مدیر مسئول بولتن نیوز بازداشت شد
بابک امینی، مدیر مسئول بولتن نیوز با شکایت یکی از مدیران پتروشیمی شهرستان ماهشهر، صبح دیروز در تهران بازداشت و به ماهشهر منتقل شد.
@journalistsclub1
بابک امینی، مدیر مسئول بولتن نیوز با شکایت یکی از مدیران پتروشیمی شهرستان ماهشهر، صبح دیروز در تهران بازداشت و به ماهشهر منتقل شد.
@journalistsclub1
هفتمین شماره مجله کتابنامه
هفتمین شماره فصلنامه کتابنامه (مجلهی فرهنگی، ادبی و هنری موسسه آگاهینو) به زودی منتشر میشود. در این شماره میخوانید:
حزب جاسوسان؛ داستان کودتا و ضد کودتای تودهایها، از بازداشتهای 1361 تا اعدامهای هزار و سیصد و شصت و هفت. چگونه قطب زاده در دام ری شهری افتاد؟ مسوولیت علی شمخانی در برخورد با حزب توده چه بود؟
ماهی سرخ کوچولو ؛چگونه حزب توده نشریه مخفی نوید منتشر میکرد؟ دو سند چاپ نشده از رحمان هاتفی و هوشنگ اسدی
وطن یا آغل ؟ تولد دوباره ایران بعد از جنگ
مدرسه تکنوکراتها انقلابی؛ گفتگو با عباس عبدی
دفاع از ناموس؛ نقد و بررسی سریال «سووشون»
کتاب نامه را پیشخرید کنید: با خرید مستقیم کتابنامه از آگاهی نو به تداوم این مجله کمک کنید. برای پیش خرید این شماره ( یک مجله + یک کتاب قصه) در چهارصد وچهار صفحه، شما میتوانید از همین حالا مبلغ ۳۵۰هزار تومان به شماره کارت: ۶۱۰۴۳۳۸۹۷۵۱۶۱۸۳۳
به نام محمد قوچانی در بانک ملت واریز کنید و با ارسال تصویر به شماره تلگرام: ۰۹۳۷۱۳۰۸۸۱۸ مجله را با پست سفارشی رایگان از دفتر آگاهی نو به شکل مستقیم تحویل بگیرید.
@journalistsclub1
هفتمین شماره فصلنامه کتابنامه (مجلهی فرهنگی، ادبی و هنری موسسه آگاهینو) به زودی منتشر میشود. در این شماره میخوانید:
حزب جاسوسان؛ داستان کودتا و ضد کودتای تودهایها، از بازداشتهای 1361 تا اعدامهای هزار و سیصد و شصت و هفت. چگونه قطب زاده در دام ری شهری افتاد؟ مسوولیت علی شمخانی در برخورد با حزب توده چه بود؟
ماهی سرخ کوچولو ؛چگونه حزب توده نشریه مخفی نوید منتشر میکرد؟ دو سند چاپ نشده از رحمان هاتفی و هوشنگ اسدی
وطن یا آغل ؟ تولد دوباره ایران بعد از جنگ
مدرسه تکنوکراتها انقلابی؛ گفتگو با عباس عبدی
دفاع از ناموس؛ نقد و بررسی سریال «سووشون»
کتاب نامه را پیشخرید کنید: با خرید مستقیم کتابنامه از آگاهی نو به تداوم این مجله کمک کنید. برای پیش خرید این شماره ( یک مجله + یک کتاب قصه) در چهارصد وچهار صفحه، شما میتوانید از همین حالا مبلغ ۳۵۰هزار تومان به شماره کارت: ۶۱۰۴۳۳۸۹۷۵۱۶۱۸۳۳
به نام محمد قوچانی در بانک ملت واریز کنید و با ارسال تصویر به شماره تلگرام: ۰۹۳۷۱۳۰۸۸۱۸ مجله را با پست سفارشی رایگان از دفتر آگاهی نو به شکل مستقیم تحویل بگیرید.
@journalistsclub1
به یاد دکتر احمد توکلی، مؤسس« رسالت»،« فردا» و « الف»
فردا روز دیگری است
پدرام پاک آیین
درگذشت مبارز صدیق و مجاهد خستگی ناپذیر، دکتر احمد توکلی اندوهبار است.ارتباط من با او به دوران مسئولیت در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نامه پر مهر و پرمعنایی که از وی دریافت کردم، باز می گردد. نامه ای که بر پیشانی اش این آیه نقش بسته بود:«لایکلف الله نفسا الا ما اتاها» و در ادامه به مضمون حدیث «رفع» می رسید.
رفتار احترام آمیز و فروتنانه مدیر مسئول «الف» در دیدارهای بعدی با الف بچه سی و یکی دو ساله ای که در آغاز دهه ۹۰ مسئولیت مطبوعات داخلی را به عهده داشت، برای این روزهایم هم درس و هم مایه شرمساری است.
احمد توکلی افزون بر فعالیت های سیاسی، بنیانگذار روزنامه «رسالت» در دهه ۶۰ و مؤسس روزنامه «فردا» در اواسط دهه ۷۰ بود که با وجود دوران کوتاه انتشار ، سبکی نو در روزنامه نگاری تحلیلی پدید آورد؛ شعار تبلیغاتی روزنامه پیش از انتشار این بود:«فردا روز دیگری است». فردا روزنامهای برای نخبگان بود، بدون آگهی، بدون صفحه ورزشی و حوادث، ، تماما سیاه و سفید که به جای عکس، از کاریکاتورها و تصاویر گرافیکی استفاده می کرد. به جای نقل خبر از خبرگزاری ها تقریبا همه اخبارش اختصاصی بودند.
از کاربرد القابی چون دکتر، مهندس و … برای مسئولان احتراز می جست. اولین رسانه ایرانی بعد از انقلاب بود که با سخنگوی کاخ سفید مصاحبه اختصاصی کرد. سردبیری روزنامه را علیرضا شمیرانی و دبیری گروه سیاسی آن را مهدی فضائلی به عهده داشت. اقدام ارزشمند مؤسسان « فردا» کادرسازی پیش از تأسیس این روزنامه بود. در دانشگاههای تهران از دانشجویانی که مایل به همکاری بودند، دعوتی عام و فراگیر صورت گرفت. سپس کلاسهای فشرده اصول روزنامهنگاری، نگارش و ویرایش و تاریخ معاصر با حضور چهره هایی چون حسین قندی، هادی خانیکی و یونس شکرخواه که بعضا با احمد توکلی، همفکری سیاسی نیز نداشتند، برگزار شد. این دانشجویان پیکره نیروی انسانی روزنامه را تشکیل دادند.
«الف»، دیگر میراث معنوی احمد توکلی از نخستین پایگاه های خبری ایرانی بود که مسیر تعامل برخط با مخاطبان را برگزید و اجازه داد تا ذیل هر مطلب اظهار نظر کنند.
