هشت صفحه آخر
هشت صفحه سوم روزنامه شامل صفحات 17 تا 24 است. هم ورزش هم حاشیه و سیاست و عکس و کارتون است. کمی به شایعه رابطه گلشیفته و مکرون دقیق شدیم و این پرسش را مطرح کردیم که چرا شایعات اینگونه جامعه را درمینوردد آیا اساسا سیاستمداران و سینماگران حریم خصوصی دارند یا ندارند؟ و چرا ما قبل از راستیآزمایی هر خبر آن را سریع منتشر میکنیم؟
نگاهی هم به جامعهشناسی فوتبال انداختهایم. آن مستطیل سبز چه میگوید و چگونه میتوان آن را فهم کرد؟
تا شماره بعدی. برای ما مطالب خودتان را ارسال کنید. برخی از مطالب این شماره، مطالب ارسالی شما بود..
@journalistsclub1
هشت صفحه سوم روزنامه شامل صفحات 17 تا 24 است. هم ورزش هم حاشیه و سیاست و عکس و کارتون است. کمی به شایعه رابطه گلشیفته و مکرون دقیق شدیم و این پرسش را مطرح کردیم که چرا شایعات اینگونه جامعه را درمینوردد آیا اساسا سیاستمداران و سینماگران حریم خصوصی دارند یا ندارند؟ و چرا ما قبل از راستیآزمایی هر خبر آن را سریع منتشر میکنیم؟
نگاهی هم به جامعهشناسی فوتبال انداختهایم. آن مستطیل سبز چه میگوید و چگونه میتوان آن را فهم کرد؟
تا شماره بعدی. برای ما مطالب خودتان را ارسال کنید. برخی از مطالب این شماره، مطالب ارسالی شما بود..
@journalistsclub1
تسلیت به همکار
دوست و همکار گرامی، آقای امیر بهاری روزنامهنگار حوزه موسیقی در غم از دست دادن خواهر خود به سوگ نشسته است.
به ایشان تسلیت میگوئیم و برایش صبر و بردباری آرزو داریم.
@journalistsclub1
دوست و همکار گرامی، آقای امیر بهاری روزنامهنگار حوزه موسیقی در غم از دست دادن خواهر خود به سوگ نشسته است.
به ایشان تسلیت میگوئیم و برایش صبر و بردباری آرزو داریم.
@journalistsclub1
تسلیت به همکار
دوست و همکار گرامی، خانم خاطره وطن خواه روزنامهنگار قدیمی در غم از دست دادن مادر خود به سوگ نشسته است.
به ایشان تسلیت میگوئیم و برایش صبر و بردباری آرزو داریم.
@journalistsclub1
دوست و همکار گرامی، خانم خاطره وطن خواه روزنامهنگار قدیمی در غم از دست دادن مادر خود به سوگ نشسته است.
به ایشان تسلیت میگوئیم و برایش صبر و بردباری آرزو داریم.
@journalistsclub1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این برنامه «غیر قابل پخش» است!
حقیقت گاهی تلخ است و روایتها غیرقابل پخش
ساتیار امامی با «غیر قابل پخش»، میزبان اصحاب فرهنگ و هنر و رسانه، اقتصاد و سیاست است. جایی برای روایت چیزهایی که یا دیده و شنیده نشدهاند یا در نطفه خفه شدهاند.
حرفهایی که ممکن است حتی «غیر قابل قبول» باشند.
در برنامه اول،میزبان اکبر منتجبی، روزنامهنگار باسابقه هستیم.
«غیر قابل پخش» به میزبانی ساتیار امامی تولید و پخش میشود.
اکبر منتجبی در غیر قابل پخش: رسانهها دیکتاتور شدهاند؛ به جای بررسی رویدادها، سعی میکنند با تکرار، نظرهایشان را به مخاطب تحمیل کنند.
آدمها هم به بمباران خبری معتاد شدهاند!
کانال تلگرام @ravitmedia
یوتیوب: youtube.com/watch?v=BKl3e6ZTSN4
آپارات: aparat.com/v/gjc25ug
@journalistsclub1
حقیقت گاهی تلخ است و روایتها غیرقابل پخش
ساتیار امامی با «غیر قابل پخش»، میزبان اصحاب فرهنگ و هنر و رسانه، اقتصاد و سیاست است. جایی برای روایت چیزهایی که یا دیده و شنیده نشدهاند یا در نطفه خفه شدهاند.
حرفهایی که ممکن است حتی «غیر قابل قبول» باشند.
در برنامه اول،میزبان اکبر منتجبی، روزنامهنگار باسابقه هستیم.
«غیر قابل پخش» به میزبانی ساتیار امامی تولید و پخش میشود.
اکبر منتجبی در غیر قابل پخش: رسانهها دیکتاتور شدهاند؛ به جای بررسی رویدادها، سعی میکنند با تکرار، نظرهایشان را به مخاطب تحمیل کنند.
آدمها هم به بمباران خبری معتاد شدهاند!
