This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و اما باز هم، #ایران✌🏻
کاری از احمدرضا غلامی | طراح گرافیک
🔗 برگهٔ اینستاگرام خالق
#وضعیت_امروز_جامعه_ما
@Jaryaann
کاری از احمدرضا غلامی | طراح گرافیک
🔗 برگهٔ اینستاگرام خالق
#وضعیت_امروز_جامعه_ما
@Jaryaann
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بله #ایران ارث پدر ماست.✌️
پاینده ایران💚🤍❤️
کاری از زر مطهری (مستندساز)
🔗 برگۀ اینستاگرام خالق
#ایراندوستی #کودکان_ایرانی
#ایران_برای_همه_ایرانیان
@Jaryaann
پاینده ایران💚🤍❤️
کاری از زر مطهری (مستندساز)
🔗 برگۀ اینستاگرام خالق
#ایراندوستی #کودکان_ایرانی
#ایران_برای_همه_ایرانیان
@Jaryaann
⭕️ ریشهٔ خشم نسبت به نظر متفاوت
#روانشناسی #سیاست
✍🏼 مریم امیدقائمی (رواندرمانگر)
🔗 برگهٔ اینستاگرام نویسنده قائم
#خشم #رواداری #دگرپذیری
#وضعیت_امروز_جامعه_ما
@Jaryaann
#روانشناسی #سیاست
✍🏼 مریم امیدقائمی (رواندرمانگر)
🔗 برگهٔ اینستاگرام نویسنده قائم
#خشم #رواداری #دگرپذیری
#وضعیت_امروز_جامعه_ما
@Jaryaann
زندگی واقعا ارزشش رو داره
رها
✨ این پیام شنیداری #رها_بهلولیپور برای دوستش در حال راه رفتن در ازدحام شهر که نشان از ذهنی متمرکز، تیزبین و فلسفی و زبانی، گویا و روان دارد و این سخنان شورانگیز در ستایش #زندگی و به رسمیت شناختن احساساتی مانند ترس را که میشنوی و این روشنبینی و پختگی در عین جوانی و شور همراه با خرد را که در او مییابی، درست همان زمان که بابت کشتهشدن چنین سرمایههای ارزشمندی، تاریکی، ذهن و روانت را میگیرد، از تصور وجود این #نسل_نو در کشور، نوری به دلت میتابد و به آیندهٔ این سرزمین بیش از پیش امیدوار میشوی.
به قول مهدی سلیمانیه، در وصف این پیام صوتی:
چشمهایتان را ببندید و به این کلمات سحرانگیزِ یکی از میلیونها نوجوان و جوانی که هر روزه از کنارمان رد میشوند و به معنی واقعی کلمه، نمیشناسیمشان، گوش دهید و به روشنی آینده، دست بکشید... ما، در دل این ظلمت، پیش رفتهایم.
رها، دانشجوی ۲۳ ساله رشته زبان و ادبیات ایتالیایی دانشگاه تهران پنجشنبه ۱۸ #دیماه_خونین کشته شد و هنگامی که خانواده پیکرش را تحویل گرفتند در کیف او سه کتاب بود. کانال تلگرام او سرشار از عشق به زندگی، کتاب و موسیقی بود.
🔗 منبع صدا
#روشنا
@Jaryaann
به قول مهدی سلیمانیه، در وصف این پیام صوتی:
چشمهایتان را ببندید و به این کلمات سحرانگیزِ یکی از میلیونها نوجوان و جوانی که هر روزه از کنارمان رد میشوند و به معنی واقعی کلمه، نمیشناسیمشان، گوش دهید و به روشنی آینده، دست بکشید... ما، در دل این ظلمت، پیش رفتهایم.
رها، دانشجوی ۲۳ ساله رشته زبان و ادبیات ایتالیایی دانشگاه تهران پنجشنبه ۱۸ #دیماه_خونین کشته شد و هنگامی که خانواده پیکرش را تحویل گرفتند در کیف او سه کتاب بود. کانال تلگرام او سرشار از عشق به زندگی، کتاب و موسیقی بود.
