𝒥𝖨𝖬𝖨𝖭 𝒞𝗈𝖽𝖾 جیمین‌لند
104 subscribers
146 photos
2 videos
15 links
𓂃𓂂𖡼.𖤣𖥧𓈒◌܀ 𝑨 lꪱׁׁׁׅׅׅttle ᥕo𝗋𝗅𝖽 𝖿𝗈𝗋
𖥧𖧧 ˒˒.·˚ 𝖾𝒗𝖾𝗋𝗒 𝐉ꪱׁׁׁׅׅׅmꪱׁׁׁׅׅׅn gꪱׁׁׁׅׅׅ𝗋𝗅 .*•

𝗍𝖺𝗅𝗄 𝗍𝗈 𝐦𝖾 ➜ @hara_JMgirlbot
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
    𝐕𝐞𝐥𝐯𝐞𝐭 & 𝐕𝐞𝐧𝐨𝐦  |  مـخمـل و زهـر

𝓖𝖾𝗇𝗋𝖾𝗌  :
         𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾 - 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺
      𝖲𝗆𝗎𝗍 - 𝖮𝗇𝖾-𝗌𝗂𝖽𝖾𝖽 𝗅𝗈𝗏𝖾 ,...

𝓒𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝖪𝗈𝗈𝗄𝖵

𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟥
               ———𝕥𝕒𝕡 𝕥𝕒𝕡 𝕥𝕠 𝕣𝕖𝕒𝕕———

𝓦𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖧𝖾𝗋𝖺 , 𝖢𝗁𝖺𝗇𝗇𝖾𝗅
خـاطـراتِ نـعنـاع
͏
𑣲﹙˓🎧ྀི˒﹚ 𝄢
𝖲𝗎𝗀𝗀𝖾𝗌𝗍𝖾𝖽 𝗆𝗎𝗌𝗂𝖼 𝖿𝗈𝗋 𝖯𝖺𝗋𝗍 𝟥
وای پارت ۳ اومد و من هنوز گیر کردم رو نظر نوشتن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝖫𝗈𝗌𝗍 𝗂𝗇 𝖿𝗋𝖺𝗆𝖾 ⋆ (𝓐𝓷𝓰𝓮𝓵)
𓂃 𝑩𝑹𝑶𝑾𝑵 𝑴𝑶𝑶𝑫 .. 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐲 𝐢𝐧 𝐜𝐨𝐟𝐟𝐞𝐞 ㅤ✧
‌. 深棕色的梦
𝑎 𝑑𝑟𝑒𝑎𝑚 𝑖𝑛 𝑏𝑟𝑜𝑤𝑛
𝖓𝖔 𝖘𝖍𝖔𝖜 / 𝖏𝖚𝖘𝖙 𝖛𝖎𝖇𝖊 ☕️ .
Forwarded from 𝖫𝗈𝗌𝗍 𝗂𝗇 𝖿𝗋𝖺𝗆𝖾 ⋆ (𝓐𝓷𝓰𝓮𝓵)
purpose
jungkook
1:25 Feeling like I'm breathing my last breath
Feeling like I'm walking my last steps
Look at all of these tears I've wept
Look at all the promises that I've kept
وای خدا بوی قهوه و فندق و چرم میده :)))))))
وایبش>>>> لوکس و کلاسیک
آهنگش هم که فوق‌العاده :)
خداقوت به این سلیقه✨
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پشت سر هم از گل‌فروشی بیرون اومدن.
جونگ‌کوک با انگشت اشاره‌ش آروم برگ‌های ساکولنت کوچیکش رو نوازش کرد و لبخند ریزی زد.

+ تهیونگی... می‌دونی چی قشنگ و عجیبه؟

تهیونگ نگاهش رو از گلدون کوچیکِ تو دست پسرش گرفت و به نیم‌رخش دوخت.

_ چی شاپرکم؟

+ رابطه‌ی خورشید و گل‌ها.

_ خب... کجاش عجیبه؟

جونگ‌کوک دستش رو توی موهای مردش برد و به هم ریختش.

