ميدانند كه حكايت سوختن فقط دو نفر نيست؛ با سوختن يك سوختبر، حداقل ۱۰ نفر نانآورشان را از دست ميدهند. بيمارستان خاتم در شهرستان ايرانشهر، بالاترين آمار جراحيهاي سوختگي، معلوليت، قطع عضو و فلج به دليل شدت سوختگي را در كشور دارد. تمام سوختبرهاي آتشگرفته در جادههاي اطراف شهرستانهاي ايرانشهر و سرباز و قصر قند و دشتياري و چابهار و نيكشهر و تا مرز پاكستان، به بيمارستان خاتم منتقل ميشوند چون تا شعاع ۴۰۰ كيلومتر دورتر از ايرانشهر و تا مرز پاكستان، غير از ۱۰ تخت سوختگي و ۳ اتاق جراحي بيمارستان خاتم هيچ امكان و تجهيزاتي براي مداواي سوختبرهاي سوخته وجود ندارد. بيشترين جراحيهاي پلاستيك در بيمارستان خاتم، براي سوختبرهايي انجام ميشود كه حوالي شهرستان «سرباز» در انفجار و آتش نيسانشان سوختهاند. در نوار جنوبي منطقه، ۵۰ يا ۱۰۰ كيلومتر قبل از فنسكشي مرزي، معبرها و بيراهههاي سوختكشي چنان ناامن است كه زنده ماندن سوختبرها در اين محورها، در مقياس ثانيهها تعريف ميشود. پزشك بيمارستان خاتم شهرستان ايرانشهر كه هفتهاي دو يا سه جوان سوخته در آتش سوختكشي را معاينه و جراحي ميكند، ميگفت: «اينها جان ميدهند براي هيچ.»
ادامه دارد...
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺روايت «اعتماد» از ايرانشهر و سوخت برهايش، جادههای سوخته
روزنامه اعتماد/ ۲۵ خرداد ۱۴۰۲
تهیه این گزارش تحقیقی ۶ ماه به درازا کشیدهاست
✍ بنفشه سامگيس
قسمت اول
رسم بلوچ اين است كه زن شوهرمرده، تا ۴ ماه و ۱۰ روز سياهپوش و خانهنشين ميشود و هيچ مردي جز پدر، برادر يا فرزند پسر، روي او را نميبيند......
سال ۱۴۰۱، ماشين ۱۷۰ سوختبَر، هنگام سوختكِشي در جادههاي اطراف ايرانشهر و سرباز، منفجر شد و ۱۶۸ نفرشان كشته شدند. از اين ۱۷۰ سوختبر، ۱۴۷ نفرشان زن و بچه داشتند. .....
«سوختبرها» در منطقه بلوچستان، مرداني هستند كه هفتهاي يك يا دو بار، ۵۰۰ يا ۶۰۰ كيلومتر در مسيرهاي ناامن و كور منتهي به مرز پاكستان ميرانند كه ۲۶۰۰ ليتر گازوييل بار زده بر كول نيسانشان را به دلالان پاكستاني بفروشند. هر نيسان سوختكش، دو سرنشين دارد؛ سوختبر و شاگردش. اغلب سوختبرها كمتر از ۳۰ سال دارند. شاگرد سوختبرها، نوجواناني هستند كه پاي شان به پدال گاز و ترمز نميرسد و قِلق جادههاي مرگ را بلد نيستند. شاگرد سوختبر بايد چند بار و چند ماه با يك سوختبر همراه شود و علاوه بر دريافت مزدي ناچيز، جغرافياي معبرهايي را از بر كند كه بويي از تعريف معمول «جاده» نبرده و ياد بگيرد چطور نيسان كمر خم كرده از سنگيني ۲۶۰۰ ليتر گازوييل را روي شيب كوه و شانههاي دره براند و بار را سالم به مقصد برساند و زنده برگردد. هر سوختبر، خرج حداقل دو خانواده را به عهده دارد....
