Iranian Neo-conservative
«در همان سالهای فعالیت حزب رستاخیز و بهعنوان بخشی از نقشهی راه پوپولیستیِ ان، حکومت، کارزار تثبیت قیمتها را اغاز کرد. اقدامی در جهت کنترل تورم افسارگسیخته. هدف از اینکار، درمان مشکل تورم از راه تثبیت قیمت مصرفکننده در سطح خردهفروشی بود. این کارزار موجی…
بسیاری از وقایع و رویدادها ریشه در تاریخِ یک ملت دارند. وقتی سر نخ تئوریتوطئهپردازیها و دائیجانناپلئونیسم و شیونهای علیه غرب را میگیریم، با پارادوکسی به عمقِ تاریخ مواجه خواهیم شد که اختلاف تفکر انتقادیِ تودهها و دولت را نشان میدهد. در این ویدئو بشنویم نرخ تورم را از زبان خود پهلویِ دوم و علت تورم که شباهت بسیاری با تحلیل تودهها در مواجه با وقایعِ تاریخی و سیاسی دارد.
@Iranian_Neocon
@Iranian_Neocon
👍31👏4❤3🤣3
«روشنفکران و بازار داغ پستمدرنیسم و اتئیسم»
به قلم: سبحان دانیالی
«امروزه هرانچه از تمدن و هرانچه برای ما هنجار نامیده میشود بهطور کلی در اذهانِ عمومیِ تودهها دستخوش تغییر شده است. اموزهها و دستاوردهای اخلاق، بهطور کل زیر سوال رفته و روشنفکران که نانبهنرخروزخورهائی هستند که در طول تاریخ، به هر جهتی که باد به نفع انها وزیده بودهاند، هنجارهای اجتماعی را زیر سوال بردهاند که بدون انها حتی زندگیِ امروزی بهشکلِ فعلی ممکن نبوده است. به گفتهی هانس هرمان هوپه: «برای مبارزه با روشنفکری، هم به علم نیاز است و هم شجاعت!»؛ در عقاید روشنفکران، انچه ادیانِ ابراهیمی بهعنوان اسلوب تمدن نام بردهاند بهعنوان مثال: مالکیت خصوصی، خانواده، اخلاق و وجدان، نجابت و اعتقاد به خالق، نفی شده و از انها بهعنوانِ "ارتجاع" نام برده شده است. منظور از روشنفکر تنها تئوریسینهای مکاتب فرانکفورت و روانشناسانِ روانیای همانند کینزی و جان مانی نیستند. منظور تمام اقشار متعفنی هستند که امروزه در شبکههای اجتماعی و تریبونِ رسانهها که ان را ازادی بیانِ "بورژوائی"، بهقول خودشان، و محصولِ مالکیت خصوصی که سرمایهداری در اختیارشان گذاشته است میدانند، در عین وقاحت مشغول به لجنپراکنی علیه پایههای تمدنِ انسانی هستند. همانطور که پدر محافظهکاری، ادموند برک، خطاب به پارلمان گفته است «یک محافظهکار، در حین حفظ کردن، باید توانائیِ تغییر دادن هم داشته باشد»، بهعنوانِ یک محافظهکار، ایستادن بر علیه این تروریستهای اجتماعی وظیفهی تمام محافظانِ تمدن و ازادیست»
#Smash_cultural_Marxism
@Iranian_Neocon
به قلم: سبحان دانیالی
«امروزه هرانچه از تمدن و هرانچه برای ما هنجار نامیده میشود بهطور کلی در اذهانِ عمومیِ تودهها دستخوش تغییر شده است. اموزهها و دستاوردهای اخلاق، بهطور کل زیر سوال رفته و روشنفکران که نانبهنرخروزخورهائی هستند که در طول تاریخ، به هر جهتی که باد به نفع انها وزیده بودهاند، هنجارهای اجتماعی را زیر سوال بردهاند که بدون انها حتی زندگیِ امروزی بهشکلِ فعلی ممکن نبوده است. به گفتهی هانس هرمان هوپه: «برای مبارزه با روشنفکری، هم به علم نیاز است و هم شجاعت!»