💠 #اخبار_روز
📰 صفحه اول روزنامه های ایران 🗞
📆 چهار شنبه: ۲ تیر ماه ۱۴۰۰
#خبر
#تیتر
#روزنامه
#آگاهی
#مسئولیت_اجتماعی
✅ با ما همراه باشید 🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
🆔 @KSMtehran
📰 صفحه اول روزنامه های ایران 🗞
📆 چهار شنبه: ۲ تیر ماه ۱۴۰۰
#خبر
#تیتر
#روزنامه
#آگاهی
#مسئولیت_اجتماعی
✅ با ما همراه باشید 🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
🆔 @KSMtehran
💠 وقتی مدرسه نابرابری را تشدید میکند!
✍فردین علیخواه
🔹 از بعضی خانوادهها سؤال میکنم که برای تحصیل فرزندشان چقدر شهریه پرداخت میکنند، با شنیدن پاسخ، بیاختیار سوت ممتدی میزنم! به زمین نگاه میکنم و سرم را به چپ و راست تکان میدهم. ۵، ۱۰، ۱۵، ۲۰ میلیون تومان برای یک سال! از کسانی که مبلغ بالاتری پرداخت کردهاند میپرسم که این پول را در ازای دریافت چه خدماتی پرداخت میکنید. میگویند: دو زبان خارجی یاد میدهند، معلم نقاشیشان فلانی است، موسیقی و حرکات موزون یاد میدهند، کلاسهای ورزششان در فلان باشگاه است، از انواع هنرها میتوانند یکی را انتخاب و فرد شناختهشدهای در آن هنر به آنها درس بدهد، غذایشان تحت نظر یک متخصص تغذیه است، آنها را به موزهها، گالریها و کتابفروشیها میبرند، وضعیت پزشکیشان مدام چک میشود، برنامههای مشترک هنری با حضور ما ترتیب میدهند، برایشان کلاس قصهگویی و شاهنامهخوانی برگزار میکنند و ...
🔹 بوردیو؛ جامعهشناس فرانسوی چند دهه قبل به نقد جدی نظام آموزشی فرانسه پرداخت. او معتقد بود که کارکرد نظام آموزشی آن است که دانش آموزان را برای زندگی پس از مدرسه یا دانشگاه توانمند کند و به آنها مهارتهای لازم برای فرهیخته بودن را بیاموزد. منظور او از فرهیختگی، کسب منشها و شیوههای درک جهان، و نیز مهارتهایی بود که با داشتن آنها افراد احساس نکنند که در مقایسه با سایرین چیزی کم دارند. مثلاً دانش آموزان پس از اتمام دوره تحصیل بتوانند به یک زبان خارجی حرف بزنند، وقتی یک تابلوی نقاشی دیدند بگویند که این تابلو در چه سبکی نقاشی شده است، اگر به یک موسیقی گوش کردند بگویند که این موسیقی در چه سبکی است، نام سازهای موسیقی را بهدرستی بدانند، با مهارتهای اجتماعی نظیر ایجاد ارتباط اجتماعی و نیز رفتار در موقعیتهای اجتماعی مختلف نظیر رستوران یا گالریهای هنری آشنا باشند. درمجموع توانایی رمزگشایی از عرصه اجتماع و هنر را کسب کنند.
از نظر او همه دانش آموزان با توان و قابلیتهای یکسانی وارد نظام مدرسه نمیشوند. برخی از آنها از قبل دارای خانواده فرهیختهای هستند و روشن است که اگر در مدرسه چنین چیزهایی به دانش آموزان یاد داده شود تواناییها آنان صرفاً تکمیل خواهد شد چون از زمینههای لازم برخوردارند. ولی عدهای از دانش آموزان هم هستند که در خانواده اصلاً چنین چیزهایی را نیاموختهاند و به تعبیری خانواده فقیری داشتهاند. وظیفه نظام آموزشوپرورش آن است که روی این دانش آموزان بیشتر کار کند. به آنان بیشتر آموزش بدهد تا همپای دانش آموزان دسته اول شوند. امری که برخی آنرا «تبعیض مثبت» میدانند. نظام آموزشوپرورش باید وضعیت را عادلانه پیش ببرد تا درنهایت دانش آموزان با تواناییهای مشابهی دوره تحصیل را به اتمام برسانند.
نظر بوردیو آن بود که نظام آموزشی فرانسه چنین نیست. درواقع نابرابری موجود در نظام آموزشی باعث میشود تا فقرا، با فرهنگ حاکم بر خانوادههای فقیر وارد و با همان فرهنگ خارج شوند. خانوادههایی که پولدارترند یا به تعبیر بوردیو سرمایه اقتصادی و فرهنگی بیشتری دارند فرزندان خود را به مدارس درجهیک میفرستند و خانوادههای کمدرآمد به مدارس ضعیف تر. نتیجه آنکه وارثان اقتصاد، هنر و سیاست همچنان وارث و مدعی این عرصه میمانند و وارثان فقر هم همچنان فقر را به نسل بعد از خود منتقل میکنند. نابرابری از طریق مدرسه مدام بازتولید میشود. بوردیو این امر را خشونت نمادین میداند. یعنی نظام آموزشوپرورش به شکل سمبلیک عدهای را از گردونه فرهیخته شدن و کسب مهارتهای اجتماعی لازم برای زندگی امروزی کنار میگذارد.
آنچه بوردیو چند دهه قبل در خصوص نظام آموزشی کشور فرانسه گفت ظاهراً به شکل زیرپوستی در کشور ما در حال وقوع است. متأسفانه در کشوری که در قانون اساسیاش بر آموزش رایگان تأکید شده است روزبهروز شاهد طبقاتی شدن امر آموزش هستیم. نکته جالب آنکه در مدارس دولتی هم شاهد طبقاتی شدن هستیم و مسئله فقط مدارس خصوصی/دولتی نیست. برخی از مدارس دولتی هم که در مناطق مرفه نشین شهرها قرار دارند با دریافت مستمر هزینه از والدین تلاش میکنند خدمات ویژهای به دانش آموزان ارائه دهند. و دراینبین آنچه مشهود است:
مدرسه در ایران بهتدریج تبدیل به سیستم تثبیت نابرابریهای اجتماعی میشود. ژنهای خوب که در خانوادههایی با سرمایه فرهنگی و اقتصادی بالا رشد میکنند به مدارس مطلوب میروند و میشوند وارثان اقتصاد و هنر، و ژنهای نامرغوب که والدین مرغوبی ندارند به مدارس ضعیف میروند و میشوند وارثان فقر!
🔻سخن پایانی:
مراقب باشیم. برخی از این مدارس چنین به والدین القاء می کنند که پدر و مادر خوب بودن یعنی کسی که چنین خدمات گران قیمتی را برای فرزندانش فراهم کند.
@alefbaaa :منبع
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
🆔 @KSMtehran
✍فردین علیخواه
🔹 از بعضی خانوادهها سؤال میکنم که برای تحصیل فرزندشان چقدر شهریه پرداخت میکنند، با شنیدن پاسخ، بیاختیار سوت ممتدی میزنم! به زمین نگاه میکنم و سرم را به چپ و راست تکان میدهم. ۵، ۱۰، ۱۵، ۲۰ میلیون تومان برای یک سال! از کسانی که مبلغ بالاتری پرداخت کردهاند میپرسم که این پول را در ازای دریافت چه خدماتی پرداخت میکنید. میگویند: دو زبان خارجی یاد میدهند، معلم نقاشیشان فلانی است، موسیقی و حرکات موزون یاد میدهند، کلاسهای ورزششان در فلان باشگاه است، از انواع هنرها میتوانند یکی را انتخاب و فرد شناختهشدهای در آن هنر به آنها درس بدهد، غذایشان تحت نظر یک متخصص تغذیه است، آنها را به موزهها، گالریها و کتابفروشیها میبرند، وضعیت پزشکیشان مدام چک میشود، برنامههای مشترک هنری با حضور ما ترتیب میدهند، برایشان کلاس قصهگویی و شاهنامهخوانی برگزار میکنند و ...
🔹 بوردیو؛ جامعهشناس فرانسوی چند دهه قبل به نقد جدی نظام آموزشی فرانسه پرداخت. او معتقد بود که کارکرد نظام آموزشی آن است که دانش آموزان را برای زندگی پس از مدرسه یا دانشگاه توانمند کند و به آنها مهارتهای لازم برای فرهیخته بودن را بیاموزد. منظور او از فرهیختگی، کسب منشها و شیوههای درک جهان، و نیز مهارتهایی بود که با داشتن آنها افراد احساس نکنند که در مقایسه با سایرین چیزی کم دارند. مثلاً دانش آموزان پس از اتمام دوره تحصیل بتوانند به یک زبان خارجی حرف بزنند، وقتی یک تابلوی نقاشی دیدند بگویند که این تابلو در چه سبکی نقاشی شده است، اگر به یک موسیقی گوش کردند بگویند که این موسیقی در چه سبکی است، نام سازهای موسیقی را بهدرستی بدانند، با مهارتهای اجتماعی نظیر ایجاد ارتباط اجتماعی و نیز رفتار در موقعیتهای اجتماعی مختلف نظیر رستوران یا گالریهای هنری آشنا باشند. درمجموع توانایی رمزگشایی از عرصه اجتماع و هنر را کسب کنند.
از نظر او همه دانش آموزان با توان و قابلیتهای یکسانی وارد نظام مدرسه نمیشوند. برخی از آنها از قبل دارای خانواده فرهیختهای هستند و روشن است که اگر در مدرسه چنین چیزهایی به دانش آموزان یاد داده شود تواناییها آنان صرفاً تکمیل خواهد شد چون از زمینههای لازم برخوردارند. ولی عدهای از دانش آموزان هم هستند که در خانواده اصلاً چنین چیزهایی را نیاموختهاند و به تعبیری خانواده فقیری داشتهاند. وظیفه نظام آموزشوپرورش آن است که روی این دانش آموزان بیشتر کار کند. به آنان بیشتر آموزش بدهد تا همپای دانش آموزان دسته اول شوند. امری که برخی آنرا «تبعیض مثبت» میدانند. نظام آموزشوپرورش باید وضعیت را عادلانه پیش ببرد تا درنهایت دانش آموزان با تواناییهای مشابهی دوره تحصیل را به اتمام برسانند.
نظر بوردیو آن بود که نظام آموزشی فرانسه چنین نیست. درواقع نابرابری موجود در نظام آموزشی باعث میشود تا فقرا، با فرهنگ حاکم بر خانوادههای فقیر وارد و با همان فرهنگ خارج شوند. خانوادههایی که پولدارترند یا به تعبیر بوردیو سرمایه اقتصادی و فرهنگی بیشتری دارند فرزندان خود را به مدارس درجهیک میفرستند و خانوادههای کمدرآمد به مدارس ضعیف تر. نتیجه آنکه وارثان اقتصاد، هنر و سیاست همچنان وارث و مدعی این عرصه میمانند و وارثان فقر هم همچنان فقر را به نسل بعد از خود منتقل میکنند. نابرابری از طریق مدرسه مدام بازتولید میشود. بوردیو این امر را خشونت نمادین میداند. یعنی نظام آموزشوپرورش به شکل سمبلیک عدهای را از گردونه فرهیخته شدن و کسب مهارتهای اجتماعی لازم برای زندگی امروزی کنار میگذارد.
آنچه بوردیو چند دهه قبل در خصوص نظام آموزشی کشور فرانسه گفت ظاهراً به شکل زیرپوستی در کشور ما در حال وقوع است. متأسفانه در کشوری که در قانون اساسیاش بر آموزش رایگان تأکید شده است روزبهروز شاهد طبقاتی شدن امر آموزش هستیم. نکته جالب آنکه در مدارس دولتی هم شاهد طبقاتی شدن هستیم و مسئله فقط مدارس خصوصی/دولتی نیست. برخی از مدارس دولتی هم که در مناطق مرفه نشین شهرها قرار دارند با دریافت مستمر هزینه از والدین تلاش میکنند خدمات ویژهای به دانش آموزان ارائه دهند. و دراینبین آنچه مشهود است:
مدرسه در ایران بهتدریج تبدیل به سیستم تثبیت نابرابریهای اجتماعی میشود. ژنهای خوب که در خانوادههایی با سرمایه فرهنگی و اقتصادی بالا رشد میکنند به مدارس مطلوب میروند و میشوند وارثان اقتصاد و هنر، و ژنهای نامرغوب که والدین مرغوبی ندارند به مدارس ضعیف میروند و میشوند وارثان فقر!
🔻سخن پایانی:
مراقب باشیم. برخی از این مدارس چنین به والدین القاء می کنند که پدر و مادر خوب بودن یعنی کسی که چنین خدمات گران قیمتی را برای فرزندانش فراهم کند.
@alefbaaa :منبع
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
🆔 @KSMtehran
🔹 رتبهبندی کشورها بر اساس ارزش و احترام کار معلمی
در این رتبه بندی، برخی کشورهای آسیایی مانند چین، مالزی، تایوان و ترکیه پیشتاز هستند ...
#نابرابری_آموزشی = #نابرابری_اجتماعی
✅ با ما همراه باشید🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
✅ آدرس صفحه ما در اینستاگرام 👇
https://instagram.com/ksmi2001t?igshid=6kfccnzsk6d2
در این رتبه بندی، برخی کشورهای آسیایی مانند چین، مالزی، تایوان و ترکیه پیشتاز هستند ...
#نابرابری_آموزشی = #نابرابری_اجتماعی
✅ با ما همراه باشید🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
✅ آدرس صفحه ما در اینستاگرام 👇
https://instagram.com/ksmi2001t?igshid=6kfccnzsk6d2
💠 #در_هزار_توی_اخبار
#محیط_زیست
🔹 به گزارش خبرنگار ایرنا، سرهنگ جمشید محبت خانی روز دوشنبه در نشست خبری آنلاین با تبریک ولادت امام رضا (ع) و روز ملی محیط بان افزود: چند سالی است پیگیر هستیم تا روز ولادت امام رضا (ع) که امسال با اول تیر ماه مصادف شده است، به عنوان روز ملی محیط بان در تقویم رسمی کشور ثبت شود که هنوز موفق به انجام آن نشدیم. رییس سازمان محیط زیست در نامه ای به رئیس جمهور خواستار ثبت روز ملی محیط بانی در تقویم رسمی کشور شد که دستور مناسبی نیز در این زمینه صادر شد و امیدواریم این پروسه هرچه سریعتر طی شود.
🔹 یکم تیر روز محیط بان بود، از دهه ۵۰ تا به امروز بیشتر از ۱۴۰ نفر از محیط بانان حتی به قیمت از دست دادن جانشان از #محیط_زیست و طبیعت ایران محافظت کردند.
♦️ قصه ی تلخ چند محیط بان و جنگل بان
🔻اولین محیط بانی که در راه حفاظت از محیط زیست ایران کشته شد محیط بانی به نام اکبر شکاری بود، که ۲۷ آبان سال ۱۳۵۲ در نزدیکی شهر نیریز استان فارس در درگیری با شکارچیان غیرمجازی که با سنگ و چوب به او حمله کردند، کشته شد!
