درخشش مستند تهران امجدیه
مستند تهران-امجدیه؛ به کارگردانی محمود مولایی که یکی از روزنامهنگاران با سابقه ورزشی ایران است به عنوان برترین کارگردان فیلم مستند وررزشی توسط انجمن ورزشی نویسان آسیا برگزیده شد.
این مستند رویکردی تاریخی دارد، از گذشته شروع میکند و به امروز میرسد. تهران - امجدیه از همان دقایق آغازین و با توجه به نمایش عکسها، بریده روزنامهها و تصاویر مسابقات و رویدادها در استادیوم امجدیه، تماشاگر را با خود همراه و خودش را از اغلب مستندهای تاریخی، ورزشی و مصاحبه محور این روزها دور میکند.
مستند تهران - امجدیه با استفاده درست از آرشیو و روایت منحصر به فرد و نگاه اجتماعیاش به تهران و پیرامون آن مستند را اثری برجسته ساخته است.
تهران امجدیه مستندی است که از بیم و امیدهای یک ورزشگاه پیر در میان شهر تهران با همه آمال و آرزوهایش سخن میگوید.
تهران-امجدیه به کارگردانی محمود مولایی و تهیه کنندگی مصطفی شوقی در خانه مستند تولید شده است.
@journalistsclub1
مستند تهران-امجدیه؛ به کارگردانی محمود مولایی که یکی از روزنامهنگاران با سابقه ورزشی ایران است به عنوان برترین کارگردان فیلم مستند وررزشی توسط انجمن ورزشی نویسان آسیا برگزیده شد.
این مستند رویکردی تاریخی دارد، از گذشته شروع میکند و به امروز میرسد. تهران - امجدیه از همان دقایق آغازین و با توجه به نمایش عکسها، بریده روزنامهها و تصاویر مسابقات و رویدادها در استادیوم امجدیه، تماشاگر را با خود همراه و خودش را از اغلب مستندهای تاریخی، ورزشی و مصاحبه محور این روزها دور میکند.
مستند تهران - امجدیه با استفاده درست از آرشیو و روایت منحصر به فرد و نگاه اجتماعیاش به تهران و پیرامون آن مستند را اثری برجسته ساخته است.
تهران امجدیه مستندی است که از بیم و امیدهای یک ورزشگاه پیر در میان شهر تهران با همه آمال و آرزوهایش سخن میگوید.
تهران-امجدیه به کارگردانی محمود مولایی و تهیه کنندگی مصطفی شوقی در خانه مستند تولید شده است.
@journalistsclub1
جدال قلمی هفتصبح و رجانیوز
بین روزنامهی هفتصبح و سایت رجانیوز یک جدال قلمی در گرفته است.
پس از آنکه علی خصریان نمایندهی رادیکال مجلس در شبکه ابکس، محل دپوی محصولات پتروشیمی لرستان را افشا کرد، روزنامه هفت صبح این موضوع عدم بینش سیاسی این نماینده خواند و تلویحا رفتار او را نابخردانه قلمداد کرد و نوشت: مسئله اصلی، مخالفت با مبارزه با فساد نیست؛ بلکه پرسش درباره مرز میان شفافیت و انتشار اطلاعات حساس اقتصادی در شرایط جنگی و تحریمی است.
سایت رجانیوز در حمایت از علی خضریان وارد شد و هفت صبح را متهم کرد که متوجه نشده آن نماینده مجلس درصدد افشای فساد بوده است.
هفت صبح نیز در پاسخ نوشت که رجانیوز تلاش میکند با دوقطبیسازی سیاسی، اصل بحث را به حاشیه ببرد. این سایت میان «افشای فساد» و «انتشار اطلاعات حساس و عملیاتی» خلط کرده و هرگونه نقد به رفتار رسانهای خضریان را به «حمایت از فساد» تقلیل داده است. ضمن اینکه رجانیوز تلاش میکند مفهوم امنیت ملی را کاملاً جناحی بازتعریف کند.
