چند نكته درباره كشورِ اَپل
در انبوه اخبار چند روز اخير، خبرى درباره شركت اپل با مضمون زير منتشر شد كه انعكاس كمرنگى در وب سايتهاى خبرى و شبكه هاى اجتماعى داشت:
"ارزش سهام شرکت اپل در بازار از مرز یک تریلیون دلار گذشت. این اولین باری است که مجموع ارزش سهام یک شرکت به چنین سطحی میرسد."
(لينك شماره ١)
تجسّم اپل با اين سطح از گردش مالى و ثروت، مانند اين است كه ما داريم از يك كشور صحبت مى كنيم بجاى يك شركت.
هزار ميليارد دلار چطور توسط يك هيأت مديره ى چند نفره هدايت و مديريت مى شود؟
دو عدد (و رقم) ديگر نيز در اين خبر درج شده بود كه باعث حيرت است:
شرکت اپل سال گذشته ۲۲۹ میلیارد دلار فروش داشت که ۴۸ میلیارد دلارِ آن "سود خالص" بوده، و به این ترتیب اپل سودآورترین شرکت سال بوده است.
براى اينكه تصوير روشن ترى از دو عدد ٢٢٩ ميليارد و ٤٨ ميليارد داشته باشيم خوب است نگاهى به بودجه كشور عربستان داشته باشيم. شركت آرامكو (نفت)عربستان در نيمه اول سال گذشته ٣٤ميليارد دلار سودِ فروش نفت داشته است (لينك دوم).
البته آرامكو آمار و ارقام مالى خود را (برخلاف شركتهاى آمريكايى) كامل، منتشر نمى كند. ولى همين گزارش را اگر مبنا بگيريم، مفهومِ سود ٤٨ميليارد دلارى اپل مشخص مى شود. با اين تفاوت كه آرامكو (يا حتى شركت ملى نفت كشور خودمان) مادّه خام را از دل زمين بيرون مى كِشند و مى فروشند، ولى امثال اپل با فن آورى و بازرگانى، توليد ثروت مى كنند.
اما جداى از بحثِ "سود"، نگاهى هم به بحث "گردش مالى" داشته باشيم. طبق مصاحبه اى كه محمد الجدان وزير اقتصاد عربستان داشته (لينك سوم) بودجه دولت عربستان در سال ٢٠١٨ معادل٢٦١ميليارد دلار است. اگر اين عدد را مبناى ذهنى قرار دهيم، عظمت گردش مالى يك شركت مانند اپل (با ٢٢٩ميليارد دلار گردش مالى)
مشخص مى شود. ازاين رو بى مناسبت نيست كه شركتهايى مانند اپل و آمازون و اوبر و والمارت را، كشورهايي در دلِ يك كشور تصوّر كنيم. اما چند سوال در اين بحث به ذهن مى رسد كه خوب است درباره آنها صحبت شود:
هيأت مديره اى كه گردش مالى به عظمت گردش مالى يك كشورِ نفتخيز را هدايت مى كنند، چطور دچار اختلافات مهلك و چرخه ى منازعات بى پايان داخلى نمى شوند؟ مثلا مدير تحقيق و توسعه (R&D) اپل، از وزير علوم ايران يا عربستان بودجه تحقيقاتي بيشتري را در اختيار دارد. چطور چند انسان (كه مانند انسان هاى ديگر مستعد حسادت و رقابت و ...هستند) ميتوانند در جريان چنين گردش مالى عظيمى، با هم "سازگارى" داشته باشند ؟ چطور همديگر را به استخر فرح و... حواله نمى دهند؟
در چه سنّى، چه مهارت رفتارى اى بايد در انسان نهادينه شود تا ظرفيت "همكارى" و "سازگارى" در چنين مجموعه اى در افراد (بخوانيم مديران) پديد آيد؟
فرزندم را چطور بايد تربيت كنم تا براى چنين فردايي و چنين افقى از كار مهيّا باشد؟
بى گمان مديريتِ يك مجموعه مرتبط با "فن آورى" (و نه فروش ماده خام مثل نفت و گاز)، يعني صدها (يا شايد هزاران) تصميمگيرى در طولِ سال.
از جذب منابع انسانى گرفته تا تخصيص پول به تحقيقات و كارخانه ها.