نوع مبارزه احمد توکلی با فساد که به تأسیس سازمان مردم نهاد « دیده بان شفافیت» انجامید، « عدالت اندیش» بود، نه« رقابت اندیش»؛ چرا که فساد ستیزی را سیاسی نمی کرد و از آن ابزاری برای حذف رقبا نمیساخت.احمد آقا گرچه در اواخر عمر به دلیل کسالت، بسیاری از دوستان و دوستداران خود را به فراموشی سپرد؛ اما تاریخ انقلاب و جامعه رسانه ای همواره خاطره پاک او را زنده نگاه خواهد داشت.
@journalistsclub1
فردا روز دیگری است
پدرام پاک آیین
درگذشت مبارز صدیق و مجاهد خستگی ناپذیر، دکتر احمد توکلی اندوهبار است.ارتباط من با او به دوران مسئولیت در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نامه پر مهر و پرمعنایی که از وی دریافت کردم، باز می گردد. نامه ای که بر پیشانی اش این آیه نقش بسته بود:«لایکلف الله نفسا الا ما اتاها» و در ادامه به مضمون حدیث «رفع» می رسید.
رفتار احترام آمیز و فروتنانه مدیر مسئول «الف» در دیدارهای بعدی با الف بچه سی و یکی دو ساله ای که در آغاز دهه ۹۰ مسئولیت مطبوعات داخلی را به عهده داشت، برای این روزهایم هم درس و هم مایه شرمساری است.
احمد توکلی افزون بر فعالیت های سیاسی، بنیانگذار روزنامه «رسالت» در دهه ۶۰ و مؤسس روزنامه «فردا» در اواسط دهه ۷۰ بود که با وجود دوران کوتاه انتشار ، سبکی نو در روزنامه نگاری تحلیلی پدید آورد؛ شعار تبلیغاتی روزنامه پیش از انتشار این بود:«فردا روز دیگری است». فردا روزنامهای برای نخبگان بود، بدون آگهی، بدون صفحه ورزشی و حوادث، ، تماما سیاه و سفید که به جای عکس، از کاریکاتورها و تصاویر گرافیکی استفاده می کرد. به جای نقل خبر از خبرگزاری ها تقریبا همه اخبارش اختصاصی بودند.
از کاربرد القابی چون دکتر، مهندس و … برای مسئولان احتراز می جست. اولین رسانه ایرانی بعد از انقلاب بود که با سخنگوی کاخ سفید مصاحبه اختصاصی کرد. سردبیری روزنامه را علیرضا شمیرانی و دبیری گروه سیاسی آن را مهدی فضائلی به عهده داشت. اقدام ارزشمند مؤسسان « فردا» کادرسازی پیش از تأسیس این روزنامه بود. در دانشگاههای تهران از دانشجویانی که مایل به همکاری بودند، دعوتی عام و فراگیر صورت گرفت. سپس کلاسهای فشرده اصول روزنامهنگاری، نگارش و ویرایش و تاریخ معاصر با حضور چهره هایی چون حسین قندی، هادی خانیکی و یونس شکرخواه که بعضا با احمد توکلی، همفکری سیاسی نیز نداشتند، برگزار شد. این دانشجویان پیکره نیروی انسانی روزنامه را تشکیل دادند.
«الف»، دیگر میراث معنوی احمد توکلی از نخستین پایگاه های خبری ایرانی بود که مسیر تعامل برخط با مخاطبان را برگزید و اجازه داد تا ذیل هر مطلب اظهار نظر کنند.
نوع مبارزه احمد توکلی با فساد که به تأسیس سازمان مردم نهاد « دیده بان شفافیت» انجامید، « عدالت اندیش» بود، نه« رقابت اندیش»؛ چرا که فساد ستیزی را سیاسی نمی کرد و از آن ابزاری برای حذف رقبا نمیساخت.احمد آقا گرچه در اواخر عمر به دلیل کسالت، بسیاری از دوستان و دوستداران خود را به فراموشی سپرد؛ اما تاریخ انقلاب و جامعه رسانه ای همواره خاطره پاک او را زنده نگاه خواهد داشت.
@journalistsclub1
.
فقط چهار روزنامه به تهدید آزادی بیان اعتراض کردند
امروز تنها چهار روزنامه به انتقاد از لایحه دو فوریتی «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» که به امضای رئیس جمهور رسیده بودند، پرداختند و با برجستهسازی موضوع، آن را مضر آزادی بیان تشخیص دادند. دیگر روزنامهها دربارهی آن سکوت کردند.
آقای عباس عبدی نیز در یادداشتی که روزنامهی اعتماد آن را منتشر کرد این لایحه را «رواج خلافگویی» خواند و نوشت که «بسياري از شایعات از سوي تندروها است كه بهطور معمول مصون از پيگرد قانوني هستند».
آقای عبدی در این یادداشت اضافه کرده است: «اين لايحه و موارد مشابه در عمل معطوف به منع آزادي و انحصار حقيقت در دست قدرت ميشود و اين بزرگترين ضربه به حقيقت است و نهتنها موجب جلوگيري از دروغ، شايعه و اخبار خلاف واقع نخواهد شد بلكه دروغ را هم رواج خواهد داد.»
@journalistsclub1
فقط چهار روزنامه به تهدید آزادی بیان اعتراض کردند
امروز تنها چهار روزنامه به انتقاد از لایحه دو فوریتی «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» که به امضای رئیس جمهور رسیده بودند، پرداختند و با برجستهسازی موضوع، آن را مضر آزادی بیان تشخیص دادند. دیگر روزنامهها دربارهی آن سکوت کردند.
آقای عباس عبدی نیز در یادداشتی که روزنامهی اعتماد آن را منتشر کرد این لایحه را «رواج خلافگویی» خواند و نوشت که «بسياري از شایعات از سوي تندروها است كه بهطور معمول مصون از پيگرد قانوني هستند».
آقای عبدی در این یادداشت اضافه کرده است: «اين لايحه و موارد مشابه در عمل معطوف به منع آزادي و انحصار حقيقت در دست قدرت ميشود و اين بزرگترين ضربه به حقيقت است و نهتنها موجب جلوگيري از دروغ، شايعه و اخبار خلاف واقع نخواهد شد بلكه دروغ را هم رواج خواهد داد.»
@journalistsclub1
شکل وارونه یک لایحه
میلاد علوی روزنامهنگار سیاسی، در نقد لایحه دو فوریتی «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» که روز پنج شنبه در روزنامهی شرق منتشر شده بود، نوشت: بسیاری از ایرادات این لایحه با طرح مجلس برای تشدید مجازات جاسوسی یکسان است.
لایحه «مقابله با نشر محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» به یکی از این مطالبات پاسخ داده اما به شکلی وارونه. این لایحه 22مادهای در آخرین ماده خود، ماده 746 قانون مجازات را نسخشده اعلام میکند. این ماده 91 روز تا دو سال حبس را برای مرتکب جرم «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» پیشبینی کرده بود، اما این لایحه به شکلی درخور توجه مجازات این عمل را افزایش داده، بهطوری که حداقل شش ماه و حداکثر 10 سال حبس در مواد مختلف این لایحه برای این عمل در نظر گرفته شده، البته مشروط به آنکه مطلب منتشرشده در دایره «افساد فیالارض» نگنجد و مجازات اعدام برایش صادر نشود.