متن پاسخ هفتصبح را اینجا بخوانید.
@journalistsclub1
بین روزنامهی هفتصبح و سایت رجانیوز یک جدال قلمی در گرفته است.
پس از آنکه علی خصریان نمایندهی رادیکال مجلس در شبکه ابکس، محل دپوی محصولات پتروشیمی لرستان را افشا کرد، روزنامه هفت صبح این موضوع عدم بینش سیاسی این نماینده خواند و تلویحا رفتار او را نابخردانه قلمداد کرد و نوشت: مسئله اصلی، مخالفت با مبارزه با فساد نیست؛ بلکه پرسش درباره مرز میان شفافیت و انتشار اطلاعات حساس اقتصادی در شرایط جنگی و تحریمی است.
سایت رجانیوز در حمایت از علی خضریان وارد شد و هفت صبح را متهم کرد که متوجه نشده آن نماینده مجلس درصدد افشای فساد بوده است.
هفت صبح نیز در پاسخ نوشت که رجانیوز تلاش میکند با دوقطبیسازی سیاسی، اصل بحث را به حاشیه ببرد. این سایت میان «افشای فساد» و «انتشار اطلاعات حساس و عملیاتی» خلط کرده و هرگونه نقد به رفتار رسانهای خضریان را به «حمایت از فساد» تقلیل داده است. ضمن اینکه رجانیوز تلاش میکند مفهوم امنیت ملی را کاملاً جناحی بازتعریف کند.
متن پاسخ هفتصبح را اینجا بخوانید.
@journalistsclub1
طعنه خیمه به تندروهای اصولگرا
جدیدترین شماره مجله خیمه، با عکسی از مرحوم علی لاریجانی و تیتر «نوشتند: شمر هم به کربلا آمده بود» طعنه سنگینی به اصولگرایان تندرو است.
عبارت «شمر هم به کربلا آمده بود» اشاره به یک هیاهوی رسانهای و انتقادات تند در فضای مجازی دارد. این موضوع در واقع کنایهای بود که برخی اصولگرایان و فعالان رسانهای آنها علیه حضور علی لاریجانی مطرح کردند.
ماجرا از این قرار بود که پس از انتشار تصاویری از حضور علی لاریجانی در مراسم پیادهروی اربعین و مسیر نجف به کربلا، برخی از آنها هشتگها و دستنوشتههایی با مضمون طعنهآمیز «شمر هم به کربلا آمده بود» منتشر کردند.
هدف آنها از این کنایه این گروه با این جمله به عملکرد سیاسی گذشته لاریجانی اعتراض داشتند و با کنار هم قرار دادن این دو نام، تلاش میکردند حضور او را در مراسم پیادهروی کربلا زیر سوال ببرند.
@journalistsclub1
جدیدترین شماره مجله خیمه، با عکسی از مرحوم علی لاریجانی و تیتر «نوشتند: شمر هم به کربلا آمده بود» طعنه سنگینی به اصولگرایان تندرو است.
عبارت «شمر هم به کربلا آمده بود» اشاره به یک هیاهوی رسانهای و انتقادات تند در فضای مجازی دارد. این موضوع در واقع کنایهای بود که برخی اصولگرایان و فعالان رسانهای آنها علیه حضور علی لاریجانی مطرح کردند.
ماجرا از این قرار بود که پس از انتشار تصاویری از حضور علی لاریجانی در مراسم پیادهروی اربعین و مسیر نجف به کربلا، برخی از آنها هشتگها و دستنوشتههایی با مضمون طعنهآمیز «شمر هم به کربلا آمده بود» منتشر کردند.
هدف آنها از این کنایه این گروه با این جمله به عملکرد سیاسی گذشته لاریجانی اعتراض داشتند و با کنار هم قرار دادن این دو نام، تلاش میکردند حضور او را در مراسم پیادهروی کربلا زیر سوال ببرند.
@journalistsclub1
.