و هميشه "اختلاف" در جريانِ تصميمگيرىِ تصميمگيران رخ مى نمايد. چطور جُنبايى گسلِ اختلافات منجر به زلزله هايى نمى شود كه دودمان شركت را برباد دهد؟
سؤال ديگر اينكه ساز وكار تعاملِ دولت با اين ابَرشركت ها ، چطور تعريف شده است؟ چطور افق ديد دولت مى تواند تحمل كند رشد لگاريتمى شركتها/ كشورهايى در دلِ كشورِ خودش را؟
چطور دستِ دولت (و سياستمداران) مقابل اين امپراطورى ها دراز نمى شود؟ (يا هست و ما نمى دانيم؟)
بديهى است از منظر "ماليات"، دولت ها علاقمند شكل گيرى چنين بنگاههايى هستند ولى از منظر قدرت چطور؟
سوال آخر هم همان بحث قديمي است كه چندبار در اين كانال به آن پرداخته شده: اينكه چطور جامعه (برخلاف ژاپن) حقوقهاى عجيب چندميليون دلارى مديران عامل والمارت و اپل و اوبر و ولزفارگو را مى پذيرد؟
اميد كه مجالى براى صحبت بيشتر در اين باب فراهم شود. به عنوان آخرين نكته در اين بحث، بايد توجه كنيم كه كلِ عمرِ اپل ٤٢سال بيشتر نيست. و البته ٤٢سال (كه عمر كوتاهى دربرابر شركتهاي ژاپنى -همچون سونى و توشيبا- است) در برابر عمرِ ١٢ ساله اوبر، بلند محسوب مى شود! چنين است حكايت روزگار جديد. روزگارى كه شركت ٣١ ساله Huawei چينى در انتظار بلعيدن اپل نشسته است...
پى نوشت :
لينك ١: ارزش شركت اپل واشنگتن پست
http://goo.gl/tJQA1N
لينك ٢:گزارش بلومبرگ در مورد آرامكو
http://goo.gl/ZixPo3
ويكيپديا هم همين سود را درج كرده(و در رابطه با گردش مالى نوشته "محرمانه"!)
https://goo.gl/dJye1x
لينك ٣: گزارش فوربز درباره بودجه ٢٦١ميليارددلارى عربستان(معادل بودجه كاليفرنيا+فلوريدا)
http://goo.gl/D134Ct
@jdmcsas
در انبوه اخبار چند روز اخير، خبرى درباره شركت اپل با مضمون زير منتشر شد كه انعكاس كمرنگى در وب سايتهاى خبرى و شبكه هاى اجتماعى داشت:
"ارزش سهام شرکت اپل در بازار از مرز یک تریلیون دلار گذشت. این اولین باری است که مجموع ارزش سهام یک شرکت به چنین سطحی میرسد."
(لينك شماره ١)
تجسّم اپل با اين سطح از گردش مالى و ثروت، مانند اين است كه ما داريم از يك كشور صحبت مى كنيم بجاى يك شركت.
هزار ميليارد دلار چطور توسط يك هيأت مديره ى چند نفره هدايت و مديريت مى شود؟
دو عدد (و رقم) ديگر نيز در اين خبر درج شده بود كه باعث حيرت است:
شرکت اپل سال گذشته ۲۲۹ میلیارد دلار فروش داشت که ۴۸ میلیارد دلارِ آن "سود خالص" بوده، و به این ترتیب اپل سودآورترین شرکت سال بوده است.
براى اينكه تصوير روشن ترى از دو عدد ٢٢٩ ميليارد و ٤٨ ميليارد داشته باشيم خوب است نگاهى به بودجه كشور عربستان داشته باشيم. شركت آرامكو (نفت)عربستان در نيمه اول سال گذشته ٣٤ميليارد دلار سودِ فروش نفت داشته است (لينك دوم).
البته آرامكو آمار و ارقام مالى خود را (برخلاف شركتهاى آمريكايى) كامل، منتشر نمى كند. ولى همين گزارش را اگر مبنا بگيريم، مفهومِ سود ٤٨ميليارد دلارى اپل مشخص مى شود. با اين تفاوت كه آرامكو (يا حتى شركت ملى نفت كشور خودمان) مادّه خام را از دل زمين بيرون مى كِشند و مى فروشند، ولى امثال اپل با فن آورى و بازرگانى، توليد ثروت مى كنند.