کانال تلگرام @ravitmedia
یوتیوب: youtube.com/watch?v=BKl3e6ZTSN4
آپارات: aparat.com/v/gjc25ug
@journalistsclub1
«تهران در سیسییو» منتشر شد
کتاب «تهران در سیسییو» گزیدهای از مجموعه داستانهای کوتاه فرزام شیرزادی، نویسنده و روزنامهنگار منتشر شد. شیرزادی در این کتاب، نگاهی دارد به بخشهایی از جامعهای که در اعماق آن معنا باختگیهای کتمان شده با آمیزهای از ریاکاریهای پوچ و خودفریبیهای ابلهانه، مناسبات متعارف و طبیعی زندگی انسانی را آشفته کرده و از ریخت انداخته است.
در پس هر داستان از این مجموعه ۱۸۴ صفحهای، طنز تلخ، دغدغهها و تقلاها برای زندگیهای به زوال کشیده شده در وهم و غباری به ظاهر بیانتها جریان دارند.
شیرزادی در کتاب جدید خود که از سوی انتشارات نگاه منتشر شده، نگاهی به جامعهای تبآلود و غرق در چنبره فریب و معناباختگی انداخته است.
هر یک از داستان های «تهران در سی سی یو» برشی از زندگیهایی به ظاهر عادی در جهانی سردرگم است.
«سهشنبه قرقی»، «مرگ در ۹و۲۳»، «بخت برگشته»، «شاملو در ۱۶ نگاه» و «جدال خیر و شر» از جمله آثار منتشر شده شیرزادی هستند.
برای تهیه این کتاب علاوه بر مراجعه به سایت انتشارات نگاه و دیگر فروشگاههای اینترنتی کتاب می توانید به کتابفروشیهای معتبر مراجعه کنید.
@journalistsclub1
کتاب «تهران در سیسییو» گزیدهای از مجموعه داستانهای کوتاه فرزام شیرزادی، نویسنده و روزنامهنگار منتشر شد. شیرزادی در این کتاب، نگاهی دارد به بخشهایی از جامعهای که در اعماق آن معنا باختگیهای کتمان شده با آمیزهای از ریاکاریهای پوچ و خودفریبیهای ابلهانه، مناسبات متعارف و طبیعی زندگی انسانی را آشفته کرده و از ریخت انداخته است.
در پس هر داستان از این مجموعه ۱۸۴ صفحهای، طنز تلخ، دغدغهها و تقلاها برای زندگیهای به زوال کشیده شده در وهم و غباری به ظاهر بیانتها جریان دارند.
شیرزادی در کتاب جدید خود که از سوی انتشارات نگاه منتشر شده، نگاهی به جامعهای تبآلود و غرق در چنبره فریب و معناباختگی انداخته است.
هر یک از داستان های «تهران در سی سی یو» برشی از زندگیهایی به ظاهر عادی در جهانی سردرگم است.
«سهشنبه قرقی»، «مرگ در ۹و۲۳»، «بخت برگشته»، «شاملو در ۱۶ نگاه» و «جدال خیر و شر» از جمله آثار منتشر شده شیرزادی هستند.
برای تهیه این کتاب علاوه بر مراجعه به سایت انتشارات نگاه و دیگر فروشگاههای اینترنتی کتاب می توانید به کتابفروشیهای معتبر مراجعه کنید.
@journalistsclub1
بزرگداشت «پرویز خرسند» در تهران براگزار میشود
🗓 امروز جمعه هشتم خرداد مراسم بزرگداشتی به یاد نویسنده مطرح ایران «پرویز خرسند» روزنامهنگار؛ مترجم، ویراستار و نویسنده صاحبنام خراسانی و صاحب دهها کتاب پرفروش و ارزنده در تهران برگزار میشود .
📍در این مراسم شخصیتهای سرشناس ادبی و هنری و مطبوعاتی شعر خوانده و سخنرانی خواهند کرد:
🔅 ماهداد توکلی تهیهکننده رادیو و همسر استاد
🔅 مانی خرسند فرزند استاد
🔅 مسعود کیمیایی کارگردان مطرح سینما
🔅 احسان شریعتی فرزند دکتر علی شریعتی
🔅 بهروز بهزادی سردبیر روزنامه اعتماد
🔅 سعید شهرتاش نویسنده
🔅 علی سرهنگی سردبیر مجله فرهنگ نو
رضا اسدزاده نویسنده
🏢 محل برگزاری این مراسم در سالن همایشهای رعد؛ واقع در شهرک غرب، فاز ۲، هرمزان، پیروزان جنوبی، شماره ۷۴خواهد بود .
⌛️ زمان برگزاری از ساعت ۴ و ۳۰ الی ۶ بعدازظهر خواهدبود و ورود برای علاقهمندان آزاد است.
📎گفتنی است این مراسم با همکاری مجله اینترنتی فرهنگ نو برگزار میشود
@journalistsclub1
🗓 امروز جمعه هشتم خرداد مراسم بزرگداشتی به یاد نویسنده مطرح ایران «پرویز خرسند» روزنامهنگار؛ مترجم، ویراستار و نویسنده صاحبنام خراسانی و صاحب دهها کتاب پرفروش و ارزنده در تهران برگزار میشود .
