𝒥𝖨𝖬𝖨𝖭 𝒞𝗈𝖽𝖾
117 subscribers
117 photos
4 videos
18 links
𓂃𓂂𖡼.𖤣𖥧𓈒◌܀ 𝑨 lꪱׁׁׁׅׅׅttle ᥕo𝗋𝗅𝖽 𝖿𝗈𝗋
𖥧𖧧 ˒˒.·˚ 𝖾𝒗𝖾𝗋𝗒 𝐉ꪱׁׁׁׅׅׅmꪱׁׁׁׅׅׅn gꪱׁׁׁׅׅׅ𝗋𝗅 .*•

𝗍𝖺𝗅𝗄 𝗍𝗈 𝐦𝖾 ➜ @hara_JMgirlbot
Download Telegram
مرثیه فرمانده ‌
فرمانده همیشه فکر می‌کرد آدم‌ها با رفتن تموم می‌شن؛ حالا فهمیده بود بعضی آدم‌ها می‌مونن، فقط دیگه سهمی تو زندگی‌شون نداری.
اول اینکه احساسات شخصیت‌ها خیلی واقعی و قابل لمس بود واقعا :)))
دوست داشتن هنوز بینشون وجود داشت
ولی فقط دوست داشتن برای ادامه دادن کافی نبود
یه تضاد عجیب :)
هیچکدوم نمیخواین برین
نمیخواین دل بکنین
ولی یکی‌تون دیگه اون آدم سابق نیست و نمیتونه از اول شروع کنه
هنوز دوسش داری ولی میفهمی ادامه دادن رابطه بیشتر از رفتن بهت آسیب میزنه
و دریایی که فرمانده غرق تماشاش بود
خودش یه درد بود
شاید خیره شدن بهش کمکش میکرد برای چند لحظه از واقعیتی که کنار گوشش زمزمه میشد فاصله بگیره

خستگی‌هات برام قشنگ بود. ولی این آخری که نذاشتی پیشت بمونم، از پا درم آورد

اون دیگه نذاشت تو آدم امن زندگی‌ش باشی برای همین خسته شدی :)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلنوشته های کوچکی برای او .

دلم می‌خواهد در هر زمان برایت بنویسم اما نوشتن از تو،گفتن از تو‌ دیگر دردهایم را تسکین نمی‌دهد تو‌ که دیگر نیستی من برای چه بنویسم..؟
تلاش برای تو و یادآوری تو مانند این می‌ماند که گلدان بدون گلم را هر روز آب بدهم تا گلی از آن بروید، خودم هم می‌دانم تو را یاد آوردن حکم فرو کردن تیری درون قلبم را دارد،ا ما انگار قلب من حاضر است خودش را بکشد تا تو از یادش نروی..
با آمدنت گمان می‌کردم بهار زندگی ام سر رسیده است اما منِ نادان دیگر نمی‌دانستم با آمدنت زندگی ام زمستانی بسیار سرد می‌شود،‌گاه با خود میگویم‌کاش مانند روزهای اول گرم میماندی اما دیگر گرمایی از‌ وجودت حس نکرده ام ..
همه چیزت برایم زیبا و دلنشین بود، یادت است؟
سرم را در پیچ و تاب موهایت فرو می‌بردم و بوی سحرآمیز موهایت را در نفس خود حبس می‌کردم، محو چشمانت می‌شدم زیرا مرا غرق خود می‌کردند؛ آن دو چشمان تیله‌ایِ زیبا تمام زندگی ام بودند، مژه هایت مانند سایبانی بلند روی چشمانت نشسته بود.. میتوانم تا آخرین لحظات نفس کشیدن خود از گرمای دستانت و آغوشت بگویم اما حالا تمام تن من از نبودنت یخ زده است..
برایت تا مرز دیوانگی عاشقی می‌کردم اما حالا دیوانه‌ای بی‌جان در کنار گوشه ای افتاده‌ام، اکنون مشخص شده است که من بیشتر تو را دوست دارم.. از اول هم میدانستم آن بحث‌ها بی‌فایده بودند چون تو هیچوقت مرا دوست نداشته‌ای.
بعد از رفتنت روزهایم عادی می‌گذرد جانا اما لعنت بر شب‌ها که مرا تا مرز جنون و مرگ می‌برند، هیچوقت مرا ندیده‌ای که چگونه برایت درد می‌کشم من هم ترجیح دادم بروم و دیگر تلاش برای دوست داشتن اجباری نکنم..
اکنون من در سکوت و سیاهیِ زندگی ام مانند دیوانه‌ای شکست خورده و نا امید مانده‌ام، نمی‌دانم شاید یک روز از جایم بلند شوم یا شاید می‌ایستم و طناب دار را دور گردن خود می‌آویزم و خودم را تا ابد می‌خوابانم..