گزارش آقای علوی در شرق را میتوانید در اینجا بخوانید.
@journalistsclub1
میلاد علوی روزنامهنگار سیاسی، در نقد لایحه دو فوریتی «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» که روز پنج شنبه در روزنامهی شرق منتشر شده بود، نوشت: بسیاری از ایرادات این لایحه با طرح مجلس برای تشدید مجازات جاسوسی یکسان است.
لایحه «مقابله با نشر محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی» به یکی از این مطالبات پاسخ داده اما به شکلی وارونه. این لایحه 22مادهای در آخرین ماده خود، ماده 746 قانون مجازات را نسخشده اعلام میکند. این ماده 91 روز تا دو سال حبس را برای مرتکب جرم «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» پیشبینی کرده بود، اما این لایحه به شکلی درخور توجه مجازات این عمل را افزایش داده، بهطوری که حداقل شش ماه و حداکثر 10 سال حبس در مواد مختلف این لایحه برای این عمل در نظر گرفته شده، البته مشروط به آنکه مطلب منتشرشده در دایره «افساد فیالارض» نگنجد و مجازات اعدام برایش صادر نشود.
گزارش آقای علوی در شرق را میتوانید در اینجا بخوانید.
@journalistsclub1
فراخوانی خطاب به روزنامهنگاران اخراجشده پس از جنگ ۱۲ روزه
در روزهای اخیر، خبری منتشر شد مبنی بر اخراج حدود ۱۵۰ روزنامهنگار از رسانههای مختلف کشور، پس از پایان جنگ ۱۲ روزه. اگرچه هنوز ابعاد این اتفاق بهروشنی آشکار نشده، اما آنچه مسلم است، سکوت و انفعال در برابر این روند آسیب مستقیمی به شاغلان رسانه وارد میکند. از همینرو، از تمام روزنامهنگارانی که در این مدت اخراج شدهاند، دعوت میکنیم تا اطلاعات زیر را برای مستندسازی و پیگیری این موضوع با ما در میان بگذارند:
نام و نام خانوادگی
نام رسانهای که در آن شاغل بودهاند
مدت زمان سابقه کاری در آن رسانه
تاریخ دقیق یا حدودی اخراج
دلیل اعلامشده برای اخراج (در صورت وجود توضیح رسمی یا غیررسمی)
نوع قرارداد (رسمی، ساعتی، پروژهای، بیمهدار یا بدون بیمه)
شماره تماس یا راه ارتباطی برای پیگیریهای بعدی
لطفاً اطلاعات خود را به صورت مستقیم به آدرس تلگرام زیر ارسال کنید: @amontajabi
در این مسیر، حفظ محرمانگی اطلاعات شخصی و احترام به خواست افراد، اولویت اصلی ما خواهد بود.
با احترام
باشگاه روزنامهنگاران ایران
@journalistsclub1
در روزهای اخیر، خبری منتشر شد مبنی بر اخراج حدود ۱۵۰ روزنامهنگار از رسانههای مختلف کشور، پس از پایان جنگ ۱۲ روزه. اگرچه هنوز ابعاد این اتفاق بهروشنی آشکار نشده، اما آنچه مسلم است، سکوت و انفعال در برابر این روند آسیب مستقیمی به شاغلان رسانه وارد میکند. از همینرو، از تمام روزنامهنگارانی که در این مدت اخراج شدهاند، دعوت میکنیم تا اطلاعات زیر را برای مستندسازی و پیگیری این موضوع با ما در میان بگذارند:
نام و نام خانوادگی
نام رسانهای که در آن شاغل بودهاند
مدت زمان سابقه کاری در آن رسانه
تاریخ دقیق یا حدودی اخراج
دلیل اعلامشده برای اخراج (در صورت وجود توضیح رسمی یا غیررسمی)
نوع قرارداد (رسمی، ساعتی، پروژهای، بیمهدار یا بدون بیمه)
شماره تماس یا راه ارتباطی برای پیگیریهای بعدی
لطفاً اطلاعات خود را به صورت مستقیم به آدرس تلگرام زیر ارسال کنید: @amontajabi
در این مسیر، حفظ محرمانگی اطلاعات شخصی و احترام به خواست افراد، اولویت اصلی ما خواهد بود.
با احترام
باشگاه روزنامهنگاران ایران
@journalistsclub1
باشگاه روزنامهنگاران ایران pinned «فراخوانی خطاب به روزنامهنگاران اخراجشده پس از جنگ ۱۲ روزه در روزهای اخیر، خبری منتشر شد مبنی بر اخراج حدود ۱۵۰ روزنامهنگار از رسانههای مختلف کشور، پس از پایان جنگ ۱۲ روزه. اگرچه هنوز ابعاد این اتفاق بهروشنی آشکار نشده، اما آنچه مسلم است، سکوت و انفعال…»
لباسی نو بر تن اندیشهٔ کهنهٔ کنترلگری
بیانیه انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران دربارهٔ لایحه «مقابله با محتوای خبری خلاف واقع»
در روزهایی که جامعه نیازمند اعتماد، شفافیت و گفتوگوی آزاد است، لایحهای با عنوان «مقابله با محتوای خبری خلاف واقع» از طرف دولت ارسال و در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار گرفته که با وجود ظاهر ساده و موجهاش، واجد تبعاتی نگرانکننده برای آینده آزادی بیان و دسترسی آزاد به اطلاعات در ایران است.
این لایحه، با بهرهگیری از ظرفیتهای ساختار موجود و بدون ایجاد سازوکارهای جدید، عملاً کارآمدتر از طرحهای پیشین در اعمال محدودیت و نظارت بر فضای مجازی است و در واقع میتوان آن را نسخهای سادهشده اما پرخطرتر از طرح صیانت دانست؛ لباسی نو بر تن همان اندیشه کهنه کنترلگری.
ما به عنوان نمایندگان نهاد صنفی مستقل، بر سه محور اصلی نقد خود به این لایحه تأکید میکنیم:
نخست از منظر حقوقی، جرمانگاری مجدد مفاهیمی چون «انتشار گزارش خلاف واقع» تکرار مکررات قوانین موجود است و تبصرههایی چون مجازات بر اساس «بیاحتیاطی»، تعارض آشکار با اصول بنیادین حقوق کیفری دارد. نهاد قانونگذار نباید به جای پرهیز از انباشت مقررات متداخل و مبهم، با خلق عناوین مجرمانه جدید، امنیت قضایی جامعه را مخدوش کند.
دوم از منظر محتوایی، هدف اصلی این لایحه نه مبارزه با اخبار جعلی، بلکه کنترل اطلاعات و تحدید جریان آزاد اطلاعرسانی است.
نمونههای روشنگری چون افشای حقوقهای نجومی، واگذاری املاک نجومی، اراضی ازگل یا دیگر پروندههای فساد، غالباً از دل فضای مجازی و شبکههای اجتماعی پدیدار شدهاند؛ و چنین قوانینی، همان اندک روزنههای افشاگری و مطالبهگری عمومی را نیز مسدود خواهد کرد.