سال ۱۴۰۱ بهطور ميانگين هر هفته ۴ نيسان سوختكش در جادههاي خروجي ايرانشهر منفجر شده است. وقتي خبر انفجار يك نيسان سوختكش به گوش مردم ايرانشهر ميرسد، همه ميدانند كه حكايت سوختن فقط دو نفر نيست؛ با سوختن يك سوختبر، حداقل ۱۰ نفر نانآورشان را از دست ميدهند. بيمارستان خاتم در شهرستان ايرانشهر، بالاترين آمار جراحيهاي سوختگي، معلوليت، قطع عضو و فلج به دليل شدت سوختگي را در كشور دارد. تمام سوختبرهاي آتشگرفته در جادههاي اطراف شهرستانهاي ايرانشهر و سرباز و قصر قند و دشتياري و چابهار و نيكشهر و تا مرز پاكستان، به بيمارستان خاتم منتقل ميشوند چون تا شعاع ۴۰۰ كيلومتر دورتر از ايرانشهر و تا مرز پاكستان، غير از ۱۰ تخت سوختگي و ۳ اتاق جراحي بيمارستان خاتم هيچ امكان و تجهيزاتي براي مداواي سوختبرهاي سوخته وجود ندارد. بيشترين جراحيهاي پلاستيك در بيمارستان خاتم، براي سوختبرهايي انجام ميشود كه حوالي شهرستان «سرباز» در انفجار و آتش نيسانشان سوختهاند. در نوار جنوبي منطقه، ۵۰ يا ۱۰۰ كيلومتر قبل از فنسكشي مرزي، معبرها و بيراهههاي سوختكشي چنان ناامن است كه زنده ماندن سوختبرها در اين محورها، در مقياس ثانيهها تعريف ميشود. پزشك بيمارستان خاتم شهرستان ايرانشهر كه هفتهاي دو يا سه جوان سوخته در آتش سوختكشي را معاينه و جراحي ميكند، ميگفت: «اينها جان ميدهند براي هيچ.»
ادامه دارد...
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 #صبحگاه
نگاه كن هنوز آن بلند دور
آن سپيده، آن شكوفه زار انفجار نور
كهربای آرزوست
سپيدهای
كه جان آدمی هماره در هوای اوست
به بوی يك نفس در ان زلال دم زدن
سزد اگر هزار باز بيفتی از نشيب راه و باز
رو نهی بدان فراز ...
#هوشنگ_ابتهاج
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
نگاه كن هنوز آن بلند دور
آن سپيده، آن شكوفه زار انفجار نور
كهربای آرزوست
سپيدهای
كه جان آدمی هماره در هوای اوست
به بوی يك نفس در ان زلال دم زدن
سزد اگر هزار باز بيفتی از نشيب راه و باز
رو نهی بدان فراز ...
#هوشنگ_ابتهاج
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
💠 #گزارش
🔺روايت «اعتماد» از ايرانشهر و سوخت برهايش، جادههای سوخته (۲)
روزنامه اعتماد/ ۲۵ خرداد ۱۴۰۲
تهیه این گزارش تحقیقی ۶ ماه به درازا کشیدهاست
✍ بنفشه سامگيس
لینک قسمت اول:
https://t.me/KSMtehran/13720
۲۴ آذر ۱۴۰۱ / ايرانشهر
ميخواهيم برويم خانه «محمدحسين»؛ سوختبري كه هفتم آذر در نيسان آتشگرفتهاش سوخت. خانه محمدحسين، روستاي كريمآباد است؛ ۲۵ كيلومتر دورتر از ايرانشهر. براي رسيدن به روستاي كريمآباد بايد از زيرگذر جاده برويم؛ از كف بيابان و در بستر رودخانه خشكيده، زمين را تراشيدهاند به ارتفاع و عرض عبور يك ماشين سواري. نه چراغي هست و نه آسفالتي. پل عابر، حداقل يك كيلومتر دورتر از دهانه روستاست و اهالي روستا هم از همين زير گذر ميروند و ميآيند؛ به وقت هواي آفتابي، روي خاك و سنگريزه، به وقت بارندگي و سيل از دل گِل. ....
خانواده محمدحسين سياهپوشند. خرج زندگي ۸ نفر با محمدحسين بود؛ جوانترين پسر يدالله، متولد ۱۳۷۶. دو بار در هفته، قبل از نيمه شب ميرفت «پيركُنار»؛ ۴۸۰ كيلومتر دورتر از كريمآباد، تكهاي از بيابان در مرز هرمزگان و جنوب كرمان. بعد از ساعتها انتظار براي تكميل شدن بار مَنديها (انبارهاي ذخيره سوخت قاچاق در نوار جنوب و شرق كشور) مشك جاسازي شده داخل اتاق بار نيسانش را با ۲۶۰۰ ليتر گازوييل پر ميكرد و ميراند تا «پيركور»؛ ۲۵۰ كيلومتر دورتر از كريمآباد، مرز ايران و پاكستان. بعد از دو روز به مرز ميرسيد. گازوييلش را به دلال پاكستاني ميفروخت و برميگشت كريمآباد.. ....