گزارش تصویری از نشست ترومای روزنامهنگاران که با حضور دکتر هادی خانیکی، استاد دانشگاه، امیرحسین جلالی ندوشن، روانپزشک و بنفشه سامگیس روزنامهنگار در دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد.
@journalistsclub1
گزارش تصویری از نشست ترومای روزنامهنگاران که با حضور دکتر هادی خانیکی، استاد دانشگاه، امیرحسین جلالی ندوشن، روانپزشک و بنفشه سامگیس روزنامهنگار در دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد.
@journalistsclub1
خبرگزاری ایرنا برای دقایقی دسترس خارج شد
انتشار عکسهایی از خانم سارا کنعانی که برخی از آنها با حجاب اختیاری بود، در خبرگزاری ایرنا با واکنشهای متفاوتی روبرو شد.
ایرنا با انتشار عکسهای خانم کنعانی نوشت:« سارا کنعانی نویسنده و هنرمند ۳۷ ساله ساکن تهران در جریان جنگ رمضان، نوزادی که در بهزیستی بود را در قالب طرح موسسه بهرویش به نام «میزبان» (فرزندپذیری موقت) به سرپرستی گرفت. سارا با تفأل به حافظ اسم آهو را برای او انتخاب کرد و برای مدت کوتاهی عاشقانه به این نوزاد مهر ورزید و برایش مادری کرد. در این مدت آنقدر مهر آهو بر دل سارا نشست که تصمیم گرفت برای سرپرستی دائم نوزاد اقدام کند، اما برای سپردن حضانت موقت یا دائمی بچه ها به دختران و بانوان مجرد محدودیتهایی وجود دارد و اولویت با زوجهای نابارور است. بالاخره پس از ۴۰ روز به سارا خبر دادند که خانوادهای می خواهد سرپرستی دائم این نوزاد را قبول کند و باید آهو را بازگرداند. سارا برای توسل و دعا به امامزاده صالح (ع) رفت و آرزو کرد ای کاش آنها از هم جدا نشوند. ولی در پایان سارا آهو را به شیرخوارگاه بازگرداند تا این نوزاد زندگی تازه خود را در خانواده ای جدید آغاز کند. زنانی چون سارا با پذیرش مسئولیت میزبانی یک نوزاد، نشان میدهند که فرزندخواندگی تنها یک فرآیند حقوقی نیست؛ مسیری مبتنی بر آموزش، همراهی تخصصی و تعهد عاطفی مداوم است. روایت سارا، بخشی از تلاش جمعی برای گسترش فرهنگ خانوادهمحور در حمایت از کودکان بی سرپرست و بدسرپرست است؛ تلاشی که بدون همراهی نهادهایی مانند بهزیستی و مجموعههای تسهیلگر همچون «بهرویش» کامل نخواهد شد.»
عدهای با بازنشر آن عکسها، خصوصا عکسهای بیحجاب، در شبکههای اجتماعی از اانتشار چنین عکسهایی در خبرگزاری ایرنا استقبال کردند و از دیگر سو کیهانآنلاین و برخی دیگر بر این موضوع خرده گرفتند.
ایرنا پس از برخی از واکنشهای منفی، بلافاصله عکسهای بیحجاب سارا کنعانی را پاک کرد. با این حال کیهانآنلاین نوشت: « اصل اقدام غیرحرفه ای خبرگزاری دولتی پابرجا و قابل پیگیری است. اینکه چگونه عکاس و سرویس عکس این خبرگزاری به جای انتشار عکسهای خبری و گزارشی به سراغ داستان سرایی و رپرتاژ آگهی برای یک فرد و یک مؤسسه خصوصی رفته است و به جای مستندنگاری به عکاسی مدلینگ روی آورده است!»
کمی بعد از آنچه کیهان نوشته بود، ایرنا برای دقایقی از دسترس خارج شد اما دوباره به شبکه بازگشت.
