Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🥰5🔥1
@KHmik_bot ✅
اینم از خبر خوبمون
هرروز اپدیت میشه و دایره لغت و دیکشنری اش افزایش پیدا میکنه آموزش استفاده ازش هم میزارم👑 👑
اینم از خبر خوبمون
هرروز اپدیت میشه و دایره لغت و دیکشنری اش افزایش پیدا میکنه آموزش استفاده ازش هم میزارم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥2😍1
MEHR & MIKH | 𐎠𐎹𐎼𐎠𐎴
@KHmik_bot ✅ اینم از خبر خوبمون هرروز اپدیت میشه و دایره لغت و دیکشنری اش افزایش پیدا میکنه آموزش استفاده ازش هم میزارم 👑 👑
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینم روش کارش هر کلمه ای رو که کلیک کنید روش ترجمه هاش اون زیر میاد و بعد دکمه کنسل را بزنید و ترجمه کلمات دیگر هم ببینید 👑
@KHmik_bot✅
@KHmik_bot
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6🔥1
از عملکرد ربات راضی هستید ؟
Are you satisfied with the performance of the robot?
Are you satisfied with the performance of the robot?
Anonymous Poll
41%
نه/ no
59%
آره / yes
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آتشکده در یزد که 2500 ساله آتشش روشن است 👑👑👑
❤🔥8🤯2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥5👍2
از امشب به علت نوروز
قراره از آخرین شاه ایران تا اولین هرشب داستان و زندگینامه اشون را بدون سانسور و تعصب باز کنیم👑 😇 👑
قراره از آخرین شاه ایران تا اولین هرشب داستان و زندگینامه اشون را بدون سانسور و تعصب باز کنیم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
MEHR & MIKH | 𐎠𐎹𐎼𐎠𐎴
محمدرضا شاه؛ پادشاهی که میخواست ایران را بسازد، اما تاجش را از دست داد !!
در کاخ مرمر تهران، پاییزِ سال ۱۲۹۸، پسری متولد شد که سرنوشتش به شکوه و سقوط گره خورده بود. نامش را محمدرضا گذاشتند. کسی نمیدانست که این کودک روزی آخرین شاه ایران خواهد شد.
محمدرضا در ناز و نعمت بزرگ شد، اما پدرش، رضاشاه، مردی نبود که به او فرصت راحتطلبی بدهد. او پسرش را به سوئیس فرستاد تا تحصیل کند، تا نظم و دیسیپلین بیاموزد، و آماده شود برای روزی که باید تاج و تخت را به دوش بکشد.
وقتی شاه جوان شد
روزگار همیشه آنطور که آدمها میخواهند پیش نمیرود. جنگ جهانی دوم آغاز شده بود، و متفقین که ایران را نقطهای مهم در نقشه جنگ میدانستند، کشور را اشغال کردند. رضاشاه را مجبور کردند که از قدرت کناره بگیرد، و محمدرضا در ۲۲ سالگی به تخت نشست.
او در آغاز پادشاهیاش بیشتر از آنکه یک فرمانروا باشد، مردی بود که قدرتهای بزرگ او را هدایت میکردند. ارتش ایران تحت کنترل متفقین بود، سیاست در دستان نخستوزیران، و کشور هنوز درگیر آشفتگیهای جنگ. شاه جوان، گرچه تاج بر سر داشت، اما هنوز پادشاهی نمیکرد.
بحرانِ مصدق و نخستین درگیری با قدرت
همه چیز با محمد مصدق تغییر کرد. مردی که با شور و حرارت از ملی شدن صنعت نفت دفاع میکرد. مردم ایران او را دوست داشتند، اما بریتانیا و آمریکا این را تهدیدی برای منافعشان میدانستند. شاه که ابتدا با مصدق همکاری میکرد، کمکم از او فاصله گرفت.
سال ۱۳۳۲، در شبی پرالتهاب، کودتایی رخ داد. شاه به ایتالیا گریخت، اما چند روز بعد، با حمایت آمریکا و بریتانیا، پیروزمندانه به کشور بازگشت. این نقطهای بود که سرنوشتش را تغییر داد. او فهمید که برای ماندن در قدرت، باید محکمتر و قاطعتر باشد.
دوران طلایی؛ رویای یک ایران مدرن
حالا دیگر هیچکس جلودارش نبود. شاه تصمیم گرفت ایران را به سمت پیشرفت ببرد. او انقلاب سفید را آغاز کرد؛ اصلاحات ارضی، اعطای حق رأی به زنان، مدرنیزه کردن ارتش، و ساختن یک ایران صنعتی. کارخانهها رشد کردند، دانشگاهها تأسیس شدند، و جادهها و شهرها گسترش یافتند. ایران به یکی از سریعترین اقتصادهای در حال رشد دنیا تبدیل شد.
