قهوه تلخ روشنگر و خرافه‌ستیز
183 subscribers
1.97K photos
782 videos
1.23K files
1.61K links
حرفِ هر کدامتان را در گوشِ دیگری می‌گویم و چنان وزوزی در صراط‌المستقیم توهم‌آلودتان بیاندازم که دود از هستیتان برخیزد.من بی‌زادگاهم ولی بی‌وطنم نیستم،وطنِ من فاضلابِ اندیشه‌های نابِ شماست،و از این فاضلابتان نیلوفرها خواهم رویانید.
Download Telegram
#عزیزان_دوستدار_فلسفه، سلام 🌹

🔹💢 ما قبلا وجود خداوند و بی علت بودن و نامحدود بودن او رو توضیح دادیم و اثبات کردیم🦋

🔹💢 اما حالا که نسبت به یه سری از مسائل فلسفی آشنا شدید، میتونم این مسائل رو براتون با زبان فلسفی تر و البته خیلی مفصَّل بیان کنم🦋

🔹💢 پس اگر این متنو میخونید و هنوز #آموزش_فلسفه های مارو مطالعه نکردید، همین الآن برید و یه نگاهی بهشون بندازید و دوباره برگردید اینجا چون میخوام از اون آموزش ها در اینجا استفاده کنم🦋

🔹💢 ما برای توجیه وجود خداوند باید چند مسئله رو به اثبات برسونیم:🦋

1⃣ 💢در عالم واقع چیزی وجود داره که علت برای همه موجوداته ولی خودش بی نیاز از علته و علت نداره
🦋

2⃣💢 همچنین نامحدوده و هیچ حدی براش متصور نیست🦋

3⃣ 💢یگانه است و هیچ شریکی براش وجود نداره🦋

🔹💢 خب، حالا میخوام دونه دونه این موارد رو با استدلال های مختلف توضیح بدم...🦋

#بریم_براش؟🦋
Forwarded from Deleted Account
#سوال_یه دوست اهل سنتی فرموده که طبق آیه ۲۹ سوره فتح همه صحابه پیامبر با هم خوب و صمیمی بودن و برداشت کرده که اختلافاتی که بین حضرت علی علیه السلام و خلفا هست دروغه ، اگر ممکنه توضیح بدید💢

#باسمه_تعالی🦋
💢سلام علیکم و رحمه الله💢
در پاسخ به این پرسش لازم که به نکاتی توجه کنیم:🦋
الف) آیه 29 سوره فتح (مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ ۖ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا ۖ سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ ذَٰلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاهِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ ۗ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَهً وَأَجْرًا عَظِیمًا)
#محمد (صلی اللّه علیه و آله و سلم) فرستاده خداست و یاران و همراهانش بر کافران بسیار قویدل و سخت وبا یکدیگربسیارمشفق و مهربانند،آنان رادر حال رکوع و سجودنمازبسیاربنگری که فضل و رحمت خداوخشنودی اورامی‌طلبند، بررخسارشان ازاثر سجده نشانه‌های نورانیّت پدیدار*این وصف حال آنها درکتاب تورات وانجیل مکتوب که (مثل حال آن رسول) به دانه‌ای ماند که چون نخست سرازخاک برآورد جوانه وشاخه‌ای نازک وضعیف باشد بعدازآن قوّت یابدتاآنکه ستبروقوی گرددوبرساق خودراست ومحکم بایستدکه دهقانان را (در تماشای خود) حیران کند (همچنین محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم و اصحابش از ضعف به قوّت رسند)تا کافران عالم را(ازقدرت وقوّت خود) به خشم آرند.خداوعده فرموده که هرکس ازآنهاثابت ایمان ونیکوکار شودگناهانش ببخشدواجرعظیم عطا کند.)بیانگر چنین مطلبی نیست*به ویژه آن که از #رسول خدا صلى الله علیه و آله درباره این قسمت ازآیه 🦋«وَعَدَاللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَهً وَ أَجْراً عَظِیماً»🦋 سؤال کردندکه درباره چه کسى نازل شده*حضرت فرمود: درروز قیامت لوائى ازنورسفیدبرپا می‌گرددومنادى نداکند که #على سیدوآقاى مؤمنین ازجاى برخیزدو این لواءرا دردست بگیردامیرالمؤمنین على ازجا برمی‌خیزدولواءرادردست گرفته در حالتى که درتحت لواءمزبورجمیع سابقین اولین ازمهاجرین وانصار خواهندبودوبه وسیله لوائى که در دست على است به سوى جنت و بهشت راهنمائى خواهند گردید چنان که حدیث مزبور مرفوعاً از ابن عباس نیز روایت و نقل شده*🦋

ب) موارد متعددی از اختلاف امیرالمؤمنین با خلفا وجود دارد که از ان جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱ -
#رد_سیره_شیخین
یکی از اقدامات علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) که نشانه بارز مبارزه او با بدعت‌ها می باشد، مردود دانستن سیره خلفا می باشد. او این موضع را در جایگاه‌های مختلفی اخاذ نمود که در ادامه به دو مورد اشاره می نماییم:
۱.۱ -
#در_شورای_شش_نفره
در قضیه شورای شش نفره، سه بار به حضرت پیشنهاد قبول خلافت به شرط عمل به سیره شیخین مطرح شد ولی حضرت با قاطعیت تمام رد نمود و اعلام داشت که معیار و ملاک حکومت من فقط کتاب خدا و سنّت پیامبر است و با وجود این دو نیازی به ضمیمه کردن سیره دیگری نیست. در روایت آمده است:
«وخلا (عبد الرحمن بن عوف) بعلی بن ابی طالب، فقال: لنا اللّه علیک، ان ولیّت هذا الامر، ان تسیر فینا بکتاب اللّه وسنّه نبیّه وسیره ابی بکر وعمر. فقال: اسیر فیکم بکتاب اللّه وسنّه نبیّه ما استطعت. فخلا بعثمان فقال له: لنا اللّه علیک، ان ولیّت هذا الامر، ان تسیر فینا بکتاب اللّه وسنّه نبیّه وسیره ابی بکر وعمر. فقال: لکم ان اسیر فیکم بکتاب اللّه وسنه نبیه وسیره ابی بکر وعمر. ثمّ خلا بعلی، فقال له مثل مقالته الاولی، فاجابه مثل الجواب الاوّل، ثمّ خلا بعثمان، فقال له مثل المقاله الاولی، فاجابه مثل ما کان اجابه، ثمّ خلا بعلی فقال له مثل المقاله الاولی، فقال: انّ کتاب اللّه وسنّه نبیه لا یحتاج معهما الی اجیری احد. انت مجتهد ان تزوی هذا الامر عنّی. فخلا بعثمان فاعاد علیه القول، فاجابه بذلک الجواب، وصفق علی یده.» [۱] [۲] ، [۳] ، [۴] [۵] ، [۶] [۷] ، [۸] [۹] ، [۱۰] [۱۱] .
«عبد الرحمن بن عوف با حضرت به طور خصوصی به گفتگو نشست؛ پس گفت تو را در مورد خودمان به خدا قسم می‌دهم که آیا در بین ما به کتاب خدا و سنت رسول او و روش ابوبکر و عمر عمل می‌کنی؟ پس حضرت فرمودند: کتاب خدا و سنت پیامبر او تا می‌توانم
*💢