سيد محمد؛ پسر ارشد یدالله، عكسي از محمدحسين نشانم ميدهد؛ لباس بلوچي پوشيده و رو به دوربين ميخندد. محمدحسين تنها آدم سالم اين خانه بود. پدر، از سالها قبل عصا به دست شده بود و زانوهايش به زحمت خم ميشد، برادر بزرگتر، سالها سوختكشي ميكرد و دچار ناراحتي اعصاب شده بود. برادر دوم، بعد از ۱۰ سال شاگردي سوختبرها، با نيسان خالي در جاده نيكشهر چپ كرد و عليل شد.
سيد محمد ميگويد: «۸ صبح خبر دادن محمدحسين چپ كرده؛ ۴۵ كيلومتري ايرانشهر، نرسيده به رحمانآباد. پيچ اول، لاستيكش ميتركه، ماشين از دستش منحرف ميشه. ماشين ميخوره به حفاظ پيچ. ماشين چپ ميشه سمت محمدحسين و آتيش ميگيره. محمدحسين داخل ماشين گير ميافته. ... ما نيم ساعته رسيديم كف جاده. ديديم محمدحسين داره ميسوزه. آتشنشاني وقتي اومد، فقط اسكلت ماشين مونده بود.»
از جسد محمدحسين چيزي بيرون نيومد؟
پدر گفت: «هيچي.»
پدر، برادرهاي بزرگتر و شهاب؛ پسر سيد محمد، روبروي من نشسته بودند. كار از مجسم كردن لحظهها گذشته بود. پدر و برادرها به هوا نگاه ميكردند موقع تعريف كردن شنيدهها و ديدهها. مردمك چشمهاي اين سه مرد تكان نميخورد. انگار خودشان هم با محمدحسين مرده بودند.
نگفتي به اين برادر جوونت كه سوختكشي خطر داره؟
«محمدحسين از ۱۵ سالگي سوختكشي ميكرد. چند سال شاگرد راننده بود. براي صاحب بار كار ميكرد. دو سال بود خودش ماشين خريده بود. نيسان رو قسطي خريده بود. ۱۸۰ ميليون تومن داده بود. ۲۲۵ ميليون تومن بدهكار بود. از سوختكشي، هم قسط ماشين رو ميداد، هم خرج ما رو. ميدونستم خطر داره ولي چارهاي نبود. چطور بايد زنده ميمونديم؟»
شهاب ۱۹ ساله است و پشت كنكوري. خرج درس خواندن شهاب را عموي جوانمرگش جور ميكرد. سيد محمد، شهاب را تهديد كرده اگر امسال كنكور قبول نشود، او را ميفرستد سوختكشي؛ مثل بقيه بچههاي روستا.
«قبلش ميگفتم درس بخون. برادرم كه سوخت، گفتم برات نيسان قسطي ميگيرم بري شاگردي تا مرز. ديگه درآمدي نداريم. من مريضم. چارهاي نيست. پسرمه. دوستش دارم. بچههاي كوچكتر از شهاب ميرن سوختكشي. خودش خبر داره.»
چرا نميخواي بري سوختكشي؟
«ميترسم. دوست دارم يك كار خوب داشته باشم. يه زندگي ساده. روياي زندگيم اينه كه معلم بشم ولي اينجا، توي اين روستا، رسيدن به روياهات هم روياست. توي روستاي ما، فقط من پشت كنكوري هستم. هيچ كدوم از بچهها حتي به دبيرستان نرسيدن. انگيزهاي ندارن كه درس بخونن. راهي براي موفقيت نيست كه اميدوار بشن. داشتن خيلي چيزايي كه بچههاي همسن من دارن، براي ما محاله. اينجا حتي يه پارك نداريم. يه زمين فوتبال نداريم. براي باشگاه ورزشي بايد بريم ايرانشهر؛ ۲۵ كيلومتر دورتر به شرطي كه هر بار براي رفت و برگشت ۵۰ هزار تومن كرايه بديم.»