+ به اطرافت توجه کن آقای کیم!

تهیونگ خیلی جدی اطرافش  رو نگاه کرد

_ اطرافم؟

چند ثانیه مکث کرد و بعد گفت:

_ خب من یه گل دارم به اسم جونگ‌کوکی و یه عطر دارم به اسم جونگ‌کوک و یه عشق دارم به اسم جئون جونگ‌کوک و یه خورشید دارم به اسم کوک و یه غذا دارم به اسم کوکی و ی_

+ خیلی خوبببب، فهمیدم!

تهیونگ خنده‌ی کوتاهی کرد، دست آزاد پسرش رو گرفت و پشت دستش رو بوسید.

_ حالا بگو کجای رابطه‌ی گل و خورشید عجیبه؟

جونگ‌کوک نگاهش رو به آسمون نارنجی غروب داد.

+ اینکه همیشه منتظر همن.
گل هیچ‌وقت به خورشید نمیگه شاید یه روز خشک بشه.... یا شاید یه رهگذر از کنارش رد بشه و اونو له کنه و کلی اتفاقات دیگه.......
خورشیدم به گل نمیگه شاید فردا هوا ابری باشه...یا اصلا شاید فردا دنیا تموم بشه و نتونم ببینمت
اونا ترس‌هاشونو برای هم تعریف نمی‌کنن... فقط هر روز سرِ قرارشون حاضر میشن.


_ درست مثل من و تو؟ اینکه منتظر هم می‌مونیم؟

جونگ‌کوک لب‌هاش رو جمع کرد و سرش و چپ و راست تکون داد

+ نخیر؛ من که هر گلی نیستم!!

تهیونگ خنده ی کوتاهی کرد

_ شاپرک من دوست داره چه گلی باشه؟

+ ساکولنت.

_ ساکولنت؟چرا ساکولنت؟

جونگ‌کوک گلدون رو کمی بالاتر گرفت.

+ چون ساکولنت به نور زیادی نیاز نداره، کافیه یه ذره گرمای خورشید رو حس کنه ، اون‌وقت تا مدت‌هااااااا با همون زندگی می‌کنه.

تهیونگ با لبخند  به حرف های دلنشین پسرش گوش میداد

_  منظورت اینه به یادش زندگی می‌کنه؟

جونگ‌کوک آروم سرش و مثبت تکون داد

+ اوهوم.

+ ساکولنت روزای ابری و سرد، به یاد گرمای خورشیدش زندگی می‌کنه.
به یاد اینکه یه روزی یکی گرمش کرده بود.

تهیونگ دست جونگ‌کوک رو کمی محکم‌تر گرفت.

_ اگه تو ساکولنت باشی....من خورشیدتم؟

جونگ‌کوک لبخند زد.

+ بله آقای کیم.

تهیونگ آه ساختگی کشید.

_ ولی تو گرمای زندگی منی؛ من چه‌جوری می‌تونم به تنهایی خورشید باشم؟

جونگ‌کوک چشم‌هاش رو ریز کرد و خندید

+ اینقدر زبون نریز... بگو این گلدون کوچولو رو کجا بذاریم؟

تهیونگ بدون مکث جواب داد :

_ سطل آشغالی.

جونگ‌کوک با شدت سرش رو به سمت مرد چرخوند.

+ یااااا ! چراااا؟ دلت میاد بزاریش تو خیابون ؟؟؟

تهیونگ شونه بالا انداخت.

_ چون اصلاً برای من وقت نمی‌ذاری. همش پیش گل‌هاتی.

جونگ‌کوک چند ثانیه با ناباوری به مردش نگاه کرد ، اون واقعا به گل هاش حسودی کرده بود ؟

و بعد از چند ثانیه بلند خندید

تهیونگ با اخم مصنوعی سرعت قدم‌هاش رو بیشتر کرد.

+ وایستااا، منم بیام!

_ نمی‌خوام ؛ برو پیش گل‌هات.