#ادامه دارد
Forwarded from Deleted Account
پس با عثمان خلوت کرده و به او نیز همین را گفت اما او پاسخ داد: برای شما تضمین می‌کنم که به کتاب خدا و سنت پیامبر او و روش ابوبکر و عمر عمل نمایم! دوباره با علی خلوت کرده و کلام اول را تکرار کرد اما حضرت مانند همان دفعه به او پاسخ گفتند. سپس فرمودند: با کتاب خدا و سنت پیامبرش به نظر هیچ کس احتیاج پیدا نمی‌کنیم. تو می‌کوشی که خلافت را از من دور کنی (و گرنه سیره ابوبکر و عمر را شرط نمی‌کردی). پس دوباره به نزد عثمان رفته و همان کلام را تکرار کرد. پس همان جواب اول را داد؛ او نیز با عثمان بیعت نمود.»
و نکته جالب این است که حضرت به عبدالرحمان می‌گوید: تو با طرح این پیشنهاد، تلاش می‌کنی که مرا از خلافت محروم سازی؛ چون به خوبی می‌دانی که سیره شیخین مورد تایید من نیست. «انت مجتهد ان تزوی هذا الامر عنّی.»
در روایتی دیگر نیز چنین آمده است:
«عن عاصم عن ابی وائل قال قلت لعبد الرحمن بن عوف کیف بایعتم عثمان وترکتم علیا رضی اللّه عنه قال ما ذنبی قد بدات بعلی فقلت ابایعک علی کتاب اللّه وسنه رسوله وسیره ابی بکر وعمر رضی اللّه عنهما قال فقال فیما استطعت قال ثم عرضتها علی عثمان رضی اللّه عنه فقبلها؛ [۱۲] عاص بن وائل گوید: به عبدالرحمان گفتم: چگونه با وجود شخصیتی مانند علی با عثمان بیعت کردید؟ پاسخ می‌دهد: گناه من چیست؟ سه مرتبه به علی پیشنهاد کردم که خلافت را به شرط عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر و سیره ابوبکر و عمر بپذیرد ولی قبول نکرد و عثمان زیر بار این پیشنهاد رفت.»
۱.۲ - در ماجرای خوارج
شبیه همین سخنان از حضرت در ماجرای خوارج و بعد از به خلافت رسیدن نیز نقل شده است:
«ولما خرجت الخوارج من الکوفه اتی علیا اصحابه وشیعته فبایعوه وقالوا نحن اولیاء من والیت واعداء من عادیت فشرط لهم فیه سنه رسول الله صلی الله علیه وسلم فجاءه ربیعه بن ابی شداد الخثعمی وکان شهد معه الجمل وصفین ومعه رایه خثعم. فقال له: «بایع علی کتاب الله وسنه رسول الله صلی الله علیه وسلم» فقال ربیعه: «علی سنه ابی بکر وعمر. قال له علی: «ویلک لو ان ابا بکر وعمر عملا بغیر کتاب الله وسنه رسول الله صلی الله علیه وسلم لم یکونا علی شئ من الحق. فبایعه، فنظر الیه علی وقال اما والله لکانی بک وقد نفرت مع هذه الخوارج فقتلت وکانی بک وقد وطئتک الخیل بحوافرها فقتل یوم النهر مع خوارج البصره.» [۱۳]
«وقتی که خوارج بر ضد امیر مومنان شوریدند، حضرت به نزد یاران و طرفداران خویش آمدند و ایشان دوباره با حضرت بیعت کردند و گفتند: ما با هرکس که دوست باشی دوست بوده و با هرکس دشمنی کنی دشمن هستیم. پس با ایشان چنین قرارداد بست که به سنت رسول خدا عمل نماید. پس ربیعه بن ابی‌شداد خثعمی که در جمل و صفین همراه حضرت بوده و پرچم قبیله خثعم را به همراه داشت به نزد حضرت آمد. حضرت به او گفت: با من بیعت کن به شرط کتاب خدا و سنت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم). اما ربیعه گفت: بر سنت ابو بکر و عمر. پس حضرت فرمودند: وای برتو! اگر ابو بکر و عمر به غیر کتاب خدا و سنت پیامبر او عمل کرده باشند، ذره‌ای بر حق نبوده‌اند. پس با امیر مومنان بیعت نمود. سپس حضرت به او نگاهی کرده فرمودند: قسم به خدا که من تو را می‌بینم که همراه با خوارج به جنگ (من) آمده‌ای و کشته شده ای. پس تو را می‌بینم که سم اسب‌ها تو را لگد مال کرده است. پس در روز نهروان همراه با خوارج بصره کشته شد!»
۲ - مراحل مقابله با بدعت‌ها

بر خلاف آن‌چه گفته می شود که علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) به مقابله و مخالفت به بدعت‌ها نپرداخت، او از طرق مختلف چنین کرد. او در ابتدا برای از میان برداشتن بدعت‌های خرد و کوچک گام برداشت:
۲.۱ - مرحله اول؛ رد بدعت‌های کوچک
در مرحله‌ی اول،
#علی (علیه‌السلام) به جلو گیری از بدعت‌های کوچک پرداخت که در مقابل، مخالفت مردم را در پی داشت. این مطلب جدای از منابع شیعه، در کتب اهل سنت نیز آمده است که حضرت در ابتدا خواست تا مردم را امتحان نماید که آیا دین ایشان آنقدر قوی هست که بتوان بدعت‌های بزرگ را برداشت یا خیر. لذا مبارزه خود را با بحث نماز تراویح یعنی یکی از بدعت‌های ساده عمر، آغاز نمود ابن‌ابی‌الحدید در شرح نهج البلاغه چنین آورده است:
«وقد روی: ان عمر خرج فی شهر رمضان لیلا فرای المصابیح فی المسجد، فقال: ما هذا؟ فقیل له: ان الناس قد اجتمعوا لصلاه التطوع، فقال: بدعه فنعمت البدعه! فاعترف کما تری بانها بدعه، وقد شهد الرسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ان کل بدعه ضلاله. وقد روی ان امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) لما اجتمعوا الیه بالکوفه فسالوه ان ینصب لهم اماما یصلی بهم نافله شهر رمضان، زجرهم وعرفهم ان ذلک خلاف السنه فترکوه واجتمعوا لانفسهم وقدموا بعضهم فبعث الیهم ابنه الحسن (علیه‌السّلام) فدخل علیهم المسجد ومعه الدره فلما راوه تبادروا الابواب وصاحوا وا عمراه.» [۱۴]
🔸

#ادامه_دارد2
Forwarded from Deleted Account
«روایت شده که #عمر در ماه رمضان شب هنگام بیرون آمده پش در مسجد چراغ‌هایی را دید؛ پس گفت: این چیست؟ به او گفتند: مردم برای نماز مستحبی جمع شده‌اند (تا آن را جماعت بخوانند)؛ پس گفت بدعت است اما خوب بدعتی است. پس اعتراف کرده است که این کار بدعت است و رسول خدا شهادت داده‌اند که هر بدعتی گمراهی است. و از امیر مومنان (علیه‌السّلام) روایت شده است که وقتی در کوفه گرد ایشان جمع آمدند، و از حضرت خواستند که برای ایشان امامی قرار دهد که با او نماز مستحب ماه رمضان را بخوانند، ایشان را از این کار منع کرده و ایشان را آگاه نمود که این کار بر خلاف سنت رسول خدا است. پس امیر مومنان را رها کرده و خودشان گرد هم جمع شدند و یکی را جلو‌ انداختند (تا امام جماعت شود)؛ پس حضرت امام حسن مجتبی را به نزد ایشان فرستاد. ایشان وارد مسجد شد در حالی که شلاقی به همراه داشت! وقتی مردم ایشان را دیدند فرار کرده و فریاد می‌زدند‌: ای وای! سنت عمر از بین رفت!
این مطلب در کتب شیعه نیز آمده است:
«و باسناده عن علی بن الحسن بن علی بن فضال، عن احمد بن الحسن، عن عمرو ابن سعید (المداینی)، عن مصدق بن صدقه، عن عمار، عن ابی عبدالله (علیه‌السّلام) قال: سالته عن الصلاه فی رمضان فی المساجد فقال: لما قدم امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) الکوفه امر الحسن بن علی ان ینادی فی الناس: لا صلاه فی شهر رمضان فی المساجد جماعه فنادی فی الناس الحسن بن علی بما امره به امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) فلما سمع الناس مقاله الحسن بن علی (علیه‌السّلام) صاحوا: وا عمراه وا عمراه، فلما رجع الحسن الی امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) قال له: ما هذا الصوت؟ قال: یا امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) الناس یصیحون: وا عمراه وا عمراه فقال امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام): قل لهم صلوا.» [۱۵]
«...وقتی امیر مومنان به کوفه آمدند به حسن بن علی دستور دادند که در بین مردم ندا دهد که در ماه رمضان در مسجد، نماز (تراویح) جماعت نخوانند؛ پس حضرت در بین مردم همان را که امیر مومنان فرموده بود اعلام کرد؛ وقتی مردم کلام امام حسن (علیه‌السّلام) را شنیدند، فریاد زدند که "وای عمر وای عمر" (زیرا نماز تراویح از بدعت‌های عمر بود.) وقتی امام حسن (علیه‌السّلام) به نزد امیر مومنان باز گشت، از او پرسید: این چه صدایی است؟ پاسخ فرمود: ‌ای 🦋امیرالمومنین، مردم فریاد می‌زنند: وای عمر وای عمر! امیر مومنان فرمودند به ایشان بگو نماز بخوانید!»
۲.۲ - مرحله دوم؛ بیان بدعت‌ها
وقتی
#علی_بن_ابی‌طالب (علیه‌السلام) مشاهده نمود که مردم نمی‌خواهند بدعت‌های هر چند کوچک خلفا به جای خود بازگردد و نمی‌خواهند به سنت‌های رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) عمل نمایند، طریقه مبارزه خویش را تغییر داده و شروع به آگاهی دادن به مردم در زمینه بدعت‌ها نمود. این بیانات آگاهی‌در چند منبع روایت شده است که در ذیل به برخی از آنان اشاره می نماییم: 💢
۲.۲.۱ -
#روایت_نهج البلاغه🦋
حضرت در روایتی بسیار مهم در نهج البلاغه نیز به بیان این مشکلات پرداخته و سنت خلفا را به عنوان سنت آل فرعون بیان می‌کند🦋:
«حَتَّی اِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ صرَجَعَ قَوْمٌ عَلَی الْاَعْقَابِ وَ غَالَتْهُمُ السُّبُلُ وَ اتَّکَلُوا عَلَی الْوَلائِجِ وَ وَصَلُوا غَیْرَ الرَّحِمِ وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذِی اُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ وَ نَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ اَسَاسِهِ فَبَنَوْهُ فِی غَیْرِ مَوْضِعِهِ مَعَادِنُ کُلِّ خَطِیئَهٍ وَ اَبْوَابُ کُلِّ ضَارِبٍ فِی غَمْرَهٍ قَدْ مَارُوا فِی الْحَیْرَهِ وَ ذَهَلُوا فِی السَّکْرَهِ عَلَی سُنَّهٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ مِنْ مُنْقَطِعٍ اِلَی الدُّنْیَا رَاکِنٍ اَوْ مُفَارِقٍ لِلدِّینِ مُبَایِن.» 🦋[۱۶] [۱۷]
«پس از رحلت جانگداز رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، گروهی به گذشته جاهلی خود بازگشتند و با پیمودن راه‌های گوناگون گمراه شدند و بر آرا و‌اندیشه‌های نادرست خود اعتماد نمودند و از غیر خویشان پیروی نمودند، و از وسیله هدایت و رستگاری یعنی اهل بیت که مامور به دوستی آن بودند، دوری کردند. (قل لا اسئلکم علیه اجراً الاّ الموده فی القربی)، و ساختمان اسلام و ایمان را از جایگاه استوارش انتقال داده و آن را در جایی که سزاوار نبود🦋 پایه‌ریزی کردند. آنان کانون هر خطا و گناه و پناهگاه هر فتنه‌جو شدند و سرانجام در سرگردانی فرو رفته و در غفلت و مستی، به روش و آیین فرعونیان درآمدند؛ از همه بریده و دل به دنیا بستند و یا پیوند خود را با دین گسستند.» 💢
۲.۲.۲ - روایت اصول کافی🦋