با عموت صميمي بودي؟ باهم رفيق بودين؟
«زياد نميديدمش. شبا كه از سوختكشي برميگشت، انقدر خسته بود كه ميخوابيد. صبحها هم مشغول تعمير ماشينش بود. هيچ تفريحي نداشت. فقط كار ميكرد. خرج ۸ نفر رو ميداد. خرج مدرسه من رو هم ميداد.»
دهيار روستا كنار ما نشسته بود و حرفهاي شهاب را ميشنيد.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺روايت «اعتماد» از ايرانشهر و سوخت برهايش، جادههای سوخته (۲)
روزنامه اعتماد/ ۲۵ خرداد ۱۴۰۲
تهیه این گزارش تحقیقی ۶ ماه به درازا کشیدهاست
✍ بنفشه سامگيس
لینک قسمت اول:
https://t.me/KSMtehran/13720
۲۴ آذر ۱۴۰۱ / ايرانشهر
ميخواهيم برويم خانه «محمدحسين»؛ سوختبري كه هفتم آذر در نيسان آتشگرفتهاش سوخت. خانه محمدحسين، روستاي كريمآباد است؛ ۲۵ كيلومتر دورتر از ايرانشهر. براي رسيدن به روستاي كريمآباد بايد از زيرگذر جاده برويم؛ از كف بيابان و در بستر رودخانه خشكيده، زمين را تراشيدهاند به ارتفاع و عرض عبور يك ماشين سواري. نه چراغي هست و نه آسفالتي. پل عابر، حداقل يك كيلومتر دورتر از دهانه روستاست و اهالي روستا هم از همين زير گذر ميروند و ميآيند؛ به وقت هواي آفتابي، روي خاك و سنگريزه، به وقت بارندگي و سيل از دل گِل. ....
خانواده محمدحسين سياهپوشند. خرج زندگي ۸ نفر با محمدحسين بود؛ جوانترين پسر يدالله، متولد ۱۳۷۶. دو بار در هفته، قبل از نيمه شب ميرفت «پيركُنار»؛ ۴۸۰ كيلومتر دورتر از كريمآباد، تكهاي از بيابان در مرز هرمزگان و جنوب كرمان. بعد از ساعتها انتظار براي تكميل شدن بار مَنديها (انبارهاي ذخيره سوخت قاچاق در نوار جنوب و شرق كشور) مشك جاسازي شده داخل اتاق بار نيسانش را با ۲۶۰۰ ليتر گازوييل پر ميكرد و ميراند تا «پيركور»؛ ۲۵۰ كيلومتر دورتر از كريمآباد، مرز ايران و پاكستان. بعد از دو روز به مرز ميرسيد. گازوييلش را به دلال پاكستاني ميفروخت و برميگشت كريمآباد.. ....
سيد محمد؛ پسر ارشد یدالله، عكسي از محمدحسين نشانم ميدهد؛ لباس بلوچي پوشيده و رو به دوربين ميخندد. محمدحسين تنها آدم سالم اين خانه بود. پدر، از سالها قبل عصا به دست شده بود و زانوهايش به زحمت خم ميشد، برادر بزرگتر، سالها سوختكشي ميكرد و دچار ناراحتي اعصاب شده بود. برادر دوم، بعد از ۱۰ سال شاگردي سوختبرها، با نيسان خالي در جاده نيكشهر چپ كرد و عليل شد.
سيد محمد ميگويد: «۸ صبح خبر دادن محمدحسين چپ كرده؛ ۴۵ كيلومتري ايرانشهر، نرسيده به رحمانآباد. پيچ اول، لاستيكش ميتركه، ماشين از دستش منحرف ميشه. ماشين ميخوره به حفاظ پيچ. ماشين چپ ميشه سمت محمدحسين و آتيش ميگيره. محمدحسين داخل ماشين گير ميافته. ... ما نيم ساعته رسيديم كف جاده. ديديم محمدحسين داره ميسوزه. آتشنشاني وقتي اومد، فقط اسكلت ماشين مونده بود.»
از جسد محمدحسين چيزي بيرون نيومد؟
پدر گفت: «هيچي.»