🔗 منبع صدا
#روشنا
@Jaryaann
ایران
آه ای ایران، مبادا نابهسامانت ببینم
جان جانانی، مبادا درد در جانت ببینم
جان جانانی، مبادا درد در جانت ببینم
در مصاف گرگهای تیزدندانت ببینم
رستم دستان عصری، هفتخوانت را بنازم
تا قیامت در پناه شیر یزدانت ببینم
وای اگر داغ پسر بر سینهٔ مادر نشیند
وای اگر خون جوان را بر خیابانت ببینم
داغ پیشانی مبادا داغ دل را تازه سازد
وای اگر بر سفرهٔ سالوس مهمانت ببینم
وای اگر در کوزهات زهر زر و تزویر باشد
چشم شیخ و شاب را بر پارهٔ نانت ببینم
خاتم فیروزهٔ صبح نشابوری و باید
تا جهان باشد، بر انگشت سلیمانت ببینم
جاشوان بندرت را ناخدا خورشید یابم
کوزههای سبزه را بر بام گیلانت ببینم
در خلیج فارس، مستیها کنم با زورق ماه
رویش خورشیدها را در خراسانت ببینم
«غنچگیهایت نصیب دیدهٔ بیدل مبادا
چشم آن دارم که تا بینم، گلستانت ببینم»
✍🏼 #محمدکاظم_کاظمی
مشهد، بهمن ۱۴۰۴
این شعر سرشار از #ایراندوستی را محمّدکاظم کاظمی (زادهٔ ۱۳۴۶، هرات) شاعر و نویسندهٔ افغانستانیتبار و عضو گروه علمی برونمرزی فرهنگستان زبان و ادب فارسی پس از #دیماه_خونین سروده و همراه این یادداشت در کانال تلگرام خود همرسانی کرده است:
#ریشههای_مشترک
@Jaryaann
آه ای ایران، مبادا نابهسامانت ببینم
جان جانانی، مبادا درد در جانت ببینم
جان جانانی، مبادا درد در جانت ببینم
در مصاف گرگهای تیزدندانت ببینم
رستم دستان عصری، هفتخوانت را بنازم
تا قیامت در پناه شیر یزدانت ببینم
وای اگر داغ پسر بر سینهٔ مادر نشیند
وای اگر خون جوان را بر خیابانت ببینم
داغ پیشانی مبادا داغ دل را تازه سازد
وای اگر بر سفرهٔ سالوس مهمانت ببینم
وای اگر در کوزهات زهر زر و تزویر باشد
چشم شیخ و شاب را بر پارهٔ نانت ببینم
خاتم فیروزهٔ صبح نشابوری و باید
تا جهان باشد، بر انگشت سلیمانت ببینم
جاشوان بندرت را ناخدا خورشید یابم
کوزههای سبزه را بر بام گیلانت ببینم
در خلیج فارس، مستیها کنم با زورق ماه
رویش خورشیدها را در خراسانت ببینم
«غنچگیهایت نصیب دیدهٔ بیدل مبادا
چشم آن دارم که تا بینم، گلستانت ببینم»
✍🏼 #محمدکاظم_کاظمی
مشهد، بهمن ۱۴۰۴
این شعر سرشار از #ایراندوستی را محمّدکاظم کاظمی (زادهٔ ۱۳۴۶، هرات) شاعر و نویسندهٔ افغانستانیتبار و عضو گروه علمی برونمرزی فرهنگستان زبان و ادب فارسی پس از #دیماه_خونین سروده و همراه این یادداشت در کانال تلگرام خود همرسانی کرده است:
این شعر برای ایران عزیز و مردم آن است. از منظر من، صرف نظر از همه امور، این ادای دینی کوچک است نسبت به این ملت نجیب و این پارهٔ تن تمدن بزرگ فارسی. گفتنی است که بیت آخر، تضمینی است از غزلی از بیدل.
#ریشههای_مشترک
@Jaryaann
❗مردم خشمگیناند.
این خشم نشانهٔ حساسیت اخلاقی ایرانیان نسبت به جان هموطنانشان و خونهای ریختهشده در #دیماه_خونین ۱۴۰۴ و گواه زنده بودن مردم و استواری مفهوم «ملت ایران» است. احساسات برانگیختهٔ ایرانیان مهاجر و جوش و خروش آنان نیز نشان داد از دلبستگیشان به میهن ذرهای کاسته نشده است.