📍در این مراسم شخصیتهای سرشناس ادبی و هنری و مطبوعاتی شعر خوانده و سخنرانی خواهند کرد:
🔅 ماهداد توکلی تهیهکننده رادیو و همسر استاد
🔅 مانی خرسند فرزند استاد
🔅 مسعود کیمیایی کارگردان مطرح سینما
🔅 احسان شریعتی فرزند دکتر علی شریعتی
🔅 بهروز بهزادی سردبیر روزنامه اعتماد
🔅 سعید شهرتاش نویسنده
🔅 علی سرهنگی سردبیر مجله فرهنگ نو
رضا اسدزاده نویسنده
🏢 محل برگزاری این مراسم در سالن همایشهای رعد؛ واقع در شهرک غرب، فاز ۲، هرمزان، پیروزان جنوبی، شماره ۷۴خواهد بود .
⌛️ زمان برگزاری از ساعت ۴ و ۳۰ الی ۶ بعدازظهر خواهدبود و ورود برای علاقهمندان آزاد است.
📎گفتنی است این مراسم با همکاری مجله اینترنتی فرهنگ نو برگزار میشود
@journalistsclub1
چریکهای سخنپراکن
نقدی بر رفتار مجریان صداوسیما
افشین امیرشاهی
در ماههای اخیر، بهنظر میرسد مدیران و سردبیران صداوسیما یک قدم عقب نشستهاند و آنتن را آزادتر کردهاند؛ اما نه برای حرفهایتر شدن این رسانه یا بازتاب مطالبات جامعه، بلکه برای تولید هیجان، جنجال و جلب توجه بیشتر. نتیجه چه شده است؟ بیانضباطی رسانهای.
هرچه تندتر حرف بزنی، بیشتر دیده میشوی.
هرچه عصبیتر باشی، بیشتر وایرال میشوی.
هرچه جنجالیتر رفتار کنی، احتمالاً مدیران هم از بازتاب برنامه راضیتر خواهند بود.
به همین دلیل است که یک شب مجری تلویزیون با اسلحه روی آنتن میآید، شب دیگر کارشناس برنامه تصویری جعلی ساختهشده با هوش مصنوعی را بهعنوان تحلیل سیاسی ارائه میدهد و زمانی دیگر، مجریای مانند محمدرضا شهبازی منتقدان وضعیت اینترنت و اقتصاد را به ترک ایران دعوت میکند؛ همان ادبیاتی که پیشتر از برخی مجریان دیگر هم شنیده بودیم: «جمع کنید و بروید.»
واقعیت این است که بخشی از مجریان تلویزیون تصور میکنند آنتن رسانه ملی، صفحه شخصیشان در شبکههای اجتماعی است. به خودشان اجازه میدهند به مردم طعنه بزنند، مخالفان را تحقیر کنند و از موضع بالا با جامعه حرف بزنند؛ بدون آنکه کسی ظاهراً از آنها توضیح بخواهد.
این وضعیت نشان میدهد تلویزیون بیش از حد «چهرهمحور» شده است. در حالی که در یک رسانه حرفهای، محتوا، گزارش و تحلیل باید محور باشد، نه شخصیت مجری. اما صداوسیما در سالهای اخیر بیشتر به کارخانه تولید چهره تبدیل شده است؛ چهرههایی که تصور میکنند هرچه بلندتر، خشمگینتر و جنجالیتر باشند، موفقترند.
مسئله فقط رفتار مجریها نیست. بخشی از مشکل به مدیرانی برمیگردد که ظاهراً این هیجان کنترلنشده را به نظم رسانهای ترجیح میدهند. شاید چون گمان میکنند این مدل اجرا، مخاطب بیشتری جذب میکند.
اما رسانه ملی، بهویژه در شرایط بحرانی و پرتنش، وظیفه دارد به جامعه آرامش، دقت و عقلانیت منتقل کند؛ نه خشم، تحقیر و نمایش دائمی عصبانیت.
بهنظر میرسد در بخشی از تلویزیون، مدیران عقب نشستهاند و مجریها جای آنها را گرفتهاند؛ مجریهایی که هر شب بیشتر از قبل احساس میکنند مالک آنتناند.
@journalistsclub1
نقدی بر رفتار مجریان صداوسیما
افشین امیرشاهی
متن کامل این یادداشت پیشتر در روزنامهی باشگاه روزنامهنگاران منتشر شده بود. این کوتاه شدهی آن متن است
در ماههای اخیر، بهنظر میرسد مدیران و سردبیران صداوسیما یک قدم عقب نشستهاند و آنتن را آزادتر کردهاند؛ اما نه برای حرفهایتر شدن این رسانه یا بازتاب مطالبات جامعه، بلکه برای تولید هیجان، جنجال و جلب توجه بیشتر. نتیجه چه شده است؟ بیانضباطی رسانهای.
هرچه تندتر حرف بزنی، بیشتر دیده میشوی.
هرچه عصبیتر باشی، بیشتر وایرال میشوی.
هرچه جنجالیتر رفتار کنی، احتمالاً مدیران هم از بازتاب برنامه راضیتر خواهند بود.
به همین دلیل است که یک شب مجری تلویزیون با اسلحه روی آنتن میآید، شب دیگر کارشناس برنامه تصویری جعلی ساختهشده با هوش مصنوعی را بهعنوان تحلیل سیاسی ارائه میدهد و زمانی دیگر، مجریای مانند محمدرضا شهبازی منتقدان وضعیت اینترنت و اقتصاد را به ترک ایران دعوت میکند؛ همان ادبیاتی که پیشتر از برخی مجریان دیگر هم شنیده بودیم: «جمع کنید و بروید.»