#ادامه_دارد3
Forwarded from Deleted Account
در کتاب کافی نیز روایتی که سند آن صحیح بوده و تمامی راویان آن از بزرگان علمای شیعه‌اند. در این روایت، علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) به بیان بیش از بیست بدعت ازبدعت‌های خلفا می پرداز🦋
«عَلِیُّ بْنُ اِبْرَاهِیمَ عَنْ اَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ اِبْرَاهِیمَ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ الْهِلَالِیِّ قَالَ خَطَبَ اَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فَحَمِدَ اللَّهَ وَ اَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ صَلَّی عَلَی النَّبِیِّ صثُمَّ قَالَ اَلَا اِنَّ اَخْوَفَ مَا اَخَافُ عَلَیْکُمْ خَلَّتَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَی وَ طُولُ الْاَمَلِ اَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَی فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ اَمَّا طُولُ الْاَمَلِ فَیُنْسِی الْآخِرَهَ اَلَا اِنَّ الدُّنْیَا قَدْ تَرَحَّلَتْ مُدْبِرَهً وَ اِنَّ الْآخِرَهَ قَدْ تَرَحَّلَتْ مُقْبِلَهً وَ لِکُلِّ وَاحِدَهٍ بَنُونَ فَکُونُوا مِنْ اَبْنَاءِ الْآخِرَهِ وَ لَا تَکُونُوا مِنْ اَبْنَاءِ الدُّنْیَا فَاِنَّ الْیَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ اِنَّ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ وَ اِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ مِنْ اَهْوَاءٍ تُتَّبَعُ وَ اَحْکَامٍ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیهَا حُکْمُ اللَّهِ یَتَوَلَّی فِیهَا رِجَالٌ رِجَالًا🦋
...امیرالمومنین (علیه‌السلام) خطبه‌ای خواند و در آن خدا را حمد و ثناء گفته و سپس بر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) درود فرستاد؛ سپس فرمود: آگاه باشید که من از شما در مورد دو خصوصیت بیش از سایر خصوصیت‌ها نگرانم؛ تبعیت از هوای نفس و آرزوهای دراز. آگاه باشید که تبعیت از هوای نفس راه حق را می‌بندد و آرزوهای بلند، سبب فراموشی آخرت می‌گردد. آگاه باشید که دنیا بار سفر بسته و (از انسان) دور می‌شود و آخرت بار سفر بسته و نزدیک می‌شود؛ ولی فرزندان هر دو یکی است (هر دو نظر به انسان دارند) پس از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید. به درستی که امروز زمان کار است و حسابی در کار نیست و فردا زمان حساب است و کاری در میان نیست. و به درستی که شروع فتنه‌ها از هوای نفسی است که انسان به دنبال آن می‌رود و بدعت‌هایی است که بصورت قانون در می‌آید و در آن با حکم خدا مخالفت می‌شود؛ و عده‌ای از مردم در آن عده‌ای دیگر را به کار می‌گمارند.
اَلَا اِنَّ الْحَقَّ لَوْ خَلَصَ لَمْ یَکُنِ اخْتِلَافٌ وَ لَوْ اَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ لَمْ یُخَفْ عَلَی ذِی حِجًی لَکِنَّهُ یُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَیُمْزَجَانِ فَیُجَلَّلَانِ مَعاً فَهُنَالِکَ یَسْتَوْلِی الشَّیْطَانُ عَلَی اَوْلِیَائِهِ وَ نَجَا الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنَی 🦋
آگاه باشید که حق اگر (از باطل) جدا شود هیچ اختلافی نخواهد بود و اگر باطل نیز جدا شود بر هیچ صاحب عقلی مخفی نخواهد ماند؛ اما از این مقداری و از آن مقداری گرفته و آن دو را با هم مخلوط می‌گردانند پس با یکدیگر ظاهری آراسته پیدا می‌کنند. آنجاست که شیطان بر یاوران خویش مسلط می‌گردد و کسانی نجات می‌یابند که خداوند برای ایشان از پیش نیکی فرستاده باشد؛
اِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ🦋 (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یَقُولُ کَیْفَ اَنْتُمْ اِذَا لَبَسَتْکُمْ فِتْنَهٌ یَرْبُو فِیهَا الصَّغِیرُ وَ یَهْرَمُ فِیهَا الْکَبِیرُ یَجْرِی النَّاسُ عَلَیْهَا وَ یَتَّخِذُونَهَا سُنَّهً فَاِذَا غُیِّرَ مِنْهَا شَیْ ءٌ قِیلَ قَدْ غُیِّرَتِ السُّنَّهُ وَ قَدْ اَتَی النَّاسُ مُنْکَراً ثُمَّ تَشْتَدُّ الْبَلِیَّهُ وَ تُسْبَی الذُّرِّیَّهُ وَ تَدُقُّهُمُ الْفِتْنَهُ کَمَا تَدُقُّ النَّارُ الْحَطَبَ وَ کَمَا تَدُقُّ الرَّحَی بِثِفَالِهَا وَ یَتَفَقَّهُونَ لِغَیْرِ اللَّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ لِغَیْرِ الْعَمَلِ وَ یَطْلُبُونَ الدُّنْیَا بِاَعْمَالِ الْآخِرَهِ 🦋
به درستی که از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شنیدم که فرمود: چگونه خواهید بود در زمانی که فتنه‌ها از چشم شما پوشیده مانده و در میان شماست؛ کودک در آن بزرگ شده و بزرگ در آن پیر می‌شود؛ در میان مردم جریان دارد ولی مردم آن را سنت خویش قرار می‌دهند و اگر چیزی از آن را تغییر دهند می‌گویند: سنت را تغییر دادید و بر مردم کار ناپسندی وارد شده است! سپس امتحان سخت تر می‌گردد و مردمان را اسیر می‌کند و فتنه را بر ایشان می‌کوباند همان طور که آتش، چوب را می‌کوباند، و همانطور که سنگ آسیا، تفاله‌ها را می‌کوباند و برای غیر خدا به دنبال دین می‌روند و برای غیر علم به دنبال دانش می‌روند و دنیا را با کارهای اخروی طلب می‌کنند.💢

