N̑̈𝘺𝘳𝘢𝘪𝘵𝘩
167 subscribers
520 photos
74 videos
24 links
Download Telegram
کاش باقی پاییز هم به‌اندازه‌ی دو هفته‌ای که گذشت، پر از اتفاقات کوچیک اما حال خوب کن باشه و همین‌قدر پر از ذوق باشم.
این مدت بین survive کردن داخل دانشگاه، Shameless می‌بینم، آهنگ گوش میدم، Alchemised می‌خونم و بوک‌مارک‌های مختلف درست می‌کنم، هر روز صبح منتظر به لباس‌های زمستونیم خیره میشم، داخل اتوبوس و مترو آهنگ گوش میدم، Hazbin Hotel می‌بینم و سعی می‌کنم تا اومدن Stranger Things زنده بمونم، کتاب صوتی و پادکست گوش می‌کنم، از چهارشنبه‌ها که با فوق‌العاده‌ترین استاد دنیا کلاس دارم لذت می‌برم، آهنگ گوش میدم، گیم‌های مختلف رو با آدم‌های مختلف امتحان می‌کنم و به کتاب‌های نخونده‌ام قول میدم که انتظار قراره تموم بشه، طراحی می‌کنم، کلی بافت‌های نرم و بامزه رو امتحان می‌کنم، قهوه می‌خورم، آهنگ گوش میدم، از سرمای نیمه شب‌ها همراه با یه لبخند و پتوی نرم دور خودم نهایت استفاده رو می‌کنم و منتظرم... منتظر سرما، منتظر فیلم‌ها و گیم‌ها، منتظر بهتر شدن اوضاع ‌و منتظر تموم شدن منتظر موندن‌ها. خلاصه که آره، درسته کمتر از خودم می‌نویسم و کمتر گوشه‌ای از خودم رو این‌جا یادگاری می‌ذارم، اما بیرون از گوشی، میشه گفت که خوبم، میشه گفت که دوباره درحال لذت بردن از دلخوشی‌های کوچیک، دووم آوردن و منتظر موندنم. آره، کلی کار برای انجام دادن دارم، پس حالم خوبه.
The only problem is that you can't run away from yourself... Wherever you go, you're always there. Even on a dance floor at six in the morning.
#Book
من و مایک درحال ورود به دنیای Alchemised.
We were looking at the same sky together, which is maybe more intimate than eye contact anyway. Anybody can look at you. It's quite rare to find someone who sees the same world you see.
تقریباً کور شدیم- اما نصفه شبی پچ‌پچ کردن داخل هدفون و دونفره بازی کردن واقعاً خوش گذشت.
این‌که بابابزرگ باید می‌رفت تا دوباره این‌طوری کنار هم جمع بشیم و این‌که بعدش قراره غریبه‌تر از قبل بشیم، در کنار غم رفتن بابابزرگ داره نصفم می‌کنه‌.
کاش فقط این کابوس تموم بشه... تحمل کردنش لحظه به لحظه داره سخت‌تر میشه.
ساعت یک شبه، شارژ دسته تازه تموم شده و بالاخره بعد از چند ساعت مشغول کردن ذهنم با بازی، به دنیای واقعی برگشتم‌؛ گشنمه و تازه متوجه شدم شام نخوردم، پس درحالی که به گرم شدن غذا خیره شدم به این فکر می‌کنم راه‌حل دیگه‌ای که بتونه ازدست افکارم نجاتم بده، چی می‌تونه باشه.
"If at first you don't succeed, have some cake."
زادوولد کوسه‌ها کمه، برای همین هم خیلی راحت منقرض میشن. اما شاید هنوز هم وقت داشته باشیم تا بلایی رو که سرشون آوردیم، جبران کنیم.
_چطور؟
نخوریمشون. درباره‌ی رفتارهاشون یاد بگیریم و به این مسئله احترام بذاریم که خیلی قبل‌تراز این‌که ما آدم‌ها و قوم‌خویش‌های انسانی‌مون این‌جا باشیم، اون‌ها این‌جا بودن.
#Book