واقعیت این است که بخشی از مجریان تلویزیون تصور میکنند آنتن رسانه ملی، صفحه شخصیشان در شبکههای اجتماعی است. به خودشان اجازه میدهند به مردم طعنه بزنند، مخالفان را تحقیر کنند و از موضع بالا با جامعه حرف بزنند؛ بدون آنکه کسی ظاهراً از آنها توضیح بخواهد.
این وضعیت نشان میدهد تلویزیون بیش از حد «چهرهمحور» شده است. در حالی که در یک رسانه حرفهای، محتوا، گزارش و تحلیل باید محور باشد، نه شخصیت مجری. اما صداوسیما در سالهای اخیر بیشتر به کارخانه تولید چهره تبدیل شده است؛ چهرههایی که تصور میکنند هرچه بلندتر، خشمگینتر و جنجالیتر باشند، موفقترند.
مسئله فقط رفتار مجریها نیست. بخشی از مشکل به مدیرانی برمیگردد که ظاهراً این هیجان کنترلنشده را به نظم رسانهای ترجیح میدهند. شاید چون گمان میکنند این مدل اجرا، مخاطب بیشتری جذب میکند.
اما رسانه ملی، بهویژه در شرایط بحرانی و پرتنش، وظیفه دارد به جامعه آرامش، دقت و عقلانیت منتقل کند؛ نه خشم، تحقیر و نمایش دائمی عصبانیت.
بهنظر میرسد در بخشی از تلویزیون، مدیران عقب نشستهاند و مجریها جای آنها را گرفتهاند؛ مجریهایی که هر شب بیشتر از قبل احساس میکنند مالک آنتناند.
@journalistsclub1
تاریخ یک همسایگی
کتاب «تاریخ یک همسایگی؛ روابط ایران و عراق در گذر زمان» نوشته فیاض زاهد، تلاشی است برای روایت ریشههای تاریخی رابطه پیچیده ایران و عراق؛ رابطهای که معمولاً فقط در جنگ هشتساله خلاصه میشود، اما نویسنده نشان میدهد سابقه آن به هزاران سال پیش و مناسبات ایلام، آشور و شکلگیری نخستین منازعات منطقه بازمیگردد.
این کتاب که توسط انتشارات ثالث منتشر شده، با اتکا به اسناد تاریخی، آرشیو مطبوعات و روایتهای دستاول، روابط دو کشور را از دوران باستان تا پایان جنگ ایران و عراق و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بررسی میکند.
«تاریخ یک همسایگی» نه صرفاً روایت جنگ، بلکه کوششی برای فهم تاریخیِ دوستیها، رقابتها و سوءتفاهمهایی است که هنوز بر سیاست و امنیت دو کشور سایه انداختهاند. اثری خواندنی برای علاقهمندان تاریخ معاصر، سیاست و روابط ایران و عراق.
@journalistsclub1
کتاب «تاریخ یک همسایگی؛ روابط ایران و عراق در گذر زمان» نوشته فیاض زاهد، تلاشی است برای روایت ریشههای تاریخی رابطه پیچیده ایران و عراق؛ رابطهای که معمولاً فقط در جنگ هشتساله خلاصه میشود، اما نویسنده نشان میدهد سابقه آن به هزاران سال پیش و مناسبات ایلام، آشور و شکلگیری نخستین منازعات منطقه بازمیگردد.
این کتاب که توسط انتشارات ثالث منتشر شده، با اتکا به اسناد تاریخی، آرشیو مطبوعات و روایتهای دستاول، روابط دو کشور را از دوران باستان تا پایان جنگ ایران و عراق و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بررسی میکند.
«تاریخ یک همسایگی» نه صرفاً روایت جنگ، بلکه کوششی برای فهم تاریخیِ دوستیها، رقابتها و سوءتفاهمهایی است که هنوز بر سیاست و امنیت دو کشور سایه انداختهاند. اثری خواندنی برای علاقهمندان تاریخ معاصر، سیاست و روابط ایران و عراق.
@journalistsclub1
بدون راستیآزمایی
نگاهی به شایعه رابطه مکرون و گلشیفته فراهانی
فائزه مومنی
شایعه، وقتی از راه میرسد، دیگر فقط یک خبر نیست؛ نوعی سرگرمی جهانی است. ترکیبی از سیاست، سلبریتی، میل به سرک کشیدن به زندگی خصوصی قدرتمندان و البته شبکههای اجتماعی که پیش از راستیآزمایی، دکمه انتشار را میزنند.
داستان تازه درباره گلشیفته فراهانی هنرپیشه سینماگر نامدار ایرانی و امانوئل مکرون سیاستمدار نامدار جهانی دقیقاً در همین نقطه متولد شد؛ جایی میان کنجکاوی عمومی، صنعت شایعهسازی و عطش رسانهها برای تولید روایتی جذابتر از واقعیت، رنگ جدی به خود گرفت و حاشیه بر همه چیز سایه انداخت.