#ادامه_دارد4
Forwarded from Deleted Account
🦋ثُمَّ اَقْبَلَ بِوَجْهِهِ وَ حَوْلَهُ نَاسٌ مِنْ اَهْلِ بَیْتِهِ وَ خَاصَّتِهِ وَ شِیعَتِهِ فَقَالَ قَدْ عَمِلَتِ الْوُلَاهُ قَبْلِی اَعْمَالًا خَالَفُوا فِیهَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مُتَعَمِّدِینَ لِخِلَافِهِ نَاقِضِینَ لِعَهْدِهِ مُغَیِّرِینِ لِسُنَّتِهِ وَ لَوْ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلَی تَرْکِهَا وَ حَوَّلْتُهَا اِلَی مَوَاضِعِهَا وَ اِلَی مَا کَانَتْ فِی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ🦋 (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) لَتَفَرَّقَ عَنِّی جُنْدِی حَتَّی اَبْقَی وَحْدِی اَوْ قَلِیلٌ مِنْ شِیعَتِیَ الَّذِینَ عَرَفُوا فَضْلِی وَ فَرْضَ اِمَامَتِی مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّهِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)
سپس رو به مردم نموده در حالیکه عده‌ای از بستگان و نزدیکان و شیعیانش گرداو بودندفرمود: خلفای قبل از من کارهایی انجام دادند که در آن با رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مخالفت کردند و در آن بنای مخالفت با رسول خدا را از روی عمد داشتند. پیمان او را شکسته و سنت او را تغییر دادند؛ و اگر مردم را بر ترک آنها وادار نمایم و آنها را به جایگاه خود بازگردانم و به آنچه در زمان رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود لشکر من از گرد من پراکنده شده و تنها باقی می‌مانم و یا با عده کمی از شیعه‌ام که برتری من و وجوب امامت من از کتاب خدا و سنت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را می‌دانند.
۲.۲.۲.۱ - مقام ابراهیم
اَرَاَیْتُمْ لَوْ اَمَرْتُ بِمَقَامِ اِبْرَاهِیمَ (علیه‌السّلام) فَرَدَدْتُهُ اِلَی الْمَوْضِعِ الَّذِی وَضَعَهُ فِیهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)
به من خبر دهید اگر دستور می‌دادم که مقام ابراهیم (علیه‌السّلام)]] را به همان مکانی که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قرار داده بود، بازگردد.
۲.۲.۲.۲ - فدک
وَ رَدَدْتُ فَدَکاً اِلَی وَرَثَهِ فَاطِمَهَ (علیهاالسّلام)
و فدک را به ورثه فاطمه باز می‌گرداندم
۲.۲.۲.۳ - پیمانه زکات
وَ رَدَدْتُ صَاعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) کَمَا کَانَ
و مقدار پیمانه (برای کشیدن مقدار زکات) را به همان حالت قبل باز می‌گرداندم
۲.۲.۲.۴ - هدایای پیامبر
وَ اَمْضَیْتُ قَطَائِعَ اَقْطَعَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) لِاَقْوَامٍ لَمْ تُمْضَ لَهُمْ وَ لَمْ تُنْفَذْ
و زمین‌های هدیه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را که به عده‌ای داده بود و دستور حضرت را اجرا نکردند، به ایشان می‌دادم.
۲.۲.۲.۵ - خانه جعفر
وَ رَدَدْتُ دَارَ جَعْفَرٍ اِلَی وَرَثَتِهِ وَ هَدَمْتُهَا مِنَ الْمَسْجِدِ
و خانه جعفر را به ورثه اش بازمی گرداندم و آن را از مسجد خراب می‌کردم (زیرا خانه او را به زور گرفته و در مسجد وارد کردند)؛
۲.۲.۲.۶ - ازدواج‌های ظالمانه
وَ رَدَدْتُ قَضَایَا مِنَ الْجَوْرِ قُضِیَ بِهَا
و عده‌ای از زنانی را که به غیر حق همسر مردانی شده‌اند پس گرفته و ایشان را به همسرانشان بازمی گرداندم!
۲.۲.۲.۷ - کنیزان
وَ نَزَعْتُ نِسَاءً تَحْتَ رِجَالٍ بِغَیْرِ حَقٍّ فَرَدَدْتُهُنَّ اِلَی اَزْوَاجِهِنَّ وَ اسْتَقْبَلْتُ بِهِنَّ الْحُکْمَ فِی الْفُرُوجِ وَ الْاَحْکَامِ
و حکم (خدا) در مورد فروج و ارحام (اعمال خلاف عفت) در مورد ایشان جاری می‌کردم؛
۲.۲.۲.۸ - فرزندان تغلب
وَ سَبَیْتُ ذَرَارِیَّ بَنِی تَغْلِبَ
و مردمان بنی تغلب را به اسارت می‌گرفتم (زیرا ایشان به جنگ با مسلمانان پرداخته و دستور به اسارت همه ایشان دادند)
۲.۲.۲.۹ - اراضی خیبر
وَ رَدَدْتُ مَا قُسِمَ مِنْ اَرْضِ خَیْبَرَ
و آن مقدار از زمین‌های خیبر را که بین مردم تقسیم شده است باز می‌گرداندم (زیرا این زمین‌ها در اصطلاح فقهی مفتوح عنوه است؛ یعنی برای گرفتن بیشتر زمین‌های خیبر جنگ صورت نگرفت و لذا ملک تمامی مسلمانان است نه عده‌ای خاص و کسی حق تملک آن را ندارد.)
۲.۲.۲.۱۰ - هدایای ماهانه
وَ مَحَوْتُ دَوَاوِینَ الْعَطَایَا وَ اَعْطَیْتُ کَمَا کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) یُعْطِی بِالسَّوِیَّهِ وَ لَمْ اَجْعَلْهَا دُولَهً بَیْنَ الْاَغْنِیَاءِ وَ اَلْقَیْتُ الْمَسَاحَهَ
و دفاتر هدیه‌های ماهانه را پاک می‌کردم (زیرا خلفا دفاتری داشتند که در آن در مورد افراد خاصی ثبت شده بود هر ماه به فلان کس فلان مقدار شهریه داده شود) و همانطور که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) تقسیم می‌کرد همانطور یعنی به صورت مساوی (اموال را بین مردم) تقسیم می‌نمودم و آن را فقط سبب آبادی زندگی ثروتمندان قرار ندهم و مقدار‌ اندازه گیری زمین ایشان را کنار می‌انداختم (زیرا با آن مقدار هدیه‌های رسول خدا به خود را افزایش می‌دادند)
5⃣
Forwarded from Deleted Account
۲.۲.۲.۱۱ - ازدواج
وَ سَوَّیْتُ بَیْنَ الْمَنَاکِحِ 🦋
و ازدواج‌ها را یکسان قرار می‌دادم (زیرا ایشان دستورداده بودند که غیر عرب حق ازدواج با عرب را ندارد اما رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) می‌فرمودند مسلمان کفو مسلمان است)
۲.۲.۲.۱۲ - خمس
وَ اَنْفَذْتُ خُمُسَ الرَّسُولِ کَمَا اَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ فَرَضَهُ 🦋
و خمس مربوط به رسول خدا را همانطور که خداوند (عزّوجلّ) دستور داده است جاری می‌نمودم (نه مانند خلفا که آن را سهم خاص خود به عنوان خلیفه رسول خدا می‌دانستند.)
۲.۲.۲.۱۳ - مسجد‌النبی 🦋
وَ رَدَدْتُ مَسْجِدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اِلَی مَا کَانَ عَلَیْهِ وَ سَدَدْتُ مَا فُتِحَ فِیهِ مِنَ الْاَبْوَابِ وَ فَتَحْتُ مَا سُدَّ مِنْهُ
و مسجد رسول خدا🦋 (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را به همان مقدار سابق باز گردانده و درهایی را که به سوی آن گشوده گشته بود می‌بستم (هر کسی از بزرگان صحابه که خانه ایشان در کنار مسجد بود بعد از رسول خدا به خلاف دستور حضرت، برای خود از خانه خویش دری خاص به درون مسجد کشید تا درب اختصاصی او باشد) و درهایی را که بسته شده بود باز می‌نمودم. (رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در زمان حیات خویش تنها دستور دادند که دربی از خانه امیر مومنان و ناودانی از خانه عباس عموی ایشان به مسجد باز باشد و سایر درها بسته شود اما این درب و ناودان در زمان خلفا به دستور ایشان مسدود گشت.)
۲.۲.۲.۱۴ - مسح وضو
وَ حَرَّمْتُ الْمَسْحَ عَلَی الْخُفَّیْنِ
و مسح از روی کفش را حرام می‌نمودم (خلفا این کار را جایز دانستند) 🦋
۲.۲.۲.۱۵ - نبیذ
وَ حَدَدْتُ عَلَی النَّبِیذِ 🦋
و به خاطر نوشیدن نبیذ حد الهی را جاری می‌ساختم (خلفا نبیذ را که نوعی شراب خفیف شده است جایز دانستند) 🦋
۲.۲.۲.۱۶ - حج متعه و نکاح متعه
وَ اَمَرْتُ بِاِحْلَالِ الْمُتْعَتَیْنِ
و دستور می‌دادم که همه مردم دو متعه (حج و زنان) را جایز بدانند
۲.۲.۲.۱۷ - نماز میت 🦋
وَ اَمَرْتُ بِالتَّکْبِیرِ عَلَی الْجَنَائِزِ خَمْسَ تَکْبِیرَاتٍ 🦋
و دستور می‌دادم که بر جنازه (هنگام نماز میت) پنج تکبیر بگویند (خلفا چهار تکبیر می‌گفتند)
۲.۲.۲.۱۸ - بسم الله الرحمن الرحیم
وَ اَلْزَمْتُ النَّاسَ الْجَهْرَ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ 🦋
و مردم را وادار می‌نمودم که بسم الله الرحمن الرحیم را (در نماز) بلند بگویند؛
۲.۲.۲.۱۹ -تبعید‌شدگان عهد پیامبر
وَ اَخْرَجْتُ مَنْ اُدْخِلَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فِی مَسْجِدِهِ مِمَّنْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ🦋 (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اَخْرَجَهُ
و کسانی را که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بیرون (تبیعد) کرده بودند و بعد از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به مسجد حضرت وارد شدند، بیرون می‌نمودم (رسول خدا مروان و پدرش را تبعید کرده اما خلفا ایشان را امام جماعت مسجد رسول خدا نمودند.)
۲.۲.۲.۲۰ - ساکنان مسجدالنبی
وَ اَدْخَلْتُ مَنْ اُخْرِجَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مِمَّنْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اَدْخَلَهُ🦋
و کسانی را که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ایشان را در مسجد خویش جای داده بود و بعد از ایشان بیرون شدند به مسجد می‌آوردم (عده‌ای از صحابه جایگاه و خانه‌ای جز صفه و ایوان مسجد رسول خدا نداشتند و رسول خدا ایشان را در آنجا ساکن کرده بود اما خلفا ایشان را از مسجد بیرون کردند)
۲.۲.۲.۲۱ - قرآن 🦋
وَ حَمَلْتُ النَّاسَ عَلَی حُکْمِ الْقُرْآنِ
و مردم را برحکم قرآن وادار می‌کردم
۲.۲.۲.۲۲ - طلاق
وَ عَلَی الطَّلَاقِ عَلَی السُّنَّهِ🦋
و ایشان را وادار می‌کردم که طلاق راطبق سنت انجام دهند (طبق آیه قرآن ازدواج احتیاج به شاهد نداشته و طلاق دو شاهد احتیاج دارد اما خلفا حکم هر دو را برعکس نمودند)🦋
۲.۲.۲.۲۳ - صدقات
🦋وَ اَخَذْتُ الصَّدَقَاتِ عَلَی اَصْنَافِهَا وَ حُدُودِهَا 🦋
و صدقات را بر گروه‌ها و مرزهای خودش باز می‌گرداندم(صدقات باید بر گروه‌های مختلفی تقسیم می‌شد اما خلفا آن را فقط به بعضی از ایشان می‌دادند.)
۲.۲.۲.۲۴ - وضو و غسل و نماز
وَ رَدَدْتُ الْوُضُوءَ وَ الْغُسْلَ وَ الصَّلَاهَ اِلَی مَوَاقِیتِهَا وَ شَرَائِعِهَا وَ مَوَاضِعِهَا
و وضو و غسل و نماز را به زمان خویش (در مورد نماز) و روش خویش (در مورد غسل) و جایگاه خویش (در مورد وضو) باز می‌گرداندم.(زیرا نماز‌های یومیه را می‌توان درسه وقت خواند، اما خلفا مخالفت کردند.و نیز شرایط وجوب غسل راتغییردادندوهمچنین محل وضو راعوض کردند.زیرادر وضو دست باید از بالا به پایین شسته می‌شد و برعکس نمودند، بعضی ازسرباید مسح می‌شدآن را نیزتغییردادند،پانیزباید مسح می‌شدآن راشستند)
🦋