اما جداى از بحثِ "سود"، نگاهى هم به بحث "گردش مالى" داشته باشيم. طبق مصاحبه اى كه محمد الجدان وزير اقتصاد عربستان داشته (لينك سوم) بودجه دولت عربستان در سال ٢٠١٨ معادل٢٦١ميليارد دلار است. اگر اين عدد را مبناى ذهنى قرار دهيم، عظمت گردش مالى يك شركت مانند اپل (با ٢٢٩ميليارد دلار گردش مالى)
مشخص مى شود. ازاين رو بى مناسبت نيست كه شركتهايى مانند اپل و آمازون و اوبر و والمارت را، كشورهايي در دلِ يك كشور تصوّر كنيم. اما چند سوال در اين بحث به ذهن مى رسد كه خوب است درباره آنها صحبت شود:
هيأت مديره اى كه گردش مالى به عظمت گردش مالى يك كشورِ نفتخيز را هدايت مى كنند، چطور دچار اختلافات مهلك و چرخه ى منازعات بى پايان داخلى نمى شوند؟ مثلا مدير تحقيق و توسعه (R&D) اپل، از وزير علوم ايران يا عربستان بودجه تحقيقاتي بيشتري را در اختيار دارد. چطور چند انسان (كه مانند انسان هاى ديگر مستعد حسادت و رقابت و ...هستند) ميتوانند در جريان چنين گردش مالى عظيمى، با هم "سازگارى" داشته باشند ؟ چطور همديگر را به استخر فرح و... حواله نمى دهند؟
در چه سنّى، چه مهارت رفتارى اى بايد در انسان نهادينه شود تا ظرفيت "همكارى" و "سازگارى" در چنين مجموعه اى در افراد (بخوانيم مديران) پديد آيد؟
فرزندم را چطور بايد تربيت كنم تا براى چنين فردايي و چنين افقى از كار مهيّا باشد؟
بى گمان مديريتِ يك مجموعه مرتبط با "فن آورى" (و نه فروش ماده خام مثل نفت و گاز)، يعني صدها (يا شايد هزاران) تصميمگيرى در طولِ سال.
از جذب منابع انسانى گرفته تا تخصيص پول به تحقيقات و كارخانه ها.
و هميشه "اختلاف" در جريانِ تصميمگيرىِ تصميمگيران رخ مى نمايد. چطور جُنبايى گسلِ اختلافات منجر به زلزله هايى نمى شود كه دودمان شركت را برباد دهد؟
سؤال ديگر اينكه ساز وكار تعاملِ دولت با اين ابَرشركت ها ، چطور تعريف شده است؟ چطور افق ديد دولت مى تواند تحمل كند رشد لگاريتمى شركتها/ كشورهايى در دلِ كشورِ خودش را؟
چطور دستِ دولت (و سياستمداران) مقابل اين امپراطورى ها دراز نمى شود؟ (يا هست و ما نمى دانيم؟)
بديهى است از منظر "ماليات"، دولت ها علاقمند شكل گيرى چنين بنگاههايى هستند ولى از منظر قدرت چطور؟
سوال آخر هم همان بحث قديمي است كه چندبار در اين كانال به آن پرداخته شده: اينكه چطور جامعه (برخلاف ژاپن) حقوقهاى عجيب چندميليون دلارى مديران عامل والمارت و اپل و اوبر و ولزفارگو را مى پذيرد؟
اميد كه مجالى براى صحبت بيشتر در اين باب فراهم شود. به عنوان آخرين نكته در اين بحث، بايد توجه كنيم كه كلِ عمرِ اپل ٤٢سال بيشتر نيست. و البته ٤٢سال (كه عمر كوتاهى دربرابر شركتهاي ژاپنى -همچون سونى و توشيبا- است) در برابر عمرِ ١٢ ساله اوبر، بلند محسوب مى شود! چنين است حكايت روزگار جديد. روزگارى كه شركت ٣١ ساله Huawei چينى در انتظار بلعيدن اپل نشسته است...
پى نوشت :
لينك ١: ارزش شركت اپل واشنگتن پست
http://goo.gl/tJQA1N
لينك ٢:گزارش بلومبرگ در مورد آرامكو
http://goo.gl/ZixPo3
ويكيپديا هم همين سود را درج كرده(و در رابطه با گردش مالى نوشته "محرمانه"!)
https://goo.gl/dJye1x
لينك ٣: گزارش فوربز درباره بودجه ٢٦١ميليارددلارى عربستان(معادل بودجه كاليفرنيا+فلوريدا)
http://goo.gl/D134Ct
@jdmcsas
۴. کسانی که با کلود آشنایی دارن میدونن که هدف از انتقال وبسایتها به کلود، لود بالانسینگ و رفع مشکل ترافیک ناگهانی هست.