پدر، برادرهاي بزرگتر و شهاب؛ پسر سيد محمد، روبروي من نشسته بودند. كار از مجسم كردن لحظهها گذشته بود. پدر و برادرها به هوا نگاه ميكردند موقع تعريف كردن شنيدهها و ديدهها. مردمك چشمهاي اين سه مرد تكان نميخورد. انگار خودشان هم با محمدحسين مرده بودند.
نگفتي به اين برادر جوونت كه سوختكشي خطر داره؟
«محمدحسين از ۱۵ سالگي سوختكشي ميكرد. چند سال شاگرد راننده بود. براي صاحب بار كار ميكرد. دو سال بود خودش ماشين خريده بود. نيسان رو قسطي خريده بود. ۱۸۰ ميليون تومن داده بود. ۲۲۵ ميليون تومن بدهكار بود. از سوختكشي، هم قسط ماشين رو ميداد، هم خرج ما رو. ميدونستم خطر داره ولي چارهاي نبود. چطور بايد زنده ميمونديم؟»
شهاب ۱۹ ساله است و پشت كنكوري. خرج درس خواندن شهاب را عموي جوانمرگش جور ميكرد. سيد محمد، شهاب را تهديد كرده اگر امسال كنكور قبول نشود، او را ميفرستد سوختكشي؛ مثل بقيه بچههاي روستا.
«قبلش ميگفتم درس بخون. برادرم كه سوخت، گفتم برات نيسان قسطي ميگيرم بري شاگردي تا مرز. ديگه درآمدي نداريم. من مريضم. چارهاي نيست. پسرمه. دوستش دارم. بچههاي كوچكتر از شهاب ميرن سوختكشي. خودش خبر داره.»
چرا نميخواي بري سوختكشي؟
«ميترسم. دوست دارم يك كار خوب داشته باشم. يه زندگي ساده. روياي زندگيم اينه كه معلم بشم ولي اينجا، توي اين روستا، رسيدن به روياهات هم روياست. توي روستاي ما، فقط من پشت كنكوري هستم. هيچ كدوم از بچهها حتي به دبيرستان نرسيدن. انگيزهاي ندارن كه درس بخونن. راهي براي موفقيت نيست كه اميدوار بشن. داشتن خيلي چيزايي كه بچههاي همسن من دارن، براي ما محاله. اينجا حتي يه پارك نداريم. يه زمين فوتبال نداريم. براي باشگاه ورزشي بايد بريم ايرانشهر؛ ۲۵ كيلومتر دورتر به شرطي كه هر بار براي رفت و برگشت ۵۰ هزار تومن كرايه بديم.»
با عموت صميمي بودي؟ باهم رفيق بودين؟
«زياد نميديدمش. شبا كه از سوختكشي برميگشت، انقدر خسته بود كه ميخوابيد. صبحها هم مشغول تعمير ماشينش بود. هيچ تفريحي نداشت. فقط كار ميكرد. خرج ۸ نفر رو ميداد. خرج مدرسه من رو هم ميداد.»
دهيار روستا كنار ما نشسته بود و حرفهاي شهاب را ميشنيد.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
Telegram
کانال کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
💠 #گزارش
🔺روايت «اعتماد» از ايرانشهر و سوخت برهايش، جادههای سوخته
روزنامه اعتماد/ ۲۵ خرداد ۱۴۰۲
تهیه این گزارش تحقیقی ۶ ماه به درازا کشیدهاست
✍ بنفشه سامگيس
قسمت اول
رسم بلوچ اين است كه زن شوهرمرده، تا ۴ ماه و ۱۰ روز سياهپوش و خانهنشين ميشود…
🔺روايت «اعتماد» از ايرانشهر و سوخت برهايش، جادههای سوخته
روزنامه اعتماد/ ۲۵ خرداد ۱۴۰۲
تهیه این گزارش تحقیقی ۶ ماه به درازا کشیدهاست
✍ بنفشه سامگيس
قسمت اول
رسم بلوچ اين است كه زن شوهرمرده، تا ۴ ماه و ۱۰ روز سياهپوش و خانهنشين ميشود…
💠 #یاد
🍃 #زادروز
#توران_میرهادی( ۲۶خرداد۱۳۰۶_۱۸آبان ۱۳۹۵)
نود و ششمین سالروز تولد توران خانم.