#ادامه_دارد6
Forwarded from Deleted Account
۲.۲.۲.۲۵ - مردم نجران 🦋
وَ رَدَدْتُ اَهْلَ نَجْرَانَ اِلَی مَوَاضِعِهِمْ
و مردمان نجران را به محل خویش باز می‌گرداندم (از سخنان رسول خدا در آخرین روز این بود که لشکریان اسامه را راهی کنید، خدا هر کس را که به این لشکر نرود لعنت کند. اما خلفا به خاطر مصالح خویش به این لشکر نرفته و برای پوشاندن این قضیه گفتند رسول خدا فرموده است: لشگر اسامه را راهی کنید، و در جزیره العرب دو دین باقی نگذارید. و به همین جهت دستور دادند که همه اهل نجران را که مسیحی بودند از جزیره العرب بیرون کنند اما با یهود که روابط خوبی با خلفا داشتند کاری نداشتند و حتی کعب الاحبار یهودی توانست نفوذ زیادی در دربار خلافت پیدا کند🦋
۲.۲.۲.۲۶ - اسیران جنگی
وَ رَدَدْتُ سَبَایَا فَارِسَ وَ سَائِرِ الْاُمَمِ اِلَی کِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّهِ نَبِیِّهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اِذاً لَتَفَرَّقُوا عَنِّی 🦋
و اسیران فارس و باقی ملت‌ها را به کتاب خدا و سنت رسول او باز می‌گرداندم. (ایشان دستور دادند که هیچ برده‌ای از سایر کشورها حق ورود به بلاد اسلامی ندارد، مگر آن که مولایش مجوز بگیرد. بعد از آزاد شدن نیز در زمان مردن مولایش، در صورتی که مولا وارثی نداشت، حق ارث بردن از مولا ندارد. هر دوی اینها خلاف احکام اسلامی بود) در این صورت از گرد من پراکنده می‌شدند.
۲.۲.۲.۲۷ - نماز تراویح 🦋
وَ اللَّهِ لَقَدْ اَمَرْتُ النَّاسَ اَنْ لَا یَجْتَمِعُوا فِی شَهْرِ رَمَضَانَ اِلَّا فِی فَرِیضَهٍ وَ اَعْلَمْتُهُمْ اَنَّ اجْتِمَاعَهُمْ فِی النَّوَافِلِ بِدْعَهٌ فَتَنَادَی بَعْضُ اَهْلِ عَسْکَرِی مِمَّنْ یُقَاتِلُ مَعِی یَا اَهْلَ الْاِسْلَامِ غُیِّرَتْ سُنَّهُ عُمَرَ یَنْهَانَا عَنِ الصَّلَاهِ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ تَطَوُّعاً 🦋
قسم به خدا که مردم را دستور دادم که در ماه رمضان غیر از نماز واجب را به جماعت نخوانند و ایشان را آگاه نمودم که خواندن نماز مستحبی به جماعت بدعت. پس عده‌ای از لشکریان که همراه من جنگیده بودند ندا دادند:ای اهل اسلام! سنت عمر تغییر کرد! ما را از نماز مستحب در ماه رمضان باز می‌دارند!
۲.۲.۲.۲۸ - بیان پایانی علی درباره بدعت‌ها 🦋
امیرالمومنین (علیه‌السلام) پس از ذکر این موارد از بدعت‌های ایجاد شده دردین محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)چنین ادامه می دهدوخطبه رابه پایان میرساند:
وَ لَقَدْ خِفْتُ اَنْ یَثُورُوا فِی نَاحِیَهِ جَانِبِ عَسْکَرِی مَا لَقِیتُ مِنْ هَذِهِ الْاُمَّهِ مِنَ الْفُرْقَهِ وَ طَاعَهِ اَئِمَّهِ الضَّلَالَهِ وَ الدُّعَاهِ اِلَی النَّارِ وَ اَعْطَیْتُ مِنْ ذَلِکَ سَهْمَ ذِی الْقُرْبَی الَّذِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما اَنْزَلْنا عَلی عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ فَنَحْنُ وَ اللَّهِ عَنَی بِذِی الْقُرْبَی الَّذِی قَرَنَنَا اللَّهُ بِنَفْسِهِ وَ بِرَسُولِهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فَقَالَ تَعَالَی فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ فِینَا خَاصَّهً کَیْ لا یَکُونَ دُولَهً بَیْنَ الْاَغْنِیاءِ مِنْکُمْ وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ فِی ظُلْمِ آلِ مُحَمَّدٍ اِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ لِمَنْ ظَلَمَهُمْ رَحْمَهً مِنْهُ لَنَا وَ غِنًی اَغْنَانَا اللَّهُ بِهِ وَ وَصَّی بِهِ نَبِیَّهُ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وَ لَمْ یَجْعَلْ لَنَا فِی سَهْمِ الصَّدَقَهِ نَصِیباً اَکْرَمَ اللَّهُ رَسُولَهُ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وَ اَکْرَمَنَا اَهْلَ الْبَیْتِ اَنْ یُطْعِمَنَا مِنْ اَوْسَاخِ النَّاسِ فَکَذَّبُوا اللَّهَ وَ کَذَّبُوا رَسُولَهُ وَ جَحَدُوا کِتَابَ اللَّهِ النَّاطِقَ بِحَقِّنَا وَ مَنَعُونَا فَرْضاً فَرَضَهُ اللَّهُ لَنَا مَا لَقِیَ اَهْلُ بَیْتِ نَبِیٍّ مِنْ اُمَّتِهِ مَا لَقِینَا بَعْدَ نَبِیِّنَا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وَ اللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَی مَنْ ظَلَمَنَا وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ اِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ
و ترسیدم که بر من از سمت لشکرم بشورند،همان گونه که ازاین امت، تفرقه واطاعت ازامامان گمراهی و دعوت کنندگان به سوی آتش دیدم. ونیزاگر من ازخمس سهم بستگان رسول خدا را می‌دادم که خداوند در مورد آن فرموده است که «اگر به خدا و آنچه بر بنده مان نازل کرده‌ایم ایمان آورده بودیددر روز جدایی (حق از باطل)، روزی که دولشکر با یکدیگر ملاقات کردند (و حق در مقابل باطل قرار گرفت درآن روز بعد ازگرفتن غنایم خمس را پرداخت کنید).» پس قسم به خدا ما همان بستگان رسول خدا هستیم،کسانی هستیم که خداوندماراباخودوبا رسولش در کنار هم قرار داده پس گفته «(این خمس) برای خداو رسولش وبرای بستگان و یتیمان وبیچارگان ودر راه ماندگان است🦋