🔻ماجرای قتل محیط بان ناصری پیروری یکی از تلخترین اتفاقات محیط زیست ایرانه، کسی که در طول ۲۴ سال جنگلبانی بیشترین درگیری را با قاچاقچیان چوب و متصرفان جنگل داشت و از سال ۱۳۸۰ رییس اداره منابع طبیعی ماسال شد اما سرانجام به علت این که حاضر نشد ۵ هکتار از جنگل را به شخصی بانفوذ واگذار کند به شکل وحشتناکی در سال ۱۳۸۴ به قتل رسید.
🔻ناصر پیروی صبح روز هفت اردیبهشت ۸۴ از رشت به سمت ماسال میرفت که ۴ نفر با لباس نظامی که ایست بازرسی جعلی درست کرده بودند ماشینش را متوفق کردند و بعد از ربودن و انتقالش بهجنگل بعد از شکنجه سرش را از پشت با تیغ موکت بری بریدند و جنازه اش را در جنگل رها کردند!
🔻 هادی جلالی محیط بان خوزستانی ۲۳ تیر ۹۳ در قسمتی از تالاب شادگان با چهارنفر شکارچی که فلامینگو و حواصیل شکار کرده بودند درگیر شد و آنها با تفنگ ساچمه ای قصد کشتنش را داشتند!
🔻محیط بان محمد حسن نژاد که سابقه ۲۳ سال محیط بانی داشت شب یازدهم شهریور سال ۹۹ در مواجهه با شکارچیان غیرمجاز با شلیک گلوله کشته شد، قاتل فردا صبح متوجه شد که دایی خودش را کشته و با همان اسلحه خودش را هم کشت.
🔻آخرین محیط بانانی که جانشان را فدا کردند مهدی مجلل و میکاییل هاشمی بودند صبح روز ۱۷ فروردین ۱۴۰۰ در منطقه فیله خاصه زنجان با گلوله شکارچیان به قتل رسیدند!
#محیط_بان
#یک_زمین_داریم
#محیط_زیست
#حفاظت_از_محیط_زیست
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران (تهران )
🆔 @KSMtehran
#محیط_زیست
🔹 به گزارش خبرنگار ایرنا، سرهنگ جمشید محبت خانی روز دوشنبه در نشست خبری آنلاین با تبریک ولادت امام رضا (ع) و روز ملی محیط بان افزود: چند سالی است پیگیر هستیم تا روز ولادت امام رضا (ع) که امسال با اول تیر ماه مصادف شده است، به عنوان روز ملی محیط بان در تقویم رسمی کشور ثبت شود که هنوز موفق به انجام آن نشدیم. رییس سازمان محیط زیست در نامه ای به رئیس جمهور خواستار ثبت روز ملی محیط بانی در تقویم رسمی کشور شد که دستور مناسبی نیز در این زمینه صادر شد و امیدواریم این پروسه هرچه سریعتر طی شود.
🔹 یکم تیر روز محیط بان بود، از دهه ۵۰ تا به امروز بیشتر از ۱۴۰ نفر از محیط بانان حتی به قیمت از دست دادن جانشان از #محیط_زیست و طبیعت ایران محافظت کردند.
♦️ قصه ی تلخ چند محیط بان و جنگل بان
🔻اولین محیط بانی که در راه حفاظت از محیط زیست ایران کشته شد محیط بانی به نام اکبر شکاری بود، که ۲۷ آبان سال ۱۳۵۲ در نزدیکی شهر نیریز استان فارس در درگیری با شکارچیان غیرمجازی که با سنگ و چوب به او حمله کردند، کشته شد!
🔻ماجرای قتل محیط بان ناصری پیروری یکی از تلخترین اتفاقات محیط زیست ایرانه، کسی که در طول ۲۴ سال جنگلبانی بیشترین درگیری را با قاچاقچیان چوب و متصرفان جنگل داشت و از سال ۱۳۸۰ رییس اداره منابع طبیعی ماسال شد اما سرانجام به علت این که حاضر نشد ۵ هکتار از جنگل را به شخصی بانفوذ واگذار کند به شکل وحشتناکی در سال ۱۳۸۴ به قتل رسید.
🔻ناصر پیروی صبح روز هفت اردیبهشت ۸۴ از رشت به سمت ماسال میرفت که ۴ نفر با لباس نظامی که ایست بازرسی جعلی درست کرده بودند ماشینش را متوفق کردند و بعد از ربودن و انتقالش بهجنگل بعد از شکنجه سرش را از پشت با تیغ موکت بری بریدند و جنازه اش را در جنگل رها کردند!
🔻 هادی جلالی محیط بان خوزستانی ۲۳ تیر ۹۳ در قسمتی از تالاب شادگان با چهارنفر شکارچی که فلامینگو و حواصیل شکار کرده بودند درگیر شد و آنها با تفنگ ساچمه ای قصد کشتنش را داشتند!
🔻محیط بان محمد حسن نژاد که سابقه ۲۳ سال محیط بانی داشت شب یازدهم شهریور سال ۹۹ در مواجهه با شکارچیان غیرمجاز با شلیک گلوله کشته شد، قاتل فردا صبح متوجه شد که دایی خودش را کشته و با همان اسلحه خودش را هم کشت.
🔻آخرین محیط بانانی که جانشان را فدا کردند مهدی مجلل و میکاییل هاشمی بودند صبح روز ۱۷ فروردین ۱۴۰۰ در منطقه فیله خاصه زنجان با گلوله شکارچیان به قتل رسیدند!
#محیط_بان
#یک_زمین_داریم
#محیط_زیست
#حفاظت_از_محیط_زیست
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران (تهران )
🆔 @KSMtehran
💠 #یاد
🔹 #صمد_بهرنگی
( ۲ تیر ۱۳۱۸ در تبریز – ۹ شهریور ۱۳۴۷ در ارسباران)
🔹 آموزگار، منتقد اجتماعی، داستاننویس، مترجم و ...
🔹 ماهی سیاه کوچولو گفت: نه مادر، من دیگر از این گردشها خسته شدهام، میخواهم راه بیفتم و بروم ببینم جاهای دیگر چه خبرهایی هست.
ممکن است فکر کنی که یک کسی این حرفها را به ماهی کوچولو یاد داده، اما بدان که من خودم خیلی وقت است در این فکرم. البته خیلی چیزها هم از این و آن یاد گرفتهام؛ مثلا این را فهمیدهام که بیشتر ماهیها، موقع پیری شکایت میکنند که زندگیشان را بیخودی تلف کردهاند. دایم ناله و نفرین میکنند و از همه چیز شکایت دارند. من میخواهم بدانم که،
راستی راستی زندگی یعنی اینکه توی یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا اینکه طور دیگری هم توی دنیا میشود زندگی کرد؟...!
ماهی سیاه کوچولو
🍃 #صمد_بهرنگی
🍃#زادروز
#تقویم_آموزشی
#نشر_آگاهی
#معلمان_تاثیرگذار
#مدارس_نوین
#آشنایی_با_بزرگان
#تاریخ_آموزش_و_پرورش
#نابرابری_آموزشی
#نابرابری_اجتماعی
✅ با ما همراه باشید🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
🔹 #صمد_بهرنگی
( ۲ تیر ۱۳۱۸ در تبریز – ۹ شهریور ۱۳۴۷ در ارسباران)
🔹 آموزگار، منتقد اجتماعی، داستاننویس، مترجم و ...
🔹 ماهی سیاه کوچولو گفت: نه مادر، من دیگر از این گردشها خسته شدهام، میخواهم راه بیفتم و بروم ببینم جاهای دیگر چه خبرهایی هست.
ممکن است فکر کنی که یک کسی این حرفها را به ماهی کوچولو یاد داده، اما بدان که من خودم خیلی وقت است در این فکرم. البته خیلی چیزها هم از این و آن یاد گرفتهام؛ مثلا این را فهمیدهام که بیشتر ماهیها، موقع پیری شکایت میکنند که زندگیشان را بیخودی تلف کردهاند. دایم ناله و نفرین میکنند و از همه چیز شکایت دارند. من میخواهم بدانم که،
راستی راستی زندگی یعنی اینکه توی یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا اینکه طور دیگری هم توی دنیا میشود زندگی کرد؟...!