؛ در عقاید روشنفکران، انچه ادیانِ ابراهیمی بهعنوان اسلوب تمدن نام بردهاند بهعنوان مثال: مالکیت خصوصی، خانواده، اخلاق و وجدان، نجابت و اعتقاد به خالق، نفی شده و از انها بهعنوانِ "ارتجاع" نام برده شده است. منظور از روشنفکر تنها تئوریسینهای مکاتب فرانکفورت و روانشناسانِ روانیای همانند کینزی و جان مانی نیستند. منظور تمام اقشار متعفنی هستند که امروزه در شبکههای اجتماعی و تریبونِ رسانهها که ان را ازادی بیانِ "بورژوائی"، بهقول خودشان، و محصولِ مالکیت خصوصی که سرمایهداری در اختیارشان گذاشته است میدانند، در عین وقاحت مشغول به لجنپراکنی علیه پایههای تمدنِ انسانی هستند. همانطور که پدر محافظهکاری، ادموند برک، خطاب به پارلمان گفته است «یک محافظهکار، در حین حفظ کردن، باید توانائیِ تغییر دادن هم داشته باشد»، بهعنوانِ یک محافظهکار، ایستادن بر علیه این تروریستهای اجتماعی وظیفهی تمام محافظانِ تمدن و ازادیست»
#Smash_cultural_Marxism
@Iranian_Neocon
🔥27👍7👎6❤3👏2😁1
«برای مصرفکننده در اتحاد شوروی، هر کالائی به جز نان، کلم، سیبزمینی و ودکا، کالای لوکس محسوب میشد»
«Gronow, Jukka. Caviar with Champagne: Common Luxury and the Ideals of the Good Life in Stalin's Russia. p. 33»
@Iranian_Neocon
«Gronow, Jukka. Caviar with Champagne: Common Luxury and the Ideals of the Good Life in Stalin's Russia. p. 33»
@Iranian_Neocon
🤣41👍10🤯2😁1🤮1
«روشن است که به چه معنائی ما مارکسیست نیستیم و به چه معنائی سوسیالیست هستیم. مارکس بهعنوانِ یک اصلِ علمی و کلی، اقتصاد را زیربنای انسان میگیرد و ما درست برعکس، بههمیندلیل با سرمایهداری دشمنیم و از انسانِ بورژوازی نفرت داریم و بزرگترین امیدی که به سوسیالیسم داریم این است که در ان، انسان، ایمان و اندیشه و ارزشهای اخلاقیِ انسان، دیگر روبنا نیست»
«علی شریعتی»
@Iranian_Neocon
«علی شریعتی»
@Iranian_Neocon
🤮66👏8😁3👍2🤯2👎1
«توقف رشد بخش خصوصی، گسترش فاصلهی میانِ استانداردهای زندگیِ شهری و روستائی و افزایش تکیهی دولت بر عواید مستقل، یعنی عواید ناشی از انحصار محصولات و درامدهای نفتی، مهمترین میراث دورهی پهلویِ اول بودند. وابستگیِ دولت به شهروندان و مالیات ناچیزی که میپرداختند، هرچه کمتر میشد و حکومت که پیوسته نامحبوبتر میشد، برای محافظت از خود باید پولِ بیشتری صرف ارتش و پلیس میکرد. حکومت برای اینکه حضور خود در تقریبا همهی بخشهای صنعت را حفظ کند، باید تبدیل به بزرگترین کارفرمای کشور میشد. این روند، با اندک استثنائاتی، در سراسر دورهی پهلوی و پس از ان، حفظ شد. این شروعِ مصیبتی بود که اقتصاد سیاسیِ ایران تا الانهم بدان دچار است. اقتصاد دورهی پهلویِ اول، مانند دیگر اقتصادهای دولتی، ثابت کرد که بهشدت ناکارامد است و این ناکارامدی، میراث دیگریست که از دههای به دههای دیگر منتقل شده»
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
👍40👎16😐5❤2😁1🤮1👌1
«تراکم قدرت لزوما موجب تمرکز دستگاه اداریِ دولت نمیشد. میدانیم که ایران در عهد قاجار، شبکهی اداریِ گستردهی متمرکزی [بوروکراتیک] نداشت.»