ماجرا با انتشار کتابی از فلوریان تاردیف، خبرنگار نشریه Paris Match آغاز شد؛ کتابی با عنوان «یک زوج (تقریباً) بینقص» که مدعی است لایههایی پنهان از زندگی مشترک مکرون و همسرش را روایت میکند. کافی بود نویسنده از یک «پیامک» حرف بزند تا ماشین وایرالسازی اینترنت روشن شود.
در این کتاب ادعا شده است که بریژیت مکرون در سفری رسمی به ویتنام، پیامهایی از گلشیفته فراهانی را در تلفن همسرش دیده و خشمگین شده است. بعد هم جملهای از مکرون خطاب به گلشیفته دیده که برای فضای مجازی حکم بنزین روی آتش را داشت: «من شما را بسیار جذاب میدانم.»
در عصر شبکههای اجتماعی، شایعه دیگر نیازی به سند ندارد؛ فقط باید روایتپذیر باشد. ترکیب یک رئیسجمهور خوشچهره اروپایی با یک بازیگر زیبای ایرانیِ مهاجر که سالهاست در سینمای فرانسه حضوری پررنگ دارد، آنقدر مواد خام برای تخیل عمومی تولید میکند که حتی نبودِ مدرک هم مانع گسترش داستان نمیشود. مخاطب امروز بیش از آنکه دنبال حقیقت باشد، دنبال روایتی است که بتواند دربارهاش حرف بزند، شوخی بسازد یا موضع بگیرد.
تاریخ نشان میدهد افکار عمومی همیشه مجذوب نقطه تلاقی قدرت و جذابیت بوده است. حالا همین الگو در عصر اینستاگرام و تیکتاک، با سرعتی هزار برابر بازتولید میشود.
در این میان، رسانهها هم بیتقصیر نیستند. بخشی از رسانههای امروز دیگر بر مبنای صحت رقابت نمیکنند، بلکه بر سر توجه میجنگند. الگوریتمها نیز به نفع محتواهای هیجانی کار میکنند. یک گزارش دقیق و متکی به فکت شاید هزار بار خوانده شود؛ اما شایعهای درباره رابطه پنهانی یک رئیسجمهور و یک ستاره سینما، میلیونها کلیک میگیرد، حتی اگر بعداً تکذیب شود.
کاخ الیزه عملاً وارد بازی نشد و سکوت کرد؛ تنها نزدیکان بریژیت مکرون در گفتوگو با رسانههای فرانسوی این روایت را تخیلی توصیف کردند.
مکرون هم پیشتر درباره حاشیههای مشابه گفته بود رسانهها اختلافات خانوادگی را بیش از حد بزرگ میکنند. در سوی دیگر، گلشیفته فراهانی نیز تاکنون واکنشی مستقیم به ادعاهای تازه نشان نداده است. اما سکوت، در منطق اینترنت، اغلب نه به معنای نبودِ ماجرا، بلکه بهعنوان سوخت تازه شایعه تعبیر میشود.
شاید مهمترین بخش این داستان اصلاً خود مکرون یا گلشیفته نباشند؛ بلکه سازوکاری باشد که چنین روایتی را در چند ساعت به موضوع گفتوگوی جهانی تبدیل میکند.
جامعهای که اعتمادش به نهادهای رسمی و رسانههای سنتی کاهش یافته، آمادهتر از همیشه است تا هر روایت غیررسمی را باور کند، بهویژه اگر پای چهرههای مشهور در میان باشد. در چنین فضایی، مرز میان خبر، سرگرمی و تخیل هر روز باریکتر میشود. شاید پرسش اصلی این نباشد که آیا این شایعه حقیقت دارد یا نه؛ بلکه این باشد که چرا جهان امروز تا این اندازه مشتاق است زندگی خصوصی سیاستمداران و ستارهها را به یک نمایش دائمی تبدیل کند.
@journalistsclub1
نگاهی به شایعه رابطه مکرون و گلشیفته فراهانی
فائزه مومنی
متن کامل این یادداشت پیشتر در روزنامهی باشگاه روزنامهنگاران منتشر شده بود. این کوتاه شدهی آن متن است
شایعه، وقتی از راه میرسد، دیگر فقط یک خبر نیست؛ نوعی سرگرمی جهانی است. ترکیبی از سیاست، سلبریتی، میل به سرک کشیدن به زندگی خصوصی قدرتمندان و البته شبکههای اجتماعی که پیش از راستیآزمایی، دکمه انتشار را میزنند.
داستان تازه درباره گلشیفته فراهانی هنرپیشه سینماگر نامدار ایرانی و امانوئل مکرون سیاستمدار نامدار جهانی دقیقاً در همین نقطه متولد شد؛ جایی میان کنجکاوی عمومی، صنعت شایعهسازی و عطش رسانهها برای تولید روایتی جذابتر از واقعیت، رنگ جدی به خود گرفت و حاشیه بر همه چیز سایه انداخت.
ماجرا با انتشار کتابی از فلوریان تاردیف، خبرنگار نشریه Paris Match آغاز شد؛ کتابی با عنوان «یک زوج (تقریباً) بینقص» که مدعی است لایههایی پنهان از زندگی مشترک مکرون و همسرش را روایت میکند. کافی بود نویسنده از یک «پیامک» حرف بزند تا ماشین وایرالسازی اینترنت روشن شود.