@journalistsclub1
انتشار عکسهایی از خانم سارا کنعانی که برخی از آنها با حجاب اختیاری بود، در خبرگزاری ایرنا با واکنشهای متفاوتی روبرو شد.
ایرنا با انتشار عکسهای خانم کنعانی نوشت:« سارا کنعانی نویسنده و هنرمند ۳۷ ساله ساکن تهران در جریان جنگ رمضان، نوزادی که در بهزیستی بود را در قالب طرح موسسه بهرویش به نام «میزبان» (فرزندپذیری موقت) به سرپرستی گرفت. سارا با تفأل به حافظ اسم آهو را برای او انتخاب کرد و برای مدت کوتاهی عاشقانه به این نوزاد مهر ورزید و برایش مادری کرد. در این مدت آنقدر مهر آهو بر دل سارا نشست که تصمیم گرفت برای سرپرستی دائم نوزاد اقدام کند، اما برای سپردن حضانت موقت یا دائمی بچه ها به دختران و بانوان مجرد محدودیتهایی وجود دارد و اولویت با زوجهای نابارور است. بالاخره پس از ۴۰ روز به سارا خبر دادند که خانوادهای می خواهد سرپرستی دائم این نوزاد را قبول کند و باید آهو را بازگرداند. سارا برای توسل و دعا به امامزاده صالح (ع) رفت و آرزو کرد ای کاش آنها از هم جدا نشوند. ولی در پایان سارا آهو را به شیرخوارگاه بازگرداند تا این نوزاد زندگی تازه خود را در خانواده ای جدید آغاز کند. زنانی چون سارا با پذیرش مسئولیت میزبانی یک نوزاد، نشان میدهند که فرزندخواندگی تنها یک فرآیند حقوقی نیست؛ مسیری مبتنی بر آموزش، همراهی تخصصی و تعهد عاطفی مداوم است. روایت سارا، بخشی از تلاش جمعی برای گسترش فرهنگ خانوادهمحور در حمایت از کودکان بی سرپرست و بدسرپرست است؛ تلاشی که بدون همراهی نهادهایی مانند بهزیستی و مجموعههای تسهیلگر همچون «بهرویش» کامل نخواهد شد.»
عدهای با بازنشر آن عکسها، خصوصا عکسهای بیحجاب، در شبکههای اجتماعی از اانتشار چنین عکسهایی در خبرگزاری ایرنا استقبال کردند و از دیگر سو کیهانآنلاین و برخی دیگر بر این موضوع خرده گرفتند.
ایرنا پس از برخی از واکنشهای منفی، بلافاصله عکسهای بیحجاب سارا کنعانی را پاک کرد. با این حال کیهانآنلاین نوشت: « اصل اقدام غیرحرفه ای خبرگزاری دولتی پابرجا و قابل پیگیری است. اینکه چگونه عکاس و سرویس عکس این خبرگزاری به جای انتشار عکسهای خبری و گزارشی به سراغ داستان سرایی و رپرتاژ آگهی برای یک فرد و یک مؤسسه خصوصی رفته است و به جای مستندنگاری به عکاسی مدلینگ روی آورده است!»
کمی بعد از آنچه کیهان نوشته بود، ایرنا برای دقایقی از دسترس خارج شد اما دوباره به شبکه بازگشت.
@journalistsclub1
انتشار یک خبر ۸۰ روز زمان میبرد؟!
علی قلهکی روزنامهنگار اصولگرا نوشت: روایتِ سخنگوی وزارت بهداشت از وضعیتِ جسمیِ رهبر جدید انقلاب در حالیکه بیش از ۷۵ روز از این اتفاق میگذرد و رسانههای رسمی و غیررسمی خارج از کشور صدها خبرِ مختلف از این ماجرا را منتشر کردند، نوشدارو پس از مرگِ سهراب است! البته «همین روایت» هم در شرایط فعلی غنیمت است ولی چقدر سیستمِ اطلاع رسانی کشور درگیر ملاحظات شده، که اجازهی انتشارِ خبرِ مهمِ وضعیتِ جسمیِ «آقا مجتبی»، ۸۰ روز زمان میبرد؟!