حتی اگر واقعاً ۶ میلیون نفر در لحظه به سایت مراجعه کرده بودن، قطعا کلود مایکروسافت آژور به سادگی از عهدهش بر میومد.
اما نکته دیگه اینه که کسی که اینقدر میفهمه که برای یه همچین سرویسی از آژور استفاده کنه حتماً میدونه که آژور سرویس CDN (شبکه توزیع محتوا) هم داره و قرار نیست که همهی ۶ میلیون ریکوئست توسط ویرچوال ماشین ها پاسخ داده بشن! بلکه اونها توسط CDN هَندل میشن و فقط همون ۷۰۰ هزار درخواست ثبت نام (اگه صحت داشته باشه!) باقی میمونه.
دونستن یکی دیگه از ویژگیهای آژور هم میتونه به ما کمک کنه تا بهتر درک کنیم داستان چی بوده!
#سایپا
@jdmcsas
حتی اگر واقعاً ۶ میلیون نفر در لحظه به سایت مراجعه کرده بودن، قطعا کلود مایکروسافت آژور به سادگی از عهدهش بر میومد.
اما نکته دیگه اینه که کسی که اینقدر میفهمه که برای یه همچین سرویسی از آژور استفاده کنه حتماً میدونه که آژور سرویس CDN (شبکه توزیع محتوا) هم داره و قرار نیست که همهی ۶ میلیون ریکوئست توسط ویرچوال ماشین ها پاسخ داده بشن! بلکه اونها توسط CDN هَندل میشن و فقط همون ۷۰۰ هزار درخواست ثبت نام (اگه صحت داشته باشه!) باقی میمونه.
دونستن یکی دیگه از ویژگیهای آژور هم میتونه به ما کمک کنه تا بهتر درک کنیم داستان چی بوده!
#سایپا
@jdmcsas
۶. یکی از ویژگیهای جذاب آژور (و بسیاری از سرویس دهندگان ابری) قابلیت Auto scaling است. یعنی اگر حجم تعداد ریکوئستها بالا رفت و منابع تخصیص داده شده کافی نبود، به طور خودکار منابع بیشتری به شما تعلق داده میشه (تا سقفی که توسط خود شما تعیین شده.)
شما مجبور نیستین بابت لود احتمالی پولی پرداخت کنین! شما حسابتونو شارژ میکنین و بر اساس میزان استفاده و اسکیل شدن سرویستون از شارژ شما کسر میشه.
#سایپا
@jdmcsas
شما مجبور نیستین بابت لود احتمالی پولی پرداخت کنین! شما حسابتونو شارژ میکنین و بر اساس میزان استفاده و اسکیل شدن سرویستون از شارژ شما کسر میشه.
#سایپا
@jdmcsas
💢 هاتگرام و تلگرام طلایی تا پایان آذر مهلت گرفتند
🔺به این دو نسخه فارسی تلگرام تا پایان آذر مهلت جدید داده شده است.
🔺مدیران تلگرام طلایی و هاتگرام میگویند در حال مستقل شدن از تلگرام و تبدیل شدن به پیام رسان کاملا بومی هستند و از این رو در جلسهای با رئیس قوه قضائیه مقرر شد فرصت دوبارهای برای اتمام اقدامات فنی به این دو نسخه فارسی تلگرام داده شود./فارس
🔺به این دو نسخه فارسی تلگرام تا پایان آذر مهلت جدید داده شده است.
🔺مدیران تلگرام طلایی و هاتگرام میگویند در حال مستقل شدن از تلگرام و تبدیل شدن به پیام رسان کاملا بومی هستند و از این رو در جلسهای با رئیس قوه قضائیه مقرر شد فرصت دوبارهای برای اتمام اقدامات فنی به این دو نسخه فارسی تلگرام داده شود./فارس
سلام دوستان
اگر کسی کارشناسی ارشد کامپیوتر داره و دوست داره برای سربازی در مشهد امریه بگیره (جهت تدریس) به من اطلاع بده.
@jdmcsas
اگر کسی کارشناسی ارشد کامپیوتر داره و دوست داره برای سربازی در مشهد امریه بگیره (جهت تدریس) به من اطلاع بده.