در این کتاب ادعا شده است که بریژیت مکرون در سفری رسمی به ویتنام، پیامهایی از گلشیفته فراهانی را در تلفن همسرش دیده و خشمگین شده است. بعد هم جملهای از مکرون خطاب به گلشیفته دیده که برای فضای مجازی حکم بنزین روی آتش را داشت: «من شما را بسیار جذاب میدانم.»
در عصر شبکههای اجتماعی، شایعه دیگر نیازی به سند ندارد؛ فقط باید روایتپذیر باشد. ترکیب یک رئیسجمهور خوشچهره اروپایی با یک بازیگر زیبای ایرانیِ مهاجر که سالهاست در سینمای فرانسه حضوری پررنگ دارد، آنقدر مواد خام برای تخیل عمومی تولید میکند که حتی نبودِ مدرک هم مانع گسترش داستان نمیشود. مخاطب امروز بیش از آنکه دنبال حقیقت باشد، دنبال روایتی است که بتواند دربارهاش حرف بزند، شوخی بسازد یا موضع بگیرد.
تاریخ نشان میدهد افکار عمومی همیشه مجذوب نقطه تلاقی قدرت و جذابیت بوده است. حالا همین الگو در عصر اینستاگرام و تیکتاک، با سرعتی هزار برابر بازتولید میشود.
در این میان، رسانهها هم بیتقصیر نیستند. بخشی از رسانههای امروز دیگر بر مبنای صحت رقابت نمیکنند، بلکه بر سر توجه میجنگند. الگوریتمها نیز به نفع محتواهای هیجانی کار میکنند. یک گزارش دقیق و متکی به فکت شاید هزار بار خوانده شود؛ اما شایعهای درباره رابطه پنهانی یک رئیسجمهور و یک ستاره سینما، میلیونها کلیک میگیرد، حتی اگر بعداً تکذیب شود.
کاخ الیزه عملاً وارد بازی نشد و سکوت کرد؛ تنها نزدیکان بریژیت مکرون در گفتوگو با رسانههای فرانسوی این روایت را تخیلی توصیف کردند.
مکرون هم پیشتر درباره حاشیههای مشابه گفته بود رسانهها اختلافات خانوادگی را بیش از حد بزرگ میکنند. در سوی دیگر، گلشیفته فراهانی نیز تاکنون واکنشی مستقیم به ادعاهای تازه نشان نداده است. اما سکوت، در منطق اینترنت، اغلب نه به معنای نبودِ ماجرا، بلکه بهعنوان سوخت تازه شایعه تعبیر میشود.
شاید مهمترین بخش این داستان اصلاً خود مکرون یا گلشیفته نباشند؛ بلکه سازوکاری باشد که چنین روایتی را در چند ساعت به موضوع گفتوگوی جهانی تبدیل میکند.
جامعهای که اعتمادش به نهادهای رسمی و رسانههای سنتی کاهش یافته، آمادهتر از همیشه است تا هر روایت غیررسمی را باور کند، بهویژه اگر پای چهرههای مشهور در میان باشد. در چنین فضایی، مرز میان خبر، سرگرمی و تخیل هر روز باریکتر میشود. شاید پرسش اصلی این نباشد که آیا این شایعه حقیقت دارد یا نه؛ بلکه این باشد که چرا جهان امروز تا این اندازه مشتاق است زندگی خصوصی سیاستمداران و ستارهها را به یک نمایش دائمی تبدیل کند.
@journalistsclub1
.
توئیت سیدمهدی طباطبایی ، معاونت و اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور چه کسی را هدف گرفته است؟
@journalistsclub1
توئیت سیدمهدی طباطبایی ، معاونت و اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور چه کسی را هدف گرفته است؟
@journalistsclub1
تغییر رفتار نیازی به سخنرانی طولانی ندارد
مسعود پزشکیان امروز ترجیح داد به جای سخنرانی و توصیه کردن، تغییر رفتار را از خودش شروع کند.
رئیسجمهور در نشست تخصصی شورای همکاری دولت و دانشگاه درباره بحران آب، با اشاره به ضرورت مدیریت مصرف انرژی، کت خود را از تن درآورد و از حاضران نیز خواست برای راحتی بیشتر و عدم استفاده از کولر، همین کار را انجام دهند.
پیامی که او میخواست منتقل کند ساده بود؛ صرفهجویی لزوماً به معنای سختتر زندگی کردن نیست. گاهی با تغییر چند عادت کوچک و بدون آنکه از کیفیت زندگی کاسته شود، میتوان مصرف انرژی را مدیریت کرد.
کتهایی که در آن جلسه از تن درآمدند، شاید بیش از هر چیز یادآور این نکته بودند که فرهنگ مصرف از تصمیمهای روزمره و رفتارهای کوچک آغاز میشود؛ از همان جا که هر فرد میتواند سهمی در حل یک مسئله بزرگ داشته باشد.
@journalistsclub1
مسعود پزشکیان امروز ترجیح داد به جای سخنرانی و توصیه کردن، تغییر رفتار را از خودش شروع کند.
رئیسجمهور در نشست تخصصی شورای همکاری دولت و دانشگاه درباره بحران آب، با اشاره به ضرورت مدیریت مصرف انرژی، کت خود را از تن درآورد و از حاضران نیز خواست برای راحتی بیشتر و عدم استفاده از کولر، همین کار را انجام دهند.