ماهی سیاه کوچولو
🍃 #صمد_بهرنگی
🍃#زادروز
#تقویم_آموزشی
#نشر_آگاهی
#معلمان_تاثیرگذار
#مدارس_نوین
#آشنایی_با_بزرگان
#تاریخ_آموزش_و_پرورش
#نابرابری_آموزشی
#نابرابری_اجتماعی
✅ با ما همراه باشید🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
💠 شعری از عبدالرضا قنبری به یاد
آفریننده ماهی سیاه کوچولو
دوم تیر زاد روز معلم راستین صمد بهرنگی گرامی باد!
ارس!
رود خروشان
جاری در خیال دشت
آن یاد و یادگاری ات
جاودانه !
برما چه گذشت
در سال های نامیرای قحط آبی
از گمشدگان برکهی ماندنهای کوچک
جز ماهیان سرگردان
در چنبرتکرار
بر ما
جز زخمهای کهنهی درد فراموشی
در دامگاه مرگ، چه مانده است؟
ارس!
با خیل خرچنگها و کفچه ماهیهای پیش رو
در حلقهی مداوم آه و فسوس
چه رازی نهفته در دل داری؟!
از آن غریب گمشده
در وسعت دریا – ماهی سیاه کوچولو –
اسکلت مانده بر ماسههای داغ
ارس!
ماهی قرمز کوچک
– باز مانده از یازده هزار و نهصد ونود ونه خواب زده – را گو
در پهنهی وسیع این بیابان
در آسمان
مرغ پیر ماهیخوار
در کمین است تا باورت شود
هنوز در ذهن برکه
زمزمه جویبار و ماهی سیاه کوچولو
افسانهی عبور مسافران خوابآلود
در بی ستارهترین شب است.
و هیچ وسوسهای
حتا هزاران خنجر
دل سپردگان به برکههای ماندن را
یازده هزار و نهصد ونود ونه خواب زده را
بیدار نخواهد کرد
این را
همسایهها و حلزون پیچ پیچی
حتا پیر ماهیهای درمانده نیز میدانند
که آن سوی برکه ی تکرار
دریاست
و خوب میدانند که روزی
داستان ماهی سیاه کوچولو
با یادگاری از غرور و خون
خواب قرنهایشان را آشفته
و زندگی و مرگ را برای فرزاندانش معنا میکند
ارس !
نشسته بر بلندای آشناییها
یادگار صلابت آن با نشان مرد آزاده، صمد
نام شریف تو را
تمام مردم آزاده دانستند
آن یاد و یادگاریات
جاودانه!
#صمد_بهرنگی
#عبدالرضا_قنبری
@Abdolrezaghanbari
✅ با ما همراه باشید🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
✅ آدرس صفحه ما در اینستاگرام 👇
https://instagram.com/ksmi2001t?igshid=6kfccnzsk6d2
آفریننده ماهی سیاه کوچولو
دوم تیر زاد روز معلم راستین صمد بهرنگی گرامی باد!
ارس!
رود خروشان
جاری در خیال دشت
آن یاد و یادگاری ات
جاودانه !
برما چه گذشت
در سال های نامیرای قحط آبی
از گمشدگان برکهی ماندنهای کوچک
جز ماهیان سرگردان
در چنبرتکرار
بر ما
جز زخمهای کهنهی درد فراموشی
در دامگاه مرگ، چه مانده است؟
ارس!
با خیل خرچنگها و کفچه ماهیهای پیش رو
در حلقهی مداوم آه و فسوس
چه رازی نهفته در دل داری؟!
از آن غریب گمشده
در وسعت دریا – ماهی سیاه کوچولو –
اسکلت مانده بر ماسههای داغ
ارس!
ماهی قرمز کوچک
– باز مانده از یازده هزار و نهصد ونود ونه خواب زده – را گو
در پهنهی وسیع این بیابان
در آسمان
مرغ پیر ماهیخوار
در کمین است تا باورت شود
هنوز در ذهن برکه
زمزمه جویبار و ماهی سیاه کوچولو
افسانهی عبور مسافران خوابآلود
در بی ستارهترین شب است.
و هیچ وسوسهای
حتا هزاران خنجر
دل سپردگان به برکههای ماندن را
یازده هزار و نهصد ونود ونه خواب زده را
بیدار نخواهد کرد
این را
همسایهها و حلزون پیچ پیچی
حتا پیر ماهیهای درمانده نیز میدانند
که آن سوی برکه ی تکرار
دریاست
و خوب میدانند که روزی
داستان ماهی سیاه کوچولو
با یادگاری از غرور و خون
خواب قرنهایشان را آشفته
و زندگی و مرگ را برای فرزاندانش معنا میکند
ارس !
نشسته بر بلندای آشناییها
یادگار صلابت آن با نشان مرد آزاده، صمد
نام شریف تو را
تمام مردم آزاده دانستند
آن یاد و یادگاریات
جاودانه!
#صمد_بهرنگی
#عبدالرضا_قنبری
@Abdolrezaghanbari
✅ با ما همراه باشید🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
✅ آدرس صفحه ما در اینستاگرام 👇
https://instagram.com/ksmi2001t?igshid=6kfccnzsk6d2
👍1
💠 #صمد_بهرنگی به مثابه روشنفکر_انقلابی
🔹 به مناسبت تولد خالق ماهی سیاه کوچولو
✍ جعفر ابراهیمی
🔹 در آموزش و پرورش سنتی و محافظهکار، معلم همسو با نقش نظام آموزشی به دنبال انطباق با شرایط موجود و کارگزار نظام مسلط برای جامعهپذیر کردن کودکان و بازتولید اجتماعی و اقتصادی است. معلم خوب معلمی است که از شرح وظایف خود که توسط بالادستیها تهیه شده است عدول نمیکند و با اجرای برنامه درسی مصوب به تثبیت ایدئولوژِی مسلط از این طریق کمک میکند. معلم عنصری منفعل است و نه تنها خودش قدرتمند نیست نمیتواند منشا تغییر در کلاس و مدرسه باشد.
اما این رویکرد همواره مورد انتقاد مخالفان وضع موجود و متفکران تعلیم و تربیت انتقادی در طول دورههای متفاوت قرار گرفته است. از بدو شکلگیری آموزش و پرورش نوین در غرب، همواره کسانی بودهاند که نظام آموزشی محافظهکار و اجزایش را به چالش کشیدهاند. متفکران مارکسیست از جمله کسانی هستند که نظام آموزشی و مدرسه را به عنوان یکی از ابزارهای سلطه و سرکوب به چالش کشیدهاند. لویی آلتوسر و آنتونی گرامشی و حلقه مکتب فرانکفورت از جمله این متفکران هستند که نظریاتشان بر روی متفکران تعلیم و تربیت انتقادی موثر بوده است؛ اما چهره شاخص تعلیم و تربیت انتقادی در قرن بیستم پائولو فریره است. او بیشک به عنوان یکی از پیشگامان پداگوژِی انتقادی بر بسیاری از متاخرین تاثیر گذاشته است. از متفکران دیگر میتوان به هنری ژیرو که از گرامشی و فریره تاثیر گرفته و دارای تئوری در آموزش و پرورش انتقادی است، اشاره نمود. در این یادداشت ضمن اشاره به جایگاه معلم در نگاه فریره و ژیرو، به این میپردازم که صمد بهرنگی در دوران خود چگونه فراتر از ساختار مسلط عمل نمود و در جایگاه روشنفکر انقلابی قرار گرفت.