@jdmcsas
دیجیکالا نه تنها پرسنلش رو تعدیل کرده بلکه ظاهراً کالاهاش رو هم تعدیل کرده!
موجودی گوشی موبایل: صفر!!
@jdmcsas
موجودی گوشی موبایل: صفر!!
@jdmcsas
بوم مدل کسب و کار یا
Business Model Canvas
ابزار مدیریتی و کارآفرینانه استراتژیک است که به شما اجازه میدهد مدل کسب و کار خود را توصیف، طراحی و اختراع کرده یا آن را به چالش طلبیده و یا تغییر دهید.
بوم مدل کسب و کار ابزار ساده تصویری و در عین حال بسیار قدرتمند است که ۹ بخش سازندهی مدل کسب و کار را توصیف میکند. این بخشها شامل بخش(های) مشتریان، ارزش پیشنهادی، کانال(های) توزیع، ارتباط با مشتریان، جریان درآمد، فعالیتهای اصلی، منابع اصلی، شرکای(تجاری) کلیدی و ساختار هزینهها است.
۱. بخش مشتریان:
مجموعههای مختلف مشتریان میتوانند بر اساس خواستهها و ویژگیهای مختلف بخشبندی شوند. شما کدام بخش(ها) را هدف گرفتهاید؟
انواع بخشهای مشتریان شامل: بازار انبوه، گوشه بازار، بخشبندی شده، متنوع، بازار چند وجهی میشوند.
۲. ارزش پیشنهادی:
به هر بخش از مشتریان چه ارزشی (مجموعهای از محصولات و خدمات) را ارایه میکنید. ارزش پیشنهادی شما، باید شما را از رقبایتان متمایز سازد.
ارزش پیشنهادی ارزش را از طریق المانهای (کمی و کیفی) مختلفی فراهم می کند از جمله: تازگی، عملکرد، سفارشیسازی، انجام رساندن کار، طراحی، برند و خوشنامی، قیمت، کاهش هزینهها، کاهش ریسک، دسترسیپذیری، و راحتی و آسایش.
۳. کانال توزیع:
شرکت میتواند ارزش پیشنهادی را از طریق کانالهای توزیع مختلفی به مشتریان برساند.
شرکت میتواند از طریق کانالهای خودش و یا کانالهای شرکای تجاریاش و یا ترکیبی از هر دو به مشتریان دسترسی پیدا کند.
۴. ارتباط با مشتریان:
امروزه ارتباط با مشتریان و حفظ آن برای اطمینان از موفقیت شرکت الزامی است.
شکلهای مختلف ارتباط با مشتریان شامل: کمک شخصی، کمک شخصی اختصاصی، سلف سرویس، سرویسهای خودکار، جوامع کاربری و خلق مشترک (با مشتری) میشود.
۵. جریان درآمد:
شرکت چگونه از هر بخش از مشتریان درآمد کسب میکند.
روشهای مختلف ایجاد جریان درآمدی شامل: فروش دارایی، حق استفاده، حق اشتراک (عضویت)، اجاره/ قرض، حق استفاده از مجوز/ امتیاز، حق کارگزاری و تبلیغات میشود.
۶. منابع اصلی:
منابعی که برای خلق ارزش برای مشتری ضروری هستند و جزو داراییهای شرکت محسوب میشوند.
منابع میتوانند انسانی، مالی، فیزیکی یا معنوی باشند.
۷. فعالیتهای اصلی:
مهمترین فعالیتهای شرکت برای اجرای ارزش پیشنهای شرکت چه هستند؟
۸. شرکای کلیدی:
برای بهبود عملیات و کاهش ریسک مدل کسب و کار معمولا شرکتها با برخی دیگر مشارکتهای تجاری صورت میدهند.
این مشارکتها به روشهای: همکاری استراتژیک با شرکتهای رقیب و غیر رقیب، سرمایهگذاریهای مشترک، روابط خریدار-فراهمکننده و پیمان/ اتحادهای استراتژیک امکان پذیر هستند.
۹. ساختار هزینهها:
عملیاتی کردن مدلهای کسب و کار مختلف چه هزینههایی را در بر دارد. معمولا کسب و کارها چیزی بین هزینهمحور و ارزشمحور هستند.
ساختار هزینهها دارای خصیصههای: هزینههای ثابت، هزینههای متغییر، اقتصاد مقیاس (کاهش هزینه با افزایش تعداد) و اقتصاد محدوده (کاهش هزینه با افزایش محدوده کاری) است.