@journalistsclub1
علی قلهکی روزنامهنگار اصولگرا نوشت: روایتِ سخنگوی وزارت بهداشت از وضعیتِ جسمیِ رهبر جدید انقلاب در حالیکه بیش از ۷۵ روز از این اتفاق میگذرد و رسانههای رسمی و غیررسمی خارج از کشور صدها خبرِ مختلف از این ماجرا را منتشر کردند، نوشدارو پس از مرگِ سهراب است! البته «همین روایت» هم در شرایط فعلی غنیمت است ولی چقدر سیستمِ اطلاع رسانی کشور درگیر ملاحظات شده، که اجازهی انتشارِ خبرِ مهمِ وضعیتِ جسمیِ «آقا مجتبی»، ۸۰ روز زمان میبرد؟!
@journalistsclub1
بغضی که بعد از یک هفته ترکید
بنفشه سام گیس در نشست بررسی ترومای روزنامهنگاران ایران که در دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد گفت: سال ۹۶ وقتی حادثه معدن زغالسنگ یورت اتفاق افتاد، همان شب همکار من برای پوشش خبری اعزام شد. مهری جمشیدی ـ عکاس ـ جزو اولین نفراتی بود که به منطقه رسید. به سرعت گزارش را آماده کردند، تحویل دادند و برگشتند. اما مهری جمشیدی تا یک هفته با هیچکس حرف نمیزد. فقط میآمد تحریریه، راه میرفت. سکوت مطلق بود. بعد از یک هفته بغضش ترکید و برونریزی کرد؛ از لحظههای سختی گفت که مقابل معدن، میان کشتهشدگان و با خانوادههای داغدار داشت.
مورد دوم، عکاس ما ساعتی بعد از زلزله بم دی ۱۳۸۲ برای گزارش تصویری به بم رفت. وقتی برگشت، عکسهای زیادی از جسدهای روی زمین، جسدهای کفنپوش و قبرهایی که منتظر دفن بودند داشت. او هم تا یک هفته با هیچکس حرف نمیزد. یادم هست یک روز رفتم عکسی بگیرم، او پشت کامپیوترش نشسته بود، در حالی که باید برای بقیه عکس آماده میکرد، فقط داشت عکس جنازهها را تماشا و رد میکرد. آنقدر که انتهای صف جنازهها اصلاً معلوم نبود.
@journalistsclub1
بنفشه سام گیس در نشست بررسی ترومای روزنامهنگاران ایران که در دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد گفت: سال ۹۶ وقتی حادثه معدن زغالسنگ یورت اتفاق افتاد، همان شب همکار من برای پوشش خبری اعزام شد. مهری جمشیدی ـ عکاس ـ جزو اولین نفراتی بود که به منطقه رسید. به سرعت گزارش را آماده کردند، تحویل دادند و برگشتند. اما مهری جمشیدی تا یک هفته با هیچکس حرف نمیزد. فقط میآمد تحریریه، راه میرفت. سکوت مطلق بود. بعد از یک هفته بغضش ترکید و برونریزی کرد؛ از لحظههای سختی گفت که مقابل معدن، میان کشتهشدگان و با خانوادههای داغدار داشت.
مورد دوم، عکاس ما ساعتی بعد از زلزله بم دی ۱۳۸۲ برای گزارش تصویری به بم رفت. وقتی برگشت، عکسهای زیادی از جسدهای روی زمین، جسدهای کفنپوش و قبرهایی که منتظر دفن بودند داشت. او هم تا یک هفته با هیچکس حرف نمیزد. یادم هست یک روز رفتم عکسی بگیرم، او پشت کامپیوترش نشسته بود، در حالی که باید برای بقیه عکس آماده میکرد، فقط داشت عکس جنازهها را تماشا و رد میکرد. آنقدر که انتهای صف جنازهها اصلاً معلوم نبود.