او آرزوهای بزرگی داشت. میخواست ایران را به آلمان خاورمیانه تبدیل کند. نفت، موتور محرک این پیشرفت بود. درآمدهای نفتی، پروژههای بزرگ را تأمین میکردند، و ایران هر روز بیشتر به سمت مدرنیته پیش میرفت.
اما در کنار این همه شکوه، مشکلاتی هم بود. مردم عادی حس نمیکردند که ثروت نفت به سفرههایشان رسیده باشد. فساد در میان درباریان ریشه دوانده بود، و شکاف میان فقیر و غنی بیشتر شده بود. از همه مهمتر، شاه اجازه انتقاد نمیداد.
دشمنانِ در سایه
در همین دوران، مخالفتها آرامآرام شکل گرفتند. روحانیون از اصلاحات او راضی نبودند. دانشجویان و روشنفکران، فضای بسته سیاسی را نمیپذیرفتند. مخالفان چپگرا، از نزدیکی شاه به آمریکا خشمگین بودند. اما شاه، با اتکا به ارتش و سازمان اطلاعاتیاش، ساواک، مخالفان را سرکوب میکرد.
شاه باور داشت که با سرکوب میتواند کشور را آرام نگه دارد، اما نارضایتیها در دل جامعه در حال جوشیدن بود. بسیاری از ایرانیان، بهویژه جوانان، دیگر او را پادشاهی خیرخواه نمیدانستند، بلکه مردی مستبد میدیدند که آزادی را از آنها گرفته است.
جشنهای پرزرقوبرق، فریادهای خشمگین
در سال ۱۳۵۰، شاه برای نشان دادن عظمت ایران، جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی را برگزار کرد. در کاخهای باشکوه پاسارگاد، با مهمانانی از سراسر جهان، شاه از شکوه ایران باستان گفت. اما در همان زمان، در خیابانهای تهران و شهرهای دیگر، فاصله میان مردم و دربار بیشتر از همیشه شده بود.
در حالی که شاه در کاخهایش جشن میگرفت، گرانی، فقر، و فساد در حال گسترش بود. گروههای چریکی علیه حکومت فعالیت میکردند، و نارضایتی در میان مردم افزایش یافته بود. سال ۱۳۵۶، وقتی آیتالله خمینی که در تبعید بود، به نماد مقاومت علیه شاه تبدیل شد، دیگر معلوم بود که یک طوفان در راه است.
سقوطِ یک شاه
سال ۱۳۵۷، خیابانهای ایران پر از فریاد شد. مردم دیگر ترسی نداشتند. آنهایی که سالها در سکوت زندگی کرده بودند، حالا با صداهای بلند مرگ بر شاه میگفتند.
شاه ابتدا مقاومت کرد. ارتش را به خیابانها فرستاد. اما هرچه بیشتر سرکوب میکرد، اعتراضات شدیدتر میشد. او که روزگاری خود را مقتدرترین پادشاه خاورمیانه میدانست، حالا فهمیده بود که تاج و تختش در خطر است.
دیماه ۱۳۵۷، دیگر راهی برایش نمانده بود. با چشمانی پر از اندوه، ایران را ترک کرد. میگفت که میرود تا آرامش بازگردد، اما خودش هم میدانست که بازگشتی در کار نیست.
👍8❤2
MEHR & MIKH | 𐎠𐎹𐎼𐎠𐎴
او از کشوری به کشور دیگر رفت، اما هیچجا او را نپذیرفتند. سرانجام، در ۵ مرداد ۱۳۵۹، در مصر، بیمار و تنها، درگذشت. پادشاهی که میخواست ایران را بسازد، در نهایت ایران او را نپذیرفت.
نتیجهگیری
محمدرضا شاه پهلوی، پادشاهی بود که ایران را مدرن کرد، اما نتوانست مردم را راضی نگه دارد. او زیرساختهای کشور را ساخت، اما با سیاستهای سختگیرانهاش، مخالفان زیادی برای خود ایجاد کرد. در نهایت، سرنوشت او، همچون بسیاری از فرمانروایان تاریخ، به سقوط ختم شد.
اختصاصی برای کانال :
@KHT_EP👑 😇
نتیجهگیری
محمدرضا شاه پهلوی، پادشاهی بود که ایران را مدرن کرد، اما نتوانست مردم را راضی نگه دارد. او زیرساختهای کشور را ساخت، اما با سیاستهای سختگیرانهاش، مخالفان زیادی برای خود ایجاد کرد. در نهایت، سرنوشت او، همچون بسیاری از فرمانروایان تاریخ، به سقوط ختم شد.