سوم، از منظر فرایند تصویب، لایحهای که در سکوت رسانهای و بدون توجیه فوریت واقعی به تصویب هیئت دولت رسیده، با اصول شفافیت و مشارکت عمومی و احترام به افکار عمومی ناسازگار است.
در جهانی که دسترسی آزاد به اطلاعات پیششرط توسعه و سلامت حکومتها است، تلاش برای مسدودسازی و کنترل خبری، نهتنها ثمرهای نخواهد داشت بلکه اعتماد عمومی را بیش از پیش مخدوش میکند. به تجربه میدانیم که هیچ قانونی نمیتواند حقیقت را پنهان نگاه دارد. حقیقت راه خود را خواهد یافت.
لازم است پرسشی بنیادی و پیشینی مطرح شود: اساساً چه نیازی به تدوین چنین لایحهای وجود دارد؟ مگر در حوزه مقابله با نشر اکاذیب و اخبار خلاف واقع، با کمبود قانونی مواجهایم؟
قوانین متعددی همچون ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی و قانون جرایم رایانهای، پیشتر به این موضوع پرداختهاند. چرا باید پیاپی «قانون بر قانون» اضافه کرد، بیآنکه کارآمدی و اجرای صحیح و تفسیر دقیق قوانین پیشین بررسی و ارزیابی و آسیبشناسی شده باشد؟
افزایش بیضابطه و شتابزده لوایح و مقررات در این حوزه، نه تنها به حل مسئله کمکی نمیکند، بلکه این شائبه را تقویت میکند که هدف از این روند، بهرهبرداریهای خاص و محدودسازی هدفمند رسانهها و فضای مجازی است، نه تأمین منافع عمومی.
به باور ما، مسئله نه فقط غیبت اصحاب رسانه و نهادهای صنفی در تدوین چنین قوانینی است، بلکه مسئله اینجا است که چنین لایحهای از حیث ضرورت، منطق حقوقی و نیت تقنینی در معرض تردیدها و پرسشهای جدی قرار دارد. گویی نگارش قانون در برخی محافل به عادت و ابزاری برای گریز از پاسخگویی تبدیل شده است؛ عادتی که اعتبار و شأن قانوننویسی را تهدید میکند.
بیپرده باید گفت نوشتن قانون نباید آسانترین کار در کشور باشد. این چرخه تکراری قانونتراشی بیاثر، باید متوقف شود و قانونگذار و مجری، بیش از افزودن بر تعداد مقررات، به اجرای عادلانه و شفاف قوانین موجود بیندیشند.
ما به آیندهای روشن ایمان داریم، آیندهای که در آن رسانه آزاد نه دشمن که همراه حکمرانی خوب است. در این راه، بر پایبندی به اصول حرفهای، مسئولیت اجتماعی و دفاع از حقوق بنیادین مردم ایستادهایم و خواهیم ایستاد.
هیئت مدیرهٔ انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران
مرداد ۱۴۰۴
@journalistsclub1
بیانیه انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران دربارهٔ لایحه «مقابله با محتوای خبری خلاف واقع»
در روزهایی که جامعه نیازمند اعتماد، شفافیت و گفتوگوی آزاد است، لایحهای با عنوان «مقابله با محتوای خبری خلاف واقع» از طرف دولت ارسال و در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار گرفته که با وجود ظاهر ساده و موجهاش، واجد تبعاتی نگرانکننده برای آینده آزادی بیان و دسترسی آزاد به اطلاعات در ایران است.
این لایحه، با بهرهگیری از ظرفیتهای ساختار موجود و بدون ایجاد سازوکارهای جدید، عملاً کارآمدتر از طرحهای پیشین در اعمال محدودیت و نظارت بر فضای مجازی است و در واقع میتوان آن را نسخهای سادهشده اما پرخطرتر از طرح صیانت دانست؛ لباسی نو بر تن همان اندیشه کهنه کنترلگری.
ما به عنوان نمایندگان نهاد صنفی مستقل، بر سه محور اصلی نقد خود به این لایحه تأکید میکنیم:
نخست از منظر حقوقی، جرمانگاری مجدد مفاهیمی چون «انتشار گزارش خلاف واقع» تکرار مکررات قوانین موجود است و تبصرههایی چون مجازات بر اساس «بیاحتیاطی»، تعارض آشکار با اصول بنیادین حقوق کیفری دارد. نهاد قانونگذار نباید به جای پرهیز از انباشت مقررات متداخل و مبهم، با خلق عناوین مجرمانه جدید، امنیت قضایی جامعه را مخدوش کند.
دوم از منظر محتوایی، هدف اصلی این لایحه نه مبارزه با اخبار جعلی، بلکه کنترل اطلاعات و تحدید جریان آزاد اطلاعرسانی است.
نمونههای روشنگری چون افشای حقوقهای نجومی، واگذاری املاک نجومی، اراضی ازگل یا دیگر پروندههای فساد، غالباً از دل فضای مجازی و شبکههای اجتماعی پدیدار شدهاند؛ و چنین قوانینی، همان اندک روزنههای افشاگری و مطالبهگری عمومی را نیز مسدود خواهد کرد.
سوم، از منظر فرایند تصویب، لایحهای که در سکوت رسانهای و بدون توجیه فوریت واقعی به تصویب هیئت دولت رسیده، با اصول شفافیت و مشارکت عمومی و احترام به افکار عمومی ناسازگار است.
در جهانی که دسترسی آزاد به اطلاعات پیششرط توسعه و سلامت حکومتها است، تلاش برای مسدودسازی و کنترل خبری، نهتنها ثمرهای نخواهد داشت بلکه اعتماد عمومی را بیش از پیش مخدوش میکند. به تجربه میدانیم که هیچ قانونی نمیتواند حقیقت را پنهان نگاه دارد. حقیقت راه خود را خواهد یافت.
لازم است پرسشی بنیادی و پیشینی مطرح شود: اساساً چه نیازی به تدوین چنین لایحهای وجود دارد؟ مگر در حوزه مقابله با نشر اکاذیب و اخبار خلاف واقع، با کمبود قانونی مواجهایم؟
قوانین متعددی همچون ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی و قانون جرایم رایانهای، پیشتر به این موضوع پرداختهاند. چرا باید پیاپی «قانون بر قانون» اضافه کرد، بیآنکه کارآمدی و اجرای صحیح و تفسیر دقیق قوانین پیشین بررسی و ارزیابی و آسیبشناسی شده باشد؟
افزایش بیضابطه و شتابزده لوایح و مقررات در این حوزه، نه تنها به حل مسئله کمکی نمیکند، بلکه این شائبه را تقویت میکند که هدف از این روند، بهرهبرداریهای خاص و محدودسازی هدفمند رسانهها و فضای مجازی است، نه تأمین منافع عمومی.
به باور ما، مسئله نه فقط غیبت اصحاب رسانه و نهادهای صنفی در تدوین چنین قوانینی است، بلکه مسئله اینجا است که چنین لایحهای از حیث ضرورت، منطق حقوقی و نیت تقنینی در معرض تردیدها و پرسشهای جدی قرار دارد. گویی نگارش قانون در برخی محافل به عادت و ابزاری برای گریز از پاسخگویی تبدیل شده است؛ عادتی که اعتبار و شأن قانوننویسی را تهدید میکند.
بیپرده باید گفت نوشتن قانون نباید آسانترین کار در کشور باشد. این چرخه تکراری قانونتراشی بیاثر، باید متوقف شود و قانونگذار و مجری، بیش از افزودن بر تعداد مقررات، به اجرای عادلانه و شفاف قوانین موجود بیندیشند.
ما به آیندهای روشن ایمان داریم، آیندهای که در آن رسانه آزاد نه دشمن که همراه حکمرانی خوب است. در این راه، بر پایبندی به اصول حرفهای، مسئولیت اجتماعی و دفاع از حقوق بنیادین مردم ایستادهایم و خواهیم ایستاد.
هیئت مدیرهٔ انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران
مرداد ۱۴۰۴
@journalistsclub1
مجلس با دوفوریت لایحه مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی موافقت کرد
@journalistsclub1
@journalistsclub1
دو روایت
روایتهای متفاوت تسنیم و مسیح مهاجری از دیدار با میرحسین موسوی
مسیح مهاجری مدیر روزنامهی جمهوری اسلامی که یکی از سه دیدارکننده با میرحسین موسوی بود، درباره این دیدار که پس از 15 سال حبس انجام میشد نوشت: ما هیچ پیامی از هیچکس و هیچ جا برای او نداشتیم و غیر از احوالپرسی و سخنان دوستانه و یادکرد گذشته مطلبی نگفتیم جز اینکه مایل هستیم جامعه از وجود او بهرهمند باشد. او هم صحبتهای دوستانه و یادآوری صداقتها و صمیمیتهای گذشته را بر مباحث سیاسی ترجیح داد و اصرار داشت به ما بگوید «از شما چیزی نمیخواهیم، از دولت و حکومت چیزی نمیخواهیم، از هیچکس هیچ خواستهای نداریم و تنها آرزویمان اینست که سیاستها طوری باشند که کشور به طرف ثبات و رشد و آرامش به پیش برود و سعادت مادی و معنوی مردم تأمین شود تا طمع تجاوز به ایران به ذهن دشمنان نرسد». آرزوی ناممکنی نیست، او در دوران نخستوزیری که همزمان با دفاع مقدس ۸ ساله بود توانست همین کار را انجام بدهد.
خبرگزاری تسنیم نیز درباره این دیدار نوشت: این سه نفر پیام دولت آقای پزشکیان برای عدم استمرار افراطگرایی میرحسین موسوی را به وی ابلاغ و تأکید کردهاند که این مواضع منجر به پیچیدهتر شدن روند رفع حصر وی خواهد شد.در این دیدار خطاب به موسوی و رهنورد تأکید شده است که طرح ادعایی آنها مبنی بر تشکیل مجلس مؤسسان بهجز منافقین و عدهای از ملیمذهبیها و معدود فتنهگران تندروی باقیمانده خریداری ندارد.مسیح مهاجری، آقازاده و محمدرضا بهشتی از موسوی خواستهاند هرچه سریعتر بیانیه منافقین در حمایت از مواضع وی را محکوم کند و به این رویکرد ناصواب خود خاتمه دهد.
@journalistsclub1
روایتهای متفاوت تسنیم و مسیح مهاجری از دیدار با میرحسین موسوی
مسیح مهاجری مدیر روزنامهی جمهوری اسلامی که یکی از سه دیدارکننده با میرحسین موسوی بود، درباره این دیدار که پس از 15 سال حبس انجام میشد نوشت: ما هیچ پیامی از هیچکس و هیچ جا برای او نداشتیم و غیر از احوالپرسی و سخنان دوستانه و یادکرد گذشته مطلبی نگفتیم جز اینکه مایل هستیم جامعه از وجود او بهرهمند باشد. او هم صحبتهای دوستانه و یادآوری صداقتها و صمیمیتهای گذشته را بر مباحث سیاسی ترجیح داد و اصرار داشت به ما بگوید «از شما چیزی نمیخواهیم، از دولت و حکومت چیزی نمیخواهیم، از هیچکس هیچ خواستهای نداریم و تنها آرزویمان اینست که سیاستها طوری باشند که کشور به طرف ثبات و رشد و آرامش به پیش برود و سعادت مادی و معنوی مردم تأمین شود تا طمع تجاوز به ایران به ذهن دشمنان نرسد». آرزوی ناممکنی نیست، او در دوران نخستوزیری که همزمان با دفاع مقدس ۸ ساله بود توانست همین کار را انجام بدهد.
خبرگزاری تسنیم نیز درباره این دیدار نوشت: این سه نفر پیام دولت آقای پزشکیان برای عدم استمرار افراطگرایی میرحسین موسوی را به وی ابلاغ و تأکید کردهاند که این مواضع منجر به پیچیدهتر شدن روند رفع حصر وی خواهد شد.در این دیدار خطاب به موسوی و رهنورد تأکید شده است که طرح ادعایی آنها مبنی بر تشکیل مجلس مؤسسان بهجز منافقین و عدهای از ملیمذهبیها و معدود فتنهگران تندروی باقیمانده خریداری ندارد.مسیح مهاجری، آقازاده و محمدرضا بهشتی از موسوی خواستهاند هرچه سریعتر بیانیه منافقین در حمایت از مواضع وی را محکوم کند و به این رویکرد ناصواب خود خاتمه دهد.
@journalistsclub1
سفری به اعماق روح قهرمان
اخیرا نشر هرمس که کتابهای معتبری را در حوزهی آموزشی منتشر میکند، کتاب مهم پشتپرده داستان اثر دارا مارکس تحلیلگر برجسته فیلمنامه در هالیوود را در حوزهی فیلمنامهنویسی منتشر کرده است. از آنجایی که برخی از روزنامهنگاران و منتقدان فیلم دستی بر قلم و فیلمنامهنویسی دارند، به معرفی این کتاب میپردازیم.
نام اصلی کتاب «درون داستان»؛ سفری به اعماق روح قهرمان است که یکی از شاهکارهای این حوزه در قلمرو فیلمنامهنویسی است. دارا مارکس در این کتاب به سراغ مهمترین عنصر یک داستان ماندگار میرود: تحول درونی شخصیت اصلی. و نهتنها ساختار روایی را بازتعریف میکند، بلکه جان تازهای به روح شخصیتها میدمد.
در جهانی که روایتهای بیرونی اغلب بر جلوههای بصری و کنشهای سطحی تکیه دارند، مارکس با جسارت و دقت، ما را به درون میبرد؛ جایی که قوس تحول شخصیت نهتنها داستان را پیش میبرد، بلکه آن را به اثری تأثیرگذار و ماندگار تبدیل میکند. او نشان میدهد که درام واقعی از درون آغاز میشود؛ از آن نقطهای که قهرمان با زخمهای پنهان، باورهای مخرب و نیازهای ناآگاهانهاش مواجه میشود و طی مسیر داستان، متحول میگردد.
این کتاب فقط برای فیلمنامهنویسان نیست؛ هر نویسندهای که میخواهد اثری اصیل، عمیق و انسانی خلق کند، باید آن را بخواند. با نثری روشن و ساختاری منسجم، مارکس الگویی کاربردی از «قوس تحول» ارائه میدهد که نهفقط به ساختار سهپردهای وفادار است، بلکه لایههای روانشناختی و معنایی شخصیت را نیز آشکار میسازد.
در هر فصل از کتاب، نویسنده با مثالهایی از فیلمهای مشهور، مسیر تحول شخصیت را به صورت گامبهگام تشریح میکند و به نویسنده میآموزد چگونه از سطح حادثه به عمق معنا نفوذ کند. نتیجه، خلق داستانهایی است که نهتنها سرگرم میکنند، بلکه الهام میبخشند و مخاطب را با خود به سفر درونی قهرمان میبرند.
@journalistsclub1
اخیرا نشر هرمس که کتابهای معتبری را در حوزهی آموزشی منتشر میکند، کتاب مهم پشتپرده داستان اثر دارا مارکس تحلیلگر برجسته فیلمنامه در هالیوود را در حوزهی فیلمنامهنویسی منتشر کرده است. از آنجایی که برخی از روزنامهنگاران و منتقدان فیلم دستی بر قلم و فیلمنامهنویسی دارند، به معرفی این کتاب میپردازیم.
نام اصلی کتاب «درون داستان»؛ سفری به اعماق روح قهرمان است که یکی از شاهکارهای این حوزه در قلمرو فیلمنامهنویسی است. دارا مارکس در این کتاب به سراغ مهمترین عنصر یک داستان ماندگار میرود: تحول درونی شخصیت اصلی. و نهتنها ساختار روایی را بازتعریف میکند، بلکه جان تازهای به روح شخصیتها میدمد.
در جهانی که روایتهای بیرونی اغلب بر جلوههای بصری و کنشهای سطحی تکیه دارند، مارکس با جسارت و دقت، ما را به درون میبرد؛ جایی که قوس تحول شخصیت نهتنها داستان را پیش میبرد، بلکه آن را به اثری تأثیرگذار و ماندگار تبدیل میکند. او نشان میدهد که درام واقعی از درون آغاز میشود؛ از آن نقطهای که قهرمان با زخمهای پنهان، باورهای مخرب و نیازهای ناآگاهانهاش مواجه میشود و طی مسیر داستان، متحول میگردد.
این کتاب فقط برای فیلمنامهنویسان نیست؛ هر نویسندهای که میخواهد اثری اصیل، عمیق و انسانی خلق کند، باید آن را بخواند. با نثری روشن و ساختاری منسجم، مارکس الگویی کاربردی از «قوس تحول» ارائه میدهد که نهفقط به ساختار سهپردهای وفادار است، بلکه لایههای روانشناختی و معنایی شخصیت را نیز آشکار میسازد.
در هر فصل از کتاب، نویسنده با مثالهایی از فیلمهای مشهور، مسیر تحول شخصیت را به صورت گامبهگام تشریح میکند و به نویسنده میآموزد چگونه از سطح حادثه به عمق معنا نفوذ کند. نتیجه، خلق داستانهایی است که نهتنها سرگرم میکنند، بلکه الهام میبخشند و مخاطب را با خود به سفر درونی قهرمان میبرند.
@journalistsclub1
تسلیت به همکار
دوست و همکارمان آقای رضا کربلایی از روزنامهنگاران قدیمی اقتصادی، سوگوار مادر بزرگوارش شد. به آقای کربلایی و خانواده گرامیاش تسلیت میگوییم. روحشان شاد و یادشان گرامی
@journalistsclub1
دوست و همکارمان آقای رضا کربلایی از روزنامهنگاران قدیمی اقتصادی، سوگوار مادر بزرگوارش شد. به آقای کربلایی و خانواده گرامیاش تسلیت میگوییم. روحشان شاد و یادشان گرامی
@journalistsclub1
لایحه را پس بگیرید
نامهی انجمن روزنامهنگاران به رئیسجمهور
انجمنصنفی روزنامهنگاران استان تهران در نامهای به مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری، از او خواست لایحهی مقابله با مطالب خلاف واقع در فضای مجازی را که امروز دو فوریت آن در مجلس به تصویب رسید، پس بگیرد. نامهی انجمن به این شرح است:
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
رئیسجمهور محترم
با سلام و احترام
چنانکه آگاهی دارید، اخیراً لایحهای با عنوان «مقابله با مطالب خلاف واقع در فضای مجازی» توسط هیأت محترم وزیران، با قید دو فوریت تصویب و به مجلس شورای اسلامی تقدیم شده است.
این لایحه که بهصورت پنهانی و بدون طی فرایندهای کارشناسی و مشارکت عمومی تهیه گردیده، حاوی مواد و مفادی است که بهطور جدی آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات را تهدید میکند و از نظر حقوقی و اجتماعی، مغایر با اصول قانون اساسی و حقوق بنیادین ملت ایران است.
جنابعالی در ایام تبلیغات انتخاباتی، همواره بر حقوق اساسی ملت و بهویژه آزادی بیان، شفافیت و رفع محدودیتهای ارتباطی تأکید داشتهاید و از جمله برنامههای اعلامشده شما، رفع فیلترینگ و تقویت زیرساختهای ارتباطی کشور بوده است. اما متأسفانه تصویب چنین لایحهای در هیأت وزیران، با آن رویکرد اعلامی در تضاد کامل قرار دارد.
کارشناسان و صاحبنظران از طیفهای گوناگون، پس از انتشار مفاد این لایحه، نسبت به ابعاد خطرناک و مبهم آن هشدار دادهاند؛ چرا که اجرای آن نهتنها فعالیت حرفهای روزنامهنگاران را با محدودیتهای شدید مواجه میکند، بلکه امنیت شغلی و حرفهای آنها را نیز تهدید خواهد کرد.
بیتردید چنین لایحهای نهتنها از منظر حقوقی و اجتماعی قابل دفاع نیست، بلکه تصویب آن، نقطه عطفی منفی در تاریخ آزادیهای مدنی و رسانهای کشور خواهد بود. بهویژه آنکه برای نخستینبار، در متنی قانونی، سانسور بهصراحت مجاز و حتی تکلیف شده است.
لذا انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران، با استناد به ماده ۱۳۴ آییننامه داخلی مجلس شورای اسلامی، از جنابعالی بهعنوان رئیسجمهور محترم مصرّانه درخواست میکند که با استفاده از اختیار قانونی خود، نسبت به بازپسگیری این لایحه از مجلس شورای اسلامی اقدام فرمایید.
این انجمن آمادگی خود را برای مشارکت فعال در تدوین سیاستهای منصفانه، علمی و کارشناسی در حوزه مدیریت فضای مجازی با حضور نمایندگان دولت، مجلس، جامعه رسانهای و متخصصان حقوقی اعلام میدارد.
