𝒥𝖨𝖬𝖨𝖭 𝒞𝗈𝖽𝖾 جیمین‌لند
54 subscribers
187 photos
18 videos
13 links
𓂃𓂂𖡼.𖤣𖥧𓈒◌܀ 𝑨 lꪱׁׁׁׅׅׅttle ᥕo𝗋𝗅𝖽 𝖿𝗈𝗋
𖥧𖧧 ˒˒.·˚ 𝖾𝒗𝖾𝗋𝗒 𝐉ꪱׁׁׁׅׅׅmꪱׁׁׁׅׅׅn gꪱׁׁׁׅׅׅ𝗋𝗅 .*•

𝗍𝖺𝗅𝗄 𝗍𝗈 𝐦𝖾 ➜ @hara_JMgirlbot
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝗌𝗍𝗒𝗅𝖾:𝖫𝖾𝖿𝗍 𝖡𝖺𝗇𝗄 𝖨𝗇𝗍𝖾𝗅𝗅𝖾𝖼𝗍𝗎𝖺𝗅
🕊15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینباࢪ بࢪخلاف همیشہ ایـن من هستم کہ تو ࢪا ࢪهـا میکنم همان چیزی کہ متتظࢪش بودے شاید هم نبودے نمیدانم دࢪ هࢪ حال میخواهم پا بہ ࢪوے دلم بگذاࢪم و از تو فاصلہ بگیࢪم، کاࢪی که هࢪچہ میخواستم نمیتوانستم انجامش بدهم نمیدانم شاید هم ایندفعہ در ان موفق نشوم ولے میخواهم بدانے کہ من هنوز هم میخواستم پیشت بمانم؛ با تمام چیزهایے کہ گذشت با تمام زخم هایے که بࢪ روی دلم زدے و با تمام دفعاتے که بہ خودم امید میدادم کہ هنوز هم میتوانیم مثل قبل بشویم اما بازهم دࢪماندگے ام برامیدے کہ به ماندن داشتم پیࢪوز شد و دیگࢪ نمیتوانم، دیگࢪ تاب و توان اینکہ تورا در کناࢪ کسانے کہ روزی اࢪزویشان بود که بجاے من باشند ࢪا نداࢪم دیگࢪ نمیتوانم تحمل کنم. امیدواࢪم که مࢪا ببخشی،اما شاید این تنها ࢪاهی باشد که دیگࢪ به تو آسیب نزنم.
🕊3
رفتنش از سر تموم شدن علاقه‌ش نبود
از سر تموم شدن توانش برای تحمل کردن بود
هنوز گوشه‌ای از دلش به موندن اصرار داشت اما دیگه چیزی از خودش باقی نمونده بود که بتونه باهاش به این موندن ادامه بده :))))