اما همزمان مردم در مواجهه با این فاجعه، احساس ناتوانی و درماندگی میکنند و نسبت به آینده به شدت نگرانند. خشم از بیداد اگر همراه با استیصال، سلب عاملیت و سرخوردگی شود و امکان دادخواهی نیابد، منجر به انباشت نفرت و کینه میشود و خشم همراه با اضطراب، اندیشیدن را دشوار میسازد. چنین شرایطی بستر مناسبی برای دستکاری اذهان و هدایت عواطف میسازد. اینجاست که پدیدهٔ «جابجایی خشم» (و اینجا جابجا کردن خشم) رخ میدهد. خشم سرگردانی که نمیتواند با منشاء بیداد مقابله کند، دمدستترین و بیهزینهترین افراد را نشانه میرود و حس کاذب عاملیت و دادخواهی میدهد و درست پس از فاجعهای که بزرگترین درد مشترکمان را تجربه میکنیم و احساس ناامنی و بیپناهی به اوج رسیده و بیشترین نیاز به همبستگی و همدلی را داریم، با تصور/توهم اینکه پیروزی، نزدیک و نیازمند تعیین تکلیف با اطرافیان است، به تنها سنگر همیشگیمان در بحرانها و فجایع (ما) میتازیم و با ایجاد شکافهای توهمی، آن را پارهپاره میکنیم. اینگونه، بیداد ابتدا جانها را میگیرد و میکشد، سپس روان ما را زخمی و آسیبپذیر میکند و بعد با انواع فریبکاریها، ما قربانیان را در برابر هم میگذارد و روح ما را با تقابلهای کاذب میکُشد و در نهایت هم همبستگی ما را میکُشد.
در چنین شرایطی، بزرگترین مقاومت، مراقبت از خود و اطرافیان، پیوندها و دوستیها، جامعه و «ما»ست؛ مای متکثری که اختلاف را انکار نمیکند اما آن را دستاویز کینتوزی، دشمنی و نفی نمیکند، هدف را گم نمیکند و همبستگی را میپاید، تا به اتکای آن شاید با وجود دستان بسته امکانی برای دادخواهی و رهایی بیافریند.
یادمان باشد در برابر فاجعه، ظرفیت روانی افراد یکسان نیست و در فضای امنیتی، محدودیتها و شرایط اشخاص متفاوت است. احساسات، ترسها، نگرانیها و پریشانیهای یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و بجای تحکم، تهدید، پرخاش و متهم کردن یکدیگر، بحثهای فرسایشی و بیحاصل، جدال با سایهها و افتادن به جان هم، توانمان را صرف فهم احساسات هم، امنیتبخشی به یکدیگر، باهماندیشی، پاسداشت یاد کشتهشدگان، یاری به بازداشتیها، مصدومان و خانوادهٔ قربانیان کنیم و در این بیکسی، پشت و پناه هم باشیم.
زنده باد ملت ایران، پاینده ایران!
✍🏼 #کاوه_گرایلی
🔗 برگهٔ اینستاگرام نویسنده
#خشم #دگرپذیری #مراقب_هم_باشیم
#وضعیت_امروز_جامعه_ما
@Jaryaann
این خشم نشانهٔ حساسیت اخلاقی ایرانیان نسبت به جان هموطنانشان و خونهای ریختهشده در #دیماه_خونین ۱۴۰۴ و گواه زنده بودن مردم و استواری مفهوم «ملت ایران» است. احساسات برانگیختهٔ ایرانیان مهاجر و جوش و خروش آنان نیز نشان داد از دلبستگیشان به میهن ذرهای کاسته نشده است.
اما همزمان مردم در مواجهه با این فاجعه، احساس ناتوانی و درماندگی میکنند و نسبت به آینده به شدت نگرانند. خشم از بیداد اگر همراه با استیصال، سلب عاملیت و سرخوردگی شود و امکان دادخواهی نیابد، منجر به انباشت نفرت و کینه میشود و خشم همراه با اضطراب، اندیشیدن را دشوار میسازد. چنین شرایطی بستر مناسبی برای دستکاری اذهان و هدایت عواطف میسازد. اینجاست که پدیدهٔ «جابجایی خشم» (و اینجا جابجا کردن خشم) رخ میدهد. خشم سرگردانی که نمیتواند با منشاء بیداد مقابله کند، دمدستترین و بیهزینهترین افراد را نشانه میرود و حس کاذب عاملیت و دادخواهی میدهد و درست پس از فاجعهای که بزرگترین درد مشترکمان را تجربه میکنیم و احساس ناامنی و بیپناهی به اوج رسیده و بیشترین نیاز به همبستگی و همدلی را داریم، با تصور/توهم اینکه پیروزی، نزدیک و نیازمند تعیین تکلیف با اطرافیان است، به تنها سنگر همیشگیمان در بحرانها و فجایع (ما) میتازیم و با ایجاد شکافهای توهمی، آن را پارهپاره میکنیم. اینگونه، بیداد ابتدا جانها را میگیرد و میکشد، سپس روان ما را زخمی و آسیبپذیر میکند و بعد با انواع فریبکاریها، ما قربانیان را در برابر هم میگذارد و روح ما را با تقابلهای کاذب میکُشد و در نهایت هم همبستگی ما را میکُشد.