#ادامه_دارد7
Forwarded from Deleted Account
و این آیه را در مورد ما نازل کرد: «تا مبادا سبب فزونی دولت ثروتمندان شما گردد.»؛ «پس آنچه را رسول خدا برای شما آورده است پس آن را بگیرید و آنچه شما را (از آن) نهی کرده است پس دست از آن بردارید و از خدا بترسید.» در مورد ظلم نمودن به اهل بیت رسول خدا؛ "به درستی که خداوند صاحب عقوبت شدیدی است. برای کسانی که به ایشان ظلم کند؛ (این عمل خدا در اعطای خمس به اهل بیت) رحمتی بود از جانب او برای ما و ثروتی بود که خدا به وسیله آن ما را بی نیاز ساخته بود و در این زمینه به فرستاده اش توصیه کرده بود و سهم ما را در صدقه قرار نداد و بدین سبب فرستاده اش را گرامی داشت و ما اهل بیت را نیز گرامی داشت تا مبادا به ما از کثیفی‌های مردمان (صدقه) بخوراند. پس خدا و فرستاده او را تکذیب کردند و کتاب خدا را که در حق ما سخن می‌گفت انکار نمودند و ما را از مالی واجب که خدا برای ما قرار داده بود منع کردند؛ و مثل آنچه ما بعد از رسول خدا دیدیم، خاندان هیچ پیغمبری از امت آن پیغمبر ندیدند. و خداوند یاری کننده ماست در مقابل کسی که به ما ظلم نموده است ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.»
۳ - نتیجه‌گیری

با توجه به همین یک روایت، روشن می شود که علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) بیش از بیست مورد از بدعت‌های خلفای سابق را مطرح نموده و علت عدم مخالفت خویش را با آنها به طور حکومتی مشخص ساخته‌اند. بنابراین حضرت برای مردم بدعت‌های خلفا را مشخص می‌کرده‌اند. اما مردم بودند که دو دسته شدند:
یک دسته، متمایل به بدعت‌های خلفا بودند و حتی کلام امیر مومنان را نیز نمی‌پذیرفتند؛
دسته دوم، شیعیان بودند که آنها را پذیرفتند.
لازم به ذکر است که همانطور که حضرت در این روایت فرموده‌اند دسته اول، اکثریت مردم را تشکیل می‌دادند؛ و مخالفت بیشتر با نظریات ایشان در پیروی از بدعت‌های خلفا موجبات درگیری‌های داخلی را فراهم می‌ساخت؛ لذا امیر مومنان از بخشنامه کردن این کارها پرهیز نمودند.
۴ -
#پانویس 🦋

۱. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۶۲.
۲. ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۸۸.
۳. ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۹، ص۵۳.
۴. ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱۰ ص۲۴۵.
۵. ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۲، ص۲۶۳.
۶. جصاص، احمد بن علی، الفصول فی الاصول، ج۴، ص۵۵.
۷. السقیفه وفدک، جوهری، ابوبکر، ص۸۶.
۸. ابن شبه النمیری، عمر، تاریخ المدینه، ج۳، ص۹۳۰.
۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ، ج۳، ص۲۹۷.
۱۰. ابن خلدون، عبدالرحمن بن محمد، تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۱۲۶.
۱۱. سید مرتضی، الشافی فی الامامه، ج۴، ص۲۰۹.
۱۲. بن حنبل، احمد، مسند، ج۱، ص۵۶۰.
۱۳. تاریخ الطبری: ۵۶/۴.
۱۴. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج۱۲ص ۲۸۳
۱۵. وسائل الشیعه (الاسلامیه) مرحوم حر عاملی ج۵ ص۱۹۲ روایت شماره ۲ 🦋
۱۶. نهج البلاغه للشیخ محمد عبده: ۳۵/۲ الخطبه ۱۵۰ 🦋
۱۷. شرح نهج البلاغه: ۱۳۲/۹.
۱۸. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی،ج۸، ص۵۸-۵۹.🦋

#تمام
#اللهم_لعن_قوم_ظالمین🦋
#اصول_عقائد_اسلامی
#توحید

🔰 #بخش_هجدهم (اخلاق الهی)

🔹 داستان از اینجا شروع میشه که جناب افلاطون در یکی از مباحثات خودش با جناب سقراط، از ایشون میپرسه که :

چون اخلاق خوب بود خدا امر کرد به اخلاق؟ یا چون خدا امر کرد به اخلاق، اخلاق خوبه؟

🔹 این سوال بدون شک یکی از بهترین سوالاتیه که میشه پرسید اما؛

🔹 آتئیست ها میگن که پیروان ادیان ابراهیمی، هیچ جوابی برای این سوال ندارن چون هر جوابی بدن به مشکل میخورن؛

🔹 اگر (مذهبی ها) بگن "چون خدا امر کرده به اخلاق پس اخلاق خوبه"، ما (آتئیست ها) میگیم که:

🔸 بیاید فرض کنیم که خدا به شما میگه یک نفر رو که هیچ خطایی ازش سر نزده بکشی ، شما میفهمی این کار بده یا نه؟

🔹 پس خوب بودن اخلاق چیزی نیست که عقل ما نفهمه و حتما خدا باید به اون امر کنه

❗️اینجا یه دعوایی پیش میاد بین مذهبی ها و آتئیست ها !!!
مذهبی ها میگن که فرض شما، فرض درستی نیست چون محاله که خداوند به خلاف اخلاق امر کنه...
آتئیست ها میگن: از کجا اینو میگی؟؟؟
از کجا فهمیدی که خدا خیرخواه محضه؟؟؟

🔹 آتئیست به صحبت خودش ادامه میده :
همچنین اگر (مذهبی ها) بگن اخلاق خوب بوده و چون خوب بوده خدا به اون امر کرده باز هم به مشکل میخورن


#چرااا؟؟؟

🔹💢 چون اونها ادعا میکنن که هر پدیده ای که به وجود میاد، علتش خداست در حالیکه اگر بگن خوب بودن اخلاق ربطی به خدا نداره و عقل ما حکم میکنه که اخلاق خوبه ، قاعده خودشون نقض میشه💢

#نظر_شما_چیه؟؟؟

•┈┈••••✾•🌿🦋🌿•✾•••┈┈•
🦋يناديهم يوم الغدير نبيهم‏ 🦋
🦋بخم و اسمع بالنبى مناديا🦋
🦋فقال له قم يا على و اننى‏🦋
🦋رضيتك من بعدى اماما و هاديا
🦋
💢🦋💢🦋💢🦋💢🦋💢🦋💢🦋💢🦋💢🦋💢🦋💢🦋💢🦋
قهوه تلخ روشنگر و خرافه‌ستیز
#اصول_عقائد_اسلامی #توحید 🔰 #بخش_هجدهم (اخلاق الهی) 🔹 داستان از اینجا شروع میشه که جناب افلاطون در یکی از مباحثات خودش با جناب سقراط، از ایشون میپرسه که : چون اخلاق خوب بود خدا امر کرد به اخلاق؟ یا چون خدا امر کرد به اخلاق، اخلاق خوبه؟ 🔹 این سوال بدون…
#اصول_عقائد_اسلامی 🦋
#توحید 🦋

🔰 بخش #نوزدهم (اخلاق الهی ۲)

🔹💢 اگر بخش قبلی رو مطالعه کردید، حالا بیاید بررسی کنیم واقعا چیزی که آتئیست ها میگن درسته؟ یعنی؛🦋

#آیا اخلاق طبق ادیان ابراهیمی بی معناست؟🦋

🔹 خب؛
ابتدا حالت اول رو بررسی میکینم:


1⃣ حالتی که "اخلاق خوبه چون خدا امر به اون کرده"🦋

💢 یادتونه گفتم اینجا یه بحثی بین مذهبی ها وآتئیست هادر میگیره؟🦋

🔹💢 #آتئیست_ها میگفتن اگر خدا امر به قتل یک آدم بی گناه کنه بازم اون کار بده هرچند که خدا بهش امر کرده باشه، پس خوب بودن اخلاق نمیتونه بخاطر امر الهی باشه🦋

🔹💢 #مسلمونا میگفتن که محاله که خدا به چیزی امر کنه که عقل اون رو بَد بدونه🦋

🔹💢 #آتئیست_ها میگفتن دلیلتون برای این حرف چیه؟ از کجا میدونید خدادبر خلاف عقل امر نمیکنه؟ از کجا میدونید خدا موجود خیرخواهیه؟🦋

🔹💢 اینجا ما جواب میدیم؛ 🦋

#مگه ما اثبات نکردیم خدا نامحدوده؟ خدای نامحدود مگه میشه خدای نامحدود خیرخواه نباشه؟ یا به کار بَدی امر کنه؟ 🦋

🔹💢 اگر کسی بخواد به کار بد امر کنه، یا باید جاهل باشه، یا خبیث که هر دو این صفات از خدای نامحدود به دوره🦋

2⃣ حالا حالت دوم؛ حالتی که "چون اخلاق خوبه، خدا به اون امر کرده"🦋

🔹💢 واقعا اشکال آتئیست ها به این حالت یکی از خنده دار ترین اشکال هاییه که شنیدم... مضحکست !!!!

🔹💢 #آتئیست_ها میگن تو این حالت تناقض پیش میاد🦋

#سوال میپرسید چه تناقضی؟

🔹💢 #تناقض در اینکه مگه تمام پدیده های عالم هستی از خداوند نشأت نمیگرفت؟ خب اگر بگید اخلاق قبل از اینکه خدا به اون امر کرده خوب بوده یعنی حداقل یک پدیده (خوب بودن اخلاق)از اراده خداوند خارج بوده

واقعا نمیدونم به این اشکال جواب بدم یا بخندم؟😂

🔹 💢شاید باورتون نشه بدون اینکه خندشون بگیره این اشکال رو تو مجامع فلسفی بر علیه خداباوران مطرح میکنن😳

🔹💢 خب من یه سوال میپرسم:

#سوال_اگر عقل حکم کنه به خوب بودن اخلاق، خب خود اون عقل ساخته و مصنوع کیه؟ 🦋

🔹💢 ما هم تو نظریه #خداشناسی میگیم که همه چیز از خدا نشأت گرفته حالا یا با واسطه یا بدون واسطه🦋

ادامه داره، با ما همراه باشید...🌹

•┈┈••••✾•🌿🦋🌿•✾•••┈┈•
#توحید
#اصول_عقائد_اسلامی

🔰 بخش #بیستم (اخلاق الهی ۳)

🔹💢 اما جواب سوال افلاطون، اینکه:

💢اخلاق خوب بوده که خدا امر به اون کرده یا چون خدا امر به اخلاق کرده، اخلاق خوبه؟🦋

🔹💢 به نظر من این سوال همیشه یه جواب نداره یعنی گاهی اوقات خدا با عقل انسان خوبی یا بَدی یک چیز رو به انسان میفهمونه و گاهی هم به وسیله شریعت و دین🦋

🔹 💢خوبی یا بَدی بعضی از کارها رو بدون اینکه خدا از طریق دین و شریعت به ما بگه متوجه هستیم مثل "بد بودن ظلم"، "خوب بودن عدالت" و... که این هارو ما با عقل خودمون درک میکنیم، اتفاقا خود خداوند هم در قرآن اینچنین میفرماید که: " وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا " (خدا بسیاری از خوبی ها بدی ها رو به جان انسان الهام کرد)

🔹💢 اما بعضی از این هنجارها و ناهنجاری ها فقط و فقط با امر الهی و از طریق دین به ما منتقل میشه مثل "خوب بودن نماز" و "خوب بودن زیارت" و... که عقل از درک خوب بودن این قبیل امور عاجزه🦋

🔹💢 در هر صورت خوب بودن اخلاق هم مثل هر پدیده دیگه ای در هستی، علتش خداست؛🦋
حالا این خوب بودن اخلاق رو گاهی با عقلی که خود خدا در وجود ما قرار داده متوجه میشیم و گاه با امر خداوند از طریق دین و شریعت🦋

•┈┈••••✾•🌿🦋🌿•✾•••┈┈•
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟡 اقدامات معاویه علیه اهل بیت(ع)
🔴 نقش یهود در جعل حدیث چقدره؟
رسید به آخر ماه مهمانی و جمع شد بساط سحر ها و افطار ها و انتظار اذان و تعبد خدا

هزار حسرت و افسوس که تمام شد و شکر و حمد خدا که این فرصت را بما داده بود و این عید را ارزانی آخر کار ما گرداند

عید فطر مبارک🌹
💢 #اسلام_و_مسئله_انسان🦋

🔹 💢قرآن ،کتاب آسمانی مسلمون ها، گاهی از نوع انسان (فارغ از ویژگی های شخصی افراد) صحبت میکنه؛ بیاید به بعضی از این آیات اشاره کنیم:🦋

🔸 💢و ما انسان رو در رنج و مشقت آفریدیم (بلد/۴)🦋

🔸 💢ﺧﺪﺍ ﻫﺮﭼﻪ که از او خداستید، ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭﺗﺎﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﻧﻌﻤﺖ‌ﻫﺎی ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺸﻤﺎﺭﻳﺪ، ﻧﻤﻲ‌ﺗﻮﺍﻧﻴﺪﺑﺎﺍﻳﻦ‌ﺣﺎﻝ،ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﻮﻋﺎً ﺧﻴﻠﻲ ﺑﺪﻛﺎﺭﻭﻧﺎﺷﻜﺮ ﺍﺳﺖ(ابراهیم/۳۴)🦋

🔸💢 ﺟﻦ ﻭ ﺍِﻧﺲ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪم، ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍی ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻨﺪﮔﻲ ﻛﻨﻨﺪ. (ذاریات/۵۶)🦋

🔹💢 برداشت برخی از این آیات، اینه که خدا موجودیه که از رنج و عذاب دیگران لذت میبره، 🦋

🔹💢 انسان هارو آفریده تا فقط نیاز خودش که پرستیده شدنه برآورده بشه و هیچ توجهی به انسانها نداره🦋

💢خب این چه نوع نگاهیه نسبت به انسان؟ چرا وقتی میشه با فردگرایی و حقوق بشر جایگاه انسان رو جایگاهی رفیع دونست باید معتقد به چنین اعتقاداتی باشیم؟🦋

نظر شما چیه؟ آیا این برداشت ها از قرآن درسته؟🦋

•┈••••✾•💢🌿🦋🌿💢•✾•••┈•
1
قهوه تلخ روشنگر و خرافه‌ستیز
💢 #اسلام_و_مسئله_انسان🦋 🔹 💢قرآن ،کتاب آسمانی مسلمون ها، گاهی از نوع انسان (فارغ از ویژگی های شخصی افراد) صحبت میکنه؛ بیاید به بعضی از این آیات اشاره کنیم:🦋 🔸 💢و ما انسان رو در رنج و مشقت آفریدیم (بلد/۴)🦋 🔸 💢ﺧﺪﺍ ﻫﺮﭼﻪ که از او خداستید، ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭﺗﺎﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ…
🔰 اسلام و مسئله انسان ۲

🔹 همونطور که دیدید در بخش قبلی نقدی از آتئیست ها و خداناباوران آگنوستیک در مورد قرآن و نگرش این کتاب آسمانی به انسان رو براتون توضیح دادم

و اما نقد این مطالب:

1⃣ نقد اول:

🔹 اصلا گیریم که برداشت شما از آیات قرآن درست بوده و خداوند موجودیه که از اذیت و آزار دیگران لذت میبره و مخلوقات مثل عروسک خیمه شب بازی در دست او هستن (معاذ الله)

چه ربطی داشت به اینکه خدا وجود نداره؟

🔹 مثل این میمونه که بگی انگلیسی ها در دوره ای که ایران رو تحت استثمار داشتن خیلی با ایرانیا بد رفتار بودن؛ بعد از این مطلب نتیجه بگیری که پس انگلیسی ها وجود ندارن:)))

همینقدر احمقانه😊

2⃣ نقد دوم:

🔸 بذارید یه مثال بزنم که حرفم قشنگ بچسبه:

🔹 فرض کنید پدر شما به شما میگه : "من تورو مجبور میکنم که درس بخونی"

🔹 حالا یکی میاد میگه که : "پدر تو یه آدم دیکتاتوره که همچنین از رنج بردن تو لذت میبره چون تو دوست نداری که درس بخونی اما اون تورو مجبور به انجام اینکار میکنه"

🔹 خب شما دو سه دهه از عمرتون رو تو خونه این پدر زندگی کردید؛ میدونید که این حرف درست نیست چرا که تو تمام این مدت با تجربه به شما ثابت شده که پدر شما یه آدم خیرخواه و دلسوزه و این حرفش هم از سر دلسوزیه

🔹 پس برداشت دوستتون درست نیست چرا که مخالف مطالبیه که طی تمام این سالها به شما اثبات شده

🔹 حالا ما هم این همه استدلال آوردیم بر اینکه خدا وجود داره، نامحدوده و موجود نامحدود بی نهایت مهربانه و اصلا فرض نداره که این شخص حرف نامربوط بزنه

🔹 پس این برداشت ها هم از آیات قرآن نمیتونه درست باشه

اما اگر این برداشت ها درست نیست پس منظور خدا از این آیات چیه؟

با ما همراه باشید...🌹

•┈┈••••✾•🌿🦋🌿•✾•••┈┈•
1
قهوه تلخ روشنگر و خرافه‌ستیز
🔰 اسلام و مسئله انسان ۲ 🔹 همونطور که دیدید در بخش قبلی نقدی از آتئیست ها و خداناباوران آگنوستیک در مورد قرآن و نگرش این کتاب آسمانی به انسان رو براتون توضیح دادم و اما نقد این مطالب: 1⃣ نقد اول: 🔹 اصلا گیریم که برداشت شما از آیات قرآن درست بوده و خداوند…
🔰 #اسلام_و_مسئله_انسان ۳

🔹 در این بخش سعی میکنیم مفهوم‌ آیاتی که ذکر شد رو بررسی کنیم

🔹در واقع در این آیات، خدا به ما میگه که : "من انسان رو تو سختی آفریدم (بلد/۴) و غرض از این نوع آفرینش این بوده که از دل این سختی ها، با اختیار خودشون به کمال برسن (ملک/۲) همونطور که گران بها ترین سنگ ها از دل فشار های بسیار زیاد و دگرگونی های زیاد خارج میشن، اما انسان به جای این که از دل این سختی ها به سمت کمال حرکت کنه، خودش رو با این سختی ها وفق داده و دنیا رو وطن خودش قرار داده، به راستی که این انسان بدکار و ناشکره (ابراهیم/۳۴) "

