Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنانی که از سیدحسن نصرالله هنگام ورود پیکرش به ورزشگاه محل تشییع پخش شد رو به فارسی زیرنویس کردم.
از لحظات تاریخی و فراموش نشدنی برای بسیاری از ما.
از لحظات تاریخی و فراموش نشدنی برای بسیاری از ما.
«روایت صریح یکی از رهبران سیاسی حزب الله از جنگ 2024 لبنان»
سیدنواف موسوی از رهبران سیاسی حزب الله لبنان دوشنبه 13 اسفند در شبکه المیادین سخنان صریحی را درباره آنچه در جنگ با اسرائیل بر حزب الله گذشت بیان کرد. امری که با استقبال بسیاری از هواداران این حزب در پلتفرم ایکس همراه بود.
او ضرباتی که حزب الله طی این جنگ متحمل شد را بیش از اینکه همانند آنچه اسرائیلیها جلوه می دهند «نتیجه ذکاوت و برنامهریزی خارقالعاده اسرائیلیها» بداند، ناشی از کمکاریها و خطاهای غیرقابل درک حزب الله برشمرد و از این بابت همچنان شوکه به نظر میرسید و تاکید کرد که تحقیقات بر سر نفوذ تکنولوژیک و نفوذ انسانی در داخل حزب در جریان است.
گشودن جبهه لبنان علیه اسرائیل
نواف موسوی گشودن جبهه کمک به غزه توسط حزب الله یک روز پس از عملیات طوفان اقصی را التزام اخلاقی دبیرکل حزب برای یاری مردم غزه برشمرد اما اشاره کرد که سید حسن سعی کرده دو هدف کمک به غزه و محدود نگاه داشتن جبهه را همزمان دنبال کند و انتظار داشته است که گشودن این جبهه در کنار مقاومت غزه و فشارهای بینالمللی علیه کشتارها به عقبنشینی آمریکا و اسرائیل بر سر ادامه جنگ منجر شود اما توحش دولتهای غربی برای اجازه دادن به ادامه کشتار غیرمنتظره بوده است.
حمله تروریستی انفجار پیجرها
موسوی با اشاره به اینکه در حزب الله همواره دقیقترین تدابیر امنیتی انجام میشده و مثالهایی از شخص خودش هم در این مورد بیان کرد، از اینکه پیجرها بدون اینکه مورد بازرسی قرار بگیرند توزیع شدهاند ابراز تعجب کرد و گفت اصلا برای اولین بار این عماد مغنیه بود که تاکتیک بمبگذاری پیجر و وسایل ارتباطی را علیه نظامیان اسرائیلی به کار برد و از این رو همچنان برایش غریب بود که چطور حزب از این ناحیه ضربه خورده است.
ترور سیدحسن نصرالله و دیگر فرماندهان مقاومت
وی بیان داشت در زمانی که سیدحسن ترور شد اصلا تصور نمیکرده و همچنان حیرتزده است که ایشان در ضاحیه حضور داشته باشد چرا که حزب به خوبی میدانست ضاحیه با مساحت کوچکی که دارد کاملا زیر اشراف اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل است در حدی که آنها از ساکنان هر آپارتمان اطلاعات کاملی دارند.
همچنین برای او غیرقابل باور بود که پس از ترور سیدحسن، صفیالدین دبیرکل بعدی ضاحیه را ترک نکرده باشد و تصمیمات اشتباه تیم حفاظت را باعث این ترور برشمرد. او با اشاره به اینکه در جنگ 2006 شخص عماد مغنیه مسئولیت حفاظت از سیدحسن نصرالله را بر عهده داشته و در آن مدت پیوسته در حال جابجایی او بوده گفت معتقد است این اشباهات امنیتی، هزینهای است که مقاومت لبنان بابت از دست دادن فرماندهان اسطورهای حزب الله همچون عماد مغنیه و مصطفی بدرالدین پرداخته است.
https://www.youtube.com/watch?v=HU1PguUNtdk
سیدنواف موسوی از رهبران سیاسی حزب الله لبنان دوشنبه 13 اسفند در شبکه المیادین سخنان صریحی را درباره آنچه در جنگ با اسرائیل بر حزب الله گذشت بیان کرد. امری که با استقبال بسیاری از هواداران این حزب در پلتفرم ایکس همراه بود.
او ضرباتی که حزب الله طی این جنگ متحمل شد را بیش از اینکه همانند آنچه اسرائیلیها جلوه می دهند «نتیجه ذکاوت و برنامهریزی خارقالعاده اسرائیلیها» بداند، ناشی از کمکاریها و خطاهای غیرقابل درک حزب الله برشمرد و از این بابت همچنان شوکه به نظر میرسید و تاکید کرد که تحقیقات بر سر نفوذ تکنولوژیک و نفوذ انسانی در داخل حزب در جریان است.
گشودن جبهه لبنان علیه اسرائیل
نواف موسوی گشودن جبهه کمک به غزه توسط حزب الله یک روز پس از عملیات طوفان اقصی را التزام اخلاقی دبیرکل حزب برای یاری مردم غزه برشمرد اما اشاره کرد که سید حسن سعی کرده دو هدف کمک به غزه و محدود نگاه داشتن جبهه را همزمان دنبال کند و انتظار داشته است که گشودن این جبهه در کنار مقاومت غزه و فشارهای بینالمللی علیه کشتارها به عقبنشینی آمریکا و اسرائیل بر سر ادامه جنگ منجر شود اما توحش دولتهای غربی برای اجازه دادن به ادامه کشتار غیرمنتظره بوده است.
حمله تروریستی انفجار پیجرها
موسوی با اشاره به اینکه در حزب الله همواره دقیقترین تدابیر امنیتی انجام میشده و مثالهایی از شخص خودش هم در این مورد بیان کرد، از اینکه پیجرها بدون اینکه مورد بازرسی قرار بگیرند توزیع شدهاند ابراز تعجب کرد و گفت اصلا برای اولین بار این عماد مغنیه بود که تاکتیک بمبگذاری پیجر و وسایل ارتباطی را علیه نظامیان اسرائیلی به کار برد و از این رو همچنان برایش غریب بود که چطور حزب از این ناحیه ضربه خورده است.