«یرواند ابراهامیان، استبداد شرقی، ژورنال بینالمللی مطالعات خاورمیانه، صفحهی ۳۱»
«حکومت مطلقه همیشه تمرکز قدرت و تمرکز اداری به بار نمیاورد. این دو لازم و ملزوم یکدیگر نیستند؛ از جمله حکومت مطلقه، هم با دولت فدرال سازگار است هم با جوامعِ پادشاهیِ غیر متمرکزی مثل اسپانیا، اتریش و پروس تا زمانِ انقلاب فرانسه؛ تمرکز اداری در فرانسه نه در دورهی سلطنت مطلقه بلکه پس از سقوط ان به اوج رسیده است.»
«امیل لوس، گسترش دولت مدرن، صفحهی ۴۴»
@Iranian_Neocon
«یرواند ابراهامیان، استبداد شرقی، ژورنال بینالمللی مطالعات خاورمیانه، صفحهی ۳۱»
«حکومت مطلقه همیشه تمرکز قدرت و تمرکز اداری به بار نمیاورد. این دو لازم و ملزوم یکدیگر نیستند؛ از جمله حکومت مطلقه، هم با دولت فدرال سازگار است هم با جوامعِ پادشاهیِ غیر متمرکزی مثل اسپانیا، اتریش و پروس تا زمانِ انقلاب فرانسه؛ تمرکز اداری در فرانسه نه در دورهی سلطنت مطلقه بلکه پس از سقوط ان به اوج رسیده است.»
«امیل لوس، گسترش دولت مدرن، صفحهی ۴۴»
@Iranian_Neocon
❤🔥20👍8👎3🤮2🤣2
«تمایلِ مردم زمانهی ما به اینکه بهمحض نپسندیدنِ چیزی خواستار ممنوعیت انچیز از سوی حکومت شوند، و امادگیِ انها برای پذیرش چنین ممنوعیتهائی حتی وقتی با مضمونشان اصلا موافق نیستند، نشان میدهد ذهنیت بندگی تا مغز استخوانشان نفوذ کرده است. به سالها خودتربیتی نیاز است تا رعیت به شهروند تبدیل شود. انسانِ ازاد باید بتواند تحمل کند همنوعانش به گونهای متفاوت از انچه او درست میپندارد، زندگی و عمل کنند و باید این عادت را ترک کند که تا چیزی را نپسندید، پلیس را صدا بزند»
«لودویگ فون میزس»
@Iranian_Neocon
«لودویگ فون میزس»
@Iranian_Neocon
👏37👍6👎2❤1
«بسیار ابلهانهست که صنایعِ تسلیحاتی، مقصر شروعِ جنگ معرفی شوند. صنایعِ تسلیحاتی بهایندلیل پدید امد و عظمت چشمگیری یافت که دولتها و ملتهای تشنهی جنگ، تمنای تسلیحات داشتند. یاوهی محض است اگر بخواهیم گمان کنیم ملتها از سر لطف به کارخانههای توپسازی، به سیاست امپریالیستی روی اورده بودند. صنعت تسلیحاتی نیز مانند هر صنعت دیگری بهایندلیل پدید امد که نیازی را تامین کند. اگر ملتها ترجیح میدادند بهجای خمپاره و مواد منفجره، چیزهای دیگری تهیه کنند، کارخانهداران نیز همان چیزهای دیگر را تولید میکردند، نه اینها را»
«لودویگ فون میزس»
@Iranian_Neocon
«لودویگ فون میزس»
@Iranian_Neocon
👍47👎6❤2👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در دههی ۷۰، چپها و بهخصوص انارشیستهای چپ و همچنین دموکراتها از واژهی "لیبرال" استفاده کردند و بهتدریج امروزه در لغت واژگانِ سیاسی در امریکا، لیبرال و چپگرا به یک شخص اطلاق میشوند. در حالی که یک لیبرال تمام ارزشهایش متفاوت است و بهکلی مشی متفاوتی با یک چپگرا دارد. بههمینخاطر دموکراتهای امروزی همانند جو بایدن و کاملا هریس و باراک اوباما و سوسیالدموکراتهائی همانند برنی سندرز هیچ شباهتی با یک لیبرال نداشته و ندارند و مشی یکسانی با چپگراها دارند. در این ویدئو دنیس پراگر، مجریِ محافظهکار امریکائی و نویسنده، به این موضوع بهطورکامل پرداخته است.
