منطقه جهاد کبیر_The Great Jihad zone
این منگل روانی چه میگوید؟ اگر اندکی وجود دارید سریعتر بکشیدش پایین
باز هم تکرار میکنم:
اگر اندکی وجود و شرف و غیرت دارید، این حیوان رو با پس گردنی عزل کنید
اگر اندکی وجود و شرف و غیرت دارید، این حیوان رو با پس گردنی عزل کنید
👏10👍2
Forwarded from میان فلسفه، تاریخ و سیاست | آریا سُلگی
«بازگشت به پدران: روایتی الهیاتی از گسست با مدرنیته»
مدرنیته، برخلاف آنچه اغلب در هیاهوی علمگرایی و پیشرفت فنیاش دیده میشود، حامل نوعی الهیات نهفته است؛ الهیاتی که نه در پرستش مستقیم خدا، بلکه در طغیان پنهان علیه صورتهای سنتی تجربهٔ امر قدسی رخ میدهد. توماس اودن، متفکری که روزگاری خود از دلباختگان این طغیان بود، در میانهٔ راه به نقطهای رسید که دریافت بهای مدرنیته نه فقط بحران معرفتی، که نوعی فراموشی روحانی است. روایت او، روایت انسان مدرنیست که پس از سرگشتگی در کوچهپسکوچههای روانکاوی، اگزیستانسیالیسم، سوسیالیسم، لیبرالیسم و آزادیهای بیمهار، بار دیگر چشم به افقهای دیرآشنای سنت دوخت—نه از سر جزم، بلکه از دل زخم.
اودن مینویسد و با صداقت اعتراف میکند: من به مدرنیته دو بار «بدهیام را پرداخت کردم». او از آن نسل از الهیدانانی است که مدرنیته را نهتنها زیستهاند، بلکه آن را تجربهٔ درونی کردهاند؛ از بطن باور به خدای بوطیقای اگزیستانسیالیستی بولتمان و شور اجتماعی روانکاوانه، تا شک در رهاییبخشی جنسی و فردگرایی افراطی. اما گسست واقعی در لحظهای روی میدهد که او برای یک سال مطالعاتی باید کتابهایی را با خود ببرد—و ناگهان درمییابد که چیزی در درونش تغییر کرده است. دیگر کتابهای جدید، نظریههای مد روز یا مکتبهای زمانه، او را ارضا نمیکنند. او دست به دامان پدران کلیسا، آگوستین، آکویناس و وسلی میشود. آنجا، در سکوت آن سطرهای کهن، حقیقتی تازه برایش رخ مینماید: شاید راه نجات نه در اختراع معنایی نو، بلکه در بازیابی صدایی فراموششده است.
مدرنیته، از نگاه اودن، فقط یک دورهٔ تاریخی نیست، بلکه نوعی ذهنیت است—و در نهایت، نوعی بیماری. بیماریای که خود را در چهار نشانه نشان میدهد: نسبیگرایی اخلاقی، فردگرایی خودبنیاد، لذتگرایی خودشیفته، و طبیعتگرایی تقلیلگرا. این چهار خصیصه، بهزعم او، نهتنها دستگاه فکری انسان مدرن را شکل دادهاند، بلکه بستر بحرانهای اجتماعی، اخلاقی و روحی زمانهٔ ما را فراهم آوردهاند. از پدیدهٔ «خانوادههای بدون پدر» تا اعتیاد و آوارگی، از بیمعنایی آیینی تا تهیشدگی روانی—همهٔ اینها نشانههای انحلال تدریجی جهانبینی مدرناند که دیگر پاسخگو نیست.
اما اودن، بهجای فرو رفتن در ورطهٔ پوچگرایی یا نیهیلیسم، راه دیگری را میپیماید: بازگشت به «الهیات کلاسیک». بازگشتی نه به معنای واپسگرایی، بلکه به منزلهٔ کشف دوبارهٔ عمق سنت، بهمثابهٔ زبانی برای بیان حقیقتی که هنوز زنده است. او مدعی نیست که گذشته بهتر است تنها به این دلیل که گذشته است. او میگوید: معیار ما نباید قدمت باشد، بلکه وفاداری به حقیقت مکشوف در چهرهٔ مسیح. اما حقیقت در دنیای مدرن بهآسانی با تازگی اشتباه گرفته میشود. در حالی که در قرون اولیه، بدعت در نوآوری نهفته بود، مدرنیته بدعت را در کهنگی میبیند.