توران میرهادی
🔹 "سختی ها به من یاد دادند، همه چیز را غنیمت بشمارم، و تا زمانی که نفس می کشم بکوشم خدمت کنم، و هر کار که از دستم بر می آید، انجام بدهم.
در تمام عمرم هم شاگرد بودهام و هم معلم.
آن چه را که بلد بوده ام، یاد می دادم و آن چه را بلد نبودم یاد می گرفتم.
و این جریان هنوز هم ادامه دارد و چون شاگرد خوبی هستم و بسیار می آموزم خسته نمی شوم.
احترام به اساتید هنوز هم در دل و جان من پا بر جاست."
🔹 «این یک اصل است که ترقی و سعادت یک مملکت ،
نه مربوط به ازدیاد عواید است و نه به جنگ افزارهای پیشرفته، نه به زیبائی بناها و معابد تاریخی،
بلکه ازدیاد عدۀ مردم تربیت شده و فرهنگ دوست است که قدرت واقعی یک سرزمین را میسازد.»
#صلح_را_از_کودکی_باید_آموخت
#تقویم_آموزشی
#نشر_آگاهی
#معلمان_تاثیرگذار
#مدارس_نوین
#آشنایی_با_بزرگان
#تاریخ_آموزش_و_پرورش
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
🍃 #زادروز
#توران_میرهادی( ۲۶خرداد۱۳۰۶_۱۸آبان ۱۳۹۵)
نود و ششمین سالروز تولد توران خانم.
توران میرهادی
🔹 "سختی ها به من یاد دادند، همه چیز را غنیمت بشمارم، و تا زمانی که نفس می کشم بکوشم خدمت کنم، و هر کار که از دستم بر می آید، انجام بدهم.
در تمام عمرم هم شاگرد بودهام و هم معلم.
آن چه را که بلد بوده ام، یاد می دادم و آن چه را بلد نبودم یاد می گرفتم.
و این جریان هنوز هم ادامه دارد و چون شاگرد خوبی هستم و بسیار می آموزم خسته نمی شوم.
احترام به اساتید هنوز هم در دل و جان من پا بر جاست."
🔹 «این یک اصل است که ترقی و سعادت یک مملکت ،
نه مربوط به ازدیاد عواید است و نه به جنگ افزارهای پیشرفته، نه به زیبائی بناها و معابد تاریخی،
بلکه ازدیاد عدۀ مردم تربیت شده و فرهنگ دوست است که قدرت واقعی یک سرزمین را میسازد.»
#صلح_را_از_کودکی_باید_آموخت
#تقویم_آموزشی
#نشر_آگاهی
#معلمان_تاثیرگذار
#مدارس_نوین
#آشنایی_با_بزرگان
#تاریخ_آموزش_و_پرورش
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
👍3
💠 #خبر
🔺در جریان امتحانات نهایی دانش آموزان دبیرستانی پرسشنامه هایی درباره ی باورهای سیاسی و عقیدتی به دانش آموزان داده شده و از آنان خواسته شده به طور «دقیق و صادقانه» به پرسش ها پاسخ دهند!
نمونه ی موضوعاتی که نظر دانش آموزان درباره ی آنها پرسیده شده:
مردم باید از تصمیمات حاکمیت حمایت کنند.
از اینکه در نظام جمهوری اسلامی ایران زندگی می کنم احساس رضایت دارم.
برای هر کشوری بهتر است که افراد با اعتقادات دینی در رأس کارها باشند.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔺در جریان امتحانات نهایی دانش آموزان دبیرستانی پرسشنامه هایی درباره ی باورهای سیاسی و عقیدتی به دانش آموزان داده شده و از آنان خواسته شده به طور «دقیق و صادقانه» به پرسش ها پاسخ دهند!
نمونه ی موضوعاتی که نظر دانش آموزان درباره ی آنها پرسیده شده:
مردم باید از تصمیمات حاکمیت حمایت کنند.
از اینکه در نظام جمهوری اسلامی ایران زندگی می کنم احساس رضایت دارم.
برای هر کشوری بهتر است که افراد با اعتقادات دینی در رأس کارها باشند.