با احترام
انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران
پنجم مرداد ۱۴۰۴
@journalistsclub1
نامهی انجمن روزنامهنگاران به رئیسجمهور
انجمنصنفی روزنامهنگاران استان تهران در نامهای به مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری، از او خواست لایحهی مقابله با مطالب خلاف واقع در فضای مجازی را که امروز دو فوریت آن در مجلس به تصویب رسید، پس بگیرد. نامهی انجمن به این شرح است:
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
رئیسجمهور محترم
با سلام و احترام
چنانکه آگاهی دارید، اخیراً لایحهای با عنوان «مقابله با مطالب خلاف واقع در فضای مجازی» توسط هیأت محترم وزیران، با قید دو فوریت تصویب و به مجلس شورای اسلامی تقدیم شده است.
این لایحه که بهصورت پنهانی و بدون طی فرایندهای کارشناسی و مشارکت عمومی تهیه گردیده، حاوی مواد و مفادی است که بهطور جدی آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات را تهدید میکند و از نظر حقوقی و اجتماعی، مغایر با اصول قانون اساسی و حقوق بنیادین ملت ایران است.
جنابعالی در ایام تبلیغات انتخاباتی، همواره بر حقوق اساسی ملت و بهویژه آزادی بیان، شفافیت و رفع محدودیتهای ارتباطی تأکید داشتهاید و از جمله برنامههای اعلامشده شما، رفع فیلترینگ و تقویت زیرساختهای ارتباطی کشور بوده است. اما متأسفانه تصویب چنین لایحهای در هیأت وزیران، با آن رویکرد اعلامی در تضاد کامل قرار دارد.
کارشناسان و صاحبنظران از طیفهای گوناگون، پس از انتشار مفاد این لایحه، نسبت به ابعاد خطرناک و مبهم آن هشدار دادهاند؛ چرا که اجرای آن نهتنها فعالیت حرفهای روزنامهنگاران را با محدودیتهای شدید مواجه میکند، بلکه امنیت شغلی و حرفهای آنها را نیز تهدید خواهد کرد.
بیتردید چنین لایحهای نهتنها از منظر حقوقی و اجتماعی قابل دفاع نیست، بلکه تصویب آن، نقطه عطفی منفی در تاریخ آزادیهای مدنی و رسانهای کشور خواهد بود. بهویژه آنکه برای نخستینبار، در متنی قانونی، سانسور بهصراحت مجاز و حتی تکلیف شده است.
لذا انجمن صنفی روزنامهنگاران تهران، با استناد به ماده ۱۳۴ آییننامه داخلی مجلس شورای اسلامی، از جنابعالی بهعنوان رئیسجمهور محترم مصرّانه درخواست میکند که با استفاده از اختیار قانونی خود، نسبت به بازپسگیری این لایحه از مجلس شورای اسلامی اقدام فرمایید.
این انجمن آمادگی خود را برای مشارکت فعال در تدوین سیاستهای منصفانه، علمی و کارشناسی در حوزه مدیریت فضای مجازی با حضور نمایندگان دولت، مجلس، جامعه رسانهای و متخصصان حقوقی اعلام میدارد.
با احترام
انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران
پنجم مرداد ۱۴۰۴
@journalistsclub1
Forwarded from باشگاه روزنامهنگاران اقتصادی
کتاب توصیه شده توسط حسن روحانی
در ماههای آخر دولت دوازدهم، محمد شریعتمداری کتاب «تورم و اخلاق» را به حسن روحانی هدیه میدهد و توصیه به مطالعه آن میکند. وقتی روحانی کتاب را میخواند به دوستان و همکارانش توصیه میکند که حتما آن را مطالعه کنند. او میگوید: «خیلی از اتفاقات کتاب در ایران هم رخ داده، کاش همه تصمیمگیران جمهوری اسلامی این کتاب را بخوانند.»
اما موضوع این کتاب چیست و چرا سیاستمداران توصیه به مطالعه آن میکنند؟
«تورم و اخلاق» تورم پولی فرانسه را در دوران«انقلاب کبیر» روایت میکند و توضیح میدهد که تداوم بیثباتیهای سیاسی پس از انقلاب فرانسه که ماحصل تصمیمهای نادرست و پوپولیستی زمامداران وقت بود، چگونه یک تراژدی را در فرانسه رقم زد.
کتاب را انتشارات دنیای اقتصاد منتشر کرده است.
@Economicjournalists
در ماههای آخر دولت دوازدهم، محمد شریعتمداری کتاب «تورم و اخلاق» را به حسن روحانی هدیه میدهد و توصیه به مطالعه آن میکند. وقتی روحانی کتاب را میخواند به دوستان و همکارانش توصیه میکند که حتما آن را مطالعه کنند. او میگوید: «خیلی از اتفاقات کتاب در ایران هم رخ داده، کاش همه تصمیمگیران جمهوری اسلامی این کتاب را بخوانند.»
اما موضوع این کتاب چیست و چرا سیاستمداران توصیه به مطالعه آن میکنند؟
«تورم و اخلاق» تورم پولی فرانسه را در دوران«انقلاب کبیر» روایت میکند و توضیح میدهد که تداوم بیثباتیهای سیاسی پس از انقلاب فرانسه که ماحصل تصمیمهای نادرست و پوپولیستی زمامداران وقت بود، چگونه یک تراژدی را در فرانسه رقم زد.
کتاب را انتشارات دنیای اقتصاد منتشر کرده است.
@Economicjournalists
پزشکیان برای پس گرفتن لایحه جنجالی ۲۴ ساعت فرصت دارد
مریم باقی روزنامهنگار حقوقی میگوید استرداد لایحهی پر حاشیهی دولت ممکن نیست.
خانم باقی نوشته است: «کسانیکه می گویید دولت لایحه"مقابله با انتشار محتوای خلاف واقع در فضای مجازی"را مسترد کند،متأسفانه فرصت بسیار محدود است.چون دو فوریت آن تصويب شده و کلیات هم تصویب شود،لایحه دیگر دست مجلس است نه دولت. دیگر در این مرحله، درخواست استرداد فقط با موافقت مجلس امکان پذیر است که آن هم بعید است.
آیا دولت، پیش از تصويب اين لایحه، فرصت بررسی و کارشناسی دقیق را نداشت؟ آقای رئیس جمهور، قرار بود دولت شما دولت کارشناسان باشد، پیش از تصويب، کدام متخصصان و حقوقدانان آن را بررسی کرده بودند؟
این لحظات، سرنوشت لایحه را مشخص می کند. دولت، پس از تصویب دو فوریت، ۷۲ ساعت وقت دارد که درخواست استرداد کند (چون پس از آن بر اساس آیین نامه داخلی مجلس، لایحه در دستور کار قرار می گیرد). از این سه روز، دو روز آن سپری شده؛ ۵ مرداد، دو فوریت تصویب شده و امروز ۷ مرداد است.
@journalistsclub1
مریم باقی روزنامهنگار حقوقی میگوید استرداد لایحهی پر حاشیهی دولت ممکن نیست.
