This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👀10❤🔥2💘1
𝟗𝟓×𝟗𝟕 "𝐊𝐌"༊
قلب اتیشینو کدوم بی ادبی داد این محتوا احساسیه نه اتیشی خجالت بکش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص،دیگر شبیه به رقص نبود؛نامهای زیادی داشت. دلتنگی،کابوس،راه فرار،اکسیژن..از وقتی معشوقهاش رفته بود،تنها چیزی که میتوانست عاشقش باشد،رقص بود.
روزها،طولانی مدت میرقصید؛گاهی حتی تمام شب را روی کفهای سرد سالن تا صبح میرقصید؛آنقدری که پاهایش زخم میشد و خیلی شب ها،آنقدر خسته میشد که روی پارکتهای چوبی،بدن سردش را در آغوش میگرفت و خوابش میبرد.
اما..معشوقهاش فکر میکرد،او فقط سراغ علاقهش رفته و از نبودن او خوشحال است،درحالی که رقص،فقط یک غریبه بود که جیمین دستهایش را به اجبار میکشید تا فقط با او بتواند فرار کند.
مجبور بود رقص را مانند اکسیژن ببیند؛در غیر این حالت،دلتنگی او را در خیابانها از پا در میآورد.
روزها،طولانی مدت میرقصید؛گاهی حتی تمام شب را روی کفهای سرد سالن تا صبح میرقصید؛آنقدری که پاهایش زخم میشد و خیلی شب ها،آنقدر خسته میشد که روی پارکتهای چوبی،بدن سردش را در آغوش میگرفت و خوابش میبرد.
اما..معشوقهاش فکر میکرد،او فقط سراغ علاقهش رفته و از نبودن او خوشحال است،درحالی که رقص،فقط یک غریبه بود که جیمین دستهایش را به اجبار میکشید تا فقط با او بتواند فرار کند.
مجبور بود رقص را مانند اکسیژن ببیند؛در غیر این حالت،دلتنگی او را در خیابانها از پا در میآورد.
🌚14💘1