N̑̈𝘺𝘳𝘢𝘪𝘵𝘩
167 subscribers
520 photos
77 videos
27 links
Download Telegram
Forwarded from le vent nous portera
گرسنه‌ام واقعا.
گرسنه‌ی هرچه بیشتر داشتن از این زندگی رو! گرسنه‌ی زیستن!
سنگینی‌ای که روی قفسه‌ی سینه‌ام خونه ساخته، هیچوقت از بین نمیره؛ نه حتی توی زندگی بعدی‌ای که امیدوارم وجود داشته باشه تا همه‌ی اون‌هایی که رفتن، اون‌هایی که همشون عاشق زندگی بودن، بتونن بالاخره با لبخند زندگی کنن.
ماه موردعلاقه‌ام، همون ماهی که هرسال با ذوق منتظرش می‌موندم این‌جاست اما این‌بار مثل باقی اسفندها نیست... انگار هنوز هم دی ماهه.
「我们以为最糟的已经过去,结果却更糟。我们还在这里,只是比以前更悲伤、更疲惫、更破碎。连那些小小的快乐,也变得遥不可及。」
شاید واقعاً حق با کلابس باشه، نه سیزد. نمی‌دونم، فقط کاش ما هم به جلد دوم رسیده بودیم و دیگه خبری از حکومت لرد فرمانروا نبود.
Everything’s gone to shit and it feels like only something like Johnny Silverhand’s kind of fire could burn it down.
فکر کنم که از لحاظ روانی دوباره به اندینگ خودکشی سایبرپانک نیاز دارم.
Forwarded from 𝘧𝘰𝘹𝘪𝘦
دی. آبان. چهل هزار تن. سپهر بابا کجایی؟
Tʜᴇʀᴇ was a man whom Sorrow named his Friend,
And he, of his high comrade Sorrow dreaming,
Went walking with slow steps along the gleaming
And humming Sands, where windy surges wend:
And he called loudly to the stars to bend
From their pale thrones and comfort him, but they
Among themselves laugh on and sing alway:
And then the man whom Sorrow named his friend
Cried out, Dim sea, hear my most piteous story.!

-When you are old
#Book