-یادداشت های یک دیوانه .
چه متن حس‌محوری بود
گلدان بدون گلی که هر روز آب بهش آب میده :)
با تمام وجود تلاشش برای زنده نگه داشتن چیزی که دیگه وجود نداره رو توی همین یه جمله حس کردم
توصیفات اینقدر قشنگ بود که عشقش قبل از جدایی رو میتونستم لمس کنم
از گرمای دست‌ها به سرمای نبودن طرف مقابل :)

خیلی زیبا بود خدا قوت
🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝘛𝘖𝘒𝘠𝘖 (‌‌‌‌‌ی‌ل‌د‌ا)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
— 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝖺𝗇𝗇𝖺 𝗍𝗋𝖺𝗉 𝗆𝖾, 𝗌𝗉𝗂𝖽𝖾𝗒?
𝗪𝗛𝗬 𝗡𝗢𝗧 𝗧𝗥𝗔𝗣 𝗠𝗘 𝗪𝗜𝗧𝗛 𝗔 𝗞𝗜𝗦𝗦?

‌
مثل همیشه شاهکار :)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Coraline
‍ میدونی اینجا مرکز کشور ایتالیاست ، جایی که میگن مردم عاشق میشن ، ساعت پنج صبحه و من هنوز عشقی رو احساس نکردم .

فقط یه درد تموم نشدنی از خواستنته ، من برای تو ساخته شدم اما هیچکس نمیزاره این کارو انجام بدیم عزیزم .

عزیزم بیا کنارم چون این مغازه‌ هیچوقت تعطیل نمیشه ، من اینجا رز‌هاتو بهت میدم ، رز‌هایی که برای تو ساخته شدن ، قراره مال تو باشن .

قبل از اینکه این مکانو پیدا کنیم خیلی دلگیر بودم ، آدم امنی نبودم اما برای تو متفاوته .

این رابطه دیگه یه شبه نیست ، ساعت پنج صبحه و ما حس خوبی داریم ، یکم ترسناکه .

میدونم لایقت نیستم ، تو یه الماسی ، توی مکانی که مناسب الماس‌ها نیست .

منو جایی ملاقات کن که امید هیچوقت نمیمیره و گل‌ها هیچوقت پژمرده نمیشن ، جایی که مغازه‌ها هیچوقت تعطیل نمیشن !
مغازه‌ای که هیچ‌وقت تعطیل نمیشه

مکانی که تبدیل شده به جایی پر از عشق و امید
و متوقف هم نمیشه
تو یه الماسی، توی مکانی که مناسب الماس‌ها نیست

تو اونو دوست داری و بنظرت اون از دنیای اطرافت خیلی ارزشمندتره
جایی که گل‌ها هیچ‌وقت پژمرده نم‌شن

به دنیای خیالی که اونجا عشق میتونه بدون ترس جریان داشته باشه :)

آهنگش هم نمیتونم متوقف کنم فقط هی از اول پلی میکنم :)))
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝐉𝐈𝐌𝐈𝐍 𝐂𝐎𝐃𝐄 𝟏𝟐
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM