«الان بخش بزرگی از جمعیت ایران دوران پیش از انقلاب را درک نکردند. میتوانند تحت تأثیر رسانهها و ماهوارههای مخالف جمهوری اسلامی قرار بگیرند، انها اینطور نشان میدهند که گوئی مردم از فرط خوشی سراغ انقلاب رفتند. به قول عامیانهاش، گویی خوشی زیر دل مردم زد و رفتند سراغ انقلاب. در حالی که وقتی شما دادههای مرکز امار و گزارشهای رسمی دیگر را نگاه میکنید، به ویژه گزارشهای پشتیبان برنامهی ششم قبل از انقلاب که در سالهای ۵۶ و ۵۷ در درونِ رژیم پهلوی تهیه شد، در این زمینه امارهای بسیار تکاندهندهای را مطرح میکند. برای مثال، دادههای مرکز امار ایران میگوید در سالهای ۵۱ و ۵۲، چیزی حدود ۶۴ درصد کل جمعیت شهرنشین در ایران دچار سوءتغذیه بودند. خیلی رقم تکاندهندهای است. یا مثلا در گزارشی که ابراهامیان در کتاب ایران بین دو انقلاب داده، میگوید هنوز در سالهای پایانیِ حکومت پهلوی، ایران از نظر کیفیت خدمات سلامت، رتبهی اخر را در منطقه خاورمیانه داشت»
«فرشاد مومنی، اقتصاددان و استاد دانشگاه علامه طباطبایی»
پینوشت: طبق روزنامهی اطلاعات چاپ حکومت پهلوی، ۸۰٪ درصد مردم در ان دوره گرسنه بودند.
@Iranian_Neocon
«فرشاد مومنی، اقتصاددان و استاد دانشگاه علامه طباطبایی»
پینوشت: طبق روزنامهی اطلاعات چاپ حکومت پهلوی، ۸۰٪ درصد مردم در ان دوره گرسنه بودند.
@Iranian_Neocon
👍66👎63🤮3
«خانواده الزاما سنگبنای هر واحد اجتماعیِ بزرگتر بود. هیچچیزی نمیتوانست حریم خانواده را بهنحوی مشروع نقض کند. میانِ اعتقادات مربوط به سرشت خانواده و خاستگاه ایدهی حقوقِ مالکیت، رابطهای تنگاتنگ وجود دارد. در بیشتر دورههای باستان، سه پدیدهی مستقر و مستحکم را در جوامعِ یونانی و رومی مییابیم: دینِ خانوادگی، خانواده و حقِ مالکیت»
«لری سیدنتاپ، ابداع فرد، صفحهی ۱۸»
@Iranian_Neocon
«لری سیدنتاپ، ابداع فرد، صفحهی ۱۸»
@Iranian_Neocon
❤🔥18👍3👏3👎1💯1
«تاثیرگذاریِ دههها فعالیتهای حزب توده و نظریهی راه رشد غیرسرمایهداریِ اولیانوفسکی [تئوریسینِ کمونیست روس] را میتوان بهوضوح در اصلِ ۴۴ قانون اساسی مشاهده کرد. اصلِ ۴۴ قانون اساسی میگوید: بخش دولتی شاملِ کلیهی صنایع بزرگ، صنایع مادر، بازرگانیِ خارجی، معادنِ بزرگ، بانکداری، بیمه، تامین نیرو، سدها و شبکههای بزرگ ابرسانی، رادیو و تلویزیون، پست و تلگراف و تلفن، هواپیمائی، کشتیرانی، راه و راهاهن و مانند اینها است که بهصورت مالکیت عمومی و در اخیار دولت است»
@Iranian_Neocon
@Iranian_Neocon
👍29👎2🤬2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«این دقیقا واکنشی است که که دولت بروکرات و مداخلهگر نسبت به بخش خلاق جامعه و مولدِ جامعه یعنی سرمایهدار دارد. در یک جامعه بروکراتیک بخش دولتی جامعه نه تنها خدمتی به مردم نخواهد کرد بلکه تغذیه از بخش خصوصی را وظیفه ان بخش میداند و خود را از بخش خصوصی که عمدتا سرمایههای جامعه در ان بخش هستند مهم تر قلمداد میکند.»
پینوشت: ویدئو مربوط به واکنش وزیر نیرو نسبت به یک سرمایه گذار و نسبت به سرمایه گذاری ان در بخش دولتی است.
@Iranian_Neocon
پینوشت: ویدئو مربوط به واکنش وزیر نیرو نسبت به یک سرمایه گذار و نسبت به سرمایه گذاری ان در بخش دولتی است.
@Iranian_Neocon
👏36👍6😁3👎1
«دربارهی سراب توسعه»
به قلم: آیدین باقری
«واژهی توسعه، مفهومیست که مانند واژههائی از قبیلِ «ازادی» و «عدالت» و «برابری»، دچار یک بیمعنائی و عوامزدگی گشته. افرادی که با شنیدنِ ان به وجد میایند، تعریفی از ان ندارند. کلمهی توسعه در ادبیات اقتصاد، دربارهی سه موقعیت بهکار میرود. توسعه یا به یک فرایند اطلاق میشود، یا مجموعهای از سیاستگذاریهای اقتصادی و یا مجموعهای از نتایجِ ان سیاستگذاریهای اقتصادی. واژهی توسعه که دهههاست ابزار استمنا عدهای شده است، در هر سه مفهوم ان، شاملِ مولفهی برجستهایست که توسط طرفدارانِ عوامزدهی ان، نادیده گرفته میشود و انهم نقش مرکزی و کلیدیِ دولت است. مداخلهی اگاهانه و فراگیر دولت در امر اقتصاد، لازمهی تمامیِ سیاستهای توسعهمحور است. در تمام این سیاستها، دولت قیم ملت شناخته میشود؛ دولت است که باید تولید و درامد ملی را افزایش دهد؛ دولت است که باید اشتغال ایجاد کند و تعرفهها و مقررات گستردهای وضع کند که صادرات تشویق شود و بنیهی اقتصاد ملی تقویت گردد. اما کافیست به نتیجهی این سیاستهای توسعهمحور نگاهی داشته باشیم. سردمدارانِ توسعهی قرنِ بیستم، شوروی و المانِ نازی و فرانسه و حزب دمکرات امریکا بودند، که همهی انها یا به فروپاشیِ تمامعیار اقتصادی و سیاسی رسیدند و یا به بحرانِ رکود تورمیِ مزمن. توسعه، در بلندمدت، نهتنها اشتغال ایجاد نمیکند و تولید را افزایش نمیدهد بلکه بخش خصوصی کههمان بخش مولد جامعهست را له میکند و تورم ایجاد میکند. اینجاست که مشخص میشود در پشت پردهی واژهی عوامفریب و شیرینِ توسعه، غولِ سوسیالیسم و تورم خوابیده. امروزه پس از تجربهی یک قرن سیاستهای توسعهمحور که از دورهی پهلویِ اول اغاز شد و پس از انقلاب هم با شدت بیشتری ادامه یافت و نتیجهی انها هم بهخوبی مشاهده میشود، دیگر توسعه نباید یک مطالبهی ملی باشد. فقط ازادی است که میتواند کشور را از این فروپاشیِ قطعی که نتیجهی توسعه است، نجات دهد»
@Iranian_Neocon
به قلم: آیدین باقری
«واژهی توسعه، مفهومیست که مانند واژههائی از قبیلِ «ازادی» و «عدالت» و «برابری»، دچار یک بیمعنائی و عوامزدگی گشته. افرادی که با شنیدنِ ان به وجد میایند، تعریفی از ان ندارند. کلمهی توسعه در ادبیات اقتصاد، دربارهی سه موقعیت بهکار میرود. توسعه یا به یک فرایند اطلاق میشود، یا مجموعهای از سیاستگذاریهای اقتصادی و یا مجموعهای از نتایجِ ان سیاستگذاریهای اقتصادی. واژهی توسعه که دهههاست ابزار استمنا عدهای شده است، در هر سه مفهوم ان، شاملِ مولفهی برجستهایست که توسط طرفدارانِ عوامزدهی ان، نادیده گرفته میشود و انهم نقش مرکزی و کلیدیِ دولت است. مداخلهی اگاهانه و فراگیر دولت در امر اقتصاد، لازمهی تمامیِ سیاستهای توسعهمحور است. در تمام این سیاستها، دولت قیم ملت شناخته میشود؛ دولت است که باید تولید و درامد ملی را افزایش دهد؛ دولت است که باید اشتغال ایجاد کند و تعرفهها و مقررات گستردهای وضع کند که صادرات تشویق شود و بنیهی اقتصاد ملی تقویت گردد. اما کافیست به نتیجهی این سیاستهای توسعهمحور نگاهی داشته باشیم. سردمدارانِ توسعهی قرنِ بیستم، شوروی و المانِ نازی و فرانسه و حزب دمکرات امریکا بودند، که همهی انها یا به فروپاشیِ تمامعیار اقتصادی و سیاسی رسیدند و یا به بحرانِ رکود تورمیِ مزمن. توسعه، در بلندمدت، نهتنها اشتغال ایجاد نمیکند و تولید را افزایش نمیدهد بلکه بخش خصوصی کههمان بخش مولد جامعهست را له میکند و تورم ایجاد میکند. اینجاست که مشخص میشود در پشت پردهی واژهی عوامفریب و شیرینِ توسعه، غولِ سوسیالیسم و تورم خوابیده. امروزه پس از تجربهی یک قرن سیاستهای توسعهمحور که از دورهی پهلویِ اول اغاز شد و پس از انقلاب هم با شدت بیشتری ادامه یافت و نتیجهی انها هم بهخوبی مشاهده میشود، دیگر توسعه نباید یک مطالبهی ملی باشد. فقط ازادی است که میتواند کشور را از این فروپاشیِ قطعی که نتیجهی توسعه است، نجات دهد»
@Iranian_Neocon
👏23🤣7👍5👎3🤮3😐1
«بزرگترین اسیبی که ایده حقوق حیوانات وارد می کند، اسیب به خود حیوانات است. انها[چپ های حامی حقوق حیوانات] که از این طریق به سطح اگاهی اخلاقی ارتقا یافته اند، خود را قادر به پاسخگویی به تمایزاتی که اخلاق مستلزم ان است، نمی بینند. انها حق را از باطل تشخیص نمی دهند; انها نمی توانند ندای وظیفه یا تعهدات الزام اور قانون اخلاقی را تشخیص دهند. و دقیقاً همین است که طرفداری ناجوانمردانه ما را به وجود می اورد، طرفداری که تیراندازی به گربه را که هر چند رفتار مخرب است در کشور من جرم دانسته است، اما اقدام برای مسموم کردن موش و در نتیجه الوده کردن زنجیره غذایی را می ستاید که بسیاری از حیوانات به ان وابسته هستند.حقوق حیوانات عجیب ترین تغییر فرهنگی در جهان بینی لیبرال[چپ] است. ان ها[حامیان حقوق حیوانات] تنها انسان را پست میشمارند.»
«سِر راجر اسکروتن،حقوق حیوانات و اشتباهاتش»
@Iranian_Neocon
«سِر راجر اسکروتن،حقوق حیوانات و اشتباهاتش»
@Iranian_Neocon
👍41👎5🤮2👏1
«اگر من به جای شاه مشروطه، یک دیکتاتور بودم، انگاه وسوسه میشدم نظامی تکحزبی مستقر سازم. مانند هیتلر یا انگونه که میتوانید امروز در کشورهایِ کمونیستی ببینید.»
«پهلویِ دوم، ماموریتی برای وطنم ۱۳۴۵، صفحهی ۱۷۳ »
@Iranian_Neocon
«پهلویِ دوم، ماموریتی برای وطنم ۱۳۴۵، صفحهی ۱۷۳ »
@Iranian_Neocon
😁55🤮9❤8👍2🤣2❤🔥1😢1😍1
Iranian Neo-conservative
«اگر من به جای شاه مشروطه، یک دیکتاتور بودم، انگاه وسوسه میشدم نظامی تکحزبی مستقر سازم. مانند هیتلر یا انگونه که میتوانید امروز در کشورهایِ کمونیستی ببینید.» «پهلویِ دوم، ماموریتی برای وطنم ۱۳۴۵، صفحهی ۱۷۳ » @Iranian_Neocon
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«در این ویدئو قبل از انقلاب ۵۷، فیدل کاسترو، رهبر انقلاب کمونیستیِ کوبا در مصاحبه با رادیو و تلوزیون ملیِ پهلوی، به تمجید از حکومت پهلویِ دوم و برنامههای اقتصادی سوسیالیستیِ او و همچنین ملی بودن نفت میپردازد. همچنین مصاحبهکنندهی رادیو و تلوزیونِ پهلوی اشاره به تکحزبی بودن حکومت پهلوی دوم دارد. این در حالیست که خود پهلوی دوم اعتقاد داشت حکومتاش تکحزبی و دیکتاتوری نبوده است. گویا دوروئی و تناقضات بین اظهارات پهلویِ دوم و طرفدارانش به امری طبیعی مبدل شده است.»
@Iranian_Neocon
@Iranian_Neocon
🤮31👍20🤣14👎7💯2😁1
«نکتهی مهم برای ملتهای عقبماندهای که عمدتا در شرق بودند، تحولِ بنیادینِ ذهنیت و طرز فکرشان دربارهی اقتصاد بود. انها باید تشخیص میدادند که هرچه شمار ثروتمندان بیشتر باشد، برای تهیدستان بهتر است؛ و حضور ثروتمندان برای از بین بردنِ فقرِ تهیدستان، ضروری است. اما این ایده به ذهن انها خطور نکرد. هرچه انها از اروپا دورتر بودند، کمتر متوجه میشدند که گوهر گسترش سرمایهداری، دانش فناورانه و کالاهای سرمایهای نیست؛ بلکه ذهنیتی است که انباشت سرمایه و کالاهای سرمایهای را در مقیاس بزرگ، ممکن کرده است»
«لودویگ فون میزس، مارکسیسم بینقاب»
@Iranian_Neocon
«لودویگ فون میزس، مارکسیسم بینقاب»
@Iranian_Neocon
❤🔥24👍18❤2😁2👏1😐1
«محافظه کاری، محافظت از هر سنت و عقیدهای نیست»
به قلم: سبحان دانیالی
«برداشت های مختلف و همچنین اشتباه از ایدئولوژی محافظه کاری و سطحی نگری باعث شده که هر گونه ایستادگی در برابر تغییرات توسط عدهای محافظه کاری تلقی شود. محافظه کاری محافظت از هر نوع "حکومت" و هر نوع "سنت" نیست بلکه محافظت از اصول مشخصی همانند ازادی و سنت های اخلاقی و مذهب[ابراهیمیت و یکتاپرستی] است. در گذشته نیاکان انسان ها قبل از یکتاپرستی ادیان محلی گوناگون داشته اند که اکثر ان ها با ازادی و مالکیت و خانواده هسته ای که بنیان جامعه سالم را تشکیل میدهد مغایرت داشتهاند. به گفته امیل دورکیم تقسیم کار و به رسمیت شناختن مالکیت خصوصی توسط ادیان ابراهیمی تمایز یک جامعه متمدن و یک جامعه باستانی بر مبنای جمعگرایی را رقم زد. باید گفت پاگانیسم[بت پرستی و چندخدا پرستی] هیچ گونه ارتباطی با سنتگرایی محافظه کاری ندارد و چه بسا حکومت هایی که بر این مبنا بودهاند اکثرا بر پایه سوسیالیسم و مغایر با ارزش های سرمایه داری شکل گرفته اند که المان نازی یک نمونه از ان ها است که مبنای دینی ان بر پایه بت پرستی اسکاندیناوی بود و هیتلر و هیملر هر دو مسیحیت را به چشم دینی مغایر با ارزش های باستانی اجدادشان[وایکینگ ها] میدانستند و به همین خاطر کلیساهای کاتولیک را تعطیل کردند و مسیحیان را عموما مورد ازار و اذیت قرار میدادند. پایه ترین نظام قبل از باستان در تاریخ بشریت کمون اولیه بوده که انسان بر مبنای ارزش های سوسیالیستی و جمعگرایانه در ان زندگی میکرده و اصولا مالکیت و ازادی و اخلاق که اصول ثابت محافظه کاری هستند در ان مبنا نبودند. حال باید گفت محافظه کاری الزاما برگشت و به گذشته و رجوع به هر گونه سنتی نبوده و نخواهد بود چراکه مذاهب باستانی و محلی بر پایه ازادی و مالکیت و اخلاق و تقدیس ان ها نیستند بلکه حتی در مغایرت با ان قرار می گیرند. همانطور که ادموند برک؛ پدر ایدئولوژی محافظه کاری، مذهب[ابراهیمی] را روح جامعه متمدن و لازمه ترقی اجتماعی میدانست باید گفت محافظه کاری "مذهب" را تنها یکتا پرستی و اصول ابراهیمیت می شمارد و سنت های باستانی و ادیان باستانی و بت پرستی و طاغوت نه تنها به محافظه کاری ارتباطی ندارند بلکه در مغایرت با ان قرار میگیرند.»
@Iranian_Neocon
به قلم: سبحان دانیالی
«برداشت های مختلف و همچنین اشتباه از ایدئولوژی محافظه کاری و سطحی نگری باعث شده که هر گونه ایستادگی در برابر تغییرات توسط عدهای محافظه کاری تلقی شود. محافظه کاری محافظت از هر نوع "حکومت" و هر نوع "سنت" نیست بلکه محافظت از اصول مشخصی همانند ازادی و سنت های اخلاقی و مذهب[ابراهیمیت و یکتاپرستی] است. در گذشته نیاکان انسان ها قبل از یکتاپرستی ادیان محلی گوناگون داشته اند که اکثر ان ها با ازادی و مالکیت و خانواده هسته ای که بنیان جامعه سالم را تشکیل میدهد مغایرت داشتهاند. به گفته امیل دورکیم تقسیم کار و به رسمیت شناختن مالکیت خصوصی توسط ادیان ابراهیمی تمایز یک جامعه متمدن و یک جامعه باستانی بر مبنای جمعگرایی را رقم زد. باید گفت پاگانیسم[بت پرستی و چندخدا پرستی] هیچ گونه ارتباطی با سنتگرایی محافظه کاری ندارد و چه بسا حکومت هایی که بر این مبنا بودهاند اکثرا بر پایه سوسیالیسم و مغایر با ارزش های سرمایه داری شکل گرفته اند که المان نازی یک نمونه از ان ها است که مبنای دینی ان بر پایه بت پرستی اسکاندیناوی بود و هیتلر و هیملر هر دو مسیحیت را به چشم دینی مغایر با ارزش های باستانی اجدادشان[وایکینگ ها] میدانستند و به همین خاطر کلیساهای کاتولیک را تعطیل کردند و مسیحیان را عموما مورد ازار و اذیت قرار میدادند. پایه ترین نظام قبل از باستان در تاریخ بشریت کمون اولیه بوده که انسان بر مبنای ارزش های سوسیالیستی و جمعگرایانه در ان زندگی میکرده و اصولا مالکیت و ازادی و اخلاق که اصول ثابت محافظه کاری هستند در ان مبنا نبودند. حال باید گفت محافظه کاری الزاما برگشت و به گذشته و رجوع به هر گونه سنتی نبوده و نخواهد بود چراکه مذاهب باستانی و محلی بر پایه ازادی و مالکیت و اخلاق و تقدیس ان ها نیستند بلکه حتی در مغایرت با ان قرار می گیرند. همانطور که ادموند برک؛ پدر ایدئولوژی محافظه کاری، مذهب[ابراهیمی] را روح جامعه متمدن و لازمه ترقی اجتماعی میدانست باید گفت محافظه کاری "مذهب" را تنها یکتا پرستی و اصول ابراهیمیت می شمارد و سنت های باستانی و ادیان باستانی و بت پرستی و طاغوت نه تنها به محافظه کاری ارتباطی ندارند بلکه در مغایرت با ان قرار میگیرند.»
@Iranian_Neocon
👏35🤣19👍5👎5🤮3
«حال انکه بهسبب نافرمانیهای ما، بدنش سوراخ شد؛ و بهجهت تقصیرهای ما لِه گشت؛ تادیبی که ما را سلامتی بخشید، بر او امد؛ و به زخمهای او ما شفا مییابیم. همهٔ ما چون گوسفندان، گمراه شده بودیم؛ و هر یک از ما به راه خود رفته بود، اما خداوند تقصیر جمیعِ ما را بر وی نهاد. ازار و ستم دید، اما دهان نگشود؛ همچون برهای که برای ذبح میبرند، و چون گوسفندی که نزد پشمبرندهاش خاموش است، همچنان دهان نگشود»
«اشعیا باب ۵۳»
@Iranian_Neocon
«اشعیا باب ۵۳»
@Iranian_Neocon
❤🔥27👍3👎3😁2🔥1🤯1
«سیاستهای سوسیالیستیِ پهلویِ دوم چنان مانند دست شکستهای به گردنِ طرفداراناش افتاده که مجبورند یکی به نعل بزنند و یکی به میخ. از طرفی با افتخار و وقاحت مثالزدنیای، پهلویِ دوم را «لنینِ اریائی» مینامند [که البته بهدرستی هم مینامند]؛ از طرفی هم از مخالفانِ پهلوی بابت اینکه پهلوی را سوسیالیست میدانند ناراضیاند و معتقدند ایشان سوسیالیست نبوده و مخالفاناش از اصلاحات ارضی «خوانش سوسیالیستی» دارند. دربارهی طرفدارانِ پهلوی دو حالت وجود دارد. یا انها به اندازهی ارزنی بت خود را نمیشناسند و یا از پذیرش سخنانِ خود مرحوم هم عار دارند؛ که البته مورد دوم محتملتر بهنظر میرسد. چرا که مرحوم خودش معتقد بود سوسیالیسمِ انقلاب سفیدش، یک سوسیالیسم تازه و مدرن است»
پینوشت: منبعِ سخنان پهلویِدوم، کتاب مصاحبه با تاریخ نوشتهی اوریانا فالاچی، جلد دوم، صفحهی ۱۴ میباشد
@Iranian_Neocon
پینوشت: منبعِ سخنان پهلویِدوم، کتاب مصاحبه با تاریخ نوشتهی اوریانا فالاچی، جلد دوم، صفحهی ۱۴ میباشد
@Iranian_Neocon
🔥34👎28👍10👏6🤮4
Iranian Neo-conservative
«محافظه کاری، محافظت از هر سنت و عقیدهای نیست» به قلم: سبحان دانیالی «برداشت های مختلف و همچنین اشتباه از ایدئولوژی محافظه کاری و سطحی نگری باعث شده که هر گونه ایستادگی در برابر تغییرات توسط عدهای محافظه کاری تلقی شود. محافظه کاری محافظت از هر نوع "حکومت"…
«سیاست نازی ها در قبال کلیسا در مناطقی که به المان بزرگ الحاق کرده بود، در شدیدترین حالت خود بود، جایی که آنها به طور سیستماتیک کلیسا را برچیدند. رهبران ان را دستگیر کردند، روحانیون ان را تبعید کردند، کلیساها و صومعه ها را بستند. بسیاری از روحانیون به قتل رسیدند. الفرد روزنبرگ که یک نئوپاگان[بت پرست اسکاندیناوی] بود در کتابش "افسانه قرن بیستم" میگوید: اکنون متوجه شدهایم که ارزشهای عالی مرکزی کلیساهای رومی و پروتستان مانع از قدرتهای ارگانیک مردمان تعیینشده توسط نژاد نوردیک انها میشود،انها باید تغییر کنند.»
«https://en.m.wikipedia.org/wiki/Nazi_persecution_of_the_Catholic_Church_in_Germany»
@Iranian_Neocon
«https://en.m.wikipedia.org/wiki/Nazi_persecution_of_the_Catholic_Church_in_Germany»
@Iranian_Neocon
🤯21👍10👎2❤1👏1