جونگ‌کوک گلدون رو محکم بغل کرد و دنبال تهیونگ‌ دوید

+ تهیونگیییی ؛قهر نکنننن ، قول میدم تو گلدون شماره‌ی یک باشی!

_ نمیخواااممم

+ قهر نکنننننن
ای خوداااایتسنسنسن
موقع خوندنش نیشم تا بناگوش باز بود 😭😭
چقده ناز و سافت بود
چقدر تعریف جونگکوک از رابطه گل و خورشید قشنگ بود :))))
اون عشقشون رو به یه انتظار ساده و بی‌دغدغه تشبیه کرد خیلی قشنگ بود :)))
شیطنت و شوخی‌هاشون هم که نگم 😭
قول میدم تو گلدون شماره‌ی یک باشی

کیوتیتیتیتیتی😭😭😭
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Тихая боль
فور کنید؛
یک کلمه که این روزا زیاد تو ذهنت هست رو بگو ؛ من براش یک داستان چند خطی بنویسم.

Lm:107!
جوین باش چک میشه.
Forwarded from Тихая боль
وجودش سراسر از عشقی لبریز بود که ناگهان ناپدید شد.

با گذشت زمان، روزهای زندگی‌اش طاقت‌فرساتر می‌شدند و همین، تکه‌ای سیاه در قلبش به جا گذاشته بود. زندگی با درد می‌گذشت و روح او بیشتر از قبل در اعماق تاریکی و تنهایی فرو می‌رفت. کسی نبود که او را نجات دهد؛ اما کسانی بودند که او را آزرده‌خاطر می‌کردند و دلیلی می‌شدند تا تنهاتر شود، خودش را سرزنش کند و در میان دل‌شکستگی‌هایش، برای خودش مرهمی باشد که بتواند با آن دوام بیاورد.
هر بار که گمان می‌کرد دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، درد تازه‌ای راهیِ قلبش می‌شد؛ گویی زندگی تصمیم گرفته بود او را با تمام زخم‌هایش تنها بگذارد. شب‌ها بیشتر از همیشه طول می‌کشیدند و سکوت، سنگین‌تر از هر حرفی روی شانه‌هایش می‌نشست. گاهی به گذشته خیره می‌شد و به آدمی فکر می‌کرد که زمانی بود؛ آدمی که هنوز می‌توانست بی‌دغدغه بخندد و به فردا امید داشته باشد.
اما حالا، از آن آدم تنها تکه‌هایی مبهم در وجودش باقی مانده بود.
یاد گرفته بود دردهایش را پنهان کند، لبخند بزند و وانمود کند که همه‌چیز خوب است؛ حتی وقتی درونش آرام‌آرام فرو می‌ریخت. دیگر منتظر دستی نبود که او را از این تاریکی بیرون بکشد. فهمیده بود گاهی نجات پیدا کردن، به معنای پیدا کردن کسی نیست؛ گاهی باید خودت دست‌های لرزانت را به سمت خودت دراز کنی و نگذاری تمام آنچه بر سرت آمده، تو را از خودت بگیرد.
اما او آن‌قدر خسته بود که حتی برای نجات دادن خودش هم چیزی در وجودش باقی نمانده بود.
کم‌کم آن تکه‌ی سیاهِ قلبش بزرگ‌تر شد؛ تا جایی که تمام نورهای باقی‌مانده را بلعید. لبخندهایش محو شدند، امیدهایش یکی‌یکی خاموش شدند و خاطراتی که روزی تنها دلیل ادامه‌دادنش بودند، به سنگینیِ زنجیری بر روحش تبدیل شدند.
و سرانجام، در میان همان سکوتی که مدت‌ها با او زندگی کرده بود، فهمید دیگر منتظر فردایی نیست.
نه به این خاطر که درد تمام شده بود؛

فقط دیگر چیزی در او نمانده بود که برای فردا بجنگد.


و این‌گونه، آدمی که روزی سراسر از عشق لبریز بود، آرام‌آرام تبدیل شد به خاطره‌ای خاموش از کسی که زمانی، دلش می‌خواست نجات پیدا کند.