نقطهٔ عطف زندگی فکری اودن زمانی است که درمییابد سنت، نه دشمن حقیقت، که بستر انتقال آن است. او از اینجا دفاع میکند که نمیتوان تنها به کتاب مقدس اکتفا کرد و سنت را نادیده گرفت. چرا که همین سنت بود که کتاب را نگه داشت، تفسیری به آن بخشید، و آن را به ما رساند. بدون جامعهٔ مؤمنان، بدون اجماع روحالقدس در تاریخ، آنچه میماند صرفاً کلماتی روی کاغذ است.
و این بازگشت به سنت، بهقول خودش، بهسادگی توسط همقطاران لیبرال او نادیده گرفته نمیشود؛ برخی او را «خطرناک» میخوانند، چرا که از ارتدکسی، از توبه، از تثلیث، از کفاره سخن میگوید—چیزهایی که در دانشگاههای لیبرال، بیشتر یادگارانی از دوران باستان شمرده میشوند تا مفاهیم زنده.
اما پیام اصلی اودن روشن است: ما در دورانی هستیم که مدرنیته نهتنها فروپاشیده، بلکه در حال رقم زدن فضای پسامدرن است. پسامدرن، آنگونه که او تعریف میکند، نه پذیرش بیچونوچرای آخرین نظریهها، بلکه وقوفیست تلخ و شریف به شکست مدرنیته. در این فضا، ایمان دوباره به سخن درمیآید؛ سنت دوباره معنا مییابد؛ و خدا، نه بهعنوان مفهوم، بلکه بهمثابهٔ حضور، به قلب انسان بازمیگردد.
اودن، با چرخشی شگفت، به جایی میرسد که دعا میکند تا «انجیلی» شود—نه در معنای حزبی آن، بلکه در معنای کسی که زندگیاش را بر اساس مژدهٔ نجات در عیسی مسیح تنظیم کرده است. او، در آشتی دادن پیتیسم با سنت، روانکاوی با روحالقدس، عقل با مکاشفه، راهی را پیشنهاد میدهد که نهتنها برای مسیحیان غربی، بلکه برای هر اندیشمند دینداری که در جهان مدرن سرگردان است، میتواند آغاز دوبارهای باشد.
https://www.christianitytoday.com/2011/10/back-fathers/
@PhilosophyHistoryPolitics
مدرنیته، برخلاف آنچه اغلب در هیاهوی علمگرایی و پیشرفت فنیاش دیده میشود، حامل نوعی الهیات نهفته است؛ الهیاتی که نه در پرستش مستقیم خدا، بلکه در طغیان پنهان علیه صورتهای سنتی تجربهٔ امر قدسی رخ میدهد. توماس اودن، متفکری که روزگاری خود از دلباختگان این طغیان بود، در میانهٔ راه به نقطهای رسید که دریافت بهای مدرنیته نه فقط بحران معرفتی، که نوعی فراموشی روحانی است. روایت او، روایت انسان مدرنیست که پس از سرگشتگی در کوچهپسکوچههای روانکاوی، اگزیستانسیالیسم، سوسیالیسم، لیبرالیسم و آزادیهای بیمهار، بار دیگر چشم به افقهای دیرآشنای سنت دوخت—نه از سر جزم، بلکه از دل زخم.
اودن مینویسد و با صداقت اعتراف میکند: من به مدرنیته دو بار «بدهیام را پرداخت کردم». او از آن نسل از الهیدانانی است که مدرنیته را نهتنها زیستهاند، بلکه آن را تجربهٔ درونی کردهاند؛ از بطن باور به خدای بوطیقای اگزیستانسیالیستی بولتمان و شور اجتماعی روانکاوانه، تا شک در رهاییبخشی جنسی و فردگرایی افراطی. اما گسست واقعی در لحظهای روی میدهد که او برای یک سال مطالعاتی باید کتابهایی را با خود ببرد—و ناگهان درمییابد که چیزی در درونش تغییر کرده است. دیگر کتابهای جدید، نظریههای مد روز یا مکتبهای زمانه، او را ارضا نمیکنند. او دست به دامان پدران کلیسا، آگوستین، آکویناس و وسلی میشود. آنجا، در سکوت آن سطرهای کهن، حقیقتی تازه برایش رخ مینماید: شاید راه نجات نه در اختراع معنایی نو، بلکه در بازیابی صدایی فراموششده است.