🔹 فریره در آموزش ستمدیدگان این مساله اساسی را پیش میکشد که «ستمدیدگان که موجودهایی تقسیم شده و نااصیل هستند چگونه میتوانند در گسترش تربیت آزادیبخش خود سهیم شوند؟» و در ادامه با نقد نظام آموزشی که وی آن را «بانکی» و مبتنی بر حفظ کردن مینامد، به نقش معلمان در تثبیت این نظام غیرخلاق میپردازد و نشان میدهد که معلمان با نقش خود چگونه مانع تحقق آموزش رهاییبخش میشوند. در جایی که معلم در نقطه مقابل دانشآموز است او به جای دانشآموزان فکر میکند نظم و انضباط را برقرار میکند همه چیز میداند حق انتخاب و قدرت دارد. در مقابل دانشآموزان منفغل و پذیرنده هستند و این همان چیزی است که آموزش بانکی به دنبال آن است، به حداقل رساندن قدرت خلاقانه دانشآموزان و برانگیختن سادهلوحی آنان به سود ستمگران.
🔹 همانطور که فریره در برابر آموزش بانکی، آموزش طرح مسئله را مطرح میکند، جایگاه معلم را از دانای کل، هم ردیف با دانشآموز در موقعیت تعلیمگیرنده قرار میدهد و باور دارد که از رهگذر این شکل از آموزش است که آموزش به عنوان ابزار سلطه میتواند در خدمت رهایی و آزادی باشد و نقش معلمان را در این میان تعیینکننده میداند.
هنری ژیرو نیز مانند فریره ضمن نقد نظام آموزشی مسلط به تغییر شرایط امیدوار است. برعکس افرادی که متاثر از آلتوسر مدرسه و نظام آموزشی را تحت کنترل و سلطه کامل طبقه و ایدئولوژی مسلط میدانند، برخی نئومارکسیستها و نظریهپردازانی چون هنری ژیرو به «مقاومت» در برابر سلطه باور دارند و در مسیر تغییر برای معلمان رسالت روشنفکری قائل هستند.
ژیرو و منتقدان همسو بر بعد سیاسی مدرسه و برنامه درسی تاکید میکنند و میکوشند نقش معلمان را به عنوان متفکران تحولآفرین برجسته سازند. ژیرو بر این باور است که معلم به مثابه روشنفکر قادر است منشا تغییر در موقعیت خود و باعث تحقق آزادی و عدالت در جامعه شود. این نگاه ژیرو در ادامه نگاه فریره در تضاد آشکار با افکار دستراستی است که میکوشند مدرسه و نظام آموزشی را بیطرف، غیرسیاسی معرفی نمایند.
🔹 حال با توجه به نظریههای فوق جایگاه معلمی چون صمد بهرنگی کجاست؟ چرا نگارنده او را که نه کرسی دانشگاهی داشته و نه روشنفکر آکادمیک است روشنفکر میداند و این روشنفکر چرا انقلابی است؟
صمد بهرنگی در عمر کوتاه اما پر بار خود درکی درست و رادیکال نسبت به نظام تعلیم و تربیت ایران داشته است. او به درستی از نظام تربیت معلم تا ساختار حاکم بر مدرسه را نقد کرده است. برنامه درسی رسمی را به خصوص در ارتباط با آموزش زبان مادری به چالش کشیده و در قالب داستانهایش به آموزش مفاهیم رهاییبخش پرداخته است. او از این جنبه یک متفکر تعلیم و تربیت انتقادی است در عین حال او یک روشنفکر ارگانیک به مفهوم گرامشی است که با طبقه خود پیوند خورده است.
👇ادامه در پست بعد
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
🔹 به مناسبت تولد خالق ماهی سیاه کوچولو
✍ جعفر ابراهیمی
🔹 در آموزش و پرورش سنتی و محافظهکار، معلم همسو با نقش نظام آموزشی به دنبال انطباق با شرایط موجود و کارگزار نظام مسلط برای جامعهپذیر کردن کودکان و بازتولید اجتماعی و اقتصادی است. معلم خوب معلمی است که از شرح وظایف خود که توسط بالادستیها تهیه شده است عدول نمیکند و با اجرای برنامه درسی مصوب به تثبیت ایدئولوژِی مسلط از این طریق کمک میکند. معلم عنصری منفعل است و نه تنها خودش قدرتمند نیست نمیتواند منشا تغییر در کلاس و مدرسه باشد.
اما این رویکرد همواره مورد انتقاد مخالفان وضع موجود و متفکران تعلیم و تربیت انتقادی در طول دورههای متفاوت قرار گرفته است. از بدو شکلگیری آموزش و پرورش نوین در غرب، همواره کسانی بودهاند که نظام آموزشی محافظهکار و اجزایش را به چالش کشیدهاند. متفکران مارکسیست از جمله کسانی هستند که نظام آموزشی و مدرسه را به عنوان یکی از ابزارهای سلطه و سرکوب به چالش کشیدهاند. لویی آلتوسر و آنتونی گرامشی و حلقه مکتب فرانکفورت از جمله این متفکران هستند که نظریاتشان بر روی متفکران تعلیم و تربیت انتقادی موثر بوده است؛ اما چهره شاخص تعلیم و تربیت انتقادی در قرن بیستم پائولو فریره است. او بیشک به عنوان یکی از پیشگامان پداگوژِی انتقادی بر بسیاری از متاخرین تاثیر گذاشته است. از متفکران دیگر میتوان به هنری ژیرو که از گرامشی و فریره تاثیر گرفته و دارای تئوری در آموزش و پرورش انتقادی است، اشاره نمود. در این یادداشت ضمن اشاره به جایگاه معلم در نگاه فریره و ژیرو، به این میپردازم که صمد بهرنگی در دوران خود چگونه فراتر از ساختار مسلط عمل نمود و در جایگاه روشنفکر انقلابی قرار گرفت.
🔹 فریره در آموزش ستمدیدگان این مساله اساسی را پیش میکشد که «ستمدیدگان که موجودهایی تقسیم شده و نااصیل هستند چگونه میتوانند در گسترش تربیت آزادیبخش خود سهیم شوند؟» و در ادامه با نقد نظام آموزشی که وی آن را «بانکی» و مبتنی بر حفظ کردن مینامد، به نقش معلمان در تثبیت این نظام غیرخلاق میپردازد و نشان میدهد که معلمان با نقش خود چگونه مانع تحقق آموزش رهاییبخش میشوند. در جایی که معلم در نقطه مقابل دانشآموز است او به جای دانشآموزان فکر میکند نظم و انضباط را برقرار میکند همه چیز میداند حق انتخاب و قدرت دارد. در مقابل دانشآموزان منفغل و پذیرنده هستند و این همان چیزی است که آموزش بانکی به دنبال آن است، به حداقل رساندن قدرت خلاقانه دانشآموزان و برانگیختن سادهلوحی آنان به سود ستمگران.
🔹 همانطور که فریره در برابر آموزش بانکی، آموزش طرح مسئله را مطرح میکند، جایگاه معلم را از دانای کل، هم ردیف با دانشآموز در موقعیت تعلیمگیرنده قرار میدهد و باور دارد که از رهگذر این شکل از آموزش است که آموزش به عنوان ابزار سلطه میتواند در خدمت رهایی و آزادی باشد و نقش معلمان را در این میان تعیینکننده میداند.
هنری ژیرو نیز مانند فریره ضمن نقد نظام آموزشی مسلط به تغییر شرایط امیدوار است. برعکس افرادی که متاثر از آلتوسر مدرسه و نظام آموزشی را تحت کنترل و سلطه کامل طبقه و ایدئولوژی مسلط میدانند، برخی نئومارکسیستها و نظریهپردازانی چون هنری ژیرو به «مقاومت» در برابر سلطه باور دارند و در مسیر تغییر برای معلمان رسالت روشنفکری قائل هستند.
