جریانـ
4.98K subscribers
2.15K photos
2.14K videos
49 files
2.73K links
♻️ جريانى براى گسترش
آگاهى، مسئولیت، همبستگی و شادى همگانی
با هدف مراقبت از ایران‌زمین، ایرانیان و فارسی‌زبانان
در پیوند با زمین و دیگرمردمان ♻️

جریانـ | رسانهٔ فرهنگ و جامعه

در «جريانـ» باشيد!

جریان در اینستاگرام:
https://instagram.com/jaryaann_
Download Telegram
#محمدعلی_اسلامی_ندوشن درباره ایران چه می‌گفت؟
(بازخوانی ایرانِ فرهنگی در روزگار آشوب)

✍🏼 #حمید_شاکری
🔗 برگهٔ اینستاگرام نویسنده
#ایده_ایران #ایران‌دوستی
@Jaryaann
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚫️ چه سیلابی که بر دریا گرفته.
تقدیم به تمامی جاویدنامان وطن

خواننده: رضا شریفیان از بوشهر
🔗 منبع
#موسیقی #سوگ #وضعیت_امروز_جامعه_ما
@Jaryaann
زندگی واقعا ارزشش رو داره
رها
این پیام شنیداری #رها_بهلولی‌پور برای دوستش در حال راه رفتن در ازدحام شهر که نشان از ذهنی متمرکز، تیزبین و فلسفی و زبانی، گویا و روان دارد و این سخنان شورانگیز در ستایش #زندگی و به رسمیت شناختن احساساتی مانند ترس را که می‌شنوی و این روشن‌بینی و پختگی در عین جوانی و شور همراه با خرد را که در او می‌یابی، درست همان زمان که بابت کشته‌شدن چنین سرمایه‌های ارزشمندی، تاریکی، ذهن و روانت را می‌گیرد، از تصور وجود این #نسل_نو در کشور، نوری به دلت می‌تابد و به آیندهٔ این سرزمین بیش از پیش امیدوار می‌شوی.

به قول مهدی سلیمانیه، در وصف این پیام صوتی:
چشم‌هایتان را ببندید و به این کلمات سحرانگیزِ یکی از میلیون‌ها نوجوان و جوانی که هر روزه از کنارمان رد می‌شوند و‌ به معنی واقعی کلمه، نمی‌شناسیم‌شان، گوش دهید و به روشنی آینده، دست بکشید... ما، در دل این ظلمت، پیش رفته‌ایم.

رها، دانشجوی ۲۳ ساله رشته زبان و ادبیات ایتالیایی دانشگاه تهران پنجشنبه ۱۸ #دی‌ماه_خونین کشته شد و هنگامی که خانواده پیکرش را تحویل گرفتند در کیف او سه کتاب بود. کانال تلگرام او سرشار از عشق به زندگی، کتاب و موسیقی بود.

🔗 منبع صدا
#روشنا
@Jaryaann
ایران

آه ای ایران، مبادا نابه‌سامانت ببینم
جان جانانی، مبادا درد در جانت ببینم

جان جانانی، مبادا درد در جانت ببینم
در مصاف گرگ‌های تیزدندانت ببینم

رستم دستان عصری، هفت‌خوانت را بنازم
تا قیامت در پناه شیر یزدانت ببینم

وای اگر داغ پسر بر سینهٔ مادر نشیند
وای اگر خون جوان را بر خیابانت ببینم

داغ پیشانی مبادا داغ دل را تازه سازد
وای اگر بر سفرهٔ سالوس مهمانت ببینم

وای اگر در کوزه‌ات زهر زر و تزویر باشد
چشم شیخ و شاب را بر پارهٔ نانت ببینم

خاتم فیروزهٔ صبح نشابوری و باید
تا جهان باشد، بر انگشت سلیمانت ببینم

جاشوان بندرت را ناخدا خورشید یابم
کوزه‌های سبزه را بر بام گیلانت ببینم

در خلیج فارس، مستی‌ها کنم با زورق ماه
رویش خورشیدها را در خراسانت ببینم

«غنچگی‌هایت نصیب دیدهٔ بیدل مبادا
چشم آن دارم که تا بینم، گلستانت ببینم»


✍🏼 #محمدکاظم_کاظمی
مشهد، بهمن ۱۴۰۴

این شعر سرشار از #ایران‌دوستی را محمّدکاظم کاظمی (زادهٔ ۱۳۴۶، هرات) شاعر و نویسندهٔ افغانستانی‌تبار و عضو گروه علمی برون‌مرزی فرهنگستان زبان و ادب فارسی پس از #دی‌ماه_خونین سروده و همراه این یادداشت در کانال تلگرام خود همرسانی کرده است:
این شعر برای ایران عزیز و مردم آن است. از منظر من، صرف نظر از همه امور، این ادای دینی کوچک است نسبت به این ملت نجیب و این پارهٔ تن تمدن بزرگ فارسی. گفتنی است که بیت آخر، تضمینی است از غزلی از بیدل.