در چنین شرایطی، بزرگترین مقاومت، مراقبت از خود و اطرافیان، پیوندها و دوستیها، جامعه و «ما»ست؛ مای متکثری که اختلاف را انکار نمیکند اما آن را دستاویز کینتوزی، دشمنی و نفی نمیکند، هدف را گم نمیکند و همبستگی را میپاید، تا به اتکای آن شاید با وجود دستان بسته امکانی برای دادخواهی و رهایی بیافریند.
یادمان باشد در برابر فاجعه، ظرفیت روانی افراد یکسان نیست و در فضای امنیتی، محدودیتها و شرایط اشخاص متفاوت است. احساسات، ترسها، نگرانیها و پریشانیهای یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و بجای تحکم، تهدید، پرخاش و متهم کردن یکدیگر، بحثهای فرسایشی و بیحاصل، جدال با سایهها و افتادن به جان هم، توانمان را صرف فهم احساسات هم، امنیتبخشی به یکدیگر، باهماندیشی، پاسداشت یاد کشتهشدگان، یاری به بازداشتیها، مصدومان و خانوادهٔ قربانیان کنیم و در این بیکسی، پشت و پناه هم باشیم.
زنده باد ملت ایران، پاینده ایران!
✍🏼 #کاوه_گرایلی
🔗 برگهٔ اینستاگرام نویسنده
#خشم #دگرپذیری #مراقب_هم_باشیم
#وضعیت_امروز_جامعه_ما
@Jaryaann
Telegram
.
🔘ساعت ٩:٣٨ دقیقه بامداد شنبه ٩ اسفند ١۴٠۴
صدای مهیبی در آسمان پایتخت
یادآور صداهای #جنگ_دوازدهروزه در گذشته
خبر از آیندهای نامعلوم میدهد
کمی بعد انفجار در مرکز تهران رخ داده
…
و حالا صداهای پیاپی انفجارهای بیشتر.
نمیدانیم چه میشود اما امیدواریم روزی نه چندان دور این سرزمین تاریخی و مردمان خوبش از اینهمه فشار و تعلیق و انواع ناامنی رهایی یابند و روی شادی و آرامش را ببیند که ما ایرانیان در تمام این سالها، زندگی را میخواستیم، صلح را و آزادی را.
پاینده ایران
#جنگ
@Jaryaann
صدای مهیبی در آسمان پایتخت
یادآور صداهای #جنگ_دوازدهروزه در گذشته
خبر از آیندهای نامعلوم میدهد
کمی بعد انفجار در مرکز تهران رخ داده
…
و حالا صداهای پیاپی انفجارهای بیشتر.
نمیدانیم چه میشود اما امیدواریم روزی نه چندان دور این سرزمین تاریخی و مردمان خوبش از اینهمه فشار و تعلیق و انواع ناامنی رهایی یابند و روی شادی و آرامش را ببیند که ما ایرانیان در تمام این سالها، زندگی را میخواستیم، صلح را و آزادی را.
پاینده ایران
#جنگ
@Jaryaann
Forwarded from پیام ما آنلاین
💠 رفتار درست هنگام حمله هوایی
با شنیدن آژیر یا انفجار:
🔹فوراً به محل امن بروید (فرصت: کمتر از ۶۰ ثانیه)
🔹از پنجرهها و دیوارهای بیرونی دوری کنید
روی زمین دراز بکشید و دهان را کمی باز نگه دارید.
🔹سر را با دست یا بالشت بپوشانید تا از ترکش محافظت شود.
اگر در فضای باز هستید:
🔹سریعاً نزدیکترین پناهگاه مستحکم را بیابید
در صورت عدم دسترسی، روی زمین دراز بکشید و سر خود را بپوشانید.
@payamema
با شنیدن آژیر یا انفجار:
🔹فوراً به محل امن بروید (فرصت: کمتر از ۶۰ ثانیه)
🔹از پنجرهها و دیوارهای بیرونی دوری کنید
روی زمین دراز بکشید و دهان را کمی باز نگه دارید.
🔹سر را با دست یا بالشت بپوشانید تا از ترکش محافظت شود.
اگر در فضای باز هستید:
🔹سریعاً نزدیکترین پناهگاه مستحکم را بیابید
در صورت عدم دسترسی، روی زمین دراز بکشید و سر خود را بپوشانید.