ترور سیدحسن نصرالله و دیگر فرماندهان مقاومت
وی بیان داشت در زمانی که سیدحسن ترور شد اصلا تصور نمیکرده و همچنان حیرتزده است که ایشان در ضاحیه حضور داشته باشد چرا که حزب به خوبی میدانست ضاحیه با مساحت کوچکی که دارد کاملا زیر اشراف اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل است در حدی که آنها از ساکنان هر آپارتمان اطلاعات کاملی دارند.
همچنین برای او غیرقابل باور بود که پس از ترور سیدحسن، صفیالدین دبیرکل بعدی ضاحیه را ترک نکرده باشد و تصمیمات اشتباه تیم حفاظت را باعث این ترور برشمرد. او با اشاره به اینکه در جنگ 2006 شخص عماد مغنیه مسئولیت حفاظت از سیدحسن نصرالله را بر عهده داشته و در آن مدت پیوسته در حال جابجایی او بوده گفت معتقد است این اشباهات امنیتی، هزینهای است که مقاومت لبنان بابت از دست دادن فرماندهان اسطورهای حزب الله همچون عماد مغنیه و مصطفی بدرالدین پرداخته است.
https://www.youtube.com/watch?v=HU1PguUNtdk
YouTube
نقاش | نواف الموسوي - مسؤول ملف الموارد والحدود في حزب الله | 2025-03-03
مسؤول ملف الموارد والحدود في حزب الله، نواف الموسوي، يتحدث إلى الميادين عما تعرّض إليه الحزب خلال الحرب الإسرائيلية على لبنان، ودور الولايات المتحدة فيه، متطرقاً إلى أولويات الحزب، وعلى رأسها إعادة الإعمار.
الشخصيات المشاركة: نواف الموسوي - مسؤول ملف الموارد…
الشخصيات المشاركة: نواف الموسوي - مسؤول ملف الموارد…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جولانی در سخنرانیای پس از اینکه در سوریه به قدرت رسید برای تحقیر شیعیان گفت ما ملتی هستیم که سینهزنی بلد نیستیم بلکه اهل کار و عملیم. در شب اول محرم 1404 در هیات «شاعران و مداحان نجف اشرف»، با توجه به جنگ اخیر ایران و اسرائیل؛ به این سخن جولانی پاسخی در خور داده شده است.
از بازماندههای وطن (بخش اول)
عامر محسن-روزنامه لبنانی الاخبار-5 آگوست 2025 | یکی از مسائلی که همواره در زمینه بحث سیاست داخلی خوره روحم بوده، این ایدهست که در سطح لبنانی، ملی و مردمی؛ سلاح مقاومت مسالهای مناقشه برانگیز در کشور نبوده است، اما آن را چنین کردند. منظورم این است که تمام مشکلات واقعی در لبنان ارتباطی به سلاح مقاومت ندارد: دولت درمانده، فروپاشی مالی، سهمخواهی، فرقهگرایی، ستم اجتماعی و..
علت منطقی و عقلانیای برای اینکه سلاح مقاومت مساله مورد اختلاف و منازعه در سطح مردم بشود وجود نداشته، اما آن را چنین کردند. علت آن طبعا ساده است: آمریکا واسرائیل این مقاومت را هدف اولشان قرار دادند و تمام طبقه سیاسی لبنان و به همراه آنها اغلب جامعه مدنی و فعالانش را بسیج کردند تا سلاح مقاومت تنها مساله آنها شود.
بلکه کاملا بر عکس همچنان که زیاد رحبانی (آهنگساز لبنانی 1956-2025) میگوید، اگر خوبیای در این کشور باشد، دستاوردی حقیقی در تاریخش، تجربهای جمعی که بتوان بر مبنای آن هویت ملی را بنا کرد؛ آن تاریخ طولانی ما در مقاومت علیه اشغالگران اسرائیلی است. اما همه این طبعا پشت سر ما قرار گرفته است و باور دارم زمانی که آنها به مقاومت خیانت کردند، تنها به پروژهای سیاسی آتش نگشودند بلکه به موجودیت لبنان و پایهها و آیندهاش شلیک کردند. از این رو ما خودمان را در ساختاری متزلزل مییابیم که مردمش به یکدیگر اعتماد ندارند، سنت مشترکی بینشان نیست و حتی نمیدانیم چه مدت دیگر برپا خواهد بود.
مساله این است که زیست سیاسی لبنان در دو دهه گذشته چیزی نبوده جز جنگ سیاسی درازدامن علیه مقاومت و نسل کاملی از سیاستمداران و نخبگان در این مکتب تربیت شده و رشد کردند و درکشان شکل گرفته است. این سالها جامعه لبنان را زیر و رو کرد و اولویتها و فرهنگش را ویران ساخت و بدترین و پلیدترین شخصیتها را از میانمان برکشید و بینمان کینه پدید آورد.
عامر محسن-روزنامه لبنانی الاخبار-5 آگوست 2025 | یکی از مسائلی که همواره در زمینه بحث سیاست داخلی خوره روحم بوده، این ایدهست که در سطح لبنانی، ملی و مردمی؛ سلاح مقاومت مسالهای مناقشه برانگیز در کشور نبوده است، اما آن را چنین کردند. منظورم این است که تمام مشکلات واقعی در لبنان ارتباطی به سلاح مقاومت ندارد: دولت درمانده، فروپاشی مالی، سهمخواهی، فرقهگرایی، ستم اجتماعی و..
علت منطقی و عقلانیای برای اینکه سلاح مقاومت مساله مورد اختلاف و منازعه در سطح مردم بشود وجود نداشته، اما آن را چنین کردند. علت آن طبعا ساده است: آمریکا واسرائیل این مقاومت را هدف اولشان قرار دادند و تمام طبقه سیاسی لبنان و به همراه آنها اغلب جامعه مدنی و فعالانش را بسیج کردند تا سلاح مقاومت تنها مساله آنها شود.