@Iranian_Neocon
@Iranian_Neocon
👍34👌5👎3💯1
❤🔥26🤮14👍6😢6👎4😁1
«در دههی ۱۹۳۰، واردات کالاهای خارجی در اتحاد شوروی بسیار محدود بود. شعار رسمیِ حزب این بود که «در زمینهی کالاهای مصرفی، از نمونهی کشورهای پیشرفتهی سرمایهداری، چیزهای زیادی میتوان یاد گرفت»؛ مقدار کمی از کالاهای خارجی وارد میشد، مطالعه میشد و کپی میشد؛ سپس این نسخههای شورویِ [کپیشده] از کالاهای مصرفیِ خارجی، از طریق کانالهای مصرف، توزیع میشدند»
«Gronow, Jukka. Caviar with Champagne: Common Luxury and the Ideals of the Good Life in Stalin's Russia. p. 71»
@Iranian_Neocon
«Gronow, Jukka. Caviar with Champagne: Common Luxury and the Ideals of the Good Life in Stalin's Russia. p. 71»
@Iranian_Neocon
🤣30👍6😁1
Iranian Neo-conservative
«روشنفکران و بازار داغ پستمدرنیسم و اتئیسم» به قلم: سبحان دانیالی «امروزه هرانچه از تمدن و هرانچه برای ما هنجار نامیده میشود بهطور کلی در اذهانِ عمومیِ تودهها دستخوش تغییر شده است. اموزهها و دستاوردهای اخلاق، بهطور کل زیر سوال رفته و روشنفکران که ن…
«نظام اشتراکی یا کمونیسم موجود در اقوام بدوی [کمون اولیه]، در واقع محصول ضروریِ انسجام ویژهایست که فرد را در گروه مستحیل میکند و جز را به کل میپیوندد. مالکیت در حقیقت چیزی جز برونگستردگیِ شخصیت فردی و تسری ان بر اشیا نیست. از لحاظ علمی، خودپرستی رفتاریست که چگونگیِ ان را تصورات و رفتار خود ما تعیین میکند. وجدانِ فردی در هر فرد متفاوت است؛ در حالیکه در جوامعِ بدوی، به گونهای دیگر و جمعی بود. جایگاه فرد در جامعه که در اغاز صفر بود، به موازات پیشرفت تمدن [تقسیمکار و ایجاد طبقات اجتماعی] وسیعتر میشود. در نزد فرد متمدن، خودپرستی حتی تا درون تصورات عالیِ او نیز وجود دارد. این خودپرستی حتی با دگردوستی در میامیزد زیرا دگردوستی تابعی از منش شخصی و ویژگیهای ذهنیِ ماست.»
«امیل دورکیم، دربارهی تقسیم کار اجتماعی»
@Iranian_Neocon
«امیل دورکیم، دربارهی تقسیم کار اجتماعی»
@Iranian_Neocon
👍19👏2😁1🤮1
Iranian Neo-conservative
«سوسیالیستها دشمنانِ طبقهی کارگر هستند» به قلم: آیدین باقری «انسانها بواسطهی ارادهی ازاد و حقِ انتخاب است که انساناند. اگر ارادهی ازاد از انسان گرفته شود، انسان به مرحلهی حیوانیت سقوط میکند. در نظام سرمایهداری، میلیونها کارفرمای خرد و کلان وجود…
«در ۱۶ مارس ۱۹۱۹، چکا [پلیس مخفیِ شوروی] به کارخانهی پوتیلوف هجوم برد. صدها کارگری که دست به اعتصاب زده بودند، دستگیر شدند و حدود ۲۰۰ نفر از انها، بدون محاکمه اعدام شدند. اعتصابهای متعددی در بهار سال ۱۹۱۹ رخ داد. کارگرانِ گرسنه بهدنبالِ دریافت جیرهی غذائیِ مطابق با جیرهی سربازان ارتش سرخ بودند. انها همچنین، خواستار حذف امتیازات بلشویکها، ازادیِ مطبوعات و انتخابات ازاد شدند. پلیس مخفی، تمام اعتصابهای کارگران را با دستگیری و اعدام، سرکوب کرد»
«Werth, Bartosek et al. Black Book of Communism: Crimes, Terror, Repression. pp. 86–87»
@Iranian_Neocon
«Werth, Bartosek et al. Black Book of Communism: Crimes, Terror, Repression. pp. 86–87»
@Iranian_Neocon
😢26👍3😱3🤮2❤1😁1🤬1
«تودهی ایرانی و عقدهگشائی در برابر مدرنیته»
به قلم: آیدین باقری
«تودههای ایرانی درطول یکقرن گذشته به ایدئولوژیهای مختلفی چنگ زدهاند. با اینکه این ایدئولوژیها درظاهر اهداف متفاوتی را دنبال میکردهاند اما هستهی مشترک همهی انها، ضدیت با تجارت ازاد و نظام سرمایهداری و در یککلام، ضدیت با رفاه مصرفکنندهی ایرانی بوده است. منشا گسترش تمام این ایدئولوژیها، غالبا به تولیدکنندهها و تجار و بازاریهای انحصارطلبی میرسد که توانائیِ رقابت با محصولات ارزانتر و باکیفیتتر کشورهای پیشرفتهی سرمایهداری را نداشتهاند و با ترویجِ ایدئولوژیهائی مانند کمونیسم روسی، ناسیونالیسم المانی، برنامهریزیِ مرکزیِ فرانسوی و بنیادگرائی، خون مصرفکنندهی ایرانی را مکیدهاند و ازادی و حق انتخاب را در راستای تحکیم انحصارات اقتصادیِ خود، از انها سلب کردهاند. این انحصارگران همیشه تعدادی از روشنفکرانِ شبهتحصیلکرده و اوباش اکادمیک را به خود جذب کردهاند و انهاهم به نوبهی خود، عدهای از تودههای نادان و غالبا کمبرخوردار را تبدیل به سیاهیلشکر ایدئولوژیهای وحشیانهی خود میکنند. حقیقتا میتوان تمام ایدئولوژیهای ضدسرمایهداریای که در یک قرن گذشته بر فضای سیاسیِ ایران تاثیرگذار بودهاند را ایدئولوژیهائی دانست که منشا مادی و روانیِ انها حسادت، کمبودها و ناتوانیهای شخصی، و کارکرد انها سیطرهی انگلهای انحصارگر بر بازار و عقدهگشائیِ تودههای شکستخورده بوده است»
@Iranian_Neocon
به قلم: آیدین باقری
«تودههای ایرانی درطول یکقرن گذشته به ایدئولوژیهای مختلفی چنگ زدهاند. با اینکه این ایدئولوژیها درظاهر اهداف متفاوتی را دنبال میکردهاند اما هستهی مشترک همهی انها، ضدیت با تجارت ازاد و نظام سرمایهداری و در یککلام، ضدیت با رفاه مصرفکنندهی ایرانی بوده است. منشا گسترش تمام این ایدئولوژیها، غالبا به تولیدکنندهها و تجار و بازاریهای انحصارطلبی میرسد که توانائیِ رقابت با محصولات ارزانتر و باکیفیتتر کشورهای پیشرفتهی سرمایهداری را نداشتهاند و با ترویجِ ایدئولوژیهائی مانند کمونیسم روسی، ناسیونالیسم المانی، برنامهریزیِ مرکزیِ فرانسوی و بنیادگرائی، خون مصرفکنندهی ایرانی را مکیدهاند و ازادی و حق انتخاب را در راستای تحکیم انحصارات اقتصادیِ خود، از انها سلب کردهاند. این انحصارگران همیشه تعدادی از روشنفکرانِ شبهتحصیلکرده و اوباش اکادمیک را به خود جذب کردهاند و انهاهم به نوبهی خود، عدهای از تودههای نادان و غالبا کمبرخوردار را تبدیل به سیاهیلشکر ایدئولوژیهای وحشیانهی خود میکنند. حقیقتا میتوان تمام ایدئولوژیهای ضدسرمایهداریای که در یک قرن گذشته بر فضای سیاسیِ ایران تاثیرگذار بودهاند را ایدئولوژیهائی دانست که منشا مادی و روانیِ انها حسادت، کمبودها و ناتوانیهای شخصی، و کارکرد انها سیطرهی انگلهای انحصارگر بر بازار و عقدهگشائیِ تودههای شکستخورده بوده است»
@Iranian_Neocon
👏29👍10👎2🤮2🤣2🔥1
«برای تامینِ هزینهی ساخت خطاهن، در سال ۱۳۰۶ انحصار شکر را اعمال کردند و پس از ان، نوبت انحصار فروش و صادرات تریاک و پس از ان، تنباکو و اقلام دیگر شد. یکی از نشانههای تحولِ زمانه ان بود که کنترلِ دولتیِ تجارت، هیچ مقاومتی از سوی بازار در پی نداشت. این انحصارات، علت دیگر بیانگیزگیِ بازاریان بود که نمیگذاشت از الگوهای کوچکمقیاسِ معامله و شبکهسازی، بهسمت سرمایهگذاری در بخشهای مالی و صنعتیِ مدرن حرکت کنند؛ ضعف بازار و تضعیف نسبیِ کسبوکار تجار بازاری، بهمعنای اسیب دیدنِ اصناف و تجار دونپایه یا میانمایه بود. شبکهی بانکداریِ جدید هم سیطرهی دولت بر فضای اقتصادیِ مملکت را تقویت کرد و بازار را بیشتر کنار زد»
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
«عباس امانت»
@Iranian_Neocon
👍26🤬3🤣2❤1👎1
Iranian Neo-conservative
«این باور که ایستادگی علنی خزعل در مقابل رضاخان یک توطئه انگلیسی برای بسیج فئودالیست ها بر ضد "تمرکز و پیشرفت بورژوا دموکراتیک" بوده است مطلقا بی اساس است.آن ها[ایرانیان] همچنین باید با شنیدن این موضوع که رئیس بخش شرقی وزارت خارجه انگلیس به محض شنیدن خبر تاجگزاری…
«در عمدهی قرن حاضر، نظر غالب دربارهی انقلاب مشروطه این بوده که انقلابی بورژوائی بوده است. نهتنها روشنفکرانِ مارکسیست، بلکه اکثریت عظیمی از سایر تحصیلکردگانِ متجدد نیز بر این باور بودهاند. تنها نظر موجود دیگر این بوده که کل نهضت را توطئهی انگلیسیها برای کوتاه کردن دست روسها از ایران قلمداد میکرده است. این نظر، میان نسلهائی شایع بود که مستقیم یا غیرمستقیم از انقلاب مشروطه حمایت کرده اما بعدها پشیمان شدهاند. حتی این حقیقت که پس از قرارداد ۱۹۰۷ روس و انگلیس، سفارت انگلیس در تهران چشم بر انقلاب بسته بود، نتوانست نظر هوادارانِ تئوریتوطئه را عوض کند. مشابه نظر انها را بسیاری از طرفدارانِ انقلاب ۱۹۷۷-۱۹۷۹ داشتند؛ که بعد مدعی شدند که انقلاب کار انگلیس یا امریکا و یا هردو بوده و گروگانگیریِ دیپلماتهای امریکایی در تهران را خود امریکا طراحی کرده و جنگ ایران و عراق هم امریکا و دولتهای غربیِ دیگر به راه انداختهاند!»