🔹 خدا در این آیات به هیچ وجه قصد تخریب نداره بلکه داره یک سری واقعیات رو از زندگی انسان بیان میکنه

🔹 همچنین در نگاه توحیدی، کمال انسان ها در کمال عبودیت خداوند متعال هست بنابراین خدا در آیه ۴ سوره ذاریات (جن و انس رو نیافریدم مگر اینکه مرا بپرستند) به دنبال این نیست که نیاز خودش که پرستیده شدنه رو برآورده کنه چرا که نامحدوده و نیازی به چیزی نداره بلکه راه کمال انسان رو به اون نشون میده

🔹 در حالیکه میتونست با سلب اختیار همه رو منقاد خودش بکنه، به اونها اختیار داد تا با این اختیار راه کمال رو انتخاب کنن

🔹 من معتقدم که مشکل آتئیست ها اینه که خدا رو یک موجودی در بالای آسمون تصور میکنن که جدای از ماست و در زندگی ما حضور نداره و مثل ما ممکنه که اشتباهاتی مرتکب بشه با این تفاوت که اشتباه در اون کمتر از ماست؛ در حالیکه ما خودمون هم به چنین خدایی کافریم !!!

🔹 این خدا، فرقی با گاوی که تو هند میپرستن نداره‌ و سر همین نوع نگاه اونها به خداست که چنین اشکالاتی رو مطرح میکنن

🔹 برای همین، در ادامه مطالب به توضیح رابطه خدا و خلق خواهیم پرداخت...

با ما همراه باشید...🌹

•┈┈••••✾•🌿🦋🌿•✾•••┈┈•
2
🔰 آمار #خودکشی در بین ادیان و باورها

🔹 میگفتن اسلام نگاه نازلی به انسان داره و باید با
#حقوق_بشر‌جایگاه انسان رو تکریم کرد

🔹 حالا از فرط احساس پوچی، با اختلاف بالاترین آمار خودکشی رو به خودشون اختصاص دادن

•┈┈••••✾•🌿🦋🌿•✾•••┈┈•
👏1
#رابطه_حق_و_خلق

🔹💢 وقتی وجود خداوند رو اثبات کردیم، باید ببینیم رابطه این خدا با مخلوقات چه نوع رابطه ایه؟

🔸💢 تو طول روز ما ممکنه چیزای مختلفی خلق کنیم؛ مثلا یه چای خوشرنگ و عطر یا...
اما ذات ما هیچ ارتباطی با چای نداره و دوتا موجود کاملا جدای از همدیگه هستیم *

💢آیا رابطه بین پروردگار عالم با مخلوقات هم همینطوره؟ یعنی خدا چیزی رو خلق کرده که هیچ ارتباطی بین او و مخلوقش وجود نداره؟

🔹💢 در واقع این سوال (چگونگی ارتباط حق و خلق) پایه و اساس بسیاری از تفکراته...

🔸💢 مثلا حتما دیدید که یه نفر که کمرش زیر بار مشکلات زندگی خم شده میگه که اصلا خدا چرا منو خلق کرد؟ چرا از من درباره خلق کردنم نظرخواهی نکرد؟ این چه وضعیه که خدا به من روا داشته؟ و...

❗️ تمام این سوالات از همینجا نشأت میگیره!!!

🔹 این آدم فکر میکنه که خدا یه موجود بسیار بزرگ در پس پرده آسمونها ست که موجودات رو آفریده و داره به اونها نگاه میکنه (واقعا بعضی از آتئیست ها تصورشون در مورد خداوند چنین موجودیه!!!)

❗️ و چه بَد خدایی رو تصور کرده که فرقی با بُت خیالی نداره!!!

🔹 در ادامه به جواب این سوالات و همچنین تقریر دقیق از رابطه بین حق و خلق خواهیم پرداخت

•┈┈••••✾•🌿🦋🌿•✾•••┈┈•
Forwarded from Deleted Account
🦋🦋
✍️تبیین معنایی کلمه «مولی» به ولایت در تصرف مبتنی بر اعتراف #خلیفه_دوم

🔹یکی از قرائن مثبته ولایت سیاسی از کلمه «مولی» در حدیث غدیر، اعتراف خلیفه دوم در روایت معروف قضاوت امیرالمؤمنین علیه السلام میان دو اعرابی*🦋

💧این روایت را محدثین و حفاظ بزرگ اهل سنت همانند دارقطنی، حسکانی در «شواهد التنزیل»، محب الدین طبری در «ریاض النضرة» و «ذخائر العقبی»، ابن سَمّان در «الموافقة»، زمخشری در «تلخیص الموافقة»، باعونی شافعی در «جواهر المطالب» عصامی در «سمط النجوم» و ابن حجر هیثمی در «الصواعق» با چند طریق نقل کرده اند:
🦋

🔸«وعن عمر وقد جاء أعرابيان يختصمان فقال لعلي اقض بينهما يا أبا الحسن فقضى علي بينهما فقال أحدهما هذا يقضي بيننا؟ فوثب إليه عمر وأخذ بتلبيبه وقال: ويحك ما تدري من هذا، هذا مولاي ومولى كل مؤمن ومن لم يكن مولاه فليس بمؤمن»

🔹روایت از عمر که دو بادیه نشین که با همدیگر مخاصمه داشتند نزد او آمدند خلیفه دوم به حضرت علی علیه السلام گفت: میان این دو قضاوت کن! حضرت قضاوت بین آن‌ها نمود. یکی از آن‌ها گفت: این شخص بین ما قضاوت می کند؟ در این لحظه عمر به سوی او حمله ور شد و گریبانش را گرفت و گفت: وای بر تو! آیا این شخص را می شناسی؟ این مولای من و مولای همه مؤمنین است و هر کس که مولایش حضرت علی علیه السلام نباشد، مؤمن نیست!🦋

📚الرياض النضرة، ج 1، ص: 251 و الصواعق المحرقة، ج 2، 522، سمط النجوم، ج 2، ص: 14 و ذخائر العقبى، ج 1، ص:
68

✍️بر اساس روایت فوق، خلیفه دوم، خود اعتراف نموده است که حضرت علی علیه السلام مولای او و مولای همه مؤمنان است. بسیار روشن است که «مولی» در روایت مورد بحث، به معنی ولایت و حق تصرف در شئون مولّی علیه*برای روشن شدن این استظهارتوجه به نکات زیرضروری*🦋

1️⃣ بديهی است که قضاوت نمودن _به خلاف إفتاء_ به معنی حکم نمودن به همراه إعمال و تنفیذ آن در حق طرفین دعوا است. إعمال ولایت و اجرای حکم قاضی باعث تصرف در جان و مال و ... دیگران می شود و متعاقب آن فصل خصومت صورت می گیرد*🦋

2️⃣ بعد از قضاوت امیرالمؤمنین علیه السلام، یکی از طرفین مخاصمه، به حکم او معترض می شود؛ خلیفه دوم برای پاسخ به شخص معترض، در قالب یک قیاس اولویت، اعتراف می کند که حضرت علی علیه السلام حتی حق ولایت بر خود او _ به عنوان خلیفه_ و همه مؤمنین دارد چه رسد به إعمال ولایت بر طرف اعتراض که یک اعرابی بادیه نشین*🦋

💧به عبارت فنی، خلیفه دوم اعتراف می کند که در ملاک إعمال ولایت و سلطه آن حضرت، تفاوتی میان خلیفه دوم، همه مؤمنین و اعرابی نیست و شخص اعرابی هیچ خصوصیت و ویژگی ندارد که مانع نفوذ قضاوت آن حضرت شود بلکه این ملاک درباره او قوی تر*🦋

👈 بسیار واضح که ملاک مورد بحث، مولویت و اولویت در تصرفی است که خود خلیفه دوم بدان معترف است. هر إعمال ولایتی که نسبت به اعرابی در حدیث ثابت شده است،برای همه مؤمنین نیز ثابت*🦋

3️⃣ برخورد شدید خلیفه دوم با اعرابی، متفرع بر اعتراض و عدم تمکین او نسبت به حکم امیرالمؤمنین علیه السلام است. خلیفه دوم در مقام ارائه دلیل برای اعرابی بوده تا او را ملزم به پذیرش حکم آن حضرت کند هر چند آن حکم و اعمال سلطه به ضرر او بوده باشد*🦋

#نتیجه: اعتراف #خلیفه_دوم به مولویت حضرت علی علیه السلام متفرع بر قضاوت امیرالمؤمنین علیه السلام و اعتراض اعرابی به حکم او است، این امر، قرینه معینه قطعی است که معنی مولا در عبارت «... هذا مولاي ومولى كل مؤمن ...» به معنی ولایت در تصرف در شئون مولی علیه است و الّا اگر مولا به معنی صرف محبت به آن حضرت بود، این تفریع لغو و بی فایده می شد*🦋

#جهاد_تبیین
#غدیر
#امام_زمان