مدرنیته، از نگاه اودن، فقط یک دورهٔ تاریخی نیست، بلکه نوعی ذهنیت است—و در نهایت، نوعی بیماری. بیماریای که خود را در چهار نشانه نشان میدهد: نسبیگرایی اخلاقی، فردگرایی خودبنیاد، لذتگرایی خودشیفته، و طبیعتگرایی تقلیلگرا. این چهار خصیصه، بهزعم او، نهتنها دستگاه فکری انسان مدرن را شکل دادهاند، بلکه بستر بحرانهای اجتماعی، اخلاقی و روحی زمانهٔ ما را فراهم آوردهاند. از پدیدهٔ «خانوادههای بدون پدر» تا اعتیاد و آوارگی، از بیمعنایی آیینی تا تهیشدگی روانی—همهٔ اینها نشانههای انحلال تدریجی جهانبینی مدرناند که دیگر پاسخگو نیست.
اما اودن، بهجای فرو رفتن در ورطهٔ پوچگرایی یا نیهیلیسم، راه دیگری را میپیماید: بازگشت به «الهیات کلاسیک». بازگشتی نه به معنای واپسگرایی، بلکه به منزلهٔ کشف دوبارهٔ عمق سنت، بهمثابهٔ زبانی برای بیان حقیقتی که هنوز زنده است. او مدعی نیست که گذشته بهتر است تنها به این دلیل که گذشته است. او میگوید: معیار ما نباید قدمت باشد، بلکه وفاداری به حقیقت مکشوف در چهرهٔ مسیح. اما حقیقت در دنیای مدرن بهآسانی با تازگی اشتباه گرفته میشود. در حالی که در قرون اولیه، بدعت در نوآوری نهفته بود، مدرنیته بدعت را در کهنگی میبیند.
نقطهٔ عطف زندگی فکری اودن زمانی است که درمییابد سنت، نه دشمن حقیقت، که بستر انتقال آن است. او از اینجا دفاع میکند که نمیتوان تنها به کتاب مقدس اکتفا کرد و سنت را نادیده گرفت. چرا که همین سنت بود که کتاب را نگه داشت، تفسیری به آن بخشید، و آن را به ما رساند. بدون جامعهٔ مؤمنان، بدون اجماع روحالقدس در تاریخ، آنچه میماند صرفاً کلماتی روی کاغذ است.
و این بازگشت به سنت، بهقول خودش، بهسادگی توسط همقطاران لیبرال او نادیده گرفته نمیشود؛ برخی او را «خطرناک» میخوانند، چرا که از ارتدکسی، از توبه، از تثلیث، از کفاره سخن میگوید—چیزهایی که در دانشگاههای لیبرال، بیشتر یادگارانی از دوران باستان شمرده میشوند تا مفاهیم زنده.
اما پیام اصلی اودن روشن است: ما در دورانی هستیم که مدرنیته نهتنها فروپاشیده، بلکه در حال رقم زدن فضای پسامدرن است. پسامدرن، آنگونه که او تعریف میکند، نه پذیرش بیچونوچرای آخرین نظریهها، بلکه وقوفیست تلخ و شریف به شکست مدرنیته. در این فضا، ایمان دوباره به سخن درمیآید؛ سنت دوباره معنا مییابد؛ و خدا، نه بهعنوان مفهوم، بلکه بهمثابهٔ حضور، به قلب انسان بازمیگردد.