خیلی زیبا بود مثل همیشه
هم متن هم ادیت شاهکار بودن
خداقوت✨
🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به نامِ تو،
که هنوز آخرین دلیلِ انتظار منی.
عزیزکرده‌ی من؛
نمی‌دونم وقتی این نامه رو می‌خونی،
هنوز بارون می‌باره یا آسمون هم
بالاخره از گریه کردن خسته شده.
نمی‌دونم ساعت چنده، چند شب
از رفتنت گذشته، یا چند بار اسمت
رو زیر لب صدا زدم و دیوارهای
این اتاق به‌جای تو جوابم رو دادن.
فقط می‌دونم دست‌هام دیگه توان
قبل رو ندارن و این کاغذ از اشک‌هام
سنگین‌تر شده.
نگاه کن، عزیزم‌؛
باز هم برات نامه نوشتم.
درست مثل همه‌ی شب‌هایی
که قول می‌دادم دیگه منتظرت نمونم
و با طلوع آفتاب، دوباره کنار پنجره
می‌نشستم. من حتی دروغ گفتن
به خودم رو هم از تو یاد گرفتم.
همه می‌گن دیگه برنمی‌گردی.
می‌گن باید پنجره رو ببندم،
شمع رو خاموش کنم و دیگه
به صدای قدم‌هایی گوش ندم
که شاید هیچ‌وقت توی این راهرو
نپیچن.
اما تو که اونا رو نمی‌شناسی، جونِ من.
تو نمی‌دونی چطور دوستت داشتم؛
چطور از بین هزاران صدای غریبه،
صدای تو رو پیدا می‌کردم.
چطور با یه جمله‌ی ساده از تو،
همه‌ی شب‌های تاریکم روشن می‌شدن.
چطور هنوز وقتی باد پرده رو تکون می‌ده،
سرم رو بلند می‌کنم و با خودم می‌گم:
«خودشه... بالاخره اومد.»
و هر بار، اتاق دوباره خالی می‌شه.
امشب..
انگشت‌هام به جوهر آغشته نیستن؛
این رنگ سرخ از یه زخم قدیمی
روی دست‌خط من مونده.
عجیبه، نه؟
آدم گاهی اون‌قدر حرف نگفته داره
که حتی کاغذ هم دیگه سفید نمی‌مونه.
بااین‌حال، هنوز اسمت رو تمیز می‌نویسم.
می‌ترسم اگه اسمت رو هم مثل بقیه‌ی
خاطراتمون محو کنم،
دیگه چیزی ازت برام باقی نمونه.
زندگیم...
چراغ اتاق داره خاموش می‌شه.
نمی‌دونم از خستگی چشمامه یا
از این شبِ لعنتی که خیال رفتن نداره.
صدای ساعت رو می‌شنوم و با هر ضربه‌ش،
یه چیزی توی وجودم می‌پرسه
که آیا این بار واقعاً میای؟
من هنوز اینجام.
با همون پیراهنی که دوست داشتی،
همون فنجون لب‌پریده‌ای که برات نگه داشتم
و همون قلبی که انگار یادش رفته
چطور باید جز برای تو بتپه.
اگه یه روز برگشتی و منو ندیدی،
لطفاً فکر نکن که دوست داشتنت
رو فراموش کرده بودم.
بعضی انتظارها از عمر آدم طولانی‌ترن؛
بعضی آدما
حتی وقتی دیگه نمی‌تونن چیزی بگن،
همه‌ی حرف‌هاشون رو توی یه نامه جا می‌ذارن.
فقط یه خواهش ازت دارم.
اگه هنوز یه ذره از من توی خاطرت مونده،
وقتی به این اتاق رسیدی،
چند لحظه کنار پنجره وایسا.
شاید باد، بوی آخرین شب‌هایی
رو که منتظرت بودم، برات بیاره.
شاید روی میز، بین نامه‌های ناتمام،
آخرین جمله‌م رو پیدا کنی.
و شاید، فقط شاید،
برای اولین بار بفهمی که یه نفر
توی این دنیا چقدر دلش می‌خواست
قبل از تموم شدن قصه‌ش،
یه بار دیگه تو رو ببینه.
من ازت خداحافظی نمی‌کنم.
چون هنوز توی خیالم،
صدای کلیدت رو پشت در می‌شنوم.
و من،
حتی توی آخرین سطر این نامه،
هنوز منتظر توام.
برگرد، عزیزکرده‌ی من.
این خونه هنوز تو رو یادشه؛
و من هنوز نمی‌دونم چطور باید
به خونه بگم که دیگه قرار نیست بیای.
از طرف کسی که اسمت
رو حتی توی سکوت هم صدا می‌زنه.
                                December 21, 2001🪷
     ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🕊2
بازم عزیزکرده :)
🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با سلام و درود
میدونم شما هم مثل من و ریو کرم گوتومتون خیلی فعاله و دلتون میخواد ممبر های گرامیتان رو فشاری کنید و کیف زندگی رو ببرید و از همه مهم تر دنبال نون حلالید
Rio:ایده پرداز
Willow:انجام دهنده
Sheyda:پایه انجام دهنده
U: اسپانسر برنامه

هر هفته یک ایده میدیدم و می‌بینید که کل تلگرام پر شده از اون ایده(معروف کی بودیم ما)
باما همراه باشید
(پی نوشت: لایک و سابسکرایب یادتون نره اون زنگوله ی پایین صفحه رو هم روشن کنید)
🕊2
عالی شد هر شب دلقک‌بازی