بلکه کاملا بر عکس همچنان که زیاد رحبانی (آهنگساز لبنانی 1956-2025) میگوید، اگر خوبیای در این کشور باشد، دستاوردی حقیقی در تاریخش، تجربهای جمعی که بتوان بر مبنای آن هویت ملی را بنا کرد؛ آن تاریخ طولانی ما در مقاومت علیه اشغالگران اسرائیلی است. اما همه این طبعا پشت سر ما قرار گرفته است و باور دارم زمانی که آنها به مقاومت خیانت کردند، تنها به پروژهای سیاسی آتش نگشودند بلکه به موجودیت لبنان و پایهها و آیندهاش شلیک کردند. از این رو ما خودمان را در ساختاری متزلزل مییابیم که مردمش به یکدیگر اعتماد ندارند، سنت مشترکی بینشان نیست و حتی نمیدانیم چه مدت دیگر برپا خواهد بود.
مساله این است که زیست سیاسی لبنان در دو دهه گذشته چیزی نبوده جز جنگ سیاسی درازدامن علیه مقاومت و نسل کاملی از سیاستمداران و نخبگان در این مکتب تربیت شده و رشد کردند و درکشان شکل گرفته است. این سالها جامعه لبنان را زیر و رو کرد و اولویتها و فرهنگش را ویران ساخت و بدترین و پلیدترین شخصیتها را از میانمان برکشید و بینمان کینه پدید آورد.
از بازمانده های وطن-بخش دوم
عامر محسن- الاخبار| به یاد می آورم که چند سال پیش برای تشرینیها (جنبش اعتراضی اکتبر 2019 لبنان) نوشتم که به نظر میرسد آنها از قواعد «بازی سیاسی» مقاومت در لبنان درکی ندارند. حزب الله در سیاست برای دستیابی به کرسیهای وزارت نمیجنگد. معادله به این شکل نیست. آنها خودشان را در میانه نبردی مستقیم با آمریکا و اسرائیل یافتند و هزینه ضعف و شکست برای آنها چنین نیست که از دولت بیرون بمانند یا درانتخابات شکست بخورند بلکه هزینهاش کشته شدن رهبران، نیروها و خانوادههایشان و اسارت است و تحت اشغال قرار گرفتن کشور.
برای آنها این معنای «سیاست» است. اما اکنون که هر آنچه شد، شده است؛ چیزی ندارم جز اینکه به تشرینیها درود بفرستم! (و بگویم) ببینند که دوستانشان در «انقلاب 2019» (که وارد مجلس شدند) اکنون در چه حالند. ما باید در کنار یکدیگر با واقعیت جدید دست وپنجه نرم کنیم. امروز دو احتمال برابر ما وجود دارد: یا اینکه جنگی در بگیرد و امری نیست که اختیار آن دست ما باشد، اگر آنها (اسرائیل) تصمیم به تکمیل جنگ علیه لبنان بگیرند و این پروژه آنهاست، آنها در هر حالتی این اقدام را انجام میدهند. گزینه جایگزین در اینجا «صلح آمیز» نیست، بلکه جنگی از گونه دیگر است، در کشوری درمانده که فقط به این دلیل یکپارچه مانده که تا این لحظه اراده بینالمللی خواهان ادامه این یکپارچگی است.
برخی میگویند که اوضاع به بدی سال 1982 (اشغال لبنان به دست اسرائیل) نیست و من میگویم بلکه وضع ما بسیار بدتر از 1982 است و دشمنان ما قدرتمندتر و بانفوذترند و بین ما مردانی که آن روزها حضور داشتند نیستند. و درمیان این وضعیت باید به روشی جدید و زبانی جدید فکر کنیم و آن چه که میتوان نجات داد را نجات دهیم و دفاع کردن را فرابگیریم. آیا طبیعی و بلکه منطقی و قابل انتظار نبود که زیاد (رحبانی) در چنین روزهایی از دنیا برود؟
عامر محسن- الاخبار| به یاد می آورم که چند سال پیش برای تشرینیها (جنبش اعتراضی اکتبر 2019 لبنان) نوشتم که به نظر میرسد آنها از قواعد «بازی سیاسی» مقاومت در لبنان درکی ندارند. حزب الله در سیاست برای دستیابی به کرسیهای وزارت نمیجنگد. معادله به این شکل نیست. آنها خودشان را در میانه نبردی مستقیم با آمریکا و اسرائیل یافتند و هزینه ضعف و شکست برای آنها چنین نیست که از دولت بیرون بمانند یا درانتخابات شکست بخورند بلکه هزینهاش کشته شدن رهبران، نیروها و خانوادههایشان و اسارت است و تحت اشغال قرار گرفتن کشور.
برای آنها این معنای «سیاست» است. اما اکنون که هر آنچه شد، شده است؛ چیزی ندارم جز اینکه به تشرینیها درود بفرستم! (و بگویم) ببینند که دوستانشان در «انقلاب 2019» (که وارد مجلس شدند) اکنون در چه حالند. ما باید در کنار یکدیگر با واقعیت جدید دست وپنجه نرم کنیم. امروز دو احتمال برابر ما وجود دارد: یا اینکه جنگی در بگیرد و امری نیست که اختیار آن دست ما باشد، اگر آنها (اسرائیل) تصمیم به تکمیل جنگ علیه لبنان بگیرند و این پروژه آنهاست، آنها در هر حالتی این اقدام را انجام میدهند. گزینه جایگزین در اینجا «صلح آمیز» نیست، بلکه جنگی از گونه دیگر است، در کشوری درمانده که فقط به این دلیل یکپارچه مانده که تا این لحظه اراده بینالمللی خواهان ادامه این یکپارچگی است.