اودن، با چرخشی شگفت، به جایی میرسد که دعا میکند تا «انجیلی» شود—نه در معنای حزبی آن، بلکه در معنای کسی که زندگیاش را بر اساس مژدهٔ نجات در عیسی مسیح تنظیم کرده است. او، در آشتی دادن پیتیسم با سنت، روانکاوی با روحالقدس، عقل با مکاشفه، راهی را پیشنهاد میدهد که نهتنها برای مسیحیان غربی، بلکه برای هر اندیشمند دینداری که در جهان مدرن سرگردان است، میتواند آغاز دوبارهای باشد.
https://www.christianitytoday.com/2011/10/back-fathers/
@PhilosophyHistoryPolitics
Christianity Today
Back to the Fathers - Christianity Today
Every turn in Thomas Oden's theology took him further left, until he came face to face with Augustine and Wesley.
Forwarded from گارفیلد تیوی|GarfieldTV (گارفیلد)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه ۶ کلاسه پیدا نمیشه وقتی حرف میزنه به ایرانی بودنمون افتخار کنیم ؟
پروفسورتون رو بردارید بزارید دم کوزه هر چند ممکنه آب کوزه هم قطع شه !!!!!
✍️| #گارفیلد
『Join ☢️ @GarfieldTV 』
پروفسورتون رو بردارید بزارید دم کوزه هر چند ممکنه آب کوزه هم قطع شه !!!!!
✍️| #گارفیلد
『Join ☢️ @GarfieldTV 』
😭4
Forwarded from اهل بیت مدیا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
أَيْنَ الْمُرْتَجَى لِإِزَالَةِ الْجَوْرِ وَ الْعُدْوَان
كجاست آن اميد شده براى از بين بردن ستم و دشمنى؟
رسانه اهلبیتمدیا
@AhleBeytMedia
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭7
Forwarded from ساندیس میم | Sandis Meme
✨ پست ویژه و حیاتی ✨
اجرتون با سید الشهدا
50470614410132046219861977998946(به نام امیر رضا خیری / روش بزنید کپی میشه)
@NimaQcy
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
Forwarded from ساندیس میم | Sandis Meme
ساندیس میم | Sandis Meme
رفقای عزیز که همیشه دست موارد مارو گرفتید این مورد به شدتتت نیازمنده لطفا اگه در توانتون هست بالاغیرتا برای این مورد سنگ تموم بزارید هیچ منبع درامدی ندارن و امیدشون بعد از خدا شمایید هرچقدر که میتونید دستشونو بگیرید ❤️❤️
Forwarded from منطقه جهاد کبیر_The Great Jihad zone (ДунеКнигхт)
الإعلام الحربي اليمني | M M Y
بيان القوات المسلحة اليمنية بشأن استهداف هدفين عسكريين للعدو الإسرائيلي في منطقة يافا المحتلة وذلك بطائرتين مسيرتين نوع "يافا" - 11 أبريل 2025م www.mmy.ye/341927 #معركة_الفتح_الموعود_والجهاد_المقدس
تنها پرچم مستحکم اسلام در زمانه ما
❤16🔥3
Forwarded from خاورمیانه آرام / اخبار جنگ و مذاکرات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴جواب مسعودلندر در مورد قطعی آب:
به من چه مربوطه؟ مگه من قطعش کردم؟
من چیکاره بودم؟ برید یقه اونی که کرده رو بگیرید:))))
ذاتت بسوزه
🇮🇷#Alisam
🔹 @khavarmiyanearam 🔹
به من چه مربوطه؟ مگه من قطعش کردم؟
من چیکاره بودم؟ برید یقه اونی که کرده رو بگیرید:))))
ذاتت بسوزه
🇮🇷#Alisam
🔹 @khavarmiyanearam 🔹
علیرضا اکبری، اعدامی متهم به جاسوسی برای انگلیس، ۱۱ تیر ۱۳۹۶: "تا زمانیکه آقای علی لاریجانی، برای مدتی کمتر از دوسال، در دبیرخانه شورایعالی حاضر بود، روال معمول امور، با زحمت و تلاش بسیار، تا حدودی حفظ شده بود. اما، طولی نکشید که، آن دولت [احمدینژاد]، مختصر نیروهای فکور و اندیشمند و مجرب را نیز در آن تشکیلات، تحمل نکرد و شد، آنچه شد."
@RAHMAATISM
@RAHMAATISM
👍4👎1