پیامی که او میخواست منتقل کند ساده بود؛ صرفهجویی لزوماً به معنای سختتر زندگی کردن نیست. گاهی با تغییر چند عادت کوچک و بدون آنکه از کیفیت زندگی کاسته شود، میتوان مصرف انرژی را مدیریت کرد.
کتهایی که در آن جلسه از تن درآمدند، شاید بیش از هر چیز یادآور این نکته بودند که فرهنگ مصرف از تصمیمهای روزمره و رفتارهای کوچک آغاز میشود؛ از همان جا که هر فرد میتواند سهمی در حل یک مسئله بزرگ داشته باشد.
@journalistsclub1
.
پزشکیان و تجربه کولبیز در ایران
آیا روابطعمومیها میتوانند دستورالعمل شفاهی رئیسجمهور را برای تغییر فرهنگ لباس اداری عملیاتی کنند؟
اقدام نمادین مسعود پزشکیان در درآوردن کت در یک نشست رسمی، ناخواسته برخی را به یاد تجربه مشهور ژاپن انداخت؛ کمپینی با عنوان «کول بیز» (Cool Biz) که از سال ۲۰۰۵ با هدف کاهش مصرف انرژی آغاز شد.
کمپین «کول بیز» در ژاپن از یک ایده ساده آغاز شد. از آنجایی که این کشور تابستانهای بسیار گرم و شرجی دارد و مصرف انرژی در آن رو به افزایش بود، دولت ژاپن با هدف کاهش مصرف انرژی، از کارمندان و مدیران خود خواست در ماههای گرم سال بدون کت و کراوات در محل کار حاضر شوند تا استفاده از دستگاههای سرمایشی و نیز مصرف برق کاهش پیدا کند.
اتفاقی که در ابتدا برای بخشی از جامعه اداری ژاپن عجیب به نظر میرسید، اما به تدریج به یک هنجار پذیرفتهشده تبدیل شد.
کول بیز فقط درباره لباس نبود و آرام آرام به سبکی از زندگی تبدیل شد تا افراد راحتتر زندگی کنند.
ویژگیهای اصلی کول بیز عبارت بودند از اینکه مقامات مسئول بدون کت، بدون کراوات، با پیراهن آستینکوتاه یا سبک در محل کار خود یا جلسات رسمی حاضر شوند تا کارمندان و مجموعه زیردست آنان نیز مجاب به استفاده از این سبک کارمندی شوند.
این کمپین از بالاترین سطح دولت آغاز شد. نخستوزیر وقت ژاپن، بدون کت و کراوات در جلسات رسمی حاضر میشد تا به مدیران و کارمندان نشان دهد که تغییر الگوی مصرف انرژی باید از راس دولت و مدیران شروع شود.
امروز نیز اقدام رئیسجمهور ایران میتواند فرصتی برای آغاز یک تغییر فرهنگی مشابه باشد. در شرایطی که کشور با چالشهای جدی در حوزه انرژی و آب روبهرو است، بسیاری از راهحلها الزاماً پرهزینه و پیچیده نیستند. گاهی تغییر چند عادت ساده در محیطهای اداری میتواند نتایج قابل توجهی به همراه داشته باشد.
در این میان، روابط عمومی دستگاههای دولتی و عمومی میتوانند نقشی فراتر از اطلاعرسانی ایفا کنند. آنها قادرند به جای انتشار صرف اخبار و گزارشها، به پیشگامان یک فرهنگ جدید در محیطهای کاری تبدیل شوند؛ فرهنگی که در آن صرفهجویی با سختی و محدودیت تعریف نمیشود، بلکه با عقلانیت، مسئولیتپذیری و مشارکت جمعی معنا پیدا میکند.
شاید زمان آن رسیده باشد که روابط عمومیها، مدیران ادارات و سازمانهای دولتی، تجربه «کول بیز ایرانی» را به عنوان یک دستورکار فرهنگی در فصل گرما مورد توجه قرار دهند؛ از کاهش تشریفات غیرضروری در پوشش اداری گرفته تا ترویج الگوهای ساده و مؤثر مدیریت مصرف انرژی در ساختمانهای دولتی.
همانگونه که رئیسجمهور با یک اقدام نمادین پیام خود را منتقل کرد، وزرا نیز میتوانند پوشش جدیدی را برای خود در دستور کار قرار دهند و روابطعمومیها نیز به ترویج این فرهنگ پوششی روی آورند. همچنین دستگاههای اجرایی نیز میتوانند با گامهای کوچک اما عملی نشان دهند که مدیریت مصرف، پیش از آنکه یک شعار باشد، یک سبک زندگی و یک مسئولیت ملی است.
@journalistsclub1
پزشکیان و تجربه کولبیز در ایران
آیا روابطعمومیها میتوانند دستورالعمل شفاهی رئیسجمهور را برای تغییر فرهنگ لباس اداری عملیاتی کنند؟
اقدام نمادین مسعود پزشکیان در درآوردن کت در یک نشست رسمی، ناخواسته برخی را به یاد تجربه مشهور ژاپن انداخت؛ کمپینی با عنوان «کول بیز» (Cool Biz) که از سال ۲۰۰۵ با هدف کاهش مصرف انرژی آغاز شد.