برخی میگویند که اوضاع به بدی سال 1982 (اشغال لبنان به دست اسرائیل) نیست و من میگویم بلکه وضع ما بسیار بدتر از 1982 است و دشمنان ما قدرتمندتر و بانفوذترند و بین ما مردانی که آن روزها حضور داشتند نیستند. و درمیان این وضعیت باید به روشی جدید و زبانی جدید فکر کنیم و آن چه که میتوان نجات داد را نجات دهیم و دفاع کردن را فرابگیریم. آیا طبیعی و بلکه منطقی و قابل انتظار نبود که زیاد (رحبانی) در چنین روزهایی از دنیا برود؟
از بازماندههای وطن- بخش سوم
عامر محسن-الاخبار
وطن و دولت
مانند همیشه، علاقه دارم که براي خوانندگان غیر لبنانی نگاهی گذرا به کشوری که در آن زندگی میکنیم و معنای امور غریب آن داشته باشم. شما لابد از فروپاشی مالی عظیمی که چند سال است درگیر آن هستیم چیزی شنیدهاید اما به احتمال زیاد از آنچه که بعدش رخ داد بیخبرید.
امری که در تاریخ بیسابقه است، بخش بانکی به طور کامل ورشکسته شد و دهها میلیارد دلار بابت سپردهها به مردم بدهکار است اما همچنان به طور کامل قدرت مالی و سیاسی خود را حفظ کرده است. مساله فقط این نیست که بانکهای ورشکسته منحل نشدند، صاحبان آنها به زندان نیفتادند، همچنان به فعالیت بانکی مشغولند و بر بخش مالی سیطره دارند، بلکه بانکها همچنان بر کشور حکمرانی میکنند و حامی مالی رسانهها و سیاستمداران در امور مختلف هستند. حتی هنگامی که به طرح خروج از ورشکستگیای که این بانکها عامل آن بودند فکر میکنیم، طرفی که طرح آن را ترسیم میکند، درباره آن تصمیم میگیرد و بر سر آن مذاکره میکند خود بانکها هستند یعنی در واقع خودشان ورشکستگیشان را مدیریت میکنند.
و این روزها، از آن جاکه بانکهای لبنان به امور بانکی واقعی از نوع پرداخت وام و سرمایهگذاری مشغول نیستند (علتهایی که بابت آن بخش بانکی در اقتصاد وجود دارد) هر روز گونههایی باورنکردنی از هزینه بر مشتریان برای تامین مالی خودشان میتراشند. این «باجی» است که در مقابل داشتن حساب بانکی بر تو تحمیل میکنند. آیا در زندگیتان پرداخت کارمزدی که از یک درصد فراتر میرود صرفا برای اینکه حساب سپردهگذاری بانکی داشته باشی شنیدهاید؟ و پرداخت کارمزدی مشابه برای اینکه سپردهات را خارج کنی. مبالغه نمیکنم و این عددها را حساب کردهام. درصدی که مافیای چین در آمریکا برای پولشویی داراییهایت میخواهد (کیفی پر از دلار در لسآنجلس به آنها تحویل بدهی و درمقابل حسابی قانونی در بانکی در مکزیک به تو تحویل دهند) کم هزینهتر از اداره حساب در بانک ورشکسته لبنانی است.
و از این رو معمولا وارد این بحثها در لبنان نمیشوم چرا که فضای صحبت درباره آن مسموم است و نظر و تحلیل درباره آن ارزشی ندارد. و اگر گزارهای واقعی بگویی صدای صدها نفر در اطرافت بلند میشود که بحث را خفه میکنند، از بین میبرند و منحرفش میکنند. هر سخنی که در مطبوعات اقتصادی لبنان میخوانی به نمایندگی از یک طرف و منافع آن است. مقالهای اقتصادی میخوانی که در آن نویسنده دو طرح برای خروج از بحران پیش روی ما میگذارد: یکی از آن ها را گروهی از بانکها که بانکهای «خوب» مینامد و طرحشان را منطقی، ارائه کردهاند و طرح مقابل را بانکهای دیگری که «بد» هستند و باید با آن مخالفت کنیم. آیا واقعا «گزینه سوم» وجود ندارد؟ و مشکل در چارچوب بندیات از این «واقعیت»نیست؟
هنگامی که میگوییم فساد در لبنان سیستماتیک و همهجانبه است که از دولت تا رسانهها تا اجتماع و تا جامعه مدنی را فراگرفته شوخی نمیکنیم. و ماجرا در اینجا ساده است: سرمایهداران میدانند که بخش زیادی از ثروتشان در هر دنیای منطقیای مورد حسابرسی قرار میگیرد (پولهایی که در پی اعتراضات اکتبر از کشور خارج کردند، سودهای بانکیای که در سالهای اخیر کسب کردند، درآمدهای بانکها که بین خودشان توزیع کردند، حسابهای بانکیشان در خارج و..) و اگر من جای آنها بودم حاضر بودم بیشتر از یک درصد ثروت خودم را خرج سیاست، رسانهها و روزنامهنگاران کنم تا باقی ثروتم را حفظ کنم. چگونه باید با اینها روبرو شد؟ از این رو سیاست همیشگی من در لبنان سکوت پیشه کردن در این موارد و عدم ورود به بحثهایی است که پاک نیستند. از پرونده «زبالهها» و «کارشناسانش» تا فروپاشی مالی و «کارشناسانش»..
به همین علت و دیگر علتها نمی توانی به نهادهای دولتی لبنان رویکردی جز «عدم جدیت» داشته باشی. نمیتوانی نامها و لقبها را بر اساس معنایی که در دولتهای واقعی باید داشته باشد فرض کنی...مثلا ما با سینهای کاملا گشوده پذیرفته ایم که «خارج» به شکلی کاملا مستقیم و علنی برای ما مناصب را تعیین کند و بحث و جدلها منحصر شده در ارزیابی گزینهها و تحلیل آن و مثلا اینکه چرا (نواف) سلام را (برای نخست وزیری) برگزیدند و نه (تمّام) سلام را - و بسیاری از نخبگان سیاسی فهمیدهاند که سود بازگشتی از سرمایهگذاری در لابیگری در سفارتخانهها و در واشنگتن بسیار بیشتر است تا وارد شدن به سیاستورزی در داخل کشور یا سخن گفتن با مردم -.