اختصاصی برای کانال :
@KHT_EP
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤1
دوستان تمام این ها بدون سانسور هست چه کارهای خوب و چه بدشون را به صورت داستان واری مینویسیم و در کانال قرار میدهیم کاملا بدون تعصب به شخصی یا حکومتی اگر کامل بخوانید متوجه خواهید شد 😇
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5
MEHR & MIKH | 𐎠𐎹𐎼𐎠𐎴
بخش دوم فرمانروایان آریایی 🦁 سرباز ساده ای که شاه ایران زمین شد 🤴 🤴 رضا میر پنج پهلوی
رضا میرپنج: از سرباز ساده تا شاه ایران
در یکی از شبهای تاریک تهران، در میان زمزمههای مردم کوچه و بازار، نام یک مرد به گوش میرسید. نامی که نه از خاندان سلطنتی برخاسته بود و نه میراث پدرانش تاج و تختی برایش به جا گذاشته بودند. او رضا میرپنج بود، مردی که با دستان خودش، امپراتوریاش را ساخت و با همان دستان، پایههای آن را لرزاند.
سربازی که به شاه تبدیل شد
رضا، پسری از اهالی سوادکوه، روزهای کودکیاش را در فقر گذراند. زندگی برایش سخت بود، اما این سختیها او را قوی کرد. در جوانی به قزاقخانه پیوست، جایی که اسبسواری، تیراندازی و نظم نظامی را یاد گرفت. قدرت و ارادهاش چنان بود که به زودی به یکی از فرماندهان برجسته قزاق تبدیل شد.
در روزهایی که ایران در هرجومرج فرو رفته بود و شاهان قاجار تنها نامی از قدرت گذشته را یدک میکشیدند، رضا میرپنج چهرهای شد که انگار تقدیر برای او نقشهای کشیده بود. با کودتای ۱۲۹۹، تهران را در تاریکی شب به تسخیر درآورد، شاهزادگان و وزرای قاجاری را خانهنشین کرد و نخستوزیر شد. اما این برای او کافی نبود. او ایران را یک کشور بیسامان و ضعیف میدید و خودش را تنها مردی که میتوانست آن را تغییر دهد.
ساختن ایران از نو
حالا که زمام امور را در دست گرفته بود، طرحهای بزرگی در سر داشت. دستور داد ارتش نوین را بسازند، راهآهنی که شمال و جنوب کشور را به هم وصل کند، دانشگاهی که جوانان را برای آیندهای بهتر آموزش دهد. شهرها را نوسازی کرد، لباسهای سنتی را کنار گذاشت و مردان و زنان را مجبور کرد که لباسهای اروپایی بپوشند.
در نگاه بسیاری، او مردی مقتدر و مدرن بود، اما در سایه این اصلاحات، دیکتاتوریاش هم رشد کرد. هیچ صدای مخالفی را تحمل نمیکرد، روحانیون، روشنفکران و حتی دوستان قدیمیاش اگر اندکی از مسیر او خارج میشدند، سرنوشتی جز تبعید یا مرگ نداشتند.
سقوط مرد آهنین
اما همانطور که قدرتش را با دستان خودش ساخته بود، سقوطش هم از همان دستان رقم خورد. جنگ جهانی دوم که آغاز شد، رضا شاه تصمیم گرفت سیاستی مستقل در پیش بگیرد. نه به انگلیسها و نه به روسها اجازه دخالت نداد، اما این اشتباه بزرگی بود.
در سال ۱۳۲۰، سربازان انگلیسی و روسی از شمال و جنوب وارد ایران شدند. رضا شاه که خود را شکستناپذیر میدانست، ناگهان فهمید که ارتش نیرومندش در برابر قدرتهای جهانی هیچ است. تهران را اشغال کردند و از او خواستند که تاجوتختش را به پسرش، محمدرضا، واگذار کند.
شبی که رضا شاه از کاخ خود بیرون آمد، هیچکس او را بدرقه نکرد. مردی که روزی تمام ایران از او میترسید، حالا تنها و خسته، سوار بر قطاری به سمت تبعید شد. مقصدش جزیره موریس بود، جایی که دیگر نه خبری از قدرت بود و نه از ارتش.
در غربت، به گذشتهاش فکر میکرد. آیا ارزشش را داشت؟ آیا ایران آنگونه شد که او میخواست؟ اما دیگر دیر شده بود. رضا شاه، مردی که با دستان خودش امپراتوری ساخت، در غربتی بیرحم، بدون شکوه و جلال، جان داد.
و ایران؟ ایران ماند، اما با شاهی دیگر و سرنوشتی دیگر…
@kht_ep
#پهلوی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9
از فردا وارد قاجاریه میشیم که یکم طولانی هست 🦁
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9