@journalistsclub1
ناگهان مانند شیده لالمی و فواد شمس تصمیم میگیریم دنیا را به این مردم بسپاریم و بریم...
بنفشه سامگیس: همکارانمان در گروه سیاسی با اخبار تلخی مواجهاند، خبرنگاران حوزه جنایی دائم با اخبار قصاص و آسیبدیدگان در جامعه و زندانها سر و کار دارند و ما که خبرنگار اجتماعی هستیم و تقریباً تمام حوزهها را پوشش میدهیم از بیکار شدن مردم، فقر، اعتیاد، خودکشیها به هر حال یک جایی تأثیرش در زندگی عادیمان معلوم میشود. همان جایی که مثل همکاران عزیزم شیده لالمی یا فواد شمس تصمیم میگیریم خداحافظی کنیم و دنیا را بسپاریم به این مردم، یا اگر خیلی دوام بیاوریم، نشانههایش در فروپاشی کانون خانوادهمان معلوم میشود، یا به شکلهای دیگر. یک زمانی دست از کار میکشیم و منزوی میشویم. اینها چیزهایی بود که در لحظه به ذهنم رسید.
@journalistsclub1
بنفشه سامگیس: همکارانمان در گروه سیاسی با اخبار تلخی مواجهاند، خبرنگاران حوزه جنایی دائم با اخبار قصاص و آسیبدیدگان در جامعه و زندانها سر و کار دارند و ما که خبرنگار اجتماعی هستیم و تقریباً تمام حوزهها را پوشش میدهیم از بیکار شدن مردم، فقر، اعتیاد، خودکشیها به هر حال یک جایی تأثیرش در زندگی عادیمان معلوم میشود. همان جایی که مثل همکاران عزیزم شیده لالمی یا فواد شمس تصمیم میگیریم خداحافظی کنیم و دنیا را بسپاریم به این مردم، یا اگر خیلی دوام بیاوریم، نشانههایش در فروپاشی کانون خانوادهمان معلوم میشود، یا به شکلهای دیگر. یک زمانی دست از کار میکشیم و منزوی میشویم. اینها چیزهایی بود که در لحظه به ذهنم رسید.
@journalistsclub1
تروما در خبرنگاران چگونه شکل میگیرد؟
دکتر امیرحسین جلالی ندوشن، روانپزشک، در نشست بررسی ترومای روزنامهنگاران ایران که در دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد گفت: خبرنگاران نخستین شاهدانِ بحرانها هستند درحالیکه دستگاه روانی انسان اساساً برای مواجههٔ مکرر و پیدرپی با مرگ، ویرانی، خشم، سردرگمی و بیپناهی طراحی نشده است. خبرنگار بحران نه تنها باید سریع عمل کند و امنیت خود را حفظ کند، بلکه ناچار است «موقتاً احساسات خود را کنار بگذارد»؛ اما اگر این احساساتِ کنارگذاشتهشده بعداً مورد ترمیم و فهم قرار نگیرند، به یکی از مسیرهای اصلی ماندگاریِ تروما تبدیل میشوند.
@journalistsclub1
دکتر امیرحسین جلالی ندوشن، روانپزشک، در نشست بررسی ترومای روزنامهنگاران ایران که در دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد گفت: خبرنگاران نخستین شاهدانِ بحرانها هستند درحالیکه دستگاه روانی انسان اساساً برای مواجههٔ مکرر و پیدرپی با مرگ، ویرانی، خشم، سردرگمی و بیپناهی طراحی نشده است. خبرنگار بحران نه تنها باید سریع عمل کند و امنیت خود را حفظ کند، بلکه ناچار است «موقتاً احساسات خود را کنار بگذارد»؛ اما اگر این احساساتِ کنارگذاشتهشده بعداً مورد ترمیم و فهم قرار نگیرند، به یکی از مسیرهای اصلی ماندگاریِ تروما تبدیل میشوند.
@journalistsclub1