رئیس جمهور کنونی مثلا فرمانده ارتش بود و طی سالهای گذشته فقط دو چیز درباره او میدانستیم:
او در حال آماده شدن برای رسیدن به ریاست جمهوری است (و اصل آن طبعا غیرقانونی بود چرا که کارمند دولت حق فعالیت سیاسی ندارد اما در این موارد چندان مته به خشخاش نمیگذاریم) و دوم اینکه او گزینه آمریکا در لبنان است.
عامر محسن-الاخبار
وطن و دولت
مانند همیشه، علاقه دارم که براي خوانندگان غیر لبنانی نگاهی گذرا به کشوری که در آن زندگی میکنیم و معنای امور غریب آن داشته باشم. شما لابد از فروپاشی مالی عظیمی که چند سال است درگیر آن هستیم چیزی شنیدهاید اما به احتمال زیاد از آنچه که بعدش رخ داد بیخبرید.
امری که در تاریخ بیسابقه است، بخش بانکی به طور کامل ورشکسته شد و دهها میلیارد دلار بابت سپردهها به مردم بدهکار است اما همچنان به طور کامل قدرت مالی و سیاسی خود را حفظ کرده است. مساله فقط این نیست که بانکهای ورشکسته منحل نشدند، صاحبان آنها به زندان نیفتادند، همچنان به فعالیت بانکی مشغولند و بر بخش مالی سیطره دارند، بلکه بانکها همچنان بر کشور حکمرانی میکنند و حامی مالی رسانهها و سیاستمداران در امور مختلف هستند. حتی هنگامی که به طرح خروج از ورشکستگیای که این بانکها عامل آن بودند فکر میکنیم، طرفی که طرح آن را ترسیم میکند، درباره آن تصمیم میگیرد و بر سر آن مذاکره میکند خود بانکها هستند یعنی در واقع خودشان ورشکستگیشان را مدیریت میکنند.
و این روزها، از آن جاکه بانکهای لبنان به امور بانکی واقعی از نوع پرداخت وام و سرمایهگذاری مشغول نیستند (علتهایی که بابت آن بخش بانکی در اقتصاد وجود دارد) هر روز گونههایی باورنکردنی از هزینه بر مشتریان برای تامین مالی خودشان میتراشند. این «باجی» است که در مقابل داشتن حساب بانکی بر تو تحمیل میکنند. آیا در زندگیتان پرداخت کارمزدی که از یک درصد فراتر میرود صرفا برای اینکه حساب سپردهگذاری بانکی داشته باشی شنیدهاید؟ و پرداخت کارمزدی مشابه برای اینکه سپردهات را خارج کنی. مبالغه نمیکنم و این عددها را حساب کردهام. درصدی که مافیای چین در آمریکا برای پولشویی داراییهایت میخواهد (کیفی پر از دلار در لسآنجلس به آنها تحویل بدهی و درمقابل حسابی قانونی در بانکی در مکزیک به تو تحویل دهند) کم هزینهتر از اداره حساب در بانک ورشکسته لبنانی است.
و از این رو معمولا وارد این بحثها در لبنان نمیشوم چرا که فضای صحبت درباره آن مسموم است و نظر و تحلیل درباره آن ارزشی ندارد. و اگر گزارهای واقعی بگویی صدای صدها نفر در اطرافت بلند میشود که بحث را خفه میکنند، از بین میبرند و منحرفش میکنند. هر سخنی که در مطبوعات اقتصادی لبنان میخوانی به نمایندگی از یک طرف و منافع آن است. مقالهای اقتصادی میخوانی که در آن نویسنده دو طرح برای خروج از بحران پیش روی ما میگذارد: یکی از آن ها را گروهی از بانکها که بانکهای «خوب» مینامد و طرحشان را منطقی، ارائه کردهاند و طرح مقابل را بانکهای دیگری که «بد» هستند و باید با آن مخالفت کنیم. آیا واقعا «گزینه سوم» وجود ندارد؟ و مشکل در چارچوب بندیات از این «واقعیت»نیست؟
هنگامی که میگوییم فساد در لبنان سیستماتیک و همهجانبه است که از دولت تا رسانهها تا اجتماع و تا جامعه مدنی را فراگرفته شوخی نمیکنیم. و ماجرا در اینجا ساده است: سرمایهداران میدانند که بخش زیادی از ثروتشان در هر دنیای منطقیای مورد حسابرسی قرار میگیرد (پولهایی که در پی اعتراضات اکتبر از کشور خارج کردند، سودهای بانکیای که در سالهای اخیر کسب کردند، درآمدهای بانکها که بین خودشان توزیع کردند، حسابهای بانکیشان در خارج و..) و اگر من جای آنها بودم حاضر بودم بیشتر از یک درصد ثروت خودم را خرج سیاست، رسانهها و روزنامهنگاران کنم تا باقی ثروتم را حفظ کنم. چگونه باید با اینها روبرو شد؟ از این رو سیاست همیشگی من در لبنان سکوت پیشه کردن در این موارد و عدم ورود به بحثهایی است که پاک نیستند. از پرونده «زبالهها» و «کارشناسانش» تا فروپاشی مالی و «کارشناسانش»..
به همین علت و دیگر علتها نمی توانی به نهادهای دولتی لبنان رویکردی جز «عدم جدیت» داشته باشی. نمیتوانی نامها و لقبها را بر اساس معنایی که در دولتهای واقعی باید داشته باشد فرض کنی...مثلا ما با سینهای کاملا گشوده پذیرفته ایم که «خارج» به شکلی کاملا مستقیم و علنی برای ما مناصب را تعیین کند و بحث و جدلها منحصر شده در ارزیابی گزینهها و تحلیل آن و مثلا اینکه چرا (نواف) سلام را (برای نخست وزیری) برگزیدند و نه (تمّام) سلام را - و بسیاری از نخبگان سیاسی فهمیدهاند که سود بازگشتی از سرمایهگذاری در لابیگری در سفارتخانهها و در واشنگتن بسیار بیشتر است تا وارد شدن به سیاستورزی در داخل کشور یا سخن گفتن با مردم -.
رئیس جمهور کنونی مثلا فرمانده ارتش بود و طی سالهای گذشته فقط دو چیز درباره او میدانستیم:
او در حال آماده شدن برای رسیدن به ریاست جمهوری است (و اصل آن طبعا غیرقانونی بود چرا که کارمند دولت حق فعالیت سیاسی ندارد اما در این موارد چندان مته به خشخاش نمیگذاریم) و دوم اینکه او گزینه آمریکا در لبنان است.
جبل عامل
از بازماندههای وطن- بخش سوم عامر محسن-الاخبار وطن و دولت مانند همیشه، علاقه دارم که براي خوانندگان غیر لبنانی نگاهی گذرا به کشوری که در آن زندگی میکنیم و معنای امور غریب آن داشته باشم. شما لابد از فروپاشی مالی عظیمی که چند سال است درگیر آن هستیم چیزی…
همه این سخنان برای این بود که مقدمهای باشد برای آن چه که بعدا خواهم گفت یا روشی طولانی بود تا شرح دهم چرا واکنش لبنانیها وقتی که به آنها گفته میشود به دولتتان اعتماد کنید یا اینکه دولت از شما حفاظت میکند یا اینکه ازآنها خواسته میشود سرنوشتشان را به دولت و دولتمردان واگذار کنند غالبا خنده
است (اول برق رو تامین کنید) یا اینکه مردم این گزارهها را مقدمه ای بر توطئهای بزرگ علیه خودشان بر میشمارند.
است (اول برق رو تامین کنید) یا اینکه مردم این گزارهها را مقدمه ای بر توطئهای بزرگ علیه خودشان بر میشمارند.
ترجمه بخش هایی از شعر بلند، زیبا و باشکوهی که هنگام مراسم تشییع سیدحسن نصرالله همراه با موسیقی کارن همایونفر از شبکه المنار پخش شد.
از بازماندههای وطن- بخش چهارم
عامر محسن- روزنامه الاخبار
اینکه زیر اِشغال زندگی کنی
اگر از آن دسته کسانی هستی که باور دارند در دوره گذشته، توازن نظامی با اسرائیل داشتیم وسپس آن را از دست دادیم و بدین گونه شرایط تغییر کرد، از لحاظ مفهومی و تحلیلی بهتر است که نقطه آغاز را تغییر دهی: اصلا برابریای بین ما و اسرائیل به معنای همنوردی وجود نداشت و حتی به آن نزدیک هم نشدیم. یکی از مهمانان خارجی اخیرا علت اصلیای که اسرائیل در سالهای گذشته جنگی به راه نینداخت را نه ناتوانی نظامی (بازدارندگی مفهومی کشدار است و مطلق نیست و بسیار به اشتباه استفاده میشود) بلکه حساب و کتابِ هزینهها و غافلگیریها بوده است و اینکه علتی آن قدر مهم که بخواهد آتشبس را بشکند وجود نداشته و اسرائیل امروز سیاست جنگِ ادامهدار را در پیش گرفته چرا که علتی مهم برای عقب کشیدن و توقف ندارد.
پروپاگاندا در لبنان به ترویج تصویری مخدوش از مفهوم مقاومت پرداخته و علتها و تاریخ واقعی آن را پوشانده است. نبود توازن برابر دشمنی وحشی و نتایج این ناتوانی و ضرورت، عواملی بوده که مردم را به سوی سازمان یافتن در جنبشهای مقاومت میکشاند. و از آنجا که در تنهایی و چارچوبی بیرحمانه و سخت قرار گرفتهاند، بهترین گزینههای پیش رویاش هم بد است و گرنه هیچ کس دوست ندارد که سلاح به دست گیرد و در جهانی سرشار از خشونت زندگی کند (و جنگ به صورت کلی و به ویژه برابر نیرویی که از تو قویتر است اصلا تجربه زیبایی نیست).
شرایط تغییرکرده اما معادله همان است که بود: انسانهای ضعیف در منطقهای خطرناک تلاش میکنند تا از خودشان برابر احتمالات ترسناکی دفاع کنند و تا آنجا که ممکن است کرامت خودشان را حفظ کنند. و طبیعی است نیروهای خارجیای که با آنها مقابله میکنند بخشهای گستردهای از جامعه را علیه مقاومت بسیج کنند و جنگی سیاسی علیه آنها راه بیندازند، همان طور که علیه هر نظام دیگری که با آن مخالفند انجام میدهند و این ماموریت درلبنان آسانتر است. همچنین طبیعی است که اگر جنبش مقاومت باشی، سیاستی برای تعامل با دشمنانت داشته باشی یا این دشمنی را چارچوبمند کنی و برای میزان آزارش حدی تعیین کنی. در غیر این صورت به سرعت محاصره خواهی شد (به معنی اینکه اگر میدان برای دشمنانت در کشورت باز باشد و جلوی نخبگان وسوسههای بزرگی همچون پول، مناصب وامنیت گذاشته باشند تا برابر مقاومت بایستند و در مقابل هیچ هزینهای برای اقدام علیه مقاومت نباشد، همه بر سر مقاومت هجوم خواهند آورد)...
مساله در لبنان این است که چارچوب جدال سیاسی طی جنگ و پس از آن منهدم شده و دیگر نه خط قرمزی وجود دارد و نه حداقلی از قواعد ملی. همه اینها شکسته است و مخالفان مقاومت تا آخرش پیش رفتهاند و سوال اکنون این است که تو چه خواهی کرد. حتی شبکههای تلویزیونی دیگر هیچ تلاشی برای پنهان کردن ماهیتشان به عنوان ابزارهای سیاسی و تبلیغاتی خارجی و اینکه بخشی ازجنگ ادامهدار علیه کشور هستند نمیکنند. بسیاری ازمردم همچنان در شوک فرو رفتهاند و کشورشان را نظاره میکنند که به صورت رسمی درحال تحت اشغال قرار گرفتن است. اما این تصور که نظام سیاسی خواهد توانست به این وضعیت در آرامش ادامه دهد و ماموریتی که به او محول شده را هضم کرده و اجرا کند، بسیار خوشبینانه است، اما تصور نمیکنم طرفی که در حال انجام ماموریتهای محول شده است، گزینهای داشته باشد.