کمپین «کول بیز» در ژاپن از یک ایده ساده آغاز شد. از آنجایی که این کشور تابستانهای بسیار گرم و شرجی دارد و مصرف انرژی در آن رو به افزایش بود، دولت ژاپن با هدف کاهش مصرف انرژی، از کارمندان و مدیران خود خواست در ماههای گرم سال بدون کت و کراوات در محل کار حاضر شوند تا استفاده از دستگاههای سرمایشی و نیز مصرف برق کاهش پیدا کند.
اتفاقی که در ابتدا برای بخشی از جامعه اداری ژاپن عجیب به نظر میرسید، اما به تدریج به یک هنجار پذیرفتهشده تبدیل شد.
کول بیز فقط درباره لباس نبود و آرام آرام به سبکی از زندگی تبدیل شد تا افراد راحتتر زندگی کنند.
ویژگیهای اصلی کول بیز عبارت بودند از اینکه مقامات مسئول بدون کت، بدون کراوات، با پیراهن آستینکوتاه یا سبک در محل کار خود یا جلسات رسمی حاضر شوند تا کارمندان و مجموعه زیردست آنان نیز مجاب به استفاده از این سبک کارمندی شوند.
این کمپین از بالاترین سطح دولت آغاز شد. نخستوزیر وقت ژاپن، بدون کت و کراوات در جلسات رسمی حاضر میشد تا به مدیران و کارمندان نشان دهد که تغییر الگوی مصرف انرژی باید از راس دولت و مدیران شروع شود.
امروز نیز اقدام رئیسجمهور ایران میتواند فرصتی برای آغاز یک تغییر فرهنگی مشابه باشد. در شرایطی که کشور با چالشهای جدی در حوزه انرژی و آب روبهرو است، بسیاری از راهحلها الزاماً پرهزینه و پیچیده نیستند. گاهی تغییر چند عادت ساده در محیطهای اداری میتواند نتایج قابل توجهی به همراه داشته باشد.
در این میان، روابط عمومی دستگاههای دولتی و عمومی میتوانند نقشی فراتر از اطلاعرسانی ایفا کنند. آنها قادرند به جای انتشار صرف اخبار و گزارشها، به پیشگامان یک فرهنگ جدید در محیطهای کاری تبدیل شوند؛ فرهنگی که در آن صرفهجویی با سختی و محدودیت تعریف نمیشود، بلکه با عقلانیت، مسئولیتپذیری و مشارکت جمعی معنا پیدا میکند.
شاید زمان آن رسیده باشد که روابط عمومیها، مدیران ادارات و سازمانهای دولتی، تجربه «کول بیز ایرانی» را به عنوان یک دستورکار فرهنگی در فصل گرما مورد توجه قرار دهند؛ از کاهش تشریفات غیرضروری در پوشش اداری گرفته تا ترویج الگوهای ساده و مؤثر مدیریت مصرف انرژی در ساختمانهای دولتی.
همانگونه که رئیسجمهور با یک اقدام نمادین پیام خود را منتقل کرد، وزرا نیز میتوانند پوشش جدیدی را برای خود در دستور کار قرار دهند و روابطعمومیها نیز به ترویج این فرهنگ پوششی روی آورند. همچنین دستگاههای اجرایی نیز میتوانند با گامهای کوچک اما عملی نشان دهند که مدیریت مصرف، پیش از آنکه یک شعار باشد، یک سبک زندگی و یک مسئولیت ملی است.
@journalistsclub1
چه شد که در ایکس فارسی، گروهی از کاربران خواندن کتاب را خوار کردند و جهل را ستایش؟
پروندۀ ویژه شماره جدید ماهنامه مدیریت ارتباطات به این پرسش و حمله به کتابخوانی در شبکه اجتماعی میپردازد.
همچنین پرونده دیگر این شماره نشان میدهد چگونه پلتفرمهای دیجیتال از ابزارهای جانبی به معماران اصلی ساختار قدرت تبدیل شدهاند. مطالبی دیگر هم به بررسی اجتماعی و روانشناختی آموزش آنلاین اختصاص دارد.
شماره ۱۹۲ ماهنامه مدیریت ارتباطات به مدیرمسئولی امیرعباس تقیپور و سردبیری علی ورامینی منتشر شد.
@journalistsclub1
پروندۀ ویژه شماره جدید ماهنامه مدیریت ارتباطات به این پرسش و حمله به کتابخوانی در شبکه اجتماعی میپردازد.
همچنین پرونده دیگر این شماره نشان میدهد چگونه پلتفرمهای دیجیتال از ابزارهای جانبی به معماران اصلی ساختار قدرت تبدیل شدهاند. مطالبی دیگر هم به بررسی اجتماعی و روانشناختی آموزش آنلاین اختصاص دارد.
شماره ۱۹۲ ماهنامه مدیریت ارتباطات به مدیرمسئولی امیرعباس تقیپور و سردبیری علی ورامینی منتشر شد.
@journalistsclub1
بیبیسی در یک خطای فاحش، چند خبر مختلف را با عکس محمدباقر قالیباف و هیات رئیسه جدید مجلس منتشر کرد.
@journalistsclub1
@journalistsclub1