دیگر هیچ نخواستن. انتظار کشیدن
تا وقتے دیگر چیزی نماند برای انتظار کشیدن.
پرسہ زدن، خوابیدن. خود را بہ جمعیت ها
و خیابان ها سپردن.
بودنْ بےخواهش، بےدلخوری،
بےعصیان :)!🕊'
تا وقتے دیگر چیزی نماند برای انتظار کشیدن.
پرسہ زدن، خوابیدن. خود را بہ جمعیت ها
و خیابان ها سپردن.
بودنْ بےخواهش، بےدلخوری،
بےعصیان :)!🕊'
💔21
دوستےهای نزدیک، پرشور و عمیقے رو بہ یاد میارم کہ از یہ جایے بہ بعد کمرنگ شدن و از دست رفتن.
بدون هیچ بحث، کدورت و دلخوری.
فاصلہ افتاد. همہ چیز از نفس افتاد و تمام شد. احیای این دوستےها بہ گمانم سخت ترین کاره چون مسئلہای وجود نداشتہ کہ حالا بخواهیم یا بتونیم حل کنیم.
اصلا چیزی خراب نشد بلکہ غیب شد :)!🕊'
بدون هیچ بحث، کدورت و دلخوری.
فاصلہ افتاد. همہ چیز از نفس افتاد و تمام شد. احیای این دوستےها بہ گمانم سخت ترین کاره چون مسئلہای وجود نداشتہ کہ حالا بخواهیم یا بتونیم حل کنیم.
اصلا چیزی خراب نشد بلکہ غیب شد :)!🕊'
💔42🕊3
میدونم تو واقعیت حالت خوب نیست و زندگیت بہ هم ریختہست،
اما باور کن زندگے کردن تو رویا فقط ترحم بهت میده و تو واقعیت چیزی رو درست نمیکنہ،
تو باید رویاهای دروغینے کہ حالت توشون خوبہرو کنار بزاری و شروع کنے بہ ساختن،
زندگے کردن و جنگیدن با تمام سختےها :)!🕊'
اما باور کن زندگے کردن تو رویا فقط ترحم بهت میده و تو واقعیت چیزی رو درست نمیکنہ،
تو باید رویاهای دروغینے کہ حالت توشون خوبہرو کنار بزاری و شروع کنے بہ ساختن،
زندگے کردن و جنگیدن با تمام سختےها :)!🕊'
❤🔥32💔11
و در نهایت قلب گفتہهای مغز را مےپذیرد
و بازی برای همیشہ بہ پایان مےرسد :)!🌓'
و بازی برای همیشہ بہ پایان مےرسد :)!🌓'
💔56🕊5❤🔥3
مرا کاشتہ بودند
کاشتہ بودندم تا با خورشیدهای عجول
احاطہام کنند.
تو آمدی و چنان نرم مرا چیدی کہ رفتار نسیم را در دست تو حس کردم :)!🫀'
کاشتہ بودندم تا با خورشیدهای عجول
احاطہام کنند.
تو آمدی و چنان نرم مرا چیدی کہ رفتار نسیم را در دست تو حس کردم :)!🫀'
❤🔥22💔2
دنیای شلوغ همنسلانش برایش بیگانہ بود.
چیزی درونش او را بہ سوی رهایے و سکوت مےکشید؛
بہ سوی دشتهای باز و کوهستانهای برفے؛
بہ سوی نیمہ خاموش و واقعے دنیا :)!🕊'
چیزی درونش او را بہ سوی رهایے و سکوت مےکشید؛
بہ سوی دشتهای باز و کوهستانهای برفے؛
بہ سوی نیمہ خاموش و واقعے دنیا :)!🕊'
❤🔥24💔9
آدمیزاد هیچے نیست، جز آثار بہ جا مونده از دردایے کہ کشیده :)!🌙'
🕊34💔11❤🔥5
Gharib Ashna
Googoosh
❤🔥23💔3
گفت : من خودم را زیادی اذیت مےکنم.
پرسیدم : چطور؟
گفت : من بیش از اندازه بہ همہ چیز فکر مےکنم، و همین فکرِ بیش از حد رنج بزرگے بہ من مےدهد :)!🕊'
پرسیدم : چطور؟
گفت : من بیش از اندازه بہ همہ چیز فکر مےکنم، و همین فکرِ بیش از حد رنج بزرگے بہ من مےدهد :)!🕊'
❤🔥41💔24🕊3
حال کہ از سادهترین چیزها متاثر مےشوی، بسے رنج خواهے برد دوستِ من، این جهان با آدمهای بسیار حساس، سر سازگاری ندارد :)!🌓'
💔35🕊10❤🔥4