و مسالهای اینجا وجود دارد که بسیاری آن
را فراموش کردهاند که حزب الله نماینده مقاومت نظامی است اما مردم، جامعه و مقاومت همه حزب الله نیستند. آنها (نظام سیاسی) ممکن است توافقاتی با حزب انجام دهند اما هیچ کس با ما توافقی نکرده است. حزب ممکن است با نهادها (و افرادی) که پیامد جنگ اسرائیل هستند تعامل کند اما من و اطرافیانم آنهارا مشروع نمیدانیم. بر حزب فشارها و اجبارهایی وجود دارد اما نه بر ما، و احساس من این است که ما بسیار بدتر از حزب الله با آنها رفتار خواهیم کرد. من زیر چیزی را امضا نکردهام. حتی زبان حال برخی اطرافیانم وقتی که وقاحت نمایندگان اشغالگران در کشورشان را میبینند این است که «شاید این درست باشد که اکنون توانایی چیره شدن بر اسرائیل را ندارم، اما تقریبا مطمئنم جلوی تو را میتوانم بگیرم».
عامر محسن- روزنامه الاخبار
اینکه زیر اِشغال زندگی کنی
اگر از آن دسته کسانی هستی که باور دارند در دوره گذشته، توازن نظامی با اسرائیل داشتیم وسپس آن را از دست دادیم و بدین گونه شرایط تغییر کرد، از لحاظ مفهومی و تحلیلی بهتر است که نقطه آغاز را تغییر دهی: اصلا برابریای بین ما و اسرائیل به معنای همنوردی وجود نداشت و حتی به آن نزدیک هم نشدیم. یکی از مهمانان خارجی اخیرا علت اصلیای که اسرائیل در سالهای گذشته جنگی به راه نینداخت را نه ناتوانی نظامی (بازدارندگی مفهومی کشدار است و مطلق نیست و بسیار به اشتباه استفاده میشود) بلکه حساب و کتابِ هزینهها و غافلگیریها بوده است و اینکه علتی آن قدر مهم که بخواهد آتشبس را بشکند وجود نداشته و اسرائیل امروز سیاست جنگِ ادامهدار را در پیش گرفته چرا که علتی مهم برای عقب کشیدن و توقف ندارد.
پروپاگاندا در لبنان به ترویج تصویری مخدوش از مفهوم مقاومت پرداخته و علتها و تاریخ واقعی آن را پوشانده است. نبود توازن برابر دشمنی وحشی و نتایج این ناتوانی و ضرورت، عواملی بوده که مردم را به سوی سازمان یافتن در جنبشهای مقاومت میکشاند. و از آنجا که در تنهایی و چارچوبی بیرحمانه و سخت قرار گرفتهاند، بهترین گزینههای پیش رویاش هم بد است و گرنه هیچ کس دوست ندارد که سلاح به دست گیرد و در جهانی سرشار از خشونت زندگی کند (و جنگ به صورت کلی و به ویژه برابر نیرویی که از تو قویتر است اصلا تجربه زیبایی نیست).
شرایط تغییرکرده اما معادله همان است که بود: انسانهای ضعیف در منطقهای خطرناک تلاش میکنند تا از خودشان برابر احتمالات ترسناکی دفاع کنند و تا آنجا که ممکن است کرامت خودشان را حفظ کنند. و طبیعی است نیروهای خارجیای که با آنها مقابله میکنند بخشهای گستردهای از جامعه را علیه مقاومت بسیج کنند و جنگی سیاسی علیه آنها راه بیندازند، همان طور که علیه هر نظام دیگری که با آن مخالفند انجام میدهند و این ماموریت درلبنان آسانتر است. همچنین طبیعی است که اگر جنبش مقاومت باشی، سیاستی برای تعامل با دشمنانت داشته باشی یا این دشمنی را چارچوبمند کنی و برای میزان آزارش حدی تعیین کنی. در غیر این صورت به سرعت محاصره خواهی شد (به معنی اینکه اگر میدان برای دشمنانت در کشورت باز باشد و جلوی نخبگان وسوسههای بزرگی همچون پول، مناصب وامنیت گذاشته باشند تا برابر مقاومت بایستند و در مقابل هیچ هزینهای برای اقدام علیه مقاومت نباشد، همه بر سر مقاومت هجوم خواهند آورد)...
مساله در لبنان این است که چارچوب جدال سیاسی طی جنگ و پس از آن منهدم شده و دیگر نه خط قرمزی وجود دارد و نه حداقلی از قواعد ملی. همه اینها شکسته است و مخالفان مقاومت تا آخرش پیش رفتهاند و سوال اکنون این است که تو چه خواهی کرد. حتی شبکههای تلویزیونی دیگر هیچ تلاشی برای پنهان کردن ماهیتشان به عنوان ابزارهای سیاسی و تبلیغاتی خارجی و اینکه بخشی ازجنگ ادامهدار علیه کشور هستند نمیکنند. بسیاری ازمردم همچنان در شوک فرو رفتهاند و کشورشان را نظاره میکنند که به صورت رسمی درحال تحت اشغال قرار گرفتن است. اما این تصور که نظام سیاسی خواهد توانست به این وضعیت در آرامش ادامه دهد و ماموریتی که به او محول شده را هضم کرده و اجرا کند، بسیار خوشبینانه است، اما تصور نمیکنم طرفی که در حال انجام ماموریتهای محول شده است، گزینهای داشته باشد.
و مسالهای اینجا وجود دارد که بسیاری آن
را فراموش کردهاند که حزب الله نماینده مقاومت نظامی است اما مردم، جامعه و مقاومت همه حزب الله نیستند. آنها (نظام سیاسی) ممکن است توافقاتی با حزب انجام دهند اما هیچ کس با ما توافقی نکرده است. حزب ممکن است با نهادها (و افرادی) که پیامد جنگ اسرائیل هستند تعامل کند اما من و اطرافیانم آنهارا مشروع نمیدانیم. بر حزب فشارها و اجبارهایی وجود دارد اما نه بر ما، و احساس من این است که ما بسیار بدتر از حزب الله با آنها رفتار خواهیم کرد. من زیر چیزی را امضا نکردهام. حتی زبان حال برخی اطرافیانم وقتی که وقاحت نمایندگان اشغالگران در کشورشان را میبینند این است که «شاید این درست باشد که اکنون توانایی چیره شدن بر اسرائیل را ندارم، اما تقریبا مطمئنم جلوی تو را میتوانم بگیرم».