ژیرو و منتقدان همسو بر بعد سیاسی مدرسه و برنامه درسی تاکید میکنند و میکوشند نقش معلمان را به عنوان متفکران تحولآفرین برجسته سازند. ژیرو بر این باور است که معلم به مثابه روشنفکر قادر است منشا تغییر در موقعیت خود و باعث تحقق آزادی و عدالت در جامعه شود. این نگاه ژیرو در ادامه نگاه فریره در تضاد آشکار با افکار دستراستی است که میکوشند مدرسه و نظام آموزشی را بیطرف، غیرسیاسی معرفی نمایند.
🔹 حال با توجه به نظریههای فوق جایگاه معلمی چون صمد بهرنگی کجاست؟ چرا نگارنده او را که نه کرسی دانشگاهی داشته و نه روشنفکر آکادمیک است روشنفکر میداند و این روشنفکر چرا انقلابی است؟
صمد بهرنگی در عمر کوتاه اما پر بار خود درکی درست و رادیکال نسبت به نظام تعلیم و تربیت ایران داشته است. او به درستی از نظام تربیت معلم تا ساختار حاکم بر مدرسه را نقد کرده است. برنامه درسی رسمی را به خصوص در ارتباط با آموزش زبان مادری به چالش کشیده و در قالب داستانهایش به آموزش مفاهیم رهاییبخش پرداخته است. او از این جنبه یک متفکر تعلیم و تربیت انتقادی است در عین حال او یک روشنفکر ارگانیک به مفهوم گرامشی است که با طبقه خود پیوند خورده است.
👇ادامه در پست بعد
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
❤1
کانال کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
💠 #صمد_بهرنگی به مثابه روشنفکر_انقلابی 🔹 به مناسبت تولد خالق ماهی سیاه کوچولو ✍ جعفر ابراهیمی 🔹 در آموزش و پرورش سنتی و محافظهکار، معلم همسو با نقش نظام آموزشی به دنبال انطباق با شرایط موجود و کارگزار نظام مسلط برای جامعهپذیر کردن کودکان و بازتولید…
👆ادامه از پست قبل
🔹 اما آن چیز که صمد را فراتر از یک معلم حامل آموزش رهاییبخش (آنگونه که فریره میگوید) و معلم روشنفکر تحولآفرین (آنگونه که ژیرو توضیح میدهد ) قرار میدهد، بعد انقلابی اندیشههای اوست. او که با برخی روشنفکران مطرح زمان خود در ارتباط است در عمل نیز با رادیکال
ترین جوانان انقلابی دوست و همکار است و اندیشههای او بعد از مرگ دلخراشش، در عمل و مشی دوستان و هوادارانش تبلور مییابد که نقش موثری در انقلاب ۵۷ دارند.
اگر بخواهیم با معیارهای آکادمیک که میخواهند از سر کلاسهای درس روشنفکر تولید کنند یا کسانی که جایگاه آکادمیک با انبوهی از تالیف و ترجمه را از ملزومات روشنفکر بودن میدانند موقعیت صمد بهرنگی را بفهمیم، او صرفا معلم روستاهای آذربایجان است که با شور جوانی داستانهایی نوشته که امروز تاریخ مصرف آنها تمام شده است. این نگاه مسلط روشنفکر برج عاجنشین اگر چه تریبون، رسانه و پول دارد اما برد اجتماعی ندارد؛ اما راه و صدای صمد پس از نیم قرن رسا و گوشنواز است، به خصوص برای آنان که میخواهند راهی به دریا به آزادی و برابری بگشایند.
✅ با ما همراه باشید🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
✅ آدرس صفحه ما در اینستاگرام 👇
https://instagram.com/ksmi2001t?igshid=6kfccnzsk6d2
🔹 اما آن چیز که صمد را فراتر از یک معلم حامل آموزش رهاییبخش (آنگونه که فریره میگوید) و معلم روشنفکر تحولآفرین (آنگونه که ژیرو توضیح میدهد ) قرار میدهد، بعد انقلابی اندیشههای اوست. او که با برخی روشنفکران مطرح زمان خود در ارتباط است در عمل نیز با رادیکال
ترین جوانان انقلابی دوست و همکار است و اندیشههای او بعد از مرگ دلخراشش، در عمل و مشی دوستان و هوادارانش تبلور مییابد که نقش موثری در انقلاب ۵۷ دارند.
اگر بخواهیم با معیارهای آکادمیک که میخواهند از سر کلاسهای درس روشنفکر تولید کنند یا کسانی که جایگاه آکادمیک با انبوهی از تالیف و ترجمه را از ملزومات روشنفکر بودن میدانند موقعیت صمد بهرنگی را بفهمیم، او صرفا معلم روستاهای آذربایجان است که با شور جوانی داستانهایی نوشته که امروز تاریخ مصرف آنها تمام شده است. این نگاه مسلط روشنفکر برج عاجنشین اگر چه تریبون، رسانه و پول دارد اما برد اجتماعی ندارد؛ اما راه و صدای صمد پس از نیم قرن رسا و گوشنواز است، به خصوص برای آنان که میخواهند راهی به دریا به آزادی و برابری بگشایند.
✅ با ما همراه باشید🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
✅ آدرس صفحه ما در اینستاگرام 👇
https://instagram.com/ksmi2001t?igshid=6kfccnzsk6d2
Jane Maryam
Evgeny Grinko
💠 #نوای_کانون
Evgeny grinko
Russian pianist
✅ با ما همراه باشید🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
Evgeny grinko
Russian pianist
✅ با ما همراه باشید🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
💠 به یاد معلمی اندیشمند و منتقد
✍ محمدتقی فلاحی
🔹 دوم تیرماه زادروز معلمی متفاوت است. صمد بهرنگی را بیش و پیش از هر چیز شاید با ماهی سیاه کوچولو، افسانه های آذربایجان و بهخصوص اولدوز و کلاغهایش بشناسیم؛ اما بدون کاستن از نقش تاثیرگذار او در ادبیات کودکان این سرزمین که وجههای جهانی هم به خود گرفت، لازم است وجوه دیگر اندیشه و زیست او نیز مورد توجه قرارگیرد.
🔹 شیوه زیست صمد بهرنگی گویای آن است که معلمی برای او نه یک شغل که دلمشغولی و موضوع عمدهی زندگی و مبارزه او بود؛ به ویژه تاثیر گرفته از عشق به محرومترین کودکان که خود نیز برخاسته از میان آنان بود و با تمام توان تلاش میکرد با ترویج آگاهی و دانش، با جهل و محرومیت و هر آن چه به رکود و سکون منجر میشود، مقابله کند. قصهها، مقالات و معلمی کردن صمد در برخی از محرومترین روستاهای آذربایجان، گواهی بر این ادعاست.
روح آزادیخواه صمد، همانگونه که در «کچل کفتر باز» نظم حاکم بر زندگی را به چالش میکشد، در مقالاتی که در جایگاه یک معلم و کارشناس آموزش مینویسد نیز، نظام آموزشی پایتخت محور و تمرکزگرا را به طور جدی نقد میکند و مردود می شمارد.
بهرنگی در مقالات کتاب «کندوکاو در مسائل تربیتی ایران» به نمودهای مختلف تمرکز به عنوان یکی از ویژگیهای نظام آموزشی ایران میپردازد و آثار منفی آن را در اداره مدرسه، رفتار و واکنش معلم و دانش آموز و ناکارآمدی آموزش و کتابهای درسی، با بیان نمونههایی تجربی و عینی به نقد و گاهی تمسخر میگیرد و مهمتر آن که به عنوان یک اندیشمند در حوزه آموزش به ارائه راهکار برای حل این مسئله میپردازد.