@jdmcsas
Business Model Canvas
ابزار مدیریتی و کارآفرینانه استراتژیک است که به شما اجازه میدهد مدل کسب و کار خود را توصیف، طراحی و اختراع کرده یا آن را به چالش طلبیده و یا تغییر دهید.
بوم مدل کسب و کار ابزار ساده تصویری و در عین حال بسیار قدرتمند است که ۹ بخش سازندهی مدل کسب و کار را توصیف میکند. این بخشها شامل بخش(های) مشتریان، ارزش پیشنهادی، کانال(های) توزیع، ارتباط با مشتریان، جریان درآمد، فعالیتهای اصلی، منابع اصلی، شرکای(تجاری) کلیدی و ساختار هزینهها است.
۱. بخش مشتریان:
مجموعههای مختلف مشتریان میتوانند بر اساس خواستهها و ویژگیهای مختلف بخشبندی شوند. شما کدام بخش(ها) را هدف گرفتهاید؟
انواع بخشهای مشتریان شامل: بازار انبوه، گوشه بازار، بخشبندی شده، متنوع، بازار چند وجهی میشوند.
۲. ارزش پیشنهادی:
به هر بخش از مشتریان چه ارزشی (مجموعهای از محصولات و خدمات) را ارایه میکنید. ارزش پیشنهادی شما، باید شما را از رقبایتان متمایز سازد.
ارزش پیشنهادی ارزش را از طریق المانهای (کمی و کیفی) مختلفی فراهم می کند از جمله: تازگی، عملکرد، سفارشیسازی، انجام رساندن کار، طراحی، برند و خوشنامی، قیمت، کاهش هزینهها، کاهش ریسک، دسترسیپذیری، و راحتی و آسایش.
۳. کانال توزیع:
شرکت میتواند ارزش پیشنهادی را از طریق کانالهای توزیع مختلفی به مشتریان برساند.
شرکت میتواند از طریق کانالهای خودش و یا کانالهای شرکای تجاریاش و یا ترکیبی از هر دو به مشتریان دسترسی پیدا کند.
۴. ارتباط با مشتریان:
امروزه ارتباط با مشتریان و حفظ آن برای اطمینان از موفقیت شرکت الزامی است.
شکلهای مختلف ارتباط با مشتریان شامل: کمک شخصی، کمک شخصی اختصاصی، سلف سرویس، سرویسهای خودکار، جوامع کاربری و خلق مشترک (با مشتری) میشود.
۵. جریان درآمد:
شرکت چگونه از هر بخش از مشتریان درآمد کسب میکند.
روشهای مختلف ایجاد جریان درآمدی شامل: فروش دارایی، حق استفاده، حق اشتراک (عضویت)، اجاره/ قرض، حق استفاده از مجوز/ امتیاز، حق کارگزاری و تبلیغات میشود.
۶. منابع اصلی:
منابعی که برای خلق ارزش برای مشتری ضروری هستند و جزو داراییهای شرکت محسوب میشوند.
منابع میتوانند انسانی، مالی، فیزیکی یا معنوی باشند.
۷. فعالیتهای اصلی:
مهمترین فعالیتهای شرکت برای اجرای ارزش پیشنهای شرکت چه هستند؟
۸. شرکای کلیدی:
برای بهبود عملیات و کاهش ریسک مدل کسب و کار معمولا شرکتها با برخی دیگر مشارکتهای تجاری صورت میدهند.
این مشارکتها به روشهای: همکاری استراتژیک با شرکتهای رقیب و غیر رقیب، سرمایهگذاریهای مشترک، روابط خریدار-فراهمکننده و پیمان/ اتحادهای استراتژیک امکان پذیر هستند.
۹. ساختار هزینهها:
عملیاتی کردن مدلهای کسب و کار مختلف چه هزینههایی را در بر دارد. معمولا کسب و کارها چیزی بین هزینهمحور و ارزشمحور هستند.
ساختار هزینهها دارای خصیصههای: هزینههای ثابت، هزینههای متغییر، اقتصاد مقیاس (کاهش هزینه با افزایش تعداد) و اقتصاد محدوده (کاهش هزینه با افزایش محدوده کاری) است.
@jdmcsas
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چیزی که مردم در مورد یک برنامه نویس فکر میکنن و چیزی که در واقعیت هست...
@jdmcsas
@jdmcsas