خب
شلوم… هارا صحبت میکنه…
میخواستم صادقانه باهاتون صحبت کنم
راستش من چنلای زیادی هستم
و سعی میکنم تا میتونم چک کنم، سین کنم و ریکت بدم
چون هر چنلی که دارم رو دوست دارم
اگه دوست نداشتم که نمیموندم نه؟
و خب از نظر من قبل از اینکه چنلی داشته باشم
ممبر چنلهای شمام
و دوست ندارم چیزی که خودم به عنوان اونر تجربه میکنم
و اذیتم میکنه رو شماهم تحربه کنین
انیوی….
همه اینارو گفتم که برسم به اینکه چرا اینجایی فرشته؟
اگه با وایب اینجا حال نمیکنی و چک نمیکنی
میتونی بری مشکلی نیست
من واقعا از اینکه نظرتونو بدونم خوشحال میشم
ولی راستش دلم از این گرفته که حتی برای نظرهام هم چند ثانیه وقت نمیذارین
این حسو بهم میده که اصلا اینجا رو چک نمیکنین
پس نمیدونم چرا موندین؟
از اول هم این چنل رو دلی زدم و توقعی نداشتم
همون اول گفتم نمیخواین فور نکنین
مهم نیست
ولی وقتی حتی برای نظراتم یا حرفام وقت نمیذارین
چرا باید بمونین
اینجا احساس میکنم تو یه اتاق خالی گیر کردم
آدمها هستن ولی انگار هیچکس واقعا اینجا نیست
و تنها چیزی که میتونه این حس رو ازم بگیره
اینه که اگه دیگه اینجا رو نمخونین و باهاش ارتباطی ندارین برین
اینه که از اینجا برین
حداقلش اینه که میدونم نیستین و نمیبینین
نه اینکه هستین و نمیبینین
منم به عنوان یه ممبر سین میزنم، ریکت میدم
ولی خب نظر رو اگه خواستم بات میفرستم براتون
ولی وقتی شما باشین
من پستهاتون فور کنم و وقت بذارم
اما وقتی من پست میذارم حتی چک نکنین و در عین حال انتظار داشته باشین من برای پست های شما این کار رو انجام بدم…
راستش این واقعا ناراحتکنندهست
من دنبال اجبار نیستم
فقط میخوام اگه اینجایین واقعا اینجا باشین همین
شلوم… هارا صحبت میکنه…
میخواستم صادقانه باهاتون صحبت کنم
راستش من چنلای زیادی هستم
و سعی میکنم تا میتونم چک کنم، سین کنم و ریکت بدم
چون هر چنلی که دارم رو دوست دارم
اگه دوست نداشتم که نمیموندم نه؟
و خب از نظر من قبل از اینکه چنلی داشته باشم
ممبر چنلهای شمام
و دوست ندارم چیزی که خودم به عنوان اونر تجربه میکنم
و اذیتم میکنه رو شماهم تحربه کنین
انیوی….
همه اینارو گفتم که برسم به اینکه چرا اینجایی فرشته؟
اگه با وایب اینجا حال نمیکنی و چک نمیکنی
میتونی بری مشکلی نیست
من واقعا از اینکه نظرتونو بدونم خوشحال میشم
ولی راستش دلم از این گرفته که حتی برای نظرهام هم چند ثانیه وقت نمیذارین
این حسو بهم میده که اصلا اینجا رو چک نمیکنین
پس نمیدونم چرا موندین؟
از اول هم این چنل رو دلی زدم و توقعی نداشتم
همون اول گفتم نمیخواین فور نکنین
مهم نیست
ولی وقتی حتی برای نظراتم یا حرفام وقت نمیذارین
چرا باید بمونین
اینجا احساس میکنم تو یه اتاق خالی گیر کردم
آدمها هستن ولی انگار هیچکس واقعا اینجا نیست
و تنها چیزی که میتونه این حس رو ازم بگیره
اینه که اگه دیگه اینجا رو نمخونین و باهاش ارتباطی ندارین برین
اینه که از اینجا برین
حداقلش اینه که میدونم نیستین و نمیبینین
نه اینکه هستین و نمیبینین
منم به عنوان یه ممبر سین میزنم، ریکت میدم
ولی خب نظر رو اگه خواستم بات میفرستم براتون
ولی وقتی شما باشین
من پستهاتون فور کنم و وقت بذارم
اما وقتی من پست میذارم حتی چک نکنین و در عین حال انتظار داشته باشین من برای پست های شما این کار رو انجام بدم…
راستش این واقعا ناراحتکنندهست
من دنبال اجبار نیستم
فقط میخوام اگه اینجایین واقعا اینجا باشین همین
🕊9
۱۲ روز دیگه تولد جیمینه
و من از ده روز مونده به تولدش میخوام یه چالش هر روزه بذارم
و من از ده روز مونده به تولدش میخوام یه چالش هر روزه بذارم
🕊4
𝒥𝖨𝖬𝖨𝖭 𝒞𝗈𝖽𝖾 جیمینلند
۱۲ روز دیگه تولد جیمینه و من از ده روز مونده به تولدش میخوام یه چالش هر روزه بذارم
واقعا برای این به تعاملتون احتیاج دارم
فرقی هم نداره بات یا کجا
فرقی هم نداره بات یا کجا
🕊3
Forwarded from 𝒟𝖾𝖼𝖾𝗆𝖻𝖾𝗋
هیچوقت قراࢪ نبود عاشقت شوم قراࢪنبود اینقدࢪ بہ تو نزدیڪ شوم، بہ تو عـادت ڪنـم ٯ بـعد بفهمم نبودنت چقدࢪ مے تـواند همہ چیز ࢪا بہ هم بࢪیزد. تو ڪاࢪی بـا مـن ڪردے ڪہ هیچڪس ٯ هیچ چیزے نمے توانست بـا من ڪند. نمےخواهم عاشقـت شوم، نمےخواهـم بہ صـدایت عـادت ڪنم، نمےخواهم بہ مـحبتهاے گاہ وبیگاهـت عـادت ڪنم. نمےخواهم یڪ نفࢪ آنقدࢪ برایم مهم شود ڪہ ࢪفتنش مـࢪا بہ زانو دربیاوࢪد. نمےخواهم قلب خودم ࢪا بہ نـام ڪسی ڪنم ڪہ روزے خنجࢪش ࢪا در آن فࢪو ڪند. نمےخواهـم آنقدࢪ دوستت داشـته باشم ڪہ ࢪوزی تمام تࢪسم از دست دادن تـو بـاشد. نہ نمےخواهم عـاشقت شوم؛ چـون ایـن دنـیا فقط قراࢪ است قـلبمان ࢪا بشڪند.