در بخشی از کتاب «کندوکاو در ...» مینویسد:
«برای بچه چابهار کتاب مینویسند و برای بچه گاوگان برنامه تنظیم میکنند که مدرسه باید از اول مهرماه باز شود و معلمها هم از اول شهریورماه حاضر شوند و در آخر خرداد ماه هم درس تمام شود. دیگر غافلند که گاوگانیها تا آخر مهرماه هنوز انگورشان را نچیدهاند که بتوانند سرکلاس حاضر شوند و خرداد ماه هم که بشود باز توی باغ و مزرعه لازمند و در شهریور ماه سرشان آنقدر شلوغ است که اغلب، روز امتحان و مواد تجدیدی خود را فراموش میکنند.»(صفحه ۶۴)
یا در مورد تدوین کتابهای درسی بدون در نظر گرفتن تنوع جغرافیایی و فرهنگی مناطق مختلف ایران، که از نمودهای سلطه فرهنگ تمرکز گراست، مینویسد؛
«مولفان کتاب، وقت نوشتن آن خیال می کردهاند که بچه درسخوان ایرانی یعنی چندصد نفر بچه تر و تمیز خود و آشنایان.... مولفان خواسته اند کتابی تألیف کنند دارای مطلب های شهری و روستایی که در تمام نقاط ایران استفاده شود؛ هم در تهران پایتخت... و هم در «آخیرجان» که محل کار من است. دهی مانند هزاران ده ناشناخته ایران که کدخدایی دارد و منی و یک «بابِاولیا»، برای نذر و نیاز وقتی که بارندگی نشود یا سردرختی ها را سرما بزند.(صفحه ۶۷ و ۶۶)
... تمام نوشته های کتاب مخصوص شهر و قابل فهم آن دسته از فارسی زبانان اعیان و اشراف، نه حتی بچههای بیچیز شهری است.
شاگرد که از زندگی خود چیزی در کتاب نیافت، تکلیف روشن است. به زور متهواره که نمیشود یاد داد.»( صفحه۶۹)
آنگاه است که به رنج معلمی در چنین نظامی میپردازد که معلم را بسان خدمتگزاری مطیع میخواهد که بدون توجه به موقعیت یگانهی هر کلاس و هر دانشآموز به عنوان فردی خاص، ماشین وار تابع بخشنامهها و آیین نامه هایی باشد که از مرکز صادر شده و مدرسه و معلم را در پایین ترین سطح هرم، به عنوان مجری صرف میخواهد؛
«... معلمی که خوب درک میکند و شاگردش را میان لغتهای ناآشنا و آداب و رسوم عجیب و غریب سرگردان مییابد و میبیند که مجبور است چیزهایی در مغز او فرو کند که هیچکدام برایش لازم نیست و زیانبخش هم هست، دائم در رنج است.»
و شاگردی که با احساس بیگانگی با محتوای آموزشی ارائه شده در کتاب درسیاش، ناخودآگاه در مقابل یادگیری آن مقاومت میکند یا اساسا حتی اگر بخواهد، چیزی درک نمیکند و گرهی از زندگیاش گشوده نمیشود.
«شاگرد هم اگر فشار بیاورندش، لج می کند و چیزی یاد نمیگیرد. ... یک عمارت خیلی قشنگ در کتاب کشیدهاند و نوشتهاند: دبستان. (نمیتواند باور کند) چون که مدرسه خودشان دو اتاق کاهگلی است و پا که به زمین میزنی یک وجب خاک بالا می آید. ... کودک چیزهای عینی را زود باور میکند و یاد میگیرد؛ وقتی مدرسه دواتاقه کاهگلی ده خودش جلو چشم است، چطوری باور کند که مدرسه غیر از این میشود.»
و نکته دیگر اینکه؛
«شاگردی که فارسی حرفزدن را بلد نباشد، طبعا دیگر درسها را هم که به زبان فارسی است، نخواهد توانست یاد بگیرد و پس بدهد. دبیر تاریخ هم مجبور است درسش را به سیاق قرائت فارسی بدهد و اگر پاداد شاگردان هم یک دفتر لغت مخصوص تاریخ داشته باشند.
👇 ادامه در پست بعد
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
✍ محمدتقی فلاحی
🔹 دوم تیرماه زادروز معلمی متفاوت است. صمد بهرنگی را بیش و پیش از هر چیز شاید با ماهی سیاه کوچولو، افسانه های آذربایجان و بهخصوص اولدوز و کلاغهایش بشناسیم؛ اما بدون کاستن از نقش تاثیرگذار او در ادبیات کودکان این سرزمین که وجههای جهانی هم به خود گرفت، لازم است وجوه دیگر اندیشه و زیست او نیز مورد توجه قرارگیرد.
🔹 شیوه زیست صمد بهرنگی گویای آن است که معلمی برای او نه یک شغل که دلمشغولی و موضوع عمدهی زندگی و مبارزه او بود؛ به ویژه تاثیر گرفته از عشق به محرومترین کودکان که خود نیز برخاسته از میان آنان بود و با تمام توان تلاش میکرد با ترویج آگاهی و دانش، با جهل و محرومیت و هر آن چه به رکود و سکون منجر میشود، مقابله کند. قصهها، مقالات و معلمی کردن صمد در برخی از محرومترین روستاهای آذربایجان، گواهی بر این ادعاست.
روح آزادیخواه صمد، همانگونه که در «کچل کفتر باز» نظم حاکم بر زندگی را به چالش میکشد، در مقالاتی که در جایگاه یک معلم و کارشناس آموزش مینویسد نیز، نظام آموزشی پایتخت محور و تمرکزگرا را به طور جدی نقد میکند و مردود می شمارد.
بهرنگی در مقالات کتاب «کندوکاو در مسائل تربیتی ایران» به نمودهای مختلف تمرکز به عنوان یکی از ویژگیهای نظام آموزشی ایران میپردازد و آثار منفی آن را در اداره مدرسه، رفتار و واکنش معلم و دانش آموز و ناکارآمدی آموزش و کتابهای درسی، با بیان نمونههایی تجربی و عینی به نقد و گاهی تمسخر میگیرد و مهمتر آن که به عنوان یک اندیشمند در حوزه آموزش به ارائه راهکار برای حل این مسئله میپردازد.
در بخشی از کتاب «کندوکاو در ...» مینویسد:
«برای بچه چابهار کتاب مینویسند و برای بچه گاوگان برنامه تنظیم میکنند که مدرسه باید از اول مهرماه باز شود و معلمها هم از اول شهریورماه حاضر شوند و در آخر خرداد ماه هم درس تمام شود. دیگر غافلند که گاوگانیها تا آخر مهرماه هنوز انگورشان را نچیدهاند که بتوانند سرکلاس حاضر شوند و خرداد ماه هم که بشود باز توی باغ و مزرعه لازمند و در شهریور ماه سرشان آنقدر شلوغ است که اغلب، روز امتحان و مواد تجدیدی خود را فراموش میکنند.»(صفحه ۶۴)
یا در مورد تدوین کتابهای درسی بدون در نظر گرفتن تنوع جغرافیایی و فرهنگی مناطق مختلف ایران، که از نمودهای سلطه فرهنگ تمرکز گراست، مینویسد؛
«مولفان کتاب، وقت نوشتن آن خیال می کردهاند که بچه درسخوان ایرانی یعنی چندصد نفر بچه تر و تمیز خود و آشنایان.... مولفان خواسته اند کتابی تألیف کنند دارای مطلب های شهری و روستایی که در تمام نقاط ایران استفاده شود؛ هم در تهران پایتخت... و هم در «آخیرجان» که محل کار من است. دهی مانند هزاران ده ناشناخته ایران که کدخدایی دارد و منی و یک «بابِاولیا»، برای نذر و نیاز وقتی که بارندگی نشود یا سردرختی ها را سرما بزند.(صفحه ۶۷ و ۶۶)
... تمام نوشته های کتاب مخصوص شهر و قابل فهم آن دسته از فارسی زبانان اعیان و اشراف، نه حتی بچههای بیچیز شهری است.