«همایون کاتوزیان، دولت و جامعه در ایران»
@Iranian_Neocon
«همایون کاتوزیان، دولت و جامعه در ایران»
@Iranian_Neocon
👏15👍10👎2😁2❤1
«از نقطهنظر ازادیهای اساسیِ انسان، نمیتوان از میانِ کمونیسم، سوسیالیسم و نازیسم، یکی را برگزید. انها همگی نمونههائی از دولت جمعگرا یا استبدادیاند؛ دولتی که در اصولِ اساسیِ ان، نهتنها سوسیالیسم و کمونیسم به یک اندازه نقش دارند، بهسختی میتوان بین ان و فاشیسم، تفاوت قائل شد»
«ایوور توماس، معاونِ وزیر امور خارجه در امور مستعمرات بریتانیا»
@Iranian_Neocon
«ایوور توماس، معاونِ وزیر امور خارجه در امور مستعمرات بریتانیا»
@Iranian_Neocon
👍25😐3❤1🤮1
Iranian Neo-conservative
«دولت بر علیه سرمایهداری» به قلم: سبحان دانیالی «امروزه در فضای اکادمیک سیاسی و اقتصادی به واسطهی هژمونیِ رسانهای چپ [که انتونیو گرامشی ان را ابزار تسلط ایدئولوژیک میدانست] تصویری متخاصم و استثمارگر از سرمایهداری غالب است. کافیست سرچی ساده در اینترنت…
«گفته میشود که لنین اعلام کرده است که بهترین راه برای از بین بردنِ نظام سرمایهداری، بیاعتبار کردنِ پول [تورم] است. با ادامهی روند تورم، دولتها میتوانند بخش مهمی از ثروت شهروندانِ خود را مخفیانه و بدونِ مشاهده، مصادره کنند. با این روش، نهتنها مصادره میکنند، بلکه خودسرانه مصادره میکنند. و درحالیکه این فرایند، بسیاری را فقیر میکند، در واقع برخی را غنی میکند. مطمئناً لنین حق داشت. هیچ وسیلهی ظریفتر و مطمئنتری برای واژگون کردنِ پایههای موجود جامعه جز بیارزش کردنِ پول وجود ندارد. با ادامهی تورم و نوسانات شدید ارزش واقعیِ پول از ماه به ماه، همهی روابط دائمیِ بین بدهکاران و طلبکاران، که شالودهی نهائیِ سرمایهداری را تشکیل میدهند، بهقدری بینظم میشوند که تقریباً بیمعنی میشوند؛ و روند کسب ثروت، به یک قمار و قرعهکشی تبدیل میشود»
«جان مینارد کینز، پیامدهای اقتصادیِ صلح ۱۹۱۹، صفحات ۲۴۸-۲۳۵»
@Iranian_Neocon
«جان مینارد کینز، پیامدهای اقتصادیِ صلح ۱۹۱۹، صفحات ۲۴۸-۲۳۵»
@Iranian_Neocon
👍35🤣5❤2🤬1
«قبل از انعقاد پیمانِ مولوتف-ریبنتروپ میان المانِ نازی و اتحاد شوروی در سال ۱۹۳۹، دیپلماتهای هردو کشور به زمینههای مشترک خود پرداختند؛ با در نظر گرفتنِ اینکه «یک عنصر مشترک در ایدئولوژیهای کشورهای المان، ایتالیا و اتحاد شوروی وجود دارد و انهم، مخالفت با دمکراسیهای سرمایهداری میباشد»
«Fest, Joachim C. Hitler. pp. 589–90»
#فاشیسم_و_کمونیسم_دو_روی_یک_سکهاند
@Iranian_Neocon
«Fest, Joachim C. Hitler. pp. 589–90»
#فاشیسم_و_کمونیسم_دو_روی_یک_سکهاند
@Iranian_Neocon
👍38👎3❤2👏1😁1