@payamema
▫️نوروز ۱۴۰۵ در حالی فرا میرسد که کشور سالی پرتلاطم و مصیبتبار را پشت سر گذاشته است؛ از #جنگ_دوازدهروزه و ماهها زندگی در تعلیق زیر سایهٔ تکرار دوبارهٔ جنگ تا تورم افسارگسیخته و فشار اقتصادی مهلک، از فاجعهٔ #دیماه_خونین تا اکنون که #جنگ_دوم سرانجام رخ داده است، جنگی پردامنهتر و پرهزینهتر با آیندهای نامشخص و در شرایطی که دسترسی شهروندان به اینترنت در کشور برای سومین بار در سال، قطع و عملاً بسیار دشوار و محدود شده است. (مجموعاً بیش از چهل روز در یک سال)
از آخرین فرستۀ کانال پس از شنیدن صدای جنگنده و انفجارهای اولیه، چشمانداز گنگ و مبهمی پیش رویمان بود و تصوری از چنین روزها و شرایط پیچیدهای نداشتیم و اکنون از داخل ایران، از سرزمینی غوطهور در آتش و دود و با فیلترشکنی که ممکن است هر آن قطع شود این کلمات را با بغضی امیدوارانه مینویسیم. چرا که #نوروز سنت و آیینی تاریخی و الهامبخش برای تسلیم نشدن در برابر سختیها و تاریکیها و پاسبانی از امید به آغازی دوباره است که به قول #فریدون_مشیری:
با یاد تمام کشتهشدگان در راه وطن در سال گذشته، امیدواریم در سال پیش رو، سایۀ جنگ، ویرانی، ناامنی و کشتار از سر کشور برداشته شود و زیبایی، راستی، خرد، دوستی و مهر بر زشتی، دروغ، جهل، دشمنی و نفرت چیره گردد و در پس تمام این گرفتاریها، با همت و مشارکت ایرانیان داخل و خارج از کشور، گشایشی در کار کشور باشد و شاهد ایرانی آزاد، آباد، یکپارچه، قدرتمند، مستقل و سرافراز در پهنۀ گیتی باشیم.
نوروز مبارک و پیروز!
@Jaryaann
از آخرین فرستۀ کانال پس از شنیدن صدای جنگنده و انفجارهای اولیه، چشمانداز گنگ و مبهمی پیش رویمان بود و تصوری از چنین روزها و شرایط پیچیدهای نداشتیم و اکنون از داخل ایران، از سرزمینی غوطهور در آتش و دود و با فیلترشکنی که ممکن است هر آن قطع شود این کلمات را با بغضی امیدوارانه مینویسیم. چرا که #نوروز سنت و آیینی تاریخی و الهامبخش برای تسلیم نشدن در برابر سختیها و تاریکیها و پاسبانی از امید به آغازی دوباره است که به قول #فریدون_مشیری:
با همین دیدگان اشکآلود
از همین روزن گشوده به دود
به پرستو، به گل، به سبزه درود
به شکوفه، به صبحدم، به نسیم
به بهاری که میرسد از راه
چند روز دگر به ساز و سرود
ما که دلهایمان زمستان است
ما که خورشیدمان نمیخندد
ما که باغ و بهارمان پژمرد
ما که پای امیدمان فرسود
ما که در پیش چشممان رقصید
این همه دود زیر چرخ کبود
[…]
پیش پای سحر بیفشان گل
سر راه صبا بسوزان عود
به پرستو، به گل، به سبزه درود
با یاد تمام کشتهشدگان در راه وطن در سال گذشته، امیدواریم در سال پیش رو، سایۀ جنگ، ویرانی، ناامنی و کشتار از سر کشور برداشته شود و زیبایی، راستی، خرد، دوستی و مهر بر زشتی، دروغ، جهل، دشمنی و نفرت چیره گردد و در پس تمام این گرفتاریها، با همت و مشارکت ایرانیان داخل و خارج از کشور، گشایشی در کار کشور باشد و شاهد ایرانی آزاد، آباد، یکپارچه، قدرتمند، مستقل و سرافراز در پهنۀ گیتی باشیم.
نوروز مبارک و پیروز!
@Jaryaann
Audio
🎶 تصنیف «تنیده یاد تو» (میهن ای میهن)
آواز: #محمدرضا_شجریان
آهنگساز: #محمدجلیل_عندلیبی
شعر: #ابوالقاسم_لاهوتی
#میهن #موسیقی #ایراندوستی
@Jaryaann
آواز: #محمدرضا_شجریان
آهنگساز: #محمدجلیل_عندلیبی
شعر: #ابوالقاسم_لاهوتی
#میهن #موسیقی #ایراندوستی
@Jaryaann
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خشونت، حتی وقتی با نیت نجات آغاز شود،
در نهایت زبان خودش را بازتولید میکند.