شاگرد که از زندگی خود چیزی در کتاب نیافت، تکلیف روشن است. به زور متهواره که نمیشود یاد داد.»( صفحه۶۹)
آنگاه است که به رنج معلمی در چنین نظامی میپردازد که معلم را بسان خدمتگزاری مطیع میخواهد که بدون توجه به موقعیت یگانهی هر کلاس و هر دانشآموز به عنوان فردی خاص، ماشین وار تابع بخشنامهها و آیین نامه هایی باشد که از مرکز صادر شده و مدرسه و معلم را در پایین ترین سطح هرم، به عنوان مجری صرف میخواهد؛
«... معلمی که خوب درک میکند و شاگردش را میان لغتهای ناآشنا و آداب و رسوم عجیب و غریب سرگردان مییابد و میبیند که مجبور است چیزهایی در مغز او فرو کند که هیچکدام برایش لازم نیست و زیانبخش هم هست، دائم در رنج است.»
و شاگردی که با احساس بیگانگی با محتوای آموزشی ارائه شده در کتاب درسیاش، ناخودآگاه در مقابل یادگیری آن مقاومت میکند یا اساسا حتی اگر بخواهد، چیزی درک نمیکند و گرهی از زندگیاش گشوده نمیشود.
«شاگرد هم اگر فشار بیاورندش، لج می کند و چیزی یاد نمیگیرد. ... یک عمارت خیلی قشنگ در کتاب کشیدهاند و نوشتهاند: دبستان. (نمیتواند باور کند) چون که مدرسه خودشان دو اتاق کاهگلی است و پا که به زمین میزنی یک وجب خاک بالا می آید. ... کودک چیزهای عینی را زود باور میکند و یاد میگیرد؛ وقتی مدرسه دواتاقه کاهگلی ده خودش جلو چشم است، چطوری باور کند که مدرسه غیر از این میشود.»
و نکته دیگر اینکه؛
«شاگردی که فارسی حرفزدن را بلد نباشد، طبعا دیگر درسها را هم که به زبان فارسی است، نخواهد توانست یاد بگیرد و پس بدهد. دبیر تاریخ هم مجبور است درسش را به سیاق قرائت فارسی بدهد و اگر پاداد شاگردان هم یک دفتر لغت مخصوص تاریخ داشته باشند.
👇 ادامه در پست بعد
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
👍2
کانال کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
💠 به یاد معلمی اندیشمند و منتقد ✍ محمدتقی فلاحی 🔹 دوم تیرماه زادروز معلمی متفاوت است. صمد بهرنگی را بیش و پیش از هر چیز شاید با ماهی سیاه کوچولو، افسانه های آذربایجان و بهخصوص اولدوز و کلاغهایش بشناسیم؛ اما بدون کاستن از نقش تاثیرگذار او در ادبیات کودکان…
👆 ادامه از پست قبل
_من خود وقتی در کلاس هفتم تاریخ تدریس می کردم، پیش از شروع درس لغتهای درس را درست مثل زنگ قرائت فارسی روی تخته سیاه مینوشتم و شاگردان رونوشت می کردند که پس از حفظ کردن آنها بتوانند کتاب تاریخشان را قرائت کنند و زور بزنند که از برش کنند.»
و راهکار ارائه میدهد که؛
«باید در تألیف کتابهای درسی- به خصوص کتابهای ابتدایی- اقتضای محلی را در نظر گرفت و برای هر استان کتابی جداگانه پرداخت و مواد آشنا و قابل فهمی در آن گنجاند تا نتیجهای نیکو گرفت.
... اگر هم برای استانهای فارسی زبان یک نوع کتاب نوشته میشود، استان آذربایجان باید کتاب فارسی بخصوصی داشته باشد که امکان و اقتضای محلی را در نظر گرفته باشد، با روشی آسان و ساده.
کتاب اولی که برای تدریس نه ماهه در مدرسههای تهران نوشته میشود، نمیتواند در همین مدت در مدرسههای آذربایجان درس داده شود و یاد داده شود.»
( صفحه ۷۲و ۷۳)
🔹 صمد به عنوان یک معلم آگاه و مسئول از دورافتادهترین نقاط ایران، برخی از ضعفهای بزرگ نظام آموزشی کشور را با روشنبینی دید، در هر کجا که توانست با شجاعت و صراحت، مطرح کرد و البته صدایش تنها در گوش تاریخ شنیده شد و جاودانهاش کرد.
یادش گرامی
♦️ پینوشت: تمامی نقل قولها از کتاب «کندوکاو در مسائل تربیتی ایران» نوشته صمد بهرنگی
🍃زادروز
#صمد_بهرنگی
#نابرابری_آموزشی
#نابرابری_اجتماعی
✅ با ما همراه باشید🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
✅ آدرس صفحه ما در اینستاگرام 👇
https://instagram.com/ksmi2001t?igshid=6kfccnzsk6d2
_من خود وقتی در کلاس هفتم تاریخ تدریس می کردم، پیش از شروع درس لغتهای درس را درست مثل زنگ قرائت فارسی روی تخته سیاه مینوشتم و شاگردان رونوشت می کردند که پس از حفظ کردن آنها بتوانند کتاب تاریخشان را قرائت کنند و زور بزنند که از برش کنند.»
و راهکار ارائه میدهد که؛
«باید در تألیف کتابهای درسی- به خصوص کتابهای ابتدایی- اقتضای محلی را در نظر گرفت و برای هر استان کتابی جداگانه پرداخت و مواد آشنا و قابل فهمی در آن گنجاند تا نتیجهای نیکو گرفت.
... اگر هم برای استانهای فارسی زبان یک نوع کتاب نوشته میشود، استان آذربایجان باید کتاب فارسی بخصوصی داشته باشد که امکان و اقتضای محلی را در نظر گرفته باشد، با روشی آسان و ساده.
کتاب اولی که برای تدریس نه ماهه در مدرسههای تهران نوشته میشود، نمیتواند در همین مدت در مدرسههای آذربایجان درس داده شود و یاد داده شود.»
( صفحه ۷۲و ۷۳)
🔹 صمد به عنوان یک معلم آگاه و مسئول از دورافتادهترین نقاط ایران، برخی از ضعفهای بزرگ نظام آموزشی کشور را با روشنبینی دید، در هر کجا که توانست با شجاعت و صراحت، مطرح کرد و البته صدایش تنها در گوش تاریخ شنیده شد و جاودانهاش کرد.
یادش گرامی
♦️ پینوشت: تمامی نقل قولها از کتاب «کندوکاو در مسائل تربیتی ایران» نوشته صمد بهرنگی
🍃زادروز
#صمد_بهرنگی
#نابرابری_آموزشی
#نابرابری_اجتماعی
✅ با ما همراه باشید🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
🆔 @KSMtehran
✅ آدرس صفحه ما در اینستاگرام 👇
https://instagram.com/ksmi2001t?igshid=6kfccnzsk6d2
💠 #اخبار_روز
📰 صفحه اول روزنامه های ایران 🗞
📆 پنج شنبه: ۳ تیر ماه ۱۴۰۰
#خبر
#تیتر
#روزنامه
#آگاهی
#مسئولیت_اجتماعی
✅ با ما همراه باشید 🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
🆔 @KSMtehran
📰 صفحه اول روزنامه های ایران 🗞
📆 پنج شنبه: ۳ تیر ماه ۱۴۰۰
#خبر
#تیتر
#روزنامه
#آگاهی
#مسئولیت_اجتماعی
✅ با ما همراه باشید 🤝
🔹🔹🔹
🖋کانال کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
🆔 @KSMtehran