از بازماندههای وطن - بخش پنجم
عامر محسن - روزنامه الاخبار
پایان: آنها نخواهند توانست تاریخ را تغییر دهند
بیدلیل مردم به دنبال تلاش برای مهاجرت از کشور لبنان نیستند و اصلا علتی برای سرزنش کسی که مهاجرت میکند و زندگیاش را در مکانی دیگر بنا میکند وجود ندارد. پیری زودرس وجنگِ ادامهدار مناسب همه نیست (خودم روزی مهاجرت را انجام دادم، تصور میکنید که به زندگی بین لبنانیها علاقه دارم؟) اما چندی پیش به دوستی سوری گفتم که آدمهای درست و حسابی در کشورمان بیش از هر وقت دیگری تمایل به کنارهگیری و ترک کشور پیداکردهاند و این مساله نبرد کنونی را سختتر میکند.
در همین حال، همچنان پیشبینی میکنم که مرحلهای از سرکوب در لبنان آغاز شود و همچنان تصور میکنم که ادامه نوشتن آزادانه به گونهای که تا کنون انجام دادهایم، به درازا نخواهد کشید و باید برای چنین احتمالی آماده شد (مشکل من این است که نمیتوانم به گونه دیگری بنویسم. سالهای آزادی در لبنان ما را بدعادت کرده است اما از طرف دیگر نمیخواهم برای روزنامه مشکل ایجاد کنم یا سردبیر را به دادگاهها بفرستم یا بدتر از این، آنچه نوشتهام را منتشر نکنند).
مقاومت در اساس به عنوان گزینهای در کنار دیگر گزینهها نیست و امروز گزینههای ما محدود است. در این زمان کاری نمی توان کرد جز اینکه نسبت به امور شرّی که در پیش است و به خطر تحریک مردم پس از آنچه که بر آنها رفته است هشدار داد. و هر آنچه که درآینده نزدیک رخ دهد و هر چه که سرنوشت کشور باشد یا آنچه که از کشور باقی مانده، هر چه که دشمنان انجام دهند این حقیقت تاریخی را تغییر نخواهد داد و این حقیقت برای اینکه اگر روزی خواستید دولت و وطن را بسازید امری اساسی است و مختصرش این است که مقاومت، برترین اقدامی است که لبنانیها در دوره معاصر و از راه لبنان انجام دادهاند و برای آن فداکاری کردهاند. و مهمترین شخصیت در سراسر تاریخ لبنان شهید حسن نصرالله است.
عامر محسن - روزنامه الاخبار
پایان: آنها نخواهند توانست تاریخ را تغییر دهند
بیدلیل مردم به دنبال تلاش برای مهاجرت از کشور لبنان نیستند و اصلا علتی برای سرزنش کسی که مهاجرت میکند و زندگیاش را در مکانی دیگر بنا میکند وجود ندارد. پیری زودرس وجنگِ ادامهدار مناسب همه نیست (خودم روزی مهاجرت را انجام دادم، تصور میکنید که به زندگی بین لبنانیها علاقه دارم؟) اما چندی پیش به دوستی سوری گفتم که آدمهای درست و حسابی در کشورمان بیش از هر وقت دیگری تمایل به کنارهگیری و ترک کشور پیداکردهاند و این مساله نبرد کنونی را سختتر میکند.
در همین حال، همچنان پیشبینی میکنم که مرحلهای از سرکوب در لبنان آغاز شود و همچنان تصور میکنم که ادامه نوشتن آزادانه به گونهای که تا کنون انجام دادهایم، به درازا نخواهد کشید و باید برای چنین احتمالی آماده شد (مشکل من این است که نمیتوانم به گونه دیگری بنویسم. سالهای آزادی در لبنان ما را بدعادت کرده است اما از طرف دیگر نمیخواهم برای روزنامه مشکل ایجاد کنم یا سردبیر را به دادگاهها بفرستم یا بدتر از این، آنچه نوشتهام را منتشر نکنند).
مقاومت در اساس به عنوان گزینهای در کنار دیگر گزینهها نیست و امروز گزینههای ما محدود است. در این زمان کاری نمی توان کرد جز اینکه نسبت به امور شرّی که در پیش است و به خطر تحریک مردم پس از آنچه که بر آنها رفته است هشدار داد. و هر آنچه که درآینده نزدیک رخ دهد و هر چه که سرنوشت کشور باشد یا آنچه که از کشور باقی مانده، هر چه که دشمنان انجام دهند این حقیقت تاریخی را تغییر نخواهد داد و این حقیقت برای اینکه اگر روزی خواستید دولت و وطن را بسازید امری اساسی است و مختصرش این است که مقاومت، برترین اقدامی است که لبنانیها در دوره معاصر و از راه لبنان انجام دادهاند و برای آن فداکاری کردهاند. و مهمترین شخصیت در سراسر تاریخ لبنان شهید حسن نصرالله است.
لبنان؛_نبرد_حیاتی_بر_سر_قانون_انتخابات.pdf
84.1 KB
لبنان؛ نبرد حیاتی بر سر قانون انتخابات: در ادامه تلاش سعودی و متحدانش در لبنان جهت تضعیف نقش سیاسی شیعیان در این کشور در پی جنگ 2024 و قدرت گرفتن اسلامگرایان افراطی در سوریه، کشمکش سیاسی تازهای در لبنان بر سر قانون انتخابات پدید آمده است که میتواند نظم سیاسی برآمده پس از پیمان طائف (1989) را تهدید کند.. متن کامل را در فایل پیوست میتوانید مطالعه کنید.