مسئله تعداد نیست؛
مسئله مشروعیت دادن به ابزار است.
وقتی برای متوقف کردن خون،
به همان منطق خون متوسل میشوی،
دیگر نجاتدهنده نیستی —
فقط حلقهای از همان چرخهای.
در جهانی که «درستِ مطلق» وجود ندارد،
هر انتخاب، بهایی دارد؛
و آن بها، همیشه نظری نیست…
گاهی نفس میکشد،
و بعد دیگر نفس نمیکشد.
این، تراژدیِ اخلاق در زمان بحران است.
🔗 منبع
در نهایت زبان خودش را بازتولید میکند.
مسئله تعداد نیست؛
مسئله مشروعیت دادن به ابزار است.
وقتی برای متوقف کردن خون،
به همان منطق خون متوسل میشوی،
دیگر نجاتدهنده نیستی —
فقط حلقهای از همان چرخهای.
در جهانی که «درستِ مطلق» وجود ندارد،
هر انتخاب، بهایی دارد؛
و آن بها، همیشه نظری نیست…
گاهی نفس میکشد،
و بعد دیگر نفس نمیکشد.
این، تراژدیِ اخلاق در زمان بحران است.
🔗 منبع
💠 نمادهای مقدس در ایران باستان
۱. نماد فَرِّ کیانی که به نماد فَرَوَهَر (به اوستایی: 𐬟𐬀𐬭𐬎𐬎𐬀𐬵𐬀𐬭𐬀) مشهور است. نشان پیکر بالداری است که در دیدگاه برخی باستانشناسان و ایرانشناسان بهنام نماد اهورامزدا معرفی شده است. نماد خورشید بالدار در فرهنگ خاورمیانه و در تمدن مصر، سوریه و آشور تاریخی طولانی دارد و نماد فروهر بازآفرینیای از آن است. نماد فروهر، نماد پادشاهی کشور ایران است. نامیدن این نماد به عنوان نماد فَرَوَهَر به سدهٔ نوزدهم میلادی برمیگردد.
#علیرضا_شاهپور_شهبازی، باستانشناس ایرانی در کتاب راهنمای مستند #تخت_جمشید این نماد را فر کیانی معرفی میکند و نام فَرَوَهَر را نامی نادرست برمیشمارد که به اشتباه رایج شده است.
۲. #شیر_و_خورشید از نمادهای ملی ایران است که تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بهصورت رسمی مورد استفاده بود. نشان شیر و خورشید ریشه در ستارهبینی دارد؛ به بیان دقیقتر، نمایانگر جایگاه خورشید در صورت فلکی شیر است.
۳. آذر یا آتش، ایزد آتش، نماد نظم راستین و فرزند اهورامزدا در آیین زرتشتی است و از یاوران ارته و هیشته است. او برای نیکی میجنگد و در اوستا از او با نام آترش نیز یاد شده است. در تقویم اوستایی روز نهم در هر ماه و ماه نهم در هر سال به نام این ایزد است که در ایران باستان هنگامی که روز نهم از ماه نهم هر سال فرا میرسید جشنی به نام آذرگان برپا میشد. در دین زرتشتی پنج آتش مینویی، پنج آتش آیینی و سه آتش اساطیری وجود دارد. آذر در نبردهایی که برای از بین بردن پلیدی انجام داده است در برابر اژیدهاک و اپوش قرار گرفته است و پیروز میدان بوده است.
۴. گاوِ ایوداد (به زبان اوستایی: gav-aēvō.dātā؛ به فارسی میانه: Gāw-ī ēwdād) در کیهانشناسی زرتشتی، نام نخستین گاو آفریده شده و یکی از شش آفرینش ازلی اهورا مزدا در جهان مادی (استومند)، و پدرِ اساطیریِ همه ستوران سودبخش است.
۵. #سیمرغ نام یک پرندهٔ اسطورهای-افسانهای ایرانی است. شاید بتوان سیمرغ را از مهمترین موجودات در ادبیات پارسی برشمرد. دانشمندان زیادی از دیرباز به این پرنده در اساطیر ایرانی و شباهتهای آن با مرغان دیگری همچون: شاهین، گرودای هندی، وارغن، کرشیفت، امرو و کمروی اوستایی، چمروش و کَمَک در ادبیات پهلوی، عنقای عربی، هما و ققنوس در ادب پارسی، فونیکس یونانی، انزوی اکدی و سیرنگ در ادبیات عامیانه پرداختهاند. او نقش مهمی در داستانهای شاهنامه دارد. کُنام (آشیانه) او کوه اسطورهای قاف است.
۶. درخت #سرو
۷. گیاه هوم
🔗 مجله اینترنتی باستانشناس
🔻 روی تصویر بزنید و ورق بزنید تا تمام تصاویر را با توضیحات ببینید.
#اسطوره #ایرانشناسی
@Jaryaann
۱. نماد فَرِّ کیانی که به نماد فَرَوَهَر (به اوستایی: 𐬟𐬀𐬭𐬎𐬎𐬀𐬵𐬀𐬭𐬀) مشهور است. نشان پیکر بالداری است که در دیدگاه برخی باستانشناسان و ایرانشناسان بهنام نماد اهورامزدا معرفی شده است. نماد خورشید بالدار در فرهنگ خاورمیانه و در تمدن مصر، سوریه و آشور تاریخی طولانی دارد و نماد فروهر بازآفرینیای از آن است. نماد فروهر، نماد پادشاهی کشور ایران است. نامیدن این نماد به عنوان نماد فَرَوَهَر به سدهٔ نوزدهم میلادی برمیگردد.
#علیرضا_شاهپور_شهبازی، باستانشناس ایرانی در کتاب راهنمای مستند #تخت_جمشید این نماد را فر کیانی معرفی میکند و نام فَرَوَهَر را نامی نادرست برمیشمارد که به اشتباه رایج شده است.
۲. #شیر_و_خورشید از نمادهای ملی ایران است که تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بهصورت رسمی مورد استفاده بود. نشان شیر و خورشید ریشه در ستارهبینی دارد؛ به بیان دقیقتر، نمایانگر جایگاه خورشید در صورت فلکی شیر است.
۳. آذر یا آتش، ایزد آتش، نماد نظم راستین و فرزند اهورامزدا در آیین زرتشتی است و از یاوران ارته و هیشته است. او برای نیکی میجنگد و در اوستا از او با نام آترش نیز یاد شده است. در تقویم اوستایی روز نهم در هر ماه و ماه نهم در هر سال به نام این ایزد است که در ایران باستان هنگامی که روز نهم از ماه نهم هر سال فرا میرسید جشنی به نام آذرگان برپا میشد. در دین زرتشتی پنج آتش مینویی، پنج آتش آیینی و سه آتش اساطیری وجود دارد. آذر در نبردهایی که برای از بین بردن پلیدی انجام داده است در برابر اژیدهاک و اپوش قرار گرفته است و پیروز میدان بوده است.
۴. گاوِ ایوداد (به زبان اوستایی: gav-aēvō.dātā؛ به فارسی میانه: Gāw-ī ēwdād) در کیهانشناسی زرتشتی، نام نخستین گاو آفریده شده و یکی از شش آفرینش ازلی اهورا مزدا در جهان مادی (استومند)، و پدرِ اساطیریِ همه ستوران سودبخش است.
۵. #سیمرغ نام یک پرندهٔ اسطورهای-افسانهای ایرانی است. شاید بتوان سیمرغ را از مهمترین موجودات در ادبیات پارسی برشمرد. دانشمندان زیادی از دیرباز به این پرنده در اساطیر ایرانی و شباهتهای آن با مرغان دیگری همچون: شاهین، گرودای هندی، وارغن، کرشیفت، امرو و کمروی اوستایی، چمروش و کَمَک در ادبیات پهلوی، عنقای عربی، هما و ققنوس در ادب پارسی، فونیکس یونانی، انزوی اکدی و سیرنگ در ادبیات عامیانه پرداختهاند. او نقش مهمی در داستانهای شاهنامه دارد. کُنام (آشیانه) او کوه اسطورهای قاف است.
۶. درخت #سرو
۷. گیاه هوم
🔗 مجله اینترنتی باستانشناس
🔻 روی تصویر بزنید و ورق بزنید تا تمام تصاویر را با توضیحات ببینید.
#اسطوره #ایرانشناسی
@Jaryaann
Telegram
.
بیش از هر چیز از چه متنفرید که نمیخواهید بار دیگر چشمتان بدان بیفتد؟
از شرارت، خاصه شرارت نسبت به حیوانات، و از آن بالاتر از شکنجه و کشتار که مظاهر اعلای شرارتاند. از جماعت اوباش، چه بهصورت فردیتی محض یا بهصورتی نمادین، خاصه اوباش سیاسی. از بیعدالتی، و از آن بدتر، از بیعدالتی که به نام عدالت روا میشود. از بردگی، زندان، ترس، فقر، و البته از مرگ...، سیاست، بیماری-خواه جسمی یا روحی-، خزندگان، زنگ تلفن در دیرگاه شب، یا سحرگاه...، اعدام، سخنرانیِ فیدل کاسترو...
چه چیزهایی را دوست دارید؟
زندگی، زندگی در یک دموکراسی، جزایر، توفانی استوایی را از دور تماشا کردن،...خانهام، ادبیات، تماشای یک فیلم قدیمی در تلوزیون. بالاتر از همه، بعضی لحظات خاص فیلمهای سینمایی: دیدن باران در یک فیلم، باران استوایی، اما بدون آنکه خرابی و نگرانی بهبار بیاورد. مرتعها و بیابانهای فیلمهای وسترن، گفتگوی سانچو با دون کیشوت، رؤیاها و رویاهای سینمایی، شعر انگلیسی شکسپیر، نثر شتابکار همینگوی، نثر عفیفنمای بورخس، روشناییهای شهر در بعضی نوشتههای فیتزجرالد، موسیقی باخ، بتهوون، و موتسارت. چند دهکده در جنوب اسپانیا، لندن، و البته خاطراتم از هاوانا.
▪️هفت صدا/ ترجمهٔ نازی عظیما/ انتشارات آگاه/ ۱۳۵۷.
(مصاحبه ریتا گیبرت با کابررا اینفانته( ۱۹۲۹–۲۰۰۵)، نویسندهٔ کوبایی)
🔗 منبع
#زندگی
@Jaryaann
از شرارت، خاصه شرارت نسبت به حیوانات، و از آن بالاتر از شکنجه و کشتار که مظاهر اعلای شرارتاند. از جماعت اوباش، چه بهصورت فردیتی محض یا بهصورتی نمادین، خاصه اوباش سیاسی. از بیعدالتی، و از آن بدتر، از بیعدالتی که به نام عدالت روا میشود. از بردگی، زندان، ترس، فقر، و البته از مرگ...، سیاست، بیماری-خواه جسمی یا روحی-، خزندگان، زنگ تلفن در دیرگاه شب، یا سحرگاه...، اعدام، سخنرانیِ فیدل کاسترو...
چه چیزهایی را دوست دارید؟
زندگی، زندگی در یک دموکراسی، جزایر، توفانی استوایی را از دور تماشا کردن،...خانهام، ادبیات، تماشای یک فیلم قدیمی در تلوزیون. بالاتر از همه، بعضی لحظات خاص فیلمهای سینمایی: دیدن باران در یک فیلم، باران استوایی، اما بدون آنکه خرابی و نگرانی بهبار بیاورد. مرتعها و بیابانهای فیلمهای وسترن، گفتگوی سانچو با دون کیشوت، رؤیاها و رویاهای سینمایی، شعر انگلیسی شکسپیر، نثر شتابکار همینگوی، نثر عفیفنمای بورخس، روشناییهای شهر در بعضی نوشتههای فیتزجرالد، موسیقی باخ، بتهوون، و موتسارت. چند دهکده در جنوب اسپانیا، لندن، و البته خاطراتم از هاوانا.
▪️هفت صدا/ ترجمهٔ نازی عظیما/ انتشارات آگاه/ ۱۳۵۷.
(مصاحبه ریتا گیبرت با کابررا اینفانته( ۱۹۲۹–۲۰۰۵)، نویسندهٔ کوبایی)
🔗 منبع
#زندگی
@Jaryaann
Telegram
از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی
بیش از هر چیز از چه متنفرید که نمیخواهید بار دیگر چشمتان بدان بیفتد؟
از شرارت، خاصه شرارت نسبت به حیوانات، و از آن بالاتر از شکنجه و کشتار که مظاهر اعلای شرارتاند. از جماعت اوباش، چه بهصورت فردیتی محض یا بهصورتی نمادین، خاصه اوباش سیاسی. از بیعدالتی،…
از شرارت، خاصه شرارت نسبت به حیوانات، و از آن بالاتر از شکنجه و کشتار که مظاهر اعلای شرارتاند. از جماعت اوباش، چه بهصورت فردیتی محض یا بهصورتی نمادین، خاصه اوباش سیاسی. از بیعدالتی،…