#ریشه‌های_مشترک
@Jaryaann
مردم خشمگین‌اند.
این خشم نشانهٔ حساسیت اخلاقی ایرانیان نسبت به جان هم‌وطنان‌شان و خون‌های ریخته‌شده در #دی‌ماه_خونین ۱۴۰۴ و گواه زنده بودن مردم و استواری مفهوم «ملت ایران» است. احساسات برانگیختهٔ ایرانیان مهاجر و جوش و خروش آنان نیز نشان داد از دلبستگی‌شان به میهن‌ ذره‌ای کاسته نشده است.

اما همزمان مردم در مواجهه با این فاجعه، احساس ناتوانی و درماندگی می‌کنند و نسبت به آینده به شدت نگرانند. خشم از بیداد اگر همراه با استیصال، سلب عاملیت و سرخوردگی شود و امکان دادخواهی نیابد، منجر به انباشت نفرت و کینه می‌شود و خشم همراه با اضطراب، اندیشیدن را دشوار می‌سازد. چنین شرایطی بستر مناسبی برای دستکاری اذهان و هدایت عواطف می‌سازد. اینجاست که پدیدهٔ «جابجایی خشم» (و اینجا جابجا کردن خشم) رخ می‌دهد. خشم سرگردانی که نمی‌تواند با منشاء بیداد مقابله کند، دم‌دست‌ترین و بی‌هزینه‌ترین افراد را نشانه می‌رود و حس کاذب عاملیت و دادخواهی می‌دهد و درست پس از فاجعه‌ای که بزرگ‌ترین درد مشترک‌مان را تجربه می‌کنیم و احساس ناامنی و بی‌پناهی به اوج رسیده و بیشترین نیاز به همبستگی و همدلی را داریم، با تصور/توهم اینکه پیروزی، نزدیک و نیازمند تعیین تکلیف با اطرافیان است، به تنها سنگر همیشگی‌مان در بحران‌ها و فجایع (ما) می‌تازیم و با ایجاد شکاف‌های توهمی، آن را پاره‌پاره می‌کنیم. اینگونه، بیداد ابتدا جان‌‌ها را می‌گیرد و می‌کشد، سپس روان ما را زخمی و آسیب‌پذیر می‌کند و بعد با انواع فریبکاری‌ها، ما قربانیان را در برابر هم می‌گذارد و روح ما را با تقابل‌های کاذب می‌کُشد و در نهایت هم همبستگی ما را می‌کُشد.
در چنین شرایطی، بزرگ‌ترین مقاومت، مراقبت از خود و اطرافیان، پیوندها و دوستی‌ها، جامعه و «ما»ست؛‌ مای متکثری که اختلاف را انکار نمی‌کند اما آن را دستاویز کین‌توزی، دشمنی و نفی نمی‌کند، هدف را گم نمی‌کند و همبستگی را می‌پاید، تا به اتکای آن شاید با وجود دستان بسته امکانی برای دادخواهی و رهایی بیافریند.

یادمان باشد در برابر فاجعه، ظرفیت روانی افراد یکسان نیست و در فضای امنیتی، محدودیت‌ها و شرایط اشخاص متفاوت است. احساسات، ترس‌ها،‌ نگرانی‌ها و پریشانی‌های یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و بجای تحکم، تهدید، پرخاش و متهم کردن یکدیگر، بحث‌های فرسایشی و بی‌حاصل، جدال با سایه‌ها و افتادن به جان هم، توان‌مان را صرف فهم احساسات هم، امنیت‌بخشی به یکدیگر، باهم‌اندیشی، پاسداشت یاد کشته‌شدگان، یاری به بازداشتی‌ها، مصدومان و خانوادهٔ قربانیان کنیم و در این بی‌کسی، پشت و پناه هم باشیم.

زنده باد ملت ایران، پاینده ایران!

✍🏼 #کاوه_گرایلی
🔗 برگهٔ اینستاگرام نویسنده

#خشم #دگرپذیری #مراقب_هم_باشیم
#وضعیت_امروز_جامعه_ما

@Jaryaann
🔘ساعت ٩:٣٨ دقیقه بامداد شنبه ٩ اسفند ١۴٠۴
صدای مهیبی در آسمان پایتخت
یادآور صداهای #جنگ_دوازده‌روزه در گذشته
خبر از آینده‌ای نامعلوم می‌دهد

کمی بعد انفجار در مرکز تهران رخ داده

و حالا صداهای پیاپی انفجارهای بیشتر.

نمی‌دانیم چه می‌شود اما امیدواریم روزی نه چندان دور این سرزمین تاریخی و مردمان خوبش از این‌همه فشار و تعلیق و انواع ناامنی رهایی یابند و روی شادی و آرامش را ببیند که ما ایرانیان در تمام این سال‌ها، زندگی را می‌خواستیم، صلح را و آزادی را.

پاینده ایران
#جنگ
@Jaryaann