خانم باقی نوشته است: «کسانیکه می گویید دولت لایحه"مقابله با انتشار محتوای خلاف واقع در فضای مجازی"را مسترد کند،متأسفانه فرصت بسیار محدود است.چون دو فوریت آن تصويب شده و کلیات هم تصویب شود،لایحه دیگر دست مجلس است نه دولت. دیگر در این مرحله، درخواست استرداد فقط با موافقت مجلس امکان پذیر است که آن هم بعید است.
آیا دولت، پیش از تصويب اين لایحه، فرصت بررسی و کارشناسی دقیق را نداشت؟ آقای رئیس جمهور، قرار بود دولت شما دولت کارشناسان باشد، پیش از تصويب، کدام متخصصان و حقوقدانان آن را بررسی کرده بودند؟
این لحظات، سرنوشت لایحه را مشخص می کند. دولت، پس از تصویب دو فوریت، ۷۲ ساعت وقت دارد که درخواست استرداد کند (چون پس از آن بر اساس آیین نامه داخلی مجلس، لایحه در دستور کار قرار می گیرد). از این سه روز، دو روز آن سپری شده؛ ۵ مرداد، دو فوریت تصویب شده و امروز ۷ مرداد است.
@journalistsclub1
درباره هادی حیدری
خبرها حاکی از آن است که هادی حیدری، کارتونیست شناختهشده و دغدغهمند بهدلیل انتشار یک طرح کارتونی احضار شده است؛ طرحی که ممکن است موافقان و مخالفانی داشته باشد، اما نمیتواند و نباید دلیلی برای احضار باشد.
روز گذشته، در باشگاه روزنامهنگاران ایران، که رسالت آن بررسی و نقد آثار اصحاب رسانه و مطبوعات است، طرح اخیر آقای حیدری را نقد کردیم. اثری که برداشتها و تفاسیر متعددی را برانگیخته و همین تنوعِ قرائتها، خود نشانگر پیچیدگی فضای ادراکی آن است. ما در نقد خود، آن را مغایر با وفاق ملی دانستیم. در همان حال، برخی از جریانها آن را توهینآمیز خواندند و با فرافکنیهای سیاسی و ادبیاتی زشت، بر آتش هیاهو دمیدند. جای تأسف آنجاست که در نقد آقای حیدری، به فحاشی و هتاکی عریان نیز روی آوردند.
شبهنگام، آقای حیدری به احترام ایراندوستان، آن طرح را از صفحات خود در شبکههای اجتماعی حذف کرد. اقدامی که با وجود حق طبیعیاش برای حفظ اثر، نشان از مسئولیتپذیری او داشت؛ برای آنکه شائبهها را برطرف کند و یادآوری کند که قصدی برای توهین نداشته و ندارد.
با اینحال، امروز باخبر شدیم که وی احضار شده است. چرا؟ چه خطایی مرتکب شده است که مستوجب برخورد قضایی باشد؟ آیا ترسیم یک طرح انتقادی، هرچند با لحنی تند مصداق تهدید است؟ مگر نه اینکه بسیاری از افراد از تریبونهای رسمی و غیررسمی، از لحنی تندتر و گزندهتر بهره میبرند، بیآنکه بازخواست شوند؟
واقعیت این است که در عصر پساجنگ، همه باید برای حفظ آرامش عمومی مراقبت کنند. از آن سو نباید صدای انتقاد نیز بسته شود. نقد، ولو آن که تند و گزنده باشد، نقد است و از سر دلسوزی. نباید هنرمندی دغدغهمند را، صرفاً به خاطر اعتراض به یک لایحه، بازخواست کرد.
راه برخورد با آثار هنری، نقد است؛ پاسخ است؛ میتوان در نقد کار او نوشت. میتوان از زبان خود او بهره گرفت و پاسخش را داد. اینگونه، آداب و مناسک گفتگو نیز انجامپذیر میشود اما نه با احضار. احضار را برای آنانی بگذارید که دل در گرو ایران ندارند. دشمن ایران هسنتد. نه برای هادی حیدری که در سراسر آثارش، ردی از عشق به وطن پیداست. راهحل، احضار نیست. احضار او را پس بگیرید.
@journalistsclub1
خبرها حاکی از آن است که هادی حیدری، کارتونیست شناختهشده و دغدغهمند بهدلیل انتشار یک طرح کارتونی احضار شده است؛ طرحی که ممکن است موافقان و مخالفانی داشته باشد، اما نمیتواند و نباید دلیلی برای احضار باشد.
روز گذشته، در باشگاه روزنامهنگاران ایران، که رسالت آن بررسی و نقد آثار اصحاب رسانه و مطبوعات است، طرح اخیر آقای حیدری را نقد کردیم. اثری که برداشتها و تفاسیر متعددی را برانگیخته و همین تنوعِ قرائتها، خود نشانگر پیچیدگی فضای ادراکی آن است. ما در نقد خود، آن را مغایر با وفاق ملی دانستیم. در همان حال، برخی از جریانها آن را توهینآمیز خواندند و با فرافکنیهای سیاسی و ادبیاتی زشت، بر آتش هیاهو دمیدند. جای تأسف آنجاست که در نقد آقای حیدری، به فحاشی و هتاکی عریان نیز روی آوردند.
شبهنگام، آقای حیدری به احترام ایراندوستان، آن طرح را از صفحات خود در شبکههای اجتماعی حذف کرد. اقدامی که با وجود حق طبیعیاش برای حفظ اثر، نشان از مسئولیتپذیری او داشت؛ برای آنکه شائبهها را برطرف کند و یادآوری کند که قصدی برای توهین نداشته و ندارد.
با اینحال، امروز باخبر شدیم که وی احضار شده است. چرا؟ چه خطایی مرتکب شده است که مستوجب برخورد قضایی باشد؟ آیا ترسیم یک طرح انتقادی، هرچند با لحنی تند مصداق تهدید است؟ مگر نه اینکه بسیاری از افراد از تریبونهای رسمی و غیررسمی، از لحنی تندتر و گزندهتر بهره میبرند، بیآنکه بازخواست شوند؟
واقعیت این است که در عصر پساجنگ، همه باید برای حفظ آرامش عمومی مراقبت کنند. از آن سو نباید صدای انتقاد نیز بسته شود. نقد، ولو آن که تند و گزنده باشد، نقد است و از سر دلسوزی. نباید هنرمندی دغدغهمند را، صرفاً به خاطر اعتراض به یک لایحه، بازخواست کرد.
راه برخورد با آثار هنری، نقد است؛ پاسخ است؛ میتوان در نقد کار او نوشت. میتوان از زبان خود او بهره گرفت و پاسخش را داد. اینگونه، آداب و مناسک گفتگو نیز انجامپذیر میشود اما نه با احضار. احضار را برای آنانی بگذارید که دل در گرو ایران ندارند. دشمن ایران هسنتد. نه برای هادی حیدری که در سراسر آثارش، ردی از عشق به وطن پیداست. راهحل، احضار نیست. احضار او را پس بگیرید.
@journalistsclub1