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
👎4
▫️طرح «سنجش سلامت ورود به دبستان» مانع گسترش آموزش تلفیقی-فراگیر است
🔻«استثناء» در آموزش فراگیر
✍️نازنین افتخار
🔹رضا، بچۀ کمرویی که مشکل گفتاری و شنوایی دارد، بهار امسال به هفت سالگی رسید. او هم مثل باقی همسنوسالهایش این روزها برای اینکه پشت نیمکتهای مدرسه بنشیند، باید در طرح «سنجش سلامت دانشآموزان کلاس اولی» شرکت کند.
🔹مادر او اما نگران است و نمیخواهد رضا را به مدرسۀ استثنایی بفرستد. این دغدغه و نگرانی نه فقط برای رضا و خانوادهاش که تقریباً شامل همۀ خانوادههایی است که بچۀ کلاس اولی دارند.
🔹نگرانی از اینکه فرزند آنها بهدلیل تفاوتهایش از سایر بچهها جدا و از حق آموزش باکیفیت و بودن در جامعه محروم شود. هر چند سنجش سلامت بهمعنای استثنایی بودن بچهها نیست، اما وقتی هدف آموزشوپروش، گسترش آموزش فراگیر و تحصیل همۀ دانشآموزان در کنار هم، با وجود تفاوتهایشان، است؛ سنجش چه کارکردی دارد؟
ادامه مطلب در لینک زیر بخوانید:
https://payamema.ir/p/86454
#مدارس_استثنایی
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
🔻«استثناء» در آموزش فراگیر
✍️نازنین افتخار
🔹رضا، بچۀ کمرویی که مشکل گفتاری و شنوایی دارد، بهار امسال به هفت سالگی رسید. او هم مثل باقی همسنوسالهایش این روزها برای اینکه پشت نیمکتهای مدرسه بنشیند، باید در طرح «سنجش سلامت دانشآموزان کلاس اولی» شرکت کند.
🔹مادر او اما نگران است و نمیخواهد رضا را به مدرسۀ استثنایی بفرستد. این دغدغه و نگرانی نه فقط برای رضا و خانوادهاش که تقریباً شامل همۀ خانوادههایی است که بچۀ کلاس اولی دارند.
🔹نگرانی از اینکه فرزند آنها بهدلیل تفاوتهایش از سایر بچهها جدا و از حق آموزش باکیفیت و بودن در جامعه محروم شود. هر چند سنجش سلامت بهمعنای استثنایی بودن بچهها نیست، اما وقتی هدف آموزشوپروش، گسترش آموزش فراگیر و تحصیل همۀ دانشآموزان در کنار هم، با وجود تفاوتهایشان، است؛ سنجش چه کارکردی دارد؟
ادامه مطلب در لینک زیر بخوانید:
https://payamema.ir/p/86454
#مدارس_استثنایی
🔹🔹🔹
🖋 کانال کانون صنفی معلمان ایران
🆔 @KSMtehran
💠 #جملات_قابل_تامل
✍ #توران_میرهادی
"یک ضرب المثل معروف چینی می گوید :
اگر برنامه یک ساله داری، گندم بکار.
اگر برنامه ده ساله داری، گردو بکار.
و اگر برنامه صد ساله داری، انسان بساز.
📌به نظر من عکس این مطلب هم صادق است، به این صورت که:
اگر تسلط یک ساله می خواهی، مزارع را بسوزان.
اگر تسلط ده ساله می خواهی،
باغ ها و کارخانه ها و اقتصاد را در هم بریز.
و اگر برنامه تسلط صد ساله داری، کار تعلیم و تربیت را در دست بگیر و در مغز انسان ها نفوذ کن."
📚 از کتاب: جستجو در راهها و روشهای تربیت
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
✍ #توران_میرهادی
"یک ضرب المثل معروف چینی می گوید :
اگر برنامه یک ساله داری، گندم بکار.
اگر برنامه ده ساله داری، گردو بکار.
و اگر برنامه صد ساله داری، انسان بساز.
📌به نظر من عکس این مطلب هم صادق است، به این صورت که:
اگر تسلط یک ساله می خواهی، مزارع را بسوزان.
اگر تسلط ده ساله می خواهی،
باغ ها و کارخانه ها و اقتصاد را در هم بریز.
و اگر برنامه تسلط صد ساله داری، کار تعلیم و تربیت را در دست بگیر و در مغز انسان ها نفوذ کن."
📚 از کتاب: جستجو در راهها و